لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
🔺هرگز ندیده‌ام «آقای مدیری» جرئت کرده باشند به بخش‌های دیگر حاکمیت نزدیک شده باشند.

🔹جناب آقای مهران مدیری «چوب زَدَن به مُرده» و «لگد نِمودن اُفتاده» خیلی «هنر» نیست .

🔹چندی پیش در برنامه دورهمی، آقای مهران مدیری، رئیس‌جمهور را بطنز گرفتند. این نه نخستین باری بود که آقای مدیری چنین برخوردی با آقای روحانی کردند و نه یقینا آخرین بار خواهد بود. قطعا از رئیس‌جمهور انتقاد کردن و ایشان را به طنز گرفتن اقدامی بسیار ستودنی است. من خودم از ۲۹ اردیبهشت ۹۶ به این طرف گزنده‌ترین و تلخ‌ترین انتقادات را بواسطه «پشت کردن آقای روحانی به مطالبات ۲۴‌میلیون رای‌دهنده» بایشان وارد ساخته ام.

🔹اما موضوع برسرنفس انتقاد از مسئولین نیست. موضوع«چوب زدن به مُرده»، و لَگَد زدن به اُفتاده» است.
من هرگز ندیده ام اینگونه که آقای مدیری شجاعانه رئیس جمهور و دولت را به تمسخر می گیرند،جرئت کرده باشند و نزدیک به بخش های دیگر حاکمیت شده باشند.

🔹این قابل تقدیر است که ایشان بعنوان یک هنرمند با دردها و آلام هموطنان شان همراهی نشان دهند.اما تا بحال ندیده ام که ایشان در قبال «اعتراضات مردمی »یا «مظالم سیاسی و اجتماعی» کوچکترین اعتراض و همدردی کرده باشند.
در حالی‌که کم نبوده اند چهره‌های سرشناس هنری، ورزشی یا اجتماعی که برخلاف آقای مدیری درکنار مردم قرارگرفته‌اند.

🔹اما جناب مدیری ترجیح داده اند حتی نزدیک هم به این حوزه ها نشده و صرفا جسارت مردمی شان درحد استهزا آقای روحانی بوده. کانه آن اعتراضات و مصیبت ها در کشور دیگری اتفاق افتاده.

🔹این البته حق هر هنرمندی است که تصمیم بگیرد درقبال مسائل اجتماعی می خواهد ورود پیدا کند و یا صرفا مایل است در همان حوزه تخصصی‌اش باقی بماند.
اما اگر انتخاب کرد که نسبت به مسائل جامعه اش نمی خواهد بی تفاوت بماند، در آنصورت میبایستی متعهدانه رفتار نموده و صرفاً هنرش در «لگد زدن به اُفتاده» خلاصه نشود.


https://www.instagram.com/p/B61AV7BJZGR/?igshid=qedra102s4kg
موفقیت کوچک: صدای اقتصاد برای همه

مهدی ناجی (@Sekke_Pod)

زمان مطالعه: یک و نیم دقیقه

⭕️ چرا چهل سال است تورم دورقمی دست از سر ما مردم ایران برنمی‌دارد، چرا ارز 4200 تومانی رانت و فساد به همراه دارد، چرا نظام مالیاتی ما عادلانه نیست و مشکلات ساختاری بودجه مملکت چیست؛ اصلاً چرا اقتصاد ما این گونه پرمشکل است؟ چرا به نظر می‌رسد از اصلاح اقتصاد درمانده‌ایم؟ توضیح می‌دهم.

⭕️ من از وقتی دانشجو و بعدها معلم اقتصاد شدم، و خیلی بیشتر از وقتی سروکارم با سیاست‌گذاران اقتصادی افتاد، احساس کرده‌ام که باید جمعیت هر چه بیشتری از مردم، حداقل تحصیل‌کردگان مؤثر، دانش اقتصادی خوبی داشته باشند.

⭕️ ما فکر می‌کنیم هر قدر مردم، دانش اقتصادی بیشتری داشته باشند و بدانند ریشه مشکلات اقتصادی مملکت، واقعاً کجاست و چرا حل نمی‌شوند، کار سیاست‌مداران برای وعده‌های توخالی دادن سخت‌تر می‌شود.

⭕️ «موفقیت کوچک» من و همکارانم (چند دانشجوی لیسانس اقتصاد) این است که کانال تلگرامی «پادکست سکّه» (@Sekke_Podcast) را راه انداخته‌ایم.

⭕️ ما در کانال سکه با اقتصاددانان گفت‌وگو می‌کنیم و مشکلات اقتصاد ایران را برای مردم توضیح می‌دهیم.

⭕️ سعی می‌کنیم ساده باشیم، اما دقیق، حرف اصحاب همه تفکرات اقتصادی را به گوش مردم برسانیم، ما سعی می‌کنیم «صدای اقتصاد برای همه» باشیم.

⭕️ ما به سهم خودمان سعی می‌کنیم «پادکست سکّه»، سبب شود رونق اقتصادی از مسیر دانش و آگاهی همگانی، از سفره هفت‌سین ایرانیان، به سراسر زندگی‌شان، راه یابد.

⭕️ اگر شما هم نگران اقتصاد ایران هستید، لطفاً با ما همراه شوید؛ ایران بهتری بسازیم با موفقیت‌های کوچک.

📡 کانال تلگرامی سکه:
http://t.me/Sekke_Podcast

#موفقیت‌های_کوچک_ایرانیان
#پادکست_سکه
📡 @ir_s_s
Forwarded from شبکه نظر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اعتراضات آبان پایه‌های اجتماعی قدرت از دست رفت

آرمان امیری:
▫️اگر حرف مسؤلان در مورد پیوستن اقشار فرودست به صف براندازان را بپذیریم، باید آژیر خطر را بکشیم
▫️در روزهای گذشته مسئولان برآوردهای مختلفی از طبقات حاضر در این اعتراضات ارائه دادند که جدیدترینش، سردار حسین نجات بود. با آرمان امیری در این‌باره گفت‌وگویی داشتیم.
@Nazar
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
مااااا نمی‌جنگیدیم، فقط کشته می‌شدیم!

https://t.me/divanesara/993
#A 236

آرمان امیری @ArmanParian : سال‌ها پیش، در آن روزهای پر التهاب جنبش سبز، هرگاه که خسته، زخم خورده، خون‌دیده و سرکوب شده روز را به پایان می‌بردیم، بخشی از یک شعر را با خودم تکرار می‌کردم که می‌گفت: «مااااااا نمی‌جنگیدیم، فقط کشته می‌شدیم». به نظرم، هیچ توصیفی برازنده‌تر و شاعرانه‌تر از این نمی‌توانست زبان حال ما باشد.

شاعر آن شعر، آنکه زبان حال همه ما شده بود، بکتاش آبتین بود. شعرش را برای حال و هوای جنگ سروده بود، اما نمی‌دانم این از بی‌زمانی هنر است یا از تیره‌بختی ما که سروده‌های جنگ‌مان، سال‌ها بعد همچنان وصف حالمان بود و هنوز هم باید باشد.

حالا خبر رسیده که سه شاعر و نویسنده، به حکم قاضی مقیسه مجموعا به ۱۵ سال زندان محکوم شده‌اند. بکتاش آبتین، همراه با رضا خندان مهابادی و کیوان باژن به «تبلیغ علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» محکوم شده‌اند. کانون نویسندگان، مصادیق اتهام‌های این سه نفر را بدین شرح اعلام کرده است: عضویت در کانون نویسندگان ایران، انتشار خبرنامه‌ داخلی کانون، آماده کردن کتاب پژوهشی در باره‌ تاریخ پنجاه ساله‌ی کانون برای انتشار داخلی، بیانیه‌های کانون، حضور بر مزار جانباختگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای از جمله جعفر پوینده و محمد مختاری و شرکت در مراسم سالانه‌ بزرگداشت احمد شاملو است.

من به مصادیق اتهامات خیره مانده‌ام و بار دیگر با خودم می‌گویم: «مااااااا نمی‌جنگیدیم، فقط کشته می‌شدیم».

فایل پیوست، همان شعر بکتاش آبتین است، با صدا و اجرای خودش.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from خبرفوری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺️خط سیاهی که روی کوه‌های سفید پوشیده از برف می‌بینید، انبوه کولبرانی‌ست که برای تکه‌ای نان، اینگونه جانشان را به خطر می اندازند.

@khabarfouri
گزارش به رهبر باید تلخ باشد

«حتی اگر یک خانه‌ سالم مانده باشد و یک نفر در این مملکت زنده مانده باشد، این جنگ را ادامه خواهیم داد.» این جمله‌ایست از آیت‌الله خمینی در میانه‌ی جنگ در جمع مسئولان، برگرفته از سند سپاه به نقل از کتاب «آغاز تا پایان» اثر سردار محمد درودیان.
هرگاه تردیدها درباره‌ی امکان ادامه‌ی جنگ جدی می‌شد، آیت‌الله خمینی با جمله‌هایی از این جنس با تردیدها مقابله می‌کرد؛ اما چرا در نهایت با تصمیمی که گفت برایش از زهر کشنده‌تر است قطعنامه‌ی 598 را پذیرفت؟ ذهنیت او در زمانی که بر ادامه‌ی جنگ تاکید می‌کرد و در زمانی که قطعنامه را پذیرفت چگونه شکل گرفت؟
امام درباره‌ی پذیرش قطعنامه گفت که تصمیمش «با توجه به نظر تمامی كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور» بوده است.(صحیفه، ج21، ص92)
در پیامی که برای مسئولین نوشت معلوم شد چند گزارش تلخ و یک گزارش تکان‌دهنده او را با حقایقی تلخ رو‌به‌رو کرده که به‌سرعت نظرش را تغییر داده است.
یکی از گزارش‌ها از دولت بود که در آن وضع مالی نظام زیر صفر اعلام شد. گزارشی دیگر از مسئولین سیاسی که با شرح وضعیت جنگ نوشته بودند: «شوق رفتن به جبهه» در مردم کم شده است. یک نامه هم از فرماندهی سپاه که امام آن را تکاندهنده توصیف کرد. در آن نامه امکاناتِ بسیار زیاد و خواسته‌های عجیبی مطرح شده بود و امام نوشت این فرمانده «مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه‌ی به‌موقع بودجه و امکانات دانسته است... البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید، که این دیگر شعاری بیش نیست.» (نشریه‌ی نگین، ش‌21، ص43)
همین جمله‌های مختصر فضای پذیرش قطعنامه را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ اما شاید سوال مهم‌تر این باشد که ذهنیت امام برای تاکید بر ادامه‌ی جنگ چگونه شکل گرفته بود؟
سال 94 از هاشمی رفسنجانی پرسیدم گویا در آن مقطع گزارش دقیقی به امام رسید. آیا امکان نداشت که آن گزارش‌ها زودتر به امام برسد؟ جواب داد: «بعضی‌ها بودند که نمی‌خواستند واقعیت وجودی ذهن خود را پیش امام رو کنند. به من می‌گفتند که نیازهای زیادی داریم و نمی‌توانیم بجنگیم، اما به امام که می‌رسیدند، می‌گفتند: عاشورایی می‌جنگیم.»
آیا آیت‌الله خمینی در مقابل واقعیت‌های ویرانگر جنگ، تنها با تکیه بر بحث‌های شعاری بر ادامه‌ی جنگ تاکید می‌کرد؟ در این میان هاشمی رفسنجانی و مسئولان عالیرتبه تا چه حد قبل از گزارش‌های تلخ سال 67، امام را در جریان واقعیت‌های تلخ جنگ قرار داده بودند؟
بر اساس یادداشت روزانه‌ی هاشمی در 21 فروردین66، او و حسن روحانی دونفری قدم می‌زدند و روحانی می‌گفت باید جنگ را از موضع قدرت خاتمه داد و منتظر فتحِ سرنوشت‌ساز نماند. هاشمی نوشته چون حرف روحانی برخلاف نظر امام بود صراحت نداشت. (دفاع و سیاست، ص61)
وقتی حسن روحانی در قدم زدن دو نفره با هاشمی از صراحتش کم می‌کند، مسئولین در حضور امام خمینی چگونه سخن می‌گفته‌اند؟
روغنی زنجانی، مسئول برنامه و بودجه در دولت موسوی، می‌گوید سال 65 در نامه‌ای برای نخست‌وزیر موسوی استدلال کرده که نمی‌توان جنگ را ادامه داد و یا باید جنگ را تمام کرد یا ادامه داد که نتیجه‌ی آن فروپاشی نظام و قهرمانانه کنار رفتن است.(اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی، ص169) او فکر می‌کند نخست‌وزیر در باطن با حرف‌های او موافق بود اما «نمی‌توانست به‌صورت رسمی نظر مخالف دولتِ خود را درباره‌ی جنگ عنوان کند.»(همان، ص184)
آیا مذاکرات مجلس و بحث‌های داخل دولت می‌توانست آیت‌الله خمینی را در جریان عمق فاجعه قرار دهد؟ با روایت روغنی زنجانی این مسیر نیز عمق فاجعه را آشکار نمی‌کرد. او می‌گوید در اتاقی که پشت محل برگزاری جلسات هیات دولت بود و اعضای کابینه برای استراحت و یا سیگار کشیدن از آن استفاده می‌کردند، نظرات با صراحت در انتقاد از ادامه‌ی جنگ بود اما در اتاق رسمیِ جلسه صحبت‌ها از آمادگی برای ادامه‌ی جنگ بود؛ با چاشنی آیه، حدیث و شعرهای حماسی. او می‌گوید: «در مجلس نیز همین‌طور بود، تمام نطق‌های پیش از دستورِ نمایندگان در دفاع از ادامه‌ی جنگ بود.» اما خارج از آنجا كه با آن‌ها گفتگو می‌کردی و وضعیت را توضیح می‌دادی آن‌ها هم ادامه‌ی جنگ را نقد می‌کردند؛ «فکر می‌کنم همه درگیر خودسانسوری بودند.»(همان، ص183)
نکته‌ی آخر این‌که در هیچ شرایطی مسئولیت از رهبری سلب نمی‌شود و او بیش از همه مسئول گرفتن اطلاعات واقعی از مدیران کشور است و باید این مسیر را هموار کند تا مبادا مسئولین جرات گزارشِ عمق تلخی‌ها را نداشته باشند.
حتی اگر بپذیریم برای جلوگیری از فروپاشی ذهنی جامعه باید قدری از تلخی گزارش به مردم کاست؛ اما با رهبر باید تلخی‌ها را تلخِ تلخ گفت تا از عمق بلاهایی که بر سر مردمش می‌آید باخبر باشد.
https://t.me/jafarshiralinia