لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکان‌ناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روش‌شناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار می‌تواند در یک گزارش فنی برای تصمیم‌سازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکل‌گیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساخت‌های واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکت‌ها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکت‌ها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکت‌های خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که ده‌ها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟

آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راه‌کارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفه‌ای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیم‌ها بی‌تفاوت عبور کند؟

فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاه‌ها، سیستم آموزش عالی و تصمیم‌گیری کشور ما با دنیا خیلی روشن می‌شود. در اتحادیه اروپا دولت‌ها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شده‌اند. ولی توجه کنید که این دولت‌ها چگونه از کاهش قیمت نفت بهره‌برداری می‌کنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآورده‌های نفتی به‌طور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینه‌های دولت‌ها در مورد کرونا را می‌خواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمی‌دهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاست‌های راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش می‌برند.

واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکت‌ها را در پارک‌های علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.

در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستم‌های انرژی کار می‌کنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکت‌ها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت می‌کنند. هیچ‌کدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچ‌کدام از آنها تابعی از نظرات و سیاست‌های پول‌دهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمان‌یافته و نهادهای علمی هستند.

به این ترتیب است که گذر از بحران‌ها در جوامع مختلف متفاوت می‌شود.
سپاه پاسداران به واکنش های طنزآمیز به دستگاه کرونا یاب "مستعان" پاسخ داد

سردار شریف مدعی شده که غالب واکنش های آمیخته به طنز در قبال این "دستاورد خداوندی، بومی و ایرانی" "از سوی رسانه‌ها و شبکه‌های وابسته به بیگانه طراحی شده و ناشی از احساس ضعف، حقارت و استیصال آنان در مقابل اقتدار و ارادۀ ایرانی برای حل مشکلات و مسائل متبلاء به" بشریت امروز نظیر همین ویروس کرونا است.

http://www.rfi.fr/fa/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87/20200416-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D8%AF
نقدی بر برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور

برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد
یدالله سبوحی * | جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیم‌گیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب می‌کند.

این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشم‌انداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد!

همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیم‌گیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد.

چرا کارشناسان این کشور همواره می‌خواهند توجیه‌گر تصمیم‌گیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیم‌گیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟

https://alihzadeh.blog.ir/post/318990204-iran-comprehensive-energy-plan
آیا «جن» وجود دارد؟

در متن مقدس مسلمانان سوره‌ای به نام سوره جن وجود دارد و سخن از جن و انس به میان می‌آید. جن در زبان عربی به معنای پوشیده و پنهان است. آنها که به وجود موجوداتی مثل جن در کنار انسان‌ها یا فراتر از آنها باور دارند می‌گویند جن‌ها وجود دارند و منشأ تأثیراتی هم هستند اما همیشه و همه جا دیده نمی‌شوند.

منتقدان، این باورها را خرافه‌های عوامانه و اغلب برآمده از مذهب می‌دانند. نه علم و نه هیچ پژوهش مستند و مستدلی تا به حال وجود چنین موجوداتی را ممکن ندانسته است. ریچارد داوکینز، استاد رفتارشناس و زیست‌شناس فرگشتی احتمال وجود جن و موجوداتی از این دست را برابر با احتمال وجود پلنگ صورتی در جهان واقعی دانسته است. با این حال حتی همین حالا هم باور به وجود و تأثیر جن‌ها همچنان طرفدارانی دارد.

در برنامه این هفته تابو به درخواست بسیاری از شما شنوندگان این برنامه پاسخ داده‌ایم و درباره همین موضوع بحث می‌کنیم.

دکتر تقی کیمیایی اسدی، فوق تخصص طب تشخیص الکتریکی و نویسنده کتاب خلقت و تکامل مغز و روان و احمد شماع‌زاده، نویسنده و پژوهشگر علوم قرآنی در این برنامه مهمان ما هستند.

<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/28918692.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
نظر هگل،فیلسوف شهیر آلمانی در مورد تاریخ ایران



از دیدگاه سیاسی،ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن [بی گمان به معنای نسبی] فراهم می آید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را دربر می گیرد،ولی این مردمان،فردیت خود را در پرتو حاکمیتی یگانه نگاه می دارند.این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین،پدرشاهی، و نه همچون امپراتوری هند،ایستا و بی جنبش،و نه همچون امپراتوری مغول، زودگذر و نه همچون امپراتوری ترکان بنیادش بر ستمگری است...برعکس،در اینجا ملت های گوناگون در عین آنکه استقلال خود را نگاه می دارند،به کانون یگانگی بخشی وابسته اند که می تواند آنان را خشنود کند. از این رو امپراتوری ایران، روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذارده است و شیوه ی پیوستگی بخش های آن چنان است که با مفهوم راستین کشور یا دولت،بیشتر از امپراتوری های دیگر مطابقت دارد.

((عقل در تاریخ هگل،ترجمه حمید عنایت – ص ۳۰۴))

https://www.balatarin.com/permlink/2020/4/23/5304566
Forwarded from دغدغه ایران
شهوت مقايسه

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

ايرانيان دائم در رسانه‌ها از قول مقامات‌، کارشناسان و... گزاره‌اي کلي با اين ساختار را مي‌شنوند: «ما در زمينه الف از کشورهاي ب بهتريم.» يا «ما در زمينه الف قابل رقابت با کشورهاي ب هستيم.» اين گزاره به‌ظاهر ساده، هم نشانگر يک وضعيت اجتماعي-روان‌شناختي است و هم پي‌آمدهاي ناگواري دارد.

☑️⭕️ اول. وضعيت اجتماعي-روان‌شناختي

اغلب گويندگان چنين عباراتي، خود را در تنگناي «نقصان دست‌آورد» و احساس فشار از سوي جامعه براي دفاع از عملکرد خود مي‌يابند. گوينده به اين طريق خود را در وضعيت قابل مقايسه با «کشورهاي برتر» قرار مي‌دهد و از طريق هم‌آوردي با آن‌ها از خود دفاع مي‌کند.

گوينده به اين ترتيب برتري طرف مقايسه را پذيرفته – هر چند از آن متنفر هم باشد – و عملکرد خود را با توسل به عملکرد طرف مقايسه (مثلاً کشورهاي ب) توجيه کرده و مشروع مي‌سازد. اين ظاهراً سازوکاري روان‌شناختي براي رسيدن به آرامش ناشي از نارضايتي دروني بر اثر نقصان عملکرد نيز هست.

☑️⭕️ دوم. مقايسه ناقص

اغلب گويندگان اين گونه عبارات، به مقايسه‌هاي ناقص دست مي‌زنند. مقايسه ناقص يعني از ميان صدها شاخصي که مي‌توان براي مقايسه دو وضعيت استفاده کرد، فقط شمار معدودي را برگزيد – اغلب مبتني بر قوت‌هاي خاص – و آن‌ها را مبناي مقايسه قرار داد.

شاخص‌هايي که براي مقايسه انتخاب مي‌شوند بايد حائز چند ويژگي باشند.

⭕️ اول، شاخص براي آن‌ها که نتيجه مقايسه را مشاهده مي‌کنند، اهميت و معنا داشته باشد. مردم براي بهتر يا بدتر بودن در بسياري شاخص‌ها هيچ ارزشي قائل نيستند و تأثير تغييرات آن بر زندگي‌شان را مهم نمي‌دانند.

⭕️ دوم، شاخص بايد به شيوه معتبري اندازه‌گيري شده و مردم اعتبار اندازه‌گيري را به رسميت بشناسند.

⭕️ سوم، شاخص بايد در ارتباط با شاخص‌هاي ديگر معنا پيدا کند. تأکيد روي يک يا چند شاخص در حالي که کماکان شاخص‌هاي اصلي مؤثر بر زندگي شهروندان – نظير تورم، بيکاري، رشد اقتصادي، وضعيت محيط‌زيست، آسيب‌هاي اجتماعي، کيفيت نظام حمايت اجتماعي و ... – مناسب نيستند، احساس مثبتي در شهروندان ايجاد نمي‌کند.

☑️⭕️ نتيجه

بسياري از مقايسه‌هايي که در همه ساليان گذشته بين وضعيت ايران و ساير کشورهاي جهان – بالاخص کشورهاي غربي و توسعه‌يافته – انجام مي‌شود:

⭕️ يک. بيش از آن‌که به تعداد زيادي از شهروندان حس هويت يا غرور بدهد، ناخودآگاه سياست‌گذار و حکمران براي «شهوت مقايسه» با ديگريِ برتر (کشورهاي طرف مقايسه) را آشکار مي‌سازد.

⭕️ دو. مقايسه بر اساس چند شاخص که خيلي گزينشي و بدون جامع‌نگري انتخاب شده‌اند (درست مثل اين‌که سوددهي بورس در سال و ماه‌هاي گذشته را شاخص اقتصاد ايران لحاظ کنند) حال شنونده را بدتر مي‌کند. شهروند، جامع نبودن اين شاخص‌هاي مقايسه را درک مي‌کند.

⭕️ سه. من قبلاً در يادداشتي درباره کارکرد «آمارها به‌مثابه لباس زير» نوشته‌ام. «آمارها مثل لباس زير هستند که بخش زيادي از بدن را نمي‌پوشاند (آشکار مي‌کند)، اما آن‌چه را مي‌پوشاند، اساسي است.» آمار مقايسه‌اي که مثل لباس زير عمل کند، به درد نمي‌خورد. آمار و مقايسه بايد همه يا بخش‌هاي معناداري از واقعيت را آشکار سازد. مبنا قرار دادن يک شاخص و مقايسه کردن آن در کنار ناديده گرفتن ده‌ها شاخص ديگر، هيچ جذابيتي ندارد.

⭕️ چهار. هر مقايسه‌اي بايد بر «منطق مقايسه» (حداقل به معناي معنادار بودن مقايسه براي شنوندگان، کفايت شاخص‌هاي مقايسه و اعتبار سنجش شاخص‌ها) مبتني باشد. مقايسه‌اي که در آن «منطق مقايسه» رعايت نشود، بيشتر به «شهوت مقايسه» براي پوشاندن نقصان‌هاي عملکردي شبيه مي‌شود.

⭕️ پنج. حکمران، سياست‌گذار و مجري هر گاه که نمي‌تواند «منطق مقايسه» را رعايت کند بايد دست از «شهوت مقايسه» نيز بشويد. شهوت مقايسه، اعتمادزدا، ضد سرمايه اجتماعي و اسباب تحريک به مقاومت اجتماعي است.

⭕️ شش. هر مقايسه مبتني بر «شهوت مقايسه» شنونده را وامي‌دارد که برود و چند مصداق باطل‌کننده مدعاهاي مقايسه‌کننده را بيابد. اگر سعي کنيد به دوست‌تان بقبولانيد که من بر اساس شاخص جنس دکمه لباسم بر تو برتري دارم، بديهي است که او را تحريک کرده‌ايد تا همه نقصان‌هاي شما را به رخ‌تان بکشد تا ثابت کند برتري در جنس دکمه کت، شاخص مناسبي براي مقايسه نيست.

دست کشيدن از «شهوت مقايسه» و رعايت کردن اصول «منطق مقايسه» راهي به سوي اعتماد و خلق سرمايه اجتماعي است. ما وقتي نمي‌توانيم منطق مقايسه را رعايت کنيم بايد سرمان به بهبود کار خودمان باشد.

#مکتب_صمديه
#اصحاب_قمپز

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad

دغدغه ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B9t2db-pb2O/?igshid=1tkebhnd3jcsj
Forwarded from دغدغه ایران
کرونا و شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

فیلم #غیرممکن، داستان واقعی خانواده‌ای اسپانیایی است که برای تعطیلات راهی تایلند می‌شوند. سونامی، یک روز بعد از استقرارشان در هتل ساحلی زیبا، همه چیز را ویران می‌کند و تعطیلات به فاجعه بدل می‌شود.

مادر و پسر بزرگ خانواده، در میان دریای آب کشنده سونامی در ساحل، زنده مانده و یکدیگر را می‌یابند. مادر به شدت زخمی شده و خونریزی دارد. این دو در حالی که می‌کوشند خود را نجات دهند، صدای کودکی را می‌شنوند که پدرش را صدا می‌کند.

مادر بر یافتن و نجات کودک اصرار می‌کند و پسر اصرار دارد که خودشان را از میان فاجعه نجات دهند. مادر در نهایت چیزی شبیه به این جمله را به پسرک می‌گوید: شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد.

فیلم جذابی است، سکانس آخر فیلم به همین جمله بازمی‌گردد. اگر دیدید، این نوشته را به یاد بیاورید.

هر کاری ممکن است آخرین کار زندگی ما باشد. مرگ خبر نمی‌کند. آدم گاه از سونامی فاجعه‌بار جان سالم به در می‌برد و گاه مثل فیلم رضا میرکریمی، #یک_حبه_قند در گلویش می‌جهد و خفه‌اش می‌کند. اگر هر کاری آخرین کار زندگی تلقی شود، آن گاه معنای دیگری می‌یابد.

کرونا هم عین سونامی برای شخصیت‌های فیلم #غیرممکن است. می‌شود فکر کرد شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد، آخرین تصمیم، آخرین فرصت اصلاح، آخرین زمان برای عذرخواهی، آخرین فرصت برای گفتن و آخرین فرصت جبران.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

⭕️ کانال دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad

⭕️ توضیح مختصری درباره فیلم
https://www.instagram.com/p/B-wjgqwJgUB/?igshid=1wxq54yg2my2b
“نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی

چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.

اتهام توطئه فرماندهانی در ارتش ایران برای نابودی “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در طبس، در چهار دهه گذشته صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه فرصتی برای طرح روایت های متقابل فراهم شود

فریدون علی‌مازندرانی روایت می کند: “در همین زمان صدای خلبان جت فالکن که حامل بنی‌صدر رئیس جمهور وقت کشور بود بلند شد که می‌گفت خلبان اف ۱۴ به هیچ وجه اجازه زدن و بمباران ندارد و دستورات صادره فقط از سوی من – پست فرماندهی هوایی – باید اجرا شود”.

http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743
Forwarded from ندای آزادی
“نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی

چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.

مهمترین استدلال تهاجم به ارتش بر سر آن ماجرا، ادعایی بود که در چهار دهه گذشته، صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه در مراجع رسمی اثبات شده باشد یا فرصتی برای طرح روایت های متقابل از همین رسانه ها فراهم شود.

موضوع ادعا، عبارت بود از اینکه فرماندهانی در ارتش ایران، در همدستی با رئیس جمهور وقت، برای نابود کردن “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در مورد عملیات طبس، به “بمباران” هلیکوپترهای به جا مانده در محل عملیات پرداخته اند.

عملیات آزادسازی گروگان ها، با ورود ۶ هواپیما و ۸ هلیکوپتر آمریکایی به حریم هوایی ایران کلید می خورد اما در طول عملیات، ۳ هلیکوپتر در دو حادثه مجزا دچار نقص فنی می شوند. تعداد هلیکوپترهای باقی مانده برای انجام عملیات کافی نیست و در نتیجه، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان توقف عملیات و بازگشت کماندوها را صادر می کند. مطابق روایت رسمی واشنگتن، در حین بازگشت طوفان شن باعث تصادم و آتش سوزی یک هواپیمای ترابری و یک هلیکوپتر و کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی می شود و نهایتا، بقیه نیروها با بر جا گذاشتن هلیکوپترهای خود، با ۵ هواپیما فضای ایران را ترک می کنند.

به دنبال این ماجرا دو فانتوم اف-۴ نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای آمریکاییِ رها شده بر روی زمین را هدف حمله قرار می دهند که به تخریب بیشتر آنها می انجامد. همین موضوع، نظریه توطئه مشهوری را در ایران کلید می زند که حکایت دارد عناصر نفوذی آمریکا در ارتش، به دستور ابوالحسن بنی صدر هلیکوپترهای آمریکایی را نابود کرده اند تا مدارک موجود در آنها به دست نیروهای انقلابی نیفتند.

چنین نظریه توطئه ای، در آغاز در حد تبلیغاتی سیاسی در میانه درگیری روحانیون انقلابی با رئیس جمهور وقت به نظر می آید که آن زمان، فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت. اما ادامه اتهامات، تدریجا به افزایش فشار بر ارتش و نهایتا برکناری مقام هایی در حد سرلشکر بهمن باقری فرمانده وقت نیروی هوایی و محمدهادی شادمهر فرمانده ستاد کل ارتش منجر می شود.

🔗 متن کامل گزارش در لینک زیر:
https://bit.ly/2KrX258

یا کلیک روی INSTANT VIEW

http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743

🆔@NedAzadi
نترسون
داریوش اقبالی
🎼 نترسون
آهنگساز: فرید زولاند
تنظیم: واهان
شاعر: ایرج جنتی عطایی
اجرا: داریوش اقبالی

🆔@NedAzadi
Forwarded from ندای آزادی
Rabbana.MP4
11.9 MB
❤️فرا رسیدن ماه رمضان به همهء ایمان آوردگان خجسته باد

ربنا
با صدای محمدرضا شجریان
اذان: مرحوم موذن زاده اردبیلی
http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31752
🆔@NedAzadi
Forwarded from FREESAT
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نحوه تنظیم دیش با فایندرهای اندرویدی

ورژن Paid انواع فایندرهای اندرویدی از لینک زیر قابل دریافت است :

https://bit.ly/2Y02gNq

این نوع فایندرها تنها با گوشی هایی که به سنسور قطب نما مجهز باشند سازگار هستند . یک نسخه از این فایندرها در کانال موجود است :

https://t.me/freesat/4790

@FREESAT
💢 شستا همچنان در تاریکخانه است نه در اتاق شیشه‌ای/ مدعیان شفاف‌سازی، پاسخگو باشند

🔻در خصوص‌ عرضه ۱۰ درصد از سهام شستا در بورس شاهد مباحث و نظرات گوناگونی در یک ماه گذشته بودیم. مدافعان واگذاری بخشی از سهام شستا در بورس، شاه بیت تمام استدلال‌هایشان این بود که بورس اتاق شیشه‌ای است و با حضور شستا در بورس، این مجموعه از تاریکخانه خارج و در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و اطلاعات مالی و تصمیمات مدیریتی آن در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت.

🔻حال که شستا بورسی شده و به تعبیر محمد شریعتمداری (وزیر کار) از تاریکخانه به اتاق شیشه‌ای آمده، وقت عمل به این وعده شفافیت است. از این رو ضروری است مقامات ارشد وزارت کار، سازمان تامین اجتماعی و شستا، پاسخگوی پرسش‌های زیر باشند تا وعده شفافیت شستا محقق شود.

🔻 سازمان تامین اجتماعی به عنوان مالک و سهامدار اصلی شستا با عرضه ۱۰ درصد سهام شستا نزدیک ۷ هزار میلیارد تومان پول نقد به دست آورد. در حال حاضر سرنوشت این پول چه شده است؟ فروش سهام در واقع نوعی فروش دارایی است. آیا شستا دارایی فروخته که با پول آن هزینه‌های جاری و یومیه تامین اجتماعی و وزارت کار تامین شده و حقوق بازنشسته‌گان پرداخت شود؟
طبق دستورالعمل‌های بورس، شرکت‌های بورسی در صورت فروش دارایی تنها اجازه دارند ۲۰ درصد آن را صرف هزینه‌های جاری کنند و ۸۰ درصد آن باید صرف سرمایه‌گذاری مجدد شود.
در حال حاضر پرسش و مطالبه اصلی از شستا و وزارت کار این است که به صورت دقیق توضیح بدهند قرار است با ۷ هزار میلیارد تومانی که از محل عرضه شستا در بورس کسب کرده‌اند، چه کاری انجام بدهند؟ قرار است سرمایه‌گذاری مجدد صورت بگیرد یا هزینه‌ها و بدهی‌های جاری سازمان تامین اجتماعی پرداخت شود؟

🔻مدیران شستا و وزیر کار در حالی مدعی هستند با حضور شستا در بورس، شفافیت ایجاد می‌شود که بسیاری از شرکت‌های زیر مجموعه شستا هم اکنون در بورس حضور دارند و هیچ شفافیتی ایجاد نشده و جلوی سوء مدیریت و تخلفات، گرفته نشده است.
بسیاری از شرکت‌های زیرمجموعه شستا با معضل مطالبات مشکوک‌الوصول و مطالبات سوخت‌ شده، درگیر هستند. وضعیت بدهکاران و بستانکاران این شرکت‌ها از ابهامات بسیاری برخوردار است که نفت‌خبر نیز در یکسال گذشته در گزارش‌های خود به آن پرداخته است اما مدیران شستا تاکنون از توضیح در مورد این تخلفات و ابهامات خودداری کرده‌اند.

🔻آیا شفافیت بورسی که حضرات مدعی آن هستند با این شیوه پاسخگویی به دست می‌آید؟ در حال حاضر برای راستی‌آزمایی ادعای شفافیت که از سوی محمد شریعتمداری و عوامل ایشان، دائما تکرار می‌شود، ضروری است در خصوص ۲ موضوع به سرعت شفاف‌سازی صورت بگیرد.
اول این که قرار است با ۷ هزار میلیارد تومانی که از عرضه شستا در بورس به دست آورده‌اند، چه کاری انجام شود؟
دوم این که چرا طبق گزارش حسابرسی، در شرکت‌های زیرمجموعه شستا حجم مطالبات معوق و مطالبات مشکوک‌الوصول بالا است و حساب‌های بدهکاران و بستانکاران، دارای ابهامات بسیار است؟
نفت‌خبر در روزهای آینده پیگیر این دو پرسش خواهد بود.

T.me/naft2016
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghadam)
میراث شوم ابوالمشاغل
امیر هاشمی مقدم
1⃣ خواجه نظام‌الملک در کتاب سیاست‌نامه، داستانی دارد که در روزگار فخرالدوله دیلمی، گروهی از مردم هر روز به بالای کوه طبرک در شهر ری رفته و تا شامگاه آنجا می‌ماندند. خبر به فخرالدوله رسید و او دستور داد آنان را نزد وی بیاورند. چون آوردند و دلیل را جویا شد، امان خواستند و اعتراف کردند که دبیران و فاضلانی هستند که در حکومت فخرالدوله دیگر جایی ندارند و بیکار مانده‌اند. اما شنیده‌اند که در خراسان محمود غزنوی بر روی کار است که به فضلا ارج و احترام می‌گذارد. بنابراین هر روز بر این کوه می‌روند تا ببینند کسانی که از خراسان می‌آیند، چه خبر از محمود دارند. اینان دست از مُلک و خانه شسته، آماده رفتن نزد محمود بودند و برای این کار، نامه‌ها به محمود می‌نوشتند (1344: 187-189).
2⃣ یکی از مهمترین خبرهای ورزشی یکی دو روز گذشته، پیروزی چشمگیر علیرضا فیروزجا، شطرنج‌باز نوجوان ایرانی بر ماگنوس کارلسن، قهرمان نروژی شطرنج جهان بود. خبری که شوربختانه در رسانه‌های داخلی، کمترین جایی برای بیان نیافت. دلیل این نادیده گرفتن کاملا آشکار است؛ همین چند ماه پیش بود که فیروزجا به خاطر پیشگیری وزارت ورزش از سفر تیم ملی شطرنج به رقابت‌های روسیه (به دلیل احتمال روبرو شدن با شطرنج‌بازان اسرائیلی)، شانس به دست آوردن قهرمانی جوانان جهان را از دست داد. همین کافی بود تا او ایران را ترک کند و اکنون هم بدون پرچم ایران بازی نماید. داستان تکراری پیامدهای روبرو نشدن ورزشکاران ایرانی (در بسیاری از رشته‌ها) با حریفان اسرائیلی عموما دو نتیجه فاجعه‌بار داشته: یا ورزشکاران‌مان شانس قهرمانی‌شان را از دست داده، همه تلاش‌ها و امیدشان به نا امیدی بدل شده و قهرمانی را دو دستی تقدیم ورزشکاران اسرائیلی کرده‌اند (درباره دیگر خدمات‌مان به اسرائیل، این یادداشتم را بخوانید)؛ یا ناچار به ترک ایران شده و حسرتی پایان‌ناپذیر بر دل خود و ایرانیان گذارده‌اند. به جای کشور کنونی، مُلک ری در داستان بالا را بگذارید و به جای محمود غزنوی، غرب را و به جای دبیران و فاضلان دست از مُلک و خانه شسته، قهرمانان ورزشی و نخبگان علمی را.
3⃣ از دست رفتن مدال‌های طلا و قهرمانی در رشته‌های گوناگون و یا از دست دادن خودِ قهرمانان ایرانی‌ای که یکی یکی راه غربت غرب را در پیش می‌گیرند، نتیجه تصمیمی غیر کارشناسی و ایدئولوژیک است که علی اکبر ولایتی، بنیانگذارش بود و این میراث شوم از او به یادگار مانده است. ولایتی با تخصص پزشکی کودکان، سالها وزیر امور خارجه بود و صدها کتاب و مقاله در زمینه های گوناگون غیر مرتبط نوشت و در بسیاری حوزه‌‌های دیگر هم سرک می‌کشد و بالاترین جایگاه‌ها را در اختیار گرفته (درباره او این یادداشتم را بخوانید) لقب ابوالمشاغل را دارد. با 75 سال سن، نزدیک به 30 پُست و مقام رسمی را در اختیار گرفته، آن هم در حالی‌که بسیاری از نخبگان و شایستگان جوان ایرانی، یا باید به کارهای غیرمرتبط مشغول شوند یا کوله‌بار به دوش، راهی دیگر کشورها گردند.
4⃣ داستانی که در آغاز این یادداشت از سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک آوردم، در فصل چهل و دوم این کتاب است که نام فصل را «اندر آنکه دو عمل، یک مرد را نافرمودن» گذارده. آن همه دبیر و فاضل از آن جهت بیکار بودند که به قول صاحب ابن عباد، بسیاری در دیوان فخرالدوله، چند شغل داشتند، در حالی‌که آن دبیران و فاضلان بیکار و محروم از یک شغل مانده بودند. این یادداشت را با نقل قولی از همان فصل کتاب به پایان می‌برم تا بدانیم خواجه نظام‌الملک هزار سال پیش به خوبی از آسیب‌های چند شغلی آگاه بود و ما، همچنان محکوم به تکرار تاریخ.
«پادشاهان بیدار و وزیران هشیار به همه روزگار، دو شغل یک کس را نفرمودندی [...] و امروز کسی هست که بی‌هیچ کفایتی ده عمل دارد و اگر شغل دیگر پدید آید هم، التماس کند و در خواهد، و اندیشه نکنند که این مرد اهلیت این دارد یا نه [...] و کس را تمییز آن نباشد که چرا باید که مجهول بی‌کفایتی چند شغل بر دست گرفته و معروفی و معتمدی یک شغل ندارد و محروم ماند [...] هرگاه که مجهولان و بی‌اصلان و بی‌فضلان را عمل فرمایند و معروفان و فاضلان معطل بگذارند و یک کس را پنج شش عمل فرمایند و یکی را یک عمل نفرمایند، دلیل بر نادانی و بی‌کفایتی وزیر باشد و بدترین دشمن این است که ده عمل یک مرد را فرماید و ده مرد را یک عمل نفرماید. در آن مملکت مردم محروم معطل بسیار بود» (صص: 185-178).
بن‌مایه: خواجه نظام‌الملک (1344)، سیاست‌نامه، تصحیح محمد قزوینی، به کوشش مرتضی مدرسی، انتشارات زوار.
اگر این یادداشت را می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
پاسخ به مصاحبه اردشیر زاهدی با تلویزیون بی بی سی

ویدئو | مجتبی واحدی: گفتگوی اردشیر زاهدی با تلویریون بی بی سی با استقبال حامیان جمهوری اسلامی مواجه شده، در حالی که رسانه های جمهوری اسلامی تا چندی قبل، از او به عنوان یک فرد فاسد نام می بردند.

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/tGE7sndEJFY" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>