Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
مجموعه #سهگانهای_درباب_تحریم
یادداشت نخست: چرا طومارهای «نه به تحریم» را امضا نمیکنم؟
#A 253
https://t.me/divanesara/1118
آرمان امیری @ArmanParian - با افزوده شدن بحران کرونا به دیگر مشکلات کشور، هر روزه شاهد طومارهایی هستیم که ظاهرا تلاش میکنند برای کاهش درد و رنج ایرانیان به تحریمها «نه» بگویند. این احتمال وجود دارد که بخشی از این طومارها واقعا خودجوش و مردمی تهیه شده باشند. چنین طومارهایی موضوع این یادداشت نیست و در یادداشت دوم از سهگانه حاضر بدان خواهم پرداخت؛ اما بخش قابل توجهی از این کمپینها را زنجیرهای سازمان یافته از احزاب اصلاحطلب تولید میکنند که غالبا ارتباطات تشکیلاتی و البته مالی با نهادهای دولتی دارند. این گروهها خود را فعالین سیاسی میدانند و من نیز رفتارشان را در بستر «نقد سیاسی» مردود میدانم چرا که آن را نشانگر چهار آفتِ زشتِ سیاسی میبینم:
۱- نشان زوال سیاست است
یک جریان سیاسی، در دو حالت به سراغ فعالیتهای کمپینی میرود: نخست در آستانه انتخابات که رای میخواهد، دیگری در شرایطی که طرح یا لایحهای را مطرح کرده و نیازمند جلب حمایت افکار عمومی است. مثلا، دموکراتهای آمریکا پس از تهیه لایحه بیمه درمانی اوباما کمپین هم برگزار کردند؛ اما این همه احزاب و فعالین ما که بر طبل مبارزه با تحریم میکوبند، آیا طرحی عملی هم در فضای سیاسی کشور دارند؟ آیا ایده و حرکتی هم پشت این جنجالها وجود دارد؟ اگر چنین بود بیشک یک کنش اصیل سیاسی بود، اما میدانیم که نیست؛ ما صرفا با ورشکستههایی خانه نشین طرف هستیم که در آخرین ضرباتی که به مفهوم «سیاست» وارد میسازند، سطح سیاستورزی را تا رده جنجالهای توییتری و اردوکشیهای مجازی تقلیل دادهاند.
۲- نشان نیاز به دشمنتراشی است
جریانی که دو دهه سیاستورزی خود را در فرمول «بد و بدتر» خلاصه کرده، در دوران «اخراج از قدرت» نیز باید در عرصه عمومی یک «بدتر»ی خلق کند تا توجیهی برای همین زیست مجازیاش باشد. مدعیان تغییر و اصلاح حکومت، در نهایت خودشان به شکل همان هسته مافیایی قدرت درآمدند که بقایاش در گرو دشمنتراشی مداوم است. این دشمنِ «بدتر»، این بار«موافقان تحریم» هستند که باید امیدوار ماند اینقدر ترسناک جلوه کنند که ذهن خلایق از پیگیری سهم اصلاحطلبان در پیدایش وضعیت کنونی منحرف شود. وگرنه شاید مردم یادشان بیاید که این نمایندگانِ منتخب با ضرباهنگ «تکرار میکنم» بودند که عین از قحطی در رفتهها، اول هرچه کیت آزمایش کرونا بود روی سر و کولشان خالی کردند و بعدش هم «خانه ملت» و بودجه و تمهیدات ضروریاش را به امان خدا رها کردند و الفرار!
۳- نشان تحقیر عزت است
از یاد نبردهایم که تمام استدلال و بهانه دولتمردان برای دیدار نکردن با ترامپ و تحمیل هزینههای سنگین تحریم به مردم، حفظ «عزت» بود. اصراری هم دارند که «ما خودمان انتخاب کردیم». باشد؛ اما آن همه ادعای عزت چه تناسبی با این عجز و لابه مداوم و دادن کاسه گدایی به دست خلایق دارد؟ چرا باید شهروندان را بسیج کنیم که عین بچه یتیم درِ خانهی هر کس و ناکسی در این جهان هستی را بزنند و التماس کنند که «شما را به خدا به ترامپ بگویید به ما رحم کند»؟ اگر واقعا خودمان انتخاب کردهایم بگذارید با یک جو شرف و آبرو بمیریم و اینقدر خفت نکشیم! اما اگر قرار بر این باشد که از فرط فشار، سری به مصلحت خم کنیم، آیا بهتر نیست شخص رییس دولت تشریف ببرد و یک تماسی با جناب ترامپ بگیرد، به جای اینکه تمام ایرانیان را پیش مردم جهان به شکل گدایان بغدادی جلوه دهیم؟
۴- اعتراف به وابستگی است
مدعیان «اصلاحات از داخل» سالهای سال به برخی آلترناتیوهای خود سرکوفت میزدند که خودباخته و واداده هستند و میخواهند با توسل به قدرتهای خارجی مشکلات کشور را حل کنند. حال چه شده که تمام حضرات تنها راه خروج مردم از زیر فشار کنونی را وساطت جهانیان و تفقد جناب ترامپ میدانند؟ آیا این تناقض آشکار را نمیبینند؟ به این صراحت نشان میدهند که بجز جلب نظر خارجی ابزاری ندارند و حتی از خود نمیپرسند اگر کل سرنوشت ما در گرو تصمیمات ترامپ یا معجزه امثال سندرز است، پس شما لشکریان پر مدعا را برای چه میخواهیم؟
من اما چنین طومارهایی را که بیشتر سند خفت و مُهر ناتوانی است امضا نخواهم کرد. ترجیح من، منش و سنت میرحسین موسوی است که در سختترین شرایط هم فقط با مردماش صحبت کرد؛ نه تمنای ذلیلانه پیش ارباب قدرت برد و نه شوی تبلیغاتی خطاب به خارج از کشور بازی کرد. سطر به سطر بیانیهها و مواضعاش، گفتگوی با مردم بود و بیشک باور داشت: حتی برای حل کردن مشکلاتمان با قدرتهای جهان نیز، راه حل سیاسی آن است که ابتدا تکلیفمان را با خودمان مشخص کنیم.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
یادداشت نخست: چرا طومارهای «نه به تحریم» را امضا نمیکنم؟
#A 253
https://t.me/divanesara/1118
آرمان امیری @ArmanParian - با افزوده شدن بحران کرونا به دیگر مشکلات کشور، هر روزه شاهد طومارهایی هستیم که ظاهرا تلاش میکنند برای کاهش درد و رنج ایرانیان به تحریمها «نه» بگویند. این احتمال وجود دارد که بخشی از این طومارها واقعا خودجوش و مردمی تهیه شده باشند. چنین طومارهایی موضوع این یادداشت نیست و در یادداشت دوم از سهگانه حاضر بدان خواهم پرداخت؛ اما بخش قابل توجهی از این کمپینها را زنجیرهای سازمان یافته از احزاب اصلاحطلب تولید میکنند که غالبا ارتباطات تشکیلاتی و البته مالی با نهادهای دولتی دارند. این گروهها خود را فعالین سیاسی میدانند و من نیز رفتارشان را در بستر «نقد سیاسی» مردود میدانم چرا که آن را نشانگر چهار آفتِ زشتِ سیاسی میبینم:
۱- نشان زوال سیاست است
یک جریان سیاسی، در دو حالت به سراغ فعالیتهای کمپینی میرود: نخست در آستانه انتخابات که رای میخواهد، دیگری در شرایطی که طرح یا لایحهای را مطرح کرده و نیازمند جلب حمایت افکار عمومی است. مثلا، دموکراتهای آمریکا پس از تهیه لایحه بیمه درمانی اوباما کمپین هم برگزار کردند؛ اما این همه احزاب و فعالین ما که بر طبل مبارزه با تحریم میکوبند، آیا طرحی عملی هم در فضای سیاسی کشور دارند؟ آیا ایده و حرکتی هم پشت این جنجالها وجود دارد؟ اگر چنین بود بیشک یک کنش اصیل سیاسی بود، اما میدانیم که نیست؛ ما صرفا با ورشکستههایی خانه نشین طرف هستیم که در آخرین ضرباتی که به مفهوم «سیاست» وارد میسازند، سطح سیاستورزی را تا رده جنجالهای توییتری و اردوکشیهای مجازی تقلیل دادهاند.
۲- نشان نیاز به دشمنتراشی است
جریانی که دو دهه سیاستورزی خود را در فرمول «بد و بدتر» خلاصه کرده، در دوران «اخراج از قدرت» نیز باید در عرصه عمومی یک «بدتر»ی خلق کند تا توجیهی برای همین زیست مجازیاش باشد. مدعیان تغییر و اصلاح حکومت، در نهایت خودشان به شکل همان هسته مافیایی قدرت درآمدند که بقایاش در گرو دشمنتراشی مداوم است. این دشمنِ «بدتر»، این بار«موافقان تحریم» هستند که باید امیدوار ماند اینقدر ترسناک جلوه کنند که ذهن خلایق از پیگیری سهم اصلاحطلبان در پیدایش وضعیت کنونی منحرف شود. وگرنه شاید مردم یادشان بیاید که این نمایندگانِ منتخب با ضرباهنگ «تکرار میکنم» بودند که عین از قحطی در رفتهها، اول هرچه کیت آزمایش کرونا بود روی سر و کولشان خالی کردند و بعدش هم «خانه ملت» و بودجه و تمهیدات ضروریاش را به امان خدا رها کردند و الفرار!
۳- نشان تحقیر عزت است
از یاد نبردهایم که تمام استدلال و بهانه دولتمردان برای دیدار نکردن با ترامپ و تحمیل هزینههای سنگین تحریم به مردم، حفظ «عزت» بود. اصراری هم دارند که «ما خودمان انتخاب کردیم». باشد؛ اما آن همه ادعای عزت چه تناسبی با این عجز و لابه مداوم و دادن کاسه گدایی به دست خلایق دارد؟ چرا باید شهروندان را بسیج کنیم که عین بچه یتیم درِ خانهی هر کس و ناکسی در این جهان هستی را بزنند و التماس کنند که «شما را به خدا به ترامپ بگویید به ما رحم کند»؟ اگر واقعا خودمان انتخاب کردهایم بگذارید با یک جو شرف و آبرو بمیریم و اینقدر خفت نکشیم! اما اگر قرار بر این باشد که از فرط فشار، سری به مصلحت خم کنیم، آیا بهتر نیست شخص رییس دولت تشریف ببرد و یک تماسی با جناب ترامپ بگیرد، به جای اینکه تمام ایرانیان را پیش مردم جهان به شکل گدایان بغدادی جلوه دهیم؟
۴- اعتراف به وابستگی است
مدعیان «اصلاحات از داخل» سالهای سال به برخی آلترناتیوهای خود سرکوفت میزدند که خودباخته و واداده هستند و میخواهند با توسل به قدرتهای خارجی مشکلات کشور را حل کنند. حال چه شده که تمام حضرات تنها راه خروج مردم از زیر فشار کنونی را وساطت جهانیان و تفقد جناب ترامپ میدانند؟ آیا این تناقض آشکار را نمیبینند؟ به این صراحت نشان میدهند که بجز جلب نظر خارجی ابزاری ندارند و حتی از خود نمیپرسند اگر کل سرنوشت ما در گرو تصمیمات ترامپ یا معجزه امثال سندرز است، پس شما لشکریان پر مدعا را برای چه میخواهیم؟
من اما چنین طومارهایی را که بیشتر سند خفت و مُهر ناتوانی است امضا نخواهم کرد. ترجیح من، منش و سنت میرحسین موسوی است که در سختترین شرایط هم فقط با مردماش صحبت کرد؛ نه تمنای ذلیلانه پیش ارباب قدرت برد و نه شوی تبلیغاتی خطاب به خارج از کشور بازی کرد. سطر به سطر بیانیهها و مواضعاش، گفتگوی با مردم بود و بیشک باور داشت: حتی برای حل کردن مشکلاتمان با قدرتهای جهان نیز، راه حل سیاسی آن است که ابتدا تکلیفمان را با خودمان مشخص کنیم.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
مجموعه #سهگانهای_درباب_تحریم
یادداشت نخست: چرا طومارهای «نه به تحریم» را امضا نمیکنم؟
#A 253
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
کارتون بالا اثری است از «سلمان طاهری»
یادداشت نخست: چرا طومارهای «نه به تحریم» را امضا نمیکنم؟
#A 253
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
کارتون بالا اثری است از «سلمان طاهری»
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
مجموعه #سهگانهای_درباب_تحریم
یادداشت سوم: شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار
#A 255
https://t.me/divanesara/1122
آرمان امیری @ArmanParian - «علاقه دولت به امر کشاورزی به خاطر نیاز به عایدات آن بود». این توصیفِ خلاصهی پروفسور «آن لمبتن» از تاریخ ایران میانه است. دورهای که در آن حکومتها از مردم «خراج» میگرفتند. خراج، پولی نبود که مردم به حکومت بدهند تا هزینه اداره کشور و منافع عمومی کند. به قول لمبتن در آن دوره «حکومت وسیله ثروت» بود. خراج مردم هم صرف دارایی حاکمان و بریز و بپاش دربار و احیانا هزینه نظامیانی میشد که لشکرکشی میکردند تا مناطق جدیدی را غارت کرده و خراجگزار خود سازند. لمبتون، به زیبایی نشان میدهد که در این دوران، ساخت و سازی هم اگر انجام میشد، نه با هدف خدمت به مردم، بلکه با نیت افزایش خراج بود. گاه از فرط غارت و چپاول سلطان، رعیت به چنان افلاسی میافتاد که دیگر چیزی نداشت که خراجی بپردازد. پس حاکم ناچار میشد اندکی هم به فکر رونق کشاورزی بیفتد. مثلا، دستور ابداع «تقویم جلالی» یا احداث رصدخانههای معروف ایران، با این هدف صادر میشد که دقیقترین فصل و زمان را در اختیار کشاورزان قرار دهند تا در نهایت خراج سلطان بیشتر شود. البته که در غالب اوقات همینقدر درایت هم از حاکمان سر نمیزد و خراج، فقط با زور هرچه بیشتر و قتل و غارت مردم همراه بود. به همین دلیل، واژه خراج در فرهنگ ما همزاد و همراه «باج» به کار میرود؛ یعنی پول زور!
در عصر دولتهای مدرن اما، مفهوم «مالیات» زاده شد که به کلی متفاوت از معنا و کارکرد خراج بود. مالیات، پولی نیست که مردم به سلطان خود ببخشند، بلکه سهمی است که برای اداره عرصه عمومی به اشتراک میگذارند. ودیعهای نزد دولت که باید با نظارت کامل و به دلخواست شهروندان هزینه کند. تنها دولتی میتواند خود را نماینده یک ملت بخواند که فهرست هزینههای خود را با ریزترین جزییات منتشر کند و به نظارت افکار عمومی و تصویب نمایندگان مردم بسپارد. به محض آنکه این نظارت عمومی مختل شود، رابطه دولت/ملت از میان میرود. چنین دولتی مشروعیت آن را ندارد که به نمایندگی از ملت چیزی دریافت کند، اینجا حتی مفهوم مالیات هم بلاموضوع میشود و جای خود را به همان باج و خراجی میدهد که رعایا تقدیم سلطان غارتگر میکردند.
* * *
پرویز فتاح، رییس بنیاد مستضعفان، به تازگی خاطرهای را نقل کرده مبنی بر اینکه روزی سردار سلیمانی به دفتر ایشان مراجعه کرده و برای تامین حقوق شبهنظامیان افغان که به سوریه اعزام شدهاند کمک خواسته است. دارایی ابربنگاه های اقتصادی کشور ثروتی است که غالبا با مصادره اموال فراهم شده و قرار بوده که به عموم مردم تعلق داشته باشد، اما حالا خبردار میشویم که در یکی از روزهای بیاطلاعی ما، دو نفر با همدیگر نشستهاند، چای خوردهاند و تصمیم گرفتهاند که چه مقدار پول به حساب جنگجویان افغان واریز کنند!
شاید تصور شود که این تنها ثروتهای تلنبار شده در بنیاد مستضعفان، بنیاد تعاون سپاه، آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام است که به کلی از تیغ نظارت و شفافیت خارج شدهاند. اما کافی است به یاد بیاوریم طی چند سال گذشته، بودجه پیشنهادی دولت، همواره پیش از ارجاع به مجلس از فیلتری بالاتر رد شده و در آن دخل و تصرفهایی شده که منتخبان مردم قادر به تغییر آن نبودهاند. البته، همان روال نیمبند هم امسال به کلی یکسره شد و بودجهای را که مجلس رد کرده بود مستقیما به اذن رهبری تایید شد تا فاتحه همان اندک دخالت شهروندان در هزینهکردهای حکومتی هم خوانده شود.
* * *
این روزها شاهد فعالیت دو چندان پیادهنظام رسانهای حکومت هستیم که تلاش میکنند با یکساننمایی مردم و نظام، از درد و زجر مردم، بهانه پرداخت پولهای جهانی به حکومت را فراهم کنند. بسیاری با اصرار میپرسند که موضع شما در قبال تحریم چیست؟ به شخصه، در مورد موضوعی که هیچ اختیار و تاثیری در آن ندارم حتی فکر هم نمیکنم؛ اما بسیار به این میاندیشم که وقتی هیچ حقی ندارم که بگویم مالیات من را کجا خرج کنید و کجا نکنید، اساسا شهروند یک دولت مدرن نیستم؛ خراجگزار یک حاکمیت باجگیر هستم که پول زور میگیرد و آن را هزینه سرکوب خودم، هموطنانام و انسانهای بیگناه دیگر میکند. شاید برخی خراجگزاران احساس کنند که هرچه پول بیشتری به باجگیرشان برسد بهتر است و بدین ترتیب بعید نیست از گوشه سفره سلطان ته ماندهای هم نصیب رعایا شود، من اما از این گروه نیستم. به باور من، شرافت انسان، شان انسان و کرامت انسان این نیست و انسانِ آزاده و شرافتمند، در برابر این حجم از ظلم و تحقیر سر فرود نمیآورد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
یادداشت سوم: شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار
#A 255
https://t.me/divanesara/1122
آرمان امیری @ArmanParian - «علاقه دولت به امر کشاورزی به خاطر نیاز به عایدات آن بود». این توصیفِ خلاصهی پروفسور «آن لمبتن» از تاریخ ایران میانه است. دورهای که در آن حکومتها از مردم «خراج» میگرفتند. خراج، پولی نبود که مردم به حکومت بدهند تا هزینه اداره کشور و منافع عمومی کند. به قول لمبتن در آن دوره «حکومت وسیله ثروت» بود. خراج مردم هم صرف دارایی حاکمان و بریز و بپاش دربار و احیانا هزینه نظامیانی میشد که لشکرکشی میکردند تا مناطق جدیدی را غارت کرده و خراجگزار خود سازند. لمبتون، به زیبایی نشان میدهد که در این دوران، ساخت و سازی هم اگر انجام میشد، نه با هدف خدمت به مردم، بلکه با نیت افزایش خراج بود. گاه از فرط غارت و چپاول سلطان، رعیت به چنان افلاسی میافتاد که دیگر چیزی نداشت که خراجی بپردازد. پس حاکم ناچار میشد اندکی هم به فکر رونق کشاورزی بیفتد. مثلا، دستور ابداع «تقویم جلالی» یا احداث رصدخانههای معروف ایران، با این هدف صادر میشد که دقیقترین فصل و زمان را در اختیار کشاورزان قرار دهند تا در نهایت خراج سلطان بیشتر شود. البته که در غالب اوقات همینقدر درایت هم از حاکمان سر نمیزد و خراج، فقط با زور هرچه بیشتر و قتل و غارت مردم همراه بود. به همین دلیل، واژه خراج در فرهنگ ما همزاد و همراه «باج» به کار میرود؛ یعنی پول زور!
در عصر دولتهای مدرن اما، مفهوم «مالیات» زاده شد که به کلی متفاوت از معنا و کارکرد خراج بود. مالیات، پولی نیست که مردم به سلطان خود ببخشند، بلکه سهمی است که برای اداره عرصه عمومی به اشتراک میگذارند. ودیعهای نزد دولت که باید با نظارت کامل و به دلخواست شهروندان هزینه کند. تنها دولتی میتواند خود را نماینده یک ملت بخواند که فهرست هزینههای خود را با ریزترین جزییات منتشر کند و به نظارت افکار عمومی و تصویب نمایندگان مردم بسپارد. به محض آنکه این نظارت عمومی مختل شود، رابطه دولت/ملت از میان میرود. چنین دولتی مشروعیت آن را ندارد که به نمایندگی از ملت چیزی دریافت کند، اینجا حتی مفهوم مالیات هم بلاموضوع میشود و جای خود را به همان باج و خراجی میدهد که رعایا تقدیم سلطان غارتگر میکردند.
* * *
پرویز فتاح، رییس بنیاد مستضعفان، به تازگی خاطرهای را نقل کرده مبنی بر اینکه روزی سردار سلیمانی به دفتر ایشان مراجعه کرده و برای تامین حقوق شبهنظامیان افغان که به سوریه اعزام شدهاند کمک خواسته است. دارایی ابربنگاه های اقتصادی کشور ثروتی است که غالبا با مصادره اموال فراهم شده و قرار بوده که به عموم مردم تعلق داشته باشد، اما حالا خبردار میشویم که در یکی از روزهای بیاطلاعی ما، دو نفر با همدیگر نشستهاند، چای خوردهاند و تصمیم گرفتهاند که چه مقدار پول به حساب جنگجویان افغان واریز کنند!
شاید تصور شود که این تنها ثروتهای تلنبار شده در بنیاد مستضعفان، بنیاد تعاون سپاه، آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام است که به کلی از تیغ نظارت و شفافیت خارج شدهاند. اما کافی است به یاد بیاوریم طی چند سال گذشته، بودجه پیشنهادی دولت، همواره پیش از ارجاع به مجلس از فیلتری بالاتر رد شده و در آن دخل و تصرفهایی شده که منتخبان مردم قادر به تغییر آن نبودهاند. البته، همان روال نیمبند هم امسال به کلی یکسره شد و بودجهای را که مجلس رد کرده بود مستقیما به اذن رهبری تایید شد تا فاتحه همان اندک دخالت شهروندان در هزینهکردهای حکومتی هم خوانده شود.
* * *
این روزها شاهد فعالیت دو چندان پیادهنظام رسانهای حکومت هستیم که تلاش میکنند با یکساننمایی مردم و نظام، از درد و زجر مردم، بهانه پرداخت پولهای جهانی به حکومت را فراهم کنند. بسیاری با اصرار میپرسند که موضع شما در قبال تحریم چیست؟ به شخصه، در مورد موضوعی که هیچ اختیار و تاثیری در آن ندارم حتی فکر هم نمیکنم؛ اما بسیار به این میاندیشم که وقتی هیچ حقی ندارم که بگویم مالیات من را کجا خرج کنید و کجا نکنید، اساسا شهروند یک دولت مدرن نیستم؛ خراجگزار یک حاکمیت باجگیر هستم که پول زور میگیرد و آن را هزینه سرکوب خودم، هموطنانام و انسانهای بیگناه دیگر میکند. شاید برخی خراجگزاران احساس کنند که هرچه پول بیشتری به باجگیرشان برسد بهتر است و بدین ترتیب بعید نیست از گوشه سفره سلطان ته ماندهای هم نصیب رعایا شود، من اما از این گروه نیستم. به باور من، شرافت انسان، شان انسان و کرامت انسان این نیست و انسانِ آزاده و شرافتمند، در برابر این حجم از ظلم و تحقیر سر فرود نمیآورد.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
Telegram
مجمع دیوانگان
مجموعه #سهگانهای_درباب_تحریم
یادداشت سوم: شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار
#A 255
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
کارتون بالا اثری است از «توکا نیستانی»
.
یادداشت سوم: شهروند حقمدار یا رعیت خراجگزار
#A 255
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
کارتون بالا اثری است از «توکا نیستانی»
.
پرگار: جنون چیست؟
BBC Persian
چیست آن چیزی كه در افواه دیوانگی یا جنون خوانده می شود؟ آیا مرزی كه با عبور از آن فرد وارد حیطه ی جنون می شود قابل تشخیص است؟
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/9ah9ZmwRbp4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
BBC Persian
چیست آن چیزی كه در افواه دیوانگی یا جنون خوانده می شود؟ آیا مرزی كه با عبور از آن فرد وارد حیطه ی جنون می شود قابل تشخیص است؟
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/9ah9ZmwRbp4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
پرگار: جنون چیست؟
چیست آن چیزی كه در افواه دیوانگی یا جنون خوانده می شود؟ آیا مرزی كه با عبور از آن فرد وارد حیطه ی جنون می شود قابل تشخیص است؟ مشترک شويد: http://bit.ly/12wjl...
کاپیتولاسیون چینی؟
انتقاد سخنگوی وزارت بهداشت از عدم شفافیت چین در رابطه با ویروس کرونا با واکنش سفیر چین در تهران روبرو شده است. در همین حال، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به نوعی دست به معذرت خواهی زده و به مدح تلاشهای چین برای مقابله با اپیدمی کرونا پرداخته است.
این باجدهیهای ما به چین، برای جلب حمایت آن کشور علیه تحریمها می باشد. درمقابل، چینیها میدانند اگر ما از انزوا خارج شویم، دیگر از این باجها خبری نخواهد بود. با این وصف، آیا چینیها اصولا علیه تحریمهای ایران اقدامی خواهند کرد؟
https://www.balatarin.com/permlink/2020/4/6/5293830
انتقاد سخنگوی وزارت بهداشت از عدم شفافیت چین در رابطه با ویروس کرونا با واکنش سفیر چین در تهران روبرو شده است. در همین حال، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان به نوعی دست به معذرت خواهی زده و به مدح تلاشهای چین برای مقابله با اپیدمی کرونا پرداخته است.
این باجدهیهای ما به چین، برای جلب حمایت آن کشور علیه تحریمها می باشد. درمقابل، چینیها میدانند اگر ما از انزوا خارج شویم، دیگر از این باجها خبری نخواهد بود. با این وصف، آیا چینیها اصولا علیه تحریمهای ایران اقدامی خواهند کرد؟
https://www.balatarin.com/permlink/2020/4/6/5293830
بالاترین
کاپیتولاسیون چینی؟
۶۴ رأی و ۱ نظر تاکنون در بالاترین
کاپیتولاسیون چینی و «پارادوکس الماس و آب»
جهانپور کروناواقعیت این است که ما هیچگانه اینچنین منزوی نبودهایم و حمایت چینیها از ما حیاتی است. دولت پکن به علت ذات عملگرایش، موضعی دو پهلو در قابل تحریمهای ایران گرفته و در مواری به طرفداری از ما پرداخته و ما را امیدوار نگه داشته است. از همین روست که برخی در داخل، طرفدار سینه چاک چینیها شدهاند و هیچگونه انتقادی را از این کشور برنمیتابند. ولی سوال اینجاست: با توجه به اینکه چین میداند ما به دلیل انزوای سیاسی و اقتصادی به شدت نیازمند حمایتش هستیم، آیا هیچوقت تلاشی واقعی برای رفع تحریمها علیه ایران و خروج ما از انزوا خواهد کرد؟
https://www.taajeraan.com/index.php/eghtesad1/3694-2020-04-06-13-49-45
جهانپور کروناواقعیت این است که ما هیچگانه اینچنین منزوی نبودهایم و حمایت چینیها از ما حیاتی است. دولت پکن به علت ذات عملگرایش، موضعی دو پهلو در قابل تحریمهای ایران گرفته و در مواری به طرفداری از ما پرداخته و ما را امیدوار نگه داشته است. از همین روست که برخی در داخل، طرفدار سینه چاک چینیها شدهاند و هیچگونه انتقادی را از این کشور برنمیتابند. ولی سوال اینجاست: با توجه به اینکه چین میداند ما به دلیل انزوای سیاسی و اقتصادی به شدت نیازمند حمایتش هستیم، آیا هیچوقت تلاشی واقعی برای رفع تحریمها علیه ایران و خروج ما از انزوا خواهد کرد؟
https://www.taajeraan.com/index.php/eghtesad1/3694-2020-04-06-13-49-45
وبسایت تاجران
کاپیتولاسیون چینی؟
چین میداند ما بدلیل تحریمها، به این کشور باج میدهیم.آیا هیچوقت پکن تلاشی واقعی برای خروج ما از انزوا خواهد کرد؟
«چین اللهیها»؛ چهره جدید سیاست خارجی جمهوری اسلامی
سفیر چین در تهران، در روزهای اخیر و در پی ورود به مجادله لفظی با سخنگوی وزارت بهداشت ایران، به موضوع بحث و گاه به سوژه طنز کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. تا آنجا که برخی از کاربران شبکههای اجتماعی خواستار اخراج او از ایران شدهاند و کاربران مشهور به «ارزشی» از او حمایت کردهاند.
ادامه این جدلها در فضای مجازی باعث شد که گروهی از کاربران مشهور به «ارزشی» که مدافع حکومت جمهوری اسلامی هستند خواستار برخورد با سخنگوی وزارت بهداشت و برکناری او شوند. در مقابل، دیگر کاربران توییتر این افراد را «چین اللهی» خواندند، عبارتی که از کلمه حزب اللهی گرفته شده و نوشتند که ایران «مستعمره چین» شده است.
نه تنها در ایران، بلکه در سراسر دنیا، چین سعی داشته است از بحران کرونا استفاده کند و تبلیغات رسانهای خود را پیاده سازد. چین با راهاندازی رسانههایی به زبانهای مختلف میلیاردها دلار برای رساندن پیام خود به مردم دنیا خرج کرده است. دیپلماتهای چینی هم در توییتر دیپلماسی توییتری به راه انداختهاند که در رسانههای بینالمللی از آن بهعنوان «دیپلماسی ماسک» یا دیپلماسی توییتری یاد میکنند
https://iranglobal.info/node/77954
سفیر چین در تهران، در روزهای اخیر و در پی ورود به مجادله لفظی با سخنگوی وزارت بهداشت ایران، به موضوع بحث و گاه به سوژه طنز کاربران شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. تا آنجا که برخی از کاربران شبکههای اجتماعی خواستار اخراج او از ایران شدهاند و کاربران مشهور به «ارزشی» از او حمایت کردهاند.
ادامه این جدلها در فضای مجازی باعث شد که گروهی از کاربران مشهور به «ارزشی» که مدافع حکومت جمهوری اسلامی هستند خواستار برخورد با سخنگوی وزارت بهداشت و برکناری او شوند. در مقابل، دیگر کاربران توییتر این افراد را «چین اللهی» خواندند، عبارتی که از کلمه حزب اللهی گرفته شده و نوشتند که ایران «مستعمره چین» شده است.
نه تنها در ایران، بلکه در سراسر دنیا، چین سعی داشته است از بحران کرونا استفاده کند و تبلیغات رسانهای خود را پیاده سازد. چین با راهاندازی رسانههایی به زبانهای مختلف میلیاردها دلار برای رساندن پیام خود به مردم دنیا خرج کرده است. دیپلماتهای چینی هم در توییتر دیپلماسی توییتری به راه انداختهاند که در رسانههای بینالمللی از آن بهعنوان «دیپلماسی ماسک» یا دیپلماسی توییتری یاد میکنند
https://iranglobal.info/node/77954
ایران گلوبال
«چین اللهیها»؛ چهره جدید سیاست خارجی جمهوری اسلامی
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
چانگ هووآ سفیر چین در تهران میگوید جمهوری خلق "بهترین دوست" جمهوری اسلامی است.
مانند اکثر ادعای چینیها، این مسئله نیز جای سوال دارد:
چین به ۷ قطعنامه شورای امنیت که تحریمهایی را علیه ایران وضع کردهاند رأی مثبت داد، همچنین ۲۲ میلیارد دلار پول نفت ایران را مسدود کرده است.
@AmirTaheri4
مانند اکثر ادعای چینیها، این مسئله نیز جای سوال دارد:
چین به ۷ قطعنامه شورای امنیت که تحریمهایی را علیه ایران وضع کردهاند رأی مثبت داد، همچنین ۲۲ میلیارد دلار پول نفت ایران را مسدود کرده است.
@AmirTaheri4
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
قبل از اینکه آخوندها در سال ۱۹۷۹ قدرت را به دست بگیرند، ایران یکی از ۱۵ کشور دارای حقوق ویژه دریافت پول از IMF و بانک جهانی بود زیرا پول ملی ایران از معتبرترین و با ثبات ترین پولها بود.
در آن روزها WBو IMF برای پرداخت وام به ایران لابی میکردند. ۴دهه بعد جمهوریاسلامی کاسه گدایی دست گرفته است.
@AmirTaheri4
در آن روزها WBو IMF برای پرداخت وام به ایران لابی میکردند. ۴دهه بعد جمهوریاسلامی کاسه گدایی دست گرفته است.
@AmirTaheri4
Forwarded from دغدغه ایران
اگر کرونا آنها را نکشد، فقر و بیپناهی میکشد
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
داستانی تلخ
✅ صبح یک روز آبان 1397 نامهای از خانمی به دستم رسید که داستان سوزناک فقر بود. بررسی کردم از چند مسیر، محتوای نامه درست بود. یکونیم سال میگذرد و تقریباً هر روز درگیر زندگی نویسنده نامه شدم، نویسندهای که هیچگاه ندیدمش و بین ما 1276 کیلومتر فاصله است. یادداشت «بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر» را درباره او، همسر معلول و کودک پنج سالهاش نوشته بودم.
✅ چند میلیون تومان کمک خوانندگان آن مطلب باعث شد قرضهایش را بدهد، خانهای اجاره کند و زندگیاش در ظاهر سامانی بگیرد. شغل نداشتن اما درد بزرگی است. شغل و درآمد که نداشته باشی، خیلی زود کمکهای مردم ته میکشد و هیولای فقر از راه میرسد. دوباره فرزندت گرسنه میماند، هزینه دارو و درمان نداری، اول مهر بچهات لوازمالتحریر نمیخرد، قبض آب و برق را نمیپردازی، یخچالت میسوزد و نمیتوانی بخری، و دندانهایت عفونت میکنند و چند میلیون هزینه درمانشان را نداری.
✅ خانم مهربانی از راه میرسد، خودش و دوستانش پول روی هم میگذارند و هزینه درمان دندانهایت را میدهند، اما توان آنها هم زیاد نیست. باز شغل نداری و هزینههایت بالا میروند. مجبور میشوی پول نزول کنی، سفته بدهی و برای مخارج روزانهات که گرسنه نمانی، به این و آن رو بزنی. تازه آمدهاند انشعاب آب را هم قطع کنند، خدا از غیب به دادت میرسد و الا آب هم نخواهی داشت.
✅ هزینه نگهداری و درمان همسر معلولات زیاد است. دوباره پول قرض میکنی، سفته میدهی و زیر بار سود نزول میروی. دوباره چند خیّر به دادت میرسند و از اینکه تن به تقاضاهای غیراخلاقی طلبکار نزولخوار بدهی، نجات پیدا میکنی. زندگی ولی خرج دارد.
✅ خَیّری پیدا میشود و به خیال اینکه کمک میکند تا کسبوکار راه بیندازی، پول پیش کرایه یک مغازه را میدهد. تو هم دنبال کسی میگردی که وسایل راه انداختن یک مغازه خیاطی را برایت تأمین کند. بانکهایی که میلیارد میلیارد پولهای بیبازگشت دادهاند، دست آخر از تأمین سی میلیون تومان هزینه تجهیز مغازهات خودداری میکنند. تو میمانی، یک مغازه و کرایهاش، و حسرت اینکه میتوانستی شغلی داشته باشی و روی پای خودت بایستی، اما نمیشود. دوباره گرسنگی شعله میکشد، فرزندت گرسنه است و گریه میکند. زندگی نیست، جهنم است.
✅ طلبکارها بیشتر شدهاند و پاشنه در خانه را هم درآوردهاند، مرد طلبکار تهدید میکند که دفعه بعد کتک میزند، کرایه خانه هم عقب افتاده و صاحبخانه میخواهد تخلیه کنی، کرایه خانهها هم دو برابر شده است.
✅ فقیر که باشی، تدبیر زندگیات را گم میکنی، عقلت به کارت نمیرسد و زیر بار استرس، تحقیر، گرسنگی فرزند و معلولیت همسر و ... له میشوی. یک دفعه به خودت میآیی و میبینی همه کار برای نجات یافتن انجام دادهای، فقط بیناموسی نکردهای و معلوم نیست چند وقت دیگر دوام میآوری تا تن بدهی به تنفروشی. برخی مردها هم بیشرف شدهاند، فکر میکنند چه طعمهای بهتر از یک زن جوان فقیر با یک همسر معلول و هزار مشکل؟!
✅ مقاومت میکنی اما کرونا هم از راه میرسد، و برای تو که جز لباس تنت هیچ چیز نداری، فقط یک راه باقی میماند: دوباره پیامک بزنی «عمو اگر کرونا ما را نکشد، فقر حتماً میکشد. دیگر نان هم برای خوردن نداریم. بچهام هم از ترس طلبکارانی که هر روز دعوا میکنند، میمیرد. شارژ تلفنم که تمام شود، پیام هم نمیتوانم بدهم، به دادم برسید.»
یک درخواست
✅ میدانم بدبختانه، صدها هزار نفر در این کشور، همین وضعیت را دارند، اما این یک مورد یکونیم سال، دردناک جلوی چشمم بوده است. من هر چه در توان داشتم بهکار گرفتم که مشکل این خانواده را حل کنم، شغلی برای این خانم دست و پا، یا به راهاندازی کسبوکارش کمک کنم، اما نشد.
✅ آیا صاحب کسبوکاری هست که کمک کند تا او شغل داشته باشد؟ آیا فیلمسازی هست که چرخه فلاکتبار فقر و بیپناهی این خانواده را همچون نمونهای از صدها هزار خانواده ایرانی، فیلم کند و از این مسیر این خانواده را هم نجات دهد؟ آیا مردانی هستند که زنی را از افتادن به ورطه بیاخلاقی برهانند؟ آیا ... ؟ من دیگر نمیتوانم.
کرونا اگر میکشد، فقر زجرکش میکشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
داستانی تلخ
✅ صبح یک روز آبان 1397 نامهای از خانمی به دستم رسید که داستان سوزناک فقر بود. بررسی کردم از چند مسیر، محتوای نامه درست بود. یکونیم سال میگذرد و تقریباً هر روز درگیر زندگی نویسنده نامه شدم، نویسندهای که هیچگاه ندیدمش و بین ما 1276 کیلومتر فاصله است. یادداشت «بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر» را درباره او، همسر معلول و کودک پنج سالهاش نوشته بودم.
✅ چند میلیون تومان کمک خوانندگان آن مطلب باعث شد قرضهایش را بدهد، خانهای اجاره کند و زندگیاش در ظاهر سامانی بگیرد. شغل نداشتن اما درد بزرگی است. شغل و درآمد که نداشته باشی، خیلی زود کمکهای مردم ته میکشد و هیولای فقر از راه میرسد. دوباره فرزندت گرسنه میماند، هزینه دارو و درمان نداری، اول مهر بچهات لوازمالتحریر نمیخرد، قبض آب و برق را نمیپردازی، یخچالت میسوزد و نمیتوانی بخری، و دندانهایت عفونت میکنند و چند میلیون هزینه درمانشان را نداری.
✅ خانم مهربانی از راه میرسد، خودش و دوستانش پول روی هم میگذارند و هزینه درمان دندانهایت را میدهند، اما توان آنها هم زیاد نیست. باز شغل نداری و هزینههایت بالا میروند. مجبور میشوی پول نزول کنی، سفته بدهی و برای مخارج روزانهات که گرسنه نمانی، به این و آن رو بزنی. تازه آمدهاند انشعاب آب را هم قطع کنند، خدا از غیب به دادت میرسد و الا آب هم نخواهی داشت.
✅ هزینه نگهداری و درمان همسر معلولات زیاد است. دوباره پول قرض میکنی، سفته میدهی و زیر بار سود نزول میروی. دوباره چند خیّر به دادت میرسند و از اینکه تن به تقاضاهای غیراخلاقی طلبکار نزولخوار بدهی، نجات پیدا میکنی. زندگی ولی خرج دارد.
✅ خَیّری پیدا میشود و به خیال اینکه کمک میکند تا کسبوکار راه بیندازی، پول پیش کرایه یک مغازه را میدهد. تو هم دنبال کسی میگردی که وسایل راه انداختن یک مغازه خیاطی را برایت تأمین کند. بانکهایی که میلیارد میلیارد پولهای بیبازگشت دادهاند، دست آخر از تأمین سی میلیون تومان هزینه تجهیز مغازهات خودداری میکنند. تو میمانی، یک مغازه و کرایهاش، و حسرت اینکه میتوانستی شغلی داشته باشی و روی پای خودت بایستی، اما نمیشود. دوباره گرسنگی شعله میکشد، فرزندت گرسنه است و گریه میکند. زندگی نیست، جهنم است.
✅ طلبکارها بیشتر شدهاند و پاشنه در خانه را هم درآوردهاند، مرد طلبکار تهدید میکند که دفعه بعد کتک میزند، کرایه خانه هم عقب افتاده و صاحبخانه میخواهد تخلیه کنی، کرایه خانهها هم دو برابر شده است.
✅ فقیر که باشی، تدبیر زندگیات را گم میکنی، عقلت به کارت نمیرسد و زیر بار استرس، تحقیر، گرسنگی فرزند و معلولیت همسر و ... له میشوی. یک دفعه به خودت میآیی و میبینی همه کار برای نجات یافتن انجام دادهای، فقط بیناموسی نکردهای و معلوم نیست چند وقت دیگر دوام میآوری تا تن بدهی به تنفروشی. برخی مردها هم بیشرف شدهاند، فکر میکنند چه طعمهای بهتر از یک زن جوان فقیر با یک همسر معلول و هزار مشکل؟!
✅ مقاومت میکنی اما کرونا هم از راه میرسد، و برای تو که جز لباس تنت هیچ چیز نداری، فقط یک راه باقی میماند: دوباره پیامک بزنی «عمو اگر کرونا ما را نکشد، فقر حتماً میکشد. دیگر نان هم برای خوردن نداریم. بچهام هم از ترس طلبکارانی که هر روز دعوا میکنند، میمیرد. شارژ تلفنم که تمام شود، پیام هم نمیتوانم بدهم، به دادم برسید.»
یک درخواست
✅ میدانم بدبختانه، صدها هزار نفر در این کشور، همین وضعیت را دارند، اما این یک مورد یکونیم سال، دردناک جلوی چشمم بوده است. من هر چه در توان داشتم بهکار گرفتم که مشکل این خانواده را حل کنم، شغلی برای این خانم دست و پا، یا به راهاندازی کسبوکارش کمک کنم، اما نشد.
✅ آیا صاحب کسبوکاری هست که کمک کند تا او شغل داشته باشد؟ آیا فیلمسازی هست که چرخه فلاکتبار فقر و بیپناهی این خانواده را همچون نمونهای از صدها هزار خانواده ایرانی، فیلم کند و از این مسیر این خانواده را هم نجات دهد؟ آیا مردانی هستند که زنی را از افتادن به ورطه بیاخلاقی برهانند؟ آیا ... ؟ من دیگر نمیتوانم.
کرونا اگر میکشد، فقر زجرکش میکشد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
بیست هزار فرسنگ زیر خط فقر
(محمد فاضلی – عضو هئیت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ نامه زیر واقعی، و یکی از هموطنان برایم فرستاده است و فقط اندکی آنرا ویرایش و خلاصه کردهام. حرفم درباره نامه را در انتها آوردهام.
✅ من خانوم ... هستم، جوان و متاهل از شهر ...…
(محمد فاضلی – عضو هئیت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ نامه زیر واقعی، و یکی از هموطنان برایم فرستاده است و فقط اندکی آنرا ویرایش و خلاصه کردهام. حرفم درباره نامه را در انتها آوردهام.
✅ من خانوم ... هستم، جوان و متاهل از شهر ...…
Forwarded from موفقیتهای کوچک ایرانیان
دم موش علیه کرونا
نسرین قنواتی - @nasringhanavati
⏰ زمان مطالعه: دو دقیقه
✳️ من در همین کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان درباره تلاشهایم برای صرفهجویی در مصرف آب نوشته بودم. همه آن تلاشها پس از شیوع کرونا تقریبا متوقف شد، اما هفته گذشته خبری خواندم درباره اینکه در روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ تهرانیها، بیش از میانگین ۵۰ ساله خود آب مصرف کردهاند.
✳️ کرونا باعث شده است مصرف آب مردم تهران در هر روز بیش از حجم دریاچه چیتگر و بسیار بیشتر از مصرف روزهای گرم تابستان آب بشود. بقیه کشور هم همین گونه شده است.
✳️ حال همه طبیعت بر اثر کرونا بهتر شده چون آلودگی خودروها و هواپیماها و حتی تولید آلودگی کارخانهها کمتر شده است، اما منابع آبی که تحت فشار شدید قرار گرفتهاند، مصرف میشوند و با مواد شوینده بیشتری آلوده میشوند.
✳️ خودم را میبینم که کارم شستن و شستن و شستن شده است. این یعنی کسی که همیشه دم از صرفه جویی میزد، امروز مشترک پرمصرف شده است. ترس حالا به جانم افتاده است. آب اگر کم و قطع شود، من با کرونا چه کنم؟
✳️ کاری که فعلاً از دستم میآید این است که هنگام شستوشو - دستها یا وسایل آشپزخانه - شیر آب را با فشار کمتری باز کنم. خودم اندازهگیری کردم و معلوم شد این کار ۳ تا ۷ برابر از میزان آب مصرفی خواهد کاست.
✳️ من حالا به قول #محمد_فاضلی در یادداشت «موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه» سعی میکنم شیر آب را آنقدر باز کنم که ضخامت آب خروجی از آن فقط به اندازه «دم موش» باشد نه «دم گربه». من حالا از «دم موش» علیه کرونا استفاده میکنم.
✳️ بیایید این «دم موش» زلال و شفاف را علیه کرونا بهکار بگیریم. آب مایه حیات ماست و در این اوضاع کرونایی، اهمیتاش بیشتر شده است. فشار آب را کم کرده و دم_گربهای باز نکنیم.
#فشار_آب_کم_کن
#دم_موش_علیه_کرونا
(لطفاً برای دیگران هم ارسال کنید.)
کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان
@IR_S_S
نسرین قنواتی - @nasringhanavati
⏰ زمان مطالعه: دو دقیقه
✳️ من در همین کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان درباره تلاشهایم برای صرفهجویی در مصرف آب نوشته بودم. همه آن تلاشها پس از شیوع کرونا تقریبا متوقف شد، اما هفته گذشته خبری خواندم درباره اینکه در روزهای پایانی سال ۱۳۹۸ تهرانیها، بیش از میانگین ۵۰ ساله خود آب مصرف کردهاند.
✳️ کرونا باعث شده است مصرف آب مردم تهران در هر روز بیش از حجم دریاچه چیتگر و بسیار بیشتر از مصرف روزهای گرم تابستان آب بشود. بقیه کشور هم همین گونه شده است.
✳️ حال همه طبیعت بر اثر کرونا بهتر شده چون آلودگی خودروها و هواپیماها و حتی تولید آلودگی کارخانهها کمتر شده است، اما منابع آبی که تحت فشار شدید قرار گرفتهاند، مصرف میشوند و با مواد شوینده بیشتری آلوده میشوند.
✳️ خودم را میبینم که کارم شستن و شستن و شستن شده است. این یعنی کسی که همیشه دم از صرفه جویی میزد، امروز مشترک پرمصرف شده است. ترس حالا به جانم افتاده است. آب اگر کم و قطع شود، من با کرونا چه کنم؟
✳️ کاری که فعلاً از دستم میآید این است که هنگام شستوشو - دستها یا وسایل آشپزخانه - شیر آب را با فشار کمتری باز کنم. خودم اندازهگیری کردم و معلوم شد این کار ۳ تا ۷ برابر از میزان آب مصرفی خواهد کاست.
✳️ من حالا به قول #محمد_فاضلی در یادداشت «موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه» سعی میکنم شیر آب را آنقدر باز کنم که ضخامت آب خروجی از آن فقط به اندازه «دم موش» باشد نه «دم گربه». من حالا از «دم موش» علیه کرونا استفاده میکنم.
✳️ بیایید این «دم موش» زلال و شفاف را علیه کرونا بهکار بگیریم. آب مایه حیات ماست و در این اوضاع کرونایی، اهمیتاش بیشتر شده است. فشار آب را کم کرده و دم_گربهای باز نکنیم.
#فشار_آب_کم_کن
#دم_موش_علیه_کرونا
(لطفاً برای دیگران هم ارسال کنید.)
کانال موفقیتهای کوچک ایرانیان
@IR_S_S
Telegram
موفقیتهای کوچک ایرانیان
موفقیت کوچک: دم موش یا دم گربه؟
(محمد فاضلی - @moh_fazeli)
✳️ خویشاوندی دارم که نزدیک به سه دهه قبل وقتی دید شیر آب را خیلی کم برای شستن ظرفها باز کردهام، به شوخی گفت «پسر چرا آب را اندازه دُم موش باز میکنی؟» بعد هم گفت که دامادشان هم همین گونه آب را…
(محمد فاضلی - @moh_fazeli)
✳️ خویشاوندی دارم که نزدیک به سه دهه قبل وقتی دید شیر آب را خیلی کم برای شستن ظرفها باز کردهام، به شوخی گفت «پسر چرا آب را اندازه دُم موش باز میکنی؟» بعد هم گفت که دامادشان هم همین گونه آب را…
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️کشورداری آلمانی؛ پدرت معلوم نیست؟ باشد، آدرست کجاست؟
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه دیگر رای میدهند؟ راست و دروغش با گویندگان.
اگر فردا اعلام شود که به خاطر کرونا افراد فقط میتوانند به نزدیکترین فروشگاه مراجعه کنند و مایحتاج خود را بخرند و برگردند منزل و حق ندارند که به جاهای دیگر بروند. آیا در ایران امکان پذیر است؟ خیر!
تصور کنید که جایی سیل و زلزله میآید، میخواهند فقط به افراد آن منطقه کمک سریع کنند آیا میشود فهمید آن کسانی که خواهان کمک هستند واقعا اهل همان منطقه آسیب دیده اند؟
آیا در ایران میشود گفت اگر کسی میخواهد از مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی استفاده کند، حق دارد فقط به نزدیکترین مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی نزدیک منزلش مراجعه کند!
آلمانیها همه این مسایل را حل کردهاند! چگونه؟ فقط با یک تفاوت کوچک نسبت به ایران. در آلمان ثبت آدرس از نان شب واجبتر است. اصلا هویت به داشتن نام و نام خانوادگی نیست. هویت در آلمان به نام، نام خانوادگی و آدرس و امضا است. حتی این را بگویم که شما میتوانید پدر نداشته باشید اما باید آدرس داشته باشید. آدرس اگر نداشته باشید نه حساب بانکی میتوانید داشته باشید نه میتوانید در مدرسه ثبت نام کنید اصلا برای اینکه خیالتان راحت باشد کارت ملی نمیتوانید داشته باشید. آدرس ثبت شده بخشی از هویت شماست. حالا ببینیم همین تفاوت کوچک چه منافع فوق العادهای دارد:
🔹 موظفید فرزندتان را در نزدیک ترین مدرسه محل سکونتتان (مطابق با آدرس ثبتی)، ثبت نام کنيد. این یعنی کاهش ترافیک و کاهش مصرف انرژی.
🔹 اگر شما در شرایط کرونا وارد شهر شوید و اگر جلوی شما را بگیرند که برای چه بیرون آمدهاید، و شما بگویید که برای خرید آمدهاید، خیلی راحت از روی آدرس ثبت شده روی کارت شناسایی شما متوجه میشوند که دروغ میگویید یا راست میگویید.
🔹 در زمان انتخابات از پیش برای شما نامهای ارسال میشود، حوزه انتخابیه شما مشخص میشود و شما حق دارید فقط در آن حوزه رای گیری که از قبل مشخص شده رای خود را بیاندازید. به همین سادگی بحث جابجایی رای غیرممکن است.
🔹 فرض کنید که طرف پروندههای قضایی و مطالبات مالی خیلی راحتتر قابل پیگرد قانونی دارند.
🔹 طرف نمیتواند در ولنجک مونیخ!! سکونت داشته باشد اما از یارانه روستاها برخوردار باشد.
🔹 طرف نمیتواند ده حساب بانکی داشته باشد و در هر حسابی یک آدرس ثبت کند و بعد هم چک بی محل بکشد.
اینها برخی فواید برای آلمانیهاست، فواید این کار برای ایران خیلی بیشتر است فقط یک مورد: محل سکونت اول افراد میتواند نرخ معمولی برای آب و گاز و برق و تلفن داشته باشد اما محل اقامت دوم به بعد میتواند با نرخی دیگر محاسبه شود.
این ایده عجیبی نیست فقط باید دستگاههای کشور با هم کنار بیایند و دادههای مختلف را با هم به اشتراک بگذازند.
⭕️ پنج نکته کوتاه:
الان ذهن خلاق ایرانی شروع میکند به این که اگر طرف این کار را کرد و آن کار را بکند، اگر طرف این شرایط و آن وضعیت را داشت، چه؟ جواب: برای همه این حالات فکر شده است.
آیا این فقط مختص آلمان است؟ جواب: نه، برخی کشورهای دیگر هم آن را اجرا میکنند. منتها آلمانیها طبق معمول خیلی دقیق!
آیا با همین تغییر کوچک همه مشکلات برطرف میشود. جواب: خیر! بخش تجویز راهبردی را بخوانید.
آیا چون آلمان چنین کرده، ما نیز باید چنین کنیم؟ جواب: خیر! الگوبرداری کور (کپی-پیست) همیشه غلط است به ويژه در عرصه کشورداری! هر پیراهنی (راه حل) که دوخته میشود باید کاملا برای قامت (مسایل) آن کشور باشد.
آیا آلمانیها در همه حوزههای بروکراتیک بهتر از ما عمل میکنند؟ خیر! در برخی تعاملات دیجیتالی ما از آنها بهتریم.
☑️ تجویز راهبردی
برای توسعه باید تغییرات زیادی صورت گیرد. برخی تغییرات خارج از توان ما هستند(فعلا انسداد وجود دارد)، برخی تغییرات هم خارج از ظرفیت ذهنی ما هستند (یا عقلمان نمیرسد یا آمادگی ذهنی وجود ندارد). ولی آنهایی که هم میدانیم و هم میتوانیم را باید انجام دهیم. زمانی خواهد رسید که این تغییرات کوچک، مقطعی و محلی دست به دست هم میدهند و اثر «هم افزایی» رخ خواهد داد: یعنی اگر تغییر الف ۲ واحد به توسعه کمک میکند و تغییر ب و ج هم ۳ واحد و ۵ واحد، جمع این سه تغییر ۱۰ نمیشود، بلکه بیست میشود. اگر در یک یا چند حوزه از مسیر توسعه کشور انسداد وجود دارد، آن مواردی که میدانیم و میتوانیم را انجام دهیم، تا پنجره فرصتی برای دیگر تغییرات فراهم شود!
جامعه نظم پذیر و با دیسیپلین حاصل قواعد کشورداری نظم آفرین است.
(به اشتراک بگذارید تا عملی شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
دکتر مجتبی لشکربلوکی
بگذارید با چند مساله که دست به گریبان هستیم شروع کنیم.
حتما شنیدهاید موقع انتخابات برخی را با مینیبوس و اتوبوس و وانت از یک حوزه انتخابیه جمع میکنند و میبرند در یک حوزه انتخابیه دیگر رای میدهند؟ راست و دروغش با گویندگان.
اگر فردا اعلام شود که به خاطر کرونا افراد فقط میتوانند به نزدیکترین فروشگاه مراجعه کنند و مایحتاج خود را بخرند و برگردند منزل و حق ندارند که به جاهای دیگر بروند. آیا در ایران امکان پذیر است؟ خیر!
تصور کنید که جایی سیل و زلزله میآید، میخواهند فقط به افراد آن منطقه کمک سریع کنند آیا میشود فهمید آن کسانی که خواهان کمک هستند واقعا اهل همان منطقه آسیب دیده اند؟
آیا در ایران میشود گفت اگر کسی میخواهد از مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی استفاده کند، حق دارد فقط به نزدیکترین مدرسه دولتی/بیمارستان دولتی نزدیک منزلش مراجعه کند!
آلمانیها همه این مسایل را حل کردهاند! چگونه؟ فقط با یک تفاوت کوچک نسبت به ایران. در آلمان ثبت آدرس از نان شب واجبتر است. اصلا هویت به داشتن نام و نام خانوادگی نیست. هویت در آلمان به نام، نام خانوادگی و آدرس و امضا است. حتی این را بگویم که شما میتوانید پدر نداشته باشید اما باید آدرس داشته باشید. آدرس اگر نداشته باشید نه حساب بانکی میتوانید داشته باشید نه میتوانید در مدرسه ثبت نام کنید اصلا برای اینکه خیالتان راحت باشد کارت ملی نمیتوانید داشته باشید. آدرس ثبت شده بخشی از هویت شماست. حالا ببینیم همین تفاوت کوچک چه منافع فوق العادهای دارد:
🔹 موظفید فرزندتان را در نزدیک ترین مدرسه محل سکونتتان (مطابق با آدرس ثبتی)، ثبت نام کنيد. این یعنی کاهش ترافیک و کاهش مصرف انرژی.
🔹 اگر شما در شرایط کرونا وارد شهر شوید و اگر جلوی شما را بگیرند که برای چه بیرون آمدهاید، و شما بگویید که برای خرید آمدهاید، خیلی راحت از روی آدرس ثبت شده روی کارت شناسایی شما متوجه میشوند که دروغ میگویید یا راست میگویید.
🔹 در زمان انتخابات از پیش برای شما نامهای ارسال میشود، حوزه انتخابیه شما مشخص میشود و شما حق دارید فقط در آن حوزه رای گیری که از قبل مشخص شده رای خود را بیاندازید. به همین سادگی بحث جابجایی رای غیرممکن است.
🔹 فرض کنید که طرف پروندههای قضایی و مطالبات مالی خیلی راحتتر قابل پیگرد قانونی دارند.
🔹 طرف نمیتواند در ولنجک مونیخ!! سکونت داشته باشد اما از یارانه روستاها برخوردار باشد.
🔹 طرف نمیتواند ده حساب بانکی داشته باشد و در هر حسابی یک آدرس ثبت کند و بعد هم چک بی محل بکشد.
اینها برخی فواید برای آلمانیهاست، فواید این کار برای ایران خیلی بیشتر است فقط یک مورد: محل سکونت اول افراد میتواند نرخ معمولی برای آب و گاز و برق و تلفن داشته باشد اما محل اقامت دوم به بعد میتواند با نرخی دیگر محاسبه شود.
این ایده عجیبی نیست فقط باید دستگاههای کشور با هم کنار بیایند و دادههای مختلف را با هم به اشتراک بگذازند.
⭕️ پنج نکته کوتاه:
الان ذهن خلاق ایرانی شروع میکند به این که اگر طرف این کار را کرد و آن کار را بکند، اگر طرف این شرایط و آن وضعیت را داشت، چه؟ جواب: برای همه این حالات فکر شده است.
آیا این فقط مختص آلمان است؟ جواب: نه، برخی کشورهای دیگر هم آن را اجرا میکنند. منتها آلمانیها طبق معمول خیلی دقیق!
آیا با همین تغییر کوچک همه مشکلات برطرف میشود. جواب: خیر! بخش تجویز راهبردی را بخوانید.
آیا چون آلمان چنین کرده، ما نیز باید چنین کنیم؟ جواب: خیر! الگوبرداری کور (کپی-پیست) همیشه غلط است به ويژه در عرصه کشورداری! هر پیراهنی (راه حل) که دوخته میشود باید کاملا برای قامت (مسایل) آن کشور باشد.
آیا آلمانیها در همه حوزههای بروکراتیک بهتر از ما عمل میکنند؟ خیر! در برخی تعاملات دیجیتالی ما از آنها بهتریم.
☑️ تجویز راهبردی
برای توسعه باید تغییرات زیادی صورت گیرد. برخی تغییرات خارج از توان ما هستند(فعلا انسداد وجود دارد)، برخی تغییرات هم خارج از ظرفیت ذهنی ما هستند (یا عقلمان نمیرسد یا آمادگی ذهنی وجود ندارد). ولی آنهایی که هم میدانیم و هم میتوانیم را باید انجام دهیم. زمانی خواهد رسید که این تغییرات کوچک، مقطعی و محلی دست به دست هم میدهند و اثر «هم افزایی» رخ خواهد داد: یعنی اگر تغییر الف ۲ واحد به توسعه کمک میکند و تغییر ب و ج هم ۳ واحد و ۵ واحد، جمع این سه تغییر ۱۰ نمیشود، بلکه بیست میشود. اگر در یک یا چند حوزه از مسیر توسعه کشور انسداد وجود دارد، آن مواردی که میدانیم و میتوانیم را انجام دهیم، تا پنجره فرصتی برای دیگر تغییرات فراهم شود!
جامعه نظم پذیر و با دیسیپلین حاصل قواعد کشورداری نظم آفرین است.
(به اشتراک بگذارید تا عملی شود)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
در این دوران کرونا، برای سرگرمی و یاد گرفتن کرنل لینوکس خودتون رو کمپایل و استفاده کنید؛ ویدئو
کرنل اصلی ترین بخش سیستم عامل است. در واقع پروسه ای که کنترل کلیت سیستم و بقیه برنامه ها رو بر عهده داره. توی دنیای گنو/لینوکس، هسته سیستم عامل ما همون لینوکس است. یک کرنل آزاد که در کنار مجموعه ای از ابزارهای گنو و بقیه چیزها، توزیع های لینوکس رو ساختن.
معمولا توزیع شما، کرنل خیلی خوبی رو تنظیم کرده تا روی همه کامپیوترها کار کنه. اما گاهی ما دوست داریم کرنل های خودمون رو کمپایل و استفاده کنیم. دلایلش هم می تونه از تفریح و سرگرمی باشه تا چیز یاد گرفتن و بهینه کردن و تجربه کردن و حتی استفاده ازش به عنوان دروازه ای برای شناخت دقیق تر کرنل و اجزاش.
توی این ویدئو، به روش سنتی کرنل لینوکس رو از سایت کرنل دات اورگ میگیریم، یه وری باهاش می ریم و بعد کمپایلش می کنیم و کامپیوترمون رو باهاشون بوت می کنیم. حین کار گپی هم در مورد کل ماجرا می زنیم.
به نظرم تجربه خوبیه برای روزهای کم کاری و منطقا می تونه کلی چیز به شما یاد بده. البته حواستون باشه که در صورت اشتباه احتمالا کامپیوتر شما بوت نمی شه و باید بتونین با گراب ور برین یا از گزینه های دیگه کامپیوتر رو بالا بیارین (: پس احتیاط رو هم فراموش نکنین؛ البته در کنار اینکه آدم با اشتباه کردن چیز یاد می گیره. اگر هیچ وقت اشتباه نکنین یعنی احتمالا در حال کشف چیزهای جدید نیستین.
ویدئوی کمپایل کرنل در یوتیوب
ویدئوی کمپایل لینوکس در آپارات
https://jadi.net/2020/04/kernel-compile/
کرنل اصلی ترین بخش سیستم عامل است. در واقع پروسه ای که کنترل کلیت سیستم و بقیه برنامه ها رو بر عهده داره. توی دنیای گنو/لینوکس، هسته سیستم عامل ما همون لینوکس است. یک کرنل آزاد که در کنار مجموعه ای از ابزارهای گنو و بقیه چیزها، توزیع های لینوکس رو ساختن.
معمولا توزیع شما، کرنل خیلی خوبی رو تنظیم کرده تا روی همه کامپیوترها کار کنه. اما گاهی ما دوست داریم کرنل های خودمون رو کمپایل و استفاده کنیم. دلایلش هم می تونه از تفریح و سرگرمی باشه تا چیز یاد گرفتن و بهینه کردن و تجربه کردن و حتی استفاده ازش به عنوان دروازه ای برای شناخت دقیق تر کرنل و اجزاش.
توی این ویدئو، به روش سنتی کرنل لینوکس رو از سایت کرنل دات اورگ میگیریم، یه وری باهاش می ریم و بعد کمپایلش می کنیم و کامپیوترمون رو باهاشون بوت می کنیم. حین کار گپی هم در مورد کل ماجرا می زنیم.
به نظرم تجربه خوبیه برای روزهای کم کاری و منطقا می تونه کلی چیز به شما یاد بده. البته حواستون باشه که در صورت اشتباه احتمالا کامپیوتر شما بوت نمی شه و باید بتونین با گراب ور برین یا از گزینه های دیگه کامپیوتر رو بالا بیارین (: پس احتیاط رو هم فراموش نکنین؛ البته در کنار اینکه آدم با اشتباه کردن چیز یاد می گیره. اگر هیچ وقت اشتباه نکنین یعنی احتمالا در حال کشف چیزهای جدید نیستین.
ویدئوی کمپایل کرنل در یوتیوب
ویدئوی کمپایل لینوکس در آپارات
https://jadi.net/2020/04/kernel-compile/
جادی دات نت | کیبرد آزاد
در این دوران کرونا، برای سرگرمی و یاد گرفتن کرنل لینوکس خودتون رو کمپایل و استفاده کنید؛ ویدئو
کرنل اصلی ترین بخش سیستم عامل است. در واقع پروسه ای که کنترل کلیت سیستم و بقیه برنامه ها رو بر عهده داره. توی دنیای گنو/لینوکس، هسته سیستم عامل ما همون لینوکس است. یک کرنل آزاد که در کنار مجموعه ای از ابزارهای گنو و بقیه چیزها، توزیع های لینوکس رو ساختن.…
پادکست ۴۷ - قارچ های سیلوسایبین. Danestegi Podcast
قارچ ها از جمله گیاهانی هستند که تولید مثل سادهای دارند و تقریبا در تمام نقاط دنیا گونههای مختلفی از قارچها را میتوانیم یافت کنیم. تطابق این گیاه با هرگونه شرایط محیطی و آب هوایی، این گیاه را قادر ساخته تا حتی انسان را به فکر کشت قارچ ها در خارج از اتمسفر زمین بیاندازد. حدس بر آنست که جلبک ها و همچنین قارچ ها از جمله اولین جانداران، بعد از سلسلهی تک سلولی ها باشند. روند سبز شدن قارچ ها و تولید مثل آنها البته به شرایط جوی نیز بستگی نیز دارد. بحث امروز پادکست دانستگی در مورد قارچهای سلوسابین هست که اکثرن در مناطق پر باران، گرمیسیر و مملو از حیوانات، مخصوصا پسدانداران باشد. این تیره از قارچها خاصیت روانگردان دارند که تاثیر مستقیم بر روی ذهن انسان گذارده و گاها انسان را با سفری اعجاب انگیز به مدت کوتاهی به مرحله ای دیگر از جهان هستی سوق میدهد. آیا اینکه این قارچها میتوانند سمی باشند و یا اینکه در پروسه ی مصرف خطری انسان را تهدید میکند یا خیر،؟ با ما همراه شوید با این قسمت از برنامه دانستگی تا اطلاعات جامعی را در این مبحث در اختیار شما قرار دهیم. کما اینکه این قسمت تنها بخشی از اطلاعات گسترده در مورد قارچهای روانگردان است و اطلاعات در این مورد بیش از حد تصور میباشد. امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
توجه
برنامه ای را ملاحظه میفرمایید فقط اطلاعاتی در مورد قارچ های سلوسایبین میباشد و مصرف آنها از طرف مدیریت دانستگی به هیچ کس توصیه نمیشود. بدیهی است که دانستگی هیچ گونه مسئولیتی درباره این قسمت را به عهده نخواهد گرفت.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/dtMPqu4wBh4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
قارچ ها از جمله گیاهانی هستند که تولید مثل سادهای دارند و تقریبا در تمام نقاط دنیا گونههای مختلفی از قارچها را میتوانیم یافت کنیم. تطابق این گیاه با هرگونه شرایط محیطی و آب هوایی، این گیاه را قادر ساخته تا حتی انسان را به فکر کشت قارچ ها در خارج از اتمسفر زمین بیاندازد. حدس بر آنست که جلبک ها و همچنین قارچ ها از جمله اولین جانداران، بعد از سلسلهی تک سلولی ها باشند. روند سبز شدن قارچ ها و تولید مثل آنها البته به شرایط جوی نیز بستگی نیز دارد. بحث امروز پادکست دانستگی در مورد قارچهای سلوسابین هست که اکثرن در مناطق پر باران، گرمیسیر و مملو از حیوانات، مخصوصا پسدانداران باشد. این تیره از قارچها خاصیت روانگردان دارند که تاثیر مستقیم بر روی ذهن انسان گذارده و گاها انسان را با سفری اعجاب انگیز به مدت کوتاهی به مرحله ای دیگر از جهان هستی سوق میدهد. آیا اینکه این قارچها میتوانند سمی باشند و یا اینکه در پروسه ی مصرف خطری انسان را تهدید میکند یا خیر،؟ با ما همراه شوید با این قسمت از برنامه دانستگی تا اطلاعات جامعی را در این مبحث در اختیار شما قرار دهیم. کما اینکه این قسمت تنها بخشی از اطلاعات گسترده در مورد قارچهای روانگردان است و اطلاعات در این مورد بیش از حد تصور میباشد. امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
توجه
برنامه ای را ملاحظه میفرمایید فقط اطلاعاتی در مورد قارچ های سلوسایبین میباشد و مصرف آنها از طرف مدیریت دانستگی به هیچ کس توصیه نمیشود. بدیهی است که دانستگی هیچ گونه مسئولیتی درباره این قسمت را به عهده نخواهد گرفت.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/dtMPqu4wBh4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
پادکست ۴۷ - قارچ های سیلوسایبین (آرش)
قارچ ها از جمله گیاهانی هستند که تولید مثل سادهای دارند و تقریبا در تمام نقاط دنیا گونههای مختلفی از قارچها را میتوانیم یافت کنیم. تطابق این گیاه با هرگون...
Forwarded from MOVIRANi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فردین علیخواه
زندگی در جریان است
در صبح یکی از روزهای پس از اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی و درگذشت تمام خدمه و مسافران آن، یکی از دوستانم در صفحه اینستاگرامش عکسی از نقشه مشکی و ماتم زدۀ ایران منتشر کرد و در زیر آن نیز متنی بسیار حزن انگیز با این مضمون آورد که زین پس چگونه با اندوهی این چنین سر کنم. آن دوست، در فردای همان روز عکسی از یک بشقاب تزئین شدۀ میرزاقاسمی در کنار نان سنگک، سبزی تازه و ترشی هفت بیجار در سفره ای رنگی منتشر کرد و در زیر آن نوشت «جای تان خالی! شامی دلچسب. در این روزهای اندوه ساعاتی هم باید به خودمان قوت قلب بدهیم.» راستش از این رفتار او کمی جا خوردم چرا که تعبیر اولیه ام آن بود که این شکل از مواجهه با یک رویداد مصیبت بار؛ بسیار سطحی و تظاهر آمیز است. ولی با وجود چنین برداشت اولیه ای، درباره قضاوتم اطمینان نداشتم و در این خصوص که رفتار او قابل سرزنش باشد تردید داشتم.
در همان روزها، در بین دوستان، آشنایان و بستگان، افراد بسیاری را دیدم که در غم جان باختگان، در خانه و خیابان بی اختیار اشک می ریختند. آنقدر که گاهی اوقات فرزندان نوجوان، مادرانشان را در آغوش می گرفتند، می بوسیدند و تلاش می کردند مایۀ دلداری و آرامش آنان شوند. گفتن از مهارت های مواجهه با رویدادها و فجایع هولناکی که در دلمان آشوب ایجاد می کنند، پریشان خاطرمان می سازند، احتمال افتادنمان به دامان افسردگی، اجتماع گریزی، هراس و اضطراب را بالا می برند زمانی طولانی می طلبد. منابع زیادی درباره تروما(Trauma) ، اختلال استرس پس از آسیب/حادثه(PTSD) در بین بازماندگان و شیوه های حل آن وجود دارد که بیان آنها از حوصله این نوشته کوتاه خارج است.
نکته آن است که جامعه ایرانی در سراسر تاریخ و در زندگی روزمره اش همواره روش هایی بکار گرفته تا آثار روانی فجایع، حوادث و تجربیات تلخ بر زندگی خود را کاهش دهد. در زندگی روزمره ایرانیان فغان و فریاد، ضجّه و مویه تنها بخش محدودی از سازوکارهای کنار آمدن با تجارب تلخ است. ایجاد موقعیت های شادی بخش حتی در متن یک مراسم سوگواری، نشانه های خودساختۀ جامعه برای افزایش تحمل رنج ها و کسب منابع روانی برای حوادت آتی است. به همین دلیل دورهمی های دوستانه پس از این چنین رویدادهایی، حرف زدن درباره آنها و خوردن میرزاقاسمی یا آبگوشت سازوکاری شاید ساده در زندگی روزمره ایرانی هاست تا بدین طریق غم و اندوه خود را کاهش دهند و البته بکارگیری این سازوکارها به معنای انفعال، گریز از واقعیت، یا زندگی در توهم نیست. این شیوه مواجهه با دردها و رنج ها پیام دیگری دارد:
اینکه زندگی در جریان است و باید زندگی کرد.
▪️▪️نوشته: فردین علیخواه| جامعه شناس
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر برای نویسنده: @alikhahfardin
در صبح یکی از روزهای پس از اصابت موشک به هواپیمای اوکراینی و درگذشت تمام خدمه و مسافران آن، یکی از دوستانم در صفحه اینستاگرامش عکسی از نقشه مشکی و ماتم زدۀ ایران منتشر کرد و در زیر آن نیز متنی بسیار حزن انگیز با این مضمون آورد که زین پس چگونه با اندوهی این چنین سر کنم. آن دوست، در فردای همان روز عکسی از یک بشقاب تزئین شدۀ میرزاقاسمی در کنار نان سنگک، سبزی تازه و ترشی هفت بیجار در سفره ای رنگی منتشر کرد و در زیر آن نوشت «جای تان خالی! شامی دلچسب. در این روزهای اندوه ساعاتی هم باید به خودمان قوت قلب بدهیم.» راستش از این رفتار او کمی جا خوردم چرا که تعبیر اولیه ام آن بود که این شکل از مواجهه با یک رویداد مصیبت بار؛ بسیار سطحی و تظاهر آمیز است. ولی با وجود چنین برداشت اولیه ای، درباره قضاوتم اطمینان نداشتم و در این خصوص که رفتار او قابل سرزنش باشد تردید داشتم.
در همان روزها، در بین دوستان، آشنایان و بستگان، افراد بسیاری را دیدم که در غم جان باختگان، در خانه و خیابان بی اختیار اشک می ریختند. آنقدر که گاهی اوقات فرزندان نوجوان، مادرانشان را در آغوش می گرفتند، می بوسیدند و تلاش می کردند مایۀ دلداری و آرامش آنان شوند. گفتن از مهارت های مواجهه با رویدادها و فجایع هولناکی که در دلمان آشوب ایجاد می کنند، پریشان خاطرمان می سازند، احتمال افتادنمان به دامان افسردگی، اجتماع گریزی، هراس و اضطراب را بالا می برند زمانی طولانی می طلبد. منابع زیادی درباره تروما(Trauma) ، اختلال استرس پس از آسیب/حادثه(PTSD) در بین بازماندگان و شیوه های حل آن وجود دارد که بیان آنها از حوصله این نوشته کوتاه خارج است.
نکته آن است که جامعه ایرانی در سراسر تاریخ و در زندگی روزمره اش همواره روش هایی بکار گرفته تا آثار روانی فجایع، حوادث و تجربیات تلخ بر زندگی خود را کاهش دهد. در زندگی روزمره ایرانیان فغان و فریاد، ضجّه و مویه تنها بخش محدودی از سازوکارهای کنار آمدن با تجارب تلخ است. ایجاد موقعیت های شادی بخش حتی در متن یک مراسم سوگواری، نشانه های خودساختۀ جامعه برای افزایش تحمل رنج ها و کسب منابع روانی برای حوادت آتی است. به همین دلیل دورهمی های دوستانه پس از این چنین رویدادهایی، حرف زدن درباره آنها و خوردن میرزاقاسمی یا آبگوشت سازوکاری شاید ساده در زندگی روزمره ایرانی هاست تا بدین طریق غم و اندوه خود را کاهش دهند و البته بکارگیری این سازوکارها به معنای انفعال، گریز از واقعیت، یا زندگی در توهم نیست. این شیوه مواجهه با دردها و رنج ها پیام دیگری دارد:
اینکه زندگی در جریان است و باید زندگی کرد.
▪️▪️نوشته: فردین علیخواه| جامعه شناس
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر برای نویسنده: @alikhahfardin
Forwarded from فردین علیخواه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید کسانی که در کشورهای اروپایی زندگی می کنند به اندازه ما که ساکن خاورمیانه ایم از دیدن چنین تصاویری تعجب نکنند و یا به تمجید از آن نپردازند. اینکه ببینند مارک روت، نخست وزیر کشور هلند خودش دست به کار می شود و قهوه ای را که بر کف ساختمان مجلس ریخته است پاک می کند. هر انگیزه ای پشت این عمل باشد چندان مهم نیست.
ای کاش حاکمانِ خاورمیانه هم یاد بگیرند که وقتی گند می زنند خودشان هم آنرا پاک کنند...
✅@fardinalikhah
ای کاش حاکمانِ خاورمیانه هم یاد بگیرند که وقتی گند می زنند خودشان هم آنرا پاک کنند...
✅@fardinalikhah
Forwarded from فردین علیخواه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهاجرت، اجبار یا اختیار
✅منبع: شبکه اینترنتی اقتصاد ایران(اکو ایران)
✅انتشار: 24 بهمن 98
................
به دلیل فرصت محدود این مستند که حدود 15 دقیقه بود بخش زیادی از صحبت ها و تحلیل هایم امکان انعکاس نیافت. محور تحلیل ام در این برنامه بر روی مفهوم « احساس طرد یا احساس کنارگذاشته شدن» sense of exclusion از جامعه به معنای کلی آن بود که زمینه های مهاجرت را فراهم می کند.
@fardinalikhah
✅منبع: شبکه اینترنتی اقتصاد ایران(اکو ایران)
✅انتشار: 24 بهمن 98
................
به دلیل فرصت محدود این مستند که حدود 15 دقیقه بود بخش زیادی از صحبت ها و تحلیل هایم امکان انعکاس نیافت. محور تحلیل ام در این برنامه بر روی مفهوم « احساس طرد یا احساس کنارگذاشته شدن» sense of exclusion از جامعه به معنای کلی آن بود که زمینه های مهاجرت را فراهم می کند.
@fardinalikhah
Forwarded from فردین علیخواه
در اوصاف سنخِ «بی شرف»
گئورگ زیمل، جامعه شناس آلمانی- که در اوایل قرن بیستم چشم از جهان فروبست- از جمله جامعه شناسانی بود که به ساخت تیپ اجتماعی بسیار علاقه داشت. او در آثارش از تیپ خسیس، ولخرج، غریبه، ماجراجو و فقیر نوشت. برای مثال در توصیف دو تیپِ «خسیس» و «ولخرج» معتقد بود که خسیس خوشبختی را صرفا در داشتن پول می بیند بدون آنکه به بهره مندی از پول و لذت حاصل از آن فکر کند. در مقابل، آدم ولخرج از لذت فوری که از خرج کردن پول به دست می آورد خشنود است. در این نوشته کوتاه با تأثیر از میراث زیمل، تلاش می شود تا تیپ اجتماعی « بی شرف» معرفی شود.
تیپِ اجتماعی بی شرف در همه عرصه های جامعه، از صدر تا ذیل آن، قابل شناسایی است و محدود به حرفه خاصی نیست و همانطور که از نام آن پیداست «بی شرفی» در کردار مهم ترین ویژگی آن است. در سیاست، در اقتصاد، در فرهنگ و در اجتماع می توان مصداق های بی شرفی را دید. در عرصه اقتصاد، «آدم بی شرف» همواره خودش را آدمی زرنگ و فرصت ساز می داند. او بی شعور نیست ولی همه شعورش را در جهت تحکیم منافع فردی اش بکار می گیرد. اگر جامعه گرفتار ویروس کرونا می شود او تلفن را برمی دارد و با جاهای مختلف تماس می گیرد و در یک روز تعداد زیادی ماسک و مواد ضدعفونی کننده را به انبارها منتقل می کند و سپس با فروش آنها میلیون ها تومان به جیب می زند. او به فرصت سازی اقتصادی در پس هر بلا یا مصیبتی می اندیشد. با بروز هر مصیبت، او از خوشحالی در پوستش نمی گنجد چون فکر می کند نردبانی برای ارتقاء یافته است. به همین دلیل به هنگام رانندگی به شکل تحسین آمیزی در آینۀ ماشین، خودش را تماشا می کند و به خاطر شکار فرصت ها با چشمک زدن در آینه به خودش می گوید « مخلصیم قربان».
سلبریتی هایی که در اوج هراس مردم برای مواجهه با کرونا به تبلیغ تجاری کالاهای در انبار مانده می پردازند، استادِ داوری که حتی یک سطر از پایان نامه دانشجو را نخوانده است ولی در جلسه دفاع یک ساعت درباره ضعف های پایان نامه حرف می زند، مأموری که علیرغم تأکید فرمانده اش بر عدم برخورد فیزیکی با دانشجویان، به دلیل ناکامی هایش در ادامه تحصیل دانشجویان را کتک می زند، فردی که دو سال است در مقابل داروخانه ها می ایستد و با نشان دادن نسخه و جلب ترحم مردم از آنان اخّاذی می کند، مقامی که صحبت هایش را در جلسات با خواندن سوره ای از قرآن آغاز می کند و به دوستان صمیمی اش می گوید که راه پیشرفت در جمهوری اسلامی همین تظاهر است، مدّاحی که پس از مجلس ترحیم و پس از شمارش ولع آمیز اسکناس های داخل پاکت سفید، آنرا به سمت پدر متوفی پرتاب می کند و می گوید« حاجی مارو گرفتی؟»، پزشکی که در راهروهای بیمارستان بریدۀ یک کاغذ مندرس حاوی شماره کارت را به خانواده بیمار می دهد و به آنان می گوید که کاری با بیمه و بیمارستان ندارد و تا پیامک واریز بیست و هشت میلیون تومان را دریافت نکند عمل مریض را آغاز نخواهد کرد، مسئولی که مستقیم به دوربین نگاه می کند و لبخندزنان به مردم دروغ می گوید، نمونه هایی از تیپ بی شرف اند.
بین «بی شرفی اولیه» و «بی شرفی ثانویه» باید تمایز قائل شد. هر فرد معمولی ممکن است به ناچار یا به هر دلیلی در اوقاتی از زندگی اش بی شرفی بورزد. در اینجا «بی شرفی» می آید و می رود. موقّت و گذراست. در بی شرفی اولیه فرد هنوز می تواند بی شرفی خود را تشخیص دهد. او می داند که بی شرفی ناپسند است و در خلوت خود از بی شرف بودن شرمگین است و خودش را سرزنش می کند. ولی در بی شرفی ثانویه، «بی شرفی» بخشی از شخصیت فرد می شود. بی شرفی می آید، رسوخ می کند و می ماند. در بی شرفی ثانویه مرز بین فرد و بی شرفی مشخص نیست. بی شرفی همان فرد و فرد همان بی شرفی می شود. در اینجا فرد با افتخار بی شرفی اش را فریاد می زند. در کل، بی شرفی به عنوان روش تبدیل به منش فرد می شود.
جامعه ایران شکاف های اجتماعی فراوانی دارد که شکاف قومیتی، شکاف مذهبی، شکاف طبقاتی، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی از آن جمله اند. ولی به نظر می آید که مهم ترین شکاف جامعه ایرانی در این روزهای سخت، «اَبَرشکاف شرافتمند / بی شرف» باشد. منظور آنکه در همه شکاف های اجتماعی یادشده می توان به دنبال سنخ بی شرف گشت. برای مثال این روزها هم فقیر و هم ثروتمند می توانند بی شرف باشند.
این روزها به دلیل بحران های اقتصادی و اجتماعی گسترده، وسوسه های گوناگونی به سراغ مان می آید. وسوسه هایی که تحقق آنها با پایمال کردن منافع جمعی به نفع منافع فردی میسر است. در نتیجه شرافتمند ماندن این روزها آزمونی سخت برای هر ایرانی است. تصور جامعه ای که در آن بی شرفی اولیه به بی شرفی ثانویه سوق یابد تصوری ترسناک است. روزی که دیگر نه شاهد سنخ بی شرف، بلکه شاهد جامعه ای بی شرف باشیم.
▪️نوشته: فردین علیخواه|جامعه شناس
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
گئورگ زیمل، جامعه شناس آلمانی- که در اوایل قرن بیستم چشم از جهان فروبست- از جمله جامعه شناسانی بود که به ساخت تیپ اجتماعی بسیار علاقه داشت. او در آثارش از تیپ خسیس، ولخرج، غریبه، ماجراجو و فقیر نوشت. برای مثال در توصیف دو تیپِ «خسیس» و «ولخرج» معتقد بود که خسیس خوشبختی را صرفا در داشتن پول می بیند بدون آنکه به بهره مندی از پول و لذت حاصل از آن فکر کند. در مقابل، آدم ولخرج از لذت فوری که از خرج کردن پول به دست می آورد خشنود است. در این نوشته کوتاه با تأثیر از میراث زیمل، تلاش می شود تا تیپ اجتماعی « بی شرف» معرفی شود.
تیپِ اجتماعی بی شرف در همه عرصه های جامعه، از صدر تا ذیل آن، قابل شناسایی است و محدود به حرفه خاصی نیست و همانطور که از نام آن پیداست «بی شرفی» در کردار مهم ترین ویژگی آن است. در سیاست، در اقتصاد، در فرهنگ و در اجتماع می توان مصداق های بی شرفی را دید. در عرصه اقتصاد، «آدم بی شرف» همواره خودش را آدمی زرنگ و فرصت ساز می داند. او بی شعور نیست ولی همه شعورش را در جهت تحکیم منافع فردی اش بکار می گیرد. اگر جامعه گرفتار ویروس کرونا می شود او تلفن را برمی دارد و با جاهای مختلف تماس می گیرد و در یک روز تعداد زیادی ماسک و مواد ضدعفونی کننده را به انبارها منتقل می کند و سپس با فروش آنها میلیون ها تومان به جیب می زند. او به فرصت سازی اقتصادی در پس هر بلا یا مصیبتی می اندیشد. با بروز هر مصیبت، او از خوشحالی در پوستش نمی گنجد چون فکر می کند نردبانی برای ارتقاء یافته است. به همین دلیل به هنگام رانندگی به شکل تحسین آمیزی در آینۀ ماشین، خودش را تماشا می کند و به خاطر شکار فرصت ها با چشمک زدن در آینه به خودش می گوید « مخلصیم قربان».
سلبریتی هایی که در اوج هراس مردم برای مواجهه با کرونا به تبلیغ تجاری کالاهای در انبار مانده می پردازند، استادِ داوری که حتی یک سطر از پایان نامه دانشجو را نخوانده است ولی در جلسه دفاع یک ساعت درباره ضعف های پایان نامه حرف می زند، مأموری که علیرغم تأکید فرمانده اش بر عدم برخورد فیزیکی با دانشجویان، به دلیل ناکامی هایش در ادامه تحصیل دانشجویان را کتک می زند، فردی که دو سال است در مقابل داروخانه ها می ایستد و با نشان دادن نسخه و جلب ترحم مردم از آنان اخّاذی می کند، مقامی که صحبت هایش را در جلسات با خواندن سوره ای از قرآن آغاز می کند و به دوستان صمیمی اش می گوید که راه پیشرفت در جمهوری اسلامی همین تظاهر است، مدّاحی که پس از مجلس ترحیم و پس از شمارش ولع آمیز اسکناس های داخل پاکت سفید، آنرا به سمت پدر متوفی پرتاب می کند و می گوید« حاجی مارو گرفتی؟»، پزشکی که در راهروهای بیمارستان بریدۀ یک کاغذ مندرس حاوی شماره کارت را به خانواده بیمار می دهد و به آنان می گوید که کاری با بیمه و بیمارستان ندارد و تا پیامک واریز بیست و هشت میلیون تومان را دریافت نکند عمل مریض را آغاز نخواهد کرد، مسئولی که مستقیم به دوربین نگاه می کند و لبخندزنان به مردم دروغ می گوید، نمونه هایی از تیپ بی شرف اند.
بین «بی شرفی اولیه» و «بی شرفی ثانویه» باید تمایز قائل شد. هر فرد معمولی ممکن است به ناچار یا به هر دلیلی در اوقاتی از زندگی اش بی شرفی بورزد. در اینجا «بی شرفی» می آید و می رود. موقّت و گذراست. در بی شرفی اولیه فرد هنوز می تواند بی شرفی خود را تشخیص دهد. او می داند که بی شرفی ناپسند است و در خلوت خود از بی شرف بودن شرمگین است و خودش را سرزنش می کند. ولی در بی شرفی ثانویه، «بی شرفی» بخشی از شخصیت فرد می شود. بی شرفی می آید، رسوخ می کند و می ماند. در بی شرفی ثانویه مرز بین فرد و بی شرفی مشخص نیست. بی شرفی همان فرد و فرد همان بی شرفی می شود. در اینجا فرد با افتخار بی شرفی اش را فریاد می زند. در کل، بی شرفی به عنوان روش تبدیل به منش فرد می شود.
جامعه ایران شکاف های اجتماعی فراوانی دارد که شکاف قومیتی، شکاف مذهبی، شکاف طبقاتی، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی از آن جمله اند. ولی به نظر می آید که مهم ترین شکاف جامعه ایرانی در این روزهای سخت، «اَبَرشکاف شرافتمند / بی شرف» باشد. منظور آنکه در همه شکاف های اجتماعی یادشده می توان به دنبال سنخ بی شرف گشت. برای مثال این روزها هم فقیر و هم ثروتمند می توانند بی شرف باشند.
این روزها به دلیل بحران های اقتصادی و اجتماعی گسترده، وسوسه های گوناگونی به سراغ مان می آید. وسوسه هایی که تحقق آنها با پایمال کردن منافع جمعی به نفع منافع فردی میسر است. در نتیجه شرافتمند ماندن این روزها آزمونی سخت برای هر ایرانی است. تصور جامعه ای که در آن بی شرفی اولیه به بی شرفی ثانویه سوق یابد تصوری ترسناک است. روزی که دیگر نه شاهد سنخ بی شرف، بلکه شاهد جامعه ای بی شرف باشیم.
▪️نوشته: فردین علیخواه|جامعه شناس
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
پادکست ۴۹ - رضا شاه کبیر
Danestegi Podcast
Reza Shah (رضاشاه)
در تاریخ ایران زمین، شاهان، وزیران، دولتمردان و روئسای زیادی دیده شدهاند. هرکدام با نام و آوازه ای متفاوت به شهرت رسیده، خدمت یا خیانت کرده و در صفحه تاریخ نامشان حک شده است. در این میان نام ۳ بزرگوار با لقب کبیر خوانده شده است. کوروش، داریوش و رضا پهلوی شاهانی که لقب کبیر در ایران دارند، همه میدانیم که چه خدماتی به این مرز و بوم کردهاند. آیا آنها اشتباهاتی نیز داشتهاند؟ قطعا آری. هیچ انسانی در طول زندگی خود نیست که مرتکب اشتباه نشده باشد. به همین منظور ما انسانها میبایست ترازوی انصاف خود را بر پایهی انسانیت و عدل بنا کنیم و برگذشته خود و اشخاصی که نامشان در تاریخ ثبت شده است قضاوت کنیم.
رضا شاه کبیر و کوروش کبیر علاوه بر یدک کشیدن لقب کبیر، نام پدر ایران زمین را هم با خود به یدک میکشند. این بدان معناست که کوروش سرزمین ایران را به دروازه اوج و شکوفایی رساند و رضا شاه کبیر بعد از گذشت حدودا ۲۵۰۰ سال ایران را از یک کشور کاملا عقب مانده به یک کشور جهان دومی و در حال توسعه تبدیل کرد. این اتفاق زمانی رخ داد که سرزمین نازنین ما ایران حدود ۱۳۰ سال زیر سایه جهل و ظلم ستمشاهی قاجاریان به ویرانه ای تبدیل شده بود. به همین منظور رضا شاه کبیر را پدر ایران نوین نیز میخوانیم. خدمات وی غیر قابل وصف و بینظیر است. دانستگی با افتخار اقدام به ساخت زندگی نامه این بزرگ مرد نمود. باشد که چون احمد کسروی جمله زیبایی فرمود و آن این بود که: ملتی که تاریخ خود را نداند بايد تاريخ را تجربه كند؛ ما هم بتوانیم خدمتی به تاریخ کرده و از فراموشی آن جلوگیری کنیم. باز هم با افتخار شما را دعوت به شنیدن این پادکست میکنیم. امیدواریم که لذت بیرید و همه ی ما از آن درس بگیریم.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/qXcm92Suq5s" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
Danestegi Podcast
Reza Shah (رضاشاه)
در تاریخ ایران زمین، شاهان، وزیران، دولتمردان و روئسای زیادی دیده شدهاند. هرکدام با نام و آوازه ای متفاوت به شهرت رسیده، خدمت یا خیانت کرده و در صفحه تاریخ نامشان حک شده است. در این میان نام ۳ بزرگوار با لقب کبیر خوانده شده است. کوروش، داریوش و رضا پهلوی شاهانی که لقب کبیر در ایران دارند، همه میدانیم که چه خدماتی به این مرز و بوم کردهاند. آیا آنها اشتباهاتی نیز داشتهاند؟ قطعا آری. هیچ انسانی در طول زندگی خود نیست که مرتکب اشتباه نشده باشد. به همین منظور ما انسانها میبایست ترازوی انصاف خود را بر پایهی انسانیت و عدل بنا کنیم و برگذشته خود و اشخاصی که نامشان در تاریخ ثبت شده است قضاوت کنیم.
رضا شاه کبیر و کوروش کبیر علاوه بر یدک کشیدن لقب کبیر، نام پدر ایران زمین را هم با خود به یدک میکشند. این بدان معناست که کوروش سرزمین ایران را به دروازه اوج و شکوفایی رساند و رضا شاه کبیر بعد از گذشت حدودا ۲۵۰۰ سال ایران را از یک کشور کاملا عقب مانده به یک کشور جهان دومی و در حال توسعه تبدیل کرد. این اتفاق زمانی رخ داد که سرزمین نازنین ما ایران حدود ۱۳۰ سال زیر سایه جهل و ظلم ستمشاهی قاجاریان به ویرانه ای تبدیل شده بود. به همین منظور رضا شاه کبیر را پدر ایران نوین نیز میخوانیم. خدمات وی غیر قابل وصف و بینظیر است. دانستگی با افتخار اقدام به ساخت زندگی نامه این بزرگ مرد نمود. باشد که چون احمد کسروی جمله زیبایی فرمود و آن این بود که: ملتی که تاریخ خود را نداند بايد تاريخ را تجربه كند؛ ما هم بتوانیم خدمتی به تاریخ کرده و از فراموشی آن جلوگیری کنیم. باز هم با افتخار شما را دعوت به شنیدن این پادکست میکنیم. امیدواریم که لذت بیرید و همه ی ما از آن درس بگیریم.
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/qXcm92Suq5s" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
پادکست ۴۹ - رضا شاه (هومن)
در تاریخ ایران زمین، شاهان، وزیران، دولتمردان و روئسای زیادی دیده شدهاند. هرکدام با نام و آوازه ای متفاوت به شهرت رسیده، خدمت یا خیانت کرده و در صفحه تاریخ نامشان حک شده است. در این میان نام ۳ بزرگوار با لقب کبیر خوانده شده است. کوروش، داریوش و رضا پهلوی…
Forwarded from پادشاهیخواهان توئیتر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سخنان دکتر طاهری گرامی را باید با گوش جان شنید. توطئه 57 علیه همه ملت ایران بود ، نه تنها علیه شاهنشاه آریامهر!
#جاویدشاه
#KingdomWithPahlavi
@AmirTaheri4
IRAN_PLATEAU1
@TwitterMamnoe
#جاویدشاه
#KingdomWithPahlavi
@AmirTaheri4
IRAN_PLATEAU1
@TwitterMamnoe
Forwarded from Amir Taheri امیر طاهری
براساس منابع موثق، ایران سالانه حدود ۱۲ میلیارد دلار برای نگه داشتن بشار اسد در Dmarket و پرداخت هزینه حزب الله لبنان، شبه نظامیان مختلف عراقی، حوثیها در یمن، حماس، جهاد اسلامی و دیگران هزینه میکند. پس چرا باید ایران به وام بد ۵ میلیارد دلاری صندوق بین المللی پول نیاز داشته باشد؟
@AmirTaheri4
@AmirTaheri4