لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
چرا من بدبخت عالمم؟

شاید همه ما در برهه‌ای از زندگی‌مان سؤال«آخر چرا من اینقدر بدبختم» را از خودمان پرسیده باشیم. معمولاً در کشور ما افراد برای ریشه یابی بدبختی های خود به سراغ نهادهای رسمی می‌روند و آنرا به این نهادها منتسب می کنند. ولی آیا ایرانیان اشتباه می‌کنند وقتی‌که همه تقصیرها را به گردن نهادهای حاکم می‌اندازند و کاسه کوزه‌ها را بر سر آن‌ها می‌شکنند؟

در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته وضعیت به‌گونه‌ای سامان می‌یابد که افراد به این نتیجه دست یابند که نظام اجتماعی شان مبتنی بر شایسته‌سالاری است و هرکسی که تلاش کند و شایستگی داشته باشد می‌تواند به موفقیت دست یابد. درواقع فرصت‌های پیشرفت به روی کسانی که تلاش کنند باز می‌شود و مسئله اصلی، شایستگی، انتخاب درست، اراده و تلاش است. ازاین‌رو کسی که موفق نمی‌شود تصمیمات اشتباه خود را بررسی می‌کند و عموماً خود، و نه نظام حاکم را به چالش می‌کشد. در این مثال، نگاه روان‌شناختی بر ریشه‌یابی منبع محرومیت غلبه دارد و فرد در بررسی علل ناکامی‌ها، یقه خودش را می گیرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357، نهادهای حاکم تمامی تلاش خود را بکار گرفتند تا انسان جدیدی تولید کنند. انسانی که ازنظر جهان‌بینی، رفتار و کردار دارای استانداردهایی باشد که به‌تدریج آنها داشتند تعریف میکردند. تصور بر آن بود که تولید انسان جدید نیازمند آن است تا نهادهای رسمی در همه امور، از جزئی تا کلی، دخالت کنند؛ مانند سرآشپزی که دلواپس شام است و هر دقیقه تمامی جزئیات رفتارهای خدمه‌اش را کنترل می‌کند. جامعه به‌مانند خط تولیدی تصور می‌شد که باید تمام مراحل آن را به‌دقت کنترل کرد تا مبادا محصول نهایی نقص داشته باشد. لذا هر ناظری به‌آسانی متوجه حضور سایه سنگین نظارت بر همه امور کشور ازجمله موسیقی، رسانه، مدرسه، ورزش، کتاب، لباس، غذا، عروسی، صنعت و بازار می‌شد. هرچند این روند در طول سال‌های گذشته فراز و نشیب زیادی داشته است ولی درمجموع، نظارت و دخالت نهادهای حاکم همچنان وجود دارد و تفاوت؛ تنها در شیوه ِاعمال (نرم یا خشن) و میزان آن (چقدر) بوده است.

البته در طول این چند دهه، اتفاقات دیگری هم رخ داد. برای مثال در برهه‌هایی تلاش شد تا این ذهنیت به جامعه القاء شود که محرومیت یا بدبختی وجود ندارد. می‌گفتند به وضعیت کشورهای همسایه نگاهی بیندازید و خودتان را با آن‌ها مقایسه کنید. شما بسیار هم خوشبخت هستید. در برهه‌هایی هم تلاش شد تا این ذهنیت در جامعه اشاعه یابد که منبع محرومیت‌ها؛ دشمن خارجی است. اوست که نمی‌گذارد ما از محرومیت خارج شویم. ولی این توجیهات موفق نشد. ایرانیان همچنان منبع محرومیت خود را نه دشمن، بلکه ناکارآمدی نهادهای مسئول می‌دانند. در سال های اخیر اما، تلاش می شود تا(همانند کشورهای توسعه یافته) نگاه روان شناختی نیز گسترش یابد. وضعیت به گونه ای پیش رود که علیرغم دخالت نهادهای رسمی درهمه شئون زندگی مردم(بر خلاف کشورهای توسعه یافته)، «فردِ بدبخت» فقط خودش را سرزنش کند و نه ناکارامدی نهادهای رسمی را.

به سؤال نخست این نوشته برگردیم. آیا ایرانیان را باید سرزنش کرد که چرا این‌قدر نقش نهادهای رسمی را در شناسایی منبع محرومیت خودشان پررنگ می‌کنند؟ به نظر می‌رسد که رفتار آنان قابل سرزنش نیست. وقتی با نهادهای مختلفی مواجه هستیم که در همه عرصه‌ها، از فرهنگ تا سیاست، از اجتماع تا اقتصاد، دخالت و نظارت دارند چه پاسخی می‌توان به سؤال «چرا من بدبخت هستم» داد؟ بیایید به این سؤالات پاسخ دهیم: چرا من نمی‌توانم آن لباسی را که دوست دارم بپوشم؟ پاسخ: چون نهادهای رسمی تصمیم می‌گیرند که کدام لباس مناسب شماست. چرا من نمی‌توانم به آن کنسرتی که دوست دارم بروم؟ پاسخ: چون نهادهای رسمی تصمیم می‌گیرند که کدام کنسرت‌ها مناسب شماست. چرا من نمی‌توانم آن فیلمی را که دوست دارم در سینماها ببینم؟ پاسخ: چون نهادهای رسمی تصمیم می‌گیرند که کدام فیلم‌ها مناسب شماست. چرا من نمی‌توانم آن ماشینی را که دوست دارم و در دنیا هم بسیار ارزان است بخرم؟ چون نهادهای رسمی تصمیم می‌گیرند که امتیاز ورود ماشین را به چه کسانی واگذار کنند. چرا من نمی‌توانم در فضاهای عمومی شاهد آن نوع شادی باشم که دوست دارم؟ پاسخ: چون نهادهای رسمی تصمیم می‌گیرند که کدام نوع شادی مناسب شماست.

چشمان ناظرِ نهادهای رسمی در همه‌جا هست. به‌راستی، در این وضعیت، اگر شاهد نتایج نامطلوب، محصول ناقص و شرایط ناهنجار باشیم جز نهادهای حاکم باید چه عاملی را سرزنش کنیم؟ وقتی همه تصمیمات کوچک و بزرگ با آن‌هاست آیا فرد چاره‌ای جز آن دارد که منبع انواع محرومیت‌های خود را در آن‌ها جستجو نکند؟
و به همین دلیل است که در ایران همه‌چیز بی‌درنگ سیاسی می شود چون همه‌چیز به تصمیمات « آنها» ختم می‌شود.
▪️نوشته: فردین علیخواه| جامعه‌شناس

ارسال نظر: @alikhahfardin
کانال نویسنده: @fardinalikhah
Forwarded from FREESAT
🔻شبکه های کارتی را چگونه مشاهده کنیم ؟ (ویژه کاربران مبتدی)

فروش اشتراک قانونی تلویزیون های کارتی یک تجارت بزرگ در دنیا محسوب میشود . در کشورهای مختلف مرسوم است که افراد به نمایندگی پکیج مورد نظر مراجعه میکنند و با تهیه اشتراک قانونی ، کارت یا رسیور مخصوص آن پکیج را دریافت میکنند و شبکه های مورد نظر را به صورت قانونی مشاهده میکنند .
در کشور ایران به دلیل محدودیت های وضع شده در زمینه ماهواره امکان فعالیت نمایندگی رسمی پکیج ها و تهیه اشتراک قانونی وجود ندارد . کاربران ایرانی برای مشاهده شبکه های کارتی ناچار هستند که اکانت های اینترنتی تهیه کنند و یا از رسیورهایی استفاده کنند که به صورت پیشفرض دارای اکانت اینترنتی باشد.
این نکته قابل ذکر است که طبق قوانین کپی رایت بین المللی استفاده از این اکانت ها غیر قانونی است اما شرایط در ایران به گونه ای است که کاربر به جز انتخاب این گزینه چاره دیگری ندارد.

بنابراین و با توجه به شرایط فوق در پاسخ به این سوال که شبکه های کارتی را چگونه مشاهده کنیم ما تنها میتوانیم بگوییم که اکانت سی سی کم تهیه کنید و یا رسیوری که دارای اکانت رایگان باشد خریداری کنید .

@FREESAT
رمولوس و رموس در اسطوره‌شناسی روم، پایه‌گذارهای شهر رم بودن. افسانه‌ای هست که می‌گه پدرومادر این برادرای دوقلو، مارس، خدای جنگ و رئا سیلویای راهبه بودن. دوقلوها رو بلافاصله بعد از تولد، به دستور پادشاه خائن توی رود تِوِره می‌اندازن تا در آینده تهدیدی برای پادشاهی به‌وجود نیاد؛ اما قسمت بر این بوده که ماده‌گرگی اون‌ها رو از آب بگیره، از شیرش بهشون بده و توی غار از اون‌ها مراقبت کنه.
چوپانی به اسم فاستولوس، دوقلوها رو پیدا می‌کنه و به خونه می‌بره و اون‌ها تا سنین جوانی تو خونۀ چوپان رشد می‌کنن؛ تا اینکه تصمیم می‌گیرن توی همون منطقه‌ای که ماده‌گرگ ازشون نگهداری می‌کرد، شهری بسازن. اما ساختن شهر همان و دعوای بین دو برادر همان، تا جایی که رمولوس بر سر اختلافات، برادرش رموس رو می‌کشه تا خودش به‌تنهایی پادشاه شهر نوساخته‌شون، رم بشه. رمولوس برای اینکه بتونه جمعیت شهرش رو بیشتر کنه دست به کارهایی زد؛ از جمله اینکه زنانی از قبیلۀ سابین رو به‌زور به رم آورد تا فرزندانشون رو اونجا به دنیا بیارن. گفته می‌شه که رمولوس سیستم نظامی و سنای رم رو تأسیس کرد و تا قبل از مرگ، بخش‌های زیادی از ایتالیای امروزی رو به شهرش الصاق کرد.
رمولوس بعد از مرگ هم حضورش در فرهنگ روم رو حفظ کرد و در قالب یکی از خدایان، کوییرینوس، تبدیل به روح سرزمین روم شد.
لوگوی تیم آ اس رم ایتالیا، تصویر کلاسیک خالقان شهر رم رو نشون‌مون می‌ده.
روایت داستان روم، از پادشاهی تا جمهوری و امپراتوری رو می‌تونید در سه اپیزود «داستان روم» از پادکست پاراگراف بشنوید.


@paragraphpodcast
سپهبد خادمی ریس بهایی هواپیمایی ملی ایران که شانزدهم آبان ۱۳۵۷ترور شد و سپس جمهوری اسلامی اموالش رو مصادره کرد!
۱۴۰ کلیک ۳٫۴۲۷ بالابلاگ
image
هواپیمایی ملی ایران در دهه ۱۹۷۰ عنوان "رو به رُشدترین" را در میان شرکت‌های هواپیماییِ جهان به خود اختصاص داده بود. "هما" به نوشته‌ دانشنامه ایرانیکا، پس از شرکت ملی نفت، پردرآمدترین شرکت در ایران بود و همچنین از سوی "بنیاد ایمنی پرواز" به عنوان یکی از امن‌‌ترین خطوط هوایی دنیا شناخته شده بود. این دستاوردها با نام سپهبد علی‌محمد خادمی (۱۹۱۳-۱۹۷۸) پیوند خورده بود که شانزده سال مدیریت هواپیمایی ملی ایران را به عهده داشت. خدمت او چند ماه پیش از وقوع انقلاب اسلامی با یک استعفای ناگهانی پایان یافت.

سپهبد خادمی چهل سال پیش در هفتم نوامبر ۱۹۷۸ (شانزدهم آبان ۱۳۵۷) در خانه‌اش در تهران کشته شدسپهبد خادمی در میان بهاییانِ ایرانی بالاترین مقام مدیریت در یک نهاد دولتی را به عهده داشت. گرایش مذهبی او نیز که بر کسی پنهان نبود، سرسختانه مورد مخالفت گروهی از روحانیون مسلمان بود.

در کتاب "ایرانیان نامدار" نوشته عباس میلانی (چاپ ۲۰۰۸) مقاله‌ ویژه‌ای درباره سپهبد خادمی چاپ شده است. در این کتاب آمده: "خادمی در تهران پس از پایان تحصیل در دانشکده افسری و آموزشگاه خلبانی نیروی هوایی، به دانشکده نیروی هوایی بریتانیا راه یافت و نخستین شهروند ایرانی بود که موفق به دریافت گواهینامه خلبانی بازرگانی شد". آقای میلانی کارنامه سپهبد خادمی را یک نمونه مثال‌زدنی در تاریخ معاصر ایران می‌داند که نشان می‌دهد جرات و صداقت، همراه با سیاست شایسته سالاری، چگونه می‌تواند در جامعه تاثیرگذار باشد.

عباس میلانی در چهلمین سالگرد کشته شدن سپهبد خادمی می‌گوید: "هیچ سند دقیقی" ندیده که دستگاه امنیتی شاه در کشتن خادمی نقش داشته باشد. او می‌افزاید: "به نظر من شواهد اینگونه نشان می‌دهند که نیروهای مذهبی در این جریان نقش داشتند ولی در نهایت کوشیدند کاسه کوزه‌ها را بر سر ساواک بشکنند. خادمی بدون داشتن شبکه‌ای در داخل حکومت، هواپیمایی ملی ایران را از هیچ به بالاترین موقعیت رسانده بود. این عملکرد خاری بود در چشم کسانی که نمی‌توانستند این موفقیت را ببینند و امروزه حتی از تحصیل بهاییان در ایران جلوگیری می‌کنند."
در پی انقلاب اسلامی اموال خادمی در تهران مصادره شد!

jacktheripperrr