چالش پرش تاریخی رونالدو در خیابانهای پاریس! + فیلم https://www.plus.fartaknews.com/بخش-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DB%8C-3/12953-%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85 -via Flynx
فرتاک پلاس
چالش پرش تاریخی رونالدو در خیابانهای پاریس! + فیلم
به گزارش فرتاک نیوز؛ پرش تاریخی کریستیانو رونالدو سبب شد تا مردم پاریس برای رسیدن به رکورد او چالش جالبی را در خیابان به راه اندازند.
جای خالی کریستیانو رونالدو در ال کلاسیکو حفظ شده و با پرواز خود نامش را به شیوه ای متفاوت در فوتبال ثبت کرد. اکنون مردم…
جای خالی کریستیانو رونالدو در ال کلاسیکو حفظ شده و با پرواز خود نامش را به شیوه ای متفاوت در فوتبال ثبت کرد. اکنون مردم…
جزئیات ضربالاجل 15 روزه به بورس ایران / WFE چه درخواستی از ایران دارد؟ - تجارتنیوز
https://tejaratnews.com/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-wfe-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86
https://tejaratnews.com/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-wfe-%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b3-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86
تجارتنیوز
جزئیات ضربالاجل 15 روزه به بورس ایران / WFE چه درخواستی از ایران دارد؟ - تجارتنیوز
WFE سوالاتی را از بورسهای ایران مطرح کرده است؛ به طور مثال عنوان کرده که در خصوص مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم، قوانینی را تصویب کردهاید یا خیر؟
تبریک صفحه فارسی آاس رم به مناسبت شب یلدا https://www.khabaronline.ir/news/1333719/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%D8%A8-%DB%8C%D9%84%D8%AF%D8%A7
خبرآنلاین
تبریک صفحه فارسی آاس رم به مناسبت شب یلدا
صفحه توییتر تیم رم ایتالیا به زبان فارسی شب یلدا را تبریک گفت.
روایتی جدید از جلسه آیتالله منتظری با «هیات مرگ» http://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/2019-12-21_1835/
www.iran-emrooz.net
روایتی جدید از جلسه آیتالله منتظری با «هیات مرگ»
احمد منتظری میگوید پس از آنکه پدرش در دیدار مرداد ۱۳۶۷ خود با چهار عضو هیات، با انجام اعدامها مخالفت کرده، آنان خبر این مخالفت را با احمد خمینی پسر آیت الله خمینی در میان گذاشتهاند ولی او خواستار ادامه اعدام زندانیها شده است.
احمد منتظری تایید کرد: وجود یک فایل صوتی دیگر از آیتالله منتظری در خصوص اعدامهای دهه ۶۰ http://www.nedayeazadi.net/1398/09/30085
www.nedayeazadi.net
احمد منتظری تایید کرد: وجود یک فایل صوتی دیگر از آیتالله منتظری در خصوص اعدامهای دهه ۶۰
دیده بان شفافیت و عدالت خواستار شفاف سازی عملکرد دیوان محاسبات در مناطق آزاد شد http://daad.ir/2019/12/21/%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D8%A7/
daad.ir
دیده بان شفافیت و عدالت خواستار شفاف سازی عملکرد دیوان محاسبات در مناطق آزاد شد – دیدهبان شفافیت و عدالت
دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه ای به رئیس دیوان محاسبات کشور، خواستار شفاف سازی این سازمان در نظارت بر عملکرد سال های اخیر مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور شد.
هدیه میلیونی دیوان محاسبات کشور به اعضای کمیسیون برنامه و بودجه http://daad.ir/2019/12/18/%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%87-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%B6/
daad.ir
هدیه میلیونی دیوان محاسبات کشور به اعضای کمیسیون برنامه و بودجه – دیدهبان شفافیت و عدالت
جناب آقای دکتر عادل آذر رئیس محترم دیوان محاسبات کشور سلام علیکم خبر تاسف بار کیف اهدایی دیوان محاسبات به اعضای کمیسیون برنامه و بودجه حاوی ۳ میلیون تومان بن خرید از...
ابطال الزام حضورکارشناس برای اخذ آزمون رانندگی http://thecar.ir/%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%B0-%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88/
خودروهای ایرانی و خارجی
ابطال الزام حضورکارشناس برای اخذ آزمون رانندگی - خودروهای ایرانی و خارجی
طبق اعلام هیأت عمومی دیوان عدالت اداری بخشی از یک مصوبه رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی واگذاری اخذآزمون نظری از متقاضیان گواهینامه به موسسه باطل می باشد.
بازخوانی اعدامهای ۶۷ https://kadivar.com/17637/
محسن کدیور | Mohsen Kadivar
بازخوانی اعدامهای ۶۷ | محسن کدیور | Mohsen Kadivar
نظام پس از عملیات مرصاد به فکر پاکسازی کامل اعضا و هواداران گروههای معارض افتاد که هیچ نقشی در عملیات مذکور نداشته اند. اگر آقای خمینی نامه های اعتراضی قائم مقامش را در همان زمان دیده و اقدامی نکرده گناهکار است و اگر به دستش نرسیده چگونه کسی که از دفتر خودش…
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ پیوست، گزارشی است که شبکه تلویزیونی «فرانس۲۴» تهیه کرده و در آن بر پایه تحلیل و مکانیابی ۷۵۰ عکس و ویدیو، تلاش شده است به این پرسش پاسخ دهد که چه کسانی در اعتراضات آبانماه دست به اسلحه بردند؟
کانال «وحیدآنلاین» یک زیرنویس فارسی برای این ویدیوی ۱۵دقیقهای منتشر کرده است. ما هم این زیرنویس را روی فیلم تدوین کردیم تا استفاده از آن برای کاربران راحتتر شود.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
کانال «وحیدآنلاین» یک زیرنویس فارسی برای این ویدیوی ۱۵دقیقهای منتشر کرده است. ما هم این زیرنویس را روی فیلم تدوین کردیم تا استفاده از آن برای کاربران راحتتر شود.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
کشتن انسانها یک گزینه نیست!
#A 234
https://t.me/divanesara/986
آرمان امیری @ArmanParian : آن مساله معروف را حتما شنیدهاید: «اگر در شرایطی جان چندین انسان در خطر باشد و شما برای نجات آنها مجبور به شکنجه یک نفر باشید چنین کاری خواهید کرد یا نه؟» نسخههای دیگری هم از مساله وجود دارد. مثلا آنکه «آیا حاضرید یک نفر را بکشید که ده یا صد نفر را نجات بدهید»؟ مساله بسیار قدیمی و چالشبرانگیز است. آیا میتوان پاسخ کوتاهی بدان داد؟
* * *
با انتشار گزارش «رویترز» و اعلام عدد ۱۵۰۰، جدال بر سر شمار قربانیان اعتراضات اخیر دوباره بالا گرفته است. عدهای تلاش دارند گزارش را اغراقشده جلوه دهند و گروه دیگر به آمار آن استناد میکنند. به نظر من اما شیوه مواجهه هر دو طرف، در ذات خود از یک منطق مشابه بهره میبرد: «جان انسانها کالایی است قابل معامله با نرخ مشخص که هزینه نهایی آن بسته به تعداد افراد کم یا زیاد میشود»!
اگر مدافعان حکومت منطقی غیر از این داشتند، نیازی نبود تلاش کنند که آمار کشته شدگان را تقلیل بدهند. اگر جای دفاعی باشد، احتمالا از این منظر است که کشتار توسط حکومت صورت نگرفته. یا اینکه اساسا حکومتها حق دارند و مشروعیت دارند که معترضان را بکشند. هیچ کدام از این دو ربطی به تعداد قربانیان ندارد؛ اما کسی که سر تعداد چانه میزند، به صورت ضمنی تایید کرده که «یک مقداری حق داریم بکشیم، اما نه خیلی زیاد»!
گروه دیگر نیز به صورتی معکوس همین را میگویند. اگر صرف کشتن معترضان، حکومت را جنایتکار و نامشروع میکند، دیگر بین ۱۰۰ نفر و ۲۰۰ نفر تفاوتی وجود ندارد. مگر اینکه منتقدان هم قبول کرده باشند که حکومتها تا یک سطحی از جنایت مجاز هستند، اما پس از آن نامشروع میشوند! آن وقت حتما باید پرسید: حد و اندازه این اعداد کجاست؟ چند نفر، یا چند کیلو انسان کافی است که بهای مشروعیت یک حکومت را مشخص کند؟
* * *
به پرسش نخستین بر میگردم. خلاصهترین پاسخ من چنین است: جان انسانها قیمتی ندارد که ضرب در تعداد بشود و در کفه ترازو قرار بگیرد. ارزش جان ۱۰ نفر را نمیتوان ۱۰ برابر ارزش جان یک نفر قلمداد کرد. پس آنچه باید تعیین کننده پاسخ و انتخاب ما باشد، «روح انسانیت» است. گاه روح انسانیت اقتضا میکند که چندین نفر جان خود را برای نجات یک نفر به خطر بیندازند. مهم این نیست که نتیجه این تلاش به کجا میرسد؟ مهم این است که انتخاب این افراد، مرگ انسان نبوده، بلکه تلاش برای نجات انسان بوده است. این گروه به ما یادآوری میکنند که مرگ انسان هرگز نمیتواند یک پاسخ یا یکی از گزینههای روی میز باشد. آنکه آگاهانه تصمیم به مرگ یک انسان میگیرد، «روح انسانیت» را میکشد و این پایان راه است.
* * *
به جدال بر سر اعداد بر میگردم. به باور من، مساله آمار کشته شدگان تنها و تنها از یک بابت میتواند اهمیت پیدا کند و آن وجه «آشکارکننده» وضعیت است. یعنی این آمار میتوانند یک تصویر کلی از شیوه رفتار حکومت در اختیار ما قرار دهند. اگر در جریان اعتراضاتی که شکل گرفت، شمار قربانیان در سطح چند نفر باقی میماند، همچنان یک فاجعه رخ داده بود، اما میشد پذیرفت که هیچ قراری بر سرکوب و کشتار معترضان در دستور نبوده است. فقط یک سری حادثه یا تصادف ناخواسته و یا در بدترین حالت تخلفات شخصی ماموران اجرایی مسبب ماجرا بوده است.
اما وقتی شمار از چند نفر به چند ده و سپس چندصد افزایش یافت، آنگاه میفهمیم که دستور کار از ابتدا چیزی شبیه «آتش به اختیار» بوده است. یعنی با یک دستور اولیه برای «کشتار» و «قتلعام» مواجه بودهایم. به محض اینکه این مساله مشخص شد، دیگر کوچکترین اهمیتی ندارد که نتیجه آن فرمان قتلعام، ۳۰۴ نفر قربانی بوده، (آمار تایید شده سازمان عفو بینالملل) یا ۳۵۰ نفر، یا ۵۰۰ نفر یا ۱۵۰۰ نفر. مهم همان نفس اراده به قتلعام است. همانکه بفهمیم مساله در سطح حادثه یا تصادف نبوده، بلکه با حکومتی مواجه هستیم که دستور کشتن انسان را به چشم یکی از «گزینههای روی میز» میبیند کفایت میکند. دیگر «روح انسانیت» کشته شده و هیچ مشروعیتی باقی نمانده است.
پینوشت:
در پیوند با همین موضوع میتوانید فایل صوتی سخنرانیام در دانشگاه خواجه نصیر را با عنوان «در دفاع از انسان» بشنوید. (مدت: ۱۳ دقیقه)
کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
#A 234
https://t.me/divanesara/986
آرمان امیری @ArmanParian : آن مساله معروف را حتما شنیدهاید: «اگر در شرایطی جان چندین انسان در خطر باشد و شما برای نجات آنها مجبور به شکنجه یک نفر باشید چنین کاری خواهید کرد یا نه؟» نسخههای دیگری هم از مساله وجود دارد. مثلا آنکه «آیا حاضرید یک نفر را بکشید که ده یا صد نفر را نجات بدهید»؟ مساله بسیار قدیمی و چالشبرانگیز است. آیا میتوان پاسخ کوتاهی بدان داد؟
* * *
با انتشار گزارش «رویترز» و اعلام عدد ۱۵۰۰، جدال بر سر شمار قربانیان اعتراضات اخیر دوباره بالا گرفته است. عدهای تلاش دارند گزارش را اغراقشده جلوه دهند و گروه دیگر به آمار آن استناد میکنند. به نظر من اما شیوه مواجهه هر دو طرف، در ذات خود از یک منطق مشابه بهره میبرد: «جان انسانها کالایی است قابل معامله با نرخ مشخص که هزینه نهایی آن بسته به تعداد افراد کم یا زیاد میشود»!
اگر مدافعان حکومت منطقی غیر از این داشتند، نیازی نبود تلاش کنند که آمار کشته شدگان را تقلیل بدهند. اگر جای دفاعی باشد، احتمالا از این منظر است که کشتار توسط حکومت صورت نگرفته. یا اینکه اساسا حکومتها حق دارند و مشروعیت دارند که معترضان را بکشند. هیچ کدام از این دو ربطی به تعداد قربانیان ندارد؛ اما کسی که سر تعداد چانه میزند، به صورت ضمنی تایید کرده که «یک مقداری حق داریم بکشیم، اما نه خیلی زیاد»!
گروه دیگر نیز به صورتی معکوس همین را میگویند. اگر صرف کشتن معترضان، حکومت را جنایتکار و نامشروع میکند، دیگر بین ۱۰۰ نفر و ۲۰۰ نفر تفاوتی وجود ندارد. مگر اینکه منتقدان هم قبول کرده باشند که حکومتها تا یک سطحی از جنایت مجاز هستند، اما پس از آن نامشروع میشوند! آن وقت حتما باید پرسید: حد و اندازه این اعداد کجاست؟ چند نفر، یا چند کیلو انسان کافی است که بهای مشروعیت یک حکومت را مشخص کند؟
* * *
به پرسش نخستین بر میگردم. خلاصهترین پاسخ من چنین است: جان انسانها قیمتی ندارد که ضرب در تعداد بشود و در کفه ترازو قرار بگیرد. ارزش جان ۱۰ نفر را نمیتوان ۱۰ برابر ارزش جان یک نفر قلمداد کرد. پس آنچه باید تعیین کننده پاسخ و انتخاب ما باشد، «روح انسانیت» است. گاه روح انسانیت اقتضا میکند که چندین نفر جان خود را برای نجات یک نفر به خطر بیندازند. مهم این نیست که نتیجه این تلاش به کجا میرسد؟ مهم این است که انتخاب این افراد، مرگ انسان نبوده، بلکه تلاش برای نجات انسان بوده است. این گروه به ما یادآوری میکنند که مرگ انسان هرگز نمیتواند یک پاسخ یا یکی از گزینههای روی میز باشد. آنکه آگاهانه تصمیم به مرگ یک انسان میگیرد، «روح انسانیت» را میکشد و این پایان راه است.
* * *
به جدال بر سر اعداد بر میگردم. به باور من، مساله آمار کشته شدگان تنها و تنها از یک بابت میتواند اهمیت پیدا کند و آن وجه «آشکارکننده» وضعیت است. یعنی این آمار میتوانند یک تصویر کلی از شیوه رفتار حکومت در اختیار ما قرار دهند. اگر در جریان اعتراضاتی که شکل گرفت، شمار قربانیان در سطح چند نفر باقی میماند، همچنان یک فاجعه رخ داده بود، اما میشد پذیرفت که هیچ قراری بر سرکوب و کشتار معترضان در دستور نبوده است. فقط یک سری حادثه یا تصادف ناخواسته و یا در بدترین حالت تخلفات شخصی ماموران اجرایی مسبب ماجرا بوده است.
اما وقتی شمار از چند نفر به چند ده و سپس چندصد افزایش یافت، آنگاه میفهمیم که دستور کار از ابتدا چیزی شبیه «آتش به اختیار» بوده است. یعنی با یک دستور اولیه برای «کشتار» و «قتلعام» مواجه بودهایم. به محض اینکه این مساله مشخص شد، دیگر کوچکترین اهمیتی ندارد که نتیجه آن فرمان قتلعام، ۳۰۴ نفر قربانی بوده، (آمار تایید شده سازمان عفو بینالملل) یا ۳۵۰ نفر، یا ۵۰۰ نفر یا ۱۵۰۰ نفر. مهم همان نفس اراده به قتلعام است. همانکه بفهمیم مساله در سطح حادثه یا تصادف نبوده، بلکه با حکومتی مواجه هستیم که دستور کشتن انسان را به چشم یکی از «گزینههای روی میز» میبیند کفایت میکند. دیگر «روح انسانیت» کشته شده و هیچ مشروعیتی باقی نمانده است.
پینوشت:
در پیوند با همین موضوع میتوانید فایل صوتی سخنرانیام در دانشگاه خواجه نصیر را با عنوان «در دفاع از انسان» بشنوید. (مدت: ۱۳ دقیقه)
کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
کشتن انسانها یک گزینه نیست!
#A 234
کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
#A 234
کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پژوهشی در باب نتایج مبارزات خشونتپرهیز
«اریکا چِنووِث»، استاد دانشگاه دنور و نویسنده مقاله مهم Why Civil Resistance Works، در پنلی با عنوان «ریشه های خشونت»، به ما میگوید به چه دلایلی مبارزه مدنی و عاری از خشونت انتخاب بهتری محسوب میشود.
بخشی از نتایج این پژوهش نشان میدهد که جنبشهای خشونتپرهیز، تا دو برابر نسبت به همتایان خشن خود در رسیدن به هدف نهایی موفقتر بودهاند. این وضعیت در دههای اخیر در حال رشد بیشتری است. یعنی جنبشهای خشونتپرهیز هرچه بیشتر موفق میشوند و نسخههای خشن مدام رو به زوال و شکست میروند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
«اریکا چِنووِث»، استاد دانشگاه دنور و نویسنده مقاله مهم Why Civil Resistance Works، در پنلی با عنوان «ریشه های خشونت»، به ما میگوید به چه دلایلی مبارزه مدنی و عاری از خشونت انتخاب بهتری محسوب میشود.
بخشی از نتایج این پژوهش نشان میدهد که جنبشهای خشونتپرهیز، تا دو برابر نسبت به همتایان خشن خود در رسیدن به هدف نهایی موفقتر بودهاند. این وضعیت در دههای اخیر در حال رشد بیشتری است. یعنی جنبشهای خشونتپرهیز هرچه بیشتر موفق میشوند و نسخههای خشن مدام رو به زوال و شکست میروند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
ایرانیان، پیشگام مبارزه بدون خشونت در جهان
#A 235
https://t.me/divanesara/989
آرمان امیری @ArmanParian : هرگاه سخن از مبارزه بدون خشونت میشود، ناخودآگاه همه اذهان به سمت گاندی در هند یا لوترکینگ در آمریکا سوق مییابد. بیراه هم نیست. اینان سرمایههای ارزشمند جامعه بشری هستند که همه جهانیان میتوانند از آنها الگو بگیرند. با این حال ما ایرانیان، یک تجربه بزرگ تاریخی داریم که اتفاقا از نظر زمانی نیز مقدم بر این تجربیات جهانی بوده است. انقلاب مشروطه ایران، در ۱۲۸۵ خورشدی، یعنی حدود ۴۰ سال پیش از پیروزی انقلاب هند، ۱۴ سال قبل از آنکه گاندی جنبش «خشونتپرهیز» خود را آغاز کند و حتی ۱۳ سال قبل از آنکه لوترکینگ اصلا به دنیا بیاید به پیروزی نشست. آن هم با مجموعهای از حرکتهای تماما مسالمتآمیز و ابتکارهایی از نوع راهپیمایی آرام، سخنرانی، انتشار نشریات و نهایتا سنت خلاقانه و بومی بستنشینی.
علیرغم اقبال گسترده جامعه دانشگاهی به بازخوانی مشروطه، متاسفانه تا کنون ندیدهام که توجه ویژهای به وجه خشونتپرهیز آن شده باشد. شاید بدان دلیل که چند سال بعد و به دنبال کودتای محمدعلیشاهی انقلابیون هم مسلح شدند. شاید هم بدان دلیل که مشروطه ما چندان دوام نیاورد. در هر صورت، هیچ کدام از این موارد نمیتوانند اصل پیروزی ایرانیان در سامان دادن به یک خیزش ملی و خشونتپرهیز را مخدوش سازند.
با این رویکرد جدید، من میخواهم انقلاب مشروطه را از جنس «انقلابهای راهگشا» قلمداد کنم و به اختصار به ۴ درسی اشاره کنم که میتوانیم از آن بگیریم.
(متن اصلی «مقاله» و «فایل صوتی سخنرانی» در باب تمایز « #انقلاب_راهگشا » از «#انقلاب_رهاییبخش»)
۱- خشونت پرهیزی
در باب خشونتپرهیزی مشروطه صحبت کردم. اینجا فقط به نتایج یک پژوهش خارجی ارجاع میدهم که خلاصهای از آن را میتوانید در «این کلیپ» ملاحظه کنید. این پژوهش نشان داده که حرکتهای خشونتپرهیز تا ۲ برابر نسبت به همتایان خشن خود شانس پیروزی را افزایش میدهند. یعنی حتی اگر ضرورت اخلاقی خشونتپرهیزی را هم نادیده بگیریم، آمارها نشان میدهد که از منظری کاملا عملگرایانه نیز خشونتپرهیزی یک انتخاب هوشمندانه است.
۲- پرهیز از ایدئولوژی پردازی
یک کلیشه تکراری که به ویژه این روزها اوج گرفته، ضرورت داشتن «ایئولوژی و گفتمان منسجم» برای انقلابهاست. این در حالی است که اتفاقا بخش بزرگی از انقلابها نه تنها ایدئولوژی واحدی نداشتند، بلکه ای بسا آگاهانه از آن پرهیز میکردند و صرفا به «حداقلهای مورد اجماع عمومی» بسنده میکردند. در واقع، انقلابهای راهگشا (مثل انقلاب مشروطه) به جای آنکه مدعی شوند راه حل تمام مشکلات کشور را در دل یک ایدئولوژی خاص کشف کردهاند، صرفا خواستار ایجاد بستر گفتگو و سیاستورزی دموکراتیک میشوند تا از دل این گفتگوهای ملی راهحلها به مرور استخراج شود.
دقیقا از این بابت است که من گسترش کلیدواژههایی از جنس حمله به «نئولیبرالیسم» را یک آفت بسیار خطرناک قلمداد میکنم که میتواند سرنوشتی از جنس انقلابهای رهاییبخش را پیش روی ما قرار دهد؛ چرا که علاقمندان به این گفتمان، اولویت را ایجاد فضای مناسب برای طرح و گفتگو بر سر اداره کشور نمیدانند، بلکه مدعی هستند که راه رهایی و نجات کشور را خود به تنهایی کشف کردهاند و فقط نیاز دارند با حذف رقبا، این نسخه رهاییبخش را پیادهسازی کنند.
۳- بینیازی از رهبری واحد
داعیه ضرورت «رهبری فرهمند و واحد» نیز کلیشه دیگری است که یک نگاه به تجربه انقلاب مشروطه میتواند آن را به کلی بلاموضوع کند. یعنی انقلابی که هیچ رهبر واحد و کاریزماتیکی نداشت. بلکه صرفا محصول یک نوع «اجماع نخبگان» بود. ولو آنکه در میان این نخبگان، برخی چهرهها (از جمله طباطبایی و بهبهانی) شاخصتر از دیگران باشند. امروز نیز ما سرمایههای ارزشمندی همچون مهندس موسوی را داریم، اما اینکه اجماعی بر سر رهبری ایشان وجود ندارد نه تنها یک عامل بازدارنده نیست، بلکه اتفاقا به نظرم یک فاکتور مثبت است که کمک میکند ما باز هم از درافتادن به دام وسوسه یک ایدئولوژی خاص یا همان «انقلاب رهاییبخش» فاصله بگیریم.
۴- امکان حفظ برخی ساختارها
در نهایت اینکه، انقلاب راهگشا به هیچ وقت قصد ندارد تمامی آنچه نظم موجود خوانده میشود را متلاشی کند. هدف این انقلاب، تنها بازکردن مسیر انسداد سیاسی است. به یاد بیاوریم که انقلابیون مشروطه حتی پادشاه وقت را هم برکنار نکردند. بلکه صرفا او را وادار ساختند که اختیار قانونگذاری و اداره کشور را به مردم واگذار کند. شکل و شمایل نهایی این انقلابها میتواند تغییر کند، مهم این است که مساله آنها کینه و عداوت با هیچ شخص یا هیچ ساختاری نیست، انقلاب راهگشا تنها خواستار ایجاد امکان سیاستورزی دموکراتیک است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 235
https://t.me/divanesara/989
آرمان امیری @ArmanParian : هرگاه سخن از مبارزه بدون خشونت میشود، ناخودآگاه همه اذهان به سمت گاندی در هند یا لوترکینگ در آمریکا سوق مییابد. بیراه هم نیست. اینان سرمایههای ارزشمند جامعه بشری هستند که همه جهانیان میتوانند از آنها الگو بگیرند. با این حال ما ایرانیان، یک تجربه بزرگ تاریخی داریم که اتفاقا از نظر زمانی نیز مقدم بر این تجربیات جهانی بوده است. انقلاب مشروطه ایران، در ۱۲۸۵ خورشدی، یعنی حدود ۴۰ سال پیش از پیروزی انقلاب هند، ۱۴ سال قبل از آنکه گاندی جنبش «خشونتپرهیز» خود را آغاز کند و حتی ۱۳ سال قبل از آنکه لوترکینگ اصلا به دنیا بیاید به پیروزی نشست. آن هم با مجموعهای از حرکتهای تماما مسالمتآمیز و ابتکارهایی از نوع راهپیمایی آرام، سخنرانی، انتشار نشریات و نهایتا سنت خلاقانه و بومی بستنشینی.
علیرغم اقبال گسترده جامعه دانشگاهی به بازخوانی مشروطه، متاسفانه تا کنون ندیدهام که توجه ویژهای به وجه خشونتپرهیز آن شده باشد. شاید بدان دلیل که چند سال بعد و به دنبال کودتای محمدعلیشاهی انقلابیون هم مسلح شدند. شاید هم بدان دلیل که مشروطه ما چندان دوام نیاورد. در هر صورت، هیچ کدام از این موارد نمیتوانند اصل پیروزی ایرانیان در سامان دادن به یک خیزش ملی و خشونتپرهیز را مخدوش سازند.
با این رویکرد جدید، من میخواهم انقلاب مشروطه را از جنس «انقلابهای راهگشا» قلمداد کنم و به اختصار به ۴ درسی اشاره کنم که میتوانیم از آن بگیریم.
(متن اصلی «مقاله» و «فایل صوتی سخنرانی» در باب تمایز « #انقلاب_راهگشا » از «#انقلاب_رهاییبخش»)
۱- خشونت پرهیزی
در باب خشونتپرهیزی مشروطه صحبت کردم. اینجا فقط به نتایج یک پژوهش خارجی ارجاع میدهم که خلاصهای از آن را میتوانید در «این کلیپ» ملاحظه کنید. این پژوهش نشان داده که حرکتهای خشونتپرهیز تا ۲ برابر نسبت به همتایان خشن خود شانس پیروزی را افزایش میدهند. یعنی حتی اگر ضرورت اخلاقی خشونتپرهیزی را هم نادیده بگیریم، آمارها نشان میدهد که از منظری کاملا عملگرایانه نیز خشونتپرهیزی یک انتخاب هوشمندانه است.
۲- پرهیز از ایدئولوژی پردازی
یک کلیشه تکراری که به ویژه این روزها اوج گرفته، ضرورت داشتن «ایئولوژی و گفتمان منسجم» برای انقلابهاست. این در حالی است که اتفاقا بخش بزرگی از انقلابها نه تنها ایدئولوژی واحدی نداشتند، بلکه ای بسا آگاهانه از آن پرهیز میکردند و صرفا به «حداقلهای مورد اجماع عمومی» بسنده میکردند. در واقع، انقلابهای راهگشا (مثل انقلاب مشروطه) به جای آنکه مدعی شوند راه حل تمام مشکلات کشور را در دل یک ایدئولوژی خاص کشف کردهاند، صرفا خواستار ایجاد بستر گفتگو و سیاستورزی دموکراتیک میشوند تا از دل این گفتگوهای ملی راهحلها به مرور استخراج شود.
دقیقا از این بابت است که من گسترش کلیدواژههایی از جنس حمله به «نئولیبرالیسم» را یک آفت بسیار خطرناک قلمداد میکنم که میتواند سرنوشتی از جنس انقلابهای رهاییبخش را پیش روی ما قرار دهد؛ چرا که علاقمندان به این گفتمان، اولویت را ایجاد فضای مناسب برای طرح و گفتگو بر سر اداره کشور نمیدانند، بلکه مدعی هستند که راه رهایی و نجات کشور را خود به تنهایی کشف کردهاند و فقط نیاز دارند با حذف رقبا، این نسخه رهاییبخش را پیادهسازی کنند.
۳- بینیازی از رهبری واحد
داعیه ضرورت «رهبری فرهمند و واحد» نیز کلیشه دیگری است که یک نگاه به تجربه انقلاب مشروطه میتواند آن را به کلی بلاموضوع کند. یعنی انقلابی که هیچ رهبر واحد و کاریزماتیکی نداشت. بلکه صرفا محصول یک نوع «اجماع نخبگان» بود. ولو آنکه در میان این نخبگان، برخی چهرهها (از جمله طباطبایی و بهبهانی) شاخصتر از دیگران باشند. امروز نیز ما سرمایههای ارزشمندی همچون مهندس موسوی را داریم، اما اینکه اجماعی بر سر رهبری ایشان وجود ندارد نه تنها یک عامل بازدارنده نیست، بلکه اتفاقا به نظرم یک فاکتور مثبت است که کمک میکند ما باز هم از درافتادن به دام وسوسه یک ایدئولوژی خاص یا همان «انقلاب رهاییبخش» فاصله بگیریم.
۴- امکان حفظ برخی ساختارها
در نهایت اینکه، انقلاب راهگشا به هیچ وقت قصد ندارد تمامی آنچه نظم موجود خوانده میشود را متلاشی کند. هدف این انقلاب، تنها بازکردن مسیر انسداد سیاسی است. به یاد بیاوریم که انقلابیون مشروطه حتی پادشاه وقت را هم برکنار نکردند. بلکه صرفا او را وادار ساختند که اختیار قانونگذاری و اداره کشور را به مردم واگذار کند. شکل و شمایل نهایی این انقلابها میتواند تغییر کند، مهم این است که مساله آنها کینه و عداوت با هیچ شخص یا هیچ ساختاری نیست، انقلاب راهگشا تنها خواستار ایجاد امکان سیاستورزی دموکراتیک است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
ایرانیان، پیشگام مبارزه بدون خشونت در جهان
#A 235
تصویر متعلق است به گروهی از مشروطهخواهان که برای تحقق مطالبات خود به سنت بستنشینی روی آورده بودند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 235
تصویر متعلق است به گروهی از مشروطهخواهان که برای تحقق مطالبات خود به سنت بستنشینی روی آورده بودند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
◼️اگر واقعهای یکبار اتفاق بیفتاد میتوان آنرا حادثه نامید.اما نمیدانم این چندمین بار است که کولبرها در نتیجه گرفتار شدن در برف و سرما جان دادهاند. بماند مواردی که درنتیجه شلیک مامورین کشته شدهاند.
کلمات عاجزند از گفتنِ «تسلیت» به پدر و مادرِ «فرهاد و آزاد خسروی»که دو جگرگوشهشان را با هم از دست دادند. فلاکت مردم یک کشور را با افزایش جمعیت زیر خط فقر آن میتوان اندازه گیری کرد. میتوان هم پرسید اینکه پاره ای از ساکِنینش علیرغم خطرات فراوان مع ذالک برای بقا مجبور میشوند در برف و سرمای زیرصفر تن به کولبری بدهند، بیانگر استیصال مردمانش نیست؟
https://www.instagram.com/p/B6VnpWvJc4h/?igshid=t0j3xym5cxst
کلمات عاجزند از گفتنِ «تسلیت» به پدر و مادرِ «فرهاد و آزاد خسروی»که دو جگرگوشهشان را با هم از دست دادند. فلاکت مردم یک کشور را با افزایش جمعیت زیر خط فقر آن میتوان اندازه گیری کرد. میتوان هم پرسید اینکه پاره ای از ساکِنینش علیرغم خطرات فراوان مع ذالک برای بقا مجبور میشوند در برف و سرمای زیرصفر تن به کولبری بدهند، بیانگر استیصال مردمانش نیست؟
https://www.instagram.com/p/B6VnpWvJc4h/?igshid=t0j3xym5cxst
Instagram
صادق زیباکلام
. اگر واقعهای یکبار اتفاق بیفتاد میتوان آنرا حادثه نامید.اما نمیدانم این چندمین بار است که کولبرها در نتیجه گرفتار شدن در برف و سرما جان دادهاند. بماند مواردی که درنتیجه شلیک مامورین کشته شدهاند. . کلمات عاجزند از گفتنِ «تسلیت» به پدر و مادرِ «فرهاد…
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
🔺صادق زیباکلام درباره بالا گرفتن نگرانی ها از بابت «نظارت استصوابی شورای نگهبان» به خبرآنلاین گفت:
🔹شورای نگهبان تنها به گزارشهای خفیهنویسان خود استناد میکند. مگر میشود به کسی که میگوید ولی فقیه را قبول دارم گفت نه قبول نداری
🔹در هیچ نظامی مبتنی بر مردم سالاری و مبتنی بر دموکراسی چیزی به اسم نظارت استصوابی مانند آنچه در ایران انجام میشود وجود ندارد.
🔹آنچه شورای نگهبان انجام میدهد در واقع گزینش سیاسی است.
🔹قانون شورای نگهبان را مکلف کرده است که از چهار نهاد یعنی از وزارت اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی و اداره ثبت احوال کشور استعلام کند.
🔹شورای نگهبان قانون را زیر پا میگذارد و به گزارشات آن چهار مرجع توجه نمیکند و تنها به گزارشات خفیه نویسان خود توجه میکند که اساساً هیچ جایگاهی در قانون ندارند.
🔹ما که «دستگاهِ نظام سنج» نداریم یا «دستگاهِ ولایت فقیه سنج» نداریم، بنابراین اگر کسی بگوید من نظام جمهوری اسلامی ایران را قبول دارم یا ولایت فقیه را قبول دارم نمیتوانید او را رد صلاحیت کنید و بگویید نه شما اینها را قبول ندارید.
https://www.instagram.com/p/B6f4RDKp0Ng/?igshid=jndr594zscxq
🔺جزییات بیشتر را در آدرس ذیل بخوانید:
https://www.khabaronline.ir/amp/1334716/
🔹شورای نگهبان تنها به گزارشهای خفیهنویسان خود استناد میکند. مگر میشود به کسی که میگوید ولی فقیه را قبول دارم گفت نه قبول نداری
🔹در هیچ نظامی مبتنی بر مردم سالاری و مبتنی بر دموکراسی چیزی به اسم نظارت استصوابی مانند آنچه در ایران انجام میشود وجود ندارد.
🔹آنچه شورای نگهبان انجام میدهد در واقع گزینش سیاسی است.
🔹قانون شورای نگهبان را مکلف کرده است که از چهار نهاد یعنی از وزارت اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی و اداره ثبت احوال کشور استعلام کند.
🔹شورای نگهبان قانون را زیر پا میگذارد و به گزارشات آن چهار مرجع توجه نمیکند و تنها به گزارشات خفیه نویسان خود توجه میکند که اساساً هیچ جایگاهی در قانون ندارند.
🔹ما که «دستگاهِ نظام سنج» نداریم یا «دستگاهِ ولایت فقیه سنج» نداریم، بنابراین اگر کسی بگوید من نظام جمهوری اسلامی ایران را قبول دارم یا ولایت فقیه را قبول دارم نمیتوانید او را رد صلاحیت کنید و بگویید نه شما اینها را قبول ندارید.
https://www.instagram.com/p/B6f4RDKp0Ng/?igshid=jndr594zscxq
🔺جزییات بیشتر را در آدرس ذیل بخوانید:
https://www.khabaronline.ir/amp/1334716/
Instagram
Sadegh Zibakalam
. صادق زیباکلام درباره بالا گرفتن نگرانی ها از بابت «نظارت استصوابی شورای نگهبان» به خبرآنلاین گفت: . شورای نگهبان تنها به گزارشهای خفیهنویسان خود استناد میکند. مگر میشود به کسی که میگوید ولی فقیه را قبول دارم گفت نه قبول نداری . در هیچ نظامی مبتنی بر…