آشنایی با دکتر سید حسن امامی
سید حسن امامی (زاده ۱۲۸۱ در تهران – درگذشته مرداد ۱۳۵۸ در لوزان، سوئیس) مجتهد شیعه، استاد ممتاز حقوق مدنی دانشگاه تهران تا سال ۱۳۴۷، نماینده دوره ۱۷ مجلس شورای ملی و رئیس آن از ۱۰ تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، نماینده مجلس سنای ایران و امام جمعه شهر تهران از ۱۲ بهمن ۱۳۲۴ تا ۲۸ دی ۱۳۵۷ در زمان محمدرضا پهلوی بود.
امامی تحصیلات دینی خود را در نجف و تحصیلات دانشگاهی خود را در سوئیس گذرانده بود. وی پس از فوت عمویش سید محمد امامزاده در سال ۱۳۲۴ منصب امامت جمعه تهران را بر عهده گرفت و تا انقلاب ۱۳۵۷ آن را در اختیار داشت.
حسن امامی در سال ۱۳۳۱ در انتخابات جنجالی مجلس هفدهم به عنوان مخالف دولت جبهه ملی، وارد مجلس شد. وی برای مدت کوتاهی (۱۰–۳۱ تیر) به ریاست مجلس شورای ملی نیز رسید؛ ولی پس از حوادث ۳۰ تیر از ریاست کناره گرفته و در نشستهای مجلس نیز شرکت نمیکرد. پس از آن فعالیت خود را بیشتر در دانشگاه متمرکز کرد و یکی از مهمترین استادان حقوق ایران بهشمار میرفت، ضمن اینکه به عضویت مجلس سنا نیز درآمد.
سید حسن امامی (زاده ۱۲۸۱ در تهران – درگذشته مرداد ۱۳۵۸ در لوزان، سوئیس) مجتهد شیعه، استاد ممتاز حقوق مدنی دانشگاه تهران تا سال ۱۳۴۷، نماینده دوره ۱۷ مجلس شورای ملی و رئیس آن از ۱۰ تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، نماینده مجلس سنای ایران و امام جمعه شهر تهران از ۱۲ بهمن ۱۳۲۴ تا ۲۸ دی ۱۳۵۷ در زمان محمدرضا پهلوی بود.
امامی تحصیلات دینی خود را در نجف و تحصیلات دانشگاهی خود را در سوئیس گذرانده بود. وی پس از فوت عمویش سید محمد امامزاده در سال ۱۳۲۴ منصب امامت جمعه تهران را بر عهده گرفت و تا انقلاب ۱۳۵۷ آن را در اختیار داشت.
حسن امامی در سال ۱۳۳۱ در انتخابات جنجالی مجلس هفدهم به عنوان مخالف دولت جبهه ملی، وارد مجلس شد. وی برای مدت کوتاهی (۱۰–۳۱ تیر) به ریاست مجلس شورای ملی نیز رسید؛ ولی پس از حوادث ۳۰ تیر از ریاست کناره گرفته و در نشستهای مجلس نیز شرکت نمیکرد. پس از آن فعالیت خود را بیشتر در دانشگاه متمرکز کرد و یکی از مهمترین استادان حقوق ایران بهشمار میرفت، ضمن اینکه به عضویت مجلس سنا نیز درآمد.
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
🔺جناب آقای شریعتمداری
مردم تا کی باید برای «آمریکاستیزیِ»شما هزینه بپردازند؟چرا یکبار از خودشان نمیپرسید؟
جناب آقای حاج حسین شریعتمداری
مدیر مسئول روزنامه وزین کیهان
با سلام و عرض احترام
در شماره ۲۶ فروردین آن جریده شریفه در پاسخ به توئیتی که بنده در خصوص یک وکیل آمریکایی که برای دولت ایران کار میکند مطالبی را علیه اینجانب مرقوم داشته بودید.صورت مسئله باین شکل بود که ایشان و همکارانشان موفق میشوند یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار دارایی های ایران در لوکزامبورگ را آزاد نمایند.بنده در توئیتم نوشته بودم اگر یک وکیل ایرانی برای دولت آمریکا کار میکرد کمترین اتهامش جاسوسی و همکاری با دولت متخاصم می شد.
جنابعالی در پاسخ آن توییت، تکرار مطالب همیشگی را فرموده بودید. از جمله اینکه "رژیم آمریکا مورد ستایش و تمجید بنده است و بجای آنکه از حقوق مردم کشورم دفاع کنم مدافع و توجیه گر جنایات آمریکا علیه ایران بوده ام".مرقوم داشته بودید "علیرغم دفاع از آمریکا،هیچوقت هم مجازات نشده ام.و بالاخره "با بودن امثال بنده ، آمریکایی ها اساساً نیازی به وکیل در ایران ندارند".
جناب شریعتمداری بزرگوار،مناقشه پیرامون آمریکا برسردو موضوع خیلی روشن است. نخست آنکه جنابعالی به عنوان مدافع آمریکاستیزی بمردم ایران بفرمایید که دشمنی با آمریکا ظرف چهل سال گذشته کدام دستاورد را برای منافع ملی ایران داشته است؟یک مورد هم بفرمایید کفایت می کند.بشرط آنکه مواردی که می فرمایید مشخص باشند ونه شعارهای تکراری همچون عزت،شرف،الگو شدن برای دیگران،فرو ریختن هیمنه آمریکا در جهان وامثالهم.درمقابل بنده یک دوجین برای حضرتعالی موارد عملی میاورم که اصرار بر دشمنی با آمریکا ظرف چهل سال گذشته چگونه تیشه بر ریشه منافع ملی ایران زده است.
جناب شریعتمداری عزیز ، ترکیه که برخلاف ما که بر روی دریایی از نفت و گاز هستیم، نه یک کپسول گاز داردو نه یک بشکه نفت،معذالک سالی ۴۱ میلیون توریست و ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات دارد. ۴۰ سال پیش ترکیه وما کجا بودیم وامروز کجا.
نکته دوم، اگر علیرغم تمام صدماتی که دشمنی با آمریکا بر منافع ملی ماواردکرده، اکثریت مردم خواهان تداوم آمریکاستیزی باشنداشکالی نداشته و همچنان به این سیاست ادامه دهید.اما یک نظرسنجی ساده هم می توان نشان داد که اکثریت مردم ایران که جای خود دارد، آیا حتی ۲۰درصد مردم ایران هم همچنان خواهان تداوم آمریکاستیزی هستند ؟
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
۲۸ فروردین ۱۳۹۹
https://www.instagram.com/p/B_CQlSCJVNC/?igshid=1ko9h5ylrmxro
مردم تا کی باید برای «آمریکاستیزیِ»شما هزینه بپردازند؟چرا یکبار از خودشان نمیپرسید؟
جناب آقای حاج حسین شریعتمداری
مدیر مسئول روزنامه وزین کیهان
با سلام و عرض احترام
در شماره ۲۶ فروردین آن جریده شریفه در پاسخ به توئیتی که بنده در خصوص یک وکیل آمریکایی که برای دولت ایران کار میکند مطالبی را علیه اینجانب مرقوم داشته بودید.صورت مسئله باین شکل بود که ایشان و همکارانشان موفق میشوند یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار دارایی های ایران در لوکزامبورگ را آزاد نمایند.بنده در توئیتم نوشته بودم اگر یک وکیل ایرانی برای دولت آمریکا کار میکرد کمترین اتهامش جاسوسی و همکاری با دولت متخاصم می شد.
جنابعالی در پاسخ آن توییت، تکرار مطالب همیشگی را فرموده بودید. از جمله اینکه "رژیم آمریکا مورد ستایش و تمجید بنده است و بجای آنکه از حقوق مردم کشورم دفاع کنم مدافع و توجیه گر جنایات آمریکا علیه ایران بوده ام".مرقوم داشته بودید "علیرغم دفاع از آمریکا،هیچوقت هم مجازات نشده ام.و بالاخره "با بودن امثال بنده ، آمریکایی ها اساساً نیازی به وکیل در ایران ندارند".
جناب شریعتمداری بزرگوار،مناقشه پیرامون آمریکا برسردو موضوع خیلی روشن است. نخست آنکه جنابعالی به عنوان مدافع آمریکاستیزی بمردم ایران بفرمایید که دشمنی با آمریکا ظرف چهل سال گذشته کدام دستاورد را برای منافع ملی ایران داشته است؟یک مورد هم بفرمایید کفایت می کند.بشرط آنکه مواردی که می فرمایید مشخص باشند ونه شعارهای تکراری همچون عزت،شرف،الگو شدن برای دیگران،فرو ریختن هیمنه آمریکا در جهان وامثالهم.درمقابل بنده یک دوجین برای حضرتعالی موارد عملی میاورم که اصرار بر دشمنی با آمریکا ظرف چهل سال گذشته چگونه تیشه بر ریشه منافع ملی ایران زده است.
جناب شریعتمداری عزیز ، ترکیه که برخلاف ما که بر روی دریایی از نفت و گاز هستیم، نه یک کپسول گاز داردو نه یک بشکه نفت،معذالک سالی ۴۱ میلیون توریست و ۱۵۰ میلیارد دلار صادرات دارد. ۴۰ سال پیش ترکیه وما کجا بودیم وامروز کجا.
نکته دوم، اگر علیرغم تمام صدماتی که دشمنی با آمریکا بر منافع ملی ماواردکرده، اکثریت مردم خواهان تداوم آمریکاستیزی باشنداشکالی نداشته و همچنان به این سیاست ادامه دهید.اما یک نظرسنجی ساده هم می توان نشان داد که اکثریت مردم ایران که جای خود دارد، آیا حتی ۲۰درصد مردم ایران هم همچنان خواهان تداوم آمریکاستیزی هستند ؟
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
۲۸ فروردین ۱۳۹۹
https://www.instagram.com/p/B_CQlSCJVNC/?igshid=1ko9h5ylrmxro
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️اتهام اخراج و پاکسازی اساتید|۳۰ فروردین ۹۹
🔹بعنوان یک قاعده کلی، من هیچوقت به توهینها و اتهاماتی که درفضای مجازی علیهام گفته میشود، پاسخی نمیدهم. چون معتقدم کسانی که حاضر میشوند براحتی دروغ گفته و توهین کنند، بدنبال کشف هیچ حقیقتی نیستند. بعنوان مثال، من بیش از سی گزارش بعلاوه یکدوجین مصاحبه ازفعالیتهای "دهکده امید" تاکنون نوشتهام. در دادستانی انقلاب واداره آگاهی ساعتها بازپرسی شدهام. بازرسین دادستانی بدهکده امید رفته و کارها را دیده اند. اگریک مورد هزینههای نامشخص یا مبهم کشف کرده بودند، دودمان من را بباد میدادند. مع ذالک علی الدوام مینویسند که کمکهای زلزله زدهها را خوردی ومعلوم نشد چکار کردی(همین پریروز باز روزنامه وزین کیهان تکرار کرده بود).
🔹یکی دیگر از اتهامات تکراری علیه من، مشارکتم در اخراج اساتید بعد از انقلاب است.
درکتاب ملکی نحوه برخورد مرا با قائم مقام اشرف پهلوی که رئیس آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی دانشگاه تهران بود دیدید. احدی ازآن آموزشگاه را اجازه ندادم پاکسازی شود.چند ماه بعد بریاست "دانشگاه علوم و فنون ارتش شاهنشاهی" که بعد ازانقلاب شده بود ارتش جمهوری اسلامی منصوب شدم.انقلاب فرهنگی هم داشت براه میفتاد. همه انتظار داشتند باتوجه به وابستگیهای پرسنل آن دانشگاه که بسیاریشان به فرماندهان ارشد نظامی زمان شاه وابسته بودند، یک پاکسازی درست و حسابی در آن دانشگاه انجام دهم. بعنوان رئیس دانشگاه ورئیس "هیات پاکسازی" آن دانشگاه، حتی یکنفر، تکرارمیکنم، حتی یکنفر را هم نگذاشتم ازآن دانشگاه اخراج کنند.
🔹این فقط دکتر ملکی و دکتر کارشناس نیستند که میتوانند شهادت بدهند که حاضر نشدم حتی ساواکیها را هم ازدانشگاه تهران اخراج کنم. کلیه اسناد و مدارک پاکسازیهای دانشگاه تهران،آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی و دانشگاه علوم و فنون ارتش شاهنشاهی موجود هستند.یقیناً اگرخطی،اثری،علامتی ونشانهای ولوهرقدرجزیی در خصوص نقش من در اخراج، پاکسازی و یا تسویه اساتید موجود میبود،"دوستان" آنرا بردرودیوار نصب کرده بودند.همچنان که صحبتم درتلویزیون را ازمیان یک خروارآرشیو صدا و سیما پیدا کرده وپخش کردند.
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
بیاد مهندس کامران نجات اللهی، دکترمحمد ملکی وهمه اساتیدی که در تحصن دانشگاه تهران شرکت داشتند.
https://www.instagram.com/p/B_HSXpbptRj/?igshid=1db7wqkff7rpx
🔹بعنوان یک قاعده کلی، من هیچوقت به توهینها و اتهاماتی که درفضای مجازی علیهام گفته میشود، پاسخی نمیدهم. چون معتقدم کسانی که حاضر میشوند براحتی دروغ گفته و توهین کنند، بدنبال کشف هیچ حقیقتی نیستند. بعنوان مثال، من بیش از سی گزارش بعلاوه یکدوجین مصاحبه ازفعالیتهای "دهکده امید" تاکنون نوشتهام. در دادستانی انقلاب واداره آگاهی ساعتها بازپرسی شدهام. بازرسین دادستانی بدهکده امید رفته و کارها را دیده اند. اگریک مورد هزینههای نامشخص یا مبهم کشف کرده بودند، دودمان من را بباد میدادند. مع ذالک علی الدوام مینویسند که کمکهای زلزله زدهها را خوردی ومعلوم نشد چکار کردی(همین پریروز باز روزنامه وزین کیهان تکرار کرده بود).
🔹یکی دیگر از اتهامات تکراری علیه من، مشارکتم در اخراج اساتید بعد از انقلاب است.
درکتاب ملکی نحوه برخورد مرا با قائم مقام اشرف پهلوی که رئیس آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی دانشگاه تهران بود دیدید. احدی ازآن آموزشگاه را اجازه ندادم پاکسازی شود.چند ماه بعد بریاست "دانشگاه علوم و فنون ارتش شاهنشاهی" که بعد ازانقلاب شده بود ارتش جمهوری اسلامی منصوب شدم.انقلاب فرهنگی هم داشت براه میفتاد. همه انتظار داشتند باتوجه به وابستگیهای پرسنل آن دانشگاه که بسیاریشان به فرماندهان ارشد نظامی زمان شاه وابسته بودند، یک پاکسازی درست و حسابی در آن دانشگاه انجام دهم. بعنوان رئیس دانشگاه ورئیس "هیات پاکسازی" آن دانشگاه، حتی یکنفر، تکرارمیکنم، حتی یکنفر را هم نگذاشتم ازآن دانشگاه اخراج کنند.
🔹این فقط دکتر ملکی و دکتر کارشناس نیستند که میتوانند شهادت بدهند که حاضر نشدم حتی ساواکیها را هم ازدانشگاه تهران اخراج کنم. کلیه اسناد و مدارک پاکسازیهای دانشگاه تهران،آموزشگاه پرستاری اشرف پهلوی و دانشگاه علوم و فنون ارتش شاهنشاهی موجود هستند.یقیناً اگرخطی،اثری،علامتی ونشانهای ولوهرقدرجزیی در خصوص نقش من در اخراج، پاکسازی و یا تسویه اساتید موجود میبود،"دوستان" آنرا بردرودیوار نصب کرده بودند.همچنان که صحبتم درتلویزیون را ازمیان یک خروارآرشیو صدا و سیما پیدا کرده وپخش کردند.
دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود
دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
بیاد مهندس کامران نجات اللهی، دکترمحمد ملکی وهمه اساتیدی که در تحصن دانشگاه تهران شرکت داشتند.
https://www.instagram.com/p/B_HSXpbptRj/?igshid=1db7wqkff7rpx
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
. اتهام اخراج و پاکسازی اساتید. بعنوان یک قاعده کلی،من هیچوقت به توهین ها واتهاماتی که درفضای مجازی علیهام گفته میشود، پاسخی نمیدهم. چون معتقدم کسانی که حاضرمیشوند براحتی دروغ گفته وتوهین کنند، بدنبال کشف هیچ حقیقتی نیستند.بعنوان مثال،من بیش ازسی گزارش بعلاوه…
Audio
🎧کتاب صوتی ماچگونه ما شدیم؟
-با صدای نویسنده کتاب: صادق زیباکلام
-انتشارات روزنه
🔺بخش اول خاموشی چراغ علم در ایران
https://www.instagram.com/tv/B_NmuIlJcaL/?igshid=1rd49eg6l7cam
#درخانه_بمانیم
-با صدای نویسنده کتاب: صادق زیباکلام
-انتشارات روزنه
🔺بخش اول خاموشی چراغ علم در ایران
https://www.instagram.com/tv/B_NmuIlJcaL/?igshid=1rd49eg6l7cam
#درخانه_بمانیم
Forwarded from آموزشگاه فنی پارس
نخستین مولد برق به دستور ناصرالدین شاه وارد ایران شد و در عزاداری محرم در تکیه دولت، استفاده شد، قبل از ورود مولد، سفارتخانه انگلیس، روسیه و فرانسه در ایران از برق استفاده میکردهاند!
@fonoonbargh
@fonoonbargh
Forwarded from موفقیتهای کوچک ایرانیان
دم موش علیه کرونا
نسرین قنواتی - @nasringhanavati
⏰ زمان مطالعه: دو دقیقه
✳️ من در همین کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان درباره تلاشهایم برای صرفهجویی در مصرف آب نوشته بودم. همه آن تلاشها پس از شیوع کرونا تقریبا متوقف شد، اما هفته گذشته خبری خواندم درباره اینکه در روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ تهرانیها، بیش از میانگین ۵۰ ساله خود آب مصرف کردهاند.
✳️ کرونا باعث شده است مصرف آب مردم تهران در هر روز بیش از حجم دریاچه چیتگر و بسیار بیشتر از مصرف روزهای گرم تابستان آب بشود. بقیه کشور هم همین گونه شده است.
✳️ حال همه طبیعت بر اثر کرونا بهتر شده چون آلودگی خودروها و هواپیماها و حتی تولید آلودگی کارخانهها کمتر شده است، اما منابع آبی که تحت فشار شدید قرار گرفتهاند، مصرف میشوند و با مواد شوینده بیشتری آلوده میشوند.
✳️ خودم را میبینم که کارم شستن و شستن و شستن شده است. این یعنی کسی که همیشه دم از صرفه جویی میزد، امروز مشترک پرمصرف شده است. ترس حالا به جانم افتاده است. آب اگر کم و قطع شود، من با کرونا چه کنم؟
✳️ کاری که فعلاً از دستم میآید این است که هنگام شستوشو - دستها یا وسایل آشپزخانه - شیر آب را با فشار کمتری باز کنم. خودم اندازهگیری کردم و معلوم شد این کار ۳ تا ۷ برابر از میزان آب مصرفی خواهد کاست.
✳️ من حالا به قول #محمد_فاضلی در یادداشت «موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه» سعی میکنم شیر آب را آنقدر باز کنم که ضخامت آب خروجی از آن فقط به اندازه «دم موش» باشد نه «دم گربه». من حالا از «دم موش» علیه کرونا استفاده میکنم.
✳️ بیایید این «دم موش» زلال و شفاف را علیه کرونا بهکار بگیریم. آب مایه حیات ماست و در این اوضاع کرونایی، اهمیتاش بیشتر شده است. فشار آب را کم کرده و دم_گربهای باز نکنیم.
#فشار_آب_کم_کن
#دم_موش_علیه_کرونا
(لطفاً برای دیگران هم ارسال کنید.)
کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان
@IR_S_S
نسرین قنواتی - @nasringhanavati
⏰ زمان مطالعه: دو دقیقه
✳️ من در همین کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان درباره تلاشهایم برای صرفهجویی در مصرف آب نوشته بودم. همه آن تلاشها پس از شیوع کرونا تقریبا متوقف شد، اما هفته گذشته خبری خواندم درباره اینکه در روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ تهرانیها، بیش از میانگین ۵۰ ساله خود آب مصرف کردهاند.
✳️ کرونا باعث شده است مصرف آب مردم تهران در هر روز بیش از حجم دریاچه چیتگر و بسیار بیشتر از مصرف روزهای گرم تابستان آب بشود. بقیه کشور هم همین گونه شده است.
✳️ حال همه طبیعت بر اثر کرونا بهتر شده چون آلودگی خودروها و هواپیماها و حتی تولید آلودگی کارخانهها کمتر شده است، اما منابع آبی که تحت فشار شدید قرار گرفتهاند، مصرف میشوند و با مواد شوینده بیشتری آلوده میشوند.
✳️ خودم را میبینم که کارم شستن و شستن و شستن شده است. این یعنی کسی که همیشه دم از صرفه جویی میزد، امروز مشترک پرمصرف شده است. ترس حالا به جانم افتاده است. آب اگر کم و قطع شود، من با کرونا چه کنم؟
✳️ کاری که فعلاً از دستم میآید این است که هنگام شستوشو - دستها یا وسایل آشپزخانه - شیر آب را با فشار کمتری باز کنم. خودم اندازهگیری کردم و معلوم شد این کار ۳ تا ۷ برابر از میزان آب مصرفی خواهد کاست.
✳️ من حالا به قول #محمد_فاضلی در یادداشت «موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه» سعی میکنم شیر آب را آنقدر باز کنم که ضخامت آب خروجی از آن فقط به اندازه «دم موش» باشد نه «دم گربه». من حالا از «دم موش» علیه کرونا استفاده میکنم.
✳️ بیایید این «دم موش» زلال و شفاف را علیه کرونا بهکار بگیریم. آب مایه حیات ماست و در این اوضاع کرونایی، اهمیتاش بیشتر شده است. فشار آب را کم کرده و دم_گربهای باز نکنیم.
#فشار_آب_کم_کن
#دم_موش_علیه_کرونا
(لطفاً برای دیگران هم ارسال کنید.)
کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان
@IR_S_S
Telegram
موفقیتهای کوچک ایرانیان
موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه؟
(محمد فاضلی - @moh_fazeli)
✳️ خویشاوندی دارم که نزدیک به سه دهه قبل وقتی دید شیر آب را خیلی کم برای شستن ظرفها باز کردهام، به شوخی گفت «پسر چرا آب را اندازه دُم موش باز میکنی؟» بعد هم گفت که دامادشان هم همین گونه آب را…
(محمد فاضلی - @moh_fazeli)
✳️ خویشاوندی دارم که نزدیک به سه دهه قبل وقتی دید شیر آب را خیلی کم برای شستن ظرفها باز کردهام، به شوخی گفت «پسر چرا آب را اندازه دُم موش باز میکنی؟» بعد هم گفت که دامادشان هم همین گونه آب را…
تـمـسخر سردار سلامی توسط استاد دانشگاه شریف به خاطر نمایش دستگاه تقلبی
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Qdxx87xDYRg" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/Qdxx87xDYRg" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
تـمـسخر سردار سلامی توسط استاد دانشگاه شریف به خاطر نمایش دستگاه تقلبی
لطفا با کلیک بر روی کلید Subscribe در کانال سرانه عضو شوید. :به کانال تلگرام ما بپیوندید https://t.me/saraneh2
وظیفهء ما: گفتن واقعیت به اهل قدرت!
دور-ویروسیاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟
رضا منصوری. جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹
این روزها یادداشتهای سال ۱۳۹۳ خودم را میخواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمیرسید؛ به مدیران عالی کشور میگفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبهها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعهشناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل میکنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که نداریم.
در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع میکند که آبرویش نرود؟
یادم هم نمیرود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییسجمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانهها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری میشود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعهشناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف میکردند از این مقامهای بینالمللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه میکشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.
دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر میترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ میترسم! این همه بیتدبیری در عالیترین سطح قدرت؟ دلمان را پس بهچه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت میلرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارقالعاده است؟ بله تقیّه میکنم، تقیهای خارقالعاده! میترسم. نگران ایرانم!
قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاههای دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه میخواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!
بله! آموزش عالی میترسد. دانشگاهی میترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه میکند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرتمداران ما گذاشتهاند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاهها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشتهاند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! میماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟
اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبههای مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوعدوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوعدوستی توسط قدرتمداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه میخندند، و جهان به ما میخندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی بهحرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر میدارد و گرنه آب راکد است. اما من میترسم.
دور-ویروسیاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟
رضا منصوری. جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۹
این روزها یادداشتهای سال ۱۳۹۳ خودم را میخواندم از طرح رصدخانهء ملی ایران. اعتبارات ما در سال به ۲ میلیارد تومان نمیرسید؛ به مدیران عالی کشور میگفتم حتی اگر سالی ۷ میلیارد تومان هم به ما بدهند ۱۰ سال طول خواهد کشید تا طرح تمام شود و نورگیری تلسکوپ انجام شود. همان موقع در مصاحبهها گفته شد سال دیگر نورگیری خواهیم کرد! چرا؟ تحلیل جامعهشناسان ما چیست؟ دانشمندان علوم انسانیِ اسلامی این رفتار سیاسی را چگونه تحلیل میکنند؟ در مقابل باید تقیّه کرد؟ مصالح اجتماعی در کار است؟ در جامعه باید اخبار خوش پراکند؟ دروغ مصلحتی؟ وای برما از این رفتار! آموزش عالی ساکت است. علم هم که نداریم.
در یادداشت قبلی هم نوشتم چگونه صداقت علمی در کشور منجر به دو حکم قضایی وحشتناک شده است: یک مورد ۸۰ ضربه شلاق، و یک مورد ۹ ماه زندان؛ به جرم صداقت؟ باز هم تقیّه؟ وقاحت تا این حد؟ دانشگاه باز هم ساکت است؟ دانشگاه از این وقاحت دفاع میکند که آبرویش نرود؟
یادم هم نمیرود، چندین دههء پیش، هنگامی را که معاون رییسجمهورِ وقت لقب «دانشمند سال» جهان را با چند صد دلار خرید و شبکهء یک سیما در اخبار ساعت ۲۱ خود با آب و تاب آن را گزارش داد. هنگامی هم که در رسانهها توضیح دادم این عنوان چگونه خریداری میشود، همان خریدارِ مقامْ در هیئت دولت به شکایت از من برخاست که فلانی کفار را به دور خود جمع کرده است. آن وقت بودند کسانی در دولت که خندیدند و باعث شدند به من آسیبی نرسد. عریانیِ وقاحت را همهء دانشگاهیان دیدند. باز هم تقیّه کردند. جامعهشناسان ما کجا هستند که این وقاحت مدنی را تحلیل کنند؟ مدافعان علوم اسلامی هم که لابد کیف میکردند از این مقامهای بینالمللی برای ایرانیان در جمهوری اسلامیِ ناسوتی. حماقت تا کجا؟ خدایا شهیدان انقلاب از دست ما چه میکشند؟ چه نازنینانی را برای توسعهء کشور، و برای آزادی از جهل و حماقت و وقاحت و پلیدی، از دست دادیم.
دیشب اما اوج همهء اینها بود. تقیّه لازم شدم؟ اخبار ساعت ۲۱ شبکهء یک سیما سران بزرگترین قدرت نظامی خاورمیانه، ابر قدرت منطقه، و مدافعان راستین کشورمان را نشان داد. دیگر میترسم حرفی بزنم. حرمت نیروهای نظامی ما کجا رفته؟ بسیج علمی دانشگاه شریف کجاست که به دادِ علم برسد؟ میترسم! این همه بیتدبیری در عالیترین سطح قدرت؟ دلمان را پس بهچه خوش کنیم؟ حاج قاسم کجایی که در آن دنیا تنت میلرزد: ویروس دو قطبی؟ از فاصلهء صد متری؟ در ۵ ثانیه؟ چه حکمتی در این ۵ ثانیه است؟ خارقالعاده است؟ بله تقیّه میکنم، تقیهای خارقالعاده! میترسم. نگران ایرانم!
قبل از عید به بسیج دانشگاه خودمان در یک مصاحبه گفتم بسیج یعنی این که مدافع مردم باشد نه مدافع قدرت و مقابل مردم. حالا بسیج دانشگاهی کجا است تا از منِ مردم در مقابل شیادی و حماقت علمی و وهن انقلاب و علم ایران، و آبروریزی در جهان، حمایت کند؟ اگر بسیج دانشگاه شریف، به دانشگاههای دیگر کاری ندارم، در مقابل این وهن علم و دانشگاه و انقلاب و اسلام سکوت کند، آن هم در این دورهء کرونایی که مردم حمایت همه جانبه میخواهند، باید خجالت کشید از این عنوان شریف!
بله! آموزش عالی میترسد. دانشگاهی میترسد. دانشگاهی مانند اهل علمِ حوزوی تقیّه میکند. دانشگر هم که نداریم تا مانند دانشگران جهانی اجازه ندهد کسی شیادی علمی بکند. و چه راحت شیادان در دنیا و ایران کلاه بر سر قدرتمداران ما گذاشتهاند. بسیار! کلاه تتلو بر سر روحانیت یک جور و کلاه شیادان علم و فناوری بر سر اهل قدرت جور دیگر. من که خوب یادم هست در تمام دوران انقلاب چه کسانی چه کلاهها بر سر اهل مذهب و اهل قدرت گذاشتهاند! وظیفهء اصلی ما به عنوان دانشگر یادمان نرود که گفتن واقعیت است به اهل قدرت! میماند مدعیان بسیج علمی. کجایند؟
اما خیالتان را راحت بکنم. کرونا بسیار جنبههای مثبت برای تحولات اجتماعی ایران داشت. این فقط نوعدوستی مردم ما نبود که دوباره مانند دورهء جنگ ظاهر شد. این مصادرهء احمقانهء همین حس نوعدوستی توسط قدرتمداران هم لازم بود ظاهر شود. نترسید! تحولات عمیق و بنیادی در ایران در حال رخ دادن است. احتیاج هم نیست تقیّه کنیم. بخندیم. همه میخندند، و جهان به ما میخندد. آن کس که نفهمیده همان مدعی است! دورهء پساکرونا موتور آموزش عالیِ راکد ما را در جهت علم واقعی بهحرکت در خواهد آورد. بسیج اساتید هم اگر بسیج باشد در این جهت گام بر میدارد و گرنه آب راکد است. اما من میترسم.
اما در همین قیل و قال کرونا و دور-کرونایابِ نظامی، دولت طرح جامع انرژی کشور را تصویب کرد. من شک ندارم هیچ کس در دولت آن را به قصدِ نقد نخوانده است، مگر کارشناسان یا قدرتهایی که آنها هم به این منظور که ببینند کجا چقدر دلار برای آنها تَهَش میماند؛ که از الان به فکر «وثوقانهء» خودشان باشند. حتی ده در صد از ۵۰۰ میلیارد دلاری که قرار است هزینه شود لقمهء چربی است، چه رسد به کل مبلغ. دریغ از کمی دوراندیشی. دریغ از مسئولیت برای نسلهای آینده. متن نوشتهء همکار متخصصمان را در دانشگاه شریف پیوست میکنم بخوانید!
نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را بهموقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشتهاند؟
خداوندا نسل بعد را از این بیتدبیریها و وقاحتها برحذر بدار؛
وای برما!
شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!
نکند این قیل و قال این روزهای انواع و اقسام کشفیات ضد کرونایی برای رد گم کردن باشد تا به راحتی بشود غنیمتی را بهموقع تقسیم کرد؟ غنیمتی که پشت عنوان فخیم طرح جامع انرژی مخفی است! ما را سرِ کار گذاشتهاند؟
خداوندا نسل بعد را از این بیتدبیریها و وقاحتها برحذر بدار؛
وای برما!
شرمندهء نسل بعدم. شرمنده!
امروز طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد[۱]
یدالله سبوحی
دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف
۲۴/۱/۱۳۹۹
جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینهسازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینهسازی سرمایهگذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینهسازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شدهاست.
حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوشبینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایهگذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینهسازی باقی نخواهد ماند.
اگر واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینهسازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمیکند.
حتی تهیهکنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشتهاند که امکانپذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!
در این گزارش توضیح داده نمیشود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفهای و راهگشا نخواهد بود.
در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید میشود. به نظر میآید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایهگذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرحهای داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینهسازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.
این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشمانداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقهای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانهها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟
همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیمگیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمتها و تصمیمها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.
آیا میتوان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکتهای دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا میتوان بیان ایدهآلهای عامهپسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راهحل دانست؟ آیا میتوان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا میتوان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمتها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران میتواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفهجوئی انرژی اختصاص دهد؟
چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقضها نمیپردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!
چرا کارشناسان این کشور همواره میخواهند توجیهگر تصمیمگیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیمگیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسیها امکانپذیری و تدوین راهکارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمیشود؟
یدالله سبوحی
دانشکده انرژی- دانشگاه صنعتی شریف
۲۴/۱/۱۳۹۹
جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
گزارش طرح انرژی را وزیر نفت در اسفند ۹۷ به سازمان برنامه و بودجه ارسال کرد و نوشت سناریوی بهینهسازی گزارش مورد تائید وزارت نفت است. در سناریوی بهینهسازی سرمایهگذاری لازم برای بخش انرژی بیش از ۵۰۰ میلیارد دلار و برای بهینهسازی ۱.۳ تریلیون دلار در ۲۰ سال آینده برآورد شدهاست.
حال اگر یک فرض خیالی و خیلی خوشبینانه داشته باشیم که درآمد صادرات نفت ایران ۵۰ دلار برای یک بشکه باشد و صادرات نفت ۲/۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰ سال آینده فرض گردد، کل درآمد صادرات نفت در ۲۰ سال برابر ۸۰۰ میلیارد خواهد بود که تنها سرمایهگذاری جدید در بخش انرژی ۶۵٪ این مبلغ درآمد را لازم دارد و بر اساس اطلاعات گزارش دیگر منابعی برای بهینهسازی باقی نخواهد ماند.
اگر واقعبینانه به موضوع نگاه کنیم قیمت نفت ایران کمتر از ۳۰ دلار برای یک بشکه نفت خواهد بود و بسیار بعید است صادرات نفت ایران به سهولت به ۲ میلیون بشکه نفت در روز برسد. در این حالت کل درآمد صادراتی نفت در ۲۰ سال آینده کمتر از ۴۲۰ میلیارد دلار خواهد بود که حتی برای تامین سرمایه لازم برای بخش عرضه انرژی در سناریوی بهینهسازی (یعنی مصرف کمتر انرژی) نیز کفایت نمیکند.
حتی تهیهکنندکان گزارش توان یا علاقه این را نداشتهاند که امکانپذیری این سناریو را بررسی کنند و راهکار مناسب را شناسائی نمایند. بنابراین اجرای این تصمیم غیرممکن خواهد بود و تنها یک شعار تبلیغاتی!
در این گزارش توضیح داده نمیشود که این سناریو چگونه اجرا خواهد شد! سناریوئی که سازوکار اجرائی آن مشخص نباشد یک گزارش حرفهای و راهگشا نخواهد بود.
در این گزارش به سرمایهء لازم برای بخش نفت تاکید میشود. به نظر میآید وزارت نفت با این مصوبه در صدد آن است نیاز به سرمایهگذاری را مورد تاکید قرار دهد و بر اساس این مصوبه در نظر دارد بعد در جذب منابع از سازمان برنامه و دولت برای طرحهای داخلی خود اقدام نماید. به نظر وزارت نفت اگر بهینهسازی هم صورت نگیرد اشکالی ندارد. این همان رفتاری است که وزارت نفت در مورد مادهء ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر مصوب سال ۱۳۹۴ انجام داد.
این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشمانداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد! در طرح جامع وزارت نفت معلوم نیست انرژی ایران در بازارهای منطقهای و جهان چه جایگاهی خواهد داشت. چرا ۶ برنامه توسعهء کشور هرگز مطابق برنامه به انجام نرسید؟ چرا کاهش شدت انرژی در سال ۹۹ به ٪۵۰ سال ۹۰ صورت نپذیرفت؟ (مصوب قانون اصلاح الگوی مصرف در سال ۱۳۸۹). چرا قانون اصلاح الگوی مصرف و هدفمندسازی یارانهها تا کنون بعد از گذشت ۱۰ سال از تصویب آنها اجرا نشده است؟ حالا که قیمت بنزین در داخل بیشتر از قیمت صادراتی شده است دولت دیگر چه ابزار و توجیهی برای اصلاح بازار انرژی دارد؟
همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیمگیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد. بدون تغییر ساختار در بازار انرژی هرگونه تغییر در قیمتها و تصمیمها تحولی در بخش انرژی ایجاد نخواهد کرد.
آیا میتوان بدون ایجاد محیط رقابتی و توانمندسازی بخش خصوصی واقعی (نه شرکتهای دولت ساخته با هدف استفاده از قانون تجارت برای حذف هر گونه نظارت) انتظار داشت که تحولی در بخش انرژی روی دهد؟ آیا میتوان بیان ایدهآلهای عامهپسند در گزارشی در مورد جزئی از اقتصاد را راهحل دانست؟ آیا میتوان بخش انرژی را بر اساس طرح جامع صوری و خارج از تعادل عمومی اقتصاد سامان داد؟ آیا میتوان تغییر در یک بخش را بدون توجه به تعادل عمومی اقتصاد و بردار تعادلی قیمتها ایجاد کرد؟ آیا اقتصاد ایران میتواند در ۲۰ سال آینده ۵۲۰ میلیارد دلار به بخش عرضه انرژی و حدود ۱.۲ تریلیون دلار فقط به صرفهجوئی انرژی اختصاص دهد؟
چرا وزارت نفت در هنگام ارسال گزارش به هیات دولت به این تناقضها نمیپردازد؟ مگر نه اینکه وزارت نفت و سازمان برنامه و بودجه باید تقش حاکمیتی داشته باشند!
چرا کارشناسان این کشور همواره میخواهند توجیهگر تصمیمگیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیمگیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟ چرا در کارها و بررسیها امکانپذیری و تدوین راهکارهای واقعی برای ایجاد تغییر ساختاری منظور نمیشود؟
استفاده از اعداد مجازی یا غیرواقعی و ارائه نتایج امکانناپذیر در یک تز کارشناسی شاید مجاز باشد چون آموزش روششناسی آنجا هدف است. ولی آیا این کار میتواند در یک گزارش فنی برای تصمیمسازی مجاز باشد؟ سیستم آموزش عالی ما در شکلگیری این وضعیت کارشناسی چقدر نقش داشته است؟ سیستم آموزش عالی و دانشگاه ما چقدر در ایجاد زیرساختهای واقعی مطالعاتی و تحقیقاتی نقش داشته است؟ حذف مراکز تحقیقاتی و توسعهء شرکتها در دانشگاه و حذف نهادهای تحقیقاتی دانشگاه یا جایگزینی مراکز پژوهشی با شرکتها تحت عنوان مراکز فناوری چه اندازه در تضعیف علم و توان کارشناسی و فنی جامعه نقش دارد؟ مسئولیت دانشگاه ما در این مورد چقدر است؟ اجاره دادن ساختمان یک نهاد پژوهشی به شرکتهای خصوصی و از کار انداختن یک نهاد پژوهش انرژی چه تاثیری بر آیندهء دانشگاه خواهد داشت؟ تخریب تجهیزات آزمایشگاهی یک پژوهشکده که دهها میلیارد تومان ارزش آنها است و بلااستفاده کردن آنها بر آینده دانشگاه چگونه تاثیر خواهد گذاشت؟
آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راهکارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفهای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیمها بیتفاوت عبور کند؟
فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاهها، سیستم آموزش عالی و تصمیمگیری کشور ما با دنیا خیلی روشن میشود. در اتحادیه اروپا دولتها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شدهاند. ولی توجه کنید که این دولتها چگونه از کاهش قیمت نفت بهرهبرداری میکنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآوردههای نفتی بهطور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینههای دولتها در مورد کرونا را میخواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمیدهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاستهای راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش میبرند.
واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکتها را در پارکهای علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.
در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستمهای انرژی کار میکنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکتها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت میکنند. هیچکدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچکدام از آنها تابعی از نظرات و سیاستهای پولدهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمانیافته و نهادهای علمی هستند.
به این ترتیب است که گذر از بحرانها در جوامع مختلف متفاوت میشود.
آیا نباید کارشناس و متخصص مسئولیت اجتماعی خود در رابطه با بیان واقعیت و ارائه راهکارهایی که به تحول ساختاری برای توسعهء پایدار منجر شود اقدام نماید؟ آیا نیروی متخصص و حرفهای جامعه باید از این مسائل و از این تصمیمها بیتفاوت عبور کند؟
فقط اگر به یک نکته مشخص توجه کنیم اختلاف دانشگاهها، سیستم آموزش عالی و تصمیمگیری کشور ما با دنیا خیلی روشن میشود. در اتحادیه اروپا دولتها هزینهء کلانی را در رابطه با کرونا متحمل شدهاند. ولی توجه کنید که این دولتها چگونه از کاهش قیمت نفت بهرهبرداری میکنند. درآمد مالیاتی آنها از نفت و فرآوردههای نفتی بهطور وسیع افزایش یافته و بخشی از هزینههای دولتها در مورد کرونا را میخواهند از این منبع بازیافت کنند و همزمان اجازه نمیدهند راهبردهای آنها در بخش انرژی به مخاطره بیفتد و سیاستهای راهبردی قبلی را با قدرت بیشتری پیش میبرند.
واقعیت آن است که در کشوری مثل آلمان هرگز مراکز تحقیقاتی و پژوهشی را به شرکت تبدیل یا از دانشگاه حذف نکردند. آنها شرکتها را در پارکهای علم و فناوری و از طریق بنیادها و صنایع مورد حمایت قرار دادند.
در دانشگاه فنی برلین در انستیتو انرژی ۱۰ نفر پروفسور و دکتری، تعداد زیادی پسادکتری و حدود ۱۵۰ نفر دانشجوی دکتری در زمینه سیستمهای انرژی کار میکنند و همهء اینها نهادهای پژوهشی هستند نه به اصطلاح مراکز فناوری و شرکتها! همین تعداد محقق در پوتسدام، در دانشگاه فنی برلین، دانشگاه مونیخ، در انستیتو ووپرتال، در دانشگاه درسدن، در انستیتو اقتصاد آلمان، در دانشگاه لایپزیک، در دانشگاه اشتوتگارت، دانشگاه فرایبورگ، در انستیتو ماکس پلانگ و غیره فعالیت میکنند. هیچکدام از آنها شرکت یا مرکز فناوری نیستند، هیچکدام از آنها تابعی از نظرات و سیاستهای پولدهنده نیستند بلکه آنها مراکز تحقیقاتی و پژوهشی سازمانیافته و نهادهای علمی هستند.
به این ترتیب است که گذر از بحرانها در جوامع مختلف متفاوت میشود.
دور-ویروسیاب، طرح جامع انرژی کشور، و جرم صداقت علمی — در علم کشور چه خبر است؟
http://rmansouri.ir/%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87%d8%a1-%d9%85%d8%a7-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa/
http://rmansouri.ir/%d9%88%d8%b8%db%8c%d9%81%d9%87%d8%a1-%d9%85%d8%a7-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa/
سپاه پاسداران به واکنش های طنزآمیز به دستگاه کرونا یاب "مستعان" پاسخ داد
سردار شریف مدعی شده که غالب واکنش های آمیخته به طنز در قبال این "دستاورد خداوندی، بومی و ایرانی" "از سوی رسانهها و شبکههای وابسته به بیگانه طراحی شده و ناشی از احساس ضعف، حقارت و استیصال آنان در مقابل اقتدار و ارادۀ ایرانی برای حل مشکلات و مسائل متبلاء به" بشریت امروز نظیر همین ویروس کرونا است.
http://www.rfi.fr/fa/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87/20200416-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D8%AF
سردار شریف مدعی شده که غالب واکنش های آمیخته به طنز در قبال این "دستاورد خداوندی، بومی و ایرانی" "از سوی رسانهها و شبکههای وابسته به بیگانه طراحی شده و ناشی از احساس ضعف، حقارت و استیصال آنان در مقابل اقتدار و ارادۀ ایرانی برای حل مشکلات و مسائل متبلاء به" بشریت امروز نظیر همین ویروس کرونا است.
http://www.rfi.fr/fa/%D8%AE%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87/20200416-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%86%D8%B2%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%AF%D8%A7%D8%AF
ار.اف.ای - RFI
سپاه پاسداران به واکنش های طنزآمیز به دستگاه کرونا یاب "مستعان" پاسخ داد
سردار رمضان شریف، سخنگوی سپاه پاسداران، از پزشکان و متخصصان خواست که در داوری دربارۀ دستگاه "مستعان" که به گفتۀ او توسط "دانشمندان بسیجی" برای شناسایی و نابود کردن ویروس کرونا اختراع شده "از خود شتابزدگی"…
نقدی بر برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور
برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد
یدالله سبوحی * | جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشمانداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد!
همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیمگیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد.
چرا کارشناسان این کشور همواره میخواهند توجیهگر تصمیمگیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیمگیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟
https://alihzadeh.blog.ir/post/318990204-iran-comprehensive-energy-plan
برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور در هیات دولت تصویب شد
یدالله سبوحی * | جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
این گزارش در مورد دورنمای انرژی در ۲۰ سال آینده توجهی به چشمانداز تحولات انرژی جهان در ۳ دههء آینده ندارد!
همه اینها حاکی از آن است که متاسفانه تصمیمگیری کمتر بر شالودهء کار کارشناسی جدی و علمی استوار است و عزم جدی برای ایجاد تحول در ساختار بخش انرژی کشور وجود ندارد.
چرا کارشناسان این کشور همواره میخواهند توجیهگر تصمیمگیرانی باشند که دستاورد ۳۰ سال تصمیمگیری آنها وضعیت کنونی کشور است؟
https://alihzadeh.blog.ir/post/318990204-iran-comprehensive-energy-plan
alihzadeh.blog.ir
نقدی بر برنامه اجرایی طرح جامع انرژی کشور :: علی حسین زاده
یدالله سبوحی * | جای بسیار تاسف دارد که بالاترین مراجع تصمیمگیری کشور گزارش طرح انرژی ضعیف و بدون مبنای علمی را تصویب میکند.
آیا «جن» وجود دارد؟
در متن مقدس مسلمانان سورهای به نام سوره جن وجود دارد و سخن از جن و انس به میان میآید. جن در زبان عربی به معنای پوشیده و پنهان است. آنها که به وجود موجوداتی مثل جن در کنار انسانها یا فراتر از آنها باور دارند میگویند جنها وجود دارند و منشأ تأثیراتی هم هستند اما همیشه و همه جا دیده نمیشوند.
منتقدان، این باورها را خرافههای عوامانه و اغلب برآمده از مذهب میدانند. نه علم و نه هیچ پژوهش مستند و مستدلی تا به حال وجود چنین موجوداتی را ممکن ندانسته است. ریچارد داوکینز، استاد رفتارشناس و زیستشناس فرگشتی احتمال وجود جن و موجوداتی از این دست را برابر با احتمال وجود پلنگ صورتی در جهان واقعی دانسته است. با این حال حتی همین حالا هم باور به وجود و تأثیر جنها همچنان طرفدارانی دارد.
در برنامه این هفته تابو به درخواست بسیاری از شما شنوندگان این برنامه پاسخ دادهایم و درباره همین موضوع بحث میکنیم.
دکتر تقی کیمیایی اسدی، فوق تخصص طب تشخیص الکتریکی و نویسنده کتاب خلقت و تکامل مغز و روان و احمد شماعزاده، نویسنده و پژوهشگر علوم قرآنی در این برنامه مهمان ما هستند.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/28918692.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
در متن مقدس مسلمانان سورهای به نام سوره جن وجود دارد و سخن از جن و انس به میان میآید. جن در زبان عربی به معنای پوشیده و پنهان است. آنها که به وجود موجوداتی مثل جن در کنار انسانها یا فراتر از آنها باور دارند میگویند جنها وجود دارند و منشأ تأثیراتی هم هستند اما همیشه و همه جا دیده نمیشوند.
منتقدان، این باورها را خرافههای عوامانه و اغلب برآمده از مذهب میدانند. نه علم و نه هیچ پژوهش مستند و مستدلی تا به حال وجود چنین موجوداتی را ممکن ندانسته است. ریچارد داوکینز، استاد رفتارشناس و زیستشناس فرگشتی احتمال وجود جن و موجوداتی از این دست را برابر با احتمال وجود پلنگ صورتی در جهان واقعی دانسته است. با این حال حتی همین حالا هم باور به وجود و تأثیر جنها همچنان طرفدارانی دارد.
در برنامه این هفته تابو به درخواست بسیاری از شما شنوندگان این برنامه پاسخ دادهایم و درباره همین موضوع بحث میکنیم.
دکتر تقی کیمیایی اسدی، فوق تخصص طب تشخیص الکتریکی و نویسنده کتاب خلقت و تکامل مغز و روان و احمد شماعزاده، نویسنده و پژوهشگر علوم قرآنی در این برنامه مهمان ما هستند.
<iframe src="https://www.radiofarda.com/embed/player/0/28918692.html?type=audio" frameborder="0" scrolling="no" width="100%" height="144" allowfullscreen></iframe>
رادیو فردا
تابو؛ آیا آنطور که در قرآن آمده «جن» وجود دارد؟
در متن مقدس مسلمانان سخن از جن و انس به میان میآید و سورهای به نام سوره جن وجود دارد. آنها که به جن باور دارند، آن را منشأ تأثیراتی میدانند ولی منتقدان، این باورها را خرافههای عوامانه و اغلب برآمده از مذهب میدانند. در تابوی این هفته تقی کیمیایی اسدی…
نظر هگل،فیلسوف شهیر آلمانی در مورد تاریخ ایران
از دیدگاه سیاسی،ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن [بی گمان به معنای نسبی] فراهم می آید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را دربر می گیرد،ولی این مردمان،فردیت خود را در پرتو حاکمیتی یگانه نگاه می دارند.این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین،پدرشاهی، و نه همچون امپراتوری هند،ایستا و بی جنبش،و نه همچون امپراتوری مغول، زودگذر و نه همچون امپراتوری ترکان بنیادش بر ستمگری است...برعکس،در اینجا ملت های گوناگون در عین آنکه استقلال خود را نگاه می دارند،به کانون یگانگی بخشی وابسته اند که می تواند آنان را خشنود کند. از این رو امپراتوری ایران، روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذارده است و شیوه ی پیوستگی بخش های آن چنان است که با مفهوم راستین کشور یا دولت،بیشتر از امپراتوری های دیگر مطابقت دارد.
((عقل در تاریخ هگل،ترجمه حمید عنایت – ص ۳۰۴))
https://www.balatarin.com/permlink/2020/4/23/5304566
از دیدگاه سیاسی،ایران زادگاه نخستین امپراتوری راستین و حکومتی کامل است که از عناصری ناهمگن [بی گمان به معنای نسبی] فراهم می آید. در اینجا نژادی یگانه، مردمان بسیاری را دربر می گیرد،ولی این مردمان،فردیت خود را در پرتو حاکمیتی یگانه نگاه می دارند.این امپراتوری نه همچون امپراتوری چین،پدرشاهی، و نه همچون امپراتوری هند،ایستا و بی جنبش،و نه همچون امپراتوری مغول، زودگذر و نه همچون امپراتوری ترکان بنیادش بر ستمگری است...برعکس،در اینجا ملت های گوناگون در عین آنکه استقلال خود را نگاه می دارند،به کانون یگانگی بخشی وابسته اند که می تواند آنان را خشنود کند. از این رو امپراتوری ایران، روزگاری دراز و درخشان را پشت سر گذارده است و شیوه ی پیوستگی بخش های آن چنان است که با مفهوم راستین کشور یا دولت،بیشتر از امپراتوری های دیگر مطابقت دارد.
((عقل در تاریخ هگل،ترجمه حمید عنایت – ص ۳۰۴))
https://www.balatarin.com/permlink/2020/4/23/5304566
بالاترین
نظر هگل،فیلسوف شهیر آلمانی در مورد تاریخ ایران...
۷۵ رأی و ۰ نظر تاکنون در بالاترین
Forwarded from دغدغه ایران
شهوت مقايسه
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ ايرانيان دائم در رسانهها از قول مقامات، کارشناسان و... گزارهاي کلي با اين ساختار را ميشنوند: «ما در زمينه الف از کشورهاي ب بهتريم.» يا «ما در زمينه الف قابل رقابت با کشورهاي ب هستيم.» اين گزاره بهظاهر ساده، هم نشانگر يک وضعيت اجتماعي-روانشناختي است و هم پيآمدهاي ناگواري دارد.
☑️⭕️ اول. وضعيت اجتماعي-روانشناختي
✅ اغلب گويندگان چنين عباراتي، خود را در تنگناي «نقصان دستآورد» و احساس فشار از سوي جامعه براي دفاع از عملکرد خود مييابند. گوينده به اين طريق خود را در وضعيت قابل مقايسه با «کشورهاي برتر» قرار ميدهد و از طريق همآوردي با آنها از خود دفاع ميکند.
✅ گوينده به اين ترتيب برتري طرف مقايسه را پذيرفته – هر چند از آن متنفر هم باشد – و عملکرد خود را با توسل به عملکرد طرف مقايسه (مثلاً کشورهاي ب) توجيه کرده و مشروع ميسازد. اين ظاهراً سازوکاري روانشناختي براي رسيدن به آرامش ناشي از نارضايتي دروني بر اثر نقصان عملکرد نيز هست.
☑️⭕️ دوم. مقايسه ناقص
✅ اغلب گويندگان اين گونه عبارات، به مقايسههاي ناقص دست ميزنند. مقايسه ناقص يعني از ميان صدها شاخصي که ميتوان براي مقايسه دو وضعيت استفاده کرد، فقط شمار معدودي را برگزيد – اغلب مبتني بر قوتهاي خاص – و آنها را مبناي مقايسه قرار داد.
✅ شاخصهايي که براي مقايسه انتخاب ميشوند بايد حائز چند ويژگي باشند.
⭕️ اول، شاخص براي آنها که نتيجه مقايسه را مشاهده ميکنند، اهميت و معنا داشته باشد. مردم براي بهتر يا بدتر بودن در بسياري شاخصها هيچ ارزشي قائل نيستند و تأثير تغييرات آن بر زندگيشان را مهم نميدانند.
⭕️ دوم، شاخص بايد به شيوه معتبري اندازهگيري شده و مردم اعتبار اندازهگيري را به رسميت بشناسند.
⭕️ سوم، شاخص بايد در ارتباط با شاخصهاي ديگر معنا پيدا کند. تأکيد روي يک يا چند شاخص در حالي که کماکان شاخصهاي اصلي مؤثر بر زندگي شهروندان – نظير تورم، بيکاري، رشد اقتصادي، وضعيت محيطزيست، آسيبهاي اجتماعي، کيفيت نظام حمايت اجتماعي و ... – مناسب نيستند، احساس مثبتي در شهروندان ايجاد نميکند.
☑️⭕️ نتيجه
✅ بسياري از مقايسههايي که در همه ساليان گذشته بين وضعيت ايران و ساير کشورهاي جهان – بالاخص کشورهاي غربي و توسعهيافته – انجام ميشود:
⭕️ يک. بيش از آنکه به تعداد زيادي از شهروندان حس هويت يا غرور بدهد، ناخودآگاه سياستگذار و حکمران براي «شهوت مقايسه» با ديگريِ برتر (کشورهاي طرف مقايسه) را آشکار ميسازد.
⭕️ دو. مقايسه بر اساس چند شاخص که خيلي گزينشي و بدون جامعنگري انتخاب شدهاند (درست مثل اينکه سوددهي بورس در سال و ماههاي گذشته را شاخص اقتصاد ايران لحاظ کنند) حال شنونده را بدتر ميکند. شهروند، جامع نبودن اين شاخصهاي مقايسه را درک ميکند.
⭕️ سه. من قبلاً در يادداشتي درباره کارکرد «آمارها بهمثابه لباس زير» نوشتهام. «آمارها مثل لباس زير هستند که بخش زيادي از بدن را نميپوشاند (آشکار ميکند)، اما آنچه را ميپوشاند، اساسي است.» آمار مقايسهاي که مثل لباس زير عمل کند، به درد نميخورد. آمار و مقايسه بايد همه يا بخشهاي معناداري از واقعيت را آشکار سازد. مبنا قرار دادن يک شاخص و مقايسه کردن آن در کنار ناديده گرفتن دهها شاخص ديگر، هيچ جذابيتي ندارد.
⭕️ چهار. هر مقايسهاي بايد بر «منطق مقايسه» (حداقل به معناي معنادار بودن مقايسه براي شنوندگان، کفايت شاخصهاي مقايسه و اعتبار سنجش شاخصها) مبتني باشد. مقايسهاي که در آن «منطق مقايسه» رعايت نشود، بيشتر به «شهوت مقايسه» براي پوشاندن نقصانهاي عملکردي شبيه ميشود.
⭕️ پنج. حکمران، سياستگذار و مجري هر گاه که نميتواند «منطق مقايسه» را رعايت کند بايد دست از «شهوت مقايسه» نيز بشويد. شهوت مقايسه، اعتمادزدا، ضد سرمايه اجتماعي و اسباب تحريک به مقاومت اجتماعي است.
⭕️ شش. هر مقايسه مبتني بر «شهوت مقايسه» شنونده را واميدارد که برود و چند مصداق باطلکننده مدعاهاي مقايسهکننده را بيابد. اگر سعي کنيد به دوستتان بقبولانيد که من بر اساس شاخص جنس دکمه لباسم بر تو برتري دارم، بديهي است که او را تحريک کردهايد تا همه نقصانهاي شما را به رختان بکشد تا ثابت کند برتري در جنس دکمه کت، شاخص مناسبي براي مقايسه نيست.
✅ دست کشيدن از «شهوت مقايسه» و رعايت کردن اصول «منطق مقايسه» راهي به سوي اعتماد و خلق سرمايه اجتماعي است. ما وقتي نميتوانيم منطق مقايسه را رعايت کنيم بايد سرمان به بهبود کار خودمان باشد.
#مکتب_صمديه
#اصحاب_قمپز
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
دغدغه ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B9t2db-pb2O/?igshid=1tkebhnd3jcsj
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ ايرانيان دائم در رسانهها از قول مقامات، کارشناسان و... گزارهاي کلي با اين ساختار را ميشنوند: «ما در زمينه الف از کشورهاي ب بهتريم.» يا «ما در زمينه الف قابل رقابت با کشورهاي ب هستيم.» اين گزاره بهظاهر ساده، هم نشانگر يک وضعيت اجتماعي-روانشناختي است و هم پيآمدهاي ناگواري دارد.
☑️⭕️ اول. وضعيت اجتماعي-روانشناختي
✅ اغلب گويندگان چنين عباراتي، خود را در تنگناي «نقصان دستآورد» و احساس فشار از سوي جامعه براي دفاع از عملکرد خود مييابند. گوينده به اين طريق خود را در وضعيت قابل مقايسه با «کشورهاي برتر» قرار ميدهد و از طريق همآوردي با آنها از خود دفاع ميکند.
✅ گوينده به اين ترتيب برتري طرف مقايسه را پذيرفته – هر چند از آن متنفر هم باشد – و عملکرد خود را با توسل به عملکرد طرف مقايسه (مثلاً کشورهاي ب) توجيه کرده و مشروع ميسازد. اين ظاهراً سازوکاري روانشناختي براي رسيدن به آرامش ناشي از نارضايتي دروني بر اثر نقصان عملکرد نيز هست.
☑️⭕️ دوم. مقايسه ناقص
✅ اغلب گويندگان اين گونه عبارات، به مقايسههاي ناقص دست ميزنند. مقايسه ناقص يعني از ميان صدها شاخصي که ميتوان براي مقايسه دو وضعيت استفاده کرد، فقط شمار معدودي را برگزيد – اغلب مبتني بر قوتهاي خاص – و آنها را مبناي مقايسه قرار داد.
✅ شاخصهايي که براي مقايسه انتخاب ميشوند بايد حائز چند ويژگي باشند.
⭕️ اول، شاخص براي آنها که نتيجه مقايسه را مشاهده ميکنند، اهميت و معنا داشته باشد. مردم براي بهتر يا بدتر بودن در بسياري شاخصها هيچ ارزشي قائل نيستند و تأثير تغييرات آن بر زندگيشان را مهم نميدانند.
⭕️ دوم، شاخص بايد به شيوه معتبري اندازهگيري شده و مردم اعتبار اندازهگيري را به رسميت بشناسند.
⭕️ سوم، شاخص بايد در ارتباط با شاخصهاي ديگر معنا پيدا کند. تأکيد روي يک يا چند شاخص در حالي که کماکان شاخصهاي اصلي مؤثر بر زندگي شهروندان – نظير تورم، بيکاري، رشد اقتصادي، وضعيت محيطزيست، آسيبهاي اجتماعي، کيفيت نظام حمايت اجتماعي و ... – مناسب نيستند، احساس مثبتي در شهروندان ايجاد نميکند.
☑️⭕️ نتيجه
✅ بسياري از مقايسههايي که در همه ساليان گذشته بين وضعيت ايران و ساير کشورهاي جهان – بالاخص کشورهاي غربي و توسعهيافته – انجام ميشود:
⭕️ يک. بيش از آنکه به تعداد زيادي از شهروندان حس هويت يا غرور بدهد، ناخودآگاه سياستگذار و حکمران براي «شهوت مقايسه» با ديگريِ برتر (کشورهاي طرف مقايسه) را آشکار ميسازد.
⭕️ دو. مقايسه بر اساس چند شاخص که خيلي گزينشي و بدون جامعنگري انتخاب شدهاند (درست مثل اينکه سوددهي بورس در سال و ماههاي گذشته را شاخص اقتصاد ايران لحاظ کنند) حال شنونده را بدتر ميکند. شهروند، جامع نبودن اين شاخصهاي مقايسه را درک ميکند.
⭕️ سه. من قبلاً در يادداشتي درباره کارکرد «آمارها بهمثابه لباس زير» نوشتهام. «آمارها مثل لباس زير هستند که بخش زيادي از بدن را نميپوشاند (آشکار ميکند)، اما آنچه را ميپوشاند، اساسي است.» آمار مقايسهاي که مثل لباس زير عمل کند، به درد نميخورد. آمار و مقايسه بايد همه يا بخشهاي معناداري از واقعيت را آشکار سازد. مبنا قرار دادن يک شاخص و مقايسه کردن آن در کنار ناديده گرفتن دهها شاخص ديگر، هيچ جذابيتي ندارد.
⭕️ چهار. هر مقايسهاي بايد بر «منطق مقايسه» (حداقل به معناي معنادار بودن مقايسه براي شنوندگان، کفايت شاخصهاي مقايسه و اعتبار سنجش شاخصها) مبتني باشد. مقايسهاي که در آن «منطق مقايسه» رعايت نشود، بيشتر به «شهوت مقايسه» براي پوشاندن نقصانهاي عملکردي شبيه ميشود.
⭕️ پنج. حکمران، سياستگذار و مجري هر گاه که نميتواند «منطق مقايسه» را رعايت کند بايد دست از «شهوت مقايسه» نيز بشويد. شهوت مقايسه، اعتمادزدا، ضد سرمايه اجتماعي و اسباب تحريک به مقاومت اجتماعي است.
⭕️ شش. هر مقايسه مبتني بر «شهوت مقايسه» شنونده را واميدارد که برود و چند مصداق باطلکننده مدعاهاي مقايسهکننده را بيابد. اگر سعي کنيد به دوستتان بقبولانيد که من بر اساس شاخص جنس دکمه لباسم بر تو برتري دارم، بديهي است که او را تحريک کردهايد تا همه نقصانهاي شما را به رختان بکشد تا ثابت کند برتري در جنس دکمه کت، شاخص مناسبي براي مقايسه نيست.
✅ دست کشيدن از «شهوت مقايسه» و رعايت کردن اصول «منطق مقايسه» راهي به سوي اعتماد و خلق سرمايه اجتماعي است. ما وقتي نميتوانيم منطق مقايسه را رعايت کنيم بايد سرمان به بهبود کار خودمان باشد.
#مکتب_صمديه
#اصحاب_قمپز
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
دغدغه ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B9t2db-pb2O/?igshid=1tkebhnd3jcsj
Instagram
دغدغه ایران
. ⭕ نقاط قوت جامعه ایرانی . #دغدغه_ایران، #ویروس_کرونا ، #محمد_فاضلی
Forwarded from دغدغه ایران
کرونا و شاید این آخرین کار زندگیات باشد
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ فیلم #غیرممکن، داستان واقعی خانوادهای اسپانیایی است که برای تعطیلات راهی تایلند میشوند. سونامی، یک روز بعد از استقرارشان در هتل ساحلی زیبا، همه چیز را ویران میکند و تعطیلات به فاجعه بدل میشود.
✅ مادر و پسر بزرگ خانواده، در میان دریای آب کشنده سونامی در ساحل، زنده مانده و یکدیگر را مییابند. مادر به شدت زخمی شده و خونریزی دارد. این دو در حالی که میکوشند خود را نجات دهند، صدای کودکی را میشنوند که پدرش را صدا میکند.
✅ مادر بر یافتن و نجات کودک اصرار میکند و پسر اصرار دارد که خودشان را از میان فاجعه نجات دهند. مادر در نهایت چیزی شبیه به این جمله را به پسرک میگوید: شاید این آخرین کار زندگیات باشد.
✅ فیلم جذابی است، سکانس آخر فیلم به همین جمله بازمیگردد. اگر دیدید، این نوشته را به یاد بیاورید.
✅ هر کاری ممکن است آخرین کار زندگی ما باشد. مرگ خبر نمیکند. آدم گاه از سونامی فاجعهبار جان سالم به در میبرد و گاه مثل فیلم رضا میرکریمی، #یک_حبه_قند در گلویش میجهد و خفهاش میکند. اگر هر کاری آخرین کار زندگی تلقی شود، آن گاه معنای دیگری مییابد.
✅ کرونا هم عین سونامی برای شخصیتهای فیلم #غیرممکن است. میشود فکر کرد شاید این آخرین کار زندگیات باشد، آخرین تصمیم، آخرین فرصت اصلاح، آخرین زمان برای عذرخواهی، آخرین فرصت برای گفتن و آخرین فرصت جبران.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
⭕️ کانال دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
⭕️ توضیح مختصری درباره فیلم
https://www.instagram.com/p/B-wjgqwJgUB/?igshid=1wxq54yg2my2b
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ فیلم #غیرممکن، داستان واقعی خانوادهای اسپانیایی است که برای تعطیلات راهی تایلند میشوند. سونامی، یک روز بعد از استقرارشان در هتل ساحلی زیبا، همه چیز را ویران میکند و تعطیلات به فاجعه بدل میشود.
✅ مادر و پسر بزرگ خانواده، در میان دریای آب کشنده سونامی در ساحل، زنده مانده و یکدیگر را مییابند. مادر به شدت زخمی شده و خونریزی دارد. این دو در حالی که میکوشند خود را نجات دهند، صدای کودکی را میشنوند که پدرش را صدا میکند.
✅ مادر بر یافتن و نجات کودک اصرار میکند و پسر اصرار دارد که خودشان را از میان فاجعه نجات دهند. مادر در نهایت چیزی شبیه به این جمله را به پسرک میگوید: شاید این آخرین کار زندگیات باشد.
✅ فیلم جذابی است، سکانس آخر فیلم به همین جمله بازمیگردد. اگر دیدید، این نوشته را به یاد بیاورید.
✅ هر کاری ممکن است آخرین کار زندگی ما باشد. مرگ خبر نمیکند. آدم گاه از سونامی فاجعهبار جان سالم به در میبرد و گاه مثل فیلم رضا میرکریمی، #یک_حبه_قند در گلویش میجهد و خفهاش میکند. اگر هر کاری آخرین کار زندگی تلقی شود، آن گاه معنای دیگری مییابد.
✅ کرونا هم عین سونامی برای شخصیتهای فیلم #غیرممکن است. میشود فکر کرد شاید این آخرین کار زندگیات باشد، آخرین تصمیم، آخرین فرصت اصلاح، آخرین زمان برای عذرخواهی، آخرین فرصت برای گفتن و آخرین فرصت جبران.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
⭕️ کانال دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
⭕️ توضیح مختصری درباره فیلم
https://www.instagram.com/p/B-wjgqwJgUB/?igshid=1wxq54yg2my2b
Instagram
دغدغه ایران
. فیلم #غیرممکن . فیلم غیرممکن (The Impossible) داستان واقعی یک خانواده اسپانیایی توریست در سونامی سواحل تایلند در سال 2004 است. . فیلمی در ستایش خانواده، انسان دوستی و امید. . فیلم با زیرنویس فارسی موجود است. . مناسب دیدن در ایام کرونایی هم هست. . #دغدغه_ایران…
“نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.
اتهام توطئه فرماندهانی در ارتش ایران برای نابودی “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در طبس، در چهار دهه گذشته صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه فرصتی برای طرح روایت های متقابل فراهم شود
فریدون علیمازندرانی روایت می کند: “در همین زمان صدای خلبان جت فالکن که حامل بنیصدر رئیس جمهور وقت کشور بود بلند شد که میگفت خلبان اف ۱۴ به هیچ وجه اجازه زدن و بمباران ندارد و دستورات صادره فقط از سوی من – پست فرماندهی هوایی – باید اجرا شود”.
http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.
اتهام توطئه فرماندهانی در ارتش ایران برای نابودی “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در طبس، در چهار دهه گذشته صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه فرصتی برای طرح روایت های متقابل فراهم شود
فریدون علیمازندرانی روایت می کند: “در همین زمان صدای خلبان جت فالکن که حامل بنیصدر رئیس جمهور وقت کشور بود بلند شد که میگفت خلبان اف ۱۴ به هیچ وجه اجازه زدن و بمباران ندارد و دستورات صادره فقط از سوی من – پست فرماندهی هوایی – باید اجرا شود”.
http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743
www.nedayeazadi.net
“نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی
Forwarded from ندای آزادی
✅ “نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.
مهمترین استدلال تهاجم به ارتش بر سر آن ماجرا، ادعایی بود که در چهار دهه گذشته، صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه در مراجع رسمی اثبات شده باشد یا فرصتی برای طرح روایت های متقابل از همین رسانه ها فراهم شود.
موضوع ادعا، عبارت بود از اینکه فرماندهانی در ارتش ایران، در همدستی با رئیس جمهور وقت، برای نابود کردن “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در مورد عملیات طبس، به “بمباران” هلیکوپترهای به جا مانده در محل عملیات پرداخته اند.
عملیات آزادسازی گروگان ها، با ورود ۶ هواپیما و ۸ هلیکوپتر آمریکایی به حریم هوایی ایران کلید می خورد اما در طول عملیات، ۳ هلیکوپتر در دو حادثه مجزا دچار نقص فنی می شوند. تعداد هلیکوپترهای باقی مانده برای انجام عملیات کافی نیست و در نتیجه، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان توقف عملیات و بازگشت کماندوها را صادر می کند. مطابق روایت رسمی واشنگتن، در حین بازگشت طوفان شن باعث تصادم و آتش سوزی یک هواپیمای ترابری و یک هلیکوپتر و کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی می شود و نهایتا، بقیه نیروها با بر جا گذاشتن هلیکوپترهای خود، با ۵ هواپیما فضای ایران را ترک می کنند.
به دنبال این ماجرا دو فانتوم اف-۴ نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای آمریکاییِ رها شده بر روی زمین را هدف حمله قرار می دهند که به تخریب بیشتر آنها می انجامد. همین موضوع، نظریه توطئه مشهوری را در ایران کلید می زند که حکایت دارد عناصر نفوذی آمریکا در ارتش، به دستور ابوالحسن بنی صدر هلیکوپترهای آمریکایی را نابود کرده اند تا مدارک موجود در آنها به دست نیروهای انقلابی نیفتند.
چنین نظریه توطئه ای، در آغاز در حد تبلیغاتی سیاسی در میانه درگیری روحانیون انقلابی با رئیس جمهور وقت به نظر می آید که آن زمان، فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت. اما ادامه اتهامات، تدریجا به افزایش فشار بر ارتش و نهایتا برکناری مقام هایی در حد سرلشکر بهمن باقری فرمانده وقت نیروی هوایی و محمدهادی شادمهر فرمانده ستاد کل ارتش منجر می شود.
🔗 متن کامل گزارش در لینک زیر:
https://bit.ly/2KrX258
یا کلیک روی INSTANT VIEW
http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743
🆔@NedAzadi
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که منجر به تغییر فرماندهان نیروی هوایی و ستاد کل ارتش شدند.
مهمترین استدلال تهاجم به ارتش بر سر آن ماجرا، ادعایی بود که در چهار دهه گذشته، صدها بار از طریق تریبون های رسمی منتشر شده، بدون اینکه در مراجع رسمی اثبات شده باشد یا فرصتی برای طرح روایت های متقابل از همین رسانه ها فراهم شود.
موضوع ادعا، عبارت بود از اینکه فرماندهانی در ارتش ایران، در همدستی با رئیس جمهور وقت، برای نابود کردن “اسناد محرمانه” آمریکایی ها در مورد عملیات طبس، به “بمباران” هلیکوپترهای به جا مانده در محل عملیات پرداخته اند.
عملیات آزادسازی گروگان ها، با ورود ۶ هواپیما و ۸ هلیکوپتر آمریکایی به حریم هوایی ایران کلید می خورد اما در طول عملیات، ۳ هلیکوپتر در دو حادثه مجزا دچار نقص فنی می شوند. تعداد هلیکوپترهای باقی مانده برای انجام عملیات کافی نیست و در نتیجه، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا فرمان توقف عملیات و بازگشت کماندوها را صادر می کند. مطابق روایت رسمی واشنگتن، در حین بازگشت طوفان شن باعث تصادم و آتش سوزی یک هواپیمای ترابری و یک هلیکوپتر و کشته شدن ۸ کماندوی آمریکایی می شود و نهایتا، بقیه نیروها با بر جا گذاشتن هلیکوپترهای خود، با ۵ هواپیما فضای ایران را ترک می کنند.
به دنبال این ماجرا دو فانتوم اف-۴ نیروی هوایی ایران، هلیکوپترهای آمریکاییِ رها شده بر روی زمین را هدف حمله قرار می دهند که به تخریب بیشتر آنها می انجامد. همین موضوع، نظریه توطئه مشهوری را در ایران کلید می زند که حکایت دارد عناصر نفوذی آمریکا در ارتش، به دستور ابوالحسن بنی صدر هلیکوپترهای آمریکایی را نابود کرده اند تا مدارک موجود در آنها به دست نیروهای انقلابی نیفتند.
چنین نظریه توطئه ای، در آغاز در حد تبلیغاتی سیاسی در میانه درگیری روحانیون انقلابی با رئیس جمهور وقت به نظر می آید که آن زمان، فرماندهی کل قوا را هم بر عهده داشت. اما ادامه اتهامات، تدریجا به افزایش فشار بر ارتش و نهایتا برکناری مقام هایی در حد سرلشکر بهمن باقری فرمانده وقت نیروی هوایی و محمدهادی شادمهر فرمانده ستاد کل ارتش منجر می شود.
🔗 متن کامل گزارش در لینک زیر:
https://bit.ly/2KrX258
یا کلیک روی INSTANT VIEW
http://www.nedayeazadi.net/1399/02/31743
🆔@NedAzadi
Telegraph
“نابودی اسناد محرمانه طبس”؛ بازخوانی اتهامی چهل ساله علیه ارتش؛ گزارشی از حسین باستانی
چهل سال پیش، در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، عملیات کماندوهای آمریکایی برای خارج کردن ۵۲ گروگان این کشور از ایران، به شکستی تاریخی انجامید. یکی از مهمترین نتایج واقعه طبس که در روایت های رسمی ناگفته مانده، تاثیر مخرب این واقعه بر ارتش ایران، بر مبنای اتهاماتی بود که…