لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
📝 آیا جمهوری اسلامی با سرنوشتی همچون شوروی مواجه خواهد شد!؟
اا
👤 مهدیه گلرو
اا

◀️ با توجه به وضعیت کنونی جمهوری اسلامی وجود بحران در حاکمیت غیر قابل انکار است ، اما به راستی بزرگترین بحرانی که امروز جمهوری اسلامی با آن مواجه است چیست؟ کدام یک تیر خلاص جمهوری اسلامی خواهد بود؟ بحرانهای خارجی جان حکومت را خواهد گرفت یا بحران های داخلی کار آن را خواهد ساخت؟!

◀️ به نظر میرسد در میان تمامی تجربه های تاریخی آنچه به نظر شبیه ترین تجربه به حکومت ایدئولوژیک و تمامیت خواه امروز ایران می باشد، شوروی است. اما بحرانها و بن بست های سالهای پایانی شوروی چه بود و آیا با امروز جمهوری اسلامی شباهتی دارد؟! آیا حکومت اسلامی برای این بن بستها و بحرانها چاره ای اندیشیده و یا همچون شوروی راه حل را به دقیقه نود سپرده است؟ وضعیت بین المللی امروز دنیا با دوره جنگ سرد و دوقطبی در جهان چقدرمتفاوت است؟ قطعا به همه این پرسش ها در این یادداشت پیش رو نمیتوان پاسخ داد اما سعی میشود بعضی بحرانهای مشابه را بررسی کنیم.

◀️ افزایش روز افزون فقر و فساد و ناکارآمدی اقتصادی ناشی از تصمیم گیری های غلط  که مردم را از لحاظ معیشتی در شرایط دشواری قرار داده بود چنانچه آنها برای تهیه نیازهای اولیه خود نیزمشکل داشتند، درآمد سرانه در اتحاد جماهیر شوروی در طی سال‌های نیمه اول دهه هشتاد در حدود شش هزار دلار بود در حالی که این رقم در ایالات متحده از حدود ۱۹ هزار دلار در آغاز دهه شروع شد و به حدود ۲۱ هزار دلار در نیمه دهه رسید. به نقل از دفتر برنامه توسعه سازمان ملل متحد در سال 2019، ایران با متوسط درآمد سرانه ۱۹ هزار و ۱۳۰ دلار در رده شصت و سوم جهان ایستاده است و درآمد سرانه آمریکا  ۶۲ هزار و ۶۰۶ دلار است.

◀️ ضریب جینی چگونگی توزیع درآمد طی یک دوره از زمان را نشان می‌دهد.در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، ضریب جینی در شوروی سابق به حدود ۰٫۲۶ رسیده‌بود، که نسبت به بیشتر کشورهای اروپای شرقی میزان نابرابری بیشتری را نشان می‌داد. بر اساس گزارش مرکز آمار ضریب جینی ایران طی سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷ روند فزاینده‌ای داشته که نشان دهنده توزیع هرچه نابرابرتر درآمد بین افراد جامعه و شکاف طبقاتی بیشتر است. در کنار اینها کاهش ارزش پول ملی شوروی در سالهای دهه 80 را نیز اضافه کنید که همچون کاهش ارزش پول ملی ایران در سالهای اخیر است.

◀️ در سالهای پایانی حکومت شوروی رهبران انقلاب پیر،محافظه کار و منفعت طلب شده بودند و نسلی تازه قدرت گرفته بود که هیچ درکی از اصول  انقلابی نداشت، نسل تازه در فساد اخلاقی ،اقتصادی ،رانت، امکانات  ویژه و جدا از مردم عادی زندگی میکرداتکای اصلی آنها بر سرکوب ،سانسور و ایجاد رعب و وحشت بود نه از دنیای آرمان‌گرایانه مارکس و لنین چیزی میدانستند و نه حتی تلاش میکردند در ظاهر به شعار های انها عمل کنند دیگر طبقه کارگر و اصل کار از اولویت خارج شده بود همچون ایران امروز که بعد از چهل سال بسیج مستضعفین توسط رهبری دوباره تعریف میشود!

◀️ سانسور و بایکوت شدیدِ محصولات فرهنگی غرب، پایین بودن کیفیت برخی محصولات فرهنگی در شوروی، و ترویج مصنوعی نوشتن شعر در وصف «گذشتۀ انقلاب»، لزوم دریافت مجوز از بالاترین مقامات حزب کمونیست برای انتشار هرگونه اطلاعات، کتاب و نمایش فیلم و سانسور و کنترل شدید، باعث فاصله گرفتن نسل جوان شوروی از حکومت شده بود. چنانچه امروز بخش اعظم شاعران ،نویسندگان و خوانندگان جوان ایران به دلیل سانسور های مکرر توسط وزارت ارشاد مجبور به فعالیت های زیر زمینی و یا خروج از کشور و فعالیت در خارج از ایران شده اند.

◀️ اختلاف‌های داخلی در درون حزب کمونیسم و تشدید اختلاف نیروها در نظام شوروی و کشیده شدن اختلاف‌های درونی به بیرون از دیگر بحران های مهم در سالهای پایانی حکومت شوروی بود.چنانچه در سالهای اخیر مرتبا در گیری های داخلی نظام سر از رسانه ها در می آورد از قهراحمدی نژاد،مرگ مشکوک هاشمی رفسنجانی تا دعوای طلبه گی صادق لاریجانی و محمد یزدی و...

◀️ شوروی با ده ها بحران دیگر هم مواجه بوده و جمهوری اسلامی نیز با ده ها بحران دیگر مواجه است اما نکته مهم شکل مواجهه با این بحرانهاست. آیا بعد از اعتراضات آبان 98 حاکمیت متوجه عمق این بحرانها شده است یا همچون همه این سالها سعی در نادیده گرفتن آنها دارد؟! تا چه مدت دیگر نادیده گرفتن این شکاف ها و بحرانها و تنها سرکوب معترضین میتواند راه نجات حکومت باشد؟ مشخص است این بحرانها با نادیده گرفتن حل نخواهد شد و همچون گلوله ای برفی با گردش روزگار هر روز بزرگتر خواهند شد و در نهایت به نابودی ختم خواهد شد اما نابودی چه چیز و چگونه!

💬 نظر شما در مورد این مقاله چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/09/19/2318/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
📝 چرا اعتراضات مردمی در ایران نتیجه نمی دهد؟
اا
👤 محمد معین
اا

◀️ براساس اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعتراض  حقی است که قانونگذار در اختیار معترضان قرار داده است.‌‏ اما مقامات جمهوری اسلامی همچون گذشته پاسخ مناسبی به مطالبه معیشتی مردم ندادند. حکومت هر اعتراض را یک تهدید علیه خود می داند و گویی زبان دیگری جز زبان سرکوب و کشتار مردم را در طول عمر خود نیاموخته تا پاسخی مناسب و شایسته به اعتراضات مسالمت آمیز مردم و حل معضل معیشتی و فقر اقتصادی آنها بدهد.

◀️ اینک این  پرسش مطرح می شود که چرا با این سطح گستردگی اعتراضات و آمار بالای کشته ها و دستگیر شدگان، این اعتراضات و تظاهرات پیشین به سرانجام مشخصی نرسیده و نمی رسد؟ در  پاسخ اما نوک پیکان بسیاری از تحلیل ها معطوف به حکومت است و سایر دلایل با توجیهات گوناگون مغفول مانده است. در زیر نگارنده می کوشد تا تصویر روشنی از دلایل گوناگون به سرانجام نرسیدن اعتراضات را بدون هیچ جهت گیری سیاسی ارائه کند.

◀️ شواهد تاریخی گواه است که اگر اعتراضات سراسری انتخابات ۸۸ یا اعتراضات دی ماه ۹۶ و همچنین اعتراضات اخیر به سرانجام نرسید به دلیل به خشونت کشیده شدن اعتراض معترضان بود. البته این استدلال هم وجود دارد که این حکومت است که مردم را به خشونت ترغیب می کند اما معترضان باید به درستی بدانند که برای به سرانجام رسیدن هر اعتراض مدنی تنها باید از خشونت و آشوب چه از سوی مردم و چه از سوی حکومت جلوگیری کنند و اجازه ندهند برخی اغتشاشگران یا مجموعه حکومت، اعتراضات مردمی را به قهقرا بکشانند.

◀️ یکی دیگر از  اصلی ترین دلایل عمده به سرانجام نرسیدن اعتراضات در ایران نبود جامعه مدنی است. در نبود جامعه مدنی  جنبش ها چه از نوع کارگری، زنان، دانشجویی، محیط زیستی و...هیچ کدام به نتیجه ملموسی نمی رسند و حکومت هم به راحتی هر اعتراضی را سرکوب می کند. به عنوان مثال در اعتراضات اخیر و اعتراضات دی ماه ۹۶ که عمدتاً در حاشیه شهرها و شهرهای کوچک به ثمر نشست، چون معترضان به دلیل مشکلات معیشتی و اقتصادی به خیابان ها آمده بودند؛ دغدغه این قشر از جامعه تنها نیاز اقتصادی نه سیاسی بود. به باور روشنفکران و نخبگان جامعه، جنبش گرسنگان چون تنها به دلیل مشکلات معیشتی  به خیابان ها می آیند بنابراین اگر حکومت هرچند محدود، نیاز مالی آنها را تامین کند این قشر از جامعه به آغوش حکومت باز می گردند.

◀️ در نبود جامعه مدنی مشکلات دیگری نیز در اعتراضات اخیر بسیار مشهود بود که از جمله می توان به مسائلی همچون: -نبود رهبری در تظاهرات -همراستایی نکردن اقشار مختلف جامعه اعم از کارگران، زنان، دانشجویان و روشنفکران در اعتراضات -بی توجهی به موضوع نسل ها، فرهنگ ها، مذاهب و.. -نبود احزاب و گروه های سیاسی -ضعف در هدفمندی، سیاست گذاری و ساماندهی اعتراضات و...  نیز اشاره کرد. 

◀️ این که چرا جامعه ایران در طول  ۴۰ سال توانایی تشکیل جامعه مدنی  نداشته می توان چند دلیل عمده برای آن بیان کرد که مهمترین آن سرکوب انجمن ها و تَشکل های اجتماعی و مردم نهاد از یک سو و فقر سیاسی و رشد نیافتگی فرهنگ مشارکتی مردم است.

◀️ یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت قطع اینترنت بود. با شروع اعتراضات گسترده در ایران، مقامات جمهوری اسلامی بار دیگر نشان دادند که عقلانیت در این حکومت جایگاه و معنایی ندارد و پاسخ به مطالبات مردم تنها در سانسور و محدود سازی آنها تجلی پیدا می کند در این میان قطع اینترنت و سانسور رسانه ها راهکار آسان و در دسترس برای حکومت بود. سیاستی که در طول ۴۰ سال اخیر به شیوه های گوناگونی از آن بهره گرفته اند تا به نوعی مردم را در بی خبری و خلا اطلاعاتی قرار دهند، چراکه در عصر کنونی رسانه ها (روزنامه، ماهواره، اینترنت و شبکه های اجتماعی) نقش بسزایی در به نتیجه رسیدن اعتراضات در سراسر دنیا ایفا می کنند.

◀️ جریان رسانه ای در خارج از ایران نیز متاسفانه نه قائل به رعایت اصل بی طرفی و حرفه ای گری است و نه به آنچنان درجه ای از بلوغ سیاسی و رسانه ای رسیده است که بداند که در مواجهه با این گونه اتفاقات و جریان ها چگونه رفتار کند تا برای جذب مخاطب بیشتر و ایجاد شور هیجانی در مخاطبین خود، مسابقه شایعه پراکنی و گفتگوی جنجالی نگذارد.

◀️ یکی از شبکه های لندنی با یکی از اعضای سلطنت طلب، در روزهای نخست اعتراضات مصاحبه ای را انجام داد که شخص مصاحبه شونده سخنانی را از روی بی خردی و جوزدگی به زبان آورد که همین سخنان از یک سو برای صداوسیمای جمهوری اسلامی دست مایه تبلیغات و پروپاگاندای رسانه ای شد و از سوی دیگر سند اتهام مقامات قضائی برای دستگیر شدگان شد.
📝 حکومت، نظامیگری و دیپلماسی در ایران
اا
👤 مهدی نوربخش
اا

◀️ دولت پنهان و سپاهیان جاهل به اصول سیاست خارجی،  با حمایت رهبری این نظام رئوس کلی سیاست خارجی کشورما را تعریف و تبیین میکنند. با مطالعه سیاست خارجی کشور در خاورمیانه خصوصا در طول دو دهه گذشته میتوان میزان خسارت این سیاست خارجی را در اطراف خود مشاهده کنیم. فقط کافیست به سوریه نگاه کنیم و ببینیم این کشور امروز در کجا قرار گرفته است و نظام ایران چگونه با تنگ نظری و عدم بصیرت و واقع بینی در کجای سیاست  در این کشور قرار گرفته است.

◀️ در طول بیش از چهار دهه گذشته فرصتهای بیشماری برای ایران بدست آمده بود تا روابط خود را با غرب بهبود بخشیده، از حجم تنش‌های خود با دنیای خارج کاهیده وبا ایجاد روابط جدید و شهروند جهانی شدن به رشد اقتصادی کشور همت گمارد.  اما این فرصت ها یکی پس از دیگری از دست رفته اند و امروز نظام حاکم ابائی ندارد تا با سرکوب شهروندان ایران و نادیده گرفتن حق اعتراض،  آنها را مجبور کند تا هزینه ناکامیهای سیاسی حکومت را پرداخته و فشار اقتصادی را تحمل کنند. در ادامه به چهار فرصت مهم اشاره می شود...

◀️ فرصت اول در زمان کلینتون و خاتمی ایجاد گردید. در 25 ژوئن سال 1996 برج خوبر خارج از ظهران که بعنوان پایگاه نیروی هوایی امریکا و بخشی ار سنتکام در عربستان سعودی بود مورد حمله گروهی بنام  انصار حزب الله عربستان قرار گرفت و 19 سرباز امریکایی کشته و 400 نفر زخمی شدند. امریکا مسئولیت این کار را بعهده ایران گذاشت اما مدرک مستقیمی هم در این رابطه نداشت تا بطور مشخص ایران را عامل این حمله بنامد. دولت کلینتون از این اتهام گذشت و فرصت ایجاد شده توسط خاتمی را غنیمت شمرد و برای حل مشکلات خود با ایران در تاریخ ژوئن 1999 نامه ای نوشت که از طریق سلطان قابوس از عمان تسلیم آقای خاتمی گردید. در این نامه کلینتون از خاتمی خواسته بود تا بطور صمیمانه کوشش کند تا مشکلات بین امریکا و ایران با یکدیگر حل شود.

◀️ در ماههای بعد وزیر امور خارجه دولت کلینتون، خانم مادلین البریت، تا مرز عذر خواهی برای کودتای سیا بر ضد دولت دموکراتیک و ملی  رهبر فقید جنبش ملی ایران، محمد مصدق،  پیش رفت. این فرصت از دست رفت بخاطر اینکه رهبر جمهوری اسلامی ایران با آن مخالف بود و به آقای خاتمی برای ایجاد رابطه و ایجاد صلح با امریکا اعتماد نداشت. در جلسه ای خصوصی که بعده ها اسرارش فاش شد گفته بود که سفرهای خارجی خاتمی برای او قابل تحمل نیست بخاطر اینکه بیم دارد که او با غربیها تماس بگیرد. در سال 2000 میلادی کلینتون در راهروهای سازمان ملل منتظر شد تا بطور اتفاقی با آقای خاتمی که به جلسه عمومی سالانه سازمان ملل متحد رفته بود ملآقات کند اما محافظان رئیس جمهور کشورمان اورا از راه دیگری به بیرون روانه کردند تا این اتفاق نیفتند. رهبر جمهوری اسلامی ایران اجازه نداده بود که خاتمی در هیچ ملاقاتی با مقامهای امریکائی شرکت کند. 

◀️ دومین فرصت در ابتدای ریاست جمهوری اوباما ایجاد گردید. دولت اوباما در ابتدای سال 2009 رئیس جمهور آمریکا شد. در طول این سالها، علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی هسته ای کشور،  بطور رسمی از طریق رهبر جمهوری اسلامی ایران برای  مذاکره با آمریکا انتخاب شده بود و در تماس مستمر با آنها مانده بود. اما رهبری جمهوری اسلامی نمی خواست و اجازه نداد که مذاکرات ایران با اوباما از ابتدای دوره ریاست جمهوری او شروع و این مذاکرات بزودی نهائی شوند. اگر در دو سال اول دولت اوباما ایران می‌توانست مذاکرات هسته ای خودرا با آمریکا به سامانی برساند، دولت اوباما می‌توانست آن را به تصویب کنگره آمریکا برساند.

◀️ سومین فرصتِ؛ از ابتدای دولت ترامپ و مسئولیت وزارت خارجه این کشور توسط رکس تیلرسون بود. تیلرسون در سپتامبرسال 2017 با جواد ظریف در نیویورک ملآقات کرده بود. در این زمان ترامپ مرتب اعلام میکرد که میخواهد از برجام خارج شود. در این فاصله آقای ظریف فرصت آن را داشت تا با تیلرسون و نیروهای معتدل دولت ترامپ که تیلرسون از آخرین آنها بود رابطه برقرار نموده تا بدنبال راه حلی برای مشکلات بین دو کشور باشد. مجددا رهبر جمهوری ایران نمی خواست که در این زمان وارد مذاکره با آمریکا گردد و فرصت سوم نیز بزودی از دست رفت. اما این کم‌کاری فقط متوجه رهبری نبود که دولت روحانی و ظریف هم در این رابطه علاقه آنچنانی از خود نشان ندادند.
Forwarded from پادکست سکه
🎙اپیزود چهاردهم‌ پادکست سکه:

"مفهوم و ضرورت تنظیم‌گری چیست و چه جایگاهی در حکمرانی اقتصادی دارد؟"

آیا سازوکار بازار به بیشینه کردن رفاه جامعه منجر می‌شود؟ در غیر این صورت با چه راهی می‌توان این مسئله را برطرف کرد؟ نقش نهادهایی مانند شورای رقابت، سازمان تنظیم مقررات، اتحادیه‌ها، نظام مهندسی، نظام پزشکی و کانون وکلا چیست؟ آیا عملکرد این نهادها باعث افزایش رفاه جامعه شده است؟ این نهادها به افزایش انحصار کمک کرده‌اند یا کنترل انحصار؟

مهمان: مرتضی زمانیان

مجری: مهدی ناجی
تدوین و تنظیم: ایمان اسلام‌پناه
تولید محتوا: مبین گودرزی، محمدعلی مردان
گرافیک: علی ملک‌محمدی
کارگردان: بهداد گیلزاد‌کهن

موسیقی:
Dirk Maassen - What we are

#اپیزود_چهاردهم
#تنظیم‌گری

بشنوید👈
Castbox|GooglePodcast|Anchor
SekkePod Episode 14
Mehdi Naji
اپیزود چهاردهم‌ پادکست سکه:

"مفهوم و ضرورت تنظیم‌گری چیست و چه جایگاهی در حکمرانی اقتصادی دارد؟"

آیا سازوکار بازار به بیشینه کردن رفاه جامعه منجر می‌شود؟ در غیر این صورت با چه راهی می‌توان این مسئله را برطرف کرد؟ نقش نهادهایی مانند شورای رقابت، سازمان تنظیم مقررات، اتحادیه‌ها، نظام مهندسی، نظام پزشکی و کانون وکلا چیست؟ آیا عملکرد این نهادها باعث افزایش رفاه جامعه شده است؟ این نهادها به افزایش انحصار کمک کرده‌اند یا کنترل انحصار؟

مهمان: مرتضی زمانیان

#اپیزود_چهاردهم
#تنظیم‌گری

@Sekke_Podcast
Forwarded from پادکست سکه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اپیزود دوازدهم پادکست سکه:

"چرا خصوصی سازی در ایران دچار معضلات گسترده شد؟"

اپیزود دوازدهم پادکست سکه به زودی منتشر خواهد شد.

@Sekke_Podcast
Forwarded from پادکست سکه
🎙اپیزود دوازدهم پادکست سکه:

"چرا خصوصی‌سازی در ایران دچار معضلات گسترده شد؟"

آیا تجربه خصوصی‌سازی در کشور ما تجربه موفقی بود، یا به کلی از اهداف ابتدایی خود منحرف شده؟ این مسیر چه چشم‌اندازی در پی دارد و برای وصول به نتایج بهتر چه پیشنهاداتی وجود دارد؟

مهمان: مرتضی کاظمی
مجری: مهدی ناجی

تیم اجرایی:
ایمان اسلام‌پناه
مبین گودرزی
بهداد گیلزادکهن
محمدعلی مردان
علی ملک‌محمدی

موسیقی:
1440 - Olafur arnalds

#اپیزود_دوازدهم
#خصوصی_سازی

@Sekke_Podcast
SekkePod Episode 12
Mehdi Naji
اپیزود دوازدهم پادکست سکه:

"چرا خصوصی‌سازی در ایران دچار معضلات گسترده شد؟"

آیا تجربه خصوصی‌سازی در کشور ما تجربه موفقی بود، یا به کلی از اهداف ابتدایی خود منحرف شده؟ این مسیر چه چشم‌اندازی در پی دارد و برای وصول به نتایج بهتر چه پیشنهاداتی وجود دارد؟

مهمان: مرتضی کاظمی

#اپیزود_دوازدهم
#خصوصی‌سازی

@Sekke_Podcast
ایران تنها کشور جهان است که ظرف یکصد سال، دو انقلاب را با چشم خود دیده است. جامعه‌ای که چندان با انقلاب سر و کار ندارد، آرام است. کمتر با حادثه و خبرهای غیر منتظره دست به گریبان می‌شود. آرزوهای بزرگ ندارد و به بهبود تدریجی زندگی روزمره عادت کرده است. اما جامعه‌ای که در آن انقلاب روی می‌دهد، ناآرام است. شب که به خواب می‌روی، صبح ممکن است در وضعیتی تازه بیدار شوی. جامعه انقلابی همیشه آبستن است. گاهی آشکار گاهی پنهان. در جامعه انقلابی، نظام مستقری هست اما هیچگاه خود را باور نمی‌کند. همیشه دلنگران است طوفانی بوزد و موجودیتش را با مخاطره مواجه کند. به پشتیبانی مردم شدیداً نیازمند است. هر روز به بهانه‌ای می‌خواهد از حمایت گسترده مردم کسب اعتماد کند. اگر احساس کند، پشتیبانی مردم رو به کاهش می‌رود اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد. به سرعت خشمگین و خشن می‌شود و در خطر گسیختگی قرار می‌گیرد. صدای مخالف را بر نمی‌تابد. اقبال مردم از مخالفین را حتی یک لحظه تحمل نمی‌کند. حکومت برآمده از انقلاب مرعوب است. مرعوب زاده می‌شود و مرعوب زندگی می‌کند. مردم در جامعه انقلابی همیشه ناراضی‌اند. به هیچ وضع موجودی رضایت نمی‌دهند. چرا که هر وضع موجود با مشکلاتی همراه است و آنها با توقع ریشه کن شدن مشکلات انقلاب کرده‌اند. آنها با این فرض انقلاب کردند که همه مشکلات کشور ناشی از وجود یک نظام دیکتاتور و فاسد است. حال که انقلاب کرده‌اند معیارشان برای ارزیابی موفقیت نظام تازه ریشه کن شدن مشکلات است. اگر نظام در ریشه کن ساختن مشکلاتی مثل فقر و فساد ناموفق است و حتی بر دامنه مشکلات افزوده، در شمار همان نظامی قرار می‌گیرد که انقلاب علیه آن اتفاق افتاد. نظام مرعوب، برای اداره متعارف یک جامعه چیزی نمی‌آموزد و مردم نیز سهمی از مشکلات موجود را بر عهده نمی‌گیرند. نظام برای پوشش دادن به ناکارآمدی‌های خود، مرتب بحران‌های تازه خلق می‌کند تا وانمود کند از بس گرفتار بحران‌های بزرگ و حماسی است به کار و بار روزمره مردم نمی‌رسد. مردم هم روز به روز خسته‌تر و ناتوان‌تر می‌شوند و وضع موجود را جز با دگرگونی‌های بنیادی قابل رفع نمی‌یابند. پس منتظر یک منجی می‌مانند و انقلابی تازه. انقلاب‌ها انر‌‌ژی‌های بزرگ خلق می‌کنند اما کمتر انقلابی هست که پس از پیروزی بتواند آن همه انرژی را هدایت کند و به جای تخریب، تاسیس کند، بیافریند و چشم‌اندازهای تازه را به صحنه عملی زندگانی مردم بیاورد. جامعه‌ای که به انقلاب خو کرده، به بیماری‌های مزمن دچار است. قبل از هر کار باید به این بیماری‌ها توجه کرد و به رفع یا تقلیل آثار آن کوشید.
مستند فرزند انقلاب، داستان زندگی و مرگ صادق قطب‌زاده ـ بخش اول - بی بی سی BBC

بخش اول: انقلابی تمام وقت

مستند فرزند انقلاب، داستان زندگی و مرگ صادق قطب‌ زاده است. در بخش اول به فعالیت‌های قطب‌ زاده قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ پرداخته شده است. در این مستند با افرای که صادق قطب‌زاده را از نزدیک می‌شناختند یا با او برخورد داشتند، گفتگو شده است.

در بخش اول، کرول جروم، احمد سلامتیان، ناصر جهانبانی، عبدالکریم لاهیجی، لیان واگ‌بک، ابوالحسن بنی‌صدر، محمد اقتداری، بابک امیر خسروی، علیرضا نوری‌زاده، جان راندال، فرانسوا شرون، کریستین بورگه، منصور فرهنگ، لوسین ژرژ، محسن سازگارا، نوشابه امیری و اوا دارلن روایت‌شان را از مراحل مختلف زندگی قطب‌ زاده در آمریکا و اروپا تعریف می‌کنند.

نویسنده، تهیه کننده و کارگردان: فرشاد بیان
محقق و تهیه کننده: محمود عظیمایی
تدوین: بابک سالک
مدیر تولید: هلگا فرهادیان
مجری طرح: جین تیلور
سردبیر: رزیتا لطفی
تهیه شده در بی‌بی‌سی فارسی
۲۰۲۰


<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/PWB0lM8-cQo" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>
واسطه های دو وزارتخانه نفت و اطلاعات ایران را بهتر بشناسیم - VOA Lastpage - مهذی فلاحتی - رادیو امریکا فارسی

<iframe width="560" height="315" src="https://www.youtube.com/embed/kXf91WfP59M" frameborder="0" allow="accelerometer; autoplay; encrypted-media; gyroscope; picture-in-picture" allowfullscreen></iframe>