لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
✍️من از «تتلو» ها می‌ترسم|صادق زیباکلام۵مهر۱۳۹۸

🔺من از «تتلو» ها می‌ترسم و هر بار که آنها را می‌بینم ترس و دلهره‌ام بیشتر می شود.

🔹 نخستین بار«تتلو» ها را پنج سال پیش
دیدم. مراسم تشییع‌جنازه «مرتضی پاشایی» بود. صدها هزار دهه شصتی و هفتادی آرام و در سکوت جنازه را تشییع می‌کردند. در چشمانشان آمیزه ای از بغض و کینه، گره‌خورده با عصیان موج می‌زد. بی‌اختیار به یاد شعار دوران انقلاب بعد از کشتار هفده شهریورافتادم: «مشت گره‌کرده ما فردا مسلسل می‌شود».
آن روزها نه اینستا بود، نه غول بی شاخ و دم فضای مجازی و نه عضویت چهل و پنج میلیون ایرانی در تلگرام. اما امواج حیرت‌آور «تتلو» ها در تشییع‌جنازه مرتضی پاشایی ایران را تکان داد.

🔹بار دوم آن‌ها را در ناآرامی‌های دی‌ماه نودوشش دیدم. اینباردیگرسکوت نکرده بودند. چند ماه بعد تب جام جهانی فوتبال کشور را در خود فروبرد. احساسات «تتلو» ها برای تیم ملی غریب بود. هیچکس دیگر را حاضر نبودند در میان خودشان بپذیرند. گویی تیم ملی فقط به آنها تعلق داشت.

🔹هنوز تب فوتبال فروکش نکرده بود که «وحید مرادی» را در زندان کشتند. اگر یک نفر از کره مریخ بزرگداشت و تجلیل از وحید مرادی را در فضای مجازی می‌دید تصور می‌کرد یک اسطوره و قهرمان ملی ازمیان‌رفته. «تتلو»-ای بنام «مائده هژبری» که در فضای مجازی ویدئو رقصیدنش دست‌به‌دست شده بود، در تلویزیون گریست که فریبش داده بودند و پشیمان است و تتلوها به حمایت ازش برخاستند. بعد سوختن «دخترآبی» تتلوها را بسیج کرد. بعد «تتلو»ی دیگری از طرفدارانش خواست که برایش دوازده میلیون کامنت بگذارند و پیروان هم لبیک گفتندو...
از صمیم قلب می‌خواهم اشتباه کرده باشم و به قول متخصصین آمار «هیچ رابطه معناداری» میان مرتضی پاشایی، حمایت از تیم ملی فوتبال، ناآرامی‌های دی ماه نود و شش، وحید مرادی، مائده هژبری، دخترآبی، امیرتتلو و.. نباشد.

🔹امیدوارم هیچ بغض و کینه و نفرتی در دهه هفتادی‌ها و به‌تدریج هشتادی‌ها، نهفته نشده باشد و ترس من از آنها بی‌مورد باشد. آن‌ها همه ارزش‌ها، باورها، نُرم‌ها و هنجارهای ما را پذیرفته باشند و تنها مشکل نسلی‌شان با ما آن باشد که عواطف، علاقه و احساسا تشان را نسبت به ما نمی‌دانند چگونه بروز دهند. برای آینده کشور امیدوارم اینگونه باشد و ترس من از تتلوها بی‌مورد بوده باشد.

https://www.instagram.com/p/B27WuXMnW-1/?igshid=18i56pa4asjnz
✍️چرا از «تتلو»ها می‌ترسم؟| صادق زیباکلام ۶مهر ۱۳۹۸

🔹از تتلوها می‌ترسم چون از خشم و نفرت می‌ترسم. چون در طول تاریخ کشورم نفرت و خشونت به‌جز تخریب حاصل دیگری به بار نیاورده. بدون آنکه سرسوزنی موفق به پیشرفت دمکراسی شده باشد. خشونت ممکن است دمکراسی را در ابتدا یک گام به‌پیش ببرد، اما آن‌قدرها طول نمی‌کشد که آن را دو گام به‌عقب می‌کشاند. ازتتلوها می‌ترسم چون بسیاری از آنها خشونت را یگانه ابزار تغییرمی دانند.

🔹خیلی سال‌ها پیش تتلویی بود به نام میرزا رضای کرمانی؛ سرشار از بغض و کینه و نفرت به حاکمیت قاجارها و شخص اول مملکت. آن‌قدر که سرانجام «سایه خدا»، «سلطان اسلام» و «میخ میان زمین و آسمان» را در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) ترور نمود. کار میرزا آنقدرغیرقابل تصور بود که بسیاری از رجال به دیدن «قاتل قبله عالم» درغل وزنجیر می‌آمدند. همه کنجکاو بودند مردی که «سلطان صاحبقران» را کشته بود ببینند. برخی نزدیک‌تر شده و با او صحبت هم می‌کردند.

🔹روزی که سرانجام میرزا را می‌خواستند اعدام کنند از وی پرسیدند این خیل عظیم رجال که به دیدارت آمدند آیا کسی چیزی گفت که تو را نسبت بکاری که کردی به تردید بیاندازد؟ پاسخ می‌دهد خیر همچنان کارم درست بود که ریشه ظلم را می‌بایستی می‌کندم. سپس مکثی کرده و ادامه می‌دهد «چرا ناصرالملک سخنی گفت که به فکر فروبردم. ازم پرسید وقتی داشتی ناصرالدین‌شاه را می‌زدی، فکر می‌کردی کدام نادر پشت دروازه‌های تهران منتظراست تا جای اورابگیرد؟» ناصرالملک یکی از نخستین اریستوکراتهای قاجار بود که در قرن نوزدهم دردانشگاه آکسفورد تاریخ، فلسفه واقتصادخوانده بود. درک اوازبی پایه بودن خشونت وعمل انقلابی درتحقق تغییر بی‌نظیر بود. سال‌ها بعد و دراوج مشروطه به آسیدمحمد طباطبایی می‌نویسد: «ای‌کاش بجای انقلاب، هزارنفر را برای اداره مملکت تربیت می‌کردید.»(صادق زیباکلام: سنت و مدرنیته)
🔹اینکه سخنش میرزا را به فکر فرومی‌برد، نشان‌دهنده آن است که میرزا هم از آی کیوی بالایی برخوردار می‌بوده وای بسا بجای پیروی ازسید جمال انقلابی اگر با ناصرالملک لیبرال آشنا می‌شد تاریخ مسیر دیگری می‌رفت. آنچه را باقوت بیشتری می‌توان گفت آن است که شاید تتلوی انقلابی ما، قبل از اعدام به فکرچه باید کرد؟» و اینکه آیا ترور پادشاه و خشونت باعث تغییری می‌تواند بشود میفتاد؛ تفکری که ناصرالملک سازشکارغیرانقلابی مدت‌ها قبل به آن رسیده بود.
https://www.instagram.com/p/B29hEbFn8zW/?igshid=1cnmzz9u10nc9
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به «سخنگوی شورای نگهبان»|۹مهر ۱۳۹۸

🔺همکارارجمند
جناب آقای دکترعباسعلی کدخدایی
سخنگوی شورای محترم نگهبان

🔹با سلام وتحیات،فرموده بودیدکه شورای نگهبان نگران نقش"پولهای کثیف" درانتخابات مجلس است و اینکه شورا فاقد ابزارقانونی لازم در برخورد با این پدیده است.صورت مسئله ای که مطرح کرده اید درست است: ظرف سالهای اخیر،پول منظما نقش بیشتری در راهیابی نامزدهابمجلس پیداکرده است و حال جنابعالی میفرماییدشورای محترم نگهبان مصمم به برخورد با این پدیده مذموم برآمده.

🔹شیوه برخوردتان با این معضل بنظرمیرسد مشابه قوه قضاییه با معضل مفاسد اقتصادی است. یعنی "برخورد با معلول و چشم بستن برروی علت"
قوه قضاییه بیشتربمنظور ارضاء افکارعمومی، متهمین مفاسد اقتصادی را با عجله و نشر تبلیغات، بازداشت وبه مجازات میرساند اما حتی یکبار این سوال را مطرح نمیکند که چرا مفاسداقتصادی این همه در جامعه ما رواج پیدا کرده؟

🔹جنابعالی هم داریدتیغ شورای نگهبان را تیزمیکنیدتا به قلع قمع کسانیکه درانتخابات پول خرج میکنندبرخیزید وبالطبع بلندگوهای حکومتی ازعزم و اراده انقلابی شورای نگهبان تقدیرخواهندکرد؛همچنانکه امروزصف بسته اند وازعملکردانقلابی قوه قضاییه تجلیل میکنند.
اما ایکاش بموازات "برخورد انقلابی" با معضلی بنام نقش ناصواب پول درانتخابات،حضرتعالی این سوال ساده را هم مطرح میکردید که چرا و چگونه شد که پول توانست نقش مهمی در انتخابات پیداکند؟ با توجه به این واقعیت که در یکی دو دهه نخست انقلاب این پدیده به هیچ روی متداول نبود. اگر به ریشه یابی علت برمی آمدید آنقدرها طول نمیکشید که متوجه میشدید یکی ازعوامل مهمی که کمک به پیدایش این پدیده نمود از قضای روزگارعملکرد سیاسی شورای نگهبان در انتخابات بود.
رد صلاحیت نامزدهایی که منتقد یا معترض به عملکرد حکومت بودند، عرصه را از نامزدهای مستقل،کارا و توانمند خالی نمود و زمینه را فراهم آورد برای نامزدهایی که با خرج کردن موفق شدند به مجلس راه یابند.

🔹نظارت استصوابی فقط پای پول کثیف را به انتخابات نگشوده است؛ راهیابی نمایندگانی که "بله قربان گویی" بارزترین ویژگی شان بود محصول دیگر دخالت شورای نگهبان درانتخابات است. نمایندگانی که مع الاسف بسیاری از آنها بجای پرداختن به مسائل کلان ملی، عمده ترین دغدغه شان گرفتن امتیاز از قوه مجریه و استفاده از رانتهای مالی است.
تنزل جایگاه قانونی مجلس از راس نظام به قعر آن دستاورد دیگر شورای نگهبان است.

ایام بکام باد
۸مهرماه۹۸
https://www.instagram.com/p/B3EWvtYHPqZ/?igshid=11nn7hobhn8oj
دلم می‌خواست از مسئولینی که بستگان خانم مسیح علی‌نژاد را تحت فشار قرار داده‌اند، می پرسیدم که گیریم آن‌ها بیایند پشت تلویزیون و او را محکوم نمایند و بگویند «آبرو و حیثیت خانواده را لکه‌دار کرده.» این اقدام چه ثمری دارد و چه چیزی را عوض می‌کند؟
آیا طرفداران ایشان دیگر از وی حمایت نمی‌کنند؟
توئیت صادق زیباکلام|۷ مهر ۱۳۹۸

https://www.instagram.com/p/B3HpPwSnCHg/?igshid=wmdcooyru2zw
وقتی خبر رفتن چینی ها از «فاز یازدهم پارس
جنوبی» یعنی یکی از مهم ترین پروژه‌های گازی کشور را شنیدم، بی‌اختیار یاد مصاحبه آقای رئیس‌جمهور در بازگشت از نیویورک افتادم که فرمودند«سران کشورها پشت درب محل اقامت ما برای دیدار صف بسته بودند.»
احتمالا می‌خواستند هاله نور را مجددا رویت کنند.
توئیترصادق زیباکلام|۱۵ مهر ۱۳۹۸
https://www.instagram.com/p/B3U2s2_nNx7/?igshid=rx9bwxehvy2y
Forwarded from شبکه توسعه
گزارش بنویسید و در شغل‌تان پیشرفت کنید

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️ من آموخته‌ام که بخش مهمی از بی‌تصمیمی، ناکارآمدی، قفل‌شدگی و فشل بودن سازمان‌های عمومی، نتیجه کیفیت گزارش‌هایی است که در آنها نوشته می‌شود. چرا چنین است؟

⭕️ آن‌چه اغلب تحت عنوان گزارش در سازمان‌ها ارائه می‌شود، فقط چند اسلاید است و هیچ متن پشتیبانی برای آن وجود ندارد. چنان نیست که آن اسلایدها از گزارش مؤثری خلاصه و تهیه شده باشند؛ و عمق گزارش‌ها و شناخت سازمان از مساله در حد همان چند اسلاید است.

⭕️ اسلایدها معمولاً بین‌نسلی هستند، یعنی اولین نسل این اسلاید چندین سال قبل تهیه شده و به تدریج داده‌ها و صفحات جدیدی به آن اضافه و بارها در جلسات مختلف ارائه شده است. گاه اکثر اعضای جلسه به یاد می‌آورند که تاکنون چندین بار این اسلایدها را دیده‌اند.

⭕️ اسلایدها اغلب برای خسته کردن و گنگ‌سازی طراحی می‌شوند (اغلب غیرعامدانه). طراحان اسلایدها معمولاً ده‌ها و گاه صدها قلم داده و نمودار را در اسلایدها می‌گنجانند و وقتی برای مثال 15 دقیقه زمان در اختیار دارند، شصت هفتاد اسلاید برای ارائه در جلسه می‌آورند. این‌ها همان اسلایدهای تاریخی بین‌نسلی هستند که برای هر جلسه‌ای، دستی به سر و روی آن‌ها کشیده می‌شود.

⭕️ اسلایدهای اول، حاوی مقدمات و تاریخچه است و اغلب جلسات فقط به بحث درباره همین مقدمات می‌گذرد و فرصت به طرح اسلایدهای جدی (اگر واقعاً وجود داشته باشد) نمی‌رسد. اغلب توجه نمی‌شود که اگر 15 دقیقه وقت دارید، حداکثر می‌توانید مثلاً ده اسلاید روشن و با حجم داده‌های اندک داشته باشید نه پنجاه اسلاید.

⭕️ نکته مهم‌تر اما هنوز باقیست. «گزارش مؤثر چیست؟» تأثیر هر گزارش را باید چگونه سنجید؟ مدیران در دولت و سایر دستگاه‌های عمومی نیاز دارند تصمیم بگیرند. آن‌ها اغلب فضای مبهمی پیش رو دارند که تصمیم گرفتن را سخت می‌کند و غالباً حداقل چند چیز را نمی‌دانند:

🔹اول، چند گزینه تصمیم پیش رو قرار دارد؟

🔹دوم، هزینه و فایده هر گزینه تصمیم چیست؟

🔹سوم، ملزومات اجرای هر گزینه تصمیم چیست؟

🔹چهارم، موانع به هدف رسیدن هر گزینه تصمیم چیست؟

پنجم، نسبت هر گزینه تصمیم سیاست‌ها و اهداف سازمان چیست؟

⭕️ مدیران دولتی می‌دانند که باید بابت تصمیم‌های‌شان پاسخ‌گو باشند. این پاسخ‌گویی در قالب‌های مختلف رخ می‌دهد: سازمان بازرسی، خروجی عملکرد سازمان، افکار عمومی، حفظ یا از دست دادن پست یا قضاوت تاریخ و آینده سیاسی و اداری فرد. آن‌ها بر اساس پاسخ به این سؤالات، می‌توانند درباره جایگاه خودشان و گزینه تصمیم و اقدام‌شان تصمیم‌گیری کنند.

⭕️ گفته می‌شود گزارش مؤثر در دستگاه عمومی، گزارشی است که «مدیر را به در پیش گرفتن یک گزینه تصمیم تشویق می‌کند.» بنابراین گزارش باید بتواند به شکلی مستدل، ظرفیت حذف برخی گزینه‌ها از روی میز مدیر را داشته باشد، و دست او را برای پرسه زدن میان گزینه‌ها ببندد.

⭕️ گزارش‌های کارشناسان در دستگاه‌های عمومی – که اغلب همان اسلایدهای بدطراحی‌شده بدون هیچ متن پشتیبان هستند – هیچ ابهام مهمی را از ذهن مدیر رفع نمی‌کنند، و بعد از ارائه گزارش – اگر فرصت برای ارائه همه اسلایدها باشد – مدیران به همان اندازه قبل، ابهام دارند.

مدیران ارشد در فضای ابهام، اغلب تصمیم می‌گیرند تصمیم نگیرند و آن‌را به جلسات دیگری ارجاع دهند، و دستگاه فشل می‌شود.

◾️⭕️تجویز راهبردی

⭕️ اگر می‌خواهید به حل مسائل سازمان‌تان کمک و ‌در شغل خودتان پیشرفت کنید «گزارش‌های مؤثر» بنویسید. پرسش‌های زیر را از خودتان بپرسید و مؤثر بودن گزارش‌تان را ارزیابی کنید.

☑️ آیا گزارشی نوشته‌ام و از آن اسلاید استخراج کرده‌ام یا فقط چند برگ اسلاید دارم؟

☑️ آیا قادرم اسلایدهایم را در زمان تعیین‌شده، به شکل قانع‌کننده ارائه و تمام کنم؟

☑️ آیا گزارشم همه گزینه‌های مهم تصمیم را تجزیه و تحلیل می‌کند؟

☑️ آیا بر اساس گزارشم قادرم مدیر را به پذیرش یک گزینه تصمیم تشویق کنم و به حذف اغلب گزینه‌های تصمیم نامناسب برسم؟

☑️ گزارشم چقدر از ابهامات مدیر را برطرف کرده و دست او را برای گریز از تصمیم‌گیری می‌بندد؟

☑️ آیا مدیر با گزارش من به گزینه تصمیم نزدیک‌تر می‌شود یا هنوز فرصت می‌یابد که موضوع را به جلسه و بررسی‌های دیگر ارجاع بدهد؟

☑️ سؤال آخر: آیا نوشتن گزارش مؤثر را آموزش دیده‌ام یا عادت‌های عمومی گزارش نوشتن در سازمان را تکرار می‌کنم؟ پاسخ این پرسش‌ها بر پیشرفت شغلی شما مؤثرند.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network
Forwarded from شبکه توسعه
🔳🔴هپکو را بهانه بگیر و شلیک کن!

علی سرزعیم-تحلیل‌گر اقتصاد

⭕️آیا درست است که وضعیت یک متغیر یا یک موضوع یا یک پدیده را قبل و بعد از اتفاق یا سیاستی مقایسه کنیم و تفاوتهای ایجاد شده را به آن سیاست یا آن اتفاق نسبت دهیم؟ احتمالا برخی با خود می اندیشند که دلیل بهبود یا پس‌رفت یک متغیر یا یک وضعیت، آن سیاست یا تصمیم یا یک اتفاق خاص بوده است اما چگونه می توان مطمئن بود که بهبود یا بدتر شدن یک متغیر ناشی از یک سیاست یا اتفاق خاص است؟ شاید این «اگر همه عوامل و شرایط» ثابت بماند فرض گرفته شده و بر اساس آن، تغییر ایجاد شده در متغیر مورد نظر را به سیاست یا اتفاق مذکور نسبت داده می‌شود. اما آیا در عالم واقع و در طول زمان همه عوامل و شرایط محیطی و زمینه ای ثابت می ماند؟ آیا می توان به راحتی سهم هزاران تغییر و اتفاق دیگر را که همزمان رخ می دهد نادیده گرفت و انکار کرد؟ چه تضمینی هست که تغییرات در متغیر موردنظر ناشی از این تغییرات و اتفاقات دیگر نباشد؟

⭕️هپکو شرکتی دولتی و موفق قبل از خصوصی سازی بود و بعد از خصوصی سازی به شرکتی مشکل دار تبدیل شد که اعتصابات کارگری هر از چندگاهی در تیتر اخبار قرار می گیرد. آیا می توان آنگونه که روشنفکران، خبرنگاران و رسانه ها دوست دارند به ما القا کنند قضاوت کرد که خصوصی سازی عامل فلاکت شرکت هپکو بوده است؟ حال بیاییم شرایط قبل و بعد واگذاری هپکو را با هم مقایسه کنیم:

⭕️قبل از واگذاری واردات ماشین آلات راهسازی ممنوع بوده اما بعد از واگذاری واردات این ماشین آلات آزاد شده است. همزمان با تثبیت نرخ ارز برای حدود 20 سال (به جز مواقعی که ارز جهش داشته است) کالاهای وارداتی نسبت به کالاهای تولید داخل مزیت قیمتی یافته است. قبل از واگذاری کشور تحریم نبود و شرکت هپکو می توانست موتور و گیربکس و قطعات حساس را از شرکتهای معروف غربی وارد کند و روی تولیدات خود نصب کند اما بعد از واگذاری کشور تحریم شد و دیگر این قطعات در اختیار شرکت هپکو قرار نگرفت. قبل از واگذاری هپکو، نصف بودجه دولت، بودجه عمرانی بود و طبیتعا پروژه های عمرانی دولت فعال بود و برای این پروژه ها ماشین آلات راهسازی مورد نیاز بود. بعد از واگذاری این شرکت، بودجه دولت به دلایل مختلف تماما صرف بودجه جاری شد و بودجه عمرانی تقریبا به صفر رسید و پروژه های عمرانی کشور تقریبا متوقف شد. طبیعتا وقتی پروژه های عمرانی متوقف باشد تقاضا برای ماشین آلات راهسازی متوقف می شود.

⭕️با این توصیف آیا می توان به سادگی تسلیم این قضاوت روشنفکران، روزنامه نگاران و فضای چپ زده حاکم بر رسانه ها شد که مشکل خصوصی سازی، اقتصاد بازار و بخش خصوصی است؟ یک لحظه با هم فکر کنید که هپکو دولتی می ماند و در عین حال واردات این ماشین آلات آزاد می شد، در این صورت آیا وضع و حال این شرکت فرقی می کرد؟ بسیار بعید است که تفاوتی می کرد اما یک تفاوت عمده وجود داشت! وقتی این شرکت دولتی و زیان ده بود دولت بی سروصدا حقوق کارگرانی که کار نمی کردند و در سوله های خاموش فوتبال بازی می کردند را از جیب همه جامعه پرداخت می کرد و صدایی در نمی آمد اما اینک صداها از وجود یک مشکل و آن خاموش بودن خط تولید بلند می شود و توجه جامعه نسبت به این مشکل جمع می شود.

⭕️مشکل چیست و کجاست؟ عدم پرداخت حقوق کارگران علامت وجود مشکل است همانند تب که علامت وجود یک مشکل در سازوکار داخلی بدن است. مشکل اصلی در نبود قدرت رقابت با کالای خارجی مشابه در سمت تولید و صفر شدن بودجه عمرانی کشور در سمت تقاضاست که خود را به شکل عدم تولید و بیکارماندن کارگران نشان داده است. حل دو مشکل گفته شده البته بسیار سخت است ولی وقتی نخواهیم که سختی مشکلات را ببینیم و خود را به تغافل می زنیم آن وقت دنبال سپربلا می گردیم تا همه بدبختی‌ها را به گردن او بیاندازیم. سپربلای دم دست برای این روشنفکران، خبرنگاران و رسانه های چپ زده چیست؟ خصوصی سازی، بخش خصوصی و نهایتا اقتصاد بازار.

⭕️اگر همه بنگاه های کشور دوباره دولتی شود مشکل حل می شود یا کل صنعت را تحت پوشش بهزیستی قرار می‌دهد؟ آیا دولت این همه منابع در اختیار دارد تا حقوق همه شرکتهای ورشکسته و فاقد قدرت رقابت را بپردازد تا صدایی در نیاید؟

⭕️تجویز راهبردی:

☑️هر وقت رسانه‌ها، روشنفکران و روزنامه نگاران تنها با مقایسه وضعیت یک پدیده قبل و بعد از یک واقعه یا تصمیم، تغییر مثبت یا منفی را به آن واقعه یا تصمیم نسبت دادند، قدری درنگ کنیم و با خود بیاندیشیم که آیا شرایط زمینه قبل و بعد از آن واقعه یکسان بوده و اگر یکسان نبوده آیا این تغییرات زمینه‌ای سهمی در تغییرات آن متغیر یا پدیده نداشته است؟ اینگونه از برخی القاها و تبلیغات اقناعی نجات پیدا می‌کنیم.

@I_D_Network
Episode 18 - Ye Dokhtar Daram
Bardia Doosti
قسمت هجدهم پادکست کُرُن

در این قسمت درباره‌ی آهنگ «یه دختر دارم» ساخته‌ی حسن شماعی‌زاده صحبت می‌کنیم.

آهنگ‌هایی که در این قسمت شنیدیم:
یه دختر دارم، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم بلور مهتاب
هجرت، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم گل آفتابگردان
مرداب، گوگوش، از آلبوم مرداب
من و گنجشک‌های خونه، از آلبوم دو پنجره
چشم من، داریوش، از آلبوم چشم من
اقاقی، حسن شماعی زاده، از آلبوم مرداب
کیه کیه، گوگوش، از آلبوم جاده
مخلوق، گوگوش، از آلبوم پل
خداحافظ، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم خداحافظ
برکه، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم خداحافظ
بیشتر و بیشتر، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم خداحافظ
دستتو بذار تو دستم، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم خداحافظ
تیرم تیرم، جمال وفایی
داماد، حسن شماعی‌زاده، از آلبوم پرستش
کلاغ دم سیاه، شهره، از آلبوم یکی یه دونه
پلنگه، مرتضی، از آلبوم ریتم هزاره
عروسی، ستار، از آلبوم قدم رنجه
من از راه اومدم، معین، از آلبوم خاطره ۷

لینک پلی‌لیست آهنگ‌ها در اسپاتیفای

طراح کاورهای پادکست: میترا دوستی

📍اسپانسر: فلایتیو و لوفت‌هانزا

@koronpodcast
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آغاز موج جدید سانسور اینترنت در ایران

🔹گفتگو با نریمان غریب، کارشناس امنیت سایبری
@iranintltv
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در توییتی برنامه جمهوری اسلامی برای قطع اینترنت ایران با دنیا را پس از اتصال کامل شبکه ملی اطلاعات در ایران تایید کرد.

حمید فتاحی در اکانت توییتر خود نوشت: «عده‌ای با شبکه ملی اطلاعات دنبال قطع ارتباطات ایران با دنیا بودند، اما ما به پشتوانه مصوبه شورای‌عالی فجازی به دنبال کسب سهم جهانی جوانان ایران درفضای بزرگ مجازی.

قربانگاه شرکتهای ایرانی، تحریم آمریکا و تنگ نظریهای داخلی بوده وهست. در این چالشها با همت جوانان ایرانی سربلند میشویم.»

این توییت مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت نشان می‌دهد برنامه‌های جمهوری اسلامی برای قطع اینترنت امری محتمل بوده است چرا که چندی پیش همین شرکت ارتباطات زیرساخت مسئول قطعی اینترنت در ایران بود به‌طوری که محمدجواد آذری جهرمی در توییتی به آن اشاره کرد و پذیرفت که اختلال یک ساعته در اینترنت، اشتباه شرکت ارتباطات زیرساخت بوده است.

این در حالی است که اینترنت ایران در ماه‌های اخیر شاهد قطعی‌های گسترده بوده و براساس گفته آذری جهرمی این قطعی‌ها برای تست شبکه ملی اطلاعات بوده است.
@Filtershekanha
مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در توییتی برنامه جمهوری اسلامی برای قطع اینترنت ایران با دنیا را پس از اتصال کامل شبکه ملی اطلاعات در ایران تایید کرد.

حمید فتاحی در اکانت توییتر خود نوشت: «عده‌ای با شبکه ملی اطلاعات دنبال قطع ارتباطات ایران با دنیا بودند، اما ما به پشتوانه مصوبه شورای‌عالی فجازی به دنبال کسب سهم جهانی جوانان ایران درفضای بزرگ مجازی.

قربانگاه شرکتهای ایرانی، تحریم آمریکا و تنگ نظریهای داخلی بوده وهست. در این چالشها با همت جوانان ایرانی سربلند میشویم.»

این توییت مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت نشان می‌دهد برنامه‌های جمهوری اسلامی برای قطع اینترنت امری محتمل بوده است چرا که چندی پیش همین شرکت ارتباطات زیرساخت مسئول قطعی اینترنت در ایران بود به‌طوری که محمدجواد آذری جهرمی در توییتی به آن اشاره کرد و پذیرفت که اختلال یک ساعته در اینترنت، اشتباه شرکت ارتباطات زیرساخت بوده است.

این در حالی است که اینترنت ایران در ماه‌های اخیر شاهد قطعی‌های گسترده بوده و براساس گفته آذری جهرمی این قطعی‌ها برای تست شبکه ملی اطلاعات بوده است.
@Filtershekanha
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽‼️ سلبریتی های هفت تپه بعد از خصوصی سازی استخدام شده اند

🗣 محمد ماشین چیان، در قسمت نوزدهم برنامه اکوچت کاری از وب‌سایت اقتصادنگار:

‼️ سهم دولت ایران از اقتصاد چندین برابر سهم دولت کمونیست چین است

🔸هم کارگران و هم افراد ذی نفوذ در حال گروکشی از موضوع خصوصی سازی هستند

#تیزر گفتگوی #اقتصاد_نگار با محمد ماشین چیان

ویدئو کامل گفتگو 👇

https://bit.ly/2U5vypL

به کانال اقتصاد نگار بپیوندید👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEGHOxBF2SypuNHVmg
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
به کجا بَرم شکایت؟
امیر هاشمی مقدم
ترکیه وب‌سایت شناخته‌شده‌ای دارد به نام «شکایتی هست» (Şikayetvar) که هر کسی از هر نهاد، سازمان یا شرکتی که شکایت داشته باشد، یکراست رفته و بدون هیچ ترس و نگرانی‌ای، آنجا شکایتش را می‌نویسد. تنها ثبت‌نام در سایت با نام و شماره همراه ثبت‌شده (به نام شخص) امکان‌پذیر است و بنابراین کسی نمی‌تواند با هویت جعلی علیه نهادهای رقیب و... شکایت بنویسد. از سوی دیگر، پس از ثبت شکایت شما و مشخص شدن نهادی که از آن شکایت دارید، شکایت‌تان برای آن نهاد فرستاده می‌شود. نهاد یا سازمان مربوطه پس از دریافت شکایت شما، اطلاع می‌دهد که شکایت‌تان دریافت شده و به بخش مربوطه فرستاده شده است. معمولا در کمتر از 24 ساعت، و دستِ بالا در 48 ساعت به شما پاسخ کامل داده می‌شود. این پاسخ بسیاری اوقات به رفع شبهه (اگر شما اشتباه کرده باشید) یاری می‌رساند؛ و البته هنگامی هم که مشخص می‌شود اشتباه از آن نهاد بوده، پوزش‌خواهی کرده و از شاکی دلجویی می‌کند. خوبی این سایت این است که شکایت‌ها را همه مردم می‌توانند بخوانند و بنابراین نهادی که از آن شکایت شده، برای حفظ اعتبار خود ناچار است 1- پاسخ بدهد و 2- پاسخش قانع‌کننده باشد؛ بنابراین از بیان جملات و پاسخ‌های کلیشه‌ای دوری جسته و پاسخی که افکار عمومی خوانندگان را روشن و قانع کند، می‌دهند.
این سایت در واقع گونه‌ای نظارت همگانی بر دستگاه‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی ایجاد کرده که به افزایش شفافیت از یکسو، و عملکرد بهتر دستگاه‌ها و شرکت‌ها از سوی دیگر انجامیده است. شخصا از پاسخگویی به دو شکایتی که تاکنون در این وبسایت نوشته‌ام، راضی‌ام.
این روزها خیلی‌ها در ایران هم دارند از لزوم شفافیت در نهادها و سازمان‌های دولتی سخن می‌گویند. حتی «اندیشکده شفافیت برای ایران» به دست چند جوان دغدغه‌مند درست شده و (فعلا) میزان شفافیت در نهادهای دولتی را رصد کرده و تلاش دارد تا دستگاه‌های گریزان از شفافیت (همچون مجلس شورای اسلامی) را با فشار رسانه‌ای و...، وادار به شفاف‌سازی کند. استفاده از تجربه ترکیه و راه‌اندازی چنین وب‌سایتی در ایران می‌تواند گام ارزشمندی در افزایش شفاف‌سازی در کشور باشد. به‌ویژه بسیاری اوقات که ایرانیان از یک نهاد یا سازمان شکایت داشته باشند، با دلایلی همچون: «دوندگی زیادی دارد» و یا «صدای‌مان به جایی نمی‌رسد»، قید آنرا می‌زنند. در حالی‌که در چنین سایتی، شما نه دوندگی دارید و نه صدای‌تان خاموش می‌شود؛ بلکه در عرض چند دقیقه شکایت‌تان را از خانه یا محل کارتان ثبت کرده و مطمئن هستید نهاد مربوطه پاسخگو خواهد بود؛ چرا که به دلیل دسترسی همگان به متن شکایت شما، نهادی که از آن شکایت کرده‌اید در پی حفظ اعتبار و آبروی خود است.
اما پیش‌شرط‌های راه‌اندازی چنین سایتی در ایران، دست‌کم در گام نخست اینهاست:
1- گزینشی نباشد. یعنی شکایت از یک نهاد را دریافت و منتشر کرده، اما شکایت از نهادی دیگر را نپذیرد. چنین شرطی نیازمند فراجناحی و تنها با پشتوانه مردمی بودن است. هرچند نگارنده به خوبی از دشواری چنین شرطی در ایران آگاه است.
2- شیوه فعالیت خود سایت باید آشکار و شفاف باشد. بدین صورت که مشخص شود کدام شکایت‌ها را احیانا به دلایلی چون دور از ادب یا توهین‌آمیز بودن و... منتشر نمی‌کند.
3- تضمین عملی داشته باشد که شاکیان دچار دردسر نمی‌شوند. مثلا سازمانی که از آن شکایت شده، پرونده شاکی را عمدا و برای تنبیه، دچار پیچ و خم اداری نکند؛ یا نهادی دیگر، شاکی را مورد آزار و اذیت قرار ندهد.
4- نهادها و سازمان‌هایی که از آنها شکایت شده، توجیه شوند که بیش از آنکه با کاربرد اصطلاحات لوث‌شده‌ای همچون تشویش و توهین و... به دنبال خاموش کردن صدای شاکی‌ها باشند، با پاسخ‌دهی درست تلاش کنند فاصله ایجاد شده میان خود و گیرندگان خدمات را کاهش دهند.
5- همچون سایتِ «شکایتی هست» در ترکیه، دیگر خوانندگان هم بتوانند با نام ثبت‌شده، شکایت‌های‌شان را از آن نهاد در زیر پستی که شکایت کرده، بنویسند. با این کار، به جز اینکه دیگر خوانندگان متوجه دیگر نارسایی‌های سازمان مربوطه می‌شوند (و بنابراین بیشتر مراقب حقوق خود در آن سازمان خواهند بود)، سازمان یا نهاد مربوطه هم با دیگر ابعاد نارسایی عملکرد خود، یا میزان رضایت مشتریانش آشنا شده و تلاش خواهد کرد خدمات بهتری ارائه دهد.
بی‌گمان اگر چنین سایتی با همین شرایط در ایران به راه بیفتد، به جز اینکه به شفافیت/ بهبود عملکرد سازمان‌ها و کاهش فاصله میان آنها و مردم یاری می‌رساند، بازار اخبار و تبلیغات منفی علیه دستگاه‌های کشور نیز کمرنگ‌تر می‌شود؛ چرا که آنگاه به جای آنکه حافظ شیرازی بگوید: «به کجا برم شکایت، به که گویم این حکایت»، قطعا خواهد گفت: «ناکِسَم گر به شکایت سوی بیگانه روم».
این یادداشت را اگر می‎پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
از نماد خوی یا نماینده خوی
امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز
گمان نکنم هیجکس چندان از شنیدن خبر دزدی 250 هزار یورویی و چهارصد میلیون تومان پول نقد از خانه نماینده خوی شگفت‌زده شده باشد. دیگر گوش‌ها و چشم‌ها گویا عادت کرده و هر خبری از این دست، تنها دردی به دردهای مردمانی می‌افزاید که دیگر امیدی به موضع‌گیری علما در برابر تخلفات یا فسادهای آشکار برخی مسئولین ندارند. علمایی که برخی‌شان در هنگامه دوچرخه‌سواری زنان، حضور بانوان در ورزشگاه‌ها، برگزاری کنسرت موسیقی، ساخت فیلم و سریال درباره مفاخر ایران و...، اسلام را در خطر می‌بینند، بی‌آنکه بگویند بر پایه کدامین احکام دینی چنین احساس خطری کرده‌اند. اما در هنگامه دزدی و اختلاس و ارتشاء و... برخی مسئولین، خطری را متوجه اسلام نمی‌بینند. آن هم در حالی‌که علما و مجتهدان به‌طور تاریخی، پایگاهی اجتماعی بوده‌اند برای مظلومان.
امروز، هشتم مهرماه و به روایتی، زادروز مولاناست؛ اینکه چقدر این روایت درست است مهم نیست؛ مهم اینست که ترکیه بر پایه همین روایت و البته به لطف مواضع نادرست برخی علما و مسئولین ما، سال‌هاست که در هفته نخست مهرماه، هزاران گردشگر خارجی از سراسر دنیا، و به‌ویژه ایران را به قونیه می‌کشاند تا هتل‌ها، رستوران‌ها و فروشگاه‌های این شهر را پُر کند. و در این سو، برخی طلبه‌های افراطی با استفاده ابزاری و سوق دادن مراجع تقلید، با شدت تمام علیه شخصیت مولانا و مرادش شمس، موضع‌گیری کرده و حتی محالف کمترین کاری در راستای شناساندن آنها هستند.
شمس که برای سده‌ها نماد شهر خوی بوده، با همین مواضع نادرست و نسنجیده از سوی کسانی که کمترین آشنایی با افکار و اندیشه‌های وی داشته و تنها بر پایه چند جمله مشکوک و مبهم از میان هزاران جمله نغز و انسان‌ساز وی، او را «ضاله» می‌نامند، کم کم دارد جای خود را به کسانی می‌دهد که قانون‌شکنی، بی‌تدبیری و دو رویی‌شان نماد خوی و بلکه ایران می‌شود.
خوی اکنون نمادی کوچک از ایران بزرگ شده است؛ خوی که روزگاری هر کس نامش را می‌شنید، یاد آرامگاه شمس می‌افتاد و ناخودآگاه به وجود چنین انسانی در این سرزمین می‌بالید، این روزها با آمدن نامش، فساد و دو رویی کسی را به یاد می‌آورد که خود در همان هنگام که عضو کمیسیون اقتصادی مجلس است (آن هم با مدرک الاهیات)، بارها به مردم سفارش کرده که ارز نخرند و خود صدها هزار یورو ارز خارجی در خانه‌اش تلنبار کرده بود (آن هم در حالی که قانونا داشتن بیش از 10 هزار یورو، جرم است). شاید چون نه آن الاهیاتی که خوانده بود، واقعا الاهیات بود، نه آن کمیسیون اقتصادی‌ای که عضوش شده، واقعا با اقتصاد ربطی داشته و نه اصلا آن کرسی نمایندگی‌ای که بر آن تکیه زده، اگر به نظارت استصوابی شورای نگهبان نبود، جایی برای وی داشت. بی‌گمان شهر خوی شایستگانی واقعی دارد که این نظارت استصوابی، اهالی خوی را از وجود ایشان محروم ساخته است.
همین چند روز پیش بود که سخنگوی شورای نگهبان از نگرانی درباره ورود «پول‌های کثیف» به انتخابات مجلس سخن گفته بود. یعنی شورای نگهبان به خوبی از وجود چنین پول‌هایی آگاه است؛ اما گویا کاری فراتر از رد صلاحیت شایستگان (بدون نیاز به بیان دلیل و نشان دادن مدرک) و تایید صلاحیت کسانی که برخی‌شان یا یا فساد جنسی و اخلاقی‌شان در صدر اخبار جای می‌گیرند یا با فساد مالی‌شان، نمی‌تواند انجام دهد.
خوی، نمادی کوچک از ایران است؛ سرزمینی که فرهنگ و ادب و دانش که روزی نمادش بود، دارد جای خود را به فساد و ناکارآمدی می‌دهد.
پی‌نوشت: میزان ارز قابل نگهداری توسط هر شخص بر پایه دستورالعمل صادره توسط بانک مرکزی در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۹۶ حداکثر ۱۰ هزار یورو یا برابر آن به دیگر ارزها بوده و در صورت یافتن میزان بیش از آن در نزد هر شخص، با مرتکب بر پایه قانون برخورد خواهد شد.
این یادداشت را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
این 50 نفر
امیر هاشمی مقدم: انصاف‌نیوز
دیروز کسانی که خود را «امت حزب‌الله» و «ستاد مردمی آمران به معروف و ناهیان از منکر» خوانده بودند (و در رسانه‌ها شمار آنان را حدود 50 نفر آمده)، در پی چندین روز فراخوان، روبروی مجلس تجمع اعتراضی درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها بر پا داشتند. در اینگونه مواقع، خودشان این کار را شیوه‌ای آزادی بیان می‌دانند که هر کسی اجازه دارد دیدگاه‌هایش را بیان کند. همانگونه که این افراد دیدگاه‌های‌شان را درباره یک پدیده اجتماعی بیان می‌کنند. اما درباره این مسئله، چند نکته را نباید از نظر دور داشت:
1- تقریبا در همه تعاریفی که از آزادی فردی و آزادی بیان به دست داده‌اند، اشاره شده که این آزادی‌ها تا جایی مجازند که مخالف آزادی دیگران نباشد. به سخن دیگر، برای آزادی‌های شخصی، اجتماعی، رسانه‌ای و... تنها خط قرمز، زیر پا نگذاشتن آزادی و حقوق دیگران است. با این توضیح، آشکار است که تجمع این افرادی که به درست یا نادرست دارند نام «امت حزب‌الله» را یدک می‌کشند، نه تنها زیر چتد آزادی جای نمی‌گیرد، بلکه آشکارا مخالف آزادی دیگران است. اینها در واقع خواهان گرفتن آزادی‌های نیمی از جامعه ایرانند. یعنی در واقع خواهان این حق اضافه برای خود هستند که بتوانند برای دیگران (زنان) تصمیم بگیرند.
2- این بدترین شیوه آسیب زدن به مفهوم آزادی، یا به سخن دیگر، سوءاستفاده از آنست. یعنی در واقع آزادی تنها برای یک عده مشخص معنا داشته باشد و دیگران از آن محروم باشند. دقیقا همین دیروز، شماری از کارگران هفت‌تپه که ماه‌هاست حقوق دریافت نکرده‌اند، برای رساندن صدای‌شان به مجلس، به سوی تهران راه افتادند. اما در خرم‌آباد دستگیر شدند. یعنی در حالی‌که برخی حتی امکان رسیدن به هزار کیلومتری مجلس را هم برای اعتراض ندارند، عده‌ای دیگر آزادانه جلوی مجلس تجمع اعتراض‌آمیز می‌کنند؛ آن هم بدون داشتن مجوز از وزارت کشور (بر پایه سخن دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران). همچنانکه پیش از این نیز بارها دیده‌ایم که تجمع معلمان یا کارگرانی که تنها در پی حقوق از دست‌رفته خودشان هستند، روبروی مجلس ممنوع شده و با برخورد تند نیروی انتظامی روبرو شده‌اند. یعنی آزادی برای برخی آری، برای برخی نه. یعنی برخی حتی پس از درخواست برگزاری تجمع هم، نه درخواست‌شان پذیرفته می‌شود و نه می‌توانند تجملع کنند؛ برخی دیگر حتی نیازی به ارائه درخواست هم نمی‌بینند، بلکه فراخوان داده و در حضور نیروی انتظامی تجمع هم می‌کنند، اما نیروی انتظامی مانع‌شان نمی‌شود. اگر ایرانیانِ خواهانِ حضور زنان در ورزشگاه، می توانستند فراخوان بدهند و جلوی مجلس تجمع کنند (بیگمان آن موقع مشخص می شد در برابر این پنجاه نفر مخالف، چند نفر موافق حضور زنان در ورزشگاه ها داریم)، آنگاه می شد دم از رفتار یکسان با هر دو دیدگاه زد.
3- اینهایی که روبروی مجلس جمع شدند، همانهایی هستند که تا سخن از حقوقی همچون حضور زنان در ورزشگاه، دوچرخه‌سواری زنان یا برگزاری کنسرت موسیقی و... به میان می‌آید، مدعی می‌شوند که در شرایط حساس کنونی و وجود مسائل جدی‌تر، نباید به دنبال چنین مسائلی رفت. اما اکنون خودشان به خاطر همین مسئله غیر جدی، جلوی مجلس گرد هم آمده‌اند؛ در حالی‌که هنگام مسائل به گفته خودشان جدی‌تر (از اختلاس‌ها و فساد گرفته تا ناکارآمدی بسیاری از دستگاه‌ها و مسئولین و...) فراخوان نمی‌داده و تجمع نمی‌کردند. اتفاقا گویا همین مسائل حاشیه‌ای (همچون حضور زنان در ورزشگاه‌ها) برای این افراد خیلی جدی‌تر و حیاتی‌تر باشد تا مسائلی همچون اختلاس و فساد و ناکارآمدی و... مسئولین.
4- «این 50 نفر»، نشانه خوبی از کسانی است که مدام از سوی «مردم ایران» و «امت حزب‌الله» و... سخن می‌گویند. های و هوی‌شان زیاد است، اما نه نماینده مردم‌اند، نه نماینده حتی اکثر حزب‌اللهی‌ها؛ فقط تریبون دارند و زور. با تریبون آشکارا و آزادانه اعلام می‌کنند و با زور پیش می‌برند خواسته‌های‌شان. آنان که همیشه با سخنانی همچون «مردم ما خواهان برخورد با فلان پدیده هستند» و یا «مردم مسلمان ما فلان چیز را نمی‌پذیرند» یا حتی «ما [ایرانیان] خودمان انتخاب کردیم که یک جور دیگر زندگی کنیم» و... را به زبان می‌آورند، هیچگاه نتوانستند نشان بدهند از زبان کدام مردم و چند درصشان این سخنان را می‌گویند. «این 50 نفر» نمونه خوبی است از شمار طرفداران چنین ادعاهایی.
همه نکته‌های اشاره‌شده در بالا، سیاست یک بام و دو هوای کسانی را نشان می‌دهد که پشت نقاب برخی القاب ارزشی، در پی مسکوت گذاردن برخی موضوعات و ساکت کردن دیگران هستند؛ آن هم در حالی‌که هم ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور و هم دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان تهران، هر گونه ادعایی درباره ارتباط با این افراد را رد کرده است.
اگر این یادداشت را می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames