لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from ali HSNZDH
البته این مجریان ایرانی هستن. 👍👌
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
یادداشت وارده: جدال زنجیر با فرهنگ!
https://t.me/divanesara/902
#V 40

نویسنده میهمان – فرید پرتو: در تازه‌ترین حواشی جنجالی پیرامون حجاب اجباری، خانمی با نشستن روی کاپوت ماشین پلیس اعتراض خود نسبت به حقوق از دست‌داده‌اش را نشان داد. یکی دیگر از هزاران شاهدی که نشان می‌دهد نظام اسلامی قادر به کنترل فرهنگ عام نیست. درست در نقطه مقابل دادگاهی که پاسخ این اعتراض را با حکمی هجوآمیز داد، از نظر این حقیر، اعتراض این فرد یکی از مسالمت‌آمیزترین اشکال ممکن برای اعتراض به نقض حقوق زنان است. گرچه جایزه زیباترین شکل محتوایی اعتراض همچنان تعلق می‌گیرد به اولین دختر خیابان انقلاب!

پرسش من این است که چرا نظام اسلامی حاکم حاضر نیست حتی اصل اعتراض به حجاب اجباری را تحمل کند؟ چرا هیچگاه نتوانسته و البته نخواهد توانست خط فکری خود در حوزه فرهنگی اجتماعی (که بارزترین آن حجاب اجباری است) را به عموم مردم گسترش دهد و در مقابل کوچکترین به اصطلاح ناهنجاری، بالاترین درجه ممکن خشونت را اعمال می‌کند؟

اجازه دهید سوال را در قالب تجربه خودم جواب دهم. چندی پیش گزارشگر خبر 2030 به دنبال پیدا کردن مانتوی جلو بسته در بازار تهران بود. موضوعی که برای من جالب به نظر آمد و باعث شد تا انتهای گزارش را ببینم. بماند که هیچ زنی در کادر دوربین 2030 هواخواه مانتوی جلو باز نبود و تمامی زنان ایرانی از نبود مانتوی جلو بسته شکایت داشتند برای من بس عجیب‌تر به نظر آمد چرا گزارشگر صداوسیما اصرار دارد مسئله حجاب را مسئله‌ایی فرهنگی جلوه دهد؟ و از مسئولان وقت درخواست عاجزانه می‌کند جلوی تولید و فروش مانتوی جلوباز را بگیرند وگرنه از فرهنگ و هویت زن ایرانی چیزی نخواهد ماند.

در لغت‌نامه معین آمده که یکی از مدخل های فرهنگ مجموعه عقاید و باورهای یک ملت است. فرهنگ همچون مرزهای یک کشور در طول تاریخ تغییر کرد و خواهد کرد. فرهنگ قانون جمع و یا تفریق در ریاضی نیست که در هر زمان و مکانی لایتغیر باشد. متاسفانه مسئولان نظام اسلامی و البته گزارشگر صدا و سیما نمی‌خواهند قبول کنند که فرهنگ هر چه باشد ساخت و پرداخته انسان‌هاست و هر چه که ساخت و پرداخته انسان‌ها باشد در طول تاریخ محکوم به شکست یا حداقل تغییر خواهد بود.

در طول گزارش 2030 هیچ یک از تولیدکنندگان مانتوی جلوباز به خانم گزارشگر که سعی می‌کرد این مانتوها را به عنوان اسلحه ناتوی فرهنگی نشان دهد و آن را ضدفرهنگ معرفی می‌کرد نپرسید چرا شما مانتو پوشیده‌اید؟ مگر نه اینکه زنان ایرانی دوره قاجار نه تنها چادر بلکه روبنده هم استفاده می‌کردند؟ چه شد که فرهنگ روبنده‌پوشی از چهره زن ایرانی زدوده شد و امروزه حتی مذهبی‌ترین افراد جامعه زن مانتو پوش را برای انتخاب مانتو به جای چادر و روبنده مواخذه نمی کنند؟

مسئله دردناکتر اینکه هیچ کشوری عقاید مسئولینش را به قانون تبدیل نمی‌کند تا بدین وسیله مردم را ملزم به رعایت آن کند. هیچ کشوری بودجه‌ای برای تحمیل سیلقه خاص (سبک زندگی اسلامی و یا بودایی) اختصاص نمی‌دهد، چرا که همه دولت ها می‌دانند نحوه پوشش مردم یک سرزمین با توجه به خواست همان مردم در همان زمان شکل می‌گیرد و ممکن است پس از چندی از بین برود و جای خود را به سلیقه دیگری بدهد.

عجیبتر اینکه اعتراض به حجاب اجباری به مثابه اعتراض به قانون شمرده و آن را ناپسند می‌دانند و معتقدند نباید علیه آنچه که قانون است اعتراض کرد. همانگونه که هیچکس حق ندارد علیه چراغ قرمز چهارراه ولیعصر اعتراض کند! جدای از سفسطه نهفته در مثال همه می‌دانیم انسان به حکم انسان بودنش می‌تواند علیه هر قانونی و هر مسئله‌ای حتی اگر مقدس باشد اعتراض کند. انسان‌ها حق دارند حتی علیه فرهنگ خود اعتراض کنند و راه دیگری برای خود جستجو کنند، حتی اگر در اقلیت باشند. اساسا حکومت قانون به معنای تسلط اقلیت بر اکثریت و یا اکثریت بر اقلیت نیست تا بدین شکل عقاید خود را تبدیل به آمپول قانون کرده و بر پیکره جامعه تزریق کنیم.

فرهنگ وابسته به جریان فکری مردم در هر دوره زمانی است و از این جهت نمی‌تواند به کمک دستور و قانون و نیروی قهریه ثابت بماند. ممکن است مردمان سال‌های آینده فرهنگ مردمان گذشته را ناپسند بشمارند و تقبیح کنند. بی‌شک میل و عطش زنان ایرانی به پوشیدن مانتوی جلوباز نیز روزی فروکش خواهد کرد و جای خودش را به پوشش جدیدی خواهد داد که حداقل امروز نمی‌توان آن را متصور شد. حال باید پرسید جمهوری اسلامی در نبود مانتوهای اپل‌دار دهه 60 و مانتوهای جلوباز دهه 90 با پوشش جدید چه خواهد کرد؟

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
کابوس تکراری پرده‌های سیاه!
#A217
https://t.me/divanesara/904
آرمان امیری @ArmanParian

پرده اول:

دونالد ترامپ، بر خلاف روایت غالب امروز و البته بر خلاف شعارهای انتخاباتی خودش، پس از روی کار آمدن‌، به «لغو تحریم‌های ایران» که در برجام ذکر شده بود پایبند باقی ماند. او، نه یک بار، بلکه دست‌کم دو بار (در مجموع بیش از یک سال) توافقی را تمدید کرد که از ابتدا با آن مخالف بود. البته در طول آن مدت نیز به صورت مداوم از ایران درخواست کرد که برای آنچه او «تکمیل برجام» می‌خواند به پای میز مذاکره بیاید. پیشنهادی که اتفاقا کاملا مورد تایید اروپایی‌ها هم بود. اروپایی‌ها نیز دقیقا در همین راستا «کمیسیون اصلاح برجام» را تدارک دیدند، اما هیچ کدام از این درخواست‌های مکرر مورد پذیرش ایران قرار نگرفت. پیام ایران در یک کلام خلاصه می‌شد: «برجام غیرقابل مذاکره است».

حالا ۱۵ماه از پایان مهلت ترامپ برای مذاکره گذشته است. ۱۵ماه است که تحریم‌ها، بسیار سنگین‌تر از قبل و احتمالا سنگین‌تر از هر زمان دیگری بازگشته‌اند. صادرات نفت تا سطح «غیرقابل ذکر» سقوط کرده و کشور در بدترین اوضاع اقتصادی خود قرار گرفته است. بالاترین درخواستی که در این شرایط صراحتا از جانب رییس‌جمهور ما اعلام شده و می‌توان گفت پیشتر هم از جانب رهبری به صورت ضمنی تایید شده بود این است: «ترامپ تحریم‌ها را لغو کند، حاضریم در مورد برجام مذاکره کنیم». یعنی همانکه ۲سال قبل و بدون هیچ یک از این دردسرها امکان تحقق‌اش وجود داشت!

پرده دوم:

بهار سال ۹۶، حسن روحانی، سرخوش از به نتیجه رسیدن برجام، از ضرورت تداوم آن در قالب برجام‌های دو و سه سخن می‌گوید. پیش از آن نیز بسیاری هشدار داده بودند که جای خالی رقبای منطقه‌ای ایران در مذاکرات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. بسیاری توصیه می‌کردند ایران در تداوم سیاست‌های تنش‌زدایی، به سراغ همسایگان نیز برود. جریان «تقابل‌گرا» اما به کلی مخالف تداوم تنش‌زدایی بود. آن‌ها با شدیدترین حملات رسانه‌ای خود به کلیدواژه «برجام منطقه‌ای» حمله کردند. حتی رهبری نیز شخصا به هرگونه تلاش برای گسترش برجام به ویژه به موضوعات منطقه‌ای واکنش نشان داد. هرگونه سخن گفتن در باب «برجام منطقه‌ای» خیلی زود از جانب دستگاه پروپاگاندا به صورت «اسم رمز خیانت و وطن‌فروشی» معرفی شد.

حالا اما دوباره ورق برگشته است. کمر جامعه که زیر بار فشارهای اقتصادی خرد شد و توهم مانور اقتدار و مسدود کردن تنگه هرمز در سطح بازی موش و گربه به شیوه «بزن و تکذیب کن» تقلیل پیدا کرد، بالاخره رویکردها عوض شد. حالا سخن‌گویان دیپلماتیک کشور، با شور و شعف خبر می‌دهند که «عربستان پیغام فرستاده که آماده مذاکره است» و گویا معامله تا آنجا جوش خورده که عراق هم به عنوان میزبان و واسطه مشخص شده است. این روزها دیگر کسی به «برجام منطقه‌»ای اسم خیانت نمی‌دهد!

تکرار بی‌پایان پرده‌های سیاه:

در تاریخ ۱۲بهمن ماه ۱۳۹۶، درست زمانی که ترامپ یک بار دیگر پایبندی خودش به برجام را تمدید کرده بود، یک کارشناس امور خارجه با انتشار یادداشتی در روزنامه شرق، تمامی تهدیدهایی که امروز بالفعل شده‌اند را پیش‌بینی کرده و نسبت بدان‌ها هشدار داده بود. ما پیشنهاد می‌کنیم که حتما «این یادداشت» را بخوانید و ببینید که چطور پیش‌بینی‌های آن یکی‌یکی به وقوع پیوسته است. تمامی آن نسخه‌هایی که پیش از وقوع فاجعه پیشنهاد شده بود همان مواردی هستند که امروز نظام ناچار شده یکی‌یکی به آن‌ها تن بدهد. مساله اما، پیش‌بینی‌های یک فرد خاص نیست. مساله اصلی، سیطره یک اندیشه کلان «تقابل‌گرا»، به جای ذهنیت «منطقی و مصلحت‌سنج» بر فضای سیاست کشور ماست.

پرده‌های اول و دوم این یادداشت، می‌توانند با ده‌ها نمونه دیگر از پرده‌های سیاه در تاریخ سیاست‌خارجی و حتی تصمیمات داخلی کشور تکمیل شوند. هر یک از خوانندگان این نوشته می‌توانند چندین نمونه دیگر را به یاد بیاورند که زمانی با تبلیغات فراوان به عنوان «خط قرمز» نظام معرفی شدند و خیلی زود، پس از تحمیل هزینه‌های گزاف به کشور و معمولا در مفتضحانه‌ترین شرایط قابل تصور به دست فراموشی سپرده شدند. نیمه پر لیوان می‌تواند این باشد که یک «عقلانیت بقا» در دل نظام وجود دارد که همیشه در آخرین لحظات ترمز قطار بدون فرمان‌اش را می‌کشد. نکته خالی لیوان اما خیلی تکان دهنده است. مساله فقط در سال‌ها عمر و فرصت و ثروت از دست رفته ایرانیان نیست، مساله درناک‌تر این است که تکرارکنندگان این پرده‌های تکراری از شکست و فضاحت، همچنان سیاست‌پردازان و آینده‌سازان این کشور هستند و به نظر نمی‌رسد هیچ یک از این شکست‌ها و هزینه‌ها تغییری در استراتژی کلان‌شان ایجاد کرده باشد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from ali HSNZDH
اشتباه رایج در روایت وقایع عاشورا در نگاه شهید مطهری

باور عمومی این است که حضرت حسین بن علی(ع) و اهل بیت و اصحابش سه شبانه روز آب ننوشیدند و سپس تشنه کام به مقابله با دشمن رفته اند؛ اما حقیقت این است که عمر سعد سه روز قبل از عاشورا عمرو بن حجاج را با پانصد سوار فرستاد تا کنار شریعه فرود آیند و میان یاران حسین و آب فاصله اندازند. اما این به این معنی نیست که هیچ ذخیره آبی در خیمه ها نبوده است.

در کتاب ارشاد نوشته شیخ مفید(ره) آمده است: «در شب عاشورا زینب دست بر گریبان برده و بیهوش بر زمین افتاد. حسین(ع) برخاسته آب بر روی خواهر پاشید و...» این نقل معتبر نشان می دهد که تا شب عاشورا هنوز آب در خیمه ها بوده و اصل تشنه کامی به روز عاشورا، گرمی هوا و شدت مبارزه مربوط است.

شیخ عباس قمی(ره) در منتهی الامال می گوید: «شب عاشورا امام حسین(ع)، حضرت علی اکبر(ع) را با سی سوار و بیست پیاده فرستاد که چند مشک آب آورند و اهل بیت و اصحاب خود را فرمود که از این آب بیاشامید، آخر توشه شماست و وضو بسازید و غسل کنید».
✍️من از «تتلو» ها می‌ترسم|صادق زیباکلام۵مهر۱۳۹۸

🔺من از «تتلو» ها می‌ترسم و هر بار که آنها را می‌بینم ترس و دلهره‌ام بیشتر می شود.

🔹 نخستین بار«تتلو» ها را پنج سال پیش
دیدم. مراسم تشییع‌جنازه «مرتضی پاشایی» بود. صدها هزار دهه شصتی و هفتادی آرام و در سکوت جنازه را تشییع می‌کردند. در چشمانشان آمیزه ای از بغض و کینه، گره‌خورده با عصیان موج می‌زد. بی‌اختیار به یاد شعار دوران انقلاب بعد از کشتار هفده شهریورافتادم: «مشت گره‌کرده ما فردا مسلسل می‌شود».
آن روزها نه اینستا بود، نه غول بی شاخ و دم فضای مجازی و نه عضویت چهل و پنج میلیون ایرانی در تلگرام. اما امواج حیرت‌آور «تتلو» ها در تشییع‌جنازه مرتضی پاشایی ایران را تکان داد.

🔹بار دوم آن‌ها را در ناآرامی‌های دی‌ماه نودوشش دیدم. اینباردیگرسکوت نکرده بودند. چند ماه بعد تب جام جهانی فوتبال کشور را در خود فروبرد. احساسات «تتلو» ها برای تیم ملی غریب بود. هیچکس دیگر را حاضر نبودند در میان خودشان بپذیرند. گویی تیم ملی فقط به آنها تعلق داشت.

🔹هنوز تب فوتبال فروکش نکرده بود که «وحید مرادی» را در زندان کشتند. اگر یک نفر از کره مریخ بزرگداشت و تجلیل از وحید مرادی را در فضای مجازی می‌دید تصور می‌کرد یک اسطوره و قهرمان ملی ازمیان‌رفته. «تتلو»-ای بنام «مائده هژبری» که در فضای مجازی ویدئو رقصیدنش دست‌به‌دست شده بود، در تلویزیون گریست که فریبش داده بودند و پشیمان است و تتلوها به حمایت ازش برخاستند. بعد سوختن «دخترآبی» تتلوها را بسیج کرد. بعد «تتلو»ی دیگری از طرفدارانش خواست که برایش دوازده میلیون کامنت بگذارند و پیروان هم لبیک گفتندو...
از صمیم قلب می‌خواهم اشتباه کرده باشم و به قول متخصصین آمار «هیچ رابطه معناداری» میان مرتضی پاشایی، حمایت از تیم ملی فوتبال، ناآرامی‌های دی ماه نود و شش، وحید مرادی، مائده هژبری، دخترآبی، امیرتتلو و.. نباشد.

🔹امیدوارم هیچ بغض و کینه و نفرتی در دهه هفتادی‌ها و به‌تدریج هشتادی‌ها، نهفته نشده باشد و ترس من از آنها بی‌مورد باشد. آن‌ها همه ارزش‌ها، باورها، نُرم‌ها و هنجارهای ما را پذیرفته باشند و تنها مشکل نسلی‌شان با ما آن باشد که عواطف، علاقه و احساسا تشان را نسبت به ما نمی‌دانند چگونه بروز دهند. برای آینده کشور امیدوارم اینگونه باشد و ترس من از تتلوها بی‌مورد بوده باشد.

https://www.instagram.com/p/B27WuXMnW-1/?igshid=18i56pa4asjnz
✍️چرا از «تتلو»ها می‌ترسم؟| صادق زیباکلام ۶مهر ۱۳۹۸

🔹از تتلوها می‌ترسم چون از خشم و نفرت می‌ترسم. چون در طول تاریخ کشورم نفرت و خشونت به‌جز تخریب حاصل دیگری به بار نیاورده. بدون آنکه سرسوزنی موفق به پیشرفت دمکراسی شده باشد. خشونت ممکن است دمکراسی را در ابتدا یک گام به‌پیش ببرد، اما آن‌قدرها طول نمی‌کشد که آن را دو گام به‌عقب می‌کشاند. ازتتلوها می‌ترسم چون بسیاری از آنها خشونت را یگانه ابزار تغییرمی دانند.

🔹خیلی سال‌ها پیش تتلویی بود به نام میرزا رضای کرمانی؛ سرشار از بغض و کینه و نفرت به حاکمیت قاجارها و شخص اول مملکت. آن‌قدر که سرانجام «سایه خدا»، «سلطان اسلام» و «میخ میان زمین و آسمان» را در حرم حضرت عبدالعظیم (ع) ترور نمود. کار میرزا آنقدرغیرقابل تصور بود که بسیاری از رجال به دیدن «قاتل قبله عالم» درغل وزنجیر می‌آمدند. همه کنجکاو بودند مردی که «سلطان صاحبقران» را کشته بود ببینند. برخی نزدیک‌تر شده و با او صحبت هم می‌کردند.

🔹روزی که سرانجام میرزا را می‌خواستند اعدام کنند از وی پرسیدند این خیل عظیم رجال که به دیدارت آمدند آیا کسی چیزی گفت که تو را نسبت بکاری که کردی به تردید بیاندازد؟ پاسخ می‌دهد خیر همچنان کارم درست بود که ریشه ظلم را می‌بایستی می‌کندم. سپس مکثی کرده و ادامه می‌دهد «چرا ناصرالملک سخنی گفت که به فکر فروبردم. ازم پرسید وقتی داشتی ناصرالدین‌شاه را می‌زدی، فکر می‌کردی کدام نادر پشت دروازه‌های تهران منتظراست تا جای اورابگیرد؟» ناصرالملک یکی از نخستین اریستوکراتهای قاجار بود که در قرن نوزدهم دردانشگاه آکسفورد تاریخ، فلسفه واقتصادخوانده بود. درک اوازبی پایه بودن خشونت وعمل انقلابی درتحقق تغییر بی‌نظیر بود. سال‌ها بعد و دراوج مشروطه به آسیدمحمد طباطبایی می‌نویسد: «ای‌کاش بجای انقلاب، هزارنفر را برای اداره مملکت تربیت می‌کردید.»(صادق زیباکلام: سنت و مدرنیته)
🔹اینکه سخنش میرزا را به فکر فرومی‌برد، نشان‌دهنده آن است که میرزا هم از آی کیوی بالایی برخوردار می‌بوده وای بسا بجای پیروی ازسید جمال انقلابی اگر با ناصرالملک لیبرال آشنا می‌شد تاریخ مسیر دیگری می‌رفت. آنچه را باقوت بیشتری می‌توان گفت آن است که شاید تتلوی انقلابی ما، قبل از اعدام به فکرچه باید کرد؟» و اینکه آیا ترور پادشاه و خشونت باعث تغییری می‌تواند بشود میفتاد؛ تفکری که ناصرالملک سازشکارغیرانقلابی مدت‌ها قبل به آن رسیده بود.
https://www.instagram.com/p/B29hEbFn8zW/?igshid=1cnmzz9u10nc9
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به «سخنگوی شورای نگهبان»|۹مهر ۱۳۹۸

🔺همکارارجمند
جناب آقای دکترعباسعلی کدخدایی
سخنگوی شورای محترم نگهبان

🔹با سلام وتحیات،فرموده بودیدکه شورای نگهبان نگران نقش"پولهای کثیف" درانتخابات مجلس است و اینکه شورا فاقد ابزارقانونی لازم در برخورد با این پدیده است.صورت مسئله ای که مطرح کرده اید درست است: ظرف سالهای اخیر،پول منظما نقش بیشتری در راهیابی نامزدهابمجلس پیداکرده است و حال جنابعالی میفرماییدشورای محترم نگهبان مصمم به برخورد با این پدیده مذموم برآمده.

🔹شیوه برخوردتان با این معضل بنظرمیرسد مشابه قوه قضاییه با معضل مفاسد اقتصادی است. یعنی "برخورد با معلول و چشم بستن برروی علت"
قوه قضاییه بیشتربمنظور ارضاء افکارعمومی، متهمین مفاسد اقتصادی را با عجله و نشر تبلیغات، بازداشت وبه مجازات میرساند اما حتی یکبار این سوال را مطرح نمیکند که چرا مفاسداقتصادی این همه در جامعه ما رواج پیدا کرده؟

🔹جنابعالی هم داریدتیغ شورای نگهبان را تیزمیکنیدتا به قلع قمع کسانیکه درانتخابات پول خرج میکنندبرخیزید وبالطبع بلندگوهای حکومتی ازعزم و اراده انقلابی شورای نگهبان تقدیرخواهندکرد؛همچنانکه امروزصف بسته اند وازعملکردانقلابی قوه قضاییه تجلیل میکنند.
اما ایکاش بموازات "برخورد انقلابی" با معضلی بنام نقش ناصواب پول درانتخابات،حضرتعالی این سوال ساده را هم مطرح میکردید که چرا و چگونه شد که پول توانست نقش مهمی در انتخابات پیداکند؟ با توجه به این واقعیت که در یکی دو دهه نخست انقلاب این پدیده به هیچ روی متداول نبود. اگر به ریشه یابی علت برمی آمدید آنقدرها طول نمیکشید که متوجه میشدید یکی ازعوامل مهمی که کمک به پیدایش این پدیده نمود از قضای روزگارعملکرد سیاسی شورای نگهبان در انتخابات بود.
رد صلاحیت نامزدهایی که منتقد یا معترض به عملکرد حکومت بودند، عرصه را از نامزدهای مستقل،کارا و توانمند خالی نمود و زمینه را فراهم آورد برای نامزدهایی که با خرج کردن موفق شدند به مجلس راه یابند.

🔹نظارت استصوابی فقط پای پول کثیف را به انتخابات نگشوده است؛ راهیابی نمایندگانی که "بله قربان گویی" بارزترین ویژگی شان بود محصول دیگر دخالت شورای نگهبان درانتخابات است. نمایندگانی که مع الاسف بسیاری از آنها بجای پرداختن به مسائل کلان ملی، عمده ترین دغدغه شان گرفتن امتیاز از قوه مجریه و استفاده از رانتهای مالی است.
تنزل جایگاه قانونی مجلس از راس نظام به قعر آن دستاورد دیگر شورای نگهبان است.

ایام بکام باد
۸مهرماه۹۸
https://www.instagram.com/p/B3EWvtYHPqZ/?igshid=11nn7hobhn8oj
دلم می‌خواست از مسئولینی که بستگان خانم مسیح علی‌نژاد را تحت فشار قرار داده‌اند، می پرسیدم که گیریم آن‌ها بیایند پشت تلویزیون و او را محکوم نمایند و بگویند «آبرو و حیثیت خانواده را لکه‌دار کرده.» این اقدام چه ثمری دارد و چه چیزی را عوض می‌کند؟
آیا طرفداران ایشان دیگر از وی حمایت نمی‌کنند؟
توئیت صادق زیباکلام|۷ مهر ۱۳۹۸

https://www.instagram.com/p/B3HpPwSnCHg/?igshid=wmdcooyru2zw
وقتی خبر رفتن چینی ها از «فاز یازدهم پارس
جنوبی» یعنی یکی از مهم ترین پروژه‌های گازی کشور را شنیدم، بی‌اختیار یاد مصاحبه آقای رئیس‌جمهور در بازگشت از نیویورک افتادم که فرمودند«سران کشورها پشت درب محل اقامت ما برای دیدار صف بسته بودند.»
احتمالا می‌خواستند هاله نور را مجددا رویت کنند.
توئیترصادق زیباکلام|۱۵ مهر ۱۳۹۸
https://www.instagram.com/p/B3U2s2_nNx7/?igshid=rx9bwxehvy2y
Forwarded from شبکه توسعه
گزارش بنویسید و در شغل‌تان پیشرفت کنید

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️ من آموخته‌ام که بخش مهمی از بی‌تصمیمی، ناکارآمدی، قفل‌شدگی و فشل بودن سازمان‌های عمومی، نتیجه کیفیت گزارش‌هایی است که در آنها نوشته می‌شود. چرا چنین است؟

⭕️ آن‌چه اغلب تحت عنوان گزارش در سازمان‌ها ارائه می‌شود، فقط چند اسلاید است و هیچ متن پشتیبانی برای آن وجود ندارد. چنان نیست که آن اسلایدها از گزارش مؤثری خلاصه و تهیه شده باشند؛ و عمق گزارش‌ها و شناخت سازمان از مساله در حد همان چند اسلاید است.

⭕️ اسلایدها معمولاً بین‌نسلی هستند، یعنی اولین نسل این اسلاید چندین سال قبل تهیه شده و به تدریج داده‌ها و صفحات جدیدی به آن اضافه و بارها در جلسات مختلف ارائه شده است. گاه اکثر اعضای جلسه به یاد می‌آورند که تاکنون چندین بار این اسلایدها را دیده‌اند.

⭕️ اسلایدها اغلب برای خسته کردن و گنگ‌سازی طراحی می‌شوند (اغلب غیرعامدانه). طراحان اسلایدها معمولاً ده‌ها و گاه صدها قلم داده و نمودار را در اسلایدها می‌گنجانند و وقتی برای مثال 15 دقیقه زمان در اختیار دارند، شصت هفتاد اسلاید برای ارائه در جلسه می‌آورند. این‌ها همان اسلایدهای تاریخی بین‌نسلی هستند که برای هر جلسه‌ای، دستی به سر و روی آن‌ها کشیده می‌شود.

⭕️ اسلایدهای اول، حاوی مقدمات و تاریخچه است و اغلب جلسات فقط به بحث درباره همین مقدمات می‌گذرد و فرصت به طرح اسلایدهای جدی (اگر واقعاً وجود داشته باشد) نمی‌رسد. اغلب توجه نمی‌شود که اگر 15 دقیقه وقت دارید، حداکثر می‌توانید مثلاً ده اسلاید روشن و با حجم داده‌های اندک داشته باشید نه پنجاه اسلاید.

⭕️ نکته مهم‌تر اما هنوز باقیست. «گزارش مؤثر چیست؟» تأثیر هر گزارش را باید چگونه سنجید؟ مدیران در دولت و سایر دستگاه‌های عمومی نیاز دارند تصمیم بگیرند. آن‌ها اغلب فضای مبهمی پیش رو دارند که تصمیم گرفتن را سخت می‌کند و غالباً حداقل چند چیز را نمی‌دانند:

🔹اول، چند گزینه تصمیم پیش رو قرار دارد؟

🔹دوم، هزینه و فایده هر گزینه تصمیم چیست؟

🔹سوم، ملزومات اجرای هر گزینه تصمیم چیست؟

🔹چهارم، موانع به هدف رسیدن هر گزینه تصمیم چیست؟

پنجم، نسبت هر گزینه تصمیم سیاست‌ها و اهداف سازمان چیست؟

⭕️ مدیران دولتی می‌دانند که باید بابت تصمیم‌های‌شان پاسخ‌گو باشند. این پاسخ‌گویی در قالب‌های مختلف رخ می‌دهد: سازمان بازرسی، خروجی عملکرد سازمان، افکار عمومی، حفظ یا از دست دادن پست یا قضاوت تاریخ و آینده سیاسی و اداری فرد. آن‌ها بر اساس پاسخ به این سؤالات، می‌توانند درباره جایگاه خودشان و گزینه تصمیم و اقدام‌شان تصمیم‌گیری کنند.

⭕️ گفته می‌شود گزارش مؤثر در دستگاه عمومی، گزارشی است که «مدیر را به در پیش گرفتن یک گزینه تصمیم تشویق می‌کند.» بنابراین گزارش باید بتواند به شکلی مستدل، ظرفیت حذف برخی گزینه‌ها از روی میز مدیر را داشته باشد، و دست او را برای پرسه زدن میان گزینه‌ها ببندد.

⭕️ گزارش‌های کارشناسان در دستگاه‌های عمومی – که اغلب همان اسلایدهای بدطراحی‌شده بدون هیچ متن پشتیبان هستند – هیچ ابهام مهمی را از ذهن مدیر رفع نمی‌کنند، و بعد از ارائه گزارش – اگر فرصت برای ارائه همه اسلایدها باشد – مدیران به همان اندازه قبل، ابهام دارند.

مدیران ارشد در فضای ابهام، اغلب تصمیم می‌گیرند تصمیم نگیرند و آن‌را به جلسات دیگری ارجاع دهند، و دستگاه فشل می‌شود.

◾️⭕️تجویز راهبردی

⭕️ اگر می‌خواهید به حل مسائل سازمان‌تان کمک و ‌در شغل خودتان پیشرفت کنید «گزارش‌های مؤثر» بنویسید. پرسش‌های زیر را از خودتان بپرسید و مؤثر بودن گزارش‌تان را ارزیابی کنید.

☑️ آیا گزارشی نوشته‌ام و از آن اسلاید استخراج کرده‌ام یا فقط چند برگ اسلاید دارم؟

☑️ آیا قادرم اسلایدهایم را در زمان تعیین‌شده، به شکل قانع‌کننده ارائه و تمام کنم؟

☑️ آیا گزارشم همه گزینه‌های مهم تصمیم را تجزیه و تحلیل می‌کند؟

☑️ آیا بر اساس گزارشم قادرم مدیر را به پذیرش یک گزینه تصمیم تشویق کنم و به حذف اغلب گزینه‌های تصمیم نامناسب برسم؟

☑️ گزارشم چقدر از ابهامات مدیر را برطرف کرده و دست او را برای گریز از تصمیم‌گیری می‌بندد؟

☑️ آیا مدیر با گزارش من به گزینه تصمیم نزدیک‌تر می‌شود یا هنوز فرصت می‌یابد که موضوع را به جلسه و بررسی‌های دیگر ارجاع بدهد؟

☑️ سؤال آخر: آیا نوشتن گزارش مؤثر را آموزش دیده‌ام یا عادت‌های عمومی گزارش نوشتن در سازمان را تکرار می‌کنم؟ پاسخ این پرسش‌ها بر پیشرفت شغلی شما مؤثرند.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)
#شبکه_توسعه
@I_D_Network