Forwarded from علی سرزعیم (دوستدار سقراط)
یک خبر خوب اما در عین حال بد🔴
سه نفری که چند سال پیش دو کتاب دکتر عباس ملکی-استاد زحمت کش و شریف دانشگاه شریف- را دستبرد زده و به نام خود منتشر کرده بودند با شکایت ایشان بعد از سه سال محکوم شدند و نهایتا مجازات سه سال حبس دریافت کردند. خواندن روایت دکتر ملکی جالب و در عین حال تاسف آور است. تاسف آور از بابت انتشاراتی که خیلی کار را طول می دهند، تاسف آور بابت وزارت ارشاد که کوچکترین اقدامی برای مقابله انجام نداد، و تاسف آور برای جامعه دانشگاهی که به این حد از تخلف رسیده است. به رغم همه اینها نفس این که پیگیری از مجرای قوه قضائیه نهایتا جواب می دهد موجب خرسندی است ای کاش زودتر انجام می شد
https://telegram.me/ali_sarzaeem
سه نفری که چند سال پیش دو کتاب دکتر عباس ملکی-استاد زحمت کش و شریف دانشگاه شریف- را دستبرد زده و به نام خود منتشر کرده بودند با شکایت ایشان بعد از سه سال محکوم شدند و نهایتا مجازات سه سال حبس دریافت کردند. خواندن روایت دکتر ملکی جالب و در عین حال تاسف آور است. تاسف آور از بابت انتشاراتی که خیلی کار را طول می دهند، تاسف آور بابت وزارت ارشاد که کوچکترین اقدامی برای مقابله انجام نداد، و تاسف آور برای جامعه دانشگاهی که به این حد از تخلف رسیده است. به رغم همه اینها نفس این که پیگیری از مجرای قوه قضائیه نهایتا جواب می دهد موجب خرسندی است ای کاش زودتر انجام می شد
https://telegram.me/ali_sarzaeem
Telegram
علی سرزعیم (دوستدار سقراط)
یادداشت های علی سرزعیم در حوزه اقتصاد و غیراقتصاد
تماس مستقیم با من alisarzaeem@
www.sarzaeem.irسایت شخصی من/@sarzaeembotربات تعریف شده روی سایت شخصی
تماس مستقیم با من alisarzaeem@
www.sarzaeem.irسایت شخصی من/@sarzaeembotربات تعریف شده روی سایت شخصی
Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)
✍️من هم خرما خورده ام!
🖊محمدرضا اسلامی
🔹یک- مدتی پیش در خصوص تفاوت فضای کار در دفاتر طراحی مهندسی ژاپن با آمریکا مطلبی نوشته بودم. توضیح دادم که «دو رویکرد متفاوت» در طراحی سازه در این دو کشور وجود دارد (لینک). این بحث را بعدا با ترجمه مقاله ای از نیویورک تایمز (+) ادامه دادم. بحث اصلی من در این ماجرا ولی طراحی سازه «نبود» بلکه بحث اصلی، سازوکار «مدیریت ذهن» و رفتار فردی بود. سازوکار ذهنی ژاپنی و تفاوتش با سازوکار ذهنی آمریکایی (و نقش این ماجرا در "حل مسئله" و مواجه با موضوع زلزله).
توضیح دادم که در این دو کشور تفاوت اساسی در ساختار دانشگاه (و آموزش مهندسی) وجود دارد (لینک) اما نهایتا چه در ژاپن و چه در آمریکا، انتظار از مهندس طراح، بیش و پیش از دانشِ مهندسی و دانش طراحی، «نظم فردی و رفتاری» است؛ چیزی که آن را «پرداخته بودن» یا «مهیا بودن» شرح کردم. یک نظم جسمی و یک نظم ذهنی، به نحوی که "فرد" بتواند روزانه هشت ساعت بی وقفه روی یک موضوع "متمرکز" کار کند و حداکثر یک ساعت برای ناهار و یک-دو بار برای قهوه یا چای، چند دقیقه ای از پشت میز کار برخیزد و سریع بازگردد.
و صبح روز بعد ساعت نُه صبح پشت میز کارش باشد.
🔹دو- طلبه جوانی رفته تا با تاجزاده "مناظره" کند ولی نحوه خرما خوردن، دست پاک کردن، بازی با موبایل و در کل زبان بدنش، تبدیل شده به یک "موضوع گفتگو" در فضای شبکه های اجتماعی.
در حالی که تاجزاده دارد با تمام وجودش حرف می زند و کلمه از جانش کنده می شود، شلختگی رفتار این روحانی جوان مورد توجه شبکه های اجتماعی واقع شده.
🔹سه- آنچه که برای جلیل محبی رخ داد را من از خودم چندان دور نمی بینم. به زندگی بسیاری از ما هم اگر دوربینی بتابانند چنان است که به فکر حل مسائل #کلان و بزرگ #کشور یا حتی جهانیم اما:
✔️- از یک خواب سالم و منظم، بی بهره ایم؛
✔️- امکان برقراری یک گفتگوی منظم و بی تنش را با برادر و خواهر یا همسر و فرزند یا والدینمان نداریم؛
✔️- ورزش منظم و مستدام، نداریم؛
✔️- جهشهای ذهنی پی در پی داریم (و برایش هیچگاه فکر جدی نمی کنیم و) این را نشان هوش و شارپ بودن ذهنمان قلمداد می کنیم(!) ؛ یک لایک روی آن مطلب می کوبم و یک تکه اینستاگرام می بینم و یک تکه تلگرام می خوانم و یکباره بی بی سی چک می کنم و ناگهان تا فیها خالدون توئیتر غرق می شوم و توئیتخوانی از کجا تا به ناکجاها که نمی کشاندم!
فرق من با محبی در این است که دوربین به تکه ای از زندگی ام نتابانده اند وگرنه من هم در خرما خوردن و شلخته نشستن و لایک کوبیدن و ... ممکن است احوالم چندان بِه از او نباشد.
قدری ماجرا را فراتر از این برِ میز و آن برِ میز ببینیم. فراتر از تاجزاده و جلیل محبی. فراتر از اصلاحطلب و اصولگرا. این شلختگی ذهن و رفتار بدن، در میان بسیاری از ما ایرانیان هست.
جهشهای ذهنی پی در پی را در حرف زدنها و جمله بندیها و نحوه نگارش بسیاری از ما می توان دید.
حتی در دوست داشتنها و قهرکردنهای تناوبی بسیاری از ما. یا حتی در مسواک زدن/نزدن.
🔹چهار- بارها شد که نشستم تا حساب کنم با خودم چند چندم؟ و بارها شرمنده بی اختیار بعد از این محاسبه، این جمله برتولت برشت زمزمه بر زبانم شد:
افسوس! مايی كه می خواستیم
"زمین را"
مهدِ مهربانی کنیم
خود نتوانستیم با هم مهربان باشیم!
بخش زیادی از عمر من در فکر برای جُستن راه حلهایی برای مشکلات دنیا و کشورم گذشت در حالی که در ژاپن و کنار دست دانشجوی ژاپنی یکباره متوجه شدم قبل از فکر برای امور عالم و کشور، باید فکری برای ذهنِ نامنظم خودم کنم. به تعبیر سعدی "من خود به چشم خویشتن" دیدم بارها و بارها که عاجز از مهربان بودن با اطرافیان هستم.
من خودم یک پا یک احمدی نژادم که می خواست مدیریت جهان را عوض کند ولی خود در نظم کلام و رفتار، یا در تعامل با حلقه اول رفقا و دوستانِ خودش صد جور تناقض و اختلاف و ماجرا و دعوا و زد و خورد پیدا کرد.
رطب خورده منع رطب کِی کند؟ دوربینی نیست وگرنه من هم بسیار خرما خورده ام!
#مدیریت_جهان
#خرما
+
t.me/solseghalam
🖊محمدرضا اسلامی
🔹یک- مدتی پیش در خصوص تفاوت فضای کار در دفاتر طراحی مهندسی ژاپن با آمریکا مطلبی نوشته بودم. توضیح دادم که «دو رویکرد متفاوت» در طراحی سازه در این دو کشور وجود دارد (لینک). این بحث را بعدا با ترجمه مقاله ای از نیویورک تایمز (+) ادامه دادم. بحث اصلی من در این ماجرا ولی طراحی سازه «نبود» بلکه بحث اصلی، سازوکار «مدیریت ذهن» و رفتار فردی بود. سازوکار ذهنی ژاپنی و تفاوتش با سازوکار ذهنی آمریکایی (و نقش این ماجرا در "حل مسئله" و مواجه با موضوع زلزله).
توضیح دادم که در این دو کشور تفاوت اساسی در ساختار دانشگاه (و آموزش مهندسی) وجود دارد (لینک) اما نهایتا چه در ژاپن و چه در آمریکا، انتظار از مهندس طراح، بیش و پیش از دانشِ مهندسی و دانش طراحی، «نظم فردی و رفتاری» است؛ چیزی که آن را «پرداخته بودن» یا «مهیا بودن» شرح کردم. یک نظم جسمی و یک نظم ذهنی، به نحوی که "فرد" بتواند روزانه هشت ساعت بی وقفه روی یک موضوع "متمرکز" کار کند و حداکثر یک ساعت برای ناهار و یک-دو بار برای قهوه یا چای، چند دقیقه ای از پشت میز کار برخیزد و سریع بازگردد.
و صبح روز بعد ساعت نُه صبح پشت میز کارش باشد.
🔹دو- طلبه جوانی رفته تا با تاجزاده "مناظره" کند ولی نحوه خرما خوردن، دست پاک کردن، بازی با موبایل و در کل زبان بدنش، تبدیل شده به یک "موضوع گفتگو" در فضای شبکه های اجتماعی.
در حالی که تاجزاده دارد با تمام وجودش حرف می زند و کلمه از جانش کنده می شود، شلختگی رفتار این روحانی جوان مورد توجه شبکه های اجتماعی واقع شده.
🔹سه- آنچه که برای جلیل محبی رخ داد را من از خودم چندان دور نمی بینم. به زندگی بسیاری از ما هم اگر دوربینی بتابانند چنان است که به فکر حل مسائل #کلان و بزرگ #کشور یا حتی جهانیم اما:
✔️- از یک خواب سالم و منظم، بی بهره ایم؛
✔️- امکان برقراری یک گفتگوی منظم و بی تنش را با برادر و خواهر یا همسر و فرزند یا والدینمان نداریم؛
✔️- ورزش منظم و مستدام، نداریم؛
✔️- جهشهای ذهنی پی در پی داریم (و برایش هیچگاه فکر جدی نمی کنیم و) این را نشان هوش و شارپ بودن ذهنمان قلمداد می کنیم(!) ؛ یک لایک روی آن مطلب می کوبم و یک تکه اینستاگرام می بینم و یک تکه تلگرام می خوانم و یکباره بی بی سی چک می کنم و ناگهان تا فیها خالدون توئیتر غرق می شوم و توئیتخوانی از کجا تا به ناکجاها که نمی کشاندم!
فرق من با محبی در این است که دوربین به تکه ای از زندگی ام نتابانده اند وگرنه من هم در خرما خوردن و شلخته نشستن و لایک کوبیدن و ... ممکن است احوالم چندان بِه از او نباشد.
قدری ماجرا را فراتر از این برِ میز و آن برِ میز ببینیم. فراتر از تاجزاده و جلیل محبی. فراتر از اصلاحطلب و اصولگرا. این شلختگی ذهن و رفتار بدن، در میان بسیاری از ما ایرانیان هست.
جهشهای ذهنی پی در پی را در حرف زدنها و جمله بندیها و نحوه نگارش بسیاری از ما می توان دید.
حتی در دوست داشتنها و قهرکردنهای تناوبی بسیاری از ما. یا حتی در مسواک زدن/نزدن.
🔹چهار- بارها شد که نشستم تا حساب کنم با خودم چند چندم؟ و بارها شرمنده بی اختیار بعد از این محاسبه، این جمله برتولت برشت زمزمه بر زبانم شد:
افسوس! مايی كه می خواستیم
"زمین را"
مهدِ مهربانی کنیم
خود نتوانستیم با هم مهربان باشیم!
بخش زیادی از عمر من در فکر برای جُستن راه حلهایی برای مشکلات دنیا و کشورم گذشت در حالی که در ژاپن و کنار دست دانشجوی ژاپنی یکباره متوجه شدم قبل از فکر برای امور عالم و کشور، باید فکری برای ذهنِ نامنظم خودم کنم. به تعبیر سعدی "من خود به چشم خویشتن" دیدم بارها و بارها که عاجز از مهربان بودن با اطرافیان هستم.
من خودم یک پا یک احمدی نژادم که می خواست مدیریت جهان را عوض کند ولی خود در نظم کلام و رفتار، یا در تعامل با حلقه اول رفقا و دوستانِ خودش صد جور تناقض و اختلاف و ماجرا و دعوا و زد و خورد پیدا کرد.
رطب خورده منع رطب کِی کند؟ دوربینی نیست وگرنه من هم بسیار خرما خورده ام!
#مدیریت_جهان
#خرما
+
t.me/solseghalam
Forwarded from پادکست پاراگراف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاراگراف چهاردهم منتشر شد.
دومین بخش از تاریخ ژاپن که اسمش اینه: عصر جنگجویان
همهجا، حتا با یک جستجوی ساده در گوگل پیداش میکنید.
https://www.podbean.com/eu/pb-3qgb6-d33b07
@paragraphpodcast
دومین بخش از تاریخ ژاپن که اسمش اینه: عصر جنگجویان
همهجا، حتا با یک جستجوی ساده در گوگل پیداش میکنید.
https://www.podbean.com/eu/pb-3qgb6-d33b07
@paragraphpodcast
Forwarded from پادکست پاراگراف
👆👆👆
این دومین بخش از روایت ما از تاریخ ژاپن است؛ سرزمینی که پیروزی و شکست، باد و طوفان، و جنگ و صلح، هویتاش را ساخته است.
منابع اصلی:
بریتانیکا؛ انکارتا؛ دانشنامه تاریخ باستان؛ مرکز آموزش جهانی؛ راهنمای ژاپن؛ لونلی پلنت؛ وبسایت Japanistry؛Asia for Educators, Columbia University؛ Culture Trip؛ Today I Found Out؛
اسپانسر:
کانون آنیبین
موسیقی:
آلبوم Japanese Traditional Music
حمایت از پادکست پاراگراف
پاراگراف در: توییتر | اینستاگرام | نوار
میتوانید با این ایمیل هم با من در تماس باشید:
paragraphpodcast@gmail.com
@paragraphpodcast
این دومین بخش از روایت ما از تاریخ ژاپن است؛ سرزمینی که پیروزی و شکست، باد و طوفان، و جنگ و صلح، هویتاش را ساخته است.
منابع اصلی:
بریتانیکا؛ انکارتا؛ دانشنامه تاریخ باستان؛ مرکز آموزش جهانی؛ راهنمای ژاپن؛ لونلی پلنت؛ وبسایت Japanistry؛Asia for Educators, Columbia University؛ Culture Trip؛ Today I Found Out؛
اسپانسر:
کانون آنیبین
موسیقی:
آلبوم Japanese Traditional Music
حمایت از پادکست پاراگراف
پاراگراف در: توییتر | اینستاگرام | نوار
میتوانید با این ایمیل هم با من در تماس باشید:
paragraphpodcast@gmail.com
@paragraphpodcast
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به رئیسجمهوری اسلامی ایران| ۲۱ بهمن ۱۳۹۸
سرورعزیزومکرم جناب آقای دکترحسن روحانی
رئیس جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات
🔹اعتراض جنابعالی به نحوه عملکرد شورای محترم نگهبان درانتخابات ایران، حکایت نوشدارو بعداز مرگ سهراب است. نفس حرفتان درست است ولی ابراز آن حالا چه سودی دارد؟ «انتخابات آزاد» را هرطورتعریف کنیم باانتخابات در ایران فاصله زیادی پیدا میکند. این ادعای نظام که درتمامیِ کشورها بالاخره یک مکانیسمی وجود دارد بمنظورغربالگری داوطلبان وهرکس که ثبت نام کرده لزوما نمی تواند درانتخابات شرکت کند،بی پایه واساس است.
🔹«مردمسالاری» را هر طور که تعریف کنیم، انتخابات آزاد یکی ازاصول بنیادین آن است وانتخابات آزاد یعنی مردم به هرکس که بخواهند آزادانه میتوانند رای بدهند.به هرعذر وبهانه و بهر دلیلی که ممانعت ازانتخاب مردم صورت بگیرد، نام آن انتخابات را دیگر انتخاباتِ آزاد نمیتوان گذارد.
🔹نظارت استصوابی، حتی بفرض آنکه با انگیزه کاملا خیرخواهانه وصرفاهم بقصد خدمت وراهنمایی مردم هم صورت گرفته باشد، آشکاربا انتخابات آزاد در تناقض است. این که یک نهادی بمردم بگویداین چند نفرصلاحیت ندارند وآن چند نفردارند وشما ازمیان آنها که مامیگوییم صلاحیت دارند انتخاب نمایید، مغایربا ابتدایی ترین مبانی مردمسالاری است.
🔹این حق مردم است که اگرخواسته باشند یک فردنامطلوب راهم بتوانند انتخاب نمایند. بگذریم که صلاحیت ها همواره باسم خیرخواهی وهدایت مردم بوده اما واقعیت آنست که مصالح جریانات وابسته به حکومت لحاظ شده تا خیروصلاح مردم. بماند که حتی اگرهم بالفرض شورای نگهبان صرفا دغدغه منافع مردم را میداشت بازهم کارش قابل قبول نمیتوانست باشد.
🔹اما چرا انتقاد درست شما «نوشداربعد ازمرگ سهراب»است. چون زمانی که جنابعالی از پشتیبانی مردمی برخوردار میبودید انتظار میرفت که لایحه اصلاح قانون انتخابات را تقدیم مجلس می کردید و خواهان کنار گذاردن نظارت استصوابی میشدید. سلمنا که حتی اگر در مجلس هم رای میآورد، شورای نگهبان آن را رد میکرد. اما جایگاه مردمی شما با پشتوانه ۲۴میلیون رای باعث میشد تا مسئله انتخابات آزاد در سطح جامعه مطرح شود. اماجنابعالی بعداز انتخاباتِ۹۶ مهر سکوت برلبان مبارک زدید وحالا که دیگر کار از کار گذشته، محبوبیت شما به صفر رسیده و سهراب هم جان به جان آفرین تسلیم کرده رفتهاید بدنبال نوشدارو.
ایّام بکام باد
صادق زیباکلام
بیستویک بهمن۹۸
[روزنامه شرق - دوشنبه ۲۱ بهمن ۹۸]
https://www.instagram.com/p/B8c2-atpz4G/?igshid=1de86ms4n50a8
سرورعزیزومکرم جناب آقای دکترحسن روحانی
رئیس جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات
🔹اعتراض جنابعالی به نحوه عملکرد شورای محترم نگهبان درانتخابات ایران، حکایت نوشدارو بعداز مرگ سهراب است. نفس حرفتان درست است ولی ابراز آن حالا چه سودی دارد؟ «انتخابات آزاد» را هرطورتعریف کنیم باانتخابات در ایران فاصله زیادی پیدا میکند. این ادعای نظام که درتمامیِ کشورها بالاخره یک مکانیسمی وجود دارد بمنظورغربالگری داوطلبان وهرکس که ثبت نام کرده لزوما نمی تواند درانتخابات شرکت کند،بی پایه واساس است.
🔹«مردمسالاری» را هر طور که تعریف کنیم، انتخابات آزاد یکی ازاصول بنیادین آن است وانتخابات آزاد یعنی مردم به هرکس که بخواهند آزادانه میتوانند رای بدهند.به هرعذر وبهانه و بهر دلیلی که ممانعت ازانتخاب مردم صورت بگیرد، نام آن انتخابات را دیگر انتخاباتِ آزاد نمیتوان گذارد.
🔹نظارت استصوابی، حتی بفرض آنکه با انگیزه کاملا خیرخواهانه وصرفاهم بقصد خدمت وراهنمایی مردم هم صورت گرفته باشد، آشکاربا انتخابات آزاد در تناقض است. این که یک نهادی بمردم بگویداین چند نفرصلاحیت ندارند وآن چند نفردارند وشما ازمیان آنها که مامیگوییم صلاحیت دارند انتخاب نمایید، مغایربا ابتدایی ترین مبانی مردمسالاری است.
🔹این حق مردم است که اگرخواسته باشند یک فردنامطلوب راهم بتوانند انتخاب نمایند. بگذریم که صلاحیت ها همواره باسم خیرخواهی وهدایت مردم بوده اما واقعیت آنست که مصالح جریانات وابسته به حکومت لحاظ شده تا خیروصلاح مردم. بماند که حتی اگرهم بالفرض شورای نگهبان صرفا دغدغه منافع مردم را میداشت بازهم کارش قابل قبول نمیتوانست باشد.
🔹اما چرا انتقاد درست شما «نوشداربعد ازمرگ سهراب»است. چون زمانی که جنابعالی از پشتیبانی مردمی برخوردار میبودید انتظار میرفت که لایحه اصلاح قانون انتخابات را تقدیم مجلس می کردید و خواهان کنار گذاردن نظارت استصوابی میشدید. سلمنا که حتی اگر در مجلس هم رای میآورد، شورای نگهبان آن را رد میکرد. اما جایگاه مردمی شما با پشتوانه ۲۴میلیون رای باعث میشد تا مسئله انتخابات آزاد در سطح جامعه مطرح شود. اماجنابعالی بعداز انتخاباتِ۹۶ مهر سکوت برلبان مبارک زدید وحالا که دیگر کار از کار گذشته، محبوبیت شما به صفر رسیده و سهراب هم جان به جان آفرین تسلیم کرده رفتهاید بدنبال نوشدارو.
ایّام بکام باد
صادق زیباکلام
بیستویک بهمن۹۸
[روزنامه شرق - دوشنبه ۲۱ بهمن ۹۸]
https://www.instagram.com/p/B8c2-atpz4G/?igshid=1de86ms4n50a8
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
. سرور عزیز و مکرم جناب آقای دکترحسن روحانی. رئیس جمهوری اسلامی ایران. با سلام و تحیات. اعتراض جنابعالی به نحوه عملکرد شورای محترم نگهبان درانتخابات ایران، حکایت نوشدارو بعداز مرگ سهراب است. نفس حرفتان درست است ولی ابراز آن حالا چه سودی دارد؟ «انتخابات آزاد»…
سوگواریِ آرام: گزارشِ رخداد یک مرگ در شرقِ تهران https://anthropologyandculture.com/%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%90-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%90-%D8%B1%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%B1/
انسانشناسی و فرهنگ
سوگواریِ آرام: گزارشِ رخداد یک مرگ در شرقِ تهران
آشفتگیها و بینظمیهای ناشی از رویدادِ مرگ را تنها زمانی میتوانی درک کنی که یا در دستۀ داغدیدهها در ابتدای رخدادِ مرگ و یا به عنوانِ یک مشاهدهکننده بهصورتِ تصادفی در معرضِ این واقعۀ دردناک قرار بگیری و این امر، یعنی رخدادِ آنی مرگ، یکی از تجربه
ضعیفتر و بیآبروتر از همیشه https://kadivar.com/17747/
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
ضعیفتر و بیآبروتر از همیشه | محسن کدیور | Mohsen Kadivar
دستور کار خامنه ای تخریب جمهوریت نظام با حفظ ظاهر و تبدیل آن به حکومت خودکامه بوده است. مجلس رهبرپسند مجلسی متشکل از افراد ضعیف، چاکرصفت و بله قربانگوست. نظام از ابراز کمترین انتقادی حتی در مجلس به شدت می هراسد. در فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی توسط موشکهای…
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به معاون حقوقی رئیس جمهور|۲۴ بهمن ۹۸
استاد ارجمند سرکارخانم دکترلعیا جنیدی
معاون محترم حقوقی رئیسجمهور
با سلام وتحیات
🔹گمان نمی کنم نیازی باشد تا باستحضاربرسانم که سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران ، خانم بهاره هدایت وآقایان امیرمحمدشریفی ومعین زارعیان بواسطه اتهامات سیاسی بازداشت شده اند. مطالب زیادی اظهارشده که آیا بازداشت خانم هدایت درون ساختمان حراست دانشگاه اتفاق افتاده یا بیرون آن. جناب آقای اسماعیل سلیمانی مسئول حراست دانشگاه توضیح داده اند که ایشان بیرون ساختمان بازداشت شده. مسئله این نیست که آیا خانم هدایت یا سایردانشجویان به حراست احضار شده وسپس بازداشت شده اند یا آنگونه که مسئول محترم حراست دانشگاه توضیح دادهاند دانشگاه همکاری با نیروهای امنیتی نداشته اند.مسئله نفس بازداشت دانشجویان توسط نهادهای امنیتی بواسطه فعالیتهای سیاسی درون دانشگاه میباشد.این نه نخستین باراست که دانشجویان بواسطه فعالیتهای سیاسی بازداشت میشوند ونه یقینا بارآخرخواهد بود. ظرف چند سال گذشته یک پای آقایان دکتر مجید سرسنگی واخیراً آقای دکترسعید حبیبا ازمسئولین دانشگاه دردانشگاه بوده وپای دیگرشان بدنبال پیگیری دانشجویان بازداشت شده.
🔹دراعتراضات دیماه ۹۶ دست کم ۱۲۰ دانشجو و در اعتراضات آبانماه امسال مجدداً ۹۶ دانشجو بازداشت شدند.بسیاری البته آزاد شده اند اما سوال درخصوص نفس بازداشت دانشجویان و تشکیل پرونده های امنیتی برای آنان بدلیل اعتراضات سیاسی است. جنابعالی وقبل ازشما،بانوشهیندخت مولاوردی دردولت اول آقای روحانی تلاش زیادی بمنظورتنظیم "منشورحقوق شهروندی"نمودید. پرسش من آن است که بازداشت دانشجویان کجای منشورحقوق شهروندی قرارمیگیرد؟ آیا دراین منشورمسئولین امنیتی مجازهستند که دانشجویان را بواسطه شرکت دراعتراضات سیاسی دردانشگاه بازداشت نمایند؟ آیا جنابعالی یا احدی ازامناء دولت فخیمه نمی بایست حسب میثاق منشورحقوق شهروندی نسبت به بازداشت دانشجویان اعتراض نمایید؟ یا نه، وظیفه دولت درراستای حقوق شهروندی صرفا محدود می شود به رایزنی وخواهش و تمنا ازمسئولین امنیتی که دانشجویان بازداشتی را با وساطت آزاد نمایند؟
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
بیست و چهارم بهمن ۹۸
https://www.instagram.com/p/B8g8miiJmRf/?igshid=1p8brki23qxxr
استاد ارجمند سرکارخانم دکترلعیا جنیدی
معاون محترم حقوقی رئیسجمهور
با سلام وتحیات
🔹گمان نمی کنم نیازی باشد تا باستحضاربرسانم که سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران ، خانم بهاره هدایت وآقایان امیرمحمدشریفی ومعین زارعیان بواسطه اتهامات سیاسی بازداشت شده اند. مطالب زیادی اظهارشده که آیا بازداشت خانم هدایت درون ساختمان حراست دانشگاه اتفاق افتاده یا بیرون آن. جناب آقای اسماعیل سلیمانی مسئول حراست دانشگاه توضیح داده اند که ایشان بیرون ساختمان بازداشت شده. مسئله این نیست که آیا خانم هدایت یا سایردانشجویان به حراست احضار شده وسپس بازداشت شده اند یا آنگونه که مسئول محترم حراست دانشگاه توضیح دادهاند دانشگاه همکاری با نیروهای امنیتی نداشته اند.مسئله نفس بازداشت دانشجویان توسط نهادهای امنیتی بواسطه فعالیتهای سیاسی درون دانشگاه میباشد.این نه نخستین باراست که دانشجویان بواسطه فعالیتهای سیاسی بازداشت میشوند ونه یقینا بارآخرخواهد بود. ظرف چند سال گذشته یک پای آقایان دکتر مجید سرسنگی واخیراً آقای دکترسعید حبیبا ازمسئولین دانشگاه دردانشگاه بوده وپای دیگرشان بدنبال پیگیری دانشجویان بازداشت شده.
🔹دراعتراضات دیماه ۹۶ دست کم ۱۲۰ دانشجو و در اعتراضات آبانماه امسال مجدداً ۹۶ دانشجو بازداشت شدند.بسیاری البته آزاد شده اند اما سوال درخصوص نفس بازداشت دانشجویان و تشکیل پرونده های امنیتی برای آنان بدلیل اعتراضات سیاسی است. جنابعالی وقبل ازشما،بانوشهیندخت مولاوردی دردولت اول آقای روحانی تلاش زیادی بمنظورتنظیم "منشورحقوق شهروندی"نمودید. پرسش من آن است که بازداشت دانشجویان کجای منشورحقوق شهروندی قرارمیگیرد؟ آیا دراین منشورمسئولین امنیتی مجازهستند که دانشجویان را بواسطه شرکت دراعتراضات سیاسی دردانشگاه بازداشت نمایند؟ آیا جنابعالی یا احدی ازامناء دولت فخیمه نمی بایست حسب میثاق منشورحقوق شهروندی نسبت به بازداشت دانشجویان اعتراض نمایید؟ یا نه، وظیفه دولت درراستای حقوق شهروندی صرفا محدود می شود به رایزنی وخواهش و تمنا ازمسئولین امنیتی که دانشجویان بازداشتی را با وساطت آزاد نمایند؟
ایام بکام باد
صادق زیباکلام
بیست و چهارم بهمن ۹۸
https://www.instagram.com/p/B8g8miiJmRf/?igshid=1p8brki23qxxr
Instagram
Sadegh Zibakalam|صادق زیباکلام
. استاد ارجمند سرکارخانم دکترلعیا جنیدی. معاون محترم حقوقی رئیسجمهور. با سلام وتحیات. گمان نمی کنم نیازی باشد تا باستحضاربرسانم که سه تن ازدانشجویان دانشگاه تهران، خانم بهاره هدایت وآقایان امیرمحمدشریفی ومعین زارعیان بواسطه اتهامات سیاسی بازداشت شده اند.…
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
در شماره 32 دوماهنامه میهن آمده است:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1398/11/19/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📝 سرسخن سی و دوم 👈 /read2469
👤 اتحاد جمهوریخواهان ایران 📝 هدف ما استقرار جمهوری سکولار و دمکرات در ایران است! 👈 /read2464
👤 حزب چپ ایران (فدائیان خلق) 📝 جبهه جمهوری خواهی؛ لازمه گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی 👈 /read2458
👤 همبستگی جمهوری خواهان ایران 📝 اتحاد حول یک منشور جمهوریخواهی 👈 /read2457
👤 کمال ارس 📝 اتحاد جمهوریخواهان با استفاده از تجربه جبهه ملی ایران 👈 /read2449
👤 علی افشاری 📝 ضرورت برندسازی سیاسی از جمهوری خواهی سکولار دمکرات 👈 /read2453
👤 ابوالحسن بنیصدر 📝 «تحول پایین»؛ جمهوری «شهروندان حقوند» 👈 /read2446
👤 بهروز بیات 📝 چرا جمهوریخواهی و چگونهگی کنش جمهوریخواهان؟ 👈 /read2441
👤 احمد پورمندی 📝 زنده باد جمهوری! 👈 /read2436
👤 مهدی جامی 📝 آری به اتفاق جهان می توان گرفت؛ اما چرا اتفاق ممکن نمیشود؟ 👈 /read2433
👤 نقی حمیدیان 📝 «انتخابات آزاد» مهمترین تاکتیک گذار به دموکراسی 👈 /read2430
👤 بهروز خلیق 📝 گام اول تشکیل بلوک ها؛ گام دوم تشکیل ثقل نیروهای جمهوری خواه 👈 /read2420
👤 مهرداد درویش پور 📝 “جبهه جمهوری” مطلوبترین راه گذار به دمکراسی در ایران؟ 👈 /read2417
👤 مریم سطوت 📝 عمل مشترک پایه نزدیکی نیروها 👈 /read2413
👤 حسن شریعتمداری 📝 وجه ایجابی جمهوری خواهی مدرن چیست؟ 👈 /read2410
👤 رضا شیرازی 📝 «جمهوریت» مناسب بستر اجتماعی ایران؛ با وجود نوپایی و فقر نظری 👈 /read2407
👤 مجید عبدالرحیمپور 📝 لزوم شبکه و جبهه دموکراتیک فراگیر و خطر انواع پوپولیسم 👈 /read2406
👤 مهدی عربشاهی 📝 شاید وقتی دیگر زمان کار جبههای فرا رسد 👈 /read2405
👤 رضا علیجانی 📝 چند جمهوریخواهی با چند خط مشی چگونه همسویی کنند؟ 👈 /read2397
👤 مهدی فتاپور 📝 نیاز به گامهای شجاعانه در شرایط پر تحول کشور 👈 /read2393
👤 رامین کامران 📝 جبهۀ فراگیر جمهوری خواهی به چه درد میخورد؟ 👈 /read2391
👤 کاظم کردوانی 📝 در ضرورتِ رهانیدن جمهوری و جمهوریت از بندهای تودرتو 👈 /read2400
👤 بهزاد کریمی 📝 جمهوریخواهی سکولار دمکراسی، جا در دل دمکراسیخواهی دارد! 👈 /read2388
👤 علی کشتگر 📝 گذار؛ موج، نه موج سوار! 👈 /read2384
👤 ملیحه محمدی 📝 جبهه جمهوری، ضرورت ها و باید و نبایدهایش 👈 /read2378
👤 مهران مصطفوی 📝 جبهه جمهوریخواهی (چرا و چگونه؟) 👈 /read2377
👤 امیر مُمبینی 📝 موفقیت در گروی ارتباط با حرکت زنده و موثر جامعه 👈 /read2373
👤 همایون مهمنش 📝 دموکراسی مهمترین اصل مشترک ماست 👈 /read2370
👤 اسماعیل نوریعلا 📝 جمهوریتخواه نه جمهوریخواه 👈 /read2365
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1398/11/19/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📝 سرسخن سی و دوم 👈 /read2469
👤 اتحاد جمهوریخواهان ایران 📝 هدف ما استقرار جمهوری سکولار و دمکرات در ایران است! 👈 /read2464
👤 حزب چپ ایران (فدائیان خلق) 📝 جبهه جمهوری خواهی؛ لازمه گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی 👈 /read2458
👤 همبستگی جمهوری خواهان ایران 📝 اتحاد حول یک منشور جمهوریخواهی 👈 /read2457
👤 کمال ارس 📝 اتحاد جمهوریخواهان با استفاده از تجربه جبهه ملی ایران 👈 /read2449
👤 علی افشاری 📝 ضرورت برندسازی سیاسی از جمهوری خواهی سکولار دمکرات 👈 /read2453
👤 ابوالحسن بنیصدر 📝 «تحول پایین»؛ جمهوری «شهروندان حقوند» 👈 /read2446
👤 بهروز بیات 📝 چرا جمهوریخواهی و چگونهگی کنش جمهوریخواهان؟ 👈 /read2441
👤 احمد پورمندی 📝 زنده باد جمهوری! 👈 /read2436
👤 مهدی جامی 📝 آری به اتفاق جهان می توان گرفت؛ اما چرا اتفاق ممکن نمیشود؟ 👈 /read2433
👤 نقی حمیدیان 📝 «انتخابات آزاد» مهمترین تاکتیک گذار به دموکراسی 👈 /read2430
👤 بهروز خلیق 📝 گام اول تشکیل بلوک ها؛ گام دوم تشکیل ثقل نیروهای جمهوری خواه 👈 /read2420
👤 مهرداد درویش پور 📝 “جبهه جمهوری” مطلوبترین راه گذار به دمکراسی در ایران؟ 👈 /read2417
👤 مریم سطوت 📝 عمل مشترک پایه نزدیکی نیروها 👈 /read2413
👤 حسن شریعتمداری 📝 وجه ایجابی جمهوری خواهی مدرن چیست؟ 👈 /read2410
👤 رضا شیرازی 📝 «جمهوریت» مناسب بستر اجتماعی ایران؛ با وجود نوپایی و فقر نظری 👈 /read2407
👤 مجید عبدالرحیمپور 📝 لزوم شبکه و جبهه دموکراتیک فراگیر و خطر انواع پوپولیسم 👈 /read2406
👤 مهدی عربشاهی 📝 شاید وقتی دیگر زمان کار جبههای فرا رسد 👈 /read2405
👤 رضا علیجانی 📝 چند جمهوریخواهی با چند خط مشی چگونه همسویی کنند؟ 👈 /read2397
👤 مهدی فتاپور 📝 نیاز به گامهای شجاعانه در شرایط پر تحول کشور 👈 /read2393
👤 رامین کامران 📝 جبهۀ فراگیر جمهوری خواهی به چه درد میخورد؟ 👈 /read2391
👤 کاظم کردوانی 📝 در ضرورتِ رهانیدن جمهوری و جمهوریت از بندهای تودرتو 👈 /read2400
👤 بهزاد کریمی 📝 جمهوریخواهی سکولار دمکراسی، جا در دل دمکراسیخواهی دارد! 👈 /read2388
👤 علی کشتگر 📝 گذار؛ موج، نه موج سوار! 👈 /read2384
👤 ملیحه محمدی 📝 جبهه جمهوری، ضرورت ها و باید و نبایدهایش 👈 /read2378
👤 مهران مصطفوی 📝 جبهه جمهوریخواهی (چرا و چگونه؟) 👈 /read2377
👤 امیر مُمبینی 📝 موفقیت در گروی ارتباط با حرکت زنده و موثر جامعه 👈 /read2373
👤 همایون مهمنش 📝 دموکراسی مهمترین اصل مشترک ماست 👈 /read2370
👤 اسماعیل نوریعلا 📝 جمهوریتخواه نه جمهوریخواه 👈 /read2365
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
مجلس را بهتر بشناسیم
VOA Lastpage
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/fmGW91BoFgM" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
VOA Lastpage
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/fmGW91BoFgM" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
مجلس خمینی و مجلس خامنه ای را بهتر بشناسیم
عباس غفاری جن گیر حکومت را بهتر بشناسیم
VOA Lastpage
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/0eCujFDN2PA" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
VOA Lastpage
<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/0eCujFDN2PA" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
YouTube
عباس غفاری جن گیر حکومت را بهتر بشناسیم
ابوالفضل برقعی قمی (نام کامل: سید ابوالفضل ابن الرّضا برقعی قمی، زادهٔ ۱۲۸۷ - درگذشتهٔ ۱۳۷۰)، از روحانیان تجدیدنظرطلب و اصلاحگر دینی بود.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B9%DB%8C
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B6%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B9%DB%8C
محمدرضا نکونام (زاده ۱۳۲۷ در گلپایگان) مدرس سطوح عالی فقه و فلسفه حوزه علمیه قم است[۱] که در علوم مختلف اسلامی دارای تألیفات میباشد.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%85
سید حسین کاظمینی بروجردی (زاده ۱۰ مرداد ۱۳۳۷ در بروجرد)، روحانی ایرانی، زندانی سیاسی و از مخالفان تئوری ولایت فقیه است. وی مخالف دخالت دین در سیاست و طرفدار جدایی دین از دولت است
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AC%D8%B1%D8%AF%DB%8C
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: صدای بازندهها؛ چرا تتلو میگیرد؟
#V 068
https://telegra.ph/V068-02-06
نویسنده مهمان: سروش افخمی @Soroushafkhami
مقدمه: از کجا آمد؟
۴ تا جوان کنار هم ایستادهاند و یکی دیگر از پشتشان رد میشود و پارکور اجرا میکند. دیوار پشتشان پر از گرافیتیهای رنگارنگ خرچنگ قورباغه است. سمت راست تصویر یک حلقه بسکتبال دیده میشود؛ یکیشان که موهای بلند و صدای نازکی دارد، میخواند: «من میخواستم که با تو، بمونم تا همیشه...» و با دستهایش اداهای عجیب درمیآورد. نشانگر کامل دهه شصتیهای آن زمان است؛ پیراهن آستین کوتاه سفید، شلوار مشکلی، موی بلند و ته ریش. آهنگ که کاور یک ترانه خارجیست، کماکان با صدای تازه این بچهها شنیدنی است.
حالا او بالای یک ماشین است، میخواند: «درسته بنز ندازم اما ۲۰۶ که دارم». جوانهایی دورهاش کردهاند، و با ریتم شیش و هشت قر میدهند. کمی بیشتر به خودش رسیده، یقهاش باز است. ابروهایش را برداشته و کنار اردلانِ دماغ عملی میخواند که «پاسپورت کانادایی نه ولی کارت ملی که دارم». من هم تکانی به خودم میدهم. مادرم میخندد و پدرم چپ چپ نگاه میکند.
این بار دستبند سبز داریم. پدرم پای موبایل نوکیایش نشسته و با او میخواند: «ریشهکن فقر و فساد، میرحسین موسوی». میگوید این تتلو هم بد نیست ها. این بار من میخندم...
با لباس در وان خوابیده، قرص خورده خودش را بکشد، تصویر او با لباس در وان پر، کمی مضحک است، اما وقتی میگوید: «تو به حرف من گوش کن» دلم برای خودم و عشق شکستخوردهام میسوزد.
پشت کامیون نشسته، موهایش ریخته و ناچار کوتاهشان کرده. در زاغههای تهران تاب میخورد: «خونه خوبه، خونه مامانم امیده». دلم میلرزد. تهرانم و به مادرم زنگ میزنم و گریه میکنم. ۱۰ سالیست دارد کار میکند؛ صدایش میلرزد: «خسته از همه، خسته از خالی بودن جای صدام تو برج میلاد». منم گریه میکنم. آخرش سلامتی همه را میخواهد، از ایرج قادری تا حجازی و پدر و مادرها.
خالکوبیهایش توی ذوق میزند. ادبیاتش فرق کرده. میگوید سبک «تتلیتی» را خودش آورده. ملغمهایست از پاپ و رپ که فقط خودش میخواند. فوتبال بازی میکند و از زندگی سالم میگوید و گیاهخواری. میگوید میخواهد شماره هفت ایران شود. میدانم این بار هم شکست میخورد.
روی ناو وسط خلیج فارس، کلاه روی سرش و سربازها کنارش رژه میروند. هاج و واج نگاهاش میکنم؛ «انرژی هستهای حق مسلم ماست». این همان است؟ ازش بدم میآید. اه ... خودت را خراب نکن احمق!
پیش رییسی نشسته، میگوید: «این یکی رو دستم مامانمه، اینم ایرانه، اینم که...». رییسی آشکارا معذب نشسته، دارد در دل مشاورش را فحش میدهد؛ این یارو دیگر کیست؟ من اینجا چه کار میکنم؟ به پدرم میگویم: «بدبخت، انقدر بهش مجوز ندادن که قاطی کرد» چپ نگاهام میکند: «از اولشم دیوونه بود». نمیدانم چرا ولی از او متنفر نیستم.
ادامه یادداشت را از اینجا یا با instant view بخوانید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
#V 068
https://telegra.ph/V068-02-06
نویسنده مهمان: سروش افخمی @Soroushafkhami
مقدمه: از کجا آمد؟
۴ تا جوان کنار هم ایستادهاند و یکی دیگر از پشتشان رد میشود و پارکور اجرا میکند. دیوار پشتشان پر از گرافیتیهای رنگارنگ خرچنگ قورباغه است. سمت راست تصویر یک حلقه بسکتبال دیده میشود؛ یکیشان که موهای بلند و صدای نازکی دارد، میخواند: «من میخواستم که با تو، بمونم تا همیشه...» و با دستهایش اداهای عجیب درمیآورد. نشانگر کامل دهه شصتیهای آن زمان است؛ پیراهن آستین کوتاه سفید، شلوار مشکلی، موی بلند و ته ریش. آهنگ که کاور یک ترانه خارجیست، کماکان با صدای تازه این بچهها شنیدنی است.
حالا او بالای یک ماشین است، میخواند: «درسته بنز ندازم اما ۲۰۶ که دارم». جوانهایی دورهاش کردهاند، و با ریتم شیش و هشت قر میدهند. کمی بیشتر به خودش رسیده، یقهاش باز است. ابروهایش را برداشته و کنار اردلانِ دماغ عملی میخواند که «پاسپورت کانادایی نه ولی کارت ملی که دارم». من هم تکانی به خودم میدهم. مادرم میخندد و پدرم چپ چپ نگاه میکند.
این بار دستبند سبز داریم. پدرم پای موبایل نوکیایش نشسته و با او میخواند: «ریشهکن فقر و فساد، میرحسین موسوی». میگوید این تتلو هم بد نیست ها. این بار من میخندم...
با لباس در وان خوابیده، قرص خورده خودش را بکشد، تصویر او با لباس در وان پر، کمی مضحک است، اما وقتی میگوید: «تو به حرف من گوش کن» دلم برای خودم و عشق شکستخوردهام میسوزد.
پشت کامیون نشسته، موهایش ریخته و ناچار کوتاهشان کرده. در زاغههای تهران تاب میخورد: «خونه خوبه، خونه مامانم امیده». دلم میلرزد. تهرانم و به مادرم زنگ میزنم و گریه میکنم. ۱۰ سالیست دارد کار میکند؛ صدایش میلرزد: «خسته از همه، خسته از خالی بودن جای صدام تو برج میلاد». منم گریه میکنم. آخرش سلامتی همه را میخواهد، از ایرج قادری تا حجازی و پدر و مادرها.
خالکوبیهایش توی ذوق میزند. ادبیاتش فرق کرده. میگوید سبک «تتلیتی» را خودش آورده. ملغمهایست از پاپ و رپ که فقط خودش میخواند. فوتبال بازی میکند و از زندگی سالم میگوید و گیاهخواری. میگوید میخواهد شماره هفت ایران شود. میدانم این بار هم شکست میخورد.
روی ناو وسط خلیج فارس، کلاه روی سرش و سربازها کنارش رژه میروند. هاج و واج نگاهاش میکنم؛ «انرژی هستهای حق مسلم ماست». این همان است؟ ازش بدم میآید. اه ... خودت را خراب نکن احمق!
پیش رییسی نشسته، میگوید: «این یکی رو دستم مامانمه، اینم ایرانه، اینم که...». رییسی آشکارا معذب نشسته، دارد در دل مشاورش را فحش میدهد؛ این یارو دیگر کیست؟ من اینجا چه کار میکنم؟ به پدرم میگویم: «بدبخت، انقدر بهش مجوز ندادن که قاطی کرد» چپ نگاهام میکند: «از اولشم دیوونه بود». نمیدانم چرا ولی از او متنفر نیستم.
ادامه یادداشت را از اینجا یا با instant view بخوانید.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Telegraph
صدای بازندهها: چرا تتلو میگیرد؟
مقدمه: از کجا آمد؟ ۴ تا جوان کنار هم ایستادهاند و یکی دیگر از پشتشان رد میشود و پارکور اجرا میکند. دیوار پشتشان پر از گرافیتیهای رنگارنگ خرچنگ قورباغه است. سمت راست تصویر یک حلقه بسکتبال دیده میشود؛ یکیشان که موهای بلند و صدای نازکی دارد، میخواند:…
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
روایت فتح یا روایت فاتحان؟
#V 069
https://t.me/divanesara/1051
نویسنده مهمان: ایمان آقایاری @Mehrgan96-«بهترین روزگار و بدترین ایام بود. دوران عقل و زمان جهل بود. روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود. موسم نور و ایام ظلمت بود. بهار امید بود و زمستان نا امیدی. همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود. همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه در جهت عکس ره می سپردیم».
(داستان دو شهر-چارلز دیکنز)
بیش از چهار دهه از روزهای انقلاب میگذرد. روزگاری که ملتی علیه ظلم و استبداد قیام کرد و قیامش به بار نشست. انقلابی رقم خورد و عموم جامعه خشنود بود. با مرور خاطرات و نظرات آن روزگار، روایت غالب را میتوان روایت پیروزی و امید خواند. بازتاب این روایت را در اثری چون «ایران سرای امید» مییابیم. اما در کنار روایت فاتحان و مغلوبین، روایت توأم با تردید و اضطرابی هست که اگر چه راویانش منتقدین و مخالفین شاه بودند، ولی با خوشبینی افراطی و هیجان عمومی انقلاب همراه نبودند.
با گذر زمان و مشاهده محصولات انقلاب، اندک اندک روایت اخیر در میان نیروهای فکری و کنشگران سیاسی، مدنی و فرهنگی گسترش یافت. هم چنین در نتیجه سرخوردگی عمومی، ناکارآمدی حکومت و تکرار شعارهای پوچی که دستاوردی برای مردم نداشت، روایت حکومت سرنگونشده پیشین در میان اقشاری از جامعه جا باز کرده است.
توسعه ی ابزار ارتباطی در نسبت با واقعیات ذهنی و انضمامی، انحصار روایت انقلاب را به طور کامل از دست حکومت خارج کرد، و حد اعلای ظلم و فساد جای دفاع از انقلاب برای توده بیرمق مردم باقی نگذاشته است.
حکومتی که همواره تعریفی سلبی از خود ارائه میکند و سعی در توجیه ضعفها با نشان دادن ایرادات حکومت پیش از خود مینماید، نهایتا در تلهای خودساخته گیر میافتد و حالا در تمامی سنگرهای پیشتر فتح شده با مردم در جنگ است: نه تنها درمانی بر دردها نبوده بلکه داشتههای اندکی چون برخی آزادیهای فردی و اجتماعی، حداقلی از معیشت و امکان زیست در مقیاس جهانی را نیز از شهروندان خود سلب نموده و حالا تنها متاع «امنیت» را در بازاری مکاره به «متقاضیان ناچار» قالب میکند. برای بقا در چرخشی معنادار، تمسک به «اسلام» و «امت» را واگذاشته و به «ایران» و «ملت» چنگ میزند.
اکنون در روزهایی که به مناسبت پیروزی انقلاب عکسها و شعارهای گزینشی شهرها را تسخیر کرده و تصاویر و صداهای مطلوب حاکمان به طور مداوم از رسانههای رسمی پخش میشود، روایت حکومت با تمام هزینههای گزاف از رونق و اعتبار افتاده و بخشی از جامعه به تطهیر و تقدیس رژیم پیشین روی آورده و در حسرت نوستالژی آن «عصر طلایی» زندگی میکند. بخشی نیز در آرزوی فردایی دموکراتیک روز و شب میگذارنند. شکافی پرنشدنی فضای رسمی و راستین را از هم گسسته و این گسست، مهمترین شاخصه عصر ماست.
باید از «انقلاب به روایت حاکمان» و «انقلاب به روایت محکومین» سخن گفت. محکومین برداشت و دریافتهای متکثر و متعارضی دارند. شاید وقایعی که نقل میکنند گاه ساختگی باشد، اما لااقل ذکر خیر و شر همه افراد و گروههای سهیم در آن وجود دارد. اما در داستانسرایی حاکمان همه چیز به شکل مصنوعی یکدست شده. تمامی وقایع، افراد، جریانها و حتی مفاهیم و تعاریف، بر روی «تخت پروکروستس» حکومت به اندازه مطلوب در آمدهاند.
تاثیر پروپاگاندا و هیمنه رژیم فرو ریخته است، اما ظواهر هم چنان پابرجاست. اگرچه به قول «سوفوکل» در نمایشنامه اودیپوس: «بیگمان آن زمان که زندگی در قلب مردمان نمیتپد و جمله نیازمندند، سفاین و باروها به کاری نمیآید». لیکن هنوز اسب قدرت بر پیکر مردگان میتازد.
میتوان گفت جشنهای حکومتی، امروزه نه تنها احوال اکنون مردمان بلکه حتی اراده دیروزشان برای تغییر سرنوشت را ریشخند میکنند. دستگاه تبلیغات حکومتی در همان حال که شوریدن علیه حاکمی مستبد در گذشته را ارج مینهد، نمایشی متناقض در ستایش از «امر مسلط و متبوع» عرضه میکند. تو گویی خواست تغییر مناسبات ظالمانه و برانداختن «مطلقه» بودن دیگر اهمیت ندارد.
میشل فوکو در نامهاش به بازرگان مینویسد: «بر شماست که یقین حاصل کنید این مردم هرگز بر نیروی سازشناپذیری که به اتکای آن خود را آزاد ساختند، تأسف نخواهند خورد». واقعیت این است که با متحمل شدن یوغی سنگینتر از قبل، امروز مردم بر آن نیروی سازشناپذیر و آزادیخواه تأسف میخورند؛ هرچند چاره در گسستن زنجیرهاست، نه چیزی جز این.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
#V 069
https://t.me/divanesara/1051
نویسنده مهمان: ایمان آقایاری @Mehrgan96-«بهترین روزگار و بدترین ایام بود. دوران عقل و زمان جهل بود. روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود. موسم نور و ایام ظلمت بود. بهار امید بود و زمستان نا امیدی. همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود. همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه در جهت عکس ره می سپردیم».
(داستان دو شهر-چارلز دیکنز)
بیش از چهار دهه از روزهای انقلاب میگذرد. روزگاری که ملتی علیه ظلم و استبداد قیام کرد و قیامش به بار نشست. انقلابی رقم خورد و عموم جامعه خشنود بود. با مرور خاطرات و نظرات آن روزگار، روایت غالب را میتوان روایت پیروزی و امید خواند. بازتاب این روایت را در اثری چون «ایران سرای امید» مییابیم. اما در کنار روایت فاتحان و مغلوبین، روایت توأم با تردید و اضطرابی هست که اگر چه راویانش منتقدین و مخالفین شاه بودند، ولی با خوشبینی افراطی و هیجان عمومی انقلاب همراه نبودند.
با گذر زمان و مشاهده محصولات انقلاب، اندک اندک روایت اخیر در میان نیروهای فکری و کنشگران سیاسی، مدنی و فرهنگی گسترش یافت. هم چنین در نتیجه سرخوردگی عمومی، ناکارآمدی حکومت و تکرار شعارهای پوچی که دستاوردی برای مردم نداشت، روایت حکومت سرنگونشده پیشین در میان اقشاری از جامعه جا باز کرده است.
توسعه ی ابزار ارتباطی در نسبت با واقعیات ذهنی و انضمامی، انحصار روایت انقلاب را به طور کامل از دست حکومت خارج کرد، و حد اعلای ظلم و فساد جای دفاع از انقلاب برای توده بیرمق مردم باقی نگذاشته است.
حکومتی که همواره تعریفی سلبی از خود ارائه میکند و سعی در توجیه ضعفها با نشان دادن ایرادات حکومت پیش از خود مینماید، نهایتا در تلهای خودساخته گیر میافتد و حالا در تمامی سنگرهای پیشتر فتح شده با مردم در جنگ است: نه تنها درمانی بر دردها نبوده بلکه داشتههای اندکی چون برخی آزادیهای فردی و اجتماعی، حداقلی از معیشت و امکان زیست در مقیاس جهانی را نیز از شهروندان خود سلب نموده و حالا تنها متاع «امنیت» را در بازاری مکاره به «متقاضیان ناچار» قالب میکند. برای بقا در چرخشی معنادار، تمسک به «اسلام» و «امت» را واگذاشته و به «ایران» و «ملت» چنگ میزند.
اکنون در روزهایی که به مناسبت پیروزی انقلاب عکسها و شعارهای گزینشی شهرها را تسخیر کرده و تصاویر و صداهای مطلوب حاکمان به طور مداوم از رسانههای رسمی پخش میشود، روایت حکومت با تمام هزینههای گزاف از رونق و اعتبار افتاده و بخشی از جامعه به تطهیر و تقدیس رژیم پیشین روی آورده و در حسرت نوستالژی آن «عصر طلایی» زندگی میکند. بخشی نیز در آرزوی فردایی دموکراتیک روز و شب میگذارنند. شکافی پرنشدنی فضای رسمی و راستین را از هم گسسته و این گسست، مهمترین شاخصه عصر ماست.
باید از «انقلاب به روایت حاکمان» و «انقلاب به روایت محکومین» سخن گفت. محکومین برداشت و دریافتهای متکثر و متعارضی دارند. شاید وقایعی که نقل میکنند گاه ساختگی باشد، اما لااقل ذکر خیر و شر همه افراد و گروههای سهیم در آن وجود دارد. اما در داستانسرایی حاکمان همه چیز به شکل مصنوعی یکدست شده. تمامی وقایع، افراد، جریانها و حتی مفاهیم و تعاریف، بر روی «تخت پروکروستس» حکومت به اندازه مطلوب در آمدهاند.
تاثیر پروپاگاندا و هیمنه رژیم فرو ریخته است، اما ظواهر هم چنان پابرجاست. اگرچه به قول «سوفوکل» در نمایشنامه اودیپوس: «بیگمان آن زمان که زندگی در قلب مردمان نمیتپد و جمله نیازمندند، سفاین و باروها به کاری نمیآید». لیکن هنوز اسب قدرت بر پیکر مردگان میتازد.
میتوان گفت جشنهای حکومتی، امروزه نه تنها احوال اکنون مردمان بلکه حتی اراده دیروزشان برای تغییر سرنوشت را ریشخند میکنند. دستگاه تبلیغات حکومتی در همان حال که شوریدن علیه حاکمی مستبد در گذشته را ارج مینهد، نمایشی متناقض در ستایش از «امر مسلط و متبوع» عرضه میکند. تو گویی خواست تغییر مناسبات ظالمانه و برانداختن «مطلقه» بودن دیگر اهمیت ندارد.
میشل فوکو در نامهاش به بازرگان مینویسد: «بر شماست که یقین حاصل کنید این مردم هرگز بر نیروی سازشناپذیری که به اتکای آن خود را آزاد ساختند، تأسف نخواهند خورد». واقعیت این است که با متحمل شدن یوغی سنگینتر از قبل، امروز مردم بر آن نیروی سازشناپذیر و آزادیخواه تأسف میخورند؛ هرچند چاره در گسستن زنجیرهاست، نه چیزی جز این.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Telegram
مجمع دیوانگان
یادداشت وارده: روایت فتح یا فاتحان؟
#V 069
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
کارتون بالا اثر Quino کاریکاتوریست آرژانتینی است.
#V 069
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
کارتون بالا اثر Quino کاریکاتوریست آرژانتینی است.