لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
قربانیان دروغ و وقاحت
#N 054
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
قربانیان دروغ و وقاحت
#N 054
https://t.me/divanesara/1010

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N -کمتر از دو ماه از ۲۵ آبان می‌گذرد. از زمانی که چکمه‌پوش‌های خون‌آشام جان‌های بی‎گناه را به رگبار گلوله بستند تا صدای اعتراض را با جاری کردن خون سرکوب کنند. صدها شهید آن خیزش مردمی، قربانیان جنایت‌پیشگی چکمه‌پوش‌ها شدند.

ما بازماندگان آن معترضین شریف و شجاع، خیره به اسلحه چکمه‌پوش‌ها می‌نگریستیم و از ترس گلوله‌ای که به جان آدمی فرو می‌رفت بر خود می‌لرزیدیم. اما چکمه‌پوش‌ها نعره پیروزی بر منافق و دشمن می‌زدند، و کوتوله‌هایی که در فضاهای مجازی و واقعی اجاره کرده‌اند با وقاحت به بزرگی و کوچکی اعداد می‌تاختند. به ما گفتند کسانی که مرده‌اند، منافق و خشونت‌طلب بوده‌اند، تروریست و مسلح بوده‌اند، تازه همان‌ها هم توسط افرادی مشکوک کشته شدند.

یک هفته از تشییع قاسم سلیمانی گذشته است. از زمانی که چکمه‌پوش‌های غوغاسالار مردمی بی‌گناه را به هم فشردند تا عکس‌های‌شان شلوغ‌تر بیفتد. نزدیک به ۱۰۰ کشته کرمانی، قربانیان دغل‌بازی چکمه‌پوش‌ها شدند.

ما بازماندگان آن مردمان بی‌پناه، از صدای خردشدن استخوان‌ زیر دست و پا به خود فشرده می‌شدیم اما چکمه‌پوش‌ها از شکوه مراسم به وجد آمده بودند. به ما گفتند فدای سر سردار و در روزنامه‌های‌شان نوشتند کرمان به قربانت.

سه روز از سقوط ناگوار هواپیما گذشته است. از زمانی که چکمه‌پوش‌های سرمست از موشک‌پرانی آدم‌های بی‌گناه را در هوا نشانه رفته‌اند. ۱۷۰ مسافر هواپیما، قربانیان هیجان‌زدگی جنون‌آمیز چکمه‌پوش‌ها شدند.

ما بازماندگان آن مسافران بی‌خبر و بداقبال، خشمگین و بهت‌زده به معلق‌بازی چکمه‌پوش‌ها و کوتوله‌های‌شان نگاه می‌کردیم. که چطور آدم‌کشان دو ماه پیش، همان سرکوب‌گران دو سال پیش‌، همان جنایت‌کاران ده سال پیش ناگهان به منابعی قابل اعتماد در جنگ روانی دشمن تبدیل شدند. که چطور زمین و زمان را به هم بافتند، دروغ و فریب را به هم متصل کردند، و از تهمت و تهدید نگذشتند تا دست‌های آلوده به خون را پنهان کنند.

از هیچ پلیدی شرم نکردند. از شلیک موشک تا سقوط هواپیما تنها دو دقیقه طول کشید. در همان دو دقیقه همه چیز معلوم شده بود. اما سه روز ما بازماندگان را مبهوت دروغ و نمایش‌های وقیحانه کردند. چکمه‌پوش‌ها و کوتوله‌های اجیرشده‌شان سال‌هاست که صداقت و درستی را زیر چکمه‌ها له کرده‌اند. برای همین است از ده سال پیش که در کهریزک زیر باتوم‌های‌شان، در خیابان مقابل گلوله‌های‌شان، و در عاشورا زیر چرخ ماشین‌های‌شان جان دادیم، هیچ چیز عوض نشده است.

تا وقتی دروغ و وقاحت ادامه دارد، اگر صدای‌مان بلند شود به ضرب پوتین و باتوم به زندان می‌افتیم، اگر دستان خود را مشت کنیم به گلوله آهن شکافته می‌شویم، حتی اگر از دست چهره زشت‌شان فرار کنیم در آسمان می‌سوزیم. ما هنوز نمرده‌ایم اما همه قربانیان دروغ و وقاحت خواهیم شد. هنوز زنده‌ایم اما دیر یا زود با قساوت عمدی یا حماقت سهوی خون ما را خواهند ریخت. آن وقت با مشتی دروغ و نمایشی وقیحانه اجساد ما را فراموش می‌کنند. چکمه‌پوش‌ها و کوتوله‌های‌شان همین‌گونه جنایت پشت جنایت، قتل پشت قتل، خون پشت خون را دوام آورده‌اند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
آقای کروبی اعلام کرد که از مدتی پیش در حال نوشتن یک نامه «مفصل و جامع» به رهبر جمهوری اسلامی است
ارسال

مهدی کروبی در نامه‌ای به آیت الله علی خامنه‌ای درباره شلیک موشک سپاه به هواپیمای مسافری نوشت که «هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید».

آقای کروبی در ابتدای این نامه اعلام کرد که از مدتی پیش در حال نوشتن یک نامه «مفصل و جامع» به رهبر جمهوری اسلامی «در ارتباط با وضعیت اسف بار کشور»است.

وی در این نامه تاکید کرد که این وضعیت «نتیجه سوء مدیریت و دخالت های بی‌جای» رهبر جمهوری اسلامی «در تمامی امور کشور است».

آقای کروبی نوشت که پس از «انکار و فریب وقیحانه خبر شلیک موشک خودی و سرنگون شدن هواپیمای مسافربری» تصمیم گرفته این نامه را به رهبر جمهوری اسلامی بنویسد.

مقامات رسمی و رسانه‌های حکومتی نزدیک به سه روز اصابت موشک به این هواپیما را تکذیب و حاشا کرده و به تئوری‌های توطئه چون دست داشتن کمپانی بوئینگ در آن دامن زدند.

روز پنج‌شنبه ۱۹ دی‌ماه در پی گزارش رسانه‌های غربی بر اساس اطلاعات چند مقام آمریکایی پرونده سقوط این هواپیما به مسیر دیگری افتاد.
بیشتر در این باره:
دلشوره‌های شیخ انقلابی

در همین حال رئیس سابق مجلس ایران خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشت که به عنوان فرمانده کل قوا «مسئولیت مستقیم» این واقعه بر عهده او است.

او از آیت الله خامنه‌ای پرسیده که آیا از صبحگاه چهارشنبه در جریان این «فاجعه» بوده یا روز جمعه در جریان این موضوع قرار گرفته است.

برخی از رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران مدعی شده بودند که رهبر جمهوری اسلامی تا روز جمعه از شلیک موشک سپاه به هواپیمای مسافری اطلاع نداشته است.

در همین حال مهدی کروبی خطاب به آقای خامنه‌ای نوشت: «اگر در جریان بودید و با علم به موضوع به مسئولان نظامی و امنیتی و تبلیغاتی اجازه فریب مردم را دادید پس بدا به حال شما که بدون شک هیچ یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید».

وی تاکید کرد: «پس بفرمایید چه فرمانده کل قوایی هستید که آنان اینچنین شما و کشور را به بازی می گیرند؟ در این حالت هم مشخص است که فاقد شرط تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافى براى رهبرى هستید».

به گفته آقای کروبی، این موضوع تنها موردی نیست که مسئولیت مستقیم آن به آیت الله خامنه‌ای بر می‌گردد.

وی تاکید کرد که مسئولیت مستقیم اتفاقات دیگر از جمله «فقدان رسیدگی دقیق به ماجرای قتل های زنجیره ای، تقلب در انتخابات و سرکوب خونین معترضین۸۸ ، سرکوب معترضین ۹۶ و نهایتاً مردم به ستوه آمده در ماجرای افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸» برعهده رهبر آیت الله خامنه‌ای است.

آقای کروبی در سال ۹۶ نیز در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، او را مسئول وضعیت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی امروز ایران دانسته و خواستار آن شده بود که «زمینه را برای اصلاح ساختاری نظام فراهم آورد».
یک روز قبل از اعلام رسمی اصابت موشک: دلایل رد قاطع شلیک و اصابت موشک به هواپیما را برای تنویر افکار عمومی به استحضار می رسانند...
اینها متخصصان این کشورند. اینها نه مقام نظامی داشتند و نه مدیر دولتی بودند که با زد و بند و سفارش، پستی به دست آورده باشند. به راستی از چه کسی باید نالید! افسوس و صد افسوس.
حداقل برای احترام به دانشگاه و دانشگاهی کاش برای صدور این بیانیه شان حداقل عذرخواهی می کردند
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
بیایید این شعار را تحریم کنیم

تجمع روز شنبه، مقابل دانشگاه امیرکبیر از هر لحاظ حرکتی ستایش‌برانگیز بود. رادیکال، مترقی، با ترکیبی یک‌دست و شعارهایی صریح که می‌تواند آغازگر مسیری باشد که شکاف میان معترضان طبقه متوسط با معترضان اقتصادی را پر کند. همه‌اش خوب بود، بجز یک شعار بد!

کمترین توقعی که از طبقه متوسط و به ویژه دانشجویان می‌رود این است که موتور پیشگام مدنیت و #خشونت‌پرهیزی در جریان اعتراضات باشند و این منش را در میان اقشار دیگر نیز تشویق و ترویج کنند. هنوز از اعتراضات آبان‌ماه و آن کشتار دردناک آنقدر نگذشته که فراموش کنیم دود افزایش خشونت اول از همه به چشم مردم بی‌دفاع می‌رود.

از این منظر، شعار «می‌کشم می‌کشم آنکه برادرم کشت» در تجمع گذشته یک انحراف تلخ بود. انحرافی که شاید صرفا از یک هیجان مقطعی ناشی شد، اما به هر حال باید به شدت نسبت به تکرار آن حساس باشیم. تیره‌روزی این کشور از همین «می‌کشم»ها است و مرهم زخم‌ش جنگ و کشتار و انتقام‌جویی بیشتر نیست.

(توضیح: تصویر پیوست، اثری است از «علی فرزات»، کارتونیست اهل سوریه که رژیم اسد انگشتان‌اش را خورد کرد)

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
✍️دستگاه‌های تئوری توطئه ساز نوادگان دائی جان ناپلئون بکار افتادند

🔹شرایطی که هواپیمای اوکراین مورد هدف قرار گرفت با وضعیتی که ایرباس ما سرنگون گردید چندان بی‌شباهت نبود. با این تفاوت که آمریکایی‌ها بلافاصله که متوجه شدند چه خطای فاحشی انجام داده‌اند اعتراف نمودند اما ما سه روز به عالم و آدم دروغ گفتیم و
سعی کردیم شواهد را هم پاکسازی کنیم.

🔹دستگاههای تئوری توطئه ساز نوادگان دائی‌جان‌ناپلئون به کار افتادند. گفتند چون این چندمین سقوط هواپیماهای بوئینگ بوده لذا آمریکاییها میخواهند بگویند بوسیله شلیک موشک سرنگون شده تا اعتبار بوئینگ بیشتر ازاین سقوط نکند. گفتند آمریکایی‌ها با اتهام ساقط کردن هواپیمای اکراین توسط ایران، دارند انتقام شکست‌های سیاسی و نظامی اخیرشان را می‌گیرند. گفتند چون تلفات آمریکایی‌ها در الاسد زیاد بوده، آمریکایی‌ها می‌خواهند اذهان عمومی را سرگرم ماجرای دیگری بنمایند. یک تئوری دیگر این بود که آمریکایی‌ها می‌خواهند پیشرفت، ابهت و دقت باور نکردنی سامانه موشکی ایران را خدشه‌دار کنند چون خود آمریکایی‌ها هم از سرعت و دقت موشک‌های ایران در بهت و حیرت فرو رفته بودند و سایر فرضیه‌های دایی‌جان ناپلئونی.

🔹 الان هم همه بدنبال مجازات عامل این اشتباه هستند. یعنی در کل این سه روز تنها اشکالی که اتفاق افتاده بوده تشخیص اشتباه یک مسئول نظامی بوده و مابقی ارکان نظام به وظایفشان درست عمل کرده‌اند.


https://www.instagram.com/p/B7LSLNDJTqf/?igshid=1n6z3wi6mln6o
✍️‌ واکنش مردم بعداز شنیدن «واقعیت سقوط هواپیما» نشان داد چقدر اعتبار مسئولین نظام، صدا و سیما، مطبوعات و رسانه های حکومتی سقوط کرده است.


🔹پس از اعلام خبرِ «شلیکِ موشکِ پدافندِ هوایی» به هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین، شاهد عکس‌العمل و واکنش طبیعی از مردمی هستیم که میزان خشم پیش‌بینی شده‌ای را بجهت این اتفاق از خود بروز می‌دهند.

🔹واقع مطلب این است که «اعتبارِ»نظام، مسئولین، صدا و سیما و رسانه‌های حکومتی به میزان قابل توجهی سقوط کرده‌است. به گونه‌ای که گاهی در زمانی که بنده با فعالین اصولگرا در دانشگاه‌ها به مناظره می‌نشینم نیز، حتی مرجع و رفرنس خبری این افراد به رسانه‌های خارج از کشور بازمی‌گردد.
این مسئله نشان دهنده این حقیقت است که حتی، آن دسته از افرادی که طرفداران حکومت هستند نیز ولو به شکل پنهانی برای کسب اطلاع از ماوقع دنیا به رسانه‌های فارسی زبان خارج نشین پناه می‌برند.
حتی با کمال تاسف باید گفت که برای فهم اینکه در کشور خودمان، از شیراز و تبریز گرفته تا قلب پایتخت چه رخ داده، باید به رسانه‌هایی که هزاران کیلومتر از ما فاصله دارند، رجوع کنیم. این مسئله‌ای نیست که یک شبه اتفاق افتاده باشد.

🔹قطعا از چهل سال پیش که انقلاب اسلامی در ایران رخ داد، بسیاری از شهروندان به مسئولین و نظام اعتقاد داشتند، اما متاسفانه آن قدر «خلاف‌گویی»، «کذب‌گویی» و «توجیه‌گری» دیدند که اکنون به این نقطه رسیده‌ایم. امری که در جای خود، بسیار تاسف آور خواهد بود.

🔹جالب اینکه به تبع اتفاق اخیر در حال حاضر نیز، بیش از آنکه «شهروندان غیرمعتقد» به نظام متالم شوند، اتفاقا، آن دسته از افرادی صدمه اعتمادی دیدند که معتقد و ملتزم به نظام هستند. این دسته از شهروندان، بسیار بهت‌زده شدند و دروغ شنیدن از نظام تا این حد، برای آن‌ها ملال‌آور بوده است. متاسفانه، از دست رفتن اعتماد، منظما رو به فزونی بوده و اساسا به نظر نمی‌رسد که این مسئله برای مسئولین اهمیتی داشته باشد.
[منبع: پیام نو]
https://www.instagram.com/p/B7OTag0pz_5/?igshid=1uoeysc9f2cvc
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: باتوم‌های‌تان را غلاف کنید.
#V 062
https://t.me/divanesara/1019

نویسنده مهمان: زینب رحیمی -دیشب حافظ و آزادی غوغاکده شد. دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دانشگاه صنعتی شریف دیروز عصر قرار گردهمایی داشتند تا به یاد دوستان و هموطنان از دست‌رفته‌شان در حادثه شوم انهدام هواپیمای اوکراینی شمع روشن کنند، پارچه سیاه به دیوار بکشند و با چشمان اشک‌بار به دیدار هم بیایند و عقده دل بگشایند.

جمع شدند. جمعیت‌شان بیشتر و بیشتر شد. آنها عصبانی بودند عصبانی از پنهان‌کاری و دروغ. عصبانی از اینکه فکر می‌کنند بازیچه دست کثیف سیاست شده‌اند. از اینکه فکر می‌کنند جانشان برای دولت‌مردان و سیاست‌ورزان ارزش ندارد. از اینکه فکر می‌کنند از رئیس جمهور گرفته تا مقامات نظامی مراقب جان و امنیت آنها نیستند.

دانشجویان و شهروندان، داغدار حادثه تلخ و تراژیک انهدام هواپیمای مسافربری اوکراینی هستند که باعث جان باختن 147 ایرانی و 32 خارجی شد. داغی که به دلیل پنهان‌کاری و دروغ‌های مسئولان دیگر رنگ و بوی خشم و طغیان گرفته است. آیا این خشم و ناراحتی حق شهروندان نیست؟ درک سوگواری، گریه و فریاد برای این همه تلخی تا این حد پیچیده است که کمترین فریاد را برنمی‌تابید، و بی‌معطلی ماشین‌های غول پیکر سیاه‌تان را راهی خیابان‌ها و دانشگاه‌های کشور می‌کنید. ماشین‌هایی که بیشتر از آنکه نماد ترس باشند نماد ناامنی هستند.

برادران سیاه‌پوش! ایرانیان امروز سیاه‌پوش خواهران و برادران خود هستند. حرمت عزادار و دل زخم‌خورده‌شان را نگه دارید و باتوم‌هایتان را غلاف کنید. گاز اشک‌آور را به سمت کلاس درس دختران و پسران خود حواله نکنید. زمانی می‌توانیم مردم ایران را به شکیبایی در درد و انبوه پیشامده دعوت کنیم که شما قدری کظم غیظ نشان دهید. تکبری را که باتوم و اسلحه به شما بخشیده؛ تف کنید. سپر و گرز و کلاه‌خود از تن به در کنید. فضای نفس کشیدن به فرزندان خود بدهید. آنها عصبانی خون‌های پایمال‌شده هستند. «خطای انسانی» افراد مختلف را به یک چوب برانید. آیا خطای انسانی مسئولین شلیک اشتباه موشک به سمت هواپیمای مسافربری کم است اما شعارهای دانشجویی ولو قدری تند و تیز گناه کبیره نابخشودنی.

از اسب تکبری که اسلحه و باتوم برایتان زین کرده؛ پایین بیاید و گوش به فریاد مردم بسپارید، حتی اگر فریادهایی از سر خشم باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from اتچ بات
مسابقه یک‌نفره و مجلس اِهدایی

محمد فاضلی

زمان مطالعه: دو دقیقه

پرده اول. امیر علی پنج شش ساله بود و علاقمند ورزش، مراسم اهدای جام‌های قهرمانی به ورزشکاران را از تلویزیون دیده بود. سخت علاقمند شده بود که او هم یک جام قهرمانی داشته باشد. بچه بود و هنوز منطق مسابقه و معنای جام را نمی‌دانست.

خلاصه با هم رفتیم و از یک مغازه لوازم ورزشی، جام و مدالی خریدیم که هنوز در قفسه کتاب‌هایش هست، اما سال‌هاست که دیگر هیچ الا یک خاطره از کودکی و بهانه خنده و شوخی با عمویش ارزشی ندارد. جامی که در مسابقه به دست نیاید، ابزار شوخی می‌شود.

پرده دوم. دو نفر دوست عزیز دارم. یکی مهربانِ حقیقت‌گو، که تند و تلخ‌زبان در برابر قدرت و فروتن در برابر حقیقت و دوستان است. یک بار از او پرسیدم چگونه این همه بی‌محابا سخن می‌گوید. جدی پاسخ داد: از آن موقع که تصمیم گرفتم نمی‌خواهم رئیس‌جمهور شوم، در بیان سخن آزادم.

دومی، نیک‌مرد باسوادِ ایران‌دوستی است که خِرد سیاسی دارد و زندگی‌اش به هیچ آلودگی مبتلا نیست. چندی پیش گفت «شما کاندیدای نمایندگی مجلس نشده‌ای؟» گفتم «نه» و می‌دانستم چون می‌خواهم مثل آن دوست اولی، زبان و قلمی گشاده داشته باشم، هیچ وقت نامزد هیچ مقامی که بندی باشد بر زبان و قلم‌ام، نخواهم شد. او اما به اصرار بسیار زیاد برخی، نامزد نمایندگی مجلس شده بود.

پرده سوم. دیروز مطلع شدم که صلاحیت‌اش احراز نشده و در شمار تأییدشدگان نیست. چند نفر دیگر را هم بررسی کردم که همگی رد صلاحیت شده بودند و تقریباً مطمئن شدم که نظام گزینش دقیق عمل کرده و اکثرییت کسانی را که محتمل بوده اندکی متفاوت بیندیشند، و سلامت‌شان چنان است که به آن‌ها اجازه آزادگویی و کردار مستقل می‌دهد، کنار گذاشته است.

باز هم عجله نکردم و از یکی دو نفر درباره تأییدشدگان پرسیدم، اجماع داشتند که نتیجه‌گیری‌ام درست است، تقریباً شخصیت شایسته ذکری باقی نمانده است، الا معدودی برای خالی نبودن عریضه.

اگر وضع به همین منوال باقی بماند، انتخابات مجلس در اسفند امسال به «مسابقه یک‌نفره»ای بدل می‌شود که در آن برخی تصمیم گرفته‌اند یک مجلس به یک سلیقه و گروه خاص «اهدا» کنند: «#مجلس_اهدایی».

رقابت و مسابقه که نباشد، نماینده مجلس شدن شبیه همان جام و مدالی می‌شود که من برای امیرعلی از مغازه کوچک لوازم ورزشی بابلسر خریدم، بهانه‌ای برای لطیفه و شوخی، اما تلخ و خاطره‌ای دردآور.

مجلس عین جامی است که باید در رقابت تنگاتنگ به دست آید؛ مدالی است که باید، توسط داور بی‌طرف، به گردن ایده، برنامه و گروهی که در رقابت سخت برنده شده‌اند آویخته شود.

«#مجلس_اهدایی» در مسابقه‌ای یک‌نفره با حضور گروهی که از برنده شدن در هر مسابقه‌ای ناامید شده‌اند، هویت و کارآمدی نمی‌آورد. انتخاب‌گران میدان رقابت را بگشایند و بسیار بازنگری کنند، وقت تنگ است.

پرده آخر. اگر آن دوست را دوباره ببینم، تبریک خواهم گفت که از شرکت در بازی یک‌نفره تلخ بازمانده است، و تسلیت از این‌که میدان رقابت سیاسی در ایران از وجود خردمندان سالمی هم‌چون او تهی است.


(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)

http://t.me/fazeli_mohammad