لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
713 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
فسیل‌های تاریخی در شمال تهران
روابط عمومی شرکت ملی نفت ایران

گزارشی از جمع‌آوری فسیل‌های باستانی در شمال پایتخت ایران، تهران.

<style>.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}</style><div class="h_iframe-aparat_embed_frame"><span style="display: block;padding-top: 57%"></span><iframe src="https://www.aparat.com/video/video/embed/videohash/oEzF6/vt/frame" allowFullScreen="true" webkitallowfullscreen="true" mozallowfullscreen="true"></iframe></div>

منبع: https://www.aparat.com/v/oEzF6
وقتی به کرونا می‌رسیم، جمهوری اسلامی ‌ایران نه سیاست دارد نه پول!

ویروس کرونا در دنیای موازی آیت‌الله
امیر طاهری

یکی از جالب‌ترین جنبه‌های بحران عالم‌گیر ویروس کرونا، آشکار شدن نقاط ضعف و قوت نظام‌های سیاسی گوناگون در رویارویی با این تهدید حیاتی است. از آنجا که هیچ‌یک از این نظام‌ها انتظار برخورد با چنین چالشی را نداشتند، می‌توان گفت که همه آنان در شرایط مساوی، از نظر سیاست‌گذاری، قرار داشتند.

https://iranglobal.info/node/77866
ویروس کرونا در دنیای موازی آیت‌الله

امیر طاهری: وقتی به کرونا می‌رسیم، جمهوری اسلامی ‌ایران نه سیاست دارد نه پول!
جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹ برابر با ۳ آوریل ۲۰۲۰



یکی از جالب‌ترین جنبه‌های بحران عالم‌گیر ویروس کرونا، آشکار شدن نقاط ضعف و قوت نظام‌های سیاسی گوناگون در رویارویی با این تهدید حیاتی است. از آنجا که هیچ‌یک از این نظام‌ها انتظار برخورد با چنین چالشی را نداشتند، می‌توان گفت که همه آنان در شرایط مساوی، از نظر سیاست‌گذاری، قرار داشتند.

نظام‌های دموکراتیک در اروپا، آمریکای شماالی، ژاپن، کره جنوبی و تایوان در زمینه‌های گوناگون، از اقتصاد گرفته تا نیروی نظامی ‌و ذخایر انرژی و مواد غذایی، همواره یک حاشیه احتیاطی را حفظ کرده‌اند تا هرگز غافلگیر نشوند. اما کرونای عالمگیر نشان داد که این نظام‌ها نیز در زمینه بهداشت عمومی ‌و رویارویی با دشمنی ناشناخته از این دست، هیچ حاشیه احتیاطی ندارند. به عبارت دیگر، آلمان فدرال همان قدر غافلگیر شده است که مستعمره سابقش نامیبیا در جنوب آفریقا، یا نظام خودکامه روسیه به رهبری ولادیمیر پوتین.

حال، در شرایطی که نقطه آغاز، دست‌کم از نظر تجربی، یکی است، باید دید حرکت هر نظام پس از آن در چه مسیری بوده است و چگونه باید ارزیابی شود.

در اینجا، موضوع مورد نظر ما، روش جمهوری اسلامی ‌ایران ایران در رویارویی با بحران عالمگیر است. بررسی سیاست‌های تهران در هفت ماه گذشته، یعنی از آغاز دغدغه‌های ناشی از ویروس کرونا، به کدام نتیجه گیری می‌انجامد؟

روش رهبران جمهوری اسلامی ‌ایران ایران را در چهار بخش می‌توان بررسی کرد. بخش اول، از شهریور ماه گذشته، یعنی نخسیتن زمزمه‌های کرونا در چین تا آذر ماه را در بر می‌گیرد. این بخش را می‌توان نمونه‌ای از سر در برف فرو بردن کبک دانست.

از آنجا که جمهوری اسلامی ‌ایران ایران، جز در زمینه‌های مربوط به سرکوب مخالفان در داخل و صدور انقلاب به خارج، فاقد یک مکانیسم تصمیم‌گیری قابل اعتماد است، نتوانست آگاهی لازم را برای درک دامنه خطر به دست آورد. بدین سان، در نخستین مرحله مورد بحث، پیام جمهوری اسلامی ‌ایران متکی بود بر تکذیب خطری که روزبه روز بزرگتر می‌شد.

روزنامه کیهان که ظاهرا مبلغ افکار علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ‌ایران است، حتی مدعی شد که کرونا شایعه‌ای است که «استکبار جهانی» برای ضربه زدن به جمهوری خلق چین پخش کرده است.

بخش دوم، در برگیرنده ماه‌های آذر تا بهمن بود که در آن جمهوری اسلامی ‌ایران مدعی شد که ویروس کرونا چندان اهمیتی ندارد و سر و صدای فراوان درباره آن، چیزی جز یک توطئه برای به هم زدن انتخابات مجلس شورای اسلامی، و به گفته رئیس ‌جمهوری، حسن روحانی، فلج کردن اقتصاد ایران نیست.

در بخش سوم، مسئولان جمهوری اسلامی ‌ایران که بسیاری از آنان دچار ویروس کرونا شده بودند، مجبور شدند تا وجود این همه‌گیری جهان‌گستر را بپذیرند. با این حال، مانند همیشه تصور می‌کردند که با «هارت و پورت» و قهرمان‌نمایی به شیوه «پهلوان پنبه»، می‌توانند سر و ته قضیه را هم بیاورند.
بیشتر بخوانید

ایران و چین: صادرات اسلامی، واردات کرونا
رفراندوم خیالی آیت‌الله در سایه «کرونا»
الگوی ناب اسلامی در برخورد با واقعیات

توسل به نمایش بهبود یافتن بخشی از مقامات و چهره‌های مشهور دولتی که کرونا گرفته بودند، بخشی از این سیاستِ گریز از واقعیت بود.

در بخش چهارم، که هنوز هم ادامه دارد، پیام جمهوری اسلامی ‌ایران این است که امکانات سیاسی، اداری و مالی برای مهار کرونا فراهم شده است و اوضاع کاملا زیر کنترل قراردارد. بعضی چهره‌های رژیم، مانند آقای روحانی، یا سرلشکر سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حتی اعلام کردند که جمهوری اسلامی ‌ایران اکنون آماده است تا برای سرکوب کرونا به دیگر کشورها کمک کند.آقای روحانی حتی پیشنهاد کرد که پزشکان ایرانی را برای کمک به ایالات متحده اعزام کند. واقعیت طنز‌آمیز این است که پزشکان ایرانی هم اکنون سال‌هاست که با فرار از جمهوری اسلامی ‌ایران، در ایالات متحده حضور دارند.

در مجموع، جمهوری اسلامی ‌ایران نشان داد که اسیر زندگی در یک دنیای موازی است که هرگز نمی‌تواند خود را با واقعیات دنیای امروز تطبیق دهد. در این دنیای موازی، امامان و امامزادگانی که بسیاری از آنان هرگز وجود نداشتند، می‌توانند، آرمیده در مزار خود، مومنان را از هر خطر، حتی کرونای عالمگیر، حفظ کنند.

در این دنیای موازی، چرندیات روحانیون دولتی، مثلا در این زمینه که خواندن حدیث کسا می‌تواند کرونا را مهار کند، مهم‌تر از نظریات پزشکان و دانشمندان ویروس‌شناس به شمار می‌آید.

در این دنیای موازی، بیش از ۱۰۰ هزار طلبه علوم دینی از ۴۱ کشور، از جمله هفت هزار تن از جمهوری خلق چین، می‌توانند بیایند و بروند، البته به خرج ایران، حتی اگر ناقل ویروس کرونا باشند.
جمهوری اسلامی ‌ایران در اجرای بدیهی‌ترین برنامه‌ها برای مهار همه‌گیری و محافظت از مردم ایران، شکست خورده است. رهبران تهران نتوانستند حتی صورت مسئله را به نحوی قانع کننده عرضه کنند، چه رسد به این که راه حلی بیابند.

همچنین، آنان نتوانستند یک مرکز صلاحیت واحد، توانا و باورکردنی برای هماهنگی مبارزه با کرونا به‌وجود آورند. دفتر رئیس جمهوری، وزارت کشور، وزارت بهداشت، دفتر رئیس ستاد نیروهای مسلح، شاخه‌های گوناگون سپاه پاسداران، آیت‌الله‌های کوچک و بزرگ، بعضی استانداران و حتی شهرداران، هر یک ساز خاص خود را زده‌اند، تا بار دیگر نشان دهند که ایران امروز فاقد دولت به معنای پذیرفته شده آن در سطح جهانی است.

یک نتیجه این بلبشو، این است که هیچ آمار قابل اعتمادی از تعداد کسانی که دچار این ویروس شده‌اند و تعداد قربانیان آن، در دست نیست.

همچنین، هیچ معلوم نیست که چند درصد از ایرانیان در این زمینه مورد آزمایش قرار گرفته‌اند. آقای روحانی می‌گوید «ما ۲۰۰۰۰ تخت اضافی داریم»، اما گزارش‌های قابل اعتماد نشان می‌دهد که در بسیاری از شهرهای ایران، بیمارستان‌ها ظرفیت لازم برای پذیرش حتی نیمی‌ از بیماران احتمالی را ندارد.

هرگاه کمبودها آشکار می‌شود، رژیم و حامیان آن در خارج ادعا می‌کنند که «تحریم‌های ترامپ» علت اصلی است. اما آنان فراموش می‌کنند که آقای خامنه‌ای با یک «حکم حکومتی» ۲۰۰ میلیون یورو بودجه اضافی در اختیار سپاه قدس قرار داد، و در حالی که سفارت جمهوری اسلامی ‌ایران در پاریس پس از هفته‌ها مذاکره موفق شد که کمک «پزشکان بدون مرز » را جلب کند، اما گروه اعزامی ‌آن سازمان به محض ورود به ایران توقیف و اخراج شد. جمهوری اسلامی ‌ایران به ۵ میلیون دلار کمک اتحادیه اروپا می‌نازد و در پی کسب ۵ میلیارد دلار وام از بانک جهانی است، در حالی که به ادعای آقای محمد جواد ظریف، وزیر خارجه، از ۱۰۰ میلیارد دلار ذخایر ارزی برخوردار است.

به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی ‌ایران برای ادامه کشتار مردم سوریه به دست بشار اسد و برای فربه‌تر کردن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، و شیرین کردن دهان تروریست‌های عراقی، یمنی و فلسطینی، پول دارد، چون سیاست هم دارد. اما وقتی به کرونا می‌رسیم، جمهوری اسلامی ‌ایران نه سیاست دارد نه پول!
دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

https://www.independentpersian.com/node/50221/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87
ریشه یابی برخی از واژگان پارسی
امروز برآنیم تا شما بزرگواران را با ریشه بسیاری از کلمات که در فرهنگ زبان زیبای ـمان کاربرد دارند آشنا کنیم. اینکه این کلمات از کجا آمده اند و چرا به این نام خوانده می شوند؟ چرا می گوییم پیچ گوشتی با اینکه می دانیم اصلا گوشتی نیست! یا اینکه پنجره در باطن به چه معناست؟ و چه جالب است بدانیم پنیر در ضمیر معنای کامل فرآیند تولید را نیز با خود دارد و … تا انتهای مطلب با ما باشید تا کمی با فرهنگ غنی واژگان پارسی آشناتر شویم.

ریشه واژه «آهو»
«آه» در زبا ن فارسی به معنای مراقبت است، آهو= آه + او (پسوندساخت اسم اشیا) یعنی حیوانی که دمادم مراقب خویش است.
سایرواژه های: آهن (فلزساخت وسایل مراقبت)، آهسته (حرکت همراه بامراقبت) نمونه های دیگری از این مدعاست …ضمناً بیندیشید در واژه هایی مانند: کلاه، پناه، نگاه (نگاه داشتن)، شاه، آگاه و …

ریشه واژه «پنجره»

پنجره= از دو واژه ی «پن (بستن) + جره (دارای قرینه) درست شده است.
به این مثالها جهت آشنایی با ریشه ی «پن» توجه کنید:
پنام= پن (بستن) +آم (دهان)= دهان بند
پنافتن= مسدودشدن
پنیر= پن (بستن) + شیر= شیربسته شده
پینه= پنه، بسته شده، پینه بستن
بند= دراصل «پنت» بوده و برای راحت چرخیدن در زبان به شکل «بند» درآمده است، وسیله ی بستن

ریشه واژه های «مرد، زن، دختر، پسر، پدر، مادر»

مرد از مُردن است . زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.
زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است.
دُختر از ریشه «دوغ» است که در میان مردمان آریایی به معنی «شیر» بوده و ریشه واژه ی دختر «دوغ دَر» بوده به معنی «شیر دوش» زیرا در جامعه کهن ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود. به daughter در انگلیسی توجه کنید. واژه daughter نیز همین دختر است . gh در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته می شده. در اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت می باشد. دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد .
اما پسر، «پوسْتْ دَر» بوده است. کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.
پوست در، به پسر تبدیل شده است. در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است. در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی (فَیلی) هنوز پسوند «دَر» به کار می رود. مانند «نان دَر» که به معنی «کسی است که وظیفه ی غذا دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد».
حرف «پـِ » در «پدر» از پاییدن است. پدر یعنی پاینده کسی که می پاید. کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را می پاید. پدر در اصل پایدر یا پادر بوده است. جالب است که تلفظ «فاذر» در انگلیسی بیشتر به «پادَر» شبیه است تا تلفظ «پدر» !
خواهر (خواهَر) از ریشه «خواه» است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن است. خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده است.
بَرادر نیز در اصل بَرا + در است. یعنی کسی که برای ما کار انجام می دهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما.
«مادر» یعنی «پدید آورنده ی ما». (زنده باد مادر)

ریشه واژه «پاسخ»

پاسخ درآغاز «پات + سخن» یا «پاد + سخن» به معنای جواب سخن یا ضدسخن بوده که به مرور زمان حروف «ت» و «ن» از آن حذف شده و به گونه ی واژه ای روان درآمده است.

ریشه واژه «زمین»

زمین از حکیمانه ترین و استوارترین واژه های زبان پارسی است که علاوه برنامگذاری مکان به سیر ایجاد آن نیز اشاره دارد.
زمین= زم (سرد) + ین (پسوندنسبی)= سرد شده.
همانطور که می دانیم زمین در آغاز آفرینش گوی آتشینی از گدازه ها بود که در پی چند میلیون سال بارش باران به سردی و خشکی گرایید.
جز اول این واژه را می توان در کلماتی چون؛ زمهریر (باد سرد)، زمستان نیز مشاهده کرد.

ریشه واژه «البرز»

«البرز» درآغاز «هربرز» وبه معنای کوه بلند بوده است: هر=کوه + بُرز=بلند
«هر» نیز به نظر می رسد محل برآمدن هور یاخورشید بوده است که بر «کوه» اطلاق شده است.
«هر»در زبان عربی به «حرا» تغییر شکل داده است.

ریشه واژه «دشنام»

«دُش» در زبان فارسی به معنای «ضد» و « ازبین برنده» می باشد.
دشنام= ضدّنام. کلمه ای که خوشنامی را ازبین می برد.
نمونه های دیگر برای «دُش»:
دشوار= دش (ضد) + خوار (ضد آسان) = ضد آسان
دشمن= ضدّمن
دژخیم= ضد اخلاق

ریشه واژه «آدینه»
این واژه در ایران باستان ati-ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن درآن نقطه می باشد که دقیقا معادل عربی آن «جمعه» می باشد واین دقیقا بیان می سازد که جمع شدن درنقطه ای برای عبادت و در روزی خاص، ریشه ای باستانی دارد.
آدیانکا←آدیانکه←آدیانه←آدینه

ریشه واژه «شلوار»
«شل» در زبان فارسی به معنای «ران» است. «وار» هم که به معنای مانند است که به معنای جامه ای شبیه ران می شود.
رهبر جمهوری اسلامی کجاست؟

مجتبی واحدی
غیبت طولانی مدت رهبر جمهوری اسلامی از چشم مردم و رسانه ها، احتمالا مرتبط با تحولات نظامی است که به زودی در عراق اتفاق خواهد افتاد

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/q3RG1VUEg-k" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
سرگذشت کمتر شناخته شده واژه‌های زبان فارسی


چرا میگوئیم «آهو»؟ واژه «پنجره» از کجا آمده است؟ اولین فارسی زبانی که از واژه «پنیر» استفاده کرد چه منظوری داشت؟ واژه‌های «پدر»، «مادر»، «پسر» و «دختر» از کجا آمده‌اند و چه معنایی دارند؟ ما فارسی زبانان چرا به زمین، «زمین» می‌گوییم؟ چه کسی با چه منطقی اولین بار واژه «سیب» را اختراع و آن را بنام میوه سیب نهاد؟ آیا می‌دانستید واژه «آبستن» یعنی باردار بودن به پسر؟ اگر این کنجکاوی را دارید شما را به خواندن کتاب «فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسی» دعوت می‌کنم.

https://linkestanshare.blogspot.com/2020/04/persian-farsi-language-research-book-dictionary.html
مجتبی واحدی
اعترافگیری های جمهوری اسلامی / این بار پزشک ِ افشاگر

دو روز بعد از افشاگری دکتر هاشمیان در مورد جلوگیری تشکیلات رانت خوار حکومتی از ورود داروی مبارزه با ویروس جدید، نامه ای از او منتشر شد که نشان دهنده فشار بر این پزشکِ افشاگر برای عقب نشینی از ادعای خود است...

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/0LK8M6UfxyU" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
داروی آویگان شرکت فوجی فیلم برای درمان بیماری کرونا
از بحرانی به بحران دیگر: چشم‌اندازهایی از دلِ کرونا / پرویز صداقت


«هنوز وقت اشک‌ریختن‌مان نرسیده، و اندوه گران‌مان هنوز پانگشوده است» شکسپیر، ریچارد سوم

«گاه آدمیان اربابان سرنوشت خویش‌اند، تقصیر بر گردن ستاره‌ی بخت ما نیست، بلکه ما خود مسئول فرودستی خویش‌ایم.» شکسپیر، ژولیوس سزار

تحولات سه ماهه‌ی نخست سال 2020 بهت‌آور بود. ویروس ناشناخته‌ای از جنگل‌های ووهان در چین به‌‌سرعت پهنه‌ی جهان را درنوشت و جهانیان را با بزرگ‌ترین بحران از پایان جنگ دوم جهانی به این سو مواجه کرد. تا هنگام نگارش این مقاله هنوز چشم‌انداز امیدبخشی برای مهار این بیماری عالم‌گیر شکل نگرفته و آن‌چه می‌بینیم دولت‌هایی است که گاه گویا هنوز استراتژی منسجمی برای کاربست در شرایط کنونی ندارند و میلیاردها نفر در سرتاسر جهان که در قرنطینه‌ای بی‌سابقه و پیش از این تصورناشدنی قرار گرفته‌اند. جهان به کدام سو می‌رود و در این میان در ایران چه چشم‌اندازهایی قابل‌انتظار است؟ در یادداشت حاضر، تلاش کرده‌ام سناریوهایی محتمل در مورد چشم‌انداز کوتاه‌مدت ایران در این بستر بحران‌زده‌ی جهانی ارائه کنم.

نسخه‌ی پی دی اف:
https://pecritique.files.wordpress.com/2020/04/from-one-crisis-to-another-p-sedaghat.pdf

https://pecritique.com/2020/04/04/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%DA%86%D8%B4%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C/
‏اگر مقامات اسلامی به خاطر ترس از ‎#ویروس_کرونا می‌خواهند زندان‌ها را خالی کنند، باید به خاطر داشته باشند که این امر می‌تواند به گسترش بیشتر ویروس بیانجامد.
به نظر می‌رسد هیچ مکانیزم تصمیم‌گیری مرکزی برای مقابله با این بحران وجود ندارد. هر کدام از ارگان‌های رژیم یک لگدی به هم می‌زنند.

@AmirTaheri4
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: چهار پرده از نمایش کرونایی صدا و سیما

#V 079
https://t.me/divanesara/1112

نویسنده مهمان - فریبا امیری: هر چهار پرده متعلق به روز ۲۴ اسفند ۹۸ هستند:

پرده نخست: تیزر تبلیغاتی با آب و تاب از شرایط ویژه در فروشگاه‌های رفاه خبر می‌دهد و شهروندان را تشویق می‌کند برای بهره‌مندی از مزایای جدید به فروشگاه‌ها بشتابند. در همان حال زیرنویس از مردم می‌خواهد که در خانه بمانند و قرنطینه را رعایت کنند.

پرده دوم: تیتراژ اولیه برنامه «طبیب» به مجری‌گری «پیمان طالبی» تصاویری از یک مرکز درمانی را نشان می‌دهد. فضایی آرام و آراسته که بیماران با آسودگی روی تخت‌ها آرمیده‌اند و نور زیبایی فضا را روشن کرده است. پزشک و پرستار بدون دغدغه و ماسک و دست‌کش از بیماران دیدن می‌کنند و فضا چنان دلپذیر می‌نماید که تماشاگر هوس می‌کند ای کاش مریض شود تا مدتی در این فضا استراحت کند. موسیقی متن هم گوش‌نواز است: «خوبم از احوال‌پرسی‌های تو...»!

پرده سوم: دکتر کاوه، متخصص بیماری‌های عفونی در رابطه با کرونا توضیح می‌دهد. مقادیری وسایل پزشکی را هم با خود آورده تا چیزی شبیه یک کارگاه آموزشی تست کرونا بر پا کنند. معلوم نیست چرا در برنامه‌ای که عمده مخاطبین آن خانم‌های خانه‌دار هستند باید آموزش تست کرونا داده شود، اما نکته مهم آن‌جاست که دکتر بدون دست‌کش و ماسک در فاصله بسیار نزدیک به مجری ایستاده و مجری هم اصرار دارد که دکتر گلوی او را معاینه کند! البته دکتر خودداری کرد اما نه به دلیل رعایت نشدن ساده‌ترین مسائل ایمنی در شرایط کرونا، بلکه صرفا به دلیل اینکه ممکن است جناب مجری جلوی دوربین عق بزند!

ماجرا اما به همینجا ختم نمی‌شود. فاجعه زمانی کامل می‌شود که مجری یادآوری می‌کند آقای دکتر و اعضای خانواده‌شان همین تازگی‌ها به کرونا مبتلا شده‌اند! دکتر توضیح می‌دهد که در تاریخ ۱۱ اسفند با توجه به بروز علائم عمومی مورد آزمایش قرار گرفته‌اند و تست‌شان مثبت شده! همسر و پسرشان هم مبتلا شده‌اند. لطفا یک بار دیگر به تاریخ‌ها توجه کنید. ۱۱ اسفند ابتلا، پخش برنامه ۲۴ اسفند! یعنی در بهترین حالت حتی قرنطینه ایشان به دلیل احتمال ناقل بودن باید ۱۴ روز طول می‌کشید، اما جناب دکتر فقط ۱۳ روز بعد بدون دست‌کش و ماسک در تلویزیون حاضر شده‌اند و دست‌شان را در حلقوم مجری فرو می‌برند!

پرده چهارم: برنامه آشپزی شبکه شروع می‌شود. جناب آشپز بر اهمیت مصرف پروتئین در روزهای شیوع بیماری و نقش این ماده در افزایش مقاومت بدن تاکید می‌کند. به همین مناسبت پخت یک غذای مقوی در دستور کار قرار گرفته: نوع خاصی از ماهی که شخصا نام آن را هم تا به حال نشنیده‌ام. آشپز مژده می‌دهد که برای تهیه این ماهی خاص با بسته‌بندی شیک و لاکچری نیاز نیست از منزل خارج شوید؛ تنها با یک تماس آن را درب منزل شما تحویل می‌دهند. برای مزه‌دار کردن ماهی هم باید ماهی را به همراه زعفران در کره سرخ کرد و همزمان آب چند پرتقال و لیموی تازه را هم بدان افزود!

شاید عادت کرده‌ایم که تبلیغات و تجملات پخش شده از صدا و سیمای حکومتی هیچ ارتباطی با ظرفیت‌های جامعه نداشته باشند. آنچه در تلویزیون دیده می‌شود و پوشیده می‌شود و یا جهت خورده شدن آموزش داده می‌شود هیچ نسبتی با قشر بزرگی از جامعه، حتی بخش بزرگی از طبقه متوسط هم ندارد. عادت کرده‌ایم که صدا و سیما به زخم‌های جامعه نمک بپاشد، اما معلوم نیست چرا همچنان انگشت اتهام شیوع بیماری به سمت مردم است؟ حکومت کدام امکانات رفاهی، کدام پوشش‌های حمایتی و کدام تدابیر اقتصادی را برای مردم اندیشیده که توقع داشته باشیم این جامعه فقرزده بتواند وحشت از احتمال کرونا را به واقعیت روزمره فقر و گرسنگی اولویت بدهد؟

اجازه بدهید تمام این توقعات حمایتی را کنار بگذاریم. به عنوان یک شهروند ساده، فقط یک درخواست از حکومت دارم. در همین روزهای نوروزی که این همه برنامه‌های تلویزیونی به تحقیر و سرزنش مردم می‌پردازند که چرا از خانه خارج شده‌اند، برنامه «دور همی» به روال سابق و با حضور تماشاگران برگزار می‌شود. نهایت تمهید «مهران مدیری» این است که تماشاگران یک صندلی از هم فاصله بگیرند. ایشان همین چند روز پیش در پاسخ به یکی از میهمانان برنامه که می‌گفت از وحشت کرونا تپش قلب گرفته به سادگی جواب دادند تمام اینجا ضد عفونی شده و هیچ نگرانی برای کرونا وجود ندارد. درخواست شخصی من این است که اگر صدا و سیما فرمول یا کیمیایی کشف کرده که می‌تواند این همه آدم را بدون ماسک و دست‌کش زیر یک سقف جمع کند و خیال‌ش هم از انتقال بیماری آسوده باشد، به جای اینکه مدام در گزارش‌های خبری‌اش مردم را تحقیر کند، لطفا از آن کیمیای کشف شده در اختیارشان قرار دهد که دیگر نیازی به توصیه‌های نمایشی برای ماندن در خانه نداشته باشیم.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام:
@divanesara_
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
تدابیر آمریکا برای کمک به شهروندان در مقابله با کرونا

https://t.me/divanesara/1116
#N 061

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N - احتمالا خبر تصویب بسته محرک اقتصادی در آمریکا را شنیده‌اید. این بسته ۲ تریلیون دلار یعنی بیش از ۴۰ برابر کل بودجه ایران را به اقتصاد آمریکا تزریق خواهد کرد. رقمی بی‌سابقه در تاریخ آمریکا و البته جهان. کنترل بودجه آمریکا در اختیار دو مجلس کنگره و سنا است. همزمان با تعطیلی مجلس ایران، مجالس آمریکا یکی از پرکارترین دوره‌های خود را سپری می‌کنند تا با فراهم ساختن یک نظام حمایتی و پشتیبانی مناسب، امکان قرنطینه و باقی ماندن شهروندان در خانه را تسهیل کنند. فهرست خلاصه زیر از منابعی چون پادکست نیویورک‌تایمز و گزارش‌های واشنگتن پست تهیه شده است:

* با شیوع کرونا در آمریکا، کنگره در نخستین گام برای سازمان‌های دولتی که در خط مقدم مبارزه با این بیماری هستند، منابع مالی اضافه‌ای تدارک دید. بیست روز پیش، بیش از ۸ میلیارد دلار برای اداره سلامت و منابع انسانی آمریکا،‌ مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها و آژانس‌هایی که مشغول تحقیق برای تولید واکسن این بیماری هستند، تصویب شد.

* پس از آن، عواقب مالی اولیه این بیماری برای کسانی که مستقیما تحت تأثیر قرار داشتند در دستور کار قرار گرفت. این بار کنگره طرحی چند صد میلیارد دلاری را تصویب کرد. طرحی که اولا تست کرونا را برای تمام شهروندان آمریکایی رایگان ساخت و در ثانی کسانی را که به دلیل بیماری، قرنطینه یا نگهداری از نزدیکان بیمار درآمد خود را از دست داده بودند مورد حمایت قرار داد. بر اساس این طرح کارکنان شرکت‌های کوچک و متوسطی (زیر ۵۰۰نفر) که بیمار هستند، در قرنطینه‌اند، در انتظار تست هستند و یا مراقبت از بیمار دیگری بر دوش آن‌هاست، می‌توانند از دو هفته مرخصی با حقوق استفاده کنند. همچنین والدین فرزندانی که بیمارند یا به دلیل تعطیلی مدرسه‌ها در خانه هستند می‌توانند از ۱۲ هفته مرخصی با حقوق استفاده کنند. این قانون تنها شامل استخدامی‌های دائم نمی‌شود و شاغلین نیمه‌وقت و پیمانی را هم در بر می‌گیرد.

* لایحه سوم از سوی دولت آمریکا و با هدف مقابله با عوارض بزرگ‌تر این بیماری، به ویژه ضرورت قرنطینه پیشنهاد شد. این لایحه که در ابتدا رقمی بیش از ۸۵۰ میلیارد دلار داشت، تا روز تصویب به ۲ تریلیون دلار افزایش یافت که مجموعه‌ای از تسهیلات مالی برای افراد، بنگاه‌های اقتصادی، شرکت‌های بزرگ آمریکا و تأمین اجتماعی را شامل می‌شود:

بیش از ۲۹۰میلیارد دلار این پول صرف پرداخت ۱۲۰۰ دلار یارانه مستقیم نقدی به شهروندانی می‌شود که کمتر از ۹۹هزار دلار درآمد سالانه دارند. یارانه‌ای با هدف کاهش فشار اقتصادی بر آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه آمریکا.

۲۶۰میلیارد دلار دیگر برای افزایش پوشش بیمه بیکاری به شاغلین نیمه‌وقت، اضافه شدن ۱۳ هفته به مدت این بیمه و سه برابر شدن مقدار بیمه بیکاری برای مدت ۴ماه اختصاص یافته است.

۳۷۷میلیارد دلار به صورت وام قابل بخشیده شدن برای بنگاه‌های اقتصادی کوچک در نظر گرفته شده است، مشروط بر آنکه کارکنان خود را اخراج نکنند و از وام دولتی برای افزایش حقوق بیمه کارکنان، مرخصی با حقوق و فعالیت‌های جاری بنگاه استفاده کنند.

۲۸۰میلیارد دلار نیز به خاطر معافیت‌های مالیاتی کنار گذاشته شده است. ۱۸۰میلیارد دلار برای کمک به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، ۱۷۵میلیارد دلار برای کمک به دولت‌های ایالتی و محلی، و بیش از ۲۰۰میلیارد دلار برای کمک به سیستم حمل و نقل و ترابری، نهادهای آموزشی، تأمین اجتماعی و نهادهای مرتبط با بلایای طبیعی در نظر گرفته شده است.

اما حجم بزرگی از این پول، یعنی بیش از ۵۰۰میلیارد دلار، برای جلوگیری از ورشکستگی بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی آمریکاست که سهم زیادی در بازار کار دارند. این بخش از لایحه شبیه بسته‌هایی است که بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در آمریکا تصویب شد. با اینکه آن بسته‌ها در رسیدن به اهداف خود موفق بودند، اما پول مالیات‌دهندگان آمریکایی را خرج ورشکستگی شرکت‌هایی کردند که خود مقصر اصلی آن بحران بودند. نارضایتی حاصل، منجر به ظهور جنبش‌های پوپولیستی و رادیکال در هر دو حزب آمریکا شد. موفقیت ترامپ و برنی سندرز و نگاه ضد نهادی هر دوی آن‌ها تا حدودی ناشی از همین بحران است.

با توجه به همین تجربه، این بار کنگره یک بازوی نظارتی برای نحوه خرج کردن این پول در نظر گرفته است. کمپانی‌هایی که از بسته مالی بهره‌مند می‌شوند نمی‌توانند کارکنان خود را اخراج کنند و حق ندارند سهام خودشان را از بورس خارج کنند. همچنین کنگره یک بازرس کل و یک کمیته بازرسی برای نظارت بر چگونگی اجرای این لایحه در نظر گرفته است. شرکت‌های ترامپ و خانواده‌اش،‌ تمام مقامات دولتی و نمایندگان کنگره و سنا نمی‌توانند از این مصوبات استفاده کنند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام
@divanesara_
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
مجموعه #سه‌گانه‌ای_درباب_تحریم

یادداشت نخست: چرا طومارهای «نه به تحریم» را امضا نمی‌کنم؟

#A 253
https://t.me/divanesara/1118

آرمان امیری @ArmanParian - با افزوده شدن بحران کرونا به دیگر مشکلات کشور، هر روزه شاهد طومارهایی هستیم که ظاهرا تلاش می‌کنند برای کاهش درد و رنج ایرانیان به تحریم‌ها «نه» بگویند. این احتمال وجود دارد که بخشی از این طومارها واقعا خودجوش و مردمی تهیه شده باشند. چنین طومارهایی موضوع این یادداشت نیست و در یادداشت دوم از سه‌گانه حاضر بدان خواهم پرداخت؛ اما بخش قابل توجهی از این کمپین‌ها را زنجیره‌ای سازمان یافته از احزاب اصلاح‌طلب تولید می‌کنند که غالبا ارتباطات تشکیلاتی و البته مالی با نهادهای دولتی دارند. این گروه‌ها خود را فعالین سیاسی می‌دانند و من نیز رفتارشان را در بستر «نقد سیاسی» مردود می‌دانم چرا که آن را نشان‌گر چهار آفتِ زشتِ سیاسی می‌بینم:

۱- نشان زوال سیاست است

یک جریان سیاسی، در دو حالت به سراغ فعالیت‌های کمپینی می‌رود: نخست در آستانه انتخابات که رای می‌خواهد، دیگری در شرایطی که طرح یا لایحه‌ای را مطرح کرده و نیازمند جلب حمایت افکار عمومی است. مثلا، دموکرات‌های آمریکا پس از تهیه لایحه بیمه درمانی اوباما کمپین هم برگزار کردند؛ اما این همه احزاب و فعالین ما که بر طبل مبارزه با تحریم می‌کوبند، آیا طرحی عملی هم در فضای سیاسی کشور دارند؟ آیا ایده و حرکتی هم پشت این جنجال‌ها وجود دارد؟ اگر چنین بود بی‌شک یک کنش اصیل سیاسی بود، اما می‌دانیم که نیست؛ ما صرفا با ورشکسته‌هایی خانه نشین طرف هستیم که در آخرین ضرباتی که به مفهوم «سیاست» وارد می‌سازند، سطح سیاست‌ورزی را تا رده جنجال‌های توییتری و اردوکشی‌های مجازی تقلیل داده‌اند.

۲- نشان نیاز به دشمن‌تراشی است

جریانی که دو دهه سیاست‌ورزی خود را در فرمول «بد و بدتر» خلاصه کرده، در دوران «اخراج از قدرت» نیز باید در عرصه عمومی یک «بدتر»ی خلق کند تا توجیهی برای همین زیست مجازی‌اش باشد. مدعیان تغییر و اصلاح حکومت، در نهایت خودشان به شکل همان هسته مافیایی قدرت درآمدند که بقای‌اش در گرو دشمن‌تراشی مداوم است. این دشمنِ «بدتر»، این بار«موافقان تحریم» هستند که باید امیدوار ماند اینقدر ترسناک جلوه کنند که ذهن خلایق از پی‌گیری سهم اصلاح‌طلبان در پیدایش وضعیت کنونی منحرف شود. وگرنه شاید مردم یادشان بیاید که این نمایندگانِ منتخب با ضرباهنگ «تکرار می‌کنم» بودند که عین از قحطی در رفته‌ها، اول هرچه کیت آزمایش کرونا بود روی سر و کول‌شان خالی کردند و بعدش هم «خانه ملت» و بودجه و تمهیدات ضروری‌اش را به امان خدا رها کردند و الفرار!

۳- نشان تحقیر عزت است

از یاد نبرده‌ایم که تمام استدلال و بهانه دولتمردان برای دیدار نکردن با ترامپ و تحمیل هزینه‌های سنگین تحریم به مردم، حفظ «عزت» بود. اصراری هم دارند که «ما خودمان انتخاب کردیم». باشد؛ اما آن همه ادعای عزت چه تناسبی با این عجز و لابه مداوم و دادن کاسه گدایی به دست خلایق دارد؟ چرا باید شهروندان را بسیج کنیم که عین بچه یتیم درِ خانه‌ی هر کس و ناکسی در این جهان هستی را بزنند و التماس کنند که «شما را به خدا به ترامپ بگویید به ما رحم کند»؟ اگر واقعا خودمان انتخاب کرده‌ایم بگذارید با یک جو شرف و آبرو بمیریم و اینقدر خفت نکشیم! اما اگر قرار بر این باشد که از فرط فشار، سری به مصلحت خم کنیم، آیا بهتر نیست شخص رییس دولت تشریف ببرد و یک تماسی با جناب ترامپ بگیرد، به جای اینکه تمام ایرانیان را پیش مردم جهان به شکل گدایان بغدادی جلوه دهیم؟

۴- اعتراف به وابستگی است

مدعیان «اصلاحات از داخل» سال‌های سال به برخی آلترناتیوهای خود سرکوفت می‌زدند که خودباخته و واداده هستند و می‌خواهند با توسل به قدرت‌های خارجی مشکلات کشور را حل کنند. حال چه شده که تمام حضرات تنها راه خروج مردم از زیر فشار کنونی را وساطت جهانیان و تفقد جناب ترامپ می‌دانند؟ آیا این تناقض آشکار را نمی‌بینند؟ به این صراحت نشان می‌دهند که بجز جلب نظر خارجی ابزاری ندارند و حتی از خود نمی‌پرسند اگر کل سرنوشت ما در گرو تصمیمات ترامپ یا معجزه امثال سندرز است، پس شما لشکریان پر مدعا را برای چه می‌خواهیم؟

من اما چنین طومارهایی را که بیشتر سند خفت و مُهر ناتوانی است امضا نخواهم کرد. ترجیح من، منش و سنت میرحسین موسوی است که در سخت‌ترین شرایط هم فقط با مردم‌اش صحبت کرد؛ نه تمنای ذلیلانه پیش ارباب قدرت برد و نه شوی تبلیغاتی خطاب به خارج از کشور بازی کرد. سطر به سطر بیانیه‌ها و مواضع‌اش، گفتگوی با مردم بود و بی‌شک باور داشت: حتی برای حل کردن مشکلات‌مان با قدرت‌های جهان نیز، راه حل سیاسی آن است که ابتدا تکلیف‌مان را با خودمان مشخص کنیم.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara

اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Arman)
مجموعه #سه‌گانه‌ای_درباب_تحریم

یادداشت سوم: شهروند حق‌مدار یا رعیت خراج‌گزار
#A 255
https://t.me/divanesara/1122

آرمان امیری @ArmanParian - «علاقه دولت به امر کشاورزی به خاطر نیاز به عایدات آن بود». این توصیفِ خلاصه‌ی پروفسور «آن لمبتن» از تاریخ ایران میانه است. دوره‌ای که در آن حکومت‌ها از مردم «خراج» می‌گرفتند. خراج، پولی نبود که مردم به حکومت بدهند تا هزینه اداره کشور و منافع عمومی کند. به قول لمبتن در آن دوره «حکومت وسیله ثروت» بود. خراج مردم هم صرف دارایی حاکمان و بریز و بپاش دربار و احیانا هزینه نظامیانی می‌شد که لشکرکشی می‌کردند تا مناطق جدیدی را غارت کرده و خراج‌گزار خود سازند. لمبتون، به زیبایی نشان می‌دهد که در این دوران، ساخت و سازی هم اگر انجام می‌شد، نه با هدف خدمت به مردم، بلکه با نیت افزایش خراج بود. گاه از فرط غارت و چپاول سلطان، رعیت به چنان افلاسی می‌افتاد که دیگر چیزی نداشت که خراجی بپردازد. پس حاکم ناچار می‌شد اندکی هم به فکر رونق کشاورزی بیفتد. مثلا، دستور ابداع «تقویم جلالی» یا احداث رصدخانه‌های معروف ایران، با این هدف صادر می‌شد که دقیق‌ترین فصل و زمان را در اختیار کشاورزان قرار دهند تا در نهایت خراج سلطان بیشتر شود. البته که در غالب اوقات همین‌قدر درایت هم از حاکمان سر نمی‌زد و خراج، فقط با زور هرچه بیشتر و قتل و غارت مردم همراه بود. به همین دلیل، واژه خراج در فرهنگ ما همزاد و همراه «باج» به کار می‌رود؛ یعنی پول زور!

در عصر دولت‌های مدرن اما، مفهوم «مالیات» زاده شد که به کلی متفاوت از معنا و کارکرد خراج بود. مالیات، پولی نیست که مردم به سلطان خود ببخشند، بلکه سهمی است که برای اداره عرصه عمومی به اشتراک می‌گذارند. ودیعه‌ای نزد دولت که باید با نظارت کامل و به دلخواست شهروندان هزینه کند. تنها دولتی می‌تواند خود را نماینده یک ملت بخواند که فهرست هزینه‌های خود را با ریزترین جزییات منتشر کند و به نظارت افکار عمومی و تصویب نمایندگان مردم بسپارد. به محض آنکه این نظارت عمومی مختل شود، رابطه دولت/ملت از میان می‌رود. چنین دولتی مشروعیت آن را ندارد که به نمایندگی از ملت چیزی دریافت کند، اینجا حتی مفهوم مالیات هم بلاموضوع می‌شود و جای خود را به همان باج و خراجی می‌دهد که رعایا تقدیم سلطان غارت‌گر می‌کردند.

* * *

پرویز فتاح، رییس بنیاد مستضعفان، به تازگی خاطره‌ای را نقل کرده مبنی بر اینکه روزی سردار سلیمانی به دفتر ایشان مراجعه کرده و برای تامین حقوق شبه‌نظامیان افغان که به سوریه اعزام شده‌اند کمک خواسته است. دارایی ابربنگاه های اقتصادی کشور ثروتی است که غالبا با مصادره اموال فراهم شده و قرار بوده که به عموم مردم تعلق داشته باشد، اما حالا خبردار می‌شویم که در یکی از روزهای بی‌اطلاعی ما، دو نفر با همدیگر نشسته‌اند، چای خورده‌اند و تصمیم گرفته‌اند که چه مقدار پول به حساب جنگجویان افغان واریز کنند!

شاید تصور شود که این تنها ثروت‌های تلنبار شده در بنیاد مستضعفان، بنیاد تعاون سپاه، آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام است که به کلی از تیغ نظارت و شفافیت خارج شده‌اند. اما کافی است به یاد بیاوریم طی چند سال گذشته، بودجه پیشنهادی دولت، همواره پیش از ارجاع به مجلس از فیلتری بالاتر رد شده و در آن دخل و تصرف‌هایی شده که منتخبان مردم قادر به تغییر آن نبوده‌اند. البته، همان روال نیم‌بند هم امسال به کلی یکسره شد و بودجه‌ای را که مجلس رد کرده بود مستقیما به اذن رهبری تایید شد تا فاتحه همان اندک دخالت شهروندان در هزینه‌کردهای حکومتی هم خوانده شود.

* * *

این روزها شاهد فعالیت دو چندان پیاده‌نظام رسانه‌ای حکومت هستیم که تلاش می‌کنند با یکسان‌نمایی مردم و نظام، از درد و زجر مردم، بهانه پرداخت پول‌های جهانی به حکومت را فراهم کنند. بسیاری با اصرار می‌پرسند که موضع شما در قبال تحریم چیست؟ به شخصه، در مورد موضوعی که هیچ اختیار و تاثیری در آن ندارم حتی فکر هم نمی‌کنم؛ اما بسیار به این می‌اندیشم که وقتی هیچ حقی ندارم که بگویم مالیات من را کجا خرج کنید و کجا نکنید، اساسا شهروند یک دولت مدرن نیستم؛ خراج‌گزار یک حاکمیت باج‌گیر هستم که پول زور می‌گیرد و آن را هزینه سرکوب خودم، هم‌وطنان‌ام و انسان‌های بی‌گناه دیگر می‌کند. شاید برخی خراج‌گزاران احساس کنند که هرچه پول بیشتری به باج‌گیرشان برسد بهتر است و بدین ترتیب بعید نیست از گوشه سفره سلطان ته مانده‌ای هم نصیب رعایا شود، من اما از این گروه نیستم. به باور من، شرافت انسان، شان انسان و کرامت انسان این نیست و انسانِ آزاده و شرافتمند، در برابر این حجم از ظلم و تحقیر سر فرود نمی‌آورد.


کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara

اینستاگرام «مجمع دیوانگان»:
@Divanesara_
.
پرگار: جنون چیست؟
BBC Persian
چیست آن چیزی كه در افواه دیوانگی یا جنون خوانده می شود؟ آیا مرزی كه با عبور از آن فرد وارد حیطه ی جنون می شود قابل تشخیص است؟

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/9ah9ZmwRbp4" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>