لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from شین ☔️🖤
👁‍🗨 علی نادری سردبیر سابق "رجانیوز" (وب‌سایت خبری تحلیلی انقلابی) همزمان با سخنرانی رئیس‌جمهوری در یزد که از جمله گفته: «پرونده دانه‌درشت‌ها کجاست؟ قضات و دادستان‌های شریف ما نترسند و به این جناح و آن جناح نگاه نکنند.» توییت کرد: «چرا روحانی از برخورد قوه قضاییه با فساد اینقدر نگران شده؟»
سؤال دیگر و بعدی باید این باشد: «چرا آنهایی که (مثل آقای نادری )به رئیسی رای دادند، از اصرار روحانی به مبارزه با "همه فساد" نگران می‌شوند؟»


🔶 @mmoeeni1
🔸 من در توییتر: Twitter
.
محسن حسام مظاهری:
«اگر بخواهیم چند ویژگی‌ مهم برای ناآرامی‌های آبان ۹۸ برشمریم، به گمان من، یکی از آن‌ها «غیبت دین و زبان الکن دینداران» است. در این چند هفته‌ی اخیر، دین بزرگترین غایب عرصه‌ی عمومی بوده است.
نه معترضان (که نوعاً ‌از قشر فرودست و محروم‌اند و به‌طور سنتی بدنه‌ی اصلی دینداران عامه را تشکیل می‌دهند) شعار دینی سر دادند و نه حتی حاکمیت طبق سنت مألوف و همیشگی چندان از کیسه‌ی دین برای مقابله خرج کرد. هیچ ادبیات مذهبی چه له و چه علیه اعتراضات تولید نشد.
در تجمعات اعتراضی و آشوب‌ها نه کسی «الله اکبر» گفت، نه «یا حسین». حتی سخنرانان تجمع حکومتی پایتخت هم این‌بار دو فرمانده‌ی نظامی بودند؛ برخلاف روال تجمعات مشابه قبل مثل 9 دی که یک روحانی خطابه کرد و پشت‌بندش هم یک مداح مشهور نوحه خواند.
این چند هفته نه کسی از حماسه‌ی عاشورا گفت و نه ارجاعی به خطبه‌های نهج‌البلاغه داد. تنها باری هم که از متن دینی سخن به میان آمد، وقتی بود که مفسری کج‌فهم که به استناد متن مقدس، خشونت و ارعاب و قتل را علیه معترضان تجویز کرد و چند خطیب حکومتی، معترضان را به حکم محاربه تهدید کردند.
متولیان رسمی دین نیز در سکوت (و ترس) ترجیح دادند شاهدان خاموش صحنه باشند. خون ده‌ها نفر بر زمین ریخته شد، اما دریغ از یک تعطیلی درس، یک بیانیه، یا حتی انتقادی گذرا در آغاز درس خارج.
مراجع تقلید سنتی که پیشتر برای تعطیلی یک مناسبت مذهبی درجه‌چندم از همه‌ی روابط و کانال‌های ارتباطی و نفوذشان در قدرت استفاده ‌کرده و در انذار نمایش یک فیلم یا سریال، حکومت را تهدید به ایجاد عاشورایی دیگر ‌کرده بودند، حالا روزه‌ی سکوت گرفته‌اند.
مراجع تقلید سیاسی که در مسایل جزیی اجرایی کشور نیز گاه خود را مکلف به اعلام موضع صریح می‌دانند، حالا تکلیفی احساس نمی‌کنند. طلاب حوزه که به بهانه‌ی هر رخداد سیاسی آماده‌اند در حیاط فیضیه تحصن کنند، حالا کنج حجره نشسته‌اند.
تشیع که در بسیاری از مقاطع تاریخ، مذهب محرومان و ملجأ مطرودان قدرت بوده، گویا حالا زبانش در دفاع از مظلوم الکن است. درست در مقطعی که اوج توسعه و قدرت تشیع است، علی، حسین و زینب از صحنه غایب‌اند. نام‌هایی که چهل سال قبل اسطوره‌های انقلابی مستضعفان بودند.
چهل سال قبل، روحانیت، این قدرت و نفوذ سیاسی و اقتصادی امروز را نداشت، اما زبان توده‌ی محروم بود. چهل سال قبل، روحانیت چیز چندانی برای ازدست‌دادن نداشت و می‌توانست رهبری اعتراضات مردمی را برعهده گیرد. حالا ولی خیلی چیزها برای ازدست‌دادن دارد.
چهل سال قبل، مساجد و بقاع و اماکن مقدس این‌اندازه بزرگ و وسیع و باشکوه و مجلل نبودند، اما پناهگاه توده‌ی محروم به‌شمار می‌رفتند. نه آن‌که متولیان‌شان در هر ناآرامی نگران تعرض و حمله‌ی معترضان باشند.
یک ماه بعد از راهپیمایی اربعین (با آن تبلیغات سنگین مانور تمدنی و شاهراه اتحاد جهان اسلام و...) حالا چشمها نگران به اخبار عراق دوخته شده که مبادا آتش خشم معترضان دامن عتبات را هم بگیرد. همچنانکه معترضان در بغداد حرم یکی از نواب اربعه و در نجف مقبره حکیم را به آتش کشیدند.
روی دیگر سکه‌ی توسعه‌ی سخت‌افزاری بی‌رویه‌ی تشیع و فربهی مناسکی همین است. توسعه و فربهی، لاجرم به پیوند عمیق نهاد دین با منابع قدرت (چه سیاسی، چه اقتصادی) انجامیده است. و جز این هم انتظاری نبود. زیرا توسعه، نیازمند سرمایه است.
چنین است که متولیان رسمی تشیع هرچه در این چند دهه به اهالی قدرت، به سرمایه‌داران، به سیاستمداران، به ذینفوذان تقرب پیدا کرده‌اند، از محرومان و فرودستان فاصله گرفته‌اند. پس بی‌جهت نیست که در چنین موقعیتی زبان‌شان الکن است و قدرت همراهی ـ سهل است ـ قدرت همزبانی هم ندارند.
چنین بزنگاه‌هایی روز حساب دین و دینداران است. اگر قرار باشد دین جایی به کاربیاید، همین‌جاست. زمان و مکان اثبات کارآمدی نهاد دین اینجاست. وقتی جامعه چنین ملتهب شده، چنین زخم خورده و چنین نیازمند التیام است؛ نه همایش‌ها و سمینارهای بین‌المللی مرتزق از پول نفت.
«دینِ فربه» حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند چست و چابک باشد و همگام با تحولات جامعه بدود.
«دینِ برخوردار» در هر آشوبی نگران سرمایه‌ها و داشته‌هایش است؛ برای همین لاجرم محافظه‌کار است و حافظ وضع موجود.
«دینِ قدرتمند»، متحد دیگر صاحبان قدرت است؛ به حکم اشتراک منافع.
همانطورکه در مقدمه «ساکن خیابان ایران» نوشتم:
«درصورت استمرار این روند و چنانچه در تنظیم مناسبات نهاد دین و دولت، اصلاحات و بازاندیشی‌های مؤثری صورت نپذیرد و جامعه مذهبی نتواند خود را از وابستگی به نظام سیاسی برهاند، آینده‌ای پرتلاطم و پرمخاطره درانتظار تشیع ایرانی خواهد بود»./16
جمهوری اسلامی، بدون آنکه بخواهد، عملاً در مسیر تسریع و تشدید روند سکولارشدن جامعه ایرانی حرکت کرده است.
🔺فضیلت،افتخار و شایستگی تمدنی به چیست؟|صادق زیباکلام ۱۵ آذر ۱۳۹۸

دکتر احمد رمضان‌پور بزرگوار
ریاست محترم شورای‌شهرِ رشت عزیزم؛

🔹ممنونم از فایلی که فرستادید؛ که نشان می‌دهد در میان یازده تمدن قدیمی جهان ایران رتبه نخست را احراز کرده و بعنوان کهن‌ترین تمدن بشریت شناخته شده.
اما حاج احمد عزیز؛ مهم نیست ما اولی هستیم یا یازدهمی، مهم اینه که شیرابه‌های زباله‌های سراوانِ رشتِ شما و من، داره جنگل‌ها و رودخانه‌های گیلان رو نابود می‌کنه. مهم اینه که من و شما که دارای کهن‌ترین تمدن روی زمین هستیم، بیش از نود درصدِ زباله‌های‌مان را در طبیعت رها می‌کنیم و داریم طبیعت‌مان را نابود می‌کنیم؛ اما آلمان یا نروژ که اصلا توی فهرست لیگ متمدن‌ها حتی وجود خارجی هم ندارند، بیش از نود درصدِ زباله‌هایشان را بجای سوزاندن یا دفن‌کردن و تبدیل به شیرابه‌ساختنِ آن‌ها و نابود کردن محیط‌زیست‌شان، بازیافت می‌کنند و تا سال آینده این رقم برای کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا می‌بایستی به صددرصد برسد. مهم اینه که رود راین در آلمانِ بی‌تاریخِ تمدن، بطول هزار کیلومتر، آن‌قدر زلال است که در آن ماهی‌گیری می‌کنند؛ اما رودخانه‌های ما که تمدن اول تاریخ هستیم، مملو از فاضلاب شهرها، مزارع کشاورزی، بیمارستان‌ها و کارخانجات است؛ از جمله تمامیِ رودخانه‌های گیلان جنابعالی.

🔹دکتر رمضان‌پور عزیز!
مهم این نیست که در جدول لیگ تمدن‌ها اول باشیم یا یازدهم، مهم اینه که ظرف چهل سال گذشته چه‌قدر از جنگل‌های‌مان را نیست و نابود کرده‌ایم. ببخشید که اصلاً نمیتونم توی شادی و سرور و افتخار؛ از اینکه یونسکو یا یک مرجع دیگری ایران را باقدمت‌ترین تمدن تاریخ بشری اعلام کرده، خیلی شریک باشم.

درد دارم نی لبک حق منست
ارادتمند شما و همه‌ی اهالی رشت دلبندم

ایام بکام باد
صادق زیباکلام
پانزدهم آذر ۱۳۹۸

https://www.instagram.com/p/B5vN9FxJlAq/?igshid=f9a40pdtn3rr
Forwarded from نقش رفتار
در کارگاه امروز، خیلی از دوستان از مطالب مربوط به توسعه فردی سوال کردند.
این تصویر مطلبی در وبلاگ است که کل مطالبِ مرتبط با توسعه فردی در آن آمده است.

آدرس این پست هم این است:

http://www.uveco.ir/hrblog/my-personal-development-plan/

امیدوارم مفید باشد
سربلند باشید

#توسعه_فردی
Forwarded from جامعه نو
#معرفی_کتاب

🔸کتابی برای نوجوانان که میان بزرگسالان غرب و ژاپن پرفروش شد

🔺رمز و راز مسئله‌گشایی



▫️هر یک از ما در هر مرحله‌ای از زندگی‌مان که باشیم، نوجوان، میان‌سال یا کهن‌سال، چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی بارها با مسائل و مشکلاتی مواجه می‌شویم که ضروری است برای این مسائل و مشکلات، متناسب با انتظارت‌مان به صحیح‌ترین راه‌حل‌ها دست یابیم. بالطبع برای هر مسئله و مشکلی راه‌حل‌های متفاوتی می‌توان در نظر گرفت. پرسش این است که چگونه می‌توان در مورد مسئله و مشکلی خاص به صحیح‌ترین راه‌حل دست یافت. کن واتانابه در کتاب خود که به نام «آشنایی با روش مسئله‌گشایی» ترجمه‌شده، می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد.
واتانابه در مقدمه‌ی کتاب می‌نویسد اگر در مواجهه با یک مسئله یا مشکل در پی درست‌ترین راه‌حل باشیم به این کار «مسئله‌گشایی» می‌گویند و تأکید می‌کند که «مسئله‌گشایی استعدادی نیست که عده‌ای آن را داشته باشند و دیگران حسرتش را بخورند. مسئله‌گشایی یک شیوه‌ی تفکر است که باید آن را یاد بگیریم و به آن عادت کنیم.» او به مخاطبان جوان این کتاب یادآور می‌شود که وقتی این روش یا «راه‌کار ساده را برای حل چالش‌های زندگی روزانه یاد گرفتی، می‌بینی که توانایی تحقق رؤیاها و موفقیت‌های بزرگ‌تر را نیز داری.»
پیش از بررسی اینکه واتانابه چگونه می‌کوشد تا روش مسئله‌گشایی را آموزش دهد می‌توان پرسید اگر ما چنین روشی را نیاموخته باشیم و نشناسیم در مواجهه با مسائل و مشکلات خود چگونه آن‌ها را حل می‌کنیم، یعنی چگونه به تصمیمی درباره‌ی آن‌ها می‌رسیم. معمولاً فردی که روش مسئله‌گشایی را نیاموخته باشد در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره به اتکای همان اطلاعات اولیه‌ای که درباره‌ی آن‌ها دارد به نخستین راه‌حلی که می‌رسد آن را درست‌ترین تصمیم خود می‌داند و مطابق با همان تصمیم نیز عمل می‌کند و چه بسیار که به نتیجه‌های مورد انتظار خود نمی‌رسد. این شیوه‌ی حل مسائل و مشکلات شیوه‌ای غیرمنطقی یا غیرانتقادی است. واتانابه در کتاب خود می‌کوشد تا شیوه‌ی منطقی یا انتقادی مسئله‌گشایی را آموزش دهد.
واتانابه که اساساً کتاب خود را برای نوجوانان و جوانان نوشته در «درس اول» کتاب اصولی را می‌آموزد که برای توانمند‌شدن در مسئله‌گشایی یعنی رسیدن به منطقی‌ترین راه‌حل مسائل و مشکلات ضروری است. او در اینجا شیوه‌های حل مسئله را در میان چند شخصیت با هم مقایسه می‌کند و به ویژگی‌های جوانانی اشاره می‌کند که می‌توانند در مسئله‌گشایی موفق باشند. او در پی اشاره به ویژگی‌های فردی که می‌کوشد تا مسئله‌گشایی را بیاموزد به تعریف مسئله‌گشایی می‌پردازد: «مسئله‌گشایی روندی است که می‌توان آن را به چهار مرحله تقسیم کرد: ۱- درک وضعیت موجود؛ ۲- تشخیص علت اصلی مسئله؛ ۳- طرح‌ریزی یک برنامه‌ی قابل‌اجرا؛ ۴- اجرای برنامه تا آنجا که مسئله حل شود و در صورت لزوم اِعمال اصلاحات. درعین‌حال، تبیین و توضیح او از این مراحل چهارگانه صرفاً به‌صورت بحث منطقی و انتزاعی انجام نمی‌گیرد، بلکه او در پی توضیح اولیه‌ای از این چهار مرحله در سه درس بعدی کتاب، سه مسئله یا مشکل مشخصی که نوجوانان در زندگی خود با آن‌ها مواجه‌اند را طرح کرده و از طریق شیوه‌ی انتقادی مسئله‌گشایی به حل آن‌ها اقدام می‌کند. این مناسب‌ترین راهکار آموزش روش مسئله‌گشایی به نوجوانان و جوانان است. نتیجه‌ی آموزش مسئله‌گشایی به نوجوانان و جوانان به این شیوه برای خود واتانابه نیز شگفتی‌آور بود. او می‌نویسد که در پی انتشار کتاب «کتاب با استقبال روبرو شد؛ و این تنها از سوی نوجوانان نبود. ابتدا نظر بخش مشاغل را به خود جلب کرد و پرفروش‌ترین کتاب سال ژاپن درزمینه‌ی کار و تجارت شد. پس از آن میان جامعه‌ی آموزشی مورد استقبال قرار گرفت و بعد به‌طور وسیع‌تری مخاطب عام یافت. معلوم شد که خوانندگان بزرگ‌سال در ژاپن، از والدین تا معلمان تا مدیران عامل شرکت‌های بزرگ، مشتاق راهنمایی ساده و مفید درباره‌ی راه‌کارهای مسئله‌گشایی بوده‌اند.»
برای ما که در نوجوانی و جوانی و در بزرگ‌سالی نه از طریق نظام آموزشی و نه باواسطه‌ی فرهنگ اجتماعی با تفکر انتقادی و «روش مسئله‌گشایی» آشنا نمی‌شویم خواندن آثاری که نه صرفاً به شیوه‌ای نظری بلکه به شیوه‌های مشخص کاربردی تفکر انتقادی و «روش مسئله‌گشایی» را آموزش می‌دهند بسیار اهمیت دارد. اگر چنین آموزش‌هایی برای ما انجام نگیرد در مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی بیشتر به شیوه‌ی سعی و خطا می‌گراییم.
کتاب «آشنایی با روش مسئله‌گشایی» با ترجمه‌ی سلیس منیژه مدبر و زبان مناسب نوجوانان به‌تازگی به فارسی برگردانده شده است.

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/ak-12-04
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
«شوق خدمت یا شهوت قدرت؟»

«پروانه سلحشوری» با انتشار متن پیوست از ثبت نام دوباره برای نمایندگی مجلس چشم پوشید. پیش از این، «محمد قسیم عثمانی»، نماینده بوکان نیز در اعتراض بر سرکوب‌های خونین اخیر از مجلس استعفا داده بود. فارغ از هرگونه تحلیل سیاسی، به نظر می‌رسد تمام آنانی که در انتخابات پیش‌رو، نامزد نمایندگی مجلس می‌شوند، لازم است به جای ارائه هرگونه وعده و برنامه، فقط به همین تجربه عینی نمایندگانی از جنس سلحشوری و عثمانی بپردازند و به جامعه مخاطبان توضیح بدهند:

«وقتی شأنیت مجلس در حدی سقوط کرده که نه تنها حق تصمیم‌گیری درباره قیمت بنزین را هم ندارد، بلکه با یک دستور حکومتی، اجازه نطق و انتقاد را هم از دست می‌دهد، این عزیزان دقیقا چه طرحی در سر دارند که نمایندگان پیشین به مخیله‌شان نمی‌رسید؟ چه قدرت متفاوتی برای نمایندگی خود متصور هستند که دیگران فاقدش بودند؟ و در یک کلام، وقتی نمایندگان شجاع و شریفی چون سلحشوری و عثمانی فقط کارشان به اینجا می‌رسد که عذر بخواهند و کنار بکشند، ثبت نام دیگران را باید به چیز جز شهوت قدرت تعبیر کرد؟»

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: سیاست‌ورزی با دیوار، فلسفه رفتاری جمهوری اسلامی
#V 048
https://t.me/divanesara/958

نویسنده میهمان: سروش افخمی @Soroushafkhami -زمین بازی سیاست، متشکل از نهادها، بازیگران، ائتلاف های سیال، اصناف، احزاب و همچنین بازیگران خارجی است. سیاست‌ورزی در عمل، عرصه بده بستان، ائتلاف، مذاکره، مقاومت، فشار، مطالبه و به عنوان آخرین انتخاب، به هم زدن زمین بازی است. در یک فضای سیاسی طبیعی، هر بازیگر مطالبه و ایده آل و در عین حال خط قرمزی برای عقب‌تر نرفتن و مقاومت دارد. تمام اعمال بازیگران بر مبنای خواسته‌ها و خطوط قرمزشان برای مقاومت صورت‌بندی می‌شود. به عنوان مثال، حزب محافظه‌کار آمریکا، از طرفی به دنبال احیای ارزش‌های سنتی-دینی است، و هم‌زمان آزادسازی حداکثری بازار، حداقل کردن مالیات ثروتمندان، بیش‌سازی هژمونی آمریکا در جهان از طریق قدرت سخت و... را دنبال می‌کند. کارنامه احزاب، با کمی انحراف، در نیل به این اهداف تعریف می‌شود.

از نقطه نظر حکومت‌ها نیز، مسائلی ناموسی، تعدادی قابل مذاکره و گروهی پیش‌پا‌افتاده تلقی می‌شوند. گروه‌های سیاسی، احزاب، اصناف، قومیت‌ها و در نهایت مردم برای تحقق خواسته‌های خود، به مذاکره با حکومت‌ها می‌پردازند. تحقق مطالبات ریز مثل افزایش حقوق معلمان و ساعات کار کارگران گرفته، تا مطالباتی کلی‌تر همچون آزادی و عدالت، همه از برآیند عمل و اثر نیروهای اجتماعی (در هر شکل) و بازیگران مختلف نتیجه می‌شود.

اگر موضع گروهی در قبال مسئله‌ای "وجودی" یا به زبان عام "ناموسی" تلقی شود، همه تلاش و هستی خود را برای کرسی نشاندن نظر خود به کار می‌برد. به طور مثال جمهوری اسلامی نشان داده حجاب از مسایل ناموسی‌اش است که هیچگونه اعتراض و نظر مخالف را بر نمی‌تابد و حاضر است حتی به بهای ریختن آبروی بین‌المللی و نارضایتی عمیق داخلی، آن را به شیوه خود حفظ کند.

حکومتی که هر مطالبه‌ای را به مسئله‌ای ناموسی برای خود بدل کرده، و هیچ‌گونه مذاکره و عقب‌نشینی را پذیرا نباشد، به "دیوار" و سدی مقابل خواست شهروندانش بدل می‌شود. دیوار گوش نمی‌کند، انعطاف ندارد، عقب نمی‌رود؛ دیوار، فقط "دیوار" است. سیاست‌ورزی با دیوار جز سر و صورت خونی، نتیجه‌ای در بر ندارد.

جمهوری اسلامی، موضع خود را در اکثر مسائل، موضعی کامل، جامع، مانع و حرف آخری می‌داند که تا ابدالآباد غیر قابل تغییر است‌. از حجاب و مسابقه ندادن با ورزشکاران اسرائیلی گرفته تا آمریکاستیزی، سینما و کنسرت موسیقی، همه و همه برای جمهوری اسلامی امنیتی و ناموسی شده‌اند‌. نظر مخالف با پیگرد، تبعید، تعقیب مرعوب می‌شود، یا در بهترین حالت "معلق" می‌ماند. به زبان دیگر دایره مسائل "وجودی" جمهوری اسلامی به قدری وسیع و گشاد شده که هر اعتراضی از سمت جامعه مدنی گویی کلیت نظام را نشانه رفته است.
حکومت ایران، نشان داده در مقابل هیچ اعتراضی مانند اعتراضات مسالمت آمیزی چون جنبش سبز گرفته وقایع اخیر و دی ۹۶ نه عقب می‌رود نه به صدای مخالف وقعی می‌گذارد. او دیوار است. برای جمهوری اسلامی هر مسئله‌ای ناموسی و عقب رفتن در آن مساوی کلید زدن‌ دومینوی فروپاشی است.

مسئولیت اصلی خشونت‌بار شدن دور جدید اعتراضات، متوجه خود حکومت ایران است که در ۴۰ سال اخیر جز سرکوب اعتراضات و اعتصابات آرام، ابزار دیگری نشناخته است. دیوار عقب نمی‌رود، دیوار فقط پتک‌را می‌فهمد، فلسفه وجودی دیوار عقب ننشستن است؛ جمهوری اسلامی، دیوار است، جمهوری اسلامی فقط فشار را می‌فهمد، فلسفه وجودی او امتیاز ندادن است. در مقابل دیوار، چاره ای جز تخریب باقی نمی‌ماند؛ این تقصیر مردم نیست. ایستادن یا تخریب، تنها دوگانه‌ایست که دیوار می‌فهمد. مع الاسف...

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Audio
🎧فایل صوتی

موضوع: سالروز ۱۶ آذر و اعتراضات آبان‌ماه

گفتگو با: صادق زیباکلام

رادیو فرانسه - ۱۶ آذر ۱۳۹۸
📝 درس های استقامت امیرانتظام
اا
👤 ابوالحسن بنی‌صدر
اا

◀️ استقامت امیرانتظام از نوع دیگر است: نه اتهام را می‌پذیرد که  این نپذیرفتن، ایستادن بر حقوق و کرامت خویش است. برغم شرائط سخت زندان، تسلیم جبار و دستیاران او نمی‌شود و به حبس ابد در چنان زندانی، روحیه نمی‌بازد. از احقاق حق خویش دست نمی‌کشد و مبارزه برای متحقق کردن هدف را ترک نمی‌گوید. تن به خواری نمی‌دهد و از رویارویی همه روزه با جبار طفره نمی‌رود. در درون و بیرون زندان رو در روی جبار می‌ایستد. بدین‌خاطر، الگو/ بدیل می‌شود. الگوی استقامت و بدیل زیست در حقوندی.

◀️ این آن روش است که جبار و دژخیم را می‌شکند و زندان را عرصه شکست آنها می‌کند. راستی این‌است که هرکس در عمل کردن به حق و ایستادن بر حق، نفس خویش را مکلف بشمارد و غفلت همه دیگر انسانها را از حقوق خویش، بهانه غافل شدن از حقوق خود نکند، الگوی زندگی در استقلال و آزادی می‌شود. در وجدان انسانها، خانه می‌کند و دائم انسانها را به حق می‌خواند.

◀️ ایستادگی کنندگان، از جمله امیرانتظام، ماهیت جبار و دستیاران و جلادان و شکنجه‌گران آنها را، برجمهور مردم می‌شناسانند و در همان‌حال، به نوع زیستن خود، زندگی از نوع دیگری را به مردم می‌شناسانند.

◀️ کار دژخیمان در زندان تنها این نیست که شخصیت زندانی را بشکنند و او را دستیار خویش کنند، بلکه کار آنها شکستن اراده مستقل و آزاد زیستنِ همه مردمان، بویژه جوانان است. چرا که جوانان نیروی محرکه تغییرند. بدین‌سان، زندان میدان نبردی است که جبار و دستیاران او، خود را، در آن، مطلقا پیروز می‌انگارند و بر این گمانند که تسلیم شدن زندانیان، همه شهروندان را ناگزیر از تسلیم می‌کند. از این‌رو، آنها که به استقامت می‌ایستند، از کسانی که از درون نمی‌شکنند گرفته تا آنها که زیر شکنجه، شهید می‌شوند، زندان را به میدان شکست جبار و رﮊیمش بدل می‌کنند.

◀️ غفلت از حقوق، از مسئولیت گریختن، بی‌تفاوت شدن، برای مسئله‌های جمعی راه‌حلهای فردی جستن و فعل‌پذیر شدن و کردن و همگانی شدن بی‌تفاوتی و فعل‌پذیری، خسهای دیگر و بس زهرآگین هستند. بدین‌خاطر است که استقامت کنندگان بر استقلال و آزادی، در زندانها، در درون و بیرون مرزها، الگوهای اخلاق و  الگوهای زندگی اخلاق‌مند هستند.

◀️ امیر انتظام محکوم به حبس ابد بود اما در خانه خود مرد. بدین‌سان، ایستادگی بی‌خدشه او بر حق خویش، ورق را برگرداند. توضیح این‌که نه در روزها و ماههای اول، بلکه در سالهای اول، او زندانی غیر قابل دفاع بود. استقامت خود او بر حق خویش و مداومت انگشت شماری که حقوق انسان را ذاتی حیات او و مقدم بر نوع عمل او می‌دانند و به دفاع عام از حقوق همه زندانیان صرف نظر از طرزفکر آنها معتقدند، از حق او، سبب شد که دفاع از حق او، همگانی‌تر بگردد و سرانجام، رابطه تغییر  کند: ایستادگان بر حق فعال شده‌اند و  رﮊیم  فعال مایشاء؛ فعل‌پذیر گشته‌ است.

◀️ بدین‌سان، وقتی اندک شمار انسانهای شجاع بر حق خود می‌ایستند، فعال می‌شوند و رﮊیم را فعل‌پذیر می‌کنند، وقتی جمهور شهروندان بر حقوق خویش عارف و بدانها عمل می‌‌کنند، کجا ممکن است اثری از استبداد برجا بماند؟

◀️ ایستادگی بدون امید و شادی ممکن نیست. آنها که در استقلال و آزادی می‌زیند و رشد می‌کنند، امید بر امید و شادی بر شادی می‌افزایند. امید و شادی ذاتی حیات هر انسان است. اما وقتی انسانی شجاعت زندگی کردن را از دست می‌دهد، ناامیدی و غم که ذاتی مرگ هستند، جانشین شادی و امید می‌شوند. از این‌رو است که تسلیم شدگان ناامید و غم‌زده می‌شوند، کز می‌کنند و در شیپور ناامیدی و غم می‌دمند.

◀️ امیر انتظام و دیگر ایستادگان بر حق رفته‌اند و می‌روند تا بمثابه الگو/بدیل بمانند و جبار و دستیاران و دژخیمان او می‌روند و خواهند رفت تا نمانند مگر بمثابه، اعلان خطر: انسانها تن به اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت ندهید؛ اگر تن بدهید، گرفتار جباران و دژخیمانی چون ما می‌شوید.

💬 درمورد این مقاله 2 نظر داده شده، نظر شما چیست؟ 👈 @mihansitebot

http://mihan.net/1398/08/12/2271/
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
Mihan_30.pdf
800.2 KB
نسخه چاپی شماره 30 دوماهنامه میهن
نماد ملی پایداری و گذشت (یادنامه عباس امیر انتظام)

🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
Audio
بخش اول #سخنرانی به مناسبت #۱۶آذر ۱۳۹۸

با عنوان: در دفاع از انسان

دانشگاه خواجه نصیر / آرمان امیری
مدت زمان: ۱۳ دقیقه

کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
Audio
بخش دوم #سخنرانی به مناسبت #۱۶آذر ۱۳۹۸

با عنوان: در دفاع از انقلاب

دانشگاه خواجه نصیر / آرمان امیری
مدت زمان: ۹ دقیقه

کانال "مجمع دیوانگان"
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: سخنگوی سرکوب
#V 049
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.