لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ به دنبال نوابیغ!

امیر ناظمی

⭕️ تیپ‌شناسی نوابیغ
نوابیغ اصطلاحی طنزآمیز است که اشاره به بیغ‌هایی دارد که احساس خودنابغه‌پنداری دارند. آن‌ها کسانی هستند که مدعی حل مسئله‌های غیرممکن یا بسیار دشوار می‌شوند. نوابیغ همان کسانی هستند که قوانین مسلم فیزیک و ریاضی را نقض می‌کنند.

نخستین بار این واژه را «عفت چهره‌گشا» و «عبادالله محمودیان» از اعضاء هیات علمی دانشگاه شریف، در خبرنامه انجمن ریاضی ایران (شماره ۱۰۳) در بهار ۱۳۸۴ از اصطلاح «نوابیغ» استفاده کردند. نوابیغ البته به دلیل تعددشان خیلی زود تبدیل به واژه‌ای شناخته‌شده در سطح پژوهشگران شد.

نویسندگان مقالهٔ «نوابیغ»، در آن زمان ۴ دسته از نوابیغ را شناسایی کردند، هرچند امروز ما با دسته‌های جدیدی از آن‌ها نیز آشنا شده‌ایم! آن ۴دسته عبارت بودند از:
1️⃣کسانی که سعی می‌کنند ناممکن‌ها را ممکن سازند: مثلا کسانی که سعی در حل مسائلی چون تثلیث زاویه دارند یا تلاش می‌کنند موتور بدون سوخت بسازند. به عبارتی آن‌ها مدعی موضوعی هستند که از نظر علمی امکان‌ناپذیر است!

2️⃣مدعیان حل مسئله‌های حل‌نشده معروف: مثلا کشف فرمولی برای تولید تمامی اعداد اول، آن هم با روش‌های ابتدایی.

3️⃣بنیان‌گذاران نظریه‌های بی‌اساس: اين افراد مدعی بنيان‌گذاری نظريه‌های بی‌پايه‌ای هستند که البته از نظر خودشان بسيار مهم است! به نحوی که حتی جهان را متحول می‌کند. مثلا کسانی که نظریه نامرئی‌کردن اجسام هستند (صرف‌نظر از اینکه غیرممکن است (دسته۱) اما نظریه‌ای بی‌اساس هم هست!)

4️⃣رد کنندگان اصول اثبات شده: افرادی که تلاش می‌کنند اصول اثبات شده ریاضی و فیزیک را نقض کنند. مانند ادعای درست نبودن قانون اول ترمودینامیک!

⭕️ پیامدهای نوابیغ
در مقاله نوابیغ به خوبی به یکی از ویژگی‌های اصلی نوابیغ اشاره شده است: «آن‌ها برای ثبت تئوری خود سراغ مقامات و مسئولين رده بالای کشوری می‌روند و حتی ممکن است به بالاترين مقام کشور نيز رجوع کنند»!

نویسندگان مقاله ادامه داده‌اند: «نوابيغ ممکن است هر کدام به تنهائی به مراجع زيادی رجوع کنند که با اين عمل با توجه به نامه‌های مختلف موجب اتلاف وقت بزرگی می‌شوند. مثلاً موردی به نام آقای X مقاله خود را به ۱۰۰ مرجع مختلف فرستاده بود که به قول خود چون از نوشتن همه آن‌ها عاجز بود به ناچار به دستگاه کپی متوسل شده بود! اين آدم‌ها از رجوع به مقامات و مسئولين خسته نمی‌شوند و اگر در برخورد با اين آدم ها دقت نکنيم ممکن است دچار يک دردسر اساسی شويم. مثلاً يکی از اساتيد دانشگاه در جواب يکی از همين نوابيغ مقاله‌ای را برايش فرستاده بود که به خاطر اين کار آن شخص ايشان را به دادگاه کشاند»!

نوابیغ آن‌قدر در میان دستگاه‌های دولتی چرخ می‌زنند تا از سر بداقبالی و ناآگاهی مسوول آن نهاد و شانس نوابیغ، بدترین اتفاق اجتماعی روی می‌دهد: اعتماد آن نهاد به نوابیغ!

در این لحظه نوابیغ می‌توانند یک‌تنه همه چیز را نابود کنند:
1️⃣سرمایه ملی: نوابیغ برای اجرای طرح‌های خود از منابع عمومی استفاده می‌کنند، استفاده‌ای که مشخصا به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد!

2️⃣تخریب اعتماد عمومی: نوابیغ با ادعایی که دروغ بودن‌اش مشخص می‌شود، اعتماد عمومی را سلاخی می‌کنند. آن‌ها با شکستی که در ادعای خود می‌خورند، تنها خود را قربانی نمی‌کنند، بلکه اعتماد عمومی به توانستن را نابود می‌کنند.

3️⃣خداحافظ نوآوری: پشتیبانان نوابیغ روزی متوجه دام ادعای دروغ می‌شوند، و از آن پس دیگر به سراغ هیچ امر نویی نخواهد نرفت!

☑️ توصیه راهبردی
در مقاله نوابیغ، به خوبی به ما هشدار می‌دهند که مواجهه با نوابیغ هم سخت و هم در اغلب اوقات منجر به شکست ما می‌شود؛ چرا که آنان به مانند یک بیمار توهم‌انگارانه دیگران را نفی می‌کنند تا در تصویری که می‌سازند، خودشان نابغه‌ای جلوه کنند که درگیر تنگ‌نظری و عدم درک آدمیان شده‌اند.

نوابیغ حتی شما و سازمان شما را تهدید می‌کنند و ادامه ادعایشان آن است که این اختراع یا کشف را به دیگران واگذار خواهند کرد و آن روزی را برای شما تصویر می‌کنند که شما متهم به فراری دادن سرمایه‌ای ملی شده‌اید.

در مقاله، به ۴ دسته از مخاطبین اشاره می‌شود: «دسته سوم، دفاتر مقامات و مسئولين مملکتی است که تصور می‌کنيم در موارد بسياری تشخيص اين عده از نوابيغ برايشان کاری دشوار است... لذا به دفتر مقامات پيشنهاد می‌کنيم اگر بررسی اين ادعاها برايشان مهم است، از تعدادی از کارشناسان دعوت کنند که به رسيدگی آن‌ها بپردازند. انجمن‌های علمی می‌توانند معرف اين کارشناس‌ها باشند.»

آن‌ها ۱۵سال پیش خطر شکل‌گیری نوابیغ‌پروری را هشدار دادند. مقاماتی که ادعاهای بزرگ را دوست دارند و البته متخصص آن حوزه نیستند؛ نخستین قربانییان‌اند! مبارزه با دروغ بزرگ نیاز به یک برخورد بزرگ هم دارد؛ وگرنه ما با سازمان‌های نوابیغ‌پروری روبه‌رو خواهیم شد که به مخالفین‌اش برچسب غرب‌زده می‌زند!
Forwarded from شبکه توسعه
راهنماي سر کار گذاشتن مقامات ارشد
(قسمت اول، گزارش ضخیم)

 محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


گيج کردن با گزارش ضخيم

⭕️ يکي از راه‌هايي که کارمندان، کارشناسان و مديران دولتي آگاهانه يا از سر ناآگاهي براي گيج، خنثي و فلج مغزي کردن مقامات ارشد به‌کار مي‌گيرند، نوشتن گزارش‌هاي حجيم، قطور، مملو از متن و با ضخامت است.

⭕️ پرونده‌های بسياري روي ميز مقامات اداري ارشد (احتمالاً نودونه درصد آن‌ها) وجود دارد که در کنار زماني که براي جلسات، رفت و آمد بين جلسات در شهر و ارتباطات سياسي صرف مي‌کنند، سبب مي‌شود هرگز فرصتي براي خواندن زياد و صرف کردن وقت بسيار براي متون ضخيم و حجيم نداشته باشند.

⭕️ شما با آگاهي از اين موضوع مي‌توانيد براي هر بار که خواستيد موضوع مهمي را گزارش کنيد، يک گزارش ضخيم و تا حد ممکن پرابهام، داراي زبان مغشوش و در هم ريخته محتوايي، اما شکيل براي مقام ارشد ارسال کنيد. او فرصت خواندن ندارد و ذهن درگير هزاران مسأله‌اش پردازش نمی‌کند.

⭕️ مقامات ارشد در مقابل چنين گزارش‌هايي چند سناريو دارند. فکر مي‌کنند تخصصي‌تر از آن است که بفهمند، مثل بقيه گزارش‌هاي اداري مزخرف است يا مطلب آن‌قدر مهم است که بايد به يک بخش تخصصي ارجاع کرد. سرنوشت غالب اين گونه گزارش‌ها، ارجاع به سلسله مراتب اداري است. شما در اين لحظه موفق شده‌ايد.

⭕️ گزارش ارجاع‌شده، در سلسله مراتب مي‌چرخد، هر کارمند و کارشناسي آن‌را به بغلي ارجاع مي‌دهد (بازي بغلي بگير اپيزودهاي طنز مهران مديري را به ياد بياوريد) و در نهايت به احتمال بسيار زياد شما گزارش داده‌ايد، کلي چرخيده است و اتفاقي هم نمي‌افتد.


بهبود‌هاي کوچک عليه گزارش‌هاي ضخيم

اگر مدير و مقام ارشد هستيد، براي اين‌که نگذاريد کارشناسان و مديران‌تان شما را سرکار بگذارند و زمان‌تان را بدزدند، مي‌توانيد از روش‌هاي زير استفاده کنيد:

☑️ براي زيردستان خود مشخص کنيد که گزارش‌ها و نامه‌هايي با حداکثر چند صفحه/کلمه را مي‌خوانيد.

☑️ گزارش‌هاي ضخيم‌تر از حد مشخص شده‌ را صرفاً با گزارش خلاصه‌شده بپذيريد.

☑️ معياري براي خلاصه‌سازي مشخص کنيد و براي مثال هر پنجاه صفحه گزارش مي‌تواند در يک صفحه خلاصه و ارسال شود.

☑️ مشخص کنيد که گزارش بايد خيلي صريح و روشن باشد و به تصميم‌گيري کمک کند. هدف از ارسال گزارش بايد به دقت مشخص شده باشد.

☑️ ارسال کننده گزارش‌هاي ضخيمي را که به تصميم‌گيري کمک نمي‌کنند، ابهام را افزايش مي‌دهند و به دليل فرصت نداشتن براي مطالعه (نه انجام کار تخصصي روي آن) بايد به سلسله مراتب ارجاع دهيد، توبيخ و تنبيه کنيد.

☑️ آدم‌هاي متخصصي در هر سازمان لازم است که خلاصه کردن متون را بدانند. اين‌ها کارمندان اداري ساده وامانده از همه جا نيستند، بلکه احتمالاً متخصص‌ترين، دست به قلم‌ترين و فهيم‌ترين کارکنان سازمان هستند که قادرند زمان شما را از دست «دزدان زمان» نجات دهند.

سخن آخر
اگر مقام و مدير ارشدي هستيد که روي ميزتان پر از گزارش‌هاي ضخيمي است که فرصت نداريد آن‌ها را بخوانيد و به سلسله مراتب ارجاع مي‌دهيد و به تصميم‌گيري شما کمک نمي‌کنند، «دزدان زمان» در حال بر باد دادن عمرتان هستند.

#دزدان_زمان
#گزارش_ضخيم

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
پی‌نوشت
حل مشکلات نظام اداري براي تقويت ظرفيت حکومت ضروري است. من از آن‌جا که به بهبودهاي کوچک باور دارم، تلاش مي‌کنم در مجموعه‌اي از يادداشت‌ها شماري از مشکلات و راهکارهاي پيشنهادي براي بهبود را طرح کنم. اين متون شايد براي انديشيدن بيشتر به وضعيت نظام حکمراني کمک کنند.
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ کرونا، لطفا بمان و ماموریتت را تمام کن!

نویسنده: دکتر محسن رنانی _ اقتصاددان
تلخیص و بازتنظیم: محمد فاضلی _ جامعه شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


دکتر محسن رناني نامه مفصلي (۴۶۰۰ کلمه) به «ويروس مبارک کرونا» نوشته و اثراتش بر جامعه ايران را برشمرده است. نامه او، درسي در سياست‌گذاري و حکمراني است. منتخبي از اين نامه را اینجا آورده‌ام. لينک کل نامه در انتهاي این يادداشت هست.

⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنه‌های بی‌نظیر مهربانی و همدردی و همراهی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه می‌گذارند ببینیم و اشک همدلی بریزیم.

⭕️ تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی، اندیشمندان و روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعه مسلمانان را وارد شرایط بی‌نظیری برای تجربه دینداری‌های شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.

⭕️ کرونا تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، به‌جای نوشتن تفاهم‌نامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین امکانات و تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.

⭕️ کرونای عزیز تو آن‌چنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سال‌ها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آن‌ها بودند،‌ آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، هم‌چنان آرامش برقرار است و هیچ‌چیزی آسیب نمی‌بیند.

⭕️ تو هم‌چنین برای ما روشن کردی که می‌شود ۸۰ درصد از زندانیان کشور آزاد باشند و می‌توان بدون هیچ آسیبی به امنیت جامعه، به شیوه‌هایی بهتری آنان را مراقبت کنیم و به ایفای حقوق و انجام وظایفی که بر عهده دارند رهنمون کنیم.

⭕️ کرونا تو به ما نشان دادی که می‌توان عزیزانی را که دار فانی را وداع می‌گویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برای‌شان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روح‌شان کرد؛ و هزینه‌هایی که صرف مراسم‌های متعدد می‌کردیم را برای شادی روح آنان صرف گره‌گشایی از مشکلات جامعه کنیم.

⭕️ کرونا این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد می‌گیریم که می‌شود با هزینه‌ای اندک، در آرامش و سادگی، و بی‌هیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد. ما هم داریم می‌آموزیم که ازدواج جوانان‌مان را آسان بگیریم تا نسل جوان ما بتواند طعم عشق وسادگی را در زندگی بچشد.

⭕️ کرونای مبارک به ما نشان دادی که چقدر مقامات هر کشوری می‌توانند با برقراری ارتباط موثر و گفت‌وگوی صمیمانه و نزدیک، روراست و صادقانه با مردم، به جامعه خود اطمینان و آرامش بدهند. همچنین به مقامات ما خاطر‌نشان کردی که می‌شود بدون خطابه و سخنرانی، در سکوت، کار کرد، عمل کرد و مدیریت کرد.

⭕️ کرونا نشان دادی که می‌شود همه قوای حکومت همکارانه بر فوری‌ترین و اصلی‌ترین نیازهای جامعه متمرکز شوند و با مدیریتی آرام و به‌دور از شعار و هیجان، فقط رفاه و سلامت جامعه را مد نظر قرار دهند.

⭕️ کرونا آگاه‌مان کردی که برای مدیریت کارآمد یک موقعیت ویژه، نه‌تنها کل نظام سیاسی باید قیام کند، بلکه کل جامعه نیز باید به تصمیم مدیران، اعتماد و از آن پشتیبانی و با آن همکاری کند.

⭕️ تو در آرامش و بدون شتاب، کاری را خواهی کرد و ساختار سیاسی ما را در برابر انتخاب‌های مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاش‌های صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخابات‌ها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.

⭕️ تو نشان دادی که توزیع قدرت و تفویض اختیار در سراسر کشور چقدر مدیریت حوادث ناگهانی را آسان می‌کند و موجب عملکرد مؤثر و فعال مقامات استانی می‌شود.

⭕️ کرونا ما را متوجه کردی که زمان بازسازی و شفافیت نظام تأمین اجتماعی کشور فرارسیده است، به‌گونه‌ای که بخش‌های مهم جمعیت که مشاغل موقت و روزمزد و پاره‌وقت دارند، تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار گیرند تا در این موقعیت‌های ویژه‌ بتوان قشرهای کم‌درآمد را حمایت کرد.

کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.
لینک اصل نامه

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ خروج از سیاست یا نبرد با بوروکراسی
علی سرزعیم

در فیلم خروج حکایت کشاورزانی روایت می‏‌شود که زمین‌های آن‌ها و محصولاتشان قربانی یک فعالیت عمرانی یک دستگاه اجرایی شده است. دست آن‌ها به جایی بند نمی‌شود و نهایتا برای عرض تظلم و درخواست رسیدگی با تراکتور روانه تهران می‏‌شوند تا شخصا رئیس جمهور را ببینند. در این مسیر اگرچه داستان‌ها و اتفاقات جالبی رخ می‏‌دهد، نهایتا وقتی به نزدیک تهران می‌رسند آن‌ها را به قم و حرم هدایت می‏‌کنند اما در آنجا تنها موفق به دیدار با مشاور رئیس جمهور می‏‌شوند. سرخورده از این امر راهی تهران می‏‌شوند اما محافظان پاستور نهایتا آن‌ها را متوقف می‏‌کنند و در اینجا فیلم متوقف می‏‌شود.

⭕️ به باور اینجانب محتوای این فیلم نسبت به اولین فیلم‌های حاتمی‏‌کیا تغییر نکرده است. در همه آن‌ها نبرد با بوروکراسی یا دیوان‏سالاری دیده می‏‌شود. در فیلم آژانس شیشه‏‌ای چون دیوان‏‌سالاران به وضعیت یک مجروح شیمیایی رسیدگی نمی‏‌کنند دوستش مجبور به گروگان‏‌گیری می‌شود. در فیلم بادیگارد، مسئول امنیتی است که به قهرمان فیلم گیر می‏‌دهد و او را رها نمی‌کند تا بفهمد که آیا در انجام وظیفه‌اش قصور کرده یا نه. اتفاقا در آن فیلم تصویر مسئولان سیاسی بسیار منفی‏‌تر از تصویر فیلم خروج از رئیس جمهور است.

⭕️ حاتمی‏‌کیا نظام اداری را نمی‌پسندد و مثل توده مردم آن را کاغذبازی‌های غیرضرور می‏‌داند و معتقد است نظام اداری چارچوب‌هایی ایجاد می‌کند که همواره سوراخ است یعنی برخی افراد ذی‌حق در آن قربانی می‌شوند و مطالبه حق‌شان نادیده گرفته می‌شود. حاتمی‌کیا در آژانس شیشه‌ای و بادیگارد نظام جایگزینش را معرفی نمی‌کند اما در فیلم خروج بدیل مطلوب وی رونمایی می‌شود: ملاقات حضوری!

⭕️ ملاقات حضوری بن مایه تبلیغات سیاسی شخصیت‌های مختلفی بوده است (شهید رجایی، مرحوم هاشمی شاهرودی و دکتر قاضی‏‌زاده هاشمی) و در محمود احمدی‏‌نژاد این الگو به اوج می‏‌رسد. در همه آن‌ها یا بازدید سرزده اهمیت دارد یا ملاقات حضوری با توده مردم صورت می‏‌گیرد و مردم نامه به دست خسته از ناشنوایی نظام اداری و مسئولان واسط، عرض حال خود را مستقیما با رئیس جمهورشان انجام می‌دهند.

⭕️ آقای حاتمی‏‌کیا با این فیلم نشان داد که هیچ درسی از تجربه گذشته نگرفته است. ما یا باید رویه‌هایی تعریف کنیم که مطالبات تمامی‏‌ناپذیر انسان‌ها در روال‌های مشخصی ارزیابی شود یا باید این امر به تشخیص‏‌های صلاحدیدی واگذار شود. حال خوب است از ایشان سوال شود که آیا تصمیمات مبتنی بر صلاحدید شخصی آقای احمدی نژاد در امور مختلفی که در سفرهای گوناگون اتخاذ می‏‌شد توانست گره توسعه‏‌نیافتگی کشور را باز کند؟ بله روشن است که هرچیزی می‏‌تواند دچار آفت شود و آفت دیوان‏‌سالاری و نظم اداری نیز کاغذبازی است. اگر کاغذبازی انسان‌ها را دلزده می‌کند و نظم اداری موجود ناکاراست راه‏‌حل بهم‏‌زدن این نظم و ایجاد آشفتگی است یا اصلاح آن؟ بله انتقاد به دیوان سالاری برای آدمی در جامعه پرستیژ می‌آورد اما نگاه خیرخواهانه در گرو دفاع از وجود نظام دیوان‏‌سالاری مستحکم و در عین حال کارآمد است. مفاسد بزرگی که رخ داده در بسیاری از موارد از طریق دور زدن دیوان‏‌سالاری صورت گرفته است. نظام کارشناسی مستقر در دیوان‏‌سالاری ترجمه عقلانیت در تمشیت امور است. اگر وجود نظام کارشناسی را نمی‌پسندیم و خواستار حذف آن هستیم باید تبعات آن را هم بپذیریم. آیا آقای حاتمی‏‌کیا آمادگی پذیرش این هزینه را دارد؟

⭕️ فراموش نکنیم که فقط موارد حق استثنایی نیست که نظام اداری ممکن است آن را رد کند بلکه انبوهی از مطالبات ناحق است که نظام اداری ناگزیر است مانند یک فیلتر آن‌ها را سرند کرده و کنار بزند. فراموش نکنیم که همیشه منابع برای تخصیص دولت و حکومت محدود است و نیازها خصوصا در یک کشور توسعه‌نیافته نامحدود! بنابراین گزینش خواسته‏‌ها و مطالبات امر ناگزیری است. این گزینش می‏‌تواند مورد به مورد توسط عالی‏‌ترین مقام اجرایی صورت گیرد و یا می‏‌تواند به شکل نظام‏‌مند توسط دستگاه‏‌های اداری انجام شود. با توجه به حجم قوانین و تنوع موضوعات، روشن است که تشخیص‌های صلاحدیدی افراد مسئول غالبا مغایر با قانون و یا متناقض با هم و پرخطا از آب در می‌آیند. بنابراین گزیری نداریم از آن که نظام اداری و دیوان‏‌سالاری داشته باشیم و در عین حال تلاش کنیم که آن را روزآمد کرده و از آفت‌های محتمل دور کنیم.

☑️ تجویز راهبردی
بیاییم به جای سرزنش نظام دیوانی و آرزوی امحاء آن، اصلاح نظام دیوانی را طلب کنیم. این امر قطعا با کاهش مداخلات دولت، کاهش نیاز به مجوز در بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، بهبود فضای کسب‏‌وکار، اصلاح رویه‏‌ها و هوشمندسازی آن‌ها و نهایتاً اصلاح کادر اداری ممکن است. در این صورت دیگر نیازی به ارتباط مستقیم با مسئولان و بازدیدهای سرزده نخواهد بود.

@I_D_Network
@ali_sarzaeem
Forwarded from شبکه توسعه
هنرمندان غیرنفتی نفت
(به بهانه خداحافظی نجف دریابندری)
امیر ناظمی

⭕️ غول‌ها در سرزمین نفتی
نجف دریابندری از مدرسه‌اش که فرار کرد، یک راست رفت شرکت نفت. آن روزهای ایران، نفت جریان خون کشور بود. آن‌جا بود که مدام از واحدی به واحدی منتقل شد، از کارگزینی و کشتیرانی و .. نهایت کشتی‌اش در بخش انتشارات این شرکت آرام گرفت؛ بوی سرب با روح‌اش سازگار درآمد.

آن‌جا ترجمه می‌کرد، خبر تولید می‌کرد و البته به روایت ابراهیم گلستان که آن روزها مدیر روابط عمومی شرکت نفت بود گاه زیرنویس فیلم‌های انگلیسی هم تهیه می‌کرد.

البته آن روزها ابراهیم گلستان هنوز پدرخوانده روشنفکری و ادبیات و هنر نشده بود، اما آن‌قدری شناخته شده بود که شبکه‌ای از بزرگان را بسازد. او بود که کتاب‌های همینگوی و فاکنر را به نجف داد، و نجف سال‌ها بعد شد میراث زنده ایران تا امروز که شده است شادروان.

در آن روزها اما بسیاری از بزرگان دیگر نیز در شرکت نفت مشغول بودند: صادق چوبک، اسماعیل فصیح و عزت‌الله فولادوند. این‌ها به غیر از افرادی است که با شرکت نفت پروژه‌ای کار می‌کردند مانند فروغ فرخزاد!

شاید برای ما با عینک امروزمان عجیب باشد: ادبیات ایران کجا و شرکت نفت کجا! و دقیقا مشکل امروز ما همین‌جاست؛ جایی که دیوارهای روشنفکری و صنعت چنان از هم دور شده‌اند که حضور یکی از روشنفکران در صنعت، وهن جامعه روشنفکری است و حضور صنعت در ادبیات و هنر، پول دور ریختن!

ادبیات ایران تنها از نفت ننوشیده است، بلکه بسیاری از صنایع ایران زمانی تصویر و هویت‌شان را با کمک هنرمندان و ادیبان ساختند. آن‌ها هم از صنایع بهره داشتند، بسیار کم، اما همان اندک هزینه، همان زیر یک درصد هزینه‌ای که برای انتشارات و رفاهیات کارمندان می‌شد (در قالب باشگاه) ثمره‌اش شد بزرگان ادبیات!

پول نفت اینجا برکت داشت، چون ادبیات و هنر بیش از پول نیاز به شبکه‌سازی و پیوندها دارد. نفت تنها تسهیل‌گر دیدار گلستان‌ها و دریابندری‌ها شد، وقتی یکی به دیگری کتاب درست را معرفی می‌کند و آن دیگری در ساعات فراغت کاری‌اش اولین ترجمه همینگوی را کار می‌کند! هرچند سال‌ها این دو بزرگ با هم آشتی نداشته باشند.

⭕️ سرریز اقتصاد
صنعتی‌شدن یک اتفاق اقتصادی نبوده است و بیشتر تغییر نحوه زندگی بوده است. اقتصاد، فناوری و صنعت همواره شکل‌دهنده به فرهنگ بوده‌اند. این جمله ما را یاد کتاب‌هایی مانند «تکنوپولی» می‌اندازد که در آن «فناوری بر فرهنگ غلبه یافته است» و این فناوری است که فرهنگ امروز ما را می‌سازد.

اما سرریز (Spillover) اقتصاد و صنعت، یعنی همین فضاسازی برای بروز فرهنگ و هنر به پشتیبانی و حتی بهره‌برداری اقتصاد و بنگاه‌ها. شرکت نفتی که در هیات مدیره آن روزهایش بزرگ‌مردی مانند محمدعلی موحد را پذیرا است، پس عجیب هم نیست که می‌شود مرکز استعدادپروری، آن هم در فرهنگ و ادبیات!

جدایی راه حوزه کسب‌وکار و حوزه فرهنگ؛ بازی باخت-باخت است. اگر امروز کمتر شرکت‌هایی با هویت می‌شناسیم که وقتی برندشان را در ذهن می‌آوریم گره بخورد با یک حس دوستی، افتخار یا اعتماد، یک دلیل‌اش همین دیوارهای بلند صنعت و روشنفکری است. حالا روشنفکری ما می‌تازد به صنعت افسارگسیخته و صنعت ما می‌ترسد از روشنفکرها.

⭕️ خلق چشم‌انداز مشترک
تا همین چند سال پیش واژه «مسوولیت اجتماعی شرکتی» (CSR) پیونددهنده میان جوامع محلی و کسب‌وکارها بود؛ اما امروز واژه «خلق چشم‌انداز مشترک» (CSV) جانشین پررنگ‌تر آن شده است. جایی که شرکت‌ها فراتر از مسوولیت می‌توانند بازی‌های برد-برد بسازند و چشم‌اندازهای مشترک خلق کنند.

سهم اندک هزینه‌های انتشارات و روابط عمومی شرکت نفت امروز و شرکت نفت دهه ۳۰ و ۴۰ تفاوتی نکرده است؛ اگر آن روزها خانه بزرگان روشنفکری بود و امروز نیست؛ دلیل‌اش بودجه نیست؛ دلیل این تفاوت بهره‌وری که روزی از آن پول اندک بزرگ‌مردان و بزرگ‌زنانی فرصت رشد یافتند و امروز کمتر چنین است؛ فقدان نگاه‌های آشتی‌جویی فرهنگ و اقتصاد است.

شاید اگر محمدعلی موحدها بر صندلی‌های مدیریت و هیات مدیره شرکت‌های بزرگ بودند، همان سهم کم درست تخصیص داده می‌شد. شاید اگر قواعد به‌کارگیری نیروها تغییر می‌کرد، اگر فرهنگ جایی در میان راهبردهای شرکت‌های بزرگ ایران بود، ما بیشتر و بیشتر نجف دریابندری‌ها داشتیم.

فکر کنیم به هوشنگ ابتهاج وقتی شرکت سیمان بود یا به سیاوش کسرایی وقتی وزارت مسکن بود و مدیر روابط عمومی صنایع بهشهر شد، به حلقه کانون پرورش فکری کنیم وقتی احمدرضا احمدی، کیارستمی و ... در آن مشغول به کار هستند؛ و بعد فکر کنید به انبوه ردیف‌های بودجه فرهنگی در کشور یا به هزینه‌های تبلیغاتی بنگاه‌های بزرگ که اغلب نه تجربه می‌آفرینند و نه خاطره‌ای، تنها بیلبوردی می‌شوند که نه کسی یادش می‌آید و نه کسی وفادار برندش!

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@ShareNovate
Forwarded from شبکه توسعه
چگونه مقامات و مدیران را سر کار بگذاریم؟
(قسمت دوم: اسلایدهای سرِ کاری)

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


اغلب مقامات و مدیران جلسه دوست دارند، گونه جلسه‌گریز آن‌ها کمتر رؤیت شده است. جلسه را از آن جهت دوست دارند که نظام اداری ظرفیت کارشناسی و رویه‌های مولّد مسئولیت‌پذیری ندارد و مدیران پایین‌دست اغلب تصمیم نمی‌گیرند و تصمیم‌سازی نمی‌کنند، و تصمیم‌گیری به عهده مقامات و مدیران ارشد گذاشته می‌شود. آن‌ها هم اغلب برای شناخت وضعیت و تقسیم کردن بار مسئولیت تصمیم بر شانه‌های تعدادی زیادتر، ترجیح می‌دهند جلسه تشکیل دهند. 

اغلب تعدادی «جلّاس گردگو» یعنی کسانی که بسیار جلسه می‌روند و آن‌قدر بی‌خاصیت و گرد حرف می‌زنند که هیچ خطری متوجه‌شان نشود، در جلسه حاضر می‌شوند. اسلاید خوراک همیشگی این گونه جلسات است. شما اغلب احتیاج دارید اسلایدهایی ارائه کنید که نشان دهد کار کرده‌اید، اما دست آخر گرهی هم از کار باز نکنند. اسلایدی که منجر به تصمیم شود، مسئولیت دارد و دردسر درست می‌کند. شما می‌توانید برای ارائه اسلایدها راهبرد زیر را اجرا کنید.

1⃣ حداقل دو برابر تعداد دقایق زمان جلسه اسلاید تهیه کنید. برای جلسه‌ای یک ساعتی، ۱۰۰ تا ۱۲۰ اسلاید آماده کنید.

2⃣ اسلایدها را شلوغ تهیه کنید. انبوهی از اعداد و ارقام، متن، شکل و نمودار را داخل هر اسلاید بچپانید.

3⃣ ده بیست اسلاید اول را به کلیات، مقدمه و تاریخچه اختصاص دهید.

4⃣ در هر اسلاید یک نکته مبهم و مناقشه‌برانگیز که وقت جلسه را بگیرد قرار دهید.

5⃣ هنگام ارائه اسلایدها، آن‌ها را روی پرده نمایش داده و سرتان را زیر بیندازید و عیناً از روی هر اسلاید بخوانید. اگر پرسیدند این اسلاید چه چیزی را نشان می‌دهد، دوباره همان مطالب را این بار با طول و تفصیل بیشتر ارائه کنید.

6⃣ اسلایدها را رفت و برگشتی طراحی کنید، به گونه‌ای که دائم لازم باشد به اسلایدهای قبلی برگردید و دائم روی اسلایدها پیشروی و پسروی کنید.

7⃣ متن و جدول اسلایدها را به رنگ‌های مختلف آرایش کنید تا مخاطب محو تماشا شده و سرگیجه بگیرد.

8⃣ اگر اعتراض شد که چرا به اصل حرف و اسلایدهای اصلی نمی‌رسید، بگویید لازم است تاریخچه بحث برای همه روشن شود. 

این هشت راهبرد را که به‌کار بگیرید، به احتمال قوی هیچ وقت هیچ جلسه‌ای به انتهای اسلایدهای شما نمی‌رسد. هر بار وارد می‌شوید و اسلایدها را از نو ارائه می‌دهید. همیشه اسلایدها نیمه‌کاره می‌مانند و مقام و مدیر مجبور است خودش تصمیم بگیرد، مسئولیت بپذیرد و شما کارتان را درست انجام داده‌اید.


⭕️ اگر مقام یا مدیر هستید
سر کار نروید، هیچ موضوع مهمی نیست که نشود در حداکثر ۶ تا ۱۰ اسلاید خوب طراحی‌شده ارائه کرد.

پیش از ارائه اسلایدها، گزارش مکتوبی را که اسلایدها از آن استخراج شده‌اند تحویل بگیرید. اجازه ندهید اسلایدی ارائه شود که مبتنی بر گزارش مکتوب نباشد. بدترین گزارش، همان نسخه چاپ شده اسلایدهاست. کلاه سرتان نرود.

اگر کارشناسان و مدیران شما ده‌ها اسلاید به جلسه آورده‌اند، همه‌شان را به انضمام اسلایدها از جلسه بیرون کنید، آمده‌اند شما را سر کار بگذارند.

کارشناس یا مدیری که اسلایدهایش پر از اعداد و ارقام و متن است، بالاخص اعداد و ارقامی که به هیچ کاری نمی‌آیند، توبیخ کنید، اصلاً با کفش بزنید.

تهیه‌کننده هر مجموعه اسلایدی را که حاوی اطلاعات منجر به تصمیم نیست، توبیخ کنید، او را هم با کفش بزنید.

ارائه‌دهنده‌ای را که سرش را زیر می‌اندازد و در حالی که خودتان سواد دارید تا از روی اسلایدها بخوانید، از روی متن اسلایدها می‌خواند و حضورش هیچ ارزش افزوده‌ای ندارد، بیرون کنید و دیگر به هیچ جلسه‌ای راه ندهید.

اگر اسلایدهای تکراری با رنگ و لعاب متفاوت را هر بار در جلسات می‌بینید، تردید نکنید که تهیه‌کننده را توبیخ کنید.

⭕️ سخن آخر
ارائه اسلاید باید ابزاری برای نمایش بهتر، صراحت بیشتر و استفاده مناسب از ابزارهای تصویری به منظور ارائه اطلاعات خلاصه و دقیق، اجماع‌سازی و نزدیک‌تر کردن مدیر به حذف برخی گزینه‌های سیاستی و اخذ تصمیم درست باشد. اگر بعد از مشاهده شماری اسلاید، گیج‌تر و گنگ‌تر از گذشته شده‌اید، بدانید #دزدان_زمان وقت شما را دزدیده‌اند و سر کارتان گذاشته‌اند.

کارشناس و مدیری که نتواند اسلاید خوب تهیه کند، شایسته جایگاهش نیست، و مدیر و مقامی که اجازه دهد اسلایدهای بد ارائه شوند ...


(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ خدا علی را نیامرزد!؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی


زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد» که او این رسم را فراگیر کرد. منظور او چه بود؟ رسم هم‌ترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند.

این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنی‌های او بیش از اینهاست! به ۷ نمونه اشاره می کنم.

1⃣ به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج.

2⃣ امروزه می‌شنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخست‌وزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسوولیت یا بعدش محاکمه می‌شوند و این را نشانه آزادی و عدالت می.دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی. یک رییس قبیله؟ نه یک شهروند معمولی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد و جالب تر اینکه پذیرفت! اعتراف می‌کنم همین که او توسط یک شهروند معمولی اقلیت غیرمسلمان به دادگاه فراخوانده می‌شود و در دادگاه حاضر می‌شود هنوز برای من قابل هضم نیست. چه برسد به محکوم شدنش!

3⃣ خود را بدهکار مردم می‌دانست نه طلبکار. حتما شنیده‌اید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگ‌ها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان می‌پخت و با بچه‌ها بازی می‌کرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین می‌کرد. و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمین‌های پهناور. علی خاضعانه گفت: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد.

4⃣ به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن می‌گفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیت‌المال می‌آمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است.

5⃣ زمانی که در جنگ‌های عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید می‌داد (و نه اینکه صرفا توصیه اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ...

6⃣ کافیست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که می‌‌آید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سال‌هاست در ذهن من و شما نشسته چه بخواهیم چه نخواهیم. اما به ما نگفتند که در یکی از جنگ‌ها، ۱۲ هزار نفر از متعصب‌ترین افراد اعلام جنگ کردند. صبورانه با آن‌ها گفت‌وگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیست‌های جنگی آن است که در جنگ با کمترین خونریزی فاتح شوند و علی اینگونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ...

7⃣ او با زندانیان (البته گفتم که زندانی سیاسی نداشتند) مانند یک انسان برخورد کرد. گفته می‌شود تا قبل از او زندانیان در چاه‌های عمیق و به شیوه‌ای غیرانسانی نگه داری می‌شدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد.
هنجارشکنی‌های او بسیار بیشتر از این حرف هاست.

☑️تجویز راهبردی:
شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته علی گریه نکنیم. برای خود گریه کنیم. اصلا فرق علی شکافت که ترک در دانسته‌های من و تو ایجاد شود. که فرق ذهنیت‌ها، تعصب‌های و جاهلیت‌های من و تو شکافته شود. عجیب است ما برای کسی گریه می‌کنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن یگانه بی نظیر تاریخ و نور خاموشی ناپذیر خداوند؛ علی(ع) آمرزیده شویم.

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ سیاست‌گذار آیینه‌ به دست!
امیر ناظمی

⭕️ خرد جمعی
فرانسيس گالتون در ۱۹۰۶ از یک مسابقه تفریحی توانست نتایج بزرگی بگیرد. در این مسابقه افراد در مقابل ۶ پنس می‌توانستند وزن گاوی را که می‌دیدند، حدس بزنند. بهترین حدسی که به واقعيت نزدیک بود، برنده مسابقه بود.

مجموعا ٧٨٧ نظر داده شده بود. گالتون و می‌خواست ببیند «خرد جمعی» چه قضاوتی کرده است. او فکر می‌کرد عدد میانگین پیش‌بینی فرسنگ‌ها از واقعیت فاصله داشته باشد، چرا که از ديد او اکثريت قاطع افراد ناتوان از تخمین وزن گاو بودند.

ميانگينِ نظرات جمعيت ۱۲۱۲پوند بود و وزن واقعی گاو ۱۲۰۸پوند! گالتون نوشت: «قضاوت‌های جمعی و دموکراتيک از اعتباری بيش از انتظار برخوردارند».

⭕️ دموکراسی و خرد جمعی
دموکراسی همان باور عملی مردم به این واقعیت است:
«خرد جمعی» از درک تک تک آن‌ها بهتر است، هرچند در میان این جمع پر باشد از افرادی که بدترین تصمیم‌گیری‌های شخصی را دارند!

در حقیقت ما چاره‌ای نداریم تا باورکنیم دموکراسی و خرد جمعی بهتر از ۹۹.۹ درصد تک تک ماها برآورد می‌کند! چرا که حتی اگر برآیند جمع اشتباه کند و مثلا اولویت‌های نادرستی را برای جامعه‌اش انتخاب کند، به واسطه همان جمعی‌بودن‌اش، آن‌چنان مشروعیت اولویت‌گذاری اشتباه خود را بالا می‌برد که بیش از هر اولویت دیگری برای سیاست‌گذاری مناسب است!

از سال ۱۹۷۰ ژاپنی‌ها بر اساس درک همین واقعیت بود که تلاش کردند تا اولویت‌های صنعتی و فناوری خود را بر اساس یک ادراک جمعی تشخیص دهند. آن‌ها در ۵حوزه اصلی کشور، پرسش‌هایی را از حدود ۲۵۰۰ خبره پرسیدند؛ در خصوص سیاست درست دولت، پیش‌بینی‌ها و مقایسه با سایر کشورها. البته «پاسخ جمعی» را مجددا به همان خبرگان بازگرداند و از آنان خواستند باردیگر به همان پرسش‌ها (ولی این بار با آگاهی از پاسخ دیگر خبرگان) پاسخ دهند (روش دلفی).

این تجربه ژاپنی‌ها آن‌چنان برای سیاست‌گذاران آن کشور نقشی کلیدی ایفا کرد، که از آن سال تا کنون هر ۵ سال این نوع سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی را تکرار می‌کنند؛ تجربه‌ای که امروزه آن را آینده‌نگاری (Foresight) می‌نامیم.

آنان بر خلاف سایر کشورهای آن‌زمان سیاست‌ها را «از بالا به پایین» تعیین نکردند، بلکه با مشارکت خود خبرگان و فعالان بود که سیاست‌گذاری ملی را انجام دادند.

⭕️ آیینه در دست
به نظر می‌رسد سیاست‌گذاری در قرن گذشته ۳تحول را طی کرد؛ که هر کدام را می‌شود با ۳استعاره تعریف کرد:

1️⃣ فرمانده جنگی: در ابتدا سیاست‌گذار خود را در قامت فرمانده‌ای می‌دید که باید هدف و راه را تعیین کند و پیاده‌نظام او بی‌هیچ مشارکتی فرمان‌پذیر اوامر او باشند. سربازانی یک‌شکل که در یک توده معنادار هستند.

2️⃣ رهبر ارکستر: در این دوره سیاست‌گذار خود را در نقش هماهنگ‌کننده‌ای می‌دید که هم‌افزایی می‌آفرید و هر یک از بخش‌ها و دستگاه‌ها با آزادی عمل و تبحر، اما ساز تخصصی و متنوع خود را می‌نواختند؛ تا آهنگی زیبا خلق شود.

3️⃣ آیینه به دست: اما سیاست‌گذار در این دوره و بر پایه آینده‌نگاری، آیینه‌ای به دست دارد که می‌تواند به خوبی چهره جامعه را به خود همان جامعه نشان دهد. جامعه توسعه‌یافته کافی است تصویر خودش را ببیند تا بتواند خود را تصحیح کند و بهترین تصویر آینده‌اش را خلق کند.

در سومین استعاره است که سیاست‌گذار باید مهارت کنار گذاردن سوگیری‌ها، جلب مشارکت و نهایتا بازخورددهی به جامعه را داشته باشد. در این حالت است که خرد جمعی حکم می‌راند، نه هیچ‌کس دیگر؛ خرد جمعی که کم‌اشتباه‌تر از هر فردی است!

سیاست‌گذار آیینه به دست است که فرصت خلق آینده مطلوبی را می‌دهد که خواست جمعی است. به این ترتیب آینده خلق می‌شود؛ نه آن‌که منتظر کشف ما بماند!


پ.ن.: یک تمرین
برای تعیین اولویت‌های خوزه فناوری اطلاعات و بر اساس یادگیری از تجربیات جهانی، تصمیم داریم تا این بار این آیینه را شکل دهیم؛ پرسش‌هایی در ۲۱ حوزه فناوری طرح شده است تا با اتکاء به خرد جمعی به بهترین سیاست‌ها دست یابیم؛ لطفا با پاسخ‌دهی به آن این تمرین را به یک تجربه آینده‌ساز تبدیل کنید:
app.epoll.pro/2655725

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@ShareNovate
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ به نام ملت به کام سوداگری
علی سرزعیم

کرونا ظهور می‌کند. این واقعه موجب می‏‌شود شاغلان بخش دولتی و عمومی و بنگاه‏‌های بزرگ خانه‏‌نشین شوند ولی نه تنها حقوق خود را کامل دریافت کنند بلکه یک افزایش ۵۰ درصدی در اسفند ماه و یک افزایش ۱۵ درصدی بر اساس بودجه سال ۱۳۹۹ دریافت می‏‌کنند. اما کسانی که در بخش خصوصی هستند و کسب‌وکار خُرد دارند یا در بخش غیررسمی فعالیت دارند با افت شدید درآمد مواجه می‏‌شوند. اگر دولت بخواهد به آن‌ها پول دهد، هجمه بوروکرات‌های دولتی و دانشگاه‌های بوروکرات پرور سر بر می‏‌آورد که چه نشسته‌اید پول پاشی و پوپولیسم در حال وقوع است.

⭕️ خانوارهایی که درآمد ثابت و مشخص و عمدتاً دولتی دارند با افت مخارج شخصی مواجه هستند زیرا سفر نمی‏روند، خریدهای خود را به تعویق می‏اندازند و ... . به همین دلیل پس‏‌اندازی دارند که اگر خرج نکنند با تورم قدرت خرید آن از بین می‏‌رود. در شرایطی که فضای اقتصادی نویدبخش رونق نیست رغبتی به سرمایه‌گذاری وجود ندارد و در نتیجه افراد نسبت به سوداگری شدیدا وسوسه می‏‌شوند. هجوم منابع به بازار بورس رخ می‏‌دهد. شاخص پی‌درپی بالا می‌رود. هجوم شدیدتر می‏‌شود و شاخص شدیدتر افزایش می‏‌یابد و در یک حلقه بازخوردی، دهک‏‌های دارای پس‏‌انداز بیشتر و بیشتر به بورس وارد می‏‌شوند.

⭕️ وقتی که هجوم از حدی بیشتر می‏‌شود این نگرانی ایجاد می‏‌شود که اگر احیانا شاخص فرو ریزد واکنش این حجم افرادی که منابعشان را وارد بورس کردند چه خواهد شد؟ پچ‌پچ‌ها شروع می‏‌شود که این امر می‏‌تواند تبعات امنیتی داشته باشد. کسان دیگری می‏‌گویند که اگر شاخص فرو بریزد مردمی که از این بازار سرخورده می‏‌شوند سال‌های سال به این بازار برنخواهند گشت. در این واویلا برخی روشنفکران و دانشگاهیان هم وارد می‏‌شوند و با طرح نظریات مردم‏‌پسند می‏‌گویند که همه چیز توطئه خود دولت بوده که بورس را داغ کند تا با فروش دارایی‏‌ها در قیمت‌های بالا، کسری بودجه خود را جبران کند. این روشنفکران همان کسانی هستند که زمانی می‏‌گفتند دولت خود نرخ ارز را ۳ تا ۵ برابر کرد تا درآمد ریالی خود را بالا ببرد. ماحصل این حرف‌ها و پچ‌پچ‌ها به یک کلام ختم می‏‌شود: دولت نگذارد شاخص فرو بریزد!

⭕️ حال دولت چگونه نگذارد که شاخص فرو بریزد؟ پاسخ روشن است: منابعی را در صندوق‏‌هایی بگذارد که اگر شاخص نزولی شد آن صندوق در نقش خریدار وارد شود و شاخص را بالا نگه دارد. فرمول خیلی روشن است: بودجه دولت که باید خرج عموم مردم و خصوصا حمایت از اقشار و صنایع آسیب‏‌دیده از کرونا و تحریم شود صرف آن شود تا کسانی که به سودای سوداگری وارد بورس شدند از سوداگری خود زیان نبینند. اگر خوب دقت کنید آن پچ‏‌پچ‏‌ها و طرح دغدغه‏‌ها و این راه‏‌حل‏‌ها و تحلیل‏‌ها از سوی کسانی مطرح می‏‌شود که خود عمدتا در این بازی سهیم و ذینفع هستند.

☑️ توصیه راهبردی
راه‌حل درست نه تضمین سود سوداگری از بودجه عمومی بلکه عرضه ابزاری به نام اختیار فروش (put option) است که نوعی بیمه در برابر افت قیمت سهام یا شاخص محسوب می‏‌شود. افراد اگر هنگام خرید یک سهم نگران باشند که قیمت آن سهم پایین نیاید باید اختیار فروش سهم در قیمت از پیش تعیین‏‌شده‏‌ای را خریداری کنند. در واقع آن‌ها با پرداخت یک حق بیمه، خود را در برابر افت قیمت از یک حد پایین‏‌تر بیمه می‏‌کنند.
چرا این راه حل درست است؟ زیرا افراد باید خود ریسک تصمیمات خود را بردارند یا با پرداخت پول خود را بیمه کنند.

⭕️ آیا این توصیه راهبردی به اجرا در می‏‌آید؟ به احتمال زیاد خیر! دلیل آن این است که اقشار برخوردار و دارای پس‏‌انداز که در چنین سوداگری وارد شدند به خوبی می‏‌دانند چطور می‏‌توانند راه‏‌حل و ایده مخرب خود را به حاکمیت تحمیل کنند. آن‌ها صدای بلندتری دارند و بیشتر می‏‌توانند به حاکمیت فشار وارد کنند. آن‌ها بهتر می‌توانند با بزرگنمایی تهدیدات امنیتی ناشی از زیان خود، حاکمیت را به سمت مطلوب خود سوق دهند.

⭕️ بازنده این وضع چه کسی است؟ اقشار فقیر. اگر بورس فرونریزد شکاف ثروت شدید می‌شود و اگر فرو بریزد بودجه دولت که باید صرف فقرزدایی و ایجاد رونق در حوزه سرمایه‏‌گذاری شود صرف کاهش زیان برخورداران و سرمایه‏‌گذاران در بورس می‌شود. آیا اقشار فقیر می‌توانند راه حل درست را به حاکمیت تحمیل کنند؟ بسیار بعید است زیرا نه منسجم هستند و نه صدایی در رسانه‌ها دارند و نه کسی از میان دانشگاهیان و سیاستمداران و روشنفکران منافع آن‌ها را نمایندگی می‏‌کند.

⭕️ نتیجه این امر چه خواهد بود؟ ظهور یک رکورد جدید در نابرابری با همه تبعات آن.

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@ali_sarzaeem
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ تو بچه بیار، من می‌فروشمش!! (چند می‌گیری بزایی؟)
دکتر مجتبی لشکربلوکی


چندی پیش خبری منتشر شد که قابل تامل بود. هر نوزاد ‌۴۵ میلیون تومان. داستان از چه قرار است؟ باند خرید و فروش نوزادان تازه متولد شده، زنانی را که وضعیت معیشتی مناسبی نداشتند را شناسایی می‌کرده و آن‌ها را با دادن مبلغی پول برای فرزندآوری قانع می‌کردند. این زنان پس از بارداری تا زمان زایمان تحت نظر بودند و در زمان زایمان به یکی از بیمارستان‌ها منتقل می‌شدند. بعد از تولد، مبلغی به مادران آن‌ها داده می‌شد و سپس نوزادان را به کسانی که از قبل با آنان قرارداد بسته بودند، می‌فروختند. مبلغ فروش نوزادان نیز از ۴۵ میلیون تومان شروع می‌شد. همه چیز روتین، منظم و قاعده‌مند!
حال سوال اینجاست که چرا چنین فاجعه‌ای زیر پوست شهرهای ما در جریان است؟ چرا چنین بازار سیاهی بوجود آمده است؟ البته آنچه گفتم نمونه‌ای از بازار سیاه است. بگذارید چند بازار سیاه دیگر را نیز با هم مرور کنیم.
بازار جنسی (ارایه خدمات جنسی)
بازار کلیه (و فروش سایر اعضای بدن)
بازار خرید و فروش بنزین.
بازار مواد مخدر
بازار قاچاق انسان (نمونه اخیرش قاچاق دختران ایرانی به مالزی)

حال سوال اینجاست که چگونه بازارهای سیاه شکل می‌گیرند؟ جواب ساده است به همان شیوه که بازارهای سفید شکل می‌گیرند. بازارها، سازوکاری هستند برای آن که نیازهای جوامع انسانی برطرف شوند و یکی از نقاط تمایز جوامع انسانی از مجموعه‌های حیوانی است. بازار جایی است که یک ارایه‌دهنده کالا یا خدمات با یک دریافت‌کننده کالا داوطلبانه به توافق می‌رسند و تبادل انجام می‌دهند. عینا همان اتفاقی که در بازار سفید (مثلا خرید گوجه از سوپرمارکتی سر محله‌تان) رخ می‌دهد، در بازار مواد مخدر (پارک نزدیک محله تان) نیز رخ می‌دهد با این تفاوت که بازار سیاه روی کالاها و تبادلاتی است که غیرقانونی و غیرمجازند و هر چند که نیاز جوامع انسانی را برطرف می‌کند اما تبعات جانبی نامطلوبی برای جامعه دارد.

حالا برمی‌گردم به همان سوال چرا بازار سیاه شکل می‌گیرد؟ چون همزمان دو نیاز را برآورده می‌کند. نیاز خریدار و نیاز فروشنده. از طرفی عده‌ای هستند که نیازمند فرزند، کلیه، رفع نیازهای جنسی، بنزین و مواد مخدر هستند (خریداران/طرف تقاضا) و از طرفی کسانی هم هستند که نیازمند کسب درآمد هستند (مانند فرزندفروشان، روسپیان، افرادی که بنزین مازاد دارند و .../طرف عرضه).

☑️ تجویز راهبردی:
به جز بگیر و ببند و زندان چه می‌توان کرد؟ به سه پیشنهاد فکر کنیم:
1⃣ تبدیل بازار سیاه به بازار سفید؛ در برخی موارد (و نه در همه موارد) می‌توان بازارهای سیاه را قانونی کرد. به عنوان مثال چندی پیش جمعی اقتصاددانان طرحی را پیشنهاد داده بودند برای شکل‌گیری بازار خرید و فروش سهم بنزین که اگر اجرا می‌شد امروز شاید شاهد بازار سیاه خرید و فروش سهم بنزین نبودیم. یک مثال دیگر، در برخی کشورها بازار خرید و فروش مواد مخدر قانونی است در ابتدا ممکن است عجیب به نظر برسد اما این ایده اجرایی شده.

2⃣ تامین تقاضا به شیوه درست؛ به عنوان مثال وقتی متوسط سن ازدواج بالا می‌رود، نسبت طلاق به ازدواج می‌شود یک به سه (به ازای هر سه ازدواج، یک طلاق ثبت می‌شود)، زندگی مجردی افزایش می‌یابد، فرهنگ بسیار غلط تشریفاتی و سخت گیرانه ازدواج در جامعه وجود دارد آنگاه نیاز جنسی جامعه به شیوه متعارف تامین نمی‌شود و یکی از زمینه‌سازان (و نه تنها علت) شکل‌گیری بازار سیاه خدمات جنسی است. تمام افراد مرجع جامعه ما بويژه دانشگاهیان دردمند و مراجع تقلید باید مسایل انتزاعی و کتابی را رها کنند و تلاش کنند که این مساله واقعی را حل کنند.

3⃣ خشکاندن عرضه؛ وقتی شما هیچ کاری ندارید، هیچ پشتوانه مالی ندارید. هیچ ضامنی ندارید، هیچ مهارتی ندارد و حتی ۴۰ میلیون ناقابل!!! هم ندارید یک پراید دست دوم بخرید و مسافرکشی کنید. از طرفی کارگاه‌ها و کارخانه‌ها تعطیل و نیمه تعطیل می‌شوند و حتی نمی‌توانید به عنوان کارگر ساده فعالیت کنید مجبور می‌شوید که کلیه‌تان را یا بچه‌تان را بفروشید یا کوله‌بری کنید و یا اینکه خودتان را برای یک شب اجاره بدهید.
می‌خواهم روی این سومی تاکید کنم. وقتی به بازارهای سیاه نگاه می‌کنیم، می‌بینیم ریشه مشترک اکثر آن‌ها، معیشت نامطلوب مردم است. اگر نیمی از جامعه ما به نوعی درگیر یکی از بازارهای سیاه باشند این نشانه خطرناکی نیست؟ هر کسی که کلیه‌اش را یا رحم‌اش را یا شرافتش را می‌فروشد یک انسان است و ما در حال ذبح انسانتیم. پیشنهاد می‌کنم برای یک دهه تمام سیاست‌های فرهنگی، سیاسی، بین‌المللی و اجتماعی را در پای اقتصاد قربانی کنیم. یعنی فقط و فقط یک معیار داشته باشیم. هر تصمیمی که می‌گیریم اول تاثیر آن را روی اشتغال و معیشت بسنجیم اگر تاثیر منفی داشت آن را بخاطر معیشت مردم قربانی کنیم.

@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ در این اوضاع اقتصادی، کجا سرمایه‌گذاری کنیم؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی


شرایط کشور دشوار است و پیچیده. عدم قطعیت‌های زیادی پیش روی ما وجود دارد. واقعا آیا می‌شود در چنین شرایطی سرمایه‌گذاری کرد؟ می‌شود استراتژی داشت؟ اصلا کجا سرمایه‌گذاری کنیم؟ نکته اینجاست اگر بخواهیم فقط روی عدم قطعیت‌ها و جنبه‌های منفی فکر کنیم، تا صد سال دیگر هم باید منتظر بمانیم. پس چه باید کرد؟

برای پاسخ دادن به این سوال بگذارید یک مثال بزنم. تصور شما از شرکت والت دیسنی چیست؟ یک شرکت که همه‌اش فیلم‌ها فانتزی و بامزه و شاد می‌سازد. سیندرلا، آلیس در سرزمین عجایب، رابین هود، و سفید برفی. کلا از هفت دولت آزادند و همیشه شاد و خوشبخت هستند. اما وقتی به تاریخچه این شرکت نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که اوضاع همیشه بر وفق مراد هم نبوده و این شرکت مانند شخصیت‌هایش همیشه شاد و شنگول نبوده است.
به عنوان مثال، والت دیسنی با سفیدبرفی به شهرت و محبوبیت رسید اما عمر این دوران شیرین کوتاه بود و با شروع جنگ جهانی دوم، این دوران پایان یافت. با شروع جنگ جهانی دوم، کمپانی والت دیسنی بازارهای اروپایی و خارجی خود را از دست داد. فیلم‌های پینوکیو و فانتزیا که هر دو هنوز هم شاهکارهای تاریخ انیمیشن و سینما محسوب می‌شوند، نتوانستند هزینه‌های خود در بیاورند. شرکت به دلیل وضعیت اقتصادی دوران جنگ، بسیاری از هزینه‌های تولید را کاهش داد و به سختی روزگار می گذارند.

اما والت دیسنی تصمیم گرفت برای ارتش و دولت فیلم‌هایی را تولید کند. آن موقع دولت و نیروهای نظامی نیازمند تاثیرگذاری روی افکار عمومی بودند و این یک فرصت را برای شرکت فراهم کرد. بیش از ۹۰% کارمندان والت دیسنی برای پروژه‌های دولتی-نظامی به کار گرفته شدند. در طول جنگ والت دیسنی بیش از ۴۰۰۰۰۰ قطعه فیلم آموزشی-تبلیغاتی جنگی تولید کرد. تنها در سال ۱۹۴۳ حدود ۲۰۴۰۰۰ قطعه فیلم جنگی تولید شد. والت دیسنی در جریان جنگ جهانی دوم بین ۱۹۴۲ و ۱۹۴۵ درگیر تولید فیلم‌های تبلیغاتی برای دولت آمریکا بود. بنابراین وقتی اوضاع خراب می‌شود و شرایط دشوار، برخی درها بسته می‌شوند و اگر بخواهیم فقط نگاه‌مان را به درهای بسته بدوزیم از دیدن درهای دیگر که تازه باز شده اند غافل می‌شویم.

☑️ تجویز راهبردی:
عدم قطعیت‌ها را ببینید اما از خود بپرسید چه فرصت‌هایی وجود دارند یا چه روندهایی وجود دارند که تقریبا غیرقابل بازگشت هستند یعنی هر اتفاقی که بیفتد این روندها کار خودشان را ادامه می‌دهند و این روندها چه کسب‌وکاری را برای ما فراهم می‌کنند؟ چند مثال می‌زنم.
🔹 روند افزایش استفاده از موبایل برای همه چیز از بانکداری گرفته تا بازی؛ چه کسب‌وکاری می‌توانم در داخل موبایل تعریف کنم؟
🔹 روند کاهش تعداد اعضای خانوار (قبلا در خانواده‌های پنج شش نفره بودیم و الان در خانواده‌های دو سه نفره)؛ این یعنی چه محصول و خدمتی می‌توانم برای خانواده‌های کوچک شده ایرانی ارایه کنم؟
🔹 روند کاهش تعداد فرزندان و رسیدگی بیشتر خانواده‌ها به فرزندان معدود خود؛ خانواده‌ها حاضرند برای تربیت فرزندان خود کجاها هزینه بپردازند؟
🔹 روند سالمند شدن جمعیت کشور؛ جهان در طول ۷۰ سال گذشته حدود پنج سال پیرتر شده است، اما جمعیت ایران متاسفانه در ۶۰ سال گذشته ۱۰ سال پیرتر شده است. خوب در حوزه خدمات نگهداری یا رسیدگی به سالمندان چه سرویس ويژه‌ای می‌توانم ارایه کنم؟
🔹 اگر خیلی‌ها تنها و در خانواده‌های تک نفره زندگی می‌کنند؟ چه نوع لوازم منزلی برای زندگی تک نفره احتیاج دارند؟

خلاصه اینکه؛ آن بخشی از آینده را که می‌توانیم پیش‌بینی کنیم را باید در نظر بگیریم و بر آن اساس تصمیم‌گیری کنیم و قبل از نهایی‌سازی تصمیم، تصیمات خود را با عدم قطعیت‌های کلیدی پیش رو چک کنیم اگر تصمیم ما در برابر عدم قطعیت‌های مهم تاب آورد آن تصمیم را نهایی می‌کنیم و بعد از تصمیم هم البته نمی‌خوابیم، همواره عدم قطعیت‌های کلیدی و همچنین رخدادهای غیرمنتظره دیگر (قوهای سیاه) را رصد کنیم و در صورت نیاز تصمیمات خود را روزآمد کنیم. بخشی از (و نه همه) توسعه و پیشرفت کشور در سطح کلان، مدیون تصمیمات هوشمندانه انبوهی از بازیگران سطح خرد است.
(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@Dr_Lashkarbolouki

📎 پیوست: تحلیلی از ۵ سال آینده کشور (این فایل به شما ایده می‌دهد که حوزه‌های فرصت کجاست؟ و چه استراتژی‌هایی برای سرمایه گذاری و کسب‌وکار می‌توانید داشته باشید)
Forwarded from h b
🔆 سوال جدید نفتی‌ها از آقای «شیخ‌الوزرا»؛
همه دولت آری، کارکنان رسمی صنعت نفت خیر؟/ چرا امتیازات فصل دهم قانون خدمات کشوری در نفت اجرا نمی‌شود؟+ دو لیست مهم

💎 به گزارش انرژی نیوز، تعدادی از کارکنان صنعت نفت با انتشار یادداشتی نوشته‌اند: اسفند پارسال، رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور بخشنامه افزایش ۵۰ درصد امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری مربوط به امتیاز شغلی کارمندان دولت را ابلاغ کرد.

💎 دستگاه‌های اجرایی از افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری تا پنجاه درصد (۵۰ درصد) پس از تصویب دولت و شورای حقوق و دستمزد، منوط به وجود اعتبار در بودجه‌های سنواتی بوده و طی سال‌های گذشته تعدادی از دستگاه‌های اجرایی طبق مقررات و ضوابط قانونی از افزایش امتیازات مذکور استفاده کرده‌اند و تعداد دیگری از دستگاه‌های اجرایی با وجود مصوبه شماره ۱۶۲۸۶۲/ت۵۴۰۵۷ هـ تاریخ ۲۱/۱۲/۱۳۹۵ هیأت وزیران و مصوبه ۲۰/۱۲/۱۳۹۷ شورای حقوق و دستمزد مبنی بر افزایش تا پنجاه درصدی امتیازات فصل دهم، به دلیل عدم وجود اعتبارات مصوب نتوانستند برای کارکنان خود از افزایش مذکور استفاده کنند و این امر منجر به نابرابری و اختلاف در پرداخت‌های نیروی انسانی شده است.

💎 بنابراین با توجه به تأکید رئیس‌جمهوری برای رفع تبعیض و رعایت عدالت در پرداخت‌ها و در راستای اجرای تبصره ۳ ماده ۲۹ و ماده ۳۰ قانون برنامه پنج‌ساله ششم توسعه و اعلام دستگاه‌های اجرایی متقاضی اعمال افزایش امتیازات، مبنی بر امکان اجرای مصوبات مذکور از محل اعتبارات مصوب، به موجب این بخشنامه دستگاه‌هایی که تاکنون کارکنان آنها از مصوبات فوق‌الذکر و دیگر افزایش‌های مشابه در امتیازات برخوردار نشده‌اند می‌توانند از تاریخ ۱/۱۲/۱۳۹۸ نسبت به افزایش تا پنجاه درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری طبق مفاد مندرج در مصوبات مذکور برای کارکنان خود اقدام کنند.

💎 این قانون تقریبا در تمامی ارگان‌های دولتی از ابتدای اسفند پارسال اجرا شد و کارکنان مشمول افزایش 50 درصدی حقوق و مزایای مرتبط شدند اما در وزارت نفت چه اتفاقی افتاد؟

💎 افزایش امتیازات فصل دهم در سال 92 برای کارکنان نفت تصویب شده بود و توسط جناب نوبخت به وزارت نفت ابلاغ گردید وزارت نفت از اجرای آن به بهانه نبود منابع مالی سر باز زد و این درحالی است که این قانون در تعدادی از ارگان‌های دولتی از همان سال اجرا شد (لیست پیوست در عکس اول)

💎 بعد از گذشت چندین سال و تورم بی‌سابقه، سازمان برنامه و بودجه برای جبران اثرات ناشی از این تورم افزایش امتیازات فصل دهم را برای تمامی زیر مجموعه های دولت ابلاغ کرد و در تمامی ارگان ها اجرا شد. (لیست پیوست) متاسفانه این بار هم وزارت نفت، کارکنان این وزارت خانه را لایق این افزایشات ندیده و از اجرای آن در وزارت نفت سرباز زده است.

💎 در حال حاضر کارمندان رسمی وزارت نفت در مناطق غیر عملیاتی از نیروهای پیمانکار و ناظرمشاور نیز کمتر حقوق می‌گیرند و کارمندان اقماری که در سخت ترین شرایط ممکن در حال خدمت به نظام جمهوری اسلامی هستند برابر کارمندان سایر وزارت خانه‌ها در شهرهای بزرگ حقوق می‌گیرند. این اجحاف در حق کارکنان و خانواده کارمندان صنعت نفت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟/ منبع: «پی.او.جی.سی نیوز»

🛢 توضیح «انرژی نیوز»: بخش نظرات این پست در صفحه اینستاگرام «انرژی نیوز» بازگذاشته می‌شود.
https://b2n.ir/900259
⛽️ به «انرژی نیوز» رسانه صداهای خاموش صنعت نفت بپیوندید:
⛽️ 🇮🇷 @enenews
⛽️ 🇮🇷 @enenews2
⛽️ 🇮🇷 www.instagram.com/energynews.ir?r=nametag
⛽️ 🇮🇷 www.enenews.ir
ویدئو: آیا محمد پیامبر اسلام وجود داشته است؟ - دکتر مزدک بامدادان

در گفتاورد این هفته میزبان آقای دکتر مزدک بامدادان هستیم، گفتمان درباره ی وجود و عدم وجود محمد پیامبر اسلام است.

ما هر هفته شنبه ها ساعت 21:30 به وقت ایران، برنامه ی زنده در یوتیوب و فیس بوک، با هدف تمرکز بر اخبار و رویدادهای آتئیست های فارس زبان در ایران، افغانستان و تاجیکستان داریم. مهمانان ما از دانشمندان و گرایش های مختلف سیاسی و اعتقادی هستند، هدف ما انعکاس همه ی نظرات است و خود را محدود به جریان و گرایش خاصی نمی کنیم. مهمان برنامه ی ما باشید و به ما مهمانان ارزنده معرفی کنید. آیا محمد پیامبر اسلام وجود داشته است؟ - دکتر مزدک بامدادان

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/GsK1r5_FTAE" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
Forwarded from FREESAT
XITE MUSIC IPTV.m3u
1.4 KB
آیپی تیوی شبکه های پخش 24 ساعته موسیقی پکیج اکسایت (XITE) با کیفیت HD

مدت اعتبار : نامحدود

@FREESAT
رادیوگیک - ۱۰۰ - دنیا تغییر خواهد کرد
Jadi
رادیوگیک - ۱۰۰ - جهان تغییر خواهد کرد.
در رادیو گیک صد، با نگاهی اجتماعی و فنی به اخبار نگاه می‌کنیم. از هکرهایی که امسال دور هم جمع نمی شن میگیم و لو رفتن سورس کدها و حتی بیرون کشده شدن اطلاعات از کامپیوترهایی که به نظر می رسه مطلقا هیچ خروجی ای ندارن. شاید هم به همه یه حقوق پایه بدیم تا ببینیم دنیا چطور جایی می شه! با ما باشین تا سیاره‌مون رو هک کنیم!
#پادکست
از کانال @jadinet
ريشه‌های دشمنی اسلام با ایران

چرا باید مومنان آغازین از شکست ایران در مقابل رومیان خوشحال شوند؟ ایران چه هیزم تری به مسلمانان نخستین فروخته بود که اینگونه کینه شتری از ایران به دل داشتند؟ آقای اسماعیل نوری علا نوشتار کوتاه اما بسیار جالبی در این پیرامون دارند که خواندن آن توصیه میشود.

http://www.puyeshgaraan.com/ES.Notes/2007/ES.Notes.020207-Mohammad%20in%20Mecca.htm
پرگار: زبان فارسی چطور در ایران غلبه یافت؟


در ایران باستان و سده های میانه همزمان چند زبان در ساحت های متفاوت استفاده می شده، اما به فاصله ی کوتاهی این فارسی بود که جای زبان های دیگر را گرفت و غلبه یافت. چرا؟

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Cakc-wio3Ls" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
مادگان هزار دادستان

مادیانِ هَزار دادِستان (ماتِکانِ هَزار داتِستان؛ به معنای «کتاب هزار رأی قضایی») کتابی[۱] است به پارسی میانه و تنها سند و مدرک کامل موجود در خصوص نظام حقوقی دوره ساسانیان است. این متن گذشته از مباحث بسیار گوناگون در حقوق مدنی، از جهات دیگر از جمله اشاره به مناصب و عناوین دولتی، شرح وظایف قضات، ضابطین قانون، مجریان قانون، وکلا و غیره نیز دارای اهمیت ویژه است. این مجموعه مباحث مربوط به احوال شخصی، اهلیت، حجر، قیومیت، ازدواج، طلاق، نفقه، ارث، مالکیت و غیره را در بر می‌گیرد. این کتاب به خط و زبان پهلوی ساسانی (پارسیک) و احتمالا در دوره حکومت خسرو پرویز (۵۵۹–۶۲۸ میلادی) و بنا به نظر عریان در دوران یزدگرد سوم، در گور (فیروزآباد کنونی) که مرکز استان (شهرب) فارس بوده، نوشته شده‌است. [۲]

این مجموعه نظریه‌های حقوقی ایران باستان دست‌کم ۲۳۸۱ سال پس از پدید آمدن سنگ‌نبشته قانون حمورابی در سال ۶۱۶ میلادی به صورت کتاب گردآوری شده و یک نسخه از آن به‌دست ما رسیده‌است. این نسخه که میراث یک خانواده زرتشتی ایرانی بوده به صورت دو نیمه ناقص جداشده موجود است که برخی از واژه‌های آن‌ها نیز آسیب دیده و ناخوانا شده‌است. مادَیان هَزار دادِستان از مهم‌ترین اسناد تاریخ حقوقی ایران باستان است اما این کتاب یک مجموعه قانون مُدوّن یا یک رساله حقوقی نیست. مجموعه‌ای فراهم آمده از پرونده‌های قضائی است. نحوه ارائه مطالب در آن به شیوه نقل و بیان موردی است و تعریف یا توصیفی از مفاهیم و اصطلاحات حقوقی را در بر ندارد.

نویسنده آن فرخ‌مرد بهرامان یک قاضی زمان خسرو پرویز است که در شهر گور می‌زیسته و خود و پدرش در دستگاه قضایی ساسانی بوده‌اند و به اوراق و اسناد بایگانی قضایی دسترسی داشته‌اند. وی در مقدمه کتاب نوشته‌است: [می‌خواستم] با ذکر قوانین چندی، بزرگی و نیکی و استواری قانونگذاران را آن ‌چنان که از کوشش بشر و نیروی اندیشه و خردِ خدادادهِ آدمی وضع گردیده نشان دهم. باشد که در منکوب کردن دروغ و ناراستی نائل آیم...

«فرخ مرد بهرامان» رأی‌های صادر از دادگاه‌های دادگستری ایران ساسانی در سده سوم تا هفتم میلادی را از بایگانی دادگستری گور بیرون آورده و فشرده و کوتاه کرده و در این کتاب گردآورده‌است.[۳]

شمار این آرا و نظرها یا به اصطلاح رایج آن زمان، دادِستان‌ها به هزار نمی‌رسد، ولی آن را کتاب هزار دادستان نامیده‌اند که در ۴۴ باب (دَر) گردآوری و تدوین شده‌است. گردآورنده بر آن بوده‌است که گزاره‌های دادرسی، چه آن‌هایی که روی داده و چه آن‌هایی که می‌توانسته روی دهد، را در کتاب گردآوری کند. دیدگاه‌ها و آرا ده‌ها حقوق‌دان ساسانی از نسل‌های مختلف در این کتاب آورده شده‌است و نام بسیاری از آن‌ها نیز ذکر شده‌است.

گردآورنده به برخی از منابع کتاب خود مانند خویشکاری‌نامه موبَدان (رساله دربارهٔ وظایف روحانیون زرتشتی) و دادِستان‌نامه (رأی‌نامه یا رساله فتوی قضایی) اشاره کرده‌است.[۴]

کتاب توسط سعید عریان به صورت کامل به فارسی ترجمه شده‌است همچنین دو ترجمه انگلیسی، یک ترجمه آلمانی و یک ترجمه روسی از این کتاب صورت گرفته‌است. این کتاب را سهراب جمشید جی بولسارا با دیباچه و لغت‌نامه و فهرست به زبان انگلیسی در آورده و هوشنگ آنکلساریا در سال ۱۹۳۷ میلادی (۱۳۱۶ خورشیدی) منتشر ساخته‌است.[۵] آناهیت پریخانیان ترجمهٔ انگلیسی کتاب «ماتیکان هزار داتستان» را در سال ۱۹۹۷ م. / ۱۳۷۶ خ. در کالیفرنیا منتشر کرده‌است.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86_%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86