لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: باتوم‌های‌تان را غلاف کنید.
#V 062
https://t.me/divanesara/1019

نویسنده مهمان: زینب رحیمی -دیشب حافظ و آزادی غوغاکده شد. دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی شریف دیروز عصر قرار گردهمایی داشتند تا به یاد دوستان و هموطنان از دست‌رفته‌شان در حادثه شوم انهدام هواپیمای اوکراینی شمع روشن کنند، پارچه سیاه به دیوار بکشند و با چشمان اشک‌بار به دیدار هم بیایند و عقده دل بگشایند.

جمع شدند. جمعیت‌شان بیشتر و بیشتر شد. آنها عصبانی بودند عصبانی از پنهان‌کاری و دروغ. عصبانی از اینکه فکر می‌کنند بازیچه دست کثیف سیاست شده‌اند. از اینکه فکر می‌کنند جانشان برای دولت‌مردان و سیاست‌ورزان ارزش ندارد. از اینکه فکر می‌کنند از رئیس جمهور گرفته تا مقامات نظامی مراقب جان و امنیت آنها نیستند.

دانشجویان و شهروندان، داغدار حادثه تلخ و تراژیک انهدام هواپیمای مسافربری اوکراینی هستند که باعث جان باختن 147 ایرانی و 32 خارجی شد. داغی که به دلیل پنهان‌کاری و دروغ‌های مسئولان دیگر رنگ و بوی خشم و طغیان گرفته است. آیا این خشم و ناراحتی حق شهروندان نیست؟ درک سوگواری، گریه و فریاد برای این همه تلخی تا این حد پیچیده است که کمترین فریاد را برنمی‌تابید، و بی‌معطلی ماشین‌های غول پیکر سیاه‌تان را راهی خیابان‌ها و دانشگاه‌های کشور می‌کنید. ماشین‌هایی که بیشتر از آنکه نماد ترس باشند نماد ناامنی هستند.

برادران سیاه‌پوش! ایرانیان امروز سیاه‌پوش خواهران و برادران خود هستند. حرمت عزادار و دل زخم‌خورده‌شان را نگه دارید و باتوم‌هایتان را غلاف کنید. گاز اشک‌آور را به سمت کلاس درس دختران و پسران خود حواله نکنید. زمانی می‌توانیم مردم ایران را به شکیبایی در درد و انبوه پیشامده دعوت کنیم که شما قدری کظم غیظ نشان دهید. تکبری را که باتوم و اسلحه به شما بخشیده؛ تف کنید. سپر و گرز و کلاه‌خود از تن به در کنید. فضای نفس کشیدن به فرزندان خود بدهید. آنها عصبانی خون‌های پایمال‌شده هستند. «خطای انسانی» افراد مختلف را به یک چوب برانید. آیا خطای انسانی مسئولین شلیک اشتباه موشک به سمت هواپیمای مسافربری کم است اما شعارهای دانشجویی ولو قدری تند و تیز گناه کبیره نابخشودنی.

از اسب تکبری که اسلحه و باتوم برایتان زین کرده؛ پایین بیاید و گوش به فریاد مردم بسپارید، حتی اگر فریادهایی از سر خشم باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from اتچ بات
مسابقه یک‌نفره و مجلس اِهدایی

محمد فاضلی

زمان مطالعه: دو دقیقه

پرده اول. امیر علی پنج شش ساله بود و علاقمند ورزش، مراسم اهدای جام‌های قهرمانی به ورزشکاران را از تلویزیون دیده بود. سخت علاقمند شده بود که او هم یک جام قهرمانی داشته باشد. بچه بود و هنوز منطق مسابقه و معنای جام را نمی‌دانست.

خلاصه با هم رفتیم و از یک مغازه لوازم ورزشی، جام و مدالی خریدیم که هنوز در قفسه کتاب‌هایش هست، اما سال‌هاست که دیگر هیچ الا یک خاطره از کودکی و بهانه خنده و شوخی با عمویش ارزشی ندارد. جامی که در مسابقه به دست نیاید، ابزار شوخی می‌شود.

پرده دوم. دو نفر دوست عزیز دارم. یکی مهربانِ حقیقت‌گو، که تند و تلخ‌زبان در برابر قدرت و فروتن در برابر حقیقت و دوستان است. یک بار از او پرسیدم چگونه این همه بی‌محابا سخن می‌گوید. جدی پاسخ داد: از آن موقع که تصمیم گرفتم نمی‌خواهم رئیس‌جمهور شوم، در بیان سخن آزادم.

دومی، نیک‌مرد باسوادِ ایران‌دوستی است که خِرد سیاسی دارد و زندگی‌اش به هیچ آلودگی مبتلا نیست. چندی پیش گفت «شما کاندیدای نمایندگی مجلس نشده‌ای؟» گفتم «نه» و می‌دانستم چون می‌خواهم مثل آن دوست اولی، زبان و قلمی گشاده داشته باشم، هیچ وقت نامزد هیچ مقامی که بندی باشد بر زبان و قلم‌ام، نخواهم شد. او اما به اصرار بسیار زیاد برخی، نامزد نمایندگی مجلس شده بود.

پرده سوم. دیروز مطلع شدم که صلاحیت‌اش احراز نشده و در شمار تأییدشدگان نیست. چند نفر دیگر را هم بررسی کردم که همگی رد صلاحیت شده بودند و تقریباً مطمئن شدم که نظام گزینش دقیق عمل کرده و اکثرییت کسانی را که محتمل بوده اندکی متفاوت بیندیشند، و سلامت‌شان چنان است که به آن‌ها اجازه آزادگویی و کردار مستقل می‌دهد، کنار گذاشته است.

باز هم عجله نکردم و از یکی دو نفر درباره تأییدشدگان پرسیدم، اجماع داشتند که نتیجه‌گیری‌ام درست است، تقریباً شخصیت شایسته ذکری باقی نمانده است، الا معدودی برای خالی نبودن عریضه.

اگر وضع به همین منوال باقی بماند، انتخابات مجلس در اسفند امسال به «مسابقه یک‌نفره»ای بدل می‌شود که در آن برخی تصمیم گرفته‌اند یک مجلس به یک سلیقه و گروه خاص «اهدا» کنند: «#مجلس_اهدایی».

رقابت و مسابقه که نباشد، نماینده مجلس شدن شبیه همان جام و مدالی می‌شود که من برای امیرعلی از مغازه کوچک لوازم ورزشی بابلسر خریدم، بهانه‌ای برای لطیفه و شوخی، اما تلخ و خاطره‌ای دردآور.

مجلس عین جامی است که باید در رقابت تنگاتنگ به دست آید؛ مدالی است که باید، توسط داور بی‌طرف، به گردن ایده، برنامه و گروهی که در رقابت سخت برنده شده‌اند آویخته شود.

«#مجلس_اهدایی» در مسابقه‌ای یک‌نفره با حضور گروهی که از برنده شدن در هر مسابقه‌ای ناامید شده‌اند، هویت و کارآمدی نمی‌آورد. انتخاب‌گران میدان رقابت را بگشایند و بسیار بازنگری کنند، وقت تنگ است.

پرده آخر. اگر آن دوست را دوباره ببینم، تبریک خواهم گفت که از شرکت در بازی یک‌نفره تلخ بازمانده است، و تسلیت از این‌که میدان رقابت سیاسی در ایران از وجود خردمندان سالمی هم‌چون او تهی است.


(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)

http://t.me/fazeli_mohammad
akbarein

امروز در تهران کسی خطبه می‌خواند که نه در دلجویی از سوگواران موفق بود، نه در دلگرمی به هواداران. به سوگواران گفت: خودش هم غصه‌دار است؛ اما توضیح داد غصه‌اش این است که حادثه هواپیما، تشییع بزرگ را تحت‌الشعاع قرار داد. خوشحال و مدعی بود که مادر یکی از قربانیان به او نامه‌ی وفاداری داده است!
▪️خطبه‌اش اما برای هواداران هم تکراری بود و دلگرمی تازه‌ای نداشت؛ مثل همیشه گفت: «آمریکا نخواهد توانست هیچ غلطی بکند» و از موشکهایی گفت که «پایگاه آمریکایی را زیر و رو کرد»! اما هوادارانش بهتر از بقیه می‌دانند که چرا نظام‌شان نه به تعداد قربانیان اعتراضات آبان ۹۸ اعتراف می‌کند نه به تعداد قربانیان آمریکایی در پایگاه عین‌الأسد! اولی آنقدر هست که ۲ روز پیش فرمانده «سپاه محمد رسول‌اللهِ تهران بزرگ» گفت: «هنوز تفکیک کشته‌شدگان اعتراضات اخیر ⁩ انجام نشده». و دومی آنقدر هست که خبرگزاری سپاه نوشت: «چند آمریکایی از شدت انفجار از حال رفته‌اند»!
هواداران او امروز دریافتند که رهبرشان هم دیگر چیزی برای افزودن بر این تراژدی و کمدی ندارد.
▪️آقای خامنه‌ای در خطبه امروز، آیاتی از قرآن را خواند که در «نهایت شدّت [فشار] بر پیامبر و تنهایی و بیکسی» او نازل شده بود. کمی بعد مثالی از حاج قاسم سلیمانی زد و از حضورش «در حلقه محاصره ۳۶۰درجه‌ای دشمن» گفت و پرسید: «کدام فرمانده می‌توانست کارهایی را که او کرد انجام دهد؟». اعلام این «تنهایی و محاصره»، راز اصلی آمدنش به نماز جمعه پس از ۸ سال بود و بقیه خطبه، مرور رؤیاهایی بود برای نجات از این «تنهایی و محاصره»؛ کاری که بقیه دیکتاتورها هم می‌کنند در پایان راه.
▪️او از غزه و لبنان و سوریه و افغانستان گفت اما نه از سیل سیستان و بلوچستان حرفی زد و نه از دهها قربانی تشییع کرمان؛ به جایش گفت که «رزمندگان بدون مرزِ سپاه قدس» می‌روند تا «کرامت مستضعفان را حفظ کنند». کمتر از دو ماه پیش گفته بود: «مستضعف بر خلاف آنچه که امروز به اشتباه به افراد آسیب‌پذیر و فرودست می‌گویند به معنای خلیفةالله در زمین است». برای همین هم امروز هیچکس تعجب نکرد که چرا مستضعفانِ خودمان، ارزش تسلیت یا تسلّا نداشتند چه رسد به حفظ کرامت‌شان!
و سرانجام؛ همه منتظر خطبه امروز بودند و این نشانه‌ای ارزشمند است از فهم جمعی ما در تحلیل سیاسی. یعنی در این نقطه به اشتراک رسیده‌ایم که طرف دعوای ما فقط یک نفر است و فقط با قوت و ضعف اوست که می‌توان قوّت و ضعف نظام را اندازه گرفت. یعنی دیگر خیلی‌ها نه برای مواضع دولت و مجلس وقت‌شان را تلف می‌کنند، نه برای شرکت در انتخابات