لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
دین

اگر شما در اسراییل بدنیا می آمدید به احتمال زیاد یهودی میشدید،
اگر در عربستان بدنیا می امدید قطعا مسلمان میشدید،
اگر در اروپا بدنیا می امدید احتمال زیاد مسیحی و اگر در ژاپن بدنیا می امدید شینتو میشدید،
دین پدیده ایست که جغرافیا برای شما تعیین میکند.
فرزندان خود را ختنه نکنید - ختنه منفعتی برای پسر شما ندارد


خداوند جهان و انسان را کامل آفرید، آیا نمی‌توانست این تکه از پوست را هم خودش نیافریند تا نیازمند ختنه نباشد؟
نتیجه‌ی تحقیقات دکتر کریستوفر کولد، رئیس بخش آسیب‌ شناسی
آناتومیک در شهر مارشفیلد در ایالت ویسکانسین امریکا در خصوص پوست ختنه‌گاه قابل توجه است: “پوست ختنه‌گاه از قسمت‌های مهم بدن است که از سر آلت در مقابل آلودگی، اصطکاک، خشکی و صدمه در طول زندگی محافظت می‌کند. آن یک بخش کامل، صحیح و طبیعی از آلت تناسلی مرد است و نه یک بخش اضافی. به طور متوسط پوست ختنه‌گاه مرد بالغ بر حدود ۳۰ سانتی‌متر مربع است [حدس می‌زنم در برخی از مردان ختنه شده کمتر از ۵/۲ سانتی‌متر مربع باشد] و از یک پوست آستین مانند دولایه تشکیل شده است. پوست ختنه‌گاه سبب افزایش لذت جنسی شده و مطالعات مفصل نشان می‌دهند که این منطقه به صورت منحصر به فردی از چندین نوع از اعصاب تخصصی که برای عملکرد جنسی طبیعی اهمیت دارند و طیف گسترده‌ای از احساسات جنسی را در بر می‌گیرند، تشکیل شده است”.

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/-PoCmzFLXM0" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ هسته سخت توسعه

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


زمان مطالعه: ۳ دقیقه


⭕️ راحت‌ترين بخش تلاش براي نوازنده موسيقي شدن، خريدن ساز است. شما سازهاي زيادي ديده‌ايد که گوشه خانه اين و آن افتاده‌اند، اما خريدار هيچ وقت نوازنده نشده است. راحت‌ترين بخش ورزشکار شدن هم خريدن لوازم ورزشی است.

⭕️ داستان را مي‌شود در چهار کلمه خلاصه کرد:
«سخت و سهل؛ نرم و سخت»

🔹 ساز که مي‌خريد، سخت‌افزاري است که براي خريد بهترين نوع آن فقط پول خيلي بيشتري احتياج داريد، اما اگر پول داشته باشيد، سهل است. نوازنده شدن اما نيازمند کار نرم‌افزاري است. نرم نرم بايد بدن و ذهن را با ريتم هماهنگ کنيد، تئوري موسيقي بياموزيد و زحمت بکشيد. همين بخش نرم خيلي سخت است.

🔹 پول که داشته باشيد، مي‌توانيد کارخانه وارد کنيد، جاده بکشيد، هواپيما و کشتي بخريد، وزارتخانه تأسيس کنيد و مدرسه‌هاي زياد بسازيد. اين‌ها همه لُجستيک يا پشتيباني و تمهيد کردن وسيله است. اين‌ها کار سخت‌افزاري اما راحت توسعه يا همان بخش «سخت و سهل» و البته گران توسعه است.

🔹 مسأله از وقتي آغاز مي‌شود که قرار است صدها هزار معلم به ميليون‌ها دانش‌آموز درس بدهند. مدرسه (ساز) هست، روش مناسب آموزش، در نظر گرفتن ويژگي‌هاي يادگيرنده، خلاقيت نوآموز و ... همه نرم‌افزاري هستند و فناوري مشخصي هم ندارد. ساخت مدرسه فناوري مشخص ساخت‌وساز دارد، اما فناوري آموزش مشخص نيست.

🔹 ساخت هواپيما فناوري مشخصي دارد اما رساندن شرکت هواپيمايي به نقطه‌اي که هواپيماهاي چندده يا چندصد ميليون دلاري‌اش بيشترين ساعات پرواز با نرخ اشغال صندلي بالا داشته باشند و به سوددهي برسد، فناوري مشخصي ندارد. يادگيري در دانشگاه، سياست‌گذاري در وزارتخانه، اصلاح رانندگي مردم و خلاقانه کار کردن در کارخانه نيز همگي «نرمِ سخت» هستند.

🔹 خريد هواپيما (سخت و سهلِ گران) نيازمند مذاکره وزارتخانه يا شرکت هواپيمايي با شرکت هواپيماسازي و تأمين مالي يک بانک است؛ اما بالا بردن ساعات پرواز و کيفيت خدمات هواپيمايي، نيازمند ارتباط‌گيري با هزاران کارمند، ميليون‌ها مسافر، يادگيري مهارت‌هاي بسيار از خلباني تا ميهمانداري توسط هزاران نفر، و تصميم‌هاي متعدد است. کار انساني، نيازمند هماهنگي، خلاقيت و توأم با عدم قطعيت‌هاي متعدد است.

🔹 دانشگاه ساختن سخت و سهلِ گران، اما توسعه علمي نيازمند کار نرم‌افزاري صدها عضو هيئت علمي، انگيزه دادن به آن‌ها، انگيزه‌دار ساختن هزاران دانشجو، هماهنگ کردن دانشگاه، صنعت، مراکز تحقيقاتي خصوصي، تأمين مالي، تضمين آزادي علمي و استقلال دانشگاه است. اين‌ها با پول تنها حاصل نمي‌شوند و فناوري هماهنگ کردن دانشگاه با صنعت هم ثابت شناخته‌شده‌اي نيست و در هر محيط اجتماعي، سياسي و اقتصادي تغيير مي‌کند.


☑️ نتيجه‌گيري

⭕️ ما در سال‌هايي که پول نفت زياد داشتيم و با بهره‌کشي مخرب از طبيعت ايران، هزينه کار «سخت و سهلِ گران» ايجاد خيلي زيرساخت‌هاي سخت را فراهم کرديم. اين سخت‌افزارها به ما توهم توسعه داده‌اند.

⭕️ همه ابزارهاي زندگي ما - خودرو، گوشي، وسايل خانگي، وسايل حمل‌ونقل، مواد ساختمان‌ها، جاده‌ها، شبکه اينترنت، ساختمان دانشگاه‌ها و مدارس و ... - به‌طور ميانگين نه در همه کشور، بهتر از آن چيزهايي هستند که در دهه‌هاي گذشته داشتيم، اما احساس مي‌کنيم کاري پيش نمي‌رود و ظرفيت حل مسأله زياد نيست. انگار به جاي سفت خورده‌ايم.

⭕️ ما «ساز خريده‌ايم» اما نوازنده شدن دانش، رويکرد، مهارت و جهت‌گيري ديگري مي‌خواهد. يک پله بالاتر مي‌روم. ساختن ساز نجاري مي‌طلبد، اما نوازندگي و توليد موسيقي خوب از جنس ساخت‌وساز نيست؛ نظريه، ريتم‌خواني، هماهنگي بدن و ذهن، پرورش احساس، غليان عواطف؛ و هماهنگي بسيار زياد بين چندين نوازنده در قالب يک گروه موسيقي را مي‌طلبد.

⭕️ کلنگ‌ به دست‌ها و دست به آچارهايي که جاده و هواپيما مي‌سازند، استاتيک و مقاومت مصالح که به‌کار ساختن ساختمان و سازه مي‌آيند، و پول و جرثقيل که براي تهيه سخت‌افزارها ضروري‌اند؛ همه لازم‌اند اما نه براي مرحله «نرمِ سخت» توسعه.

ما به جاي سفت توسعه رسيده‌ايم؛ مرحله‌اي که بايد کار «نرم سخت» کرد. انديشه‌هاي نو (عمدتاً از جنس فلسفه، سياست، علوم اجتماعي، مديريت و ...)، مهارت‌هاي جديد (از جنس گفت‌وگو، مذاکره و هماهنگي و قابليت‌سازي)، جلب مشارکت و ... مي‌خواهيم.

ادامه اين مسير #کلنگ_انديشي، #بتن_محوري و #آچار_‌به_دستي، يعني ماشين‌ها، موبايل‌ها و وسايل زندگي بهتر مي‌شوند اما ناراضي‌تر شده و احساس مي‌کنيم سخت گير افتاده‌ايم، کاري پيش نمي‌رود.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

#شبکه_توسعه
@I_D_Network
#دغدغه_ایران
 @fazeli_mohammad

http://vrgl.ir/kXdh4
گفت و گو با ایرج پزشک زاد، خالق دایی جان ناپلئون
BBC Persian

بی بی سی فارسی: هنوز بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه اصطلاحاتی مانند تا قبر آ آ آ آ، سانفرانسیسکو، کار کار انگلیساست و یا سلامت باشید در میان چندین نسل از ایرانیان رواج دارد. اصلاحاتی که در رمان دایی جان ناپلئون، نوشته ایرج پزشکزاد زاده شد و پس از پخش سریالی با همین نام به کارگردانی ناصر تقوایی همه گیر. حالا ایرج پزشکزاد که نهمین دهه زندگی خود را می گذراند از شکل گیری و خلق شخصیت های این رمان می گوید؛ منبع الهام این شخصیت چه کسانی بودند و اینکه چه فرقی میان شخصیت‌های او و شخصیت‌های تقوایی وجود دارد. همانطور که تقوایی از این تفاوت‌ها می‌گوید.
حقوقدانی که جوانی خود را در فرانسه گذارند و از دادگستری به وزارت خارجه ایران رفت و ردای یک دیپلمات را پوشید و نویسنده ستون طنز آسمون ریسمون در مجله فردوسی بود، همچنان از نظر بسیاری بزرگترین طنزنویس و یکی از بهترین نویسندگان ایرانی است. کسی است که با آثاری چون دایی جان ناپلئون، ماشاالله خان در بارگاه هارون الرشید و ادب مرد به ز دولت اوست در عرصه ادبیات معاصر ایران ماندگار شد. پزشکزاد سالهاست که در تبعید می گذراند و در این فیلم از گذشته، حسرت‌ها و دلبستگی‌هایش می گوید.

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/dy3uy2cpNDk" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: انتخابات، نه. حق انتخاب، آری.
#V 070
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara

کارتون بالا اثر مانا نیستانی است.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: انتخابات، نه. حق انتخاب، آری
#V 070
https://t.me/divanesara/1057

نویسنده مهمان: ایمان آقایاری @Mehrgan96
«هیچ‌کس نمی‌تواند مرا مجبور کند به سعادتی مطابق سلیقه او تن دهم*».

واژه انتخابات در کشور ما با نوعی سوء تفاهم آمیخته شده است. این سوء تفاهم که هم مورد سو استفاده اصحاب قدرت قرار گرفته و هم موجبات انفعال شهروندان را فراهم آورده چنین وانمود می‌کند که عرصه انتخاب افراد محدود است به برگزیدن یکی از میان پیش‌تر برگزیده شده‌ها. جامعه نیز در تقابل با این نمایش موضع سکوت و عدم مشارکت اتخاذ می‌کند.

حال آن که ریشه مشارکت سیاسی در «حق انتخاب» به عنوان بنیادی برای «آزادی سیاسی» است. این پدیده قابل تقلیل به بیعت با حاکمان و یا تبدیل رأی‌دهنده به بیعت‌کننده‌ای منفعل نیست. ضمن این که دست‌آوردِ انتخابات محصول مشقت‌های بسیارِ فکری و عملی انسان‌های بی‌شماری در طول تاریخ است. انسان صاحب حق، موجودی است که از انقیاد و تحت ولایت دیگری بودن بیرون آمده، نمی‌تواند دو عنصر خود مختاری و صغیر بودن را در یک جا جمع کند.

وقتی جامعه‌ای به مرحله‌ای از بلوغ و آگاهی می‌رسد که اراده می‌کند از قیمومیت دیگری سر باز زند، هر بهانه‌ای جهت حفظ و تداوم این انقیاد، بیدادی ناموجه است. ساختارهای سیاسی اگر انعطاف لازم در مواجهه با تکانه‌های سیاسی و پویایی اجتماعی را داشته باشند، هرگز چنین احساسی تمامی اقشار و طبقات یک جامعه را در بر نمی‌گیرد. حال آن که در انسداد سیاسی و وضعیت غیر قابل اصلاح، اکثریت قریب به اتفاق جمعیت در حاشیه قرار گرفته و به محض اطلاع از وضع خود شروع به تکاپو برای بر هم زدن متن می کند؛ حال با هر نتیجه ای، چه نیک و چه شر. همانطور که در آغاز رساله ی «طبقه ی سوم چیست؟» نوشته «ژوزف سی‌یز» اندیشمند انقلابی فرانسه می‌یابیم: «طبقه ی سوم چیست؟ همه چیز. تا کنون چه بوده است؟ هیچ چیز. اکنون چه می‌خواهد؟ می‌خواهد چیزی بشود». و این آغاز ماجراست.

در مقدمه اعلامیه استقلال آمریکا می‌خوانیم:
«ما این حقایق را بدیهی می‌انگاریم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب ناشدنی معینی به آن‌ها اعطا کرده است؛ که حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی از جمله آن‌هاست. و این که برای تضمین این حقوق، حکومت‌هایی در میان انسان‌ها بر پا می‌شوند که اختیارات به حق خود را از رضایت حکومت شوندگان کسب می‌کنند. و این که هر گاه هر شکلی از حکومت پایمال کننده این اهداف شود، حق مردم است که آن را تغییر دهند، یا براندازند، و حکومت تازه‌ای بر پا دارند و بنیان آن را بر چنان اصولی بگذارند ... البته دوراندیشی حکم می‌کند که حکومت‌هایی که مدت‌هاست استقرار یافته‌اند به دلایل جزئی و زودگذر تغییر داده نشوند... اما هر گاه رشته دراز سوء رفتارها و زورستانی‌ها پیوسته به همان سیاق ادامه یافت و از قصد کشاندن آن‌ها به زیر یوغ استبداد مطلقه حکایت داشت، حق آن‌ها، بلکه وظیفه آن‌هاست که چنین حکومتی را کنار بگذارند و برای امنیت آینده خود پاسداران تازه‌ای بگمارند».

این بیان انقلابی توأم با دوراندیشی، ایده راهنمای انسان مدرن در پهنه سیاست است. این متن مؤید استقلال و حقانیت انسان، و مکلف بودن حکومت در قبال او است. حق انتخاب بر خاسته از نگاه نو به انسان و سیاست، تحمیل سبک خاصی از نگرش یا زندگی و هم چنین تحمیل حزب یا فردی خاص برای هدایت امور جمعی را بر نمی‌تابد. و نیز اجازه نمی‌دهد که با تفسیر به رأی و به صورت قلب شده این حق، به ملعبه‌ای برای مشروعیت‌سازی حکومت بدل شود.

از این روی می‌توان با استناد به آگاهی انکشاف یافته در عصر نوین و با اتکا به پشتوانه‌ای محکم و غنی مرز میان مقولات مجزا را باز شناخت و جلوی خلط مباحث را گرفت. و نهایتا از موضع فعالانه گفت: انتخابات، نه؛ حق انتخاب، آری.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
رادیوگیک ۰۹۸ - پرایوسی خلوت حریم شخصی
Jadi
رادیوگیک ۰۹۸ – پرایوسی خلوت حریم شخصی

این یک شماره مرسومه، پراز تجاوز به حریم شخصی، حمله به حوزه و خصوصی و نقض پرایوسی ما. این شماره در مورد اینترنت این روزها است. البته با خبرهایی خوب، از کات و پیست دی ان ای برای مبارزه با سرطان گرفته تا پیشبرد حقوق معلولین اون سر دنیا، البته در کنار ماهواره و لباس فضایی این حوالی.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: انتخابات، نه. حق انتخاب، آری
#V 070
https://t.me/divanesara/1057

نویسنده مهمان: ایمان آقایاری @Mehrgan96
«هیچ‌کس نمی‌تواند مرا مجبور کند به سعادتی مطابق سلیقه او تن دهم*».

واژه انتخابات در کشور ما با نوعی سوء تفاهم آمیخته شده است. این سوء تفاهم که هم مورد سو استفاده اصحاب قدرت قرار گرفته و هم موجبات انفعال شهروندان را فراهم آورده چنین وانمود می‌کند که عرصه انتخاب افراد محدود است به برگزیدن یکی از میان پیش‌تر برگزیده شده‌ها. جامعه نیز در تقابل با این نمایش موضع سکوت و عدم مشارکت اتخاذ می‌کند.

حال آن که ریشه مشارکت سیاسی در «حق انتخاب» به عنوان بنیادی برای «آزادی سیاسی» است. این پدیده قابل تقلیل به بیعت با حاکمان و یا تبدیل رأی‌دهنده به بیعت‌کننده‌ای منفعل نیست. ضمن این که دست‌آوردِ انتخابات محصول مشقت‌های بسیارِ فکری و عملی انسان‌های بی‌شماری در طول تاریخ است. انسان صاحب حق، موجودی است که از انقیاد و تحت ولایت دیگری بودن بیرون آمده، نمی‌تواند دو عنصر خود مختاری و صغیر بودن را در یک جا جمع کند.

وقتی جامعه‌ای به مرحله‌ای از بلوغ و آگاهی می‌رسد که اراده می‌کند از قیمومیت دیگری سر باز زند، هر بهانه‌ای جهت حفظ و تداوم این انقیاد، بیدادی ناموجه است. ساختارهای سیاسی اگر انعطاف لازم در مواجهه با تکانه‌های سیاسی و پویایی اجتماعی را داشته باشند، هرگز چنین احساسی تمامی اقشار و طبقات یک جامعه را در بر نمی‌گیرد. حال آن که در انسداد سیاسی و وضعیت غیر قابل اصلاح، اکثریت قریب به اتفاق جمعیت در حاشیه قرار گرفته و به محض اطلاع از وضع خود شروع به تکاپو برای بر هم زدن متن می کند؛ حال با هر نتیجه ای، چه نیک و چه شر. همانطور که در آغاز رساله ی «طبقه ی سوم چیست؟» نوشته «ژوزف سی‌یز» اندیشمند انقلابی فرانسه می‌یابیم: «طبقه ی سوم چیست؟ همه چیز. تا کنون چه بوده است؟ هیچ چیز. اکنون چه می‌خواهد؟ می‌خواهد چیزی بشود». و این آغاز ماجراست.

در مقدمه اعلامیه استقلال آمریکا می‌خوانیم:
«ما این حقایق را بدیهی می‌انگاریم که همه انسان‌ها برابر آفریده شده‌اند و آفریدگارشان حقوق سلب ناشدنی معینی به آن‌ها اعطا کرده است؛ که حق زندگی، آزادی و جستجوی خوشبختی از جمله آن‌هاست. و این که برای تضمین این حقوق، حکومت‌هایی در میان انسان‌ها بر پا می‌شوند که اختیارات به حق خود را از رضایت حکومت شوندگان کسب می‌کنند. و این که هر گاه هر شکلی از حکومت پایمال کننده این اهداف شود، حق مردم است که آن را تغییر دهند، یا براندازند، و حکومت تازه‌ای بر پا دارند و بنیان آن را بر چنان اصولی بگذارند ... البته دوراندیشی حکم می‌کند که حکومت‌هایی که مدت‌هاست استقرار یافته‌اند به دلایل جزئی و زودگذر تغییر داده نشوند... اما هر گاه رشته دراز سوء رفتارها و زورستانی‌ها پیوسته به همان سیاق ادامه یافت و از قصد کشاندن آن‌ها به زیر یوغ استبداد مطلقه حکایت داشت، حق آن‌ها، بلکه وظیفه آن‌هاست که چنین حکومتی را کنار بگذارند و برای امنیت آینده خود پاسداران تازه‌ای بگمارند».

این بیان انقلابی توأم با دوراندیشی، ایده راهنمای انسان مدرن در پهنه سیاست است. این متن مؤید استقلال و حقانیت انسان، و مکلف بودن حکومت در قبال او است. حق انتخاب بر خاسته از نگاه نو به انسان و سیاست، تحمیل سبک خاصی از نگرش یا زندگی و هم چنین تحمیل حزب یا فردی خاص برای هدایت امور جمعی را بر نمی‌تابد. و نیز اجازه نمی‌دهد که با تفسیر به رأی و به صورت قلب شده این حق، به ملعبه‌ای برای مشروعیت‌سازی حکومت بدل شود.

از این روی می‌توان با استناد به آگاهی انکشاف یافته در عصر نوین و با اتکا به پشتوانه‌ای محکم و غنی مرز میان مقولات مجزا را باز شناخت و جلوی خلط مباحث را گرفت. و نهایتا از موضع فعالانه گفت: انتخابات، نه؛ حق انتخاب، آری.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from نود اقتصادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 فیلم/ مسعود نیلی دستیار سابق رئیس جمهور در امور اقتصادی: هیچ وقت فکر نمی‌کردم قیمت دلار حتی تا سال ۱۴۰۰ هم به ۸ هزار تومان برسد/ دلار در مقطعی از سال ۹۷ حتی تا ۱۶-۱۵ هزار تومان هم بالا رفت و مزیت نسبی برای تولید ملی ایجاد کرد

کانال آخرین اخبار و تحلیل‌های روز اقتصاد ایران↙️

🆔 https://telegram.me/joinchat/EZnefD9kO8xINJK_Z5xVqQ
jadi-net_radio-geek_098_privacy-privacy-privacy.mp3
20.3 MB
رادیوگیک ۰۹۸ – پرایوسی خلوت حریم شخصی

این یک شماره #رادیوگیک مرسومه، پراز تجاوز به حریم شخصی، حمله به حوزه و خصوصی و نقض پرایوسی ما. این شماره در مورد اینترنت این روزها است. البته با خبرهایی خوب، از کات و پیست دی ان ای برای مبارزه با سرطان گرفته تا پیشبرد حقوق معلولین اون سر دنیا، البته در کنار ماهواره و لباس فضایی این حوالی.
https://jadi.net/2020/02/radiogeek-098-privacy-privacy-privcacy/
✍️پاسخ«صادق زیباکلام»به«حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم»| ۲۹ بهمن ۱۳۹۸

جناب حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم سخنگوی روحانیت مبارز
با سلام و تحیات

🔹درمصاحبه ای با سایت اعتماد آنلاین گلایه ازعدم شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس فرموده بودید. ازجمله عدم شرکت بنده را باعث ناامیدی وسردشدنِ انتخابات خوانده وآن را موجب خسران به منافع ملی دانسته بودید. گمان نمی کنم نیازی به توضیح باشد که اصلاح طلبان درکل و بنده بالاخص همواره طرفدارسرسخت شرکت درانتخابات بوده‌ایم. این جمله را بارها گفته‌ام که برای اصلاح کشور چاره‌‌ای بجزشرکت درانتخابات نداریم؛ علیرغم همه کاستی‌هایی که انتخابات در ایران با آن روبروست. سه ماه شهر به شهر و دانشگاه به دانشگاه رفتم و بسیاری را که مردد بودند درانتخابات شرکت کنند"هل دادم" بسمت صندوق رای. اما جنابعالی وهمفکرانتان دربخش انتصابی آنچنان بلایی برسرِبخش انتخابی که مشروعیتش را برخلاف بخش انتصابی از رای مردم میگیرد آوردید وآنچنان انتخابات را خوار و ذلیل و بی اعتبار نمودید که بارها ظرف سه سال گذشته گفته‌ام نمیتوانم درچشم هموطنانم که بدعوت من درانتخابات شرکت کردند نگاه کنم.

🔹جناب مصباحی مقدم بزرگوار، اگراحدی از آن ۲۴ میلیونی که به آقای روحانی رای دادند یا درانتخابات ۹۴ شرکت کردند از جنابعالی بپرسند که کدام یک ازسیاست‌های نظام درنتیجه انتخابِ آقای روحانی یا مجلس تغییر پیداکرد، چه پاسخی به آنها می‌دهید؟ به آنها می‌فرمایید کدام تغییردرسیاست‌های خارجی، داخلی، اقتصادی، نظامی، قضایی یا امنیتی کشور در نتیجه رفتنِ شما بپای صندوق رقم خورد؟

تنها فایده انتخابِ روحانی و مجلسِ دهم آن شد که بشوند گلگیرِبخشِ انتصابی و بار همه ناکارآمدی‌های آن بخش برسرشان ریخته شود.

🔹جنابعالی و همفکرانتان چشمانتان را سالهاست برروی همه این واقعیتها فروبسته‌اید و همچنان انتظاردارید هر طور که با مردم رفتار کردید آنها همچنان مشتاقانه بپای صندوق بروند. اگرهم کسی اما و اگری بگوید متهمش می‌نمایید به [«ناامید کردن مردم»، «ریختن آب به آسیاب دشمن»، «تشخیص ندادن شرایط حساس کنونی کشور» و..]
جناب حجت الاسلام مصباحی مقدم عزیز، روحانیت مبارز و سایر جریانات سنتی دیگر هم نقش چندانی درمجلس یازدهم نخواهندداشت. مجلس یازدهم مبارک باشد بر جریانات تندرو که درغیاب طبقه متوسط، بسیاری ازساکنین شهرهای بزرگ بالاخص جوانان و اقشار و لایه‌های تحصیلکرده‌تر جامعه، ازهم اکنون پیروز این انتخابات هستند.
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
بیست و نهم بهمن ماه ۹۸

https://www.instagram.com/p/B8toi25JvtR/?igshid=w6vnr9sczmvo
Forwarded from جامعه نو
#الف_ویژه

🔻دزدها چوب برداشته‌اند!

▫️تحریریه جامعه‌نو: پژمان موسوی ، روزنامه نگار، عضو هیات‌مدیره‌ی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، توسط دادسرا احضار شده است . این بار نه به خاطر مسائل سیاسی، که به علت شکایت گروهی از مدعیان روزنامه نگاری، مرکب از تاجرپیشگان مطبوعاتی و رفقای آنها در وزارت مدعی حمایت از فرهنگ و فعالیت رسانه‌ای. اتهام او، تا جایی که معلوم شده شکایت مافیای یاد شده به علت افشای زدوبندهای وسیع بین گروهی از صاحب امتیازهای خودخوانده و مقامات ارشاد از جمله حسین انتظامی معاون سابق وزارت ارشاد است. موسوی فاش کرده بود تعداد وسیعی از نشریات گمنام که سابقه ای از آنها در دست نیست، مبالغ هنگفتی یارانه مطبوعاتی از وزارت ارشاد دریافت کرده اند.

در دوره طولانی انتشار گزارشهای موسوی درباره این سوء استفاده مافیایی، هیچیک از دریافت کنندگان این مبالغ و از جمله حسین انتظامی هیچ تکذیبی درباره این گزارشهای صریح و دارای نام و مشخصات دریافت کنندگان ارائه نکردند و مانند دسته گربه‌های دزد که با دیدن چوب گم میشوند، دسته جمعی مصلحت را در سکوت دیدند تا کار بالا نگیرد. متاسفانه جامعه صاحبان مطبوعات هم کاسبکارانه خود را به ندیدن زدند تا ارشاد از آنها دلگیر نشود و موسوی تنها ماند. تنها عباس صالحی وزیر فعلی ارشاد زیر فشار افکار عمومی و برخی روزنامه‌نگاران گفت که این کارها دیگر تکرار نخواهد شد . فقط همین!

حالا، پژمان موسوی تصمیم گرفته است از این فرصت برای طرح دوباره یافته های خود درباره این غارت مشترک بخش خصوصی و دولتی استفاده کند. خوب است قاضی یا بازپرس یا مدعی العمومی که این پرونده زیر دست اوست از شاکیان هم بپرسد مدارکشان برای دریافت آن مبالغ هنگفت چه بوده است. هرچند شاید نتوان از قوه قضائیه چنین انتظاری را داشت، چرا که منطقی‌تر است از هیات مدیره انجمن روزنامه نگاران که موسوی هم عضو آن است پرسیده شود چرا در شکایت از وزارت ارشاد به خاطر سوءتوزیع یارانه مطبوعاتی چنان اهمال کرده است که اکنون گربه های دزد جرات برداشتن چوب پیدا کرده اند.

جامعه‌نو که پژمان موسوی هم از اعضای آن است قبلا در این باره اطلاعات و یادداشتهایی منتشر کرده است که به نشانی های https://t.me/jameeno/2062 و https://t.me/jameeno/2115 قابل دسترسی است.

🆔 @jameeno
Forwarded from جامعه نو
#الف

🔹گام آخر؛ تحقیر !

▫️تحریریه جامعه‌‌نو: آخرین دستاورد شیوه اداره کشور توسط حکومت مستقر، قرار گرفتن مردم ایران زیر عنوان رسمی "ترحم انگیز" توسط دولت سوئیس است. هم عنوان سازوکاربشردوستانه برای رساندن دارو و غذا به ایران ، و هم توضیحات مقامات سوئیس و سپس مقامات دولت جنایتکار آمریکا فقط یک معنی دارد: برای رحم به مردم ایران ، اجازه دادیم دارو و غذا از کانال‌خاصی به ایران ارسال شود واز شمول تحریمها خارج باشد. ملت رقت انگیزی شده است ملت ایران!

نه میخواهیم مردم را تحقیر و تحریک کنیم و نه حکومت را زیر پرسش قرار دهیم که چرا رگ غیرتش در این ماجرا به خواب رفته است. وقت این حرفها نیست: به جایی رسیده‌ایم که باید از راه ترحم به ما امکانی بدهند و مجبور به پذیرش این ترحم هم هستیم. همان تحقیری که مردم نگونبخت عراق در دوران صدام در برنامه "نفت در برابر غذا " به آن دچار بودند. قرار است آمریکاییها مورد به مورد بررسی کنند که سوئیس با پول نفت یا صادرات دیگرایران به مردم ایران غذا ودارو برساند. در دوران صدام ، واسطه اجازه فروش غذا به جای نفت به عراق ، سازمان ملل بود و لفت ولیس معامله هم نصیب پسر کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل شد . معلوم نیست ایرانی ها ترقی کرده اند یا پسرفت، که اختیار واردات غذا و داروی آنها به دست سوئیسی‌ها افتاده است و مشخص نیست لفت و لیس و دزدی این سازوکار بشردوستانه تازه را چه کسانی خواهند کرد.

امابه جای غصه خوردن و شکستن زیربار این تحقیر بیایید فکر کنیم علت دچار شدن به این وضعیت چیست.

این مشکل خاص، ریشه در حوزه سیاست خارجی کشور دارد. سیاست خارجی حوزه‌ای است که روابط کشور با جهان خارج در آن تنظیم میشود. سایر امور خارجی مانند میزان مبادله تجاری، سطح توسعه تبادل فرهنگی، و گرمی مناسبات اجتماعی متغیرهای تابع سیاست خارجی کشور به حساب می‌آیند . وقتی نمیتوانید چیزی بفروشید یا چیزی بخرید، حاصل تنظیمات سیاست خارجی است. این بار، بدون ارائه قضاوت ارزشی در باره درستی یانادرستی سیاست خارجی مورد علاقه حکومت ، یا آنطور که آقای ظریف صورتبندی و تعریف کرده است ("ما انتخاب کردیم که اینطور زندگی کنیم") باید به مردم توصیه کنیم پوست خود را برای تحمل تحقیرهای بین‌المللی بیشتر کلفت‌تر کنند. گویا باید ممنون باشیم از آن دو کشور ، احتمالا به اندازه رضایتی که حکومت از پذیرش این تحقیر دارد و صدایش در نمیآید. فارغ از نقد و غرغر، به اهل تصمیم در حکومت هم توصیه میکنیم این مجوز را دستاورد و پیروزی نبینند، قدمی تازه به سوی شکستی بیابند که برای پایان دادن به روند آن باید کاری کرد. ما نمیگوییم چه کنند، اما میشود تاکید کرد، این مسیر، به وادی آباد و شرافتمندانه‌ای نمیرسد.

جنبه پنهان این تحقیر ، فقدان مکانیسمی برای سردرآوردن ملت از علت اجبارش به تحمل این تحقیر است. واضح است که باید ترامپ را نفرین کنیم و عکس اورا بسوزانیم، اما قاعدتا باید در کنارش بفهمیم چرا و چگونه به اینجا رسیده‌ایم. آیا ظریف درست گفته بود؟ چند نفر با اگاهی کامل و بعد از بحثی آزاد با مشارکت هرکس که ایرانی است به این شیوه کشورداری رای داده‌اند؟

🆔 @jameeno