لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
ولی‌نعمتان صاحب‌قران
https://t.me/divanesara/923
#N 051

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N- تصمیم مخفیانه و سپس اعلام ناگهانی سهمیه‌ای شدن و گران‌شدن بنزین ما را به یاد همان روزهایی می‌اندازد که با رأی به روحانی سعی در فراموشی‌شان داشتیم. اما انگار دوباره و چندباره مجبور به دیدن همان سریال تکراری شده‌ایم. در قدم اول خودمان یا بهتر است بگوییم خودشان همه ما را گرفتار شدیدترین تحریم‌های اقتصادی می‌کنند. آن هم وقتی می‌دانند و اذعان دارند که برای رشد و بهبود اقتصادی نیازمند جذب سرمایه‌های خارجی هستند.

تحریم‌ها همیشه اول نعمت است، بعدها بی اثر می‌شود، بعدتر می‌گویند باید اقتصاد مقاومتی باشد. از فرط تکرار برای همه روشن است که تمام این حرف‌ها پوچ است و به زودی نوبت به کاهش شدید رشد افتصادی، افزایش قیمت دلار، افزایش نرخ بیکاری، تورم و گرانی می‌رسد. باز هم همه دیالوگ‌های این سریال تکراری را ازبریم. حالا وقتش است که بگویند تحریم‌ها ظالمانه و تروریسم اقتصادی است.

داستان این سریال تکراری و خسته‌کننده در اینجا تمام نمی‌شود. در قسمت بعدی کارگردانان سعی دارند به زور مهمانی و سورچرانی‌شان را زنده و سر پا نگه دارند. شام این مهمانی که ما بارها برایش صف کشیده‌ایم آش بی مزه‌ای از انواع و اقسام سهمیه‌بندی، چند نرخی، کوپن و سبدهای متنوع کالا است. در آخر این قسمت هم نفری هفت هشت هزار تومان به هر کدام‌مان یارانه نقدی اضافه می‌کنند. بعید می دانم خودشان هم فکر کنند دسر خوشمزه‌ای تدارک دیده‌اند.

تازه ما می‌دانیم برای هر صحنه این سریال چقدر از ما پول زور گرفته‌اند. اجازه‌اش را نگرفتند اما پولش را چرا. مثلا کسی نیامده برای ماجراجویی‌ها و موشک پرانی‌ها و نفوذهای استراتژیک و خرجی که اینجا و آنجا می‌کنند از ما اجازه بگیرد. اما پولش را خب چرا. وقتی برای دور زدن تحریم‌ها همه چیز را خصولتی کردند کسی از ما نظر نپرسید. دستوری آمد و یک باره اصلی از قانون اساسی را جور دیگری خواندند و یک شبه بیت‌المال دولتی، شد مایملک خصولتی.

الان هم که گویی کفگیر به ته دیگ خورده و آخر مهمانی است، یک باره ما را از مهمانی بیرون انداخته‌اند تا خودشان دورهمی و نصف شبی تصمیم بگیرند با این دو قاشق ته قابلمه چه باید کرد. باز هم بی‌اجازه و بی‌خبر. خب دیگر چرا باید به مجلسی رأی بدهیم که هیچ وقت در هیچ کاری نظر نداده و گزارش نخواسته و اصلا به مهمانی دعوت نبوده؟ می‌گویند پولش را به خودتان بر می‌گردانیم. اگر قرار است پولش به ما برسد که خب چرا مثل رفتن به سوریه و خصولتی کردن یک شبه و دزدکی تصمیم‌گیری می‌کنید؟ لابد فکر می‌کنید ما از پول بدمان می‌آید!

البته که من و شما خوب می‌دانیم درست همان موقعی ما را دعوت نمی‌کنند که آن پشت مشت‌ها سفره چرب و گسترده‌ای انداخته‌اند. آن قدر سفره بزرگ و مفصل است که گاهی دم خروسی که پخته‌اند را ما هم می‌بینیم. سود عمق استراتژیک را که ما نخواهیم برد، سهم آنهایی است که بودجه‌های مخصوص فرهنگی-نظامی می‌برند تا فواید این عمق را خوب برای هم تشریح کنند. وقتی قرار است تحریم‌ها را دور بزنند، دلارها را به ما نمی‌دهند که برای شان مایحتاج مردمی وارد کنیم. این پول ها را بین ژن‌های از ما بهتران تخس می‌کنند. وقتی خصولتی می‌کنند که شرکت‌هایش به بخش خصوصی و عمومی نمی‌رسد. پرسودهایش را خودشان و بنیادهای‌شان بر می‌دارند، ضرردارهایش می‌ماند برای ما و سهام‌مان از عدالت.

حالا هم به همین ترتیب. بنزین و دیگر چیزها که سهمیه‌بندی و چند نرخی شود، از سهمیه و نرخ ارزانش همین چند لیتر به ما می‌رسد. بهانه هم آورده‎اند که تقصیر خود ماست که زیاد بنزین مصرف می‌کنیم. ماشین‌هایی که چند مرتبه بی‌کیفیت‌تر از همه جای دنیاست را چند برابر قیمت به زور در حلقوم‌مان می‌کنند اما چون پول خوبی به جیب خودشان می‌رود، عیب از ماست، از ماشین‌ها نیست.

ما را این موقع‌ها به مهمانی دعوت می‌کنند. که سهمیه‌ای شدن و گران شدن بنزین را به گردن خودمان بیندازند. که فداکاری کنیم و کمربندهای‌مان را محکم‌تر ببندیم. که گوشزد کنند نباید گوشت و مرغ زیاد بخوریم. که مقاومت کنیم و در مقابل فشار تسلیم نشویم. اجازه هیچ چیزی را از ما نمی‌گیرند و در چگونگی و چرایی کارهایی که می‌کنند شریک نیستیم اما کار که سخت می‌شود، می گویند خودتان انتخاب کرده‌اید این جوری زندگی کنید. بودند کسانی که صدای‌شان به اعتراض بلند شده، اما صاحبان مهمانی همیشه با دندان و چوب و چماق و آهن و گلوله از اوجب واجبات یعنی اصل مهمانی محافظت می‌کنند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
استعفا دهید!
#N 052
https://t.me/divanesara/933

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N- برای چه به اصلاح‌طلبان و روحانی رأی دادیم؟ برای آنکه دست از ماجراجویی‌های خطرناک هسته‌ای و منطقه‌ای بردارند تا از زیر سایه تحریم و تهدید بیرون بیاییم. خود آقای روحانی گفت «چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد». بارها در مورد دخالت‌های بیهوده در کشورهای منطقه هشدار دادیم که خرج میلیاردها دلار برای اجیرکردن مزدور و خرید چندمتر عمق استراتژیک برای کشور ما امنیت نخواهد خرید. آن رشد کوتاه اقتصادی که با برجام بدست آمده‌ بود، یک‌سره از دست رفت؛ چرخ زندگی مردم از چرخیدن باز ایستاد، و حالا وقتی نان شب نیست، یعنی امنیت اقتصادی نیست، یعنی امنیت نیست.

نمایندگان و منتخبین ما یا نخواستند جلوی این سقوط را بگیرید یا نمی‌توانستند. اگر نخواستند که شریک جنگ‌سالاران و هم‌کاسه همان دزدانی هستند که ازین سقوط سود می‌برند، اگر نمی‌توانستند استعفا می‌دادند!

قرار بود مجلس به رأس امور بازگردد. که منتخبین ما دست نظامیان و سپاهیان را از دخالت در سیاست و اقتصاد و زندگی ما کوتاه کنند. که نهادهای غیرانتخابی برای نان شب ما و زندگی روزانه‌مان تصمیم نگیرند. که نهادهای خصولتی بی اجازه ما هر چه می‌خواهند از خزانه بودجه بر‌داشت نکنند. که با فساد و تقلب و جعل مبارزه کنند. اما نظامیان و دخالت‌کنندگان به دخالت در امور مختلف ادامه دادند، نهادهای غیرانتخابی هر چه خواستند کردند، یک قانون جهانی ضد پولشویی را هم نتوانستند تصویب کنند، و معلوم شد که اگر جاعل مدرک و مقاله خودی باشد یا فساد به جیب فرزندان و فامیل برود اشکالی ندارد.

نمایندگان و منتخبین ما یا نخواستند این چرخه فساد و قدرت را بر هم زنند، یا نتوانستند. اگر نخواستند که شریک فساد و چپاولگری‌اند. اگر نمی‌توانستند، استعفا می‌دادند!

خیال ما بر این بود که فضای امنیتی کشور باز می‌شود. دانشجویانی که ستاره‌دار شدند یا به زندان رفتند به دانشگاه برمی‌گردند. قرار بود اگر کارگری به خاطر حقوق عقب مانده‌اش اعتراض کرد، به زندان نیفتد. اگر معلمی به خاطر حقوق صنفی‌اش به خیابان آمد، سرکوب نشود. خود روحانی گفته بود «هر کس به خیابان بیاید خس و خاشاک و آشغال نیست». اما کارگران را به زندان انداختند، با آمبولانس به دانشگاه می‎روند و دانشجورُبایی می‌کنند، برای فعالان صنفی احکام امنیتی می‌برند و هزاران معترض به درد آمده را اتوبوسی دست‌گیر می‌کنند. برای ما مردم و نامردم تعیین می‌کنند و همه را اغتشاش‌گر و آشوب‌گر می‌خوانند در حالی که لباس سرکوب‌گران را می‌پوشند و دم از لزوم اتحاد با آن‌ها می‌زنند.

ما رأی دادیم چرا که روحانی می‌گفت «من حقوق‌دانم و سرهنگ نیستم». چرا که به سرهنگ تیکه گازانبری می‌انداخت. حالا تهدید می‌کند که دوربین به اندازه کافی هست و معترضان را شناسایی خواهد کرد. معترضان را به رگبار گلوله بسته‌اند و خون صدها نفر را در عرض پنج روز به زمین ریخته‌اند. رأیی که ما دادیم برای صلح و هم‌زیستی بود. برای حق شهروندی و اعتراض بود. برای پایان خشونت و سرکوب و جنایت بود.

اصلاح طلبان دولت و مجلس، از اسحاق جهان‌گیری و معصومه ابتکار گرفته تا محمدرضا عارف و محمود صادقی، به همه نشان داده‌اند که نه می‌خواهند و نه می‌توانند از فشار سرکوب و خشونت حاکمیت کم کنند. بلکه اگر معترض به بیهودگی و بی‌ثمری کارنامه اینان اعتراض کند در خودی و ناخودی کردن گستاخ‌تر از محافظه‌کاران می‌شوند و در توجیه یکی از خشن‌ترین سرکوب‌های تاریخ ایران از هم سبقت می‌گیرند.

رأی ما حق شما نبود، استعفا دهید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
برای یک دختر ایرانی بخاطر حجاب ۲۴ سال حکم زندان صادر شده است. تحمل هر روز زندان درد و عذابی بزرگ است؛ حالا جوانی را به جرم رعایت نکردن حجاب به به یک عمر زندان محکوم کرده‌اند. یک سال کمتر از حبس ابد!

من آن دختر را نمی‌شناسم؛ نه دختر خاله‌ام و نه ارتباطی با او داشته‌ام. تنها به صرف این که ایرانی است، عمیقا احساس شرم می‌کنم. برای مدیرعامل ثامن الحجج که بیش از ۳۵ هزار میلیارد به کشور خسارت زد، ۱۵ سال حکم بریدند؛ برای مقایسه، خسارت‌های سیل امسال (تا ۱۸ فروردین) در حدود ۱۵۰۰۰ میلیارد تومان برآورد شد. ثامن الحجج کشوری را به ویرانی کشید، خانواده‌هایی را که از بین برد، ۱۵ سال حکم برای مدیر عامل.

این چه کشوری است که جوان ایرانی را بخاطر حجاب به ۲۴ سال زندان محکوم می‌کند؟ ما چه مردمی هستیم که در برابر چنین ظلمی ساکت نشسته‌ایم؟ انسان اگر از خبر این غصه دِق کند، حق دارد.
اگر پیشم بودی با لگد مغزت را متلاشی می‌کردم!

عزیزِ سحرخیزي صبح امروزم را با این تهدید آغاز کرده و نوشته است:

"امشب شب شهادت رسول اکرم و در آستانه اذان صبح هستیم
برای اولین بار وارد کانالتان شدم و روایتهای دستکاری شده و خیانتبارتان را درباره جنگ و انقلاب مظلوم و رهبر عزیزمان خواندم!"

او نوشته است:

"نمی‌گویم تمام مفردات و اجزاء نوشته‌هایت دروغ است، هرگز!!
اما خودت میدانی با کنار هم گذاشتن این روایتهای تقطیع شده چه شعبده بازی‌ای میکنی و چطور افتخارات هشت سال دفاع مقدس را زیر سئوال میبری؟؟
چگونه آمار پرافتخار شهدای عزیز جنگ را زیر سئوال برده و همان حرف شیطانی کودک سرباز ضد انقلاب و سازمان منافقین و رادیو اسرائیل و VOA را نشخوار میکنی که نظام ج.ا.ا با سوء استفاده از احساسات نوجوانان و جوانان آنان را به کشتن داد و از کودکان معصوم سپر انسانی ساخت!
تف به شرف نداشته‌ات!😡
و دریغ از ذره‌ای انسانیت و انصاف و مردانگی!!
ننگ بر این همه خیانت و نفاق😠😠"

و بعد مرا متهم به همراهی با بهاییان کرده و نوشته است که اگر پیشش بودم مغزم را با لگد متلاشی می‌کرد.
و آخرین پیامش این است:

"فعلاً برو به جهنم تا بعداً"

امیدوارم این دوست عزیز و بسیاری از عزیزانی که در این مدت از این جنس پیام‌ها می‌فرستند حقیقتا دغدغه‌هایی خدایی داشته باشند و دلبسته‌ی شهدای عزیزمان باشند اما از تمام آن‌ها می‌خواهم اگر نقدی بر محتوای نوشته‌ها دارند با تریبون‌هایی که در اختیار دارند نقص نوشته‌هایم را آشکار کنند تا رسوا شود هر کس که در او غش باشد.
نکته‌ی دیگر این که برخی می‌گویند آن چه می‌نویسی درست است اما بیانش به صلاح نیست. من نگرانم وقتی روبرو شدن با روایتِ وقایعی که ده‌ها سال پیش رخ داده چنین شما را آشفته و غافلگیر می‌کند، اگر شبیه این وقایع تکرار شود تا چه حد غافلگیر خواهید شد؟
برای خودِ من نیز گاهی نوشتن و روایت این تلخی‌ها چنان سخت می‌شود که با اشک روان می‌نویسم اما چاره‌ای جز نوشیدن این تلخی‌ها نیست تا شاید مرور آن‌ها آینده‌ای شیرین‌تر برایمان رقم بزند.
ناگفته نماند در کنار این پیام‌های تلخ، پیام‌های بسیار محبت‌آمیزی از رزمندگان و خانواده‌های شهدای عزیز برایم می‌رسد که بسیار دلگرم‌کننده است و این تلخی‌ها را هم در دل شیرینی‌اش حل می‌کند.
به امید خدا، هر چند کم و با فاصله، اما خواهم نوشت. برخی دوستان در جریان هستند که یک نوشته‌ی کوتاه برای کانال را گاه تا هفته‌ها بررسی و بالا و پایین می‌کنم و تا مطمئن به دقتش نشوم منتشرش نمی‌کنم. آرشیو من پر است از مطالبی که با همین بررسی‌ها از خودم مجوز انتشار نگرفته است چرا که نتیجه‌ی بررسی‌ها این بوده که:"این موضوع به تحقیق و بررسی بیشتری نیاز دارد"
ارادتمند مردم نازنین ایران عزیزمان هستم؛ چه آن‌ها که فحش می‌دهند چه آن‌ها که مهربانی می‌کنند. عزیزان! من پیش شما در همین ایران عزیز هستم و ان‌شاءالله خواهم بود. لطفا مغزم را با لگد متلاشی نکنید! ما نیازمند گفتگو و تمرین نقد هستیم.

جعفر شیرعلی‌نیا
پنجم آبان 1398

https://t.me/jafarshiralinia
Forwarded from جامعه نو
🔻زنده‌باد ملانصرالدین!

▫️تحریریه جامعه‌نو: از شاهکارهای تصمیم‌سازی در ایران یکی هم این است که امروز یک شخص فقیر فاقد خودرو اگر شانس بیاورد ماهی ۵۵ هزار تومان یارانه میگیرد و یک شخص صاحب خودرو، ۹۰ هزار تومان (۶۰ لیتر بنزین با لیتری ۱۵۰۰ تومان یارانه). پولدارترین‌ها که ممکن است ۳ خودرو در خانواده داشته باشند، ۲۷۰هزار تومان میگیرند و خانوارهای شلوغ فقیر سرجمع ۲۰۵ هزار تومان. قابل دفاع است؟

🆔 @jameeno
رابطه دولت با مردم

تو این ۱۰-۱۱ سالی که در ایران زندگی میکنم، کم کم دو زاریم افتاده که رابطه مردم و دولت در ایران یکجوری شبیه به رابطه فرزند و پدر (یا دقیق تر بخوام بگم قیم – صغیر) تعریف شده. فرزند و پدری که در حال حاضر به هم اعتماد هم ندارند.
رابطه مردم آمریکا و اروپا با دولت‌هاشون متفاوته. رابطه پدر و فرزندی نیست. دولت آمریکا برای مردمش یک هزینه ست. رابطشون را اگر بخواهم تشبیه کنم، دولت خیلی شبیه به مدیر ساختمان هست. هر ماه شارژ میگره و یکسری شرح وظایف و قانون هست که باید طبق آنها بهترین خدمات را به همسایه ها ارائه بده. ممکنه که اگر شارژ را دیر بدی جریمه ات کنه ولی نصیحتت نمیکنه. در نهایت کاری نداره که با کی ازدواج میکنی و چه جور موسیقی گوش میدی، فقط مزاحم بقیه نباش.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Parian)
یادداشت وارده: فرومایگی با ملتی نجیب
#V 41
https://t.me/divanesara/937

نویسنده میهمان، غلام‌رضا رفیعی: پس از چهل سال که ایده ترکیب جمهوریت و اسلامیت را پیاده کرده‌ایم به کجا رسیده‌ایم؟ با ملتی که ما را به اینجا رسانده چگونه رابطه‌ای داریم؟ ملتی نجیب که این‌همه بلا را تحمل کرد تا هم به عنوان جمهور تعیین‌گر سرنوشت خودش باشد و هم به عنوان مومن ایمانش را حفظ کند و در صدر بنشاند امروز به کجا رسیده است؟ ما هر دو را برایش به ارمغان آوردیم؟ یا پیش پای منافع شخصی و استبداد رای خود ذبح کردیم و ملت را از آنچه هم داشت تهی‌دست و تهی‌دل‌تر کردیم؟

ملت انقلاب کرد که دیگر کسی برای همه تصمیم نگیرد ولی امروز بدان دست یافته است که تعیین کننده سرنوشت خودش باشد؟ یا بلکه نمایندگان از پیش دستچین شده‌اش حتی اختیاری بر تعیین قیمت بنزین ندارند چه رسد به قانون‌گذاری؟ از اسلام‌مان چه مانده اگر مایی که مدعی عدل علی بودیم به جای تاسی به قولش که «با من از گفتار حق و مشورت عدل باز نایستید که به نفس خود ایمن از خطا نیستم» خود را معصوم و عاری از خطا می‌دانیم و اختیارات خدایی برای خود قائلیم.

انقلابی که حاصلش میثاق حقوقی بین ملت و حکومت بود تا به نام قانون اساسی حقوق ملت حفظ شود و اختیارات مشخصی به حکومت تفویض شود تا حافظ جان و مال و مناقع ملت باشد اینک به جایی رسیده که خودمان اصل واضح قانون اساسی را وارونه می‌کنیم تا اموال عمومی و ملی را به اسم خصوصی‌سازی به رفقا و خویشان خود هبه کنیم. این ملت نجیب هزینه‌های سرسام‌آور هسته‌ای به نام انرژی که حالا یک درصد از نیاز انرژی مملکت را هم تامین نمی‌کند پذیرفت و دم نزد. پولی که به خانه روا بود خرج ماجراهای منطقه‌ای کردیم و حرفی نزد. فسادهای میلیاردی و بذل و بخشش از جیب خودش را دید و چیزی نگفت که خویشانمان را بر بنیادهای بی‌مالیات و بانک‌های بی نظارت گماردیم و هزینه ورشکستگی شان را دوباره از جیب ملت پرداخت کردیم.

این ملت نجیب تحقیر یک میلیون زن در خیابان را دید و اگر به ادب سوالی از کرامت کرد به انواع توهین و افترا به نام آشوبگر و فریبخورده و میکروب و کرکس نامیده شد و دم در کشید. حالا وقتی نیمه شب و دزدانه ناگهان قیمت یک کالای اساسی را سه برابر می‌کنیم اعتراضی می‌کند بلافاصله به گلوله بسته می‌شود. می‌گوییم قاچاق را می‌خواهیم کنترل کنیم گویا ملت نمی‌بینند که یک کولبر بیکار گرسنه که مثلا تلویزیونی را در کوهستان به دوش می‌کشد بی‌هیچ توجیه و تناسبی به قتل می‌رسانیم ولی تانکرهای قاچاق سوخت از زیر سبیلمان رد می‌شوند.

ملت نجیب و خاموش است ولی می‌پرسد چه نقشی در تعیین سرنوشت خود دارد. نمایندگان بی‌اختیارش حتی قدرت سوال ندارند. ملت می‌پرسد چطور است که ما چهل سال است تورم دو رقمی داریم و هز چیز قیمت داری در طول عمر یک نسل چند هزار برابر شده است و مقصر همیشه امریکاست اگرچه تحریم نعمت است و اثری ندارد و آنوقت کوبا با تحریمی درازمدت‌تر و سوریه با جنگی ویرانگر چنین تورمی ندارد و چطور اثرات تورم و تحریم همیشه بر دوش ملت است ولی جمعی کوچک که از اتفاق همگی یاران و خویشان ما هستند همگی میلیاردر شده‌اند و با وقاحت به ملت غارت شده فخر می‌فروشند. آنوقت وقتی جانشان به لب رسیده و اعتراضی می‌کنند اولین واکنش ما کشتار است.

به شهادت کسانی چون سردار همدانی و گواه شاهدان و تصاویر خودمان هر تجمعی را به آشوب و تخریب می‌کشانیم و آنرا دستاویز قتل و سرکوب ملت می‌کنیم. اصلا تمام حقوق و مال و اموال و دسترنج مردم از آن ما، چه توجیهی برای قتل‌شان داریم؟ کدام خطر فوری و قطعی جان یکی از عمال ما را تهدید می‌کند که اینچنین هار بر جان مردم مسلط شان می‌کنیم تا هر که را خواستند به تیر مستقیم به سر و سینه‌شان بکشند؟ کدام توجیه انسانی شرعی قانونی یا وجدانی داریم برای کشتار شهروندانی که همیشه «ولی نعمت» میخوانیم‌شان و ادعای سروری‌شان را در یک «مردمسالاری دینی» در «آزادترین کشور جهان» داریم؟ آزادی پیشکش؛ لااقل جان مردم را به خودشان واگذاریم که بدجور شرافت و شعور و انسانیت را باخته‌ایم.

کانال مجمع دیوانگان
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
نقشه پراکندگی اعتراضات آبان ماه را به روز کردیم. این نقشه نشان‌دهنده ۴۳۶ ویدیو از سرتاسر ایران است. برای کمک در تکمیل نقشه به اینجا مراجعه کنید.

از شهرهای زیر حداقل یک ویدیو به دست ما رسیده است:

آذربایجان شرقی: تبریز
آذربایجان غربی: ارومیه، بوکان
اصفهان: اصفهان، فولادشهر، بهارستان، نجف‌آباد
البرز: کرج، فردیس، هشتگرد، گوهردشت، مشکین‌دشت، گلشهر
ایلام: ایلام
بوشهر: بوشهر، چغادک، جم، کنگان
تهران: تهران، شهرک اندیشه، بومهن، پرند، رباط‌کریم، شهریار، تهرانسر، ورامین، اسلام‌شهر، دماوند، ملارد، سلطان‌آباد، قدس، بهارستان
خراسان جنوبی: بیرجند
خراسان رضوی: مشهد، نیشابور
خوزستان: اهواز، آبادان، ماهشهر، بهبهان، امیدیه
زنجان: زنجان
سمنان: گرمسار
یستان و بلوچستان: زاهدان
فارس: شیراز، داراب، فسا، صدرا، کازرون
قزوین: قزوین
کردستان: سنندج، مریوان
کرمان: کرمان، سیرجان، کیان‌شهر، رفسنجان، کهنوج
کرمانشاه: کرمانشاه، جوان‌رود
کهگیلویه و بویراحمد: یاسوج، گچساران
گلستان: گرگان
گیلان: رشت
لرستان: خرم‌آباد، پلدختر
مازندران: ساری، قائمشهر، بابل، عباس‌آباد، بهشهر
مرکزی: اراک، ساوه
یزد: یزد

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Forwarded from شبکه نظر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نظر یک تحلیلگر سیاسی پیرامون ریشه‌های اعتراضات آبان ٩٨

آرمان امیری:
▫️اگر چه پایه‌های اعتراضات اخیر در اقشار فرودست اقتصادی بود، اما آشکارا اقشار بالاتر جامعه هم در آن درگیر شدند
▫️با توقف اعتراض‌ها مواجه نخواهیم بود
@Nazar
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
یادداشت وارده: فرجام شوم هیولای وحشت!
#V 046
https://t.me/divanesara/952


نویسنده میهمان: شاید مهمترین دلیل همراهی نکردن طبقه مرفه داخل ایران و مهاجران تحصیل‌کرده خارج ایران از اعتراضات مردم ایران نوعی ترس و وحشت باشد. وحشت از اینکه نتیجه این اعتراضات چیست؟ جنگ داخلی؛ تجزیه کشور، یا روی کار آمدن حکومتی بدتر از جمهوری اسلامی. به همین دلیل در این مواقع شاهد سکوت یا حتی مقابله این گروه با اعتراضات فرودستان هستیم.

ریشه این وحشت را بدین ترتیب می‌توان خلاصه کرد: تنها دو راه پیش روی ما وجود دارد، ادامه جمهوری اسلامی و آرزوی اصلاح نظام در آینده، یا جایگزینی جمهوری اسلامی با چیزی بدتر از آن. طبیعتا بر سر این دوراهی، بسیاری ادامه نظام فعلی را ترجیح می‌دهند. انتخابی که منطقی به نظر می‌رسد، البته مشروط بر اینکه اصالت این انتخاب دوگانه را بپذیریم. بزرگ‌ترین اشکال هم همینجاست: باوری ایمانی به این دوگانه، بدون آن‌که مبتنی بر شواهد عینی باشد، از جمله ظرفیت‌های موجود در مردم و تجربه‌های مشابه مردم کشورهای دیگر که پیش از این توانسته‌اند از چنگال استبداد رهایی یابند.

این شرایط شباهت زیادی با شرایط انتخابات سال ۹۶ دارد که پیشران اصلی مشارکت این طبقه وحشت از به قدرت رسیدن طرف مقابل بود. وحشتی غیرعقلایی و انگیخته شده که پس از کمتر از دو سال برای بسیاری جای خود را به پشیمانی داد.

به نظر من یک راه برای مقابله با این وحشت، ارائه راه‌ سومی است که به هدف مشترک طبقه فرادست ساکت و طبقه فرودست معترض بینجامد. یعنی ایرانی آزاد با شهروندانی برابر و مرفه. فرجامی که البته از مسیر خشونت و جنگ نیز عبور نمی‌کند. در عین حال باید نشان داد که ادامه وضعیت کنونی اتفاقا دیر یا زود به همان نتایج فاجعه‌باری منتهی خواهد شد که از آن هراس داریم: جنگ داخلی یا تجزیه کشور.

تصویر و راه ارائه شده البته باید تصویری به دور از خیال‌پردازی باشد. تصویری که باواقعیت‌های اجتماعی امروز ایران همخوانی دارد و با توجه به منافع و ظرفیت‌های موجود جامعه قابل دستیابی است. به عنوان مثال تصویری از ایران ارائه شود که در آن یک فرد تصمیم گیرنده امور برای یک ملت ۸۰ میلیونی نیست بلکه مانند بسیاری از کشورهای عادی دیگر تصمیمات به صورت جمعی اتخاذ می‌شوند، ایرانی که از نظر رتبه فساد در قعر کشورها قرار ندارد، ایرانی که رسانه‌های نسبتا آزاد دارد، ایرانی که در آن شکل پوشش شهروندان از جانب دولت تعیین نمی‌شود، ایرانی که در آن زن و مرد و مسلمان و غیرمسلمان حقوق برابر دارند، ایرانی که روابط تجاری عادی با همه کشورهای جهان از جمله آمریکا دارد، ایرانی که با همسایگان خود روابط دوستانه دارد و به دنبال عمیق‌تر کردن «عمق استراتژیک» خود نیست، ایرانی که محل جذب سرمایه‌های خارجی و نوآوری‌های تکنولوژیک است، ایرانی که مقصد گردشگری است و تصویرهای دیگری که واقعی و مطلوب همگان اما غیر خیالی هستند چرا که همین امروز در جاهای دیگر جهان تحقق یافته‌اند.

سپس باید راه رسیدن به این هدف تشریح شود. قابل اعتناترین راه که با توجه به تجربه جهانی از بیشترین بخت برای موفقیت برخوردار است مبارزه مدنی خشونت‌پرهیز است. البته پیمودن این راه دشوار است و نیاز به آموزش جمعی و سازمان‌دهی و بردباری دارد، اما تجربه‌های موفق مبارزات خشونت‌پرهیز در هند، آفریقای جنوبی، کشورهای بلوک شرق و … و در مقابل تجربه‌های شکست‌خورده انقلاب‌های خشونت‌آمیز و مبارزات مسلحانه به علاوه برتری فکری و اخلاقی مبارزات خشونت‌پرهیز بر مبارزات خشونت‌ورزانه کفه ترازو را به سمت این راه سنگین می‌کند.

در نهایت لازم است نشان داده شود که اگر طبقه برخوردار بخواهد از وحشت افتادن در ورطه جنگ داخلی سکوت پیشه کند و به ادامه جمهوری اسلامی رضایت دهد و اراده همراهی و تلاش برای پیمودن راه سوم را نداشته باشد ناخودآگاه به افتادن کشور در مسیری که بیشترین وحشت را از آن داشت کمک کرده است چرا که ادامه جمهوری اسلامی به شکل فعلی نمی‌تواند به نتیجه‌ای جز یک انقلاب خشونت‌آمیز یا جنگ داخلی یا تجزیه کشور یا فروپاشی اقتصادی که همگی کابوس این طبقه هستند منتهی شود.

نظر نویسنده این است که اگر چنین تصویری به مردم ارائه شود و راه رسیدن به آن نیز تشریح شود نه تنها می‌تواند روزنه امیدی برای رسیدن به ایرانی آزاد بدون عبور از ویرانی فراهم کند و اقشار مختلف را حول یک هدف و افق متحد کند بلکه جمهوری اسلامی را نیز از متهم کردن هر تلاشی برای جایگزین کردن آن به هم‌دستی با گروه‌های منفور مخالف خلع سلاح خواهد کرد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara