لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به معاون حقوقی رئیس جمهور|۲۴ بهمن ۹۸


استاد ارجمند سرکارخانم دکترلعیا جنیدی
معاون محترم حقوقی رئیس‌جمهور
با سلام وتحیات

🔹گمان نمی کنم نیازی باشد تا باستحضاربرسانم که سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران ، خانم بهاره هدایت وآقایان امیرمحمدشریفی ومعین زارعیان بواسطه اتهامات سیاسی بازداشت شده اند. مطالب زیادی اظهارشده که آیا بازداشت خانم هدایت درون ساختمان حراست دانشگاه اتفاق افتاده یا بیرون آن. جناب آقای اسماعیل سلیمانی مسئول حراست دانشگاه توضیح داده اند که ایشان بیرون ساختمان بازداشت شده. مسئله این نیست که آیا خانم هدایت یا سایردانشجویان به حراست احضار شده وسپس بازداشت شده اند یا آنگونه که مسئول محترم حراست دانشگاه توضیح داده‌اند دانشگاه همکاری با نیروهای امنیتی نداشته اند.مسئله نفس بازداشت دانشجویان توسط نهادهای امنیتی بواسطه فعالیتهای سیاسی درون دانشگاه میباشد.این نه نخستین باراست که دانشجویان بواسطه فعالیت‌های سیاسی بازداشت می‌شوند ونه یقینا بارآخرخواهد بود. ظرف چند سال گذشته یک پای آقایان دکتر مجید سرسنگی واخیراً آقای دکترسعید حبیبا ازمسئولین دانشگاه دردانشگاه بوده وپای دیگرشان بدنبال پیگیری دانشجویان بازداشت شده.

🔹دراعتراضات دیماه ۹۶ دست کم ۱۲۰ دانشجو و در اعتراضات آبانماه امسال مجدداً ۹۶ دانشجو بازداشت شدند.بسیاری البته آزاد شده اند اما سوال درخصوص نفس بازداشت دانشجویان و تشکیل پرونده های امنیتی برای آنان بدلیل اعتراضات سیاسی است. جنابعالی وقبل ازشما،بانوشهیندخت مولاوردی دردولت اول آقای روحانی تلاش زیادی بمنظورتنظیم "منشورحقوق شهروندی"نمودید. پرسش من آن است که بازداشت دانشجویان کجای منشورحقوق شهروندی قرارمیگیرد؟ آیا دراین منشورمسئولین امنیتی مجازهستند که دانشجویان را بواسطه شرکت دراعتراضات سیاسی دردانشگاه بازداشت نمایند؟ آیا جنابعالی یا احدی ازامناء دولت فخیمه نمی بایست حسب میثاق منشورحقوق شهروندی نسبت به بازداشت دانشجویان اعتراض نمایید؟ یا نه، وظیفه دولت درراستای حقوق شهروندی صرفا محدود می شود به رایزنی وخواهش و تمنا ازمسئولین امنیتی که دانشجویان بازداشتی را با وساطت آزاد نمایند؟

ایام بکام باد
صادق زیباکلام
بیست و چهارم بهمن ۹۸

https://www.instagram.com/p/B8g8miiJmRf/?igshid=1p8brki23qxxr
در شماره 32 دوماهنامه میهن آمده است:

http://mihan.net/1398/11/19/


📝 سرسخن سی و دوم 👈 /read2469

👤 اتحاد جمهوریخواهان ایران 📝 هدف ما استقرار جمهوری سکولار و دمکرات در ایران است! 👈 /read2464

👤 حزب چپ ایران (فدائیان خلق) 📝 جبهه جمهوری خواهی؛ لازمه گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی 👈 /read2458

👤 همبستگی جمهوری خواهان ایران 📝 اتحاد حول یک منشور جمهوری‌خواهی 👈 /read2457

👤 کمال ارس 📝 اتحاد جمهوری‌خواهان با استفاده از تجربه جبهه ملی ایران 👈 /read2449

👤 علی افشاری 📝 ضرورت برند‌سازی سیاسی از جمهوری خواهی سکولار دمکرات 👈 /read2453

👤 ابوالحسن بنی‌صدر 📝 «تحول پایین»؛ جمهوری «شهروندان حقوند» 👈 /read2446

👤 بهروز بیات 📝 چرا جمهوری‌خواهی و چگونه‌گی کنش جمهوریخواهان؟ 👈 /read2441

👤 احمد پورمندی 📝 زنده باد جمهوری! 👈 /read2436

👤 مهدی جامی 📝 آری به اتفاق جهان می توان گرفت؛ اما چرا اتفاق ممکن نمی‌شود؟ 👈 /read2433

👤 نقی حمیدیان 📝 «انتخابات آزاد» مهمترین تاکتیک گذار به دموکراسی 👈 /read2430

👤 بهروز خلیق 📝 گام اول تشکیل بلوک ها؛ گام دوم تشکیل ثقل نیروهای جمهوری خواه 👈 /read2420

👤 مهرداد درویش پور 📝 “جبهه جمهوری” مطلوبترین راه گذار به دمکراسی در ایران؟ 👈 /read2417

👤 مریم سطوت 📝 عمل مشترک پایه نزدیکی نیروها 👈 /read2413

👤 حسن شریعتمداری 📝 وجه ایجابی جمهوری خواهی مدرن چیست؟ 👈 /read2410

👤 رضا شیرازی 📝 «جمهوریت» مناسب بستر اجتماعی ایران؛ با وجود نوپایی و فقر نظری 👈 /read2407

👤 مجید عبدالرحیم‌پور 📝 لزوم شبکه و جبهه دموکراتیک فراگیر و خطر انواع پوپولیسم 👈 /read2406

👤 مهدی عربشاهی 📝 شاید وقتی دیگر زمان کار جبهه‌ای فرا رسد 👈 /read2405

👤 رضا علیجانی 📝 چند جمهوری‌خواهی با چند خط مشی چگونه همسویی کنند؟ 👈 /read2397

👤 مهدی فتاپور 📝 نیاز به گامهای شجاعانه در شرایط پر تحول کشور 👈 /read2393

👤 رامین کامران 📝 جبهۀ فراگیر جمهوری خواهی به چه درد می‌خورد؟ 👈 /read2391

👤 کاظم کردوانی 📝 در ضرورتِ رهانیدن جمهوری و جمهوریت از بندهای تودرتو 👈 /read2400

👤 بهزاد کریمی 📝 جمهوری‌خواهی سکولار دمکراسی، جا در دل دمکراسی‌خواهی دارد! 👈 /read2388

👤 علی کشتگر 📝 گذار؛ موج، نه موج سوار! 👈 /read2384

👤 ملیحه محمدی 📝 جبهه جمهوری، ضرورت ها و باید و نبایدهایش 👈 /read2378

👤 مهران مصطفوی 📝 جبهه جمهوریخواهی (چرا و چگونه؟) 👈 /read2377

👤 امیر مُمبینی 📝 موفقیت در گروی ارتباط با حرکت زنده و موثر جامعه 👈 /read2373

👤 همایون مهمنش 📝 دموکراسی مهمترین اصل مشترک ماست 👈 /read2370

👤 اسماعیل نوری‌علا 📝 جمهوریت‌خواه نه جمهوری‌خواه 👈 /read2365
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
مجلس را بهتر بشناسیم
VOA Lastpage

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/fmGW91BoFgM" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
عباس غفاری جن گیر حکومت را بهتر بشناسیم
VOA Lastpage

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/0eCujFDN2PA" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
ابوالفضل برقعی قمی (نام کامل: سید ابوالفضل ابن الرّضا برقعی قمی، زادهٔ ۱۲۸۷ - درگذشتهٔ ۱۳۷۰)، از روحانیان تجدیدنظرطلب و اصلاح‌گر دینی بود.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B9%DB%8C
محمدرضا نکونام (زاده ۱۳۲۷ در گلپایگان) مدرس سطوح عالی فقه و فلسفه حوزه علمیه قم است[۱] که در علوم مختلف اسلامی دارای تألیفات می‌باشد.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85
سید حسین کاظمینی بروجردی (زاده ۱۰ مرداد ۱۳۳۷ در بروجرد)، روحانی ایرانی، زندانی سیاسی و از مخالفان تئوری ولایت فقیه است. وی مخالف دخالت دین در سیاست و طرفدار جدایی دین از دولت است

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: صدای بازنده‌ها؛ چرا تتلو می‌گیرد؟
#V 068
https://telegra.ph/V068-02-06

نویسنده مهمان: سروش افخمی @Soroushafkhami

مقدمه: از کجا آمد؟

۴ تا جوان کنار هم ایستاده‌اند و یکی دیگر از پشت‌شان رد می‌شود و پارکور اجرا می‌کند. دیوار پشت‌شان پر از گرافیتی‌های رنگارنگ خرچنگ قورباغه است. سمت راست تصویر یک حلقه بسکتبال دیده می‌شود‌؛ یکی‌شان که موهای بلند و صدای نازکی دارد، می‌خواند: «من می‌خواستم که با تو، بمونم تا همیشه...» و با دست‌هایش اداهای عجیب درمی‌آورد. نشان‌گر کامل دهه شصتی‌های آن زمان است؛ پیراهن آستین کوتاه سفید، شلوار مشکلی، موی بلند و ته ریش. آهنگ که کاور یک ترانه خارجی‌ست، کماکان با صدای تازه این بچه‌ها شنیدنی است.

حالا او بالای یک ماشین است، می‌خواند: «درسته بنز ندازم اما ۲۰۶ که دارم». جوان‌هایی دوره‌اش کرده‌اند، و با ریتم شیش و هشت قر می‌دهند‌. کمی بیشتر به خودش رسیده، یقه‌اش باز است. ابروهایش را برداشته و کنار اردلانِ دماغ عملی می‌خواند‌ که «پاسپورت کانادایی نه ولی کارت ملی که دارم». من هم تکانی به خودم می‌دهم. مادرم می‌خندد و پدرم چپ چپ‌ نگاه می‌کند.

این بار دستبند سبز داریم. پدرم پای موبایل نوکیایش نشسته و با او می‌خواند: «ریشه‌کن فقر و فساد، میرحسین موسوی». می‌گوید این تتلو هم بد نیست ها. این بار من می‌خندم...

با لباس در وان خوابیده، قرص خورده خودش را بکشد، تصویر او با لباس در وان پر، کمی مضحک‌ است، اما وقتی می‌گوید: «تو به حرف من گوش کن» دلم برای خودم و عشق شکست‌خورده‌ام می‌سوزد.

پشت کامیون نشسته، موهایش ریخته و ناچار کوتاه‌شان کرده. در زاغه‌های تهران تاب می‌خورد: «خونه خوبه، خونه مامانم امیده». دلم می‌لرزد. تهرانم و به مادرم زنگ می‌زنم و گریه می‌کنم‌. ۱۰ سالی‌ست دارد کار می‌کند؛ صدایش می‌لرزد: «خسته از همه، خسته از خالی بودن جای صدام تو برج میلاد». منم گریه می‌کنم. آخرش سلامتی همه را می‌خواهد‌، از ایرج قادری تا حجازی و پدر و مادرها.

خالکوبی‌هایش توی ذوق می‌زند. ادبیاتش فرق کرده. می‌گوید سبک «تتلیتی» را خودش آورده. ملغمه‌ایست از پاپ و رپ که فقط خودش می‌خواند. فوتبال بازی می‌کند و از زندگی سالم می‌گوید و گیاه‌خواری‌. می‌گوید می‌خواهد شماره هفت ایران شود. می‌دانم این بار هم شکست می‌خورد.

روی ناو وسط خلیج فارس، کلاه روی سرش و سربازها کنارش رژه می‌روند. هاج و واج نگاه‌اش می‌کنم؛ «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست». این همان است؟ ازش بدم می‌آید‌. اه ... خودت را خراب نکن احمق!

پیش رییسی نشسته، می‌گوید: «این یکی رو دستم مامانمه، اینم ایرانه، اینم که...». رییسی آشکارا معذب نشسته، دارد در دل مشاورش را فحش می‌دهد؛ این یارو دیگر کیست؟ من‌ اینجا چه کار میکنم؟ به پدرم می‌گویم: «بدبخت، انقدر بهش مجوز ندادن که قاطی کرد» چپ نگاه‌ام می‌کند: «از اولشم دیوونه بود». نمی‌دانم چرا ولی از او متنفر نیستم.

ادامه یادداشت را از اینجا یا با instant view بخوانید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
روایت فتح یا روایت فاتحان؟
#V 069
https://t.me/divanesara/1051

نویسنده مهمان: ایمان آقایاری @Mehrgan96-«بهترین روزگار و بدترین ایام بود. دوران عقل و زمان جهل بود. روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود. موسم نور و ایام ظلمت بود. بهار امید بود و زمستان نا امیدی. همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود. همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه در جهت عکس ره می سپردیم».
(داستان دو شهر-چارلز دیکنز)

بیش از چهار دهه از روزهای انقلاب می‌گذرد. روزگاری که ملتی علیه ظلم و استبداد قیام کرد و قیامش به بار نشست. انقلابی رقم خورد و عموم جامعه خشنود بود. با مرور خاطرات و نظرات آن روزگار، روایت غالب را می‌توان روایت پیروزی و امید خواند. بازتاب این روایت را در اثری چون «ایران سرای امید» می‌یابیم. اما در کنار روایت فاتحان و مغلوبین، روایت توأم با تردید و اضطرابی هست که اگر چه راویانش منتقدین و مخالفین شاه بودند، ولی با خوشبینی افراطی و هیجان عمومی انقلاب همراه نبودند.

با گذر زمان و مشاهده محصولات انقلاب، اندک اندک روایت اخیر در میان نیروهای فکری و کنش‌گران سیاسی، مدنی و فرهنگی گسترش یافت. هم چنین در نتیجه سرخوردگی عمومی، ناکارآمدی حکومت و تکرار شعارهای پوچی که دستاوردی برای مردم نداشت، روایت حکومت سرنگون‌شده پیشین در میان اقشاری از جامعه جا باز کرده است.

توسعه ی ابزار ارتباطی در نسبت با واقعیات ذهنی و انضمامی، انحصار روایت انقلاب را به طور کامل از دست حکومت خارج کرد، و حد اعلای ظلم و فساد جای دفاع از انقلاب برای توده بی‌رمق مردم باقی نگذاشته است.

حکومتی که همواره تعریفی سلبی از خود ارائه می‌کند و سعی در توجیه ضعف‌ها با نشان دادن ایرادات حکومت پیش از خود می‌نماید، نهایتا در تله‌ای خودساخته گیر می‌افتد و حالا در تمامی سنگرهای پیش‌تر فتح شده با مردم در جنگ است: نه تنها درمانی بر دردها نبوده بلکه داشته‌های اندکی چون برخی آزادی‌های فردی و اجتماعی، حداقلی از معیشت و امکان زیست در مقیاس جهانی را نیز از شهروندان خود سلب نموده و حالا تنها متاع «امنیت» را در بازاری مکاره به «متقاضیان ناچار» قالب می‌کند. برای بقا در چرخشی معنادار، تمسک به «اسلام» و «امت» را واگذاشته و به «ایران» و «ملت» چنگ می‌زند.

اکنون در روزهایی که به مناسبت پیروزی انقلاب عکس‌ها و شعارهای گزینشی شهرها را تسخیر کرده و تصاویر و صداهای مطلوب حاکمان به طور مداوم از رسانه‌های رسمی پخش می‌شود، روایت حکومت با تمام هزینه‌های گزاف از رونق و اعتبار افتاده و بخشی از جامعه به تطهیر و تقدیس رژیم پیشین روی آورده و در حسرت نوستالژی آن «عصر طلایی» زندگی می‌کند. بخشی نیز در آرزوی فردایی دموکراتیک روز و شب می‌گذارنند. شکافی پرنشدنی فضای رسمی و راستین را از هم گسسته و این گسست، مهم‌ترین شاخصه عصر ماست.


باید از «انقلاب به روایت حاکمان» و «انقلاب به روایت محکومین» سخن گفت. محکومین برداشت و دریافت‌های متکثر و متعارضی دارند. شاید وقایعی که نقل می‌کنند گاه ساختگی باشد، اما لااقل ذکر خیر و شر همه افراد و گروه‌های سهیم در آن وجود دارد. اما در داستان‌سرایی حاکمان همه چیز به شکل مصنوعی یک‌دست شده. تمامی وقایع، افراد، جریان‌ها و حتی مفاهیم و تعاریف، بر روی «تخت پروکروستس» حکومت به اندازه مطلوب در آمده‌اند.

تاثیر پروپاگاندا و هیمنه رژیم فرو ریخته است، اما ظواهر هم چنان پابرجاست. اگرچه به قول «سوفوکل» در نمایشنامه اودیپوس: «بی‌گمان آن زمان که زندگی در قلب مردمان نمی‌تپد و جمله نیازمندند، سفاین و باروها به کاری نمی‌آید». لیکن هنوز اسب قدرت بر پیکر مردگان می‌تازد.

می‌توان گفت جشن‌های حکومتی، امروزه نه تنها احوال اکنون مردمان بلکه حتی اراده دیروزشان برای تغییر سرنوشت را ریشخند می‌کنند. دستگاه تبلیغات حکومتی در همان حال که شوریدن علیه حاکمی مستبد در گذشته را ارج می‌نهد، نمایشی متناقض در ستایش از «امر مسلط و متبوع» عرضه می‌کند. تو گویی خواست تغییر مناسبات ظالمانه و برانداختن «مطلقه» بودن دیگر اهمیت ندارد.

میشل فوکو در نامه‌اش به بازرگان می‌نویسد: «بر شماست که یقین حاصل کنید این مردم هرگز بر نیروی سازش‌ناپذیری که به اتکای آن خود را آزاد ساختند، تأسف نخواهند خورد». واقعیت این است که با متحمل شدن یوغی سنگین‌تر از قبل، امروز مردم بر آن نیروی سازش‌ناپذیر و آزادیخواه تأسف می‌خورند؛ هرچند چاره در گسستن زنجیرهاست، نه چیزی جز این.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
چرا اصلاح‌طلبان رد صلاحیت می‌شوند؟

https://t.me/divanesara/1054
#N 056

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N -از ظواهر امر بر می‌آید که عملکرد شورای نگهبان اصلاح‌طلبان را شگفت‌زده کرده است. گویی توقع چنین قلع و قمعی را نداشته‌اند. سردرگمی این جریان در برابر رد صلاحیت‌ها موضوع جدیدی نیست و به ویژه پس از وقایع ماه‌های گذشته برای ناظر بیرونی رقت‌انگیز به نظر می‌رسد. اما از لابه‌لای اظهارات اصلاح‌طلبان می‌توان دریافت که از خود می‌پرسند: مگر چه کرده‌ایم که رد صلاحیت شده‌ایم؟ حتی مهم‌تر، مگر چه کاری مانده بود که نکردیم تا ضامن تأیید صلاحیت‌مان شود؟

پاسخ به پرسش نخست دشوار است. به واقع نتیجه کارنامه اصلاح‌طلبان در دولت و مجلس «هیچ» بوده! در پیگیری هیچ‌کدام از مطالبات اساسی مردم دست از پا خطا نکردند و قدمی در مخالفت با «منویات رهبری» برنداشتند. برعکس، از پس احکام حکومتی یا صرفا با اشارت انگشتی از جانب رهبری از پیگیری هر موضوعی دست کشیدند؛ با افتخار لباس سپاه به تن کردند؛ معترضین آبان‌ماه را اغتشاش‌گران فریب‌خورده خواندند و در پیگیری این همه خونی که بی‌گناه به زمین ریخته شد، دست روی دست گذاشتند و حتی نتوانستند تعداد کشته شدگان را مشخص کنند. در نهایت به پاداش این همه احتیاط و خوش‌خدمتی، مزدشان را هم با رد صلاحیت دریافت کردند.

به گمان من، این وضعیت نتیجه سیطره تحلیلی بود که به سیاست «بچه مثبت» منجر شد. بر اساس این تحلیل، اصلاح‌طلبان گمان می‌کردند گذر کردن از صافی شورای نگهبان در گرو اطاعت از خواست و منویات مراکز قدرت است. عملکرد این گروه در مجلس و دولت و حتی شورا را با تحلیل دیگری نمی‌توان توضیح داد. فرجام امروزشان هم البته شاخص مناسبی در رد صحت و اعتبار تحلیل‌شان است!

من اما گمان می‌کنم که تنها نقش و کارکرد قابل تصور برای اصلاح‌طلبان این بوده که نماینده ناگزیر مخالفان وضع موجود به حساب بیایند تا هرگاه حاکمیت بخواهد روی خوشی به منتقدان خود نشان بدهد به آن‌ها مجوز حضور بدهد. اما پی‌گیری سیاست «بچه مثبت» باعث شد که از پس پیروزی خیره کننده سال ۹۶، اصلاح‌طلبان در سراشیبی سقوط بیفتند. نه در مجلس، نه در شورا و نه در دولت، حتی بر سر یکی از وعده‌های خود مقاومت نکردند. شکستن حصر که هیچ، حتی عرضه تغییر نام خیابان‌ها را هم از خود نشان ندادند. وزرای کابینه را یکی پس از دیگری واگذار کردند و به جای حمایت از اعتراضات مردمی جانب حکومت را گرفتند تا سرانجام فریاد «اصلاح‌طلب، اصول‌گرا، دیگه تموم ماجرا» بلند شد. طبیعتا گوش‌های حکومت هم خیلی تیز بود و بلافاصله دریافت که این گروه دیگر اعتباری در دل جامعه ندارد و نمی‌تواند نقش میانجی‌گری خود را ایفا کند. در چنین وضعیتی، تنها دلیل تایید صلاحیتِ این شرکای سفره انقلاب هم از بین رفت و شد آنچه می‌بینیم.

در حال حاضر، به شخصه این موضع طلب‌کاری و مظلوم‌نمایی را از جانب اصلاح‌طلبان درک نمی‌کنم. به نظرم این گروه بیشتر باید در جایگاه پاسخ‌گویی قرار بگیرند و توضیح بدهند چطور به روند رد صلاحیت‌هایی اعتراض دارند که هیچ‌گاه در دوران حضورشان در قدرت برای رفع آن قدمی بر نداشتند؟ چرا حالا که همه‌شان اخراج شده‌اند به یاد تهیه لایحه اصلاح نظارت استصوابی افتاده‌اند؟ در طول چهار سال گذشته چه کار می‌کردند؟ اصلا چرا از همان سال ۷۸ که دولت و مجلس را یکسره در اختیار داشتند گامی در مسیر آزادتر شدن انتخابات بر نداشتند؟ آیا به این دلیل نبود که همواره امید داشتند خودشان را به دایره «خودی»های نظام بچسبانند و در بهره‌مندی از رانت حذف رقبا با اصول‌گرایان شریک شوند؟

به نظرم دلیل رد صلاحیت اصلاح‌طلبان را باید در همان فرجام سیاست‌ورزی به شیوه «بچه مثبت» جستجو کرد. یک زمان، هم بدنه اجتماعی به این جریان نیاز داشت که مطالبات و اعتراضات‌اش را در حکومت نمایندگی کند و هم حکومت بدان‌ها نیاز داشت که نقش واسطه‌گری را با جامعه مدنی بر عهده بگیرند. اما وقتی خودشان تصمیم گرفتند به یک جریان محافظه‌کار دیگر در کنار رقیب سنتی‌شان بدل شوند، طبیعتا هم حمایت مردمی را از دست دادند و هم دیگر کارکردی برای حکومت ندارند. «از اینجا رانده و از آنجا مانده»، در قامت یک جریان ورشکسته سیاسی کنار گذاشته شدند و مشخص است که کسی هم بجز خودشان سوگوار این اتفاق نیست.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
319) کتاب قانون ابن سینا و طب سنتی و اسلامی - من زئوس هستم - I am Zeus

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/vNqSXK_0tbo" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>