لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
بنظر شما کدامیک از این زنان میتواند نماد و الگوی ایرانیان باشد؟ فاطمه زهرا | زینب کبری | رقیه خاتون | مریم میرزاخانی
تنظیم نور چراغ‌های خودرو

برای این که در مسیر رانندگی با خوردو دید خوبی داشته باشیم همواره باید از سلامت خودروی خود مطمئن باشیم. یکی از موارد سلامت خودرو تنظیم بودن چراغ‌های خودروست.
تنظیم کردن ارتفاع چراغ خودرو

قبل از هر چیزی برای تنظیم ارتفاع چراغ خودرو اطمینان پیدا کنید که ارتفاع خودرو استاندارد است. مثلا اگر در صندوق وسایل سنگین قرار دارد و یا باد چرخ‌های خودرو تنظیم نیست اقدام به رفع آن‌ها نمایید. حال به تنظیم ارتفاع چراغ خودرو می‌پردازیم.

http://niknam-co.com/%D8%AA%D9%86%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B1-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88/
آیا فحش دادن برای سلامت شما مفید است؟


کلمات زشتی که سلامت شما را تقویت می‌کند، انرژی را افزایش می‌دهد و باعث می‌شود اعتماد افراد به شما بیشتر بشود.
***
شیرفهم جواب‌هایی ساده برای سوال‌های سخت است
برای ویدیو‌های هفتگی به کانال ما مراجعه کنید.
***
‌‌ساخته شده توسط استرینگ‌کست، پادکستی درباره گوشه‌های عجیب و غریب علم
https://www.youtube.com/watch?v=dHpTVC8h-Rs
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
Kalameh.pdf
426.6 KB
فایل پیوست، مجموعه یادداشت‌هایی در نقد سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی است که توسط گروه «سیاست خارجی» سایت کلمه تدوین و منتشر شده‌اند. کمترین اهمیت این مجموعه آن است که نزدیک‌ترین تحلیل و روایت را به نظرات میرحسین موسوی در باب سیاست‌های منطقه ترسیم کرده است. به ویژه آنکه یک جریان سازمان‌یافته در این مدت تلاش کرده است با بهره‌گیری از فرصت حصر، نگرش و گفتمانی را که موسوی نمایندگی می‌کرد به کلی تحریف کرده و از آن به سود جنگ‌طلبی و آتش‌افروزی منطقه‌ای سوءاستفاده کند.

از سوی دیگر، این مجموعه توانسته گام نخست را برای تدوین یک رویکرد منسجم در باب سیاست‌های منطقه‌ای بردارد و به یک خلاء بزرگ پاسخ دهد. خلاءی که از نبود یک آلترناتیو دموکراتیک و صلح‌طلب برای رویکرد تقابل‌گرای فعلی احساس می‌شود.

در نهایت اینکه، فارغ از رویکردهای تحلیلی، مجموعه حاضر سرشار از نکات و اشارات قابل تامل است که آگاهی از برخی برای هر خواننده‌ای می‌تواند تکان‌دهنده و بهت‌آور باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
تحریف‌هایتان فریاد خواهند شد
#N 062
https://t.me/divanesara/1136

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N - مشکلاتی که امروز در بحران کرونا گریبان همه ما را گرفته یکی دو تا نیست، نمی‌شود فهرست کرد و به فلان مدیر و کاردان سپرد تا حل شود. البته برخی فوریت‌ها برای تهدیدهای کوتاه مدت ضروری هستند، اما در نهایت، تا ریشه اصلی مسائل حل نشود، از دور باطل این بحران‌ها خارج نخواهیم شد. به تعبیری که پیشتر از قول میرحسین آوردیم، باید «بهترین و بیشترین» مطالبه را هدف گرفت.

هسته مرکزی حکومت ما هم به شیوه خودش همواره بر ضرورت توجه به این «ریشه تمامی مشکلات» تاکید داشته است. ریشه‌ای که در روایت این هسته قدرت، به «دشمن» خلاصه می‌شود. اگر «دشمن» نباشد ما هیچ مشکلی نداریم. پیش‌تر در مقابل این روایت، جریان میانه‌رویی وجود داشت که ریشه همه مشکلات را داخلی می‌دانست. اگر هم نشانه‌ای از تحرک خارجی می‌دید، باز هم دلیل اصلی را در داخل جستجو می‌کرد و اعتقاد داشت اگر ضعفی در داخل وجود نداشته باشد، خارجی‌ها بخواهند هم نمی‌تواند مشکلی برای ما بیافریند. اما آن جریان هم پس از آنکه با رای ما به ریاست دولت و صندلی مجلس و اداره شوراها رسید، به جای پاسخ‌گویی در مقابل مشکلات، به بخشی از ماشین تبلیغاتی حاکم پیوست. حالا همین جریان است که به پیش قراول طومارنویسی و تشکیل بسیج علیه «دشمن» بدل شده! و البته که بی‌نیاز از یادآوری است که گوش مردم از چنین پاسخ‌هایی پر است.

جرقه اعتراضات ۹۸ چه بود؟ حکومت برای جبران بی‌پولی ناشی از همین تحریم‌ها بنزین را گران کرده بود. معترضینی که از سر نداری جان‌شان را کف دست‌شان گذاشتند و به خیابان آمدند مگر نمی‌دانستند که دولت به خاطر تحریم‌ها چنین می‌کند؟ ولی هیچ‌کدام مطالبه رفع تحریم نداشتند، بلکه اعتراض آن‌ها متوجه ریشه داخلی مشکلات یعنی فساد گسترده و خرج پول‌های بی‌حساب و کتاب برای اهداف خیالی و پوچ بود: «نه پول داریم، نه بنزین، گور بابای فلسطین»، «پول نفت گم شده، خرج فلسطین شده»، «نه غزه،‌ نه لبنان، جانم فدای ایران»، «سوریه رو رها کن، فکری به حال ما کن».

گویاترین و گسترده‌ترین این شعارها، یعنی «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»، دقیقا در مقابل شیوه تبلیغات حکومتی قرار می‌گرفت که حالا به اصلاح‌طلبان هم تسری یافته است. مردم به خوبی دریافته‌اند که هرقدر هم پروپاگاندای تبلیغاتی به مدد نیروهای جدید و اصلاح‌طلب‌ش خلاقیت به خرج بدهد و کلیدواژه‌های جدیدی همچون «تروریسم اقتصادی» را روانه بازار کند، باز هم ریشه اصلی مشکلات و دشمن اصلی فقر مردم در «همین جا» قرار دارد.

شعارهایی مثل «دشمن ما همین‌جاست ...» در دی ماه ۹۶ هم شنیده شده بود. آن اعتراضات نیز با اینکه جرقه مشکوکی داشت اما به سرعت از دست طراحان اصلی خارج شد. در آن زمان هم بنا به روایت حاکمیت این تحریم‌های دشمن بود که قیمت دلار را به آسمان برده بود و وضع اقتصادی مردم را بدتر کرده بود؛ اما شعارهای مردمی باز هم ریشه اصلی مشکلات در داخل کشور را نشانه رفته بود: «کشور ما دزدخونه است، توی جهان نمونه است».

حتی ده سال پیش و در اوج اعتراضات جنبش سبز هم شعارهای خودجوش مردم هیچ گاه ریشه مشکلات را در خارج جستجو نمی‌کرد. «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» از جنجالی‌ترین فریادهای معترضان سبز بود که البته خیلی زود تلاش شد تحریف یا فراموش شود، اما یک دهه زنده ماند و به تجمع معترضین ۹۶ و ۹۸ راه پیدا کرد و دوباره طنین‌انداز شد.

مساله هرگز این نبوده که شهروندان ما نسبت به مسائل بین‌المللی بی‌تفاوت و ناآگاه هستند؛ صورت مساله تحریم آنقدر بدیهی است که نیازی به تاکید مداوم ندارد. اختلاف در شیوه مواجهه با آن است. در مقابل جماعتی که مدعی‌ست «ما خودمان اینطور انتخاب کرده‌ایم!» بسیاری هم البته یادشان نمی‌آید هرگز چنین انتخابی کرده باشند، پس به خشم می‌آیند و در برابر این سیاسیونی که به صراحت مطالبات مردم را تحریف می‌کنند فریاد «اصلاح‌طلب اصول‌گرا، دیگه تمومه ماجرا» سر می‌دهند.

اما وقتی همین تلنگر هم حضرات را از خواب بیدار نکرد، وقتی شعارهای مردم را تحریف کردند، وقتی هیچ کس نخواست صدای بی‌صدایان را نمایندگی کند، وقتی چپ و راست بسیج شدند که معترضان را در عمل خس و خاشاک جلوه دهند و مطالبات دروغین را جایگزین فریادهای صریح آن‌ها کردند تا همه گناه را به گردن دشمن خارجی بیندازند، آن وقت توده‌های معترض هم یک گام به پیش می‌روند و طبیعتا به این نتیجه می‌رسند که برای دست‌یابی به «بهترین و بیشترین» مطالبه باید ابتدا مملکت را از گروی فاسدها، سرکوبگرها، و توجیه‌گران دروغ‌گو پس بگیرند: «می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم».

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
یادداشت وارده: چرا کمپین‌ رفع تحریم مردمی نشد؟

#V 081

نویسنده میهمان: مهرداد محمدی @mehrdad89

🔸 به نظر می‌رسد که در زمان دولت احمدی‌نژاد، اصلاح‌طلبان دور مانده از قدرت، رقیب اصلی خود را سازمان ملل و یا «دولت امپریالیست آمریکا»، که تحریم‌کنندگان اصلی بودند نمی‌دانستند، چرا که حد فاصل تحریم‌های سال ۸۹ تا پایان دولت دهم، به ندرت می‌توان، موضعی فراگیر از آن‌ها یافت که به جای عامل داخلی، انگشت اتهام را به سمت بازیگران خارجی نشانه بروند. با روی کار آمدن دولت روحانی اما همه چیز عوض شد.

🔹 بلافاصله پس از رأی آوردن حسن روحانی در ایران، ۵۵ زندانی سیاسی خطاب به اوباما نامه‌ای نوشتند و خواستار رفع تحریم‌ها شدند ... انتشار نامه، با حملات شدید اصول‌گرایانی همراه شد که آن را «نامه ننگین» خواندند و کار چنان بالا گرفت که برخی از امضا کنندگان‌اش دوباره متهم و دادگاهی شدند؛ اما مگر موضوع نامه چه بود که جناح مقابل این همه در موردش حساسیت نشان داد؟

🔸 در ابتدای نامه، ضمن اشاره به فشار کمرشکن تحریم‌ها بر توده شهروندان تأکید شده که: «سیر وقایع نیز در سال‌های اخیر به نحوی بوده که امیدی به حل مسئله دیده نمی‌شده است». در ادامه یک قید «اما» به کار رفته که مشخص می‌کند منظور از این «سیر وقایع» چه بوده است: «در انتخابات اخیر ایران، چهره‌ای به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شده که شعار او اعتدال و عقلانیت در سیاست داخلی و خارجی بوده و بنای آن تعامل مثبت در عرصه بین المللی و پیام آن به دنیا تغییر فضا و برقراری تعاملی سازنده و دو طرفه است». کمی جلوتر، برای آنکه هر مخاطبی نسبت به ضرورت و اهمیت این تغییر ایجاد شده کاملا تفهیم شود از قید «اینک وقت آن رسیده است» استفاده می‌شود که مشخص می‌کند اتفاقی در داخل رخ داده که مسأله و وضعیت تحریم‌ها را هم باید دگرگون کند: «ما فکر می‌کنیم اینک وقت آن رسیده است که با هم تاریخ را ورق بزنیم و فصلی نو در نگاه به یکدیگر باز کنیم». و البته نقطه اوج نامه که باز هم بر اهمیت نقش و حضور دولت مورد حمایت اصلاح‌طلبان در بزنگاه این تحول (حذف تحریم‌ها) تاکیدی صریح دارد: «به نظر ما دوره مسئولیت این دولت ممکن است آخرین فرصت برای حل و فصل عقلانی و قابل قبول این چالش برای دو طرف باشد».

🔹 نامه معروف به ۵۵ زندانی سیاسی، هرچند با واکنش شدید جناح اقتدارگرا مواجه شد، اما در سوی دیگر موجی از اقبال فعالین را به همراه داشت. فقط در یک مورد ۴۶۶ نفر از گروه‌های بسیار متفاوت، طومار دیگری امضا کردند که حمایت خود از نامه ۵۵ نفره را اعلام کنند. البته ادعا این نیست که امضاکنندگان این نامه‌ها در دوره احمدی‌نژاد موافق تحریم بوده‌اند، مسأله اینجاست که تمام آن‌ها و بخش بزرگی از شهروندان و فعالان دیگر «خودآگاه یا ناخودآگاه»، اما «به‌درستی» متوجه شده بودند که حتی مباحث حقوق بشری را نیز نمی‌توان در خلأ مطرح کرد و نسبت آن با سیاست‌های داخلی و خارجی را نادیده گرفت. اینان اولویت هر تغییری را به داخل مرزها داده بودند و زمانی که موفق شدند تغییری در داخل ایجاد کنند به مطالبه‌‌گری از جهان پرداختند. بدین ترتیب و در عمل به خوبی نشان دادند که هر دولتی که در ایران روی کار باشد، لزوماً مشروعیت نمایندگی مردم را ندارد. مسأله‌ای که طبیعتا طرف خارجی هم به آن بی‌توجه نبود.

🔸 سال‌ها بعد اما، وقتی گروهی دیگر از اصلاح‌طلبان تلاش کردند تا دوباره اجماعی برای نگارش نامه‌های رفع تحریم خطاب به جهان ایجاد کنند با واکنش سرد و بی‌تفاوت شهروندان مواجه شدند. این بار دیگر هیچ خبری از آن اجماع قبلی به چشم نمی‌خورد؛ اما چرا؟

برای مطالعه نسخه کامل این یادداشت اینجا کلیک کرده یا instant view استفاده کنید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_

.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
آیا خاتمی هم از اصلاح‌پذیری نظام قطع امید کرده؟

#A 259

آرمان امیری @ArmanParian

🔶 با گذشت چند روز از انتشار سخنان اخیر سیدمحمد خاتمی و فروکش کردن واکنش‌های هیجانی اولیه، به گمان‌م فرصت آن فراهم شده که با نگاهی آرام‌تر و دقیق‌تر مواضع اخیر ایشان را بازخوانی کنیم ... من سعی می‌کنم با کنار هم قرار دادن اشاراتی از دل خود متن ایشان، به سویه‌هایی از اظهارات اخیر اشاره کنم که به باورم محور اصلی صحبت‌ها بودند، اما تا جایی که من دیدم، غالبا نادیده گرفته شدند.

🔷 می‌دانیم که سیاست‌ورزی خاتمی هرگز از جنس انقلابی‌گری «حسینی» نبوده است. اما برای نسبت دادن شیوه او به سیاست‌ «حسنی» نیازمند یک خوانش جدید از رفتار امام دوم شیعیان بودیم که به نظرم در این سطور ارائه شده. باز هم کلیدواژه‌ها بسیار آشنا و معاصر است. جدال‌های سیاسی که مردم را تا حد بسیاری خسته کرده است، شاید از جنس همان «هر ۹ روز یک بحران» و یا شاید از جنس سرکوب‌هاش شدید پس از انتخابات ۸۸ و سپس گرایش عمومی به توهمی به نام «امنیت در سایه یک حکومت اقتدارگرا». گویی دور باطل «استبداد، هرج و مرج و استبداد» را شاهد هستیم که در نظریه دکتر کاتوزیان مطرح می‌شود. در اینجا نیز خاتمی به مانند بسیاری از منتقدان، توهم «آرامش و امنیت زیر سایه یک حکومت اقتدارگرا» را به هجو می‌گیرد، اما در عین حال اشاره می‌کند که باید صبر کرد تا عموم جامعه دست از این تصور کوته‌بینانه بر دارد و البته، اینجا کارویژه جدیدی آغاز می‌شود که به نظر می‌رسد خاتمی مدعی انجام آن کارویژه است.

🔶 اما آیا خاتمی واقعا دارد چنین روایتی از اوضاع یک دهه گذشته ارائه می‌دهد؟ آیا او به زبان خاص خودش دارد می‌گوید: «تن به مصالحه داد تا همگان به چشم ببینند که این حکومت اصلاح‌ناپذیر است؟» چنین روایتی با آن روحیه معمول که از علاقه خاتمی به اصلاح حکومت سراغ داریم سازگار نیست. با این حال، دو مساله در این بین اهمیت دارد:

🔷 مساله نخست اینکه برای تقویت این ادعا و این روایت، شواهد متعددی در متن سخنان آقای خاتمی وجود دارد. نخستین و شاید بارزترین شاهد آنکه در هیج کجای سخنان تقریبا یک ساعته، آقای خاتمی کوچکترین اشاره‌ای به رهبری نظام نمی‌کند. او را مخاطب مستقیم قرار نمی‌دهد. از او تمجید نمی‌کند و به طرز عجیبی در حالی که تقریبا در مورد همه چیز سخن می‌گوید، نفر اول قدرت کشور را به کلی نادیده می‌گیرد. به ویژه وقتی به یاد بیاوریم که طی یک دهه گذشته، حتی در سخت‌ترین شرایط نیز خاتمی همواره گوشه چشمی به رهبری داشته، این سکوت عجیب پررنگ‌تر و معنادارتر به چشم می‌آید.

🔶 اما اجازه بدهید این فرض را قائل بشویم که تمام این نشانه‌ها اتفاقی بوده‌اند. یعنی فرض بگیریم که اساسا سیدمحمد خاتمی چنین مقصودی که ما روایت کردیم را در سر نداشته و سیر کلمات و صحبت‌هایش به صورت اتفاقی چنین حالتی را به خود گرفته است. آیا چیزی تغییر می‌کند؟ مساله دوم از نظر من همینجاست:

🔷 چندان اهمیت ندارد که آیا واقعا خود او هم از اصلاح‌پذیری حکومت ناامید شده باشد یا نه. چندان اهمیت ندارد که آیا نرمش‌های مداوم او در برابر ارباب قدرت، از جنس روایتی است که برای صلح امام حسن و رسوایی معاویه قائل است یا نه. مهم این است که بخش بزرگی از جامعه، سرنوشت خاتمی را قضاوت خواهد کرد و از آن درس خواهد گرفت. خاتمی تجسم ناب یک شیوه از تلاش برای اصلاحات در چهارچوب وضع موجود است. «ناب» است از این جهت که هرآنچه اصلاح‌طلبان در سطح رویا و آرمان برای ابزارها و شیوه‌های حرکت نرم‌خویانه قائل بودند او به کمال اجرا کرده است. بیش از هرکسی برای «اعتماد سازی» دست دراز کرده و بیش از هرکسی از آنچه حرکت‌های انقلابی خوانده می‌شود پرهیز کرده است. پس سرنوشت او، به تمام معنی می‌تواند قضاوت‌گر خوبی برای سرنوشت این شیوه از سیاست‌ورزی به شمار آید. فرجام کارنامه ۲۰ سال گذشته‌اش که به نظر نمی‌رسد حتی خودش را هم متقاعد کرده باشد.

برای مطالعه نسخه کامل این یادداشت اینجا کلیک کرده یا instant view استفاده کنید.
SekkePod Episode 22
Mehdi Naji
اپیزود بیست‌ودوم پادکست سکه

"ماجرای منفی شدن قیمت نفت چه بود؟"


داستان قیمت منفی چیست؟ آیا تولید کنندگان نفت در چنین شرایطی می‌توانند تولید را کاهش دهند؟ داستان نفت شیل چیه؟ تفاوت نفت برنت و نفت WTI چیست؟ اثرات این اتفاق بر اقتصاد ایران چیست و چه سیاستی را باید در پیش گرفت؟ تبعات سیاسی این رخداد چیست ؟

مهمانان: عباس ملکی_پویا ناظران
امیر کرمانی_محمد مروتی_ایمان ناصری

صفحه اینستاگرام پادکست سکه

کانال تلگرام پادکست سکه

#اپیزود_بیست‌ودوم
#اقتصاد_نفت

@Sekke_Podcast
SekkePod Episode 23
Mehdi Naji
اپیزود بیست‌وسوم پادکست سکه:

"عرضه‌های بحث‌برانگیز سهام شستا و ETF بانکی در بازار بورس"

نقش بورس و کارکرد آن در اقتصاد چیست؟ ماجرای عرضه‌ی سهام شرکت‌های دولتی مثل شستا در بازار سرمایه چه بود؟ داستان ETF بانکی چیست؟ چه شباهت‌هایی با عرضه سهام شستا دارد و چه بدعت‌ها و شگفتی‌هایی در عرصه‌ی حکمرانی برای ما خواهد داشت؟

مهمان: مهدی حیدری

صفحه اینستاگرام پادکست سکه

کانال تلگرام پادکست سکه

#اپیزود_بیست‌وسوم
#عرضه‌ی_شرکت‌های_دولتی

@Sekke_Podcast
✍️درجمهوری اسلامی مهم تر از "نفس خطا"، ماهیت "خطا کار" است. که "خودی" هست یا "غیر خودی" | ۲۹ اردیبهشت ۹۹

🔹در جمهوری اسلامی مهم‌تر از نفس خطا کردن، این مسئله است که چه کسی آن خطا را مرتکب شده؟ آیا "خودی" بوده یا "غیر خودی". اگر "غیر خودی" باشد(همچون بانو شهیندخت ملاوردی)، در آنصورت خطایش به "عمد" بوده و ناشی از تفکر انحرافی خاطی و جریان سیاسی که وی به آن تعلق دارد میبوده. و بالطبع مردم عدالت میخواهند و خاطی میبایستی به "اشد مجازات" برسد.اما اگر "خودی" باشد، اصلا اتفاقی نیفتاده و مقصد خاطی اساسا چیز دیگری بوده و سعی میشود سر وته "خطا" هر چه سریعتر جمع شود. مردم هم چون کار و زندگی دارند، خواهان "اشد مجازات" نیستند و برعکس نوبت به "رافت اسلامی"میرسد.

🔹مورد خانم ملاوردی آخرین مصداق بارز این برخورد غیر اخلاقی دوگانه میباشد. میتوان تصور کرد اگر فی المثل مواردی همچون آقای سعید عسگر، قاضی مرتضوی، جناب سعید طوسی، فلان مداح یا مجری و تهیه کننده صدا و سیما، املاک نجومی و..‌.."غیر خودی " می بودند، چه سرنوشتی در انتظارشان میبود و متقابلا با خطای اقای محمدعلی نجفی یا بانو ملاوردی که "غیر خودی" هستند چگونه برخورد می شود.


https://www.instagram.com/p/CAUh3EOpYrr/?igshid=37v06u490p7u
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghadam)
یهودستیزانِ خدمتکارِ اسرائیل
امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز
در شهر تاریخی پیر بِکران در جنوب اصفهان، گورستان اِستراخاتون (یا آنگونه که خود یهودیان می‌گویند: سارا بِت آشِر) قرار گرفته که یکی از قدیمی‌ترین گورستان‌های ایران است. این گورستان احتمالا از زمان سکونت یهودیان در اصفهان (بیش از 2550 سال پیش) فعال بوده است. چند سال پیش سنگ‌نوشته‌ای تقریبا 1900 ساله از این گورستان به دست آمد که بخشی از تورات روی آن نوشته شده بود. البته برخی هم آنرا به ملکه سوسن، همسر یزدگرد سوم منسوب می‌کنند.
این گورستان را می‌توان پس از آرامگاه استر و مردخای در همدان، مهمترین زیارتگاه یهودیان در ایران دانست که حتی هنگام سال نو یهودی (روش‌هشانا) بسیاری از یهودیان ایرانی ساکن دیگر کشورها نیز برای زیارت به اینجا می‌آیند. چند باری از این گورستان تاریخی بازدید کرده‌ام. از نکات اسف‌بار هنگام بازدید، دیدن شعارهایی همچون «مرگ بر اسرائیل» است که هر از چند گاه، به‌ویژه زمانی که تنش‌ها میان ایران و اسرائیل بالا می‌گیرد، عده‌ای تندرو روی دیوارهای این گورستان می‌نویسند یا روی ستاره داود ضربدر می‌زنند. واقعا نمی‌توان فهمید در ذهن تندروها چه می‌گذرد که نمی‌توانند میان یهودیانی که ساکنانِ نخستینِ اصفهان بودند و هنوز بسیاری‌شان شیفته ایران بوده و علیرغم وعده‌های فراوان، حاضر به ترک سرزمین اجدادی‌شان نیستند، با اسرائیلی که حتی موجودیتش مورد تایید همه یهودیان جهان هم نیست، تفاوت بگذارند. این در حالی است که این گورستان، زیارتگاه مسلمانات پیر بکران نیز هست.
در ادامه همین رفتارهای نابخردانه بود که دو روز پیش هم خبر اسف‌بار دیگری تیتر یک بسیاری از رسانه‌ها شد: آرامگاه استر و مردخای در همدان، در پی تهدید عده‌ای تندرو دچار آتش‌سوزی شد؛ هرچند خوشبختانه موفق به آسیب زدن به خود آرامگاه نشده و تنها آسیب‌های جزئی به کنیسه کنار آن وارد کردند. و البته همچون بسیاری از خبر رسانی‌های قطره‌چکانی دیگر (اینجا را بخوانید)، در خبرگزاری‌های رسمی داخلی، کمترین اطلاعات را می‌توان درباره این رویداد یافت؛ و البته تا دل‌تان بخواهد در رسانه‌های برون‌مرزی درباره این رویداد مانور داده می‌شود.
یعنی برخی استاد تبدیل فرصت به تهدید هستند. حضور چند هزار ساله یهودیان در ایران، وجود چند مکان مقدس یهودیان جهان در ایران، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز یهودیان و مسلمانان در ایران* و...، بهترین فرصت برای ایران است تا نشان دهد هیچ مشکلی با یهودیان ندارد و تنش‌هایش با اسرائیل، ماهیتی کاملا جداگانه دارد (هرچند همانگونه که پیش از این نشان داده‌ام، در آن زمینه هم به زیان خودمان کار می‌کنیم. از جمله در اینجا). اما رویدادهایی از این دست، هر چقدر هم که کوچک باشد، بهانه به دست اسرائیل و لابی‌های جهانی‌اش می‌دهد برای انتقاد و تحت فشار گذاردن ایران؛ یعنی چیزی که اسرائیل به شدت به آن نیاز دارد.
با یک صغری و کبری کردن ساده می‌شود دریافت ما ظاهرا یهودستیزانی در ایران داریم که اگر مستقیم و غیرمستقیم از خود اسرائیل خط نگیرند، دست کم و در حالت خوشبینانه در راستای اهداف آن کشور گام برمی‌دارند.
پی‌نوشت‌ها:
* برای درک میزان مسالمت‌آمیز بودن زندگی یهودیان و مسلمانان در ایران، این مستند زیبا درباره زیارتگاه استراخاتون را در آپارات ببینید.
و البته هرگاه تندروها (همچون اواخر دوره صفوی) به قدرت می‌رسیدند، زندگی بر یهودیان ایران بسیار سخت و تنگ می‌شد. قوانین مصوب علامه مجلسی درباره یهودیان نمونه ای گویاست: «1-یهودیان حق ساختن عمارت زیبا را ندارند. 2-یهودیان نباید اطاق‌های خود را به رنگ سفید درآورند. 3-خانه‌های یهودیان باید کوتاه‌تر از خانه مسلمانان باشد. 4-خانه‌های یهودیان نباید سر در داشته باشد. 5-در ورودی خانه یهودیان باید کوتاه‌تر از در خانه مسلمانان باشد. 6-یهودیان حق بازکردن دکان و مغازه در بازار و خیابان را ندارند. 7-مالیات جداگانه‌ای به نام جزیه باید از یهودیان دریافت شود. 8-یهودیان اجازه ساختن کنیسه‌های زیبا ندارند. 9-یهودیان باید در محلّه مشخّص و معینّی زندگی کنند. 10-مسلمانان حق ندارند خانه‌های خود را به یهودیان بفروشند. 11-ساختن کنیسه‌های جدید ممنوع است. یهودیان فقط حق دارند کنیسه‌های قدیمی خود را تعمیر نمایند» (غزالی، حسین، 1387، اصفهان در یک نگاه).
** یهودیان ایران نه تنها پاسداران فرهنگ و تمدن ایرانی بوده‌اند (برای نمونه نقش یهودیان در حفظ و انتقال موسیقی سنتی ایران بر کسی پوشیده نیست)، بلکه جزو باوفاترین ایرانیان به کشورشان نیز هستند. آنچنانکه بیشتر یهودیانی که از ایران به سراسر گیتی مهاجرت کرده‌اند، همچنان به زبان فارسی، موسیقی ایرانی، خاک ایران و... وابستگی و علاقه دارند.
اگر این یادداشت را می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Forwarded from دغدغه ایران
کِش‌ خودت را پيدا کن

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

اين روزها که از صبح تا عصر و رسيدن به منزل براي چندين ساعت متوالي از ماسک استفاده مي‌کنم، يک نکته برايم جالب شده است: « تداوم اثر کِش». شايد شما هم اين را تجربه کرده‌ايد.

کِش ماسک جراحي معمولي، خيلي ضعيف و نحيف است و صبح که براي حفاظت در مقابل ويروس کرونا ماسک را مي‌پوشم، هيچ فشاري از اين کش بر گوشم احساس نمي‌کنم. اثر کِش به تدريج در طول روز مشخص مي‌شود و عصر که مي‌شود ديگر بخشي از گوش که زير کِش قرار گرفته است درد مي‌گيرد. درد هنگام غروب غيرقابل تحمل مي‌شود. «تداوم اثر کِش» هر قدر هم که فشارش ضعيف باشد بالاخره به نقطه دردناک مي‌رسد.

فکر مي‌کنم « تداوم اثر کش» خيلي مهم‌تر از درد لاله گوش بر اثر پوشيدن ماسک در ايام شيوع بيماري کرونا باشد. زندگي شخصي، سازمان و کشور نيز همين گونه تحت تأثير «اثر کِش» - اثر فشار ضعيف مداوم - قرار مي‌گيرند و لحظه‌اي فرامي‌رسد که درد و بعد غيرقابل تحمل شدن آن از راه مي‌رسد.

تداوم اثر کِش در سطح فردي، نتيجه انباشتن، حل نکردن و دور نساختن مشکلات، کينه‌ها، خاطرات ناخوشايند، سوءتفاهم‌ها و کارهاي کوچک انجام‌نشده است که هر کدام عين کنه به يک جايي از روح آدم مي‌چسبند يا بر ذهن فشار مي‌آورند. يک روز بالاخره اين‌ها به بروز مسأله‌اي بزرگ و حل‌نشدني يا بحراني عميق منجر مي‌شوند.

تداوم اثر کش در سطح سازمان هم نتيجه اصلاح نکردن سازوکارهاي ريز ريزي است که هر کدام عين موريانه يا آفت، زدگي و کرم‌خوردگي در عملکرد سازمان ايجاد مي‌کنند. آن‌چه ابتدا کوچک بود بعد از مدتي تمام عملکرد سازمان را تحت فشار قرار مي‌دهد.

تداوم اثر کش در سطح کشورداري بيش از همه اثرگذار است. آن مسأله‌ کوچکي که در ابتدا با هزينه‌اي اندک، برخوردي قاطع، پذيرش مسئوليت اشتباه، عذرخواهي، رفع يک مانع قانوني، تن دادن به يک نوآوري کوچک يا بازگشتن از يک قدم اوليه قابل رفع بود، اگر باقي بماند و حل نشود، بالاخره به نقطه دردناک مي‌رسد.

يک نکته عميق‌تر هم هست. بسياري از کش‌هاي ضعيفي که ابتدا براي نگه داشتن يک ماسک (وسيله‌اي که براي دور بودن از خطر ضروري است) پشت گوش زندگي شخصي، سازماني و حکمراني بسته مي‌شوند؛ ممکن است به تدريج بلاي جان شوند و صاحب ماسک را به نقطه غيرقابل تحمل برسانند.

هر فرد، سازمان يا نظام حکمراني بايد در احوالات خودش به دنبال کش‌هاي ضعيفي بگردد که به پشت گوش زندگي‌اش فشار مي‌آورند. کش‌ها هر قدر بيشتر بمانند، دردناک‌تر مي‌شوند. بخش زيادي از دردناک، غمناک و بي‌انگيزه شدن آدم‌ها در زندگي شخصي، سازماني و اجتماعي محصول همين کش‌هاست.

شايد بتوان براي بهبود وضعيت هر شخص، مدير يا حکمراني به او توصيه کرد «کِش خودت را پيدا کن».

https://www.instagram.com/p/B_hIFcBJU2N/?igshid=scek84ykfgdl

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from دغدغه ایران
املاء بنویس! انشاء ننویس!

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️ تقدیم به همه معلمانی که عاشقانه و عالمانه، سودای ساختن ایرانی آباد و آزاد، از مسیر تربیت دانش‌آموزان و دانشجویانی خلّاق، قلندر و سرکش، نوآور، متعهد و مسئول در سر دارند.

من برای خلاصه کردن آموزش و پرورش (آپ) ما در یک جمله می‌نویسم: «املاء بنویس! انشاء ننویس!»

انشاء حتی اگر موضوعش همان جمله تکراری «علم بهتر است یا ثروت؟» باشد، عامل به حرکت درآوردن ذهن، خلّاقیت و درگیر شدن با دوراهی‌های بنیادی زندگی است. ابوالفضل بیهقی بزرگ بی‌دلیل ننوشته است: «مرد آن‌گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که‌ پهنای کار چیست ...».

انشاء در فرهنگ معین چنین معنی شده است: «آفریدن، به وجود آوردن . 2 - آغاز کردن . 3 - از خود چیزی گفتن. 4 - سخن‌پردازی.» آپ باید آفریدن و خلق کردن بیاموزد، و دانش‌آموز خلاّق و آفرینش‌گر شود. انشاء آدمی را به ضرورت خلق کردن، فراتر رفتن از زندگی روزمره، اندیشیدن به مفاهیم مهم چون آزادی، عدالت، انسانیت، اخلاق، حقیقت، دین، معنای زندگی و ... آگاه می‌کند. انشاء نوشتن، چیزی فراتر از سیاه کردن کاغذ است.

انشاء قدرت دادن به دانش‌آموز است. قدرت آن‌که حرف متفاوتی بزند، جلوی جمع بایستد و بگوید من این گونه می‌اندیشم، خود را به داوری جمع بسپارد، وارد گفت‌وگو شود، و همه چیز را به چالش بکشد. رابطه قدرت افقی می‌شود. معلّم گوینده نیست، شنونده است.

زنگ املاء را اما به خاطر بیاورید. هیچ ابداعی در آن نیست، کلماتی را که به خطر سپرده‌اید تکرار می‌کنید، رونویسی. سرت را زیر می‌اندازی و به حرف معلم گوش و عین آن‌را تکرار می‌کنی. املاء که جای نوآوری، خلاقیت و خوداظهاری و بروز شخصیت نیست. رابطه قدرت است. معلّم املایت را تصحیح می‌کند، غلط می‌گیرد، گفت‌وگو هم نمی‌کند. خط می‌زند و نمره می‌دهد.

املاء رابطه قدرت است. معلم بالای سرت، و معلم و دانش‌آموز هر دو یک چیز را تکرار می‌کنند، آن‌چه در مرجعی به نام کتاب لغت نوشته شده است، عین کتاب بنویس، همین!!

هر قدر املاء تکرار مکررات است و رابطه قدرت، انشاء تکثر و تنوع است و بال و پر دادن به خیال تا فراتر برود از هر آن‌چه هست به هر آن‌چه دوست داری باشد، یا خیال می‌کنی باید باشد. انشاء دانش‌آموز را سرکش می‌آموزد و املاء اطاعت و رام بودن طلب می‌کند. هر قدر در این باره بنویسم کم است.

آموزش و پرورش ما هر قدر هم که در بند یک از فصل چهارم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، اهدافش برای تربیت انسان را ردیف کند، منطق رنگ باختن زنگ انشاء و جایگاه نوشتن در آپ و پررنگی املاء و ساختار املاءدوست، بیشتر آشکار می‌شود.

تضعیف انشاء و پررنگی املاء و منطق املاءدوستی، دانش‌آموز را دوازده سال عمله بساط کنکور بار می‌آورد. این دوازده سال فضیلتی ندارد الا آمادگی برای رسیدن به کنکور، و حالا چهار سال بعدش هم فضیلتی ندارد جز رفتن به کنکور کارشناسی ارشد و همین طور الی آخر. تست زدن همان املاء نوشتن است، نه انشاء کردن.

انشاء سرکشی و پرواز خیال می‌طلبد به فراسوی آن‌چه هست، و املاء منقاد و مطیع می‌طلبد و راضی به هر چه هست. املاءدوستی و انشاءگریزی منطق قدرت است. آموزش و پرورش این منطق قدرت را لخت و عریان، قبیح و دریده، بازتولید می‌کند. مرگ زنگ انشاء و قوت املاء فقط یک نشانه است.

آب توسعه، آزادی، دموکراسی، دین‌داری، وطن‌دوستی، معنویت و معیشت از این املاء‌دوست و انشاءگریز گرم نمی‌شود. اگر هنوز باریکه‌ای از خلاقیت، انسان‌دوستی، اخلاق و فضائل در خروجی‌های این آپ هست، کارکرد خانواده و قوت‌های جامعه ایرانی و زحمت معلمانی است که هنوز سر به اطاعت کامل این نظم املاءدوست ننهاده‌اند.

اوج تناقض آن‌جاست که نسل جدید خیال انشاء کردن دارد و املاء‌گریز؛ و جماعت سیاست‌گذار سودای املاءکردن دارد و انشاءگریز؛ بازی سرجمع صفر، هیچ در هیچ، سراسر خسران. دست‌آورد: عمر بر بادرفته فرزندان خلایق و شکافی که عریض‌تر می‌شود.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

آقا معلم هندسه 👇👇
https://www.instagram.com/p/B_ncKL1pNnP/?igshid=qyyjs2nmc9pd

آقا معلم فارسی 👇👇
https://www.instagram.com/p/B_oepBgJn8_/?igshid=1qnp0ati9pw7s
تاثیر خارج نشینی بر من/ گپ خودمانی ف.م. سخن با من


در این گفتگوی یک ساعته ، در مورد تاثیرات خارج نشینی بر رفتارهای خود و برخی هموطنان خارج نشین و همچنین احتمال تغییر نگاه و رفتار رهبران جمهوری اسلامی در صورت حضور غیر مسافرتی در خارج از کشور صحبت کرده ام.

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Zowu_UyY9sw" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
جنجال هفته‌نامه تمدن هرمزگان

در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۸۴ ف.م. سخن مقاله طنزآمیزی را با عنوان مبارزه با ایدز را علنی کنیم، چگونه در مقابل ایدزِ حکومتی مصون شویم؟ ابتدا در تارنمای شخصی و پس از آن در خبرنامه گویا منتشر کرد.
اوایل بهمن همان سال، الهام افروتن که از خبرنگاران هفته‌نامه تمدن هرمزگان بود، بدون نام بردن از نویسنده دست به بازنشر این نوشته زد. به دنبال چاپ این مطلب، و پس از راهپیمایی و اعتراض سراسری در شهرهای مختلف استان هرمزگان، هفته‌نامه تمدن هرمزگان تعطیل شد و الهام افروتن به همراه چند نفر دیگر از گردانندگان این نشریه بازداشت و به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن و همچنین ترویج مطالب خلاف عفت عمومی متهم شد. با تلاشهای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع افروتن، وی از اتهامات تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و توهین به بنیانگذار و مسئولان آن تبرئه، اما به دلیل اتهام ترویج مطالب خلاف عفت عمومی مجرم شناخته شد.
الهام افروتن ضمن عذرخواهی از روح آیت‌الله خمینی و مردم ایران اعلام کرد مقاله مورد نظر را به اشتباه و بدون توجه به متن و نویسنده و منبع تنها با دیدن عنوان مطلب و به گمان درج مطلب علمی در صفحات هفته‌نامه گنجانده‌است.
در نهایت الهام افروتن به ۹۱ روز حبس و شش ماه محرومیت از روزنامه‌نگاری محکوم شد.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81._%D9%85._%D8%B3%D8%AE%D9%86