لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
هیم رئیسی را ترکاند. غلط نیست اگر گفته شود دلیل اصلی خشم و عصبانیت اصولگرایان تندرو از صدرالساداتی‌ها به خاطر خنثی شدن پروپاگانداهای تبلیغاتی آنان در خصوص توان رئیسی در حل مشکلات قوه قضائیه است.

همچنین بار دیگر نمایشی بودن مجلس خبرگان و نظارت زینتی نمایندگان آن بر رهبری مشخص می‌شود. روح‌الله صدرالساداتی که طبق قانون اساسی باید بر عملکرد رهبری نظارت کند، از سوی نیروهای زیرمجموعه برای انجام وظایف ذاتی و قانونی‌اش تهدید می‌شود و نامه‌نگاری‌های او به ولی فقیه نیز کارساز نمی‌افتد!

بدین ترتیب اتفاقی که برای برادران صدرالساداتی رخ داد که می‌تواند به عقب‌نشینی آنها و یا تشدید تنش با نهادهای حکومتی منجر شود، برگ تأیید دیگری بر امتناع درمان فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی است. گرانیگاه این واقعیت بر جنبه نهادی و سیستماتیک شدن فساد استوار است. نهاد ولایت فقیه که بر تجمیع قدرت غیرپاسخگو و انباشت ثروت نظارت‌گریز استوار است، مستقل از خواست شخص ولی‌فقیه فسادآفرین است.

بر بستر این عامل نهادی سیاست‌های کلانی چون «دیدگاه آخرالزمانی»، «سیاست خارجی ستیزه‌جو»، «اقتدارگرایی سیاسی»، «سرکوب جامعه مدنی»، «انکار عقلانیت زمانه»، «سرمشق بنیادگرایی» و «نگاه غیرواقع‌بینانه» باعث شده تا تزویر و نفاق به بخشی از خروجی عملکرد نظام بدل شود. این عامل تا آنجا پر رنگ است که زندگی بخش مهمی از کارگزاران ارشد و میانه نظام نشان و تناسبی با گفتمان اقتصادی و ساده‌زیستی نظام ندارد و به لحاظ تناسب با اشرافیت و زندگی تجملی دستکم کمتر از دوران پیش از انقلاب و متوسط زندگی دولتمردان در دنیا نیست.

این عامل باعث می‌شود فسادستیزی شمشیر دولبه‌ای برای نظام شود که در شرایطی خاص اصرار و مانور بر روی پروژه‌ها به ضد خودش تبدیل می‌شود و هشدارهای خامنه‌ای در «برخورد هوشمندانه و صبر انقلابی و بصیرت» چاره‌گشا نخواهد بود.
فدراسیون جودوی ایران تعلیق شد

فدراسیون جهانی جودو در بیانیه‌ای فدراسیون جودوی ایران را تعلیق کرد.

فدراسیون جهانی جودو اعلام کرد بعد از اتفاقاتی که در رقابت‌های قهرمانی جهان ۲۰۱۹ توکیو رخ داد که طی آن سعید ملایی از طرف مقامات ایرانی مجبور به کناره‌گیری از رقابت خود شد، این فدراسیون اقدام به تعلیق جودوی ایران از حضور در کلیه رقابت‌های بین‌المللی کرد.

به گزارش ایسنا، در بیانیه فدراسیون جهانی جودو آمده است: این رفتارها در تضاد کامل با مفاد نامه‌ای است که به تاریخ ۸ می ۲۰۱۹ به فدراسیون جهانی جودو ارسال شد که امضای سید رضا صالحی امیری، رییس کمیته ملی المپیک ایران و آرش میراسماعیلی، رییس فدراسیون جودوی ایران در پای آن قرار داشت. در آن نامه این‌طور ذکر شده بود که ما تمایل داریم که این را تایید کنیم که کمیته المپیک ایران کاملا به منشور المپیک و اصول آن پایبند است و فدراسیون ایران کاملا آن را رعایت می‌کند.

در ادامه این بیانیه فدراسیون جهانی جودو آمده است: ایران علاوه بر این، نقض آشکار و جدی اساسنامه فدراسیون جهانی جودو را انجام داده و اهداف و اساس فعالیت فدراسیون جهانی را رعایت نکرده است. بدون هیچ پیش داوری و یا اتهام احتمالی، این رفتارها موارد زیر را نقض کرده است:

- اساسنامه فدراسیون جهانی جودو
- احترام به اصول جهانی و هرگونه بی‌طرفی سیاسی
- ماده ۱.۲.۴: قائل نشدن هرگونه تبعیض به هر دلیلی در رابطه با نژاد، رنگ پوست، جنسیت، تمایل‌های جنسی، زبان، مذهب، گرایشات سیاسی یا عقیدتی، ثروت و ...
- قوانین سازمانی و ورزشی فدراسیون جهانی جودو
- ماده۱.۲.۲ - تبانی و باخت عمدی(نتیجه غیرواقعی)
- اصول اخلاقی فدراسیون جهانی جودو
- منشور المپیک

کمیته اجرایی فدراسیون جهانی جودو در نظر گرفت که چنین رفتاری غیرقابل تحمل است و در نتیجه با استناد به ماده ۲۸ اساسنامه فدراسیون جهانی جودو پروسه قضایی علیه فدراسیون ایران و ارائه این پرونده به کمیته انصباطی فدراسیون جهانی جودو در اسرع وقت صورت می‌گیرد.

رفتار مورد بحث به قدری جدی است که تعلیق فدراسیون جودوی ایران را با استناد به ماده ۲۸.۲.۴ اساسنامه فدراسیون جهانی جودو تصویب کنیم.

کمیسیون دریافته که چنین رفتار مشابهی در گذشته نیز رخ داده است. در طول بازی‌های المپیک ۲۰۰۴ آرش میراسماعیلی، رییس فعلی فدراسیون جودوی ایران از طرف مقامات ایرانی مکلف شد تا در مقابل حریف اسراییلی مبارزه نکند. چنین اتفاق مشابهی در گرنداسلم پاریس ۲۰۱۹ برای سعید ملایی رخ داد. رویداد بعدی فدراسیون جهانی رقابت‌های گرندپری ازبکستان است که ۲ روز دیگر برگزار می‌شود.

کمیسیون دلایل کافی دارد که فدراسیون جودوی ایران در آینده نیز چنین رفتاری را تکرار خواهد کرد که بر خلاف منافع، اصول و اهداف فدراسیون جهانی جودو است.

کمیته انضباطی فدراسیون جهانی جودو اعلام می‌دارد، فدراسیون جودوی ایران از تمامی رقابت‌ها، تمامی فعالیت‌های اجتماعی و اجرایی که از طرف فدراسیون جهانی جودو سازماندهی می‌شود، از امروز (۲۷ شهریور ماه ۹۸) تا اعلام تصمیم نهایی در مورد این پرونده تعلیق خواهد بود.

با این که تصمیم نهایی در این‌باره اتخاذ نشده اما این تعلیق قابل اجرا است. به اطلاع فدراسیون جودو ایران رسیده است، این تصمیم می‌تواند به دادگاه عالی ورزش برده شود، محدوده زمانی اعتراض ایران به دادگاه عالی ورزش ۲۱ روز از دریافت این بیانیه است.

این حکم به افراد ذیل نیز ابلاغ می‌شود:

آقای ماریوس ویزر، رئیس فدراسیون جهانی جودو، آقای ژان لوک روگ، دبیر کل فدراسیون جهانی جودو، آقای عبید الانزی، رئیس اتحادیه جودوی آسیا، محمد مریدا، مدیر آموزش و مربیگری فدراسیون جهانی جودو و آقای ولادیمیر بارتا، رئیس دپارتمان ورزشی فدراسیون جهانی جودو و فدراسیون جودوی ایران.
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به رئیس جمهور|۱۸ شهریور ۱۳۹۸

جناب حجت‌الاسلام آقای دکتر حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران شیدالله ارکانه
با سلام و تحیات و عرض تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان،

🔹یقیناً از احکام سنگین و باورنکردنی فعالین کارگری مطلع هستید. پیش‌تر هم احکام سنگین برای بانوان معترض به حجاب اجباری و خبرنگارانی که درتجمعات اعتراضی کارگران شرکت داشتند صادرشده بود.

🔹آقای رئیس‌جمهور، سکوت جنابعالی در قبال این احکام به هیچ روی پذیرفتنی نیست. استناد کردن یا درست‌تر گفته باشیم پنهان شدن پشت گزاره «مستقل بودن قوه قضاییه» بهانه‌ای بیش نیست به‌منظور شانه خالی کردن در قبال مسئولیت‌هایتان. جنابعالی نیک می‌دانید استقلال قوه قضاییه در ایران طنزتلخی بیش نیست. احکام اخیر و بانوان معترض حجاب به‌مثابه «آفتاب آمد دلیل آفتاب» مبین عدم استقلال قوه قضائیه بالأخص دادگاه‌های انقلاب و برخی قضات آن می‌باشند.

🔹جناب ظریف هم همچون جنابعالی هرگاه که در مواجهه با رسانه‌های بین‌المللی با پرسش نقض فاحش حقوق بشر روبرو می‌شوند با پنهان شدن پشت واژه «مستقل بودن دستگاه قضا در ایران» از دادن پاسخ طفره می‌روند.

🔹آقای رئیس‌جمهور، مسئولیت شما دراعتراض به احکام متهمین سیاسی به‌واسطه جایگاهی که قانون اساسی برای رئیس‌جمهور قائل شده بیش ازهر مقام دیگری است. اصل یکصدوسیزدهم قانون اساسی، یعنی نخستین اصلی که وظایف و مسئولیت‌های رئیس‌جمهور را تعریف می‌کند اشعارمی دارد «پس از مقام رهبری، رئیس‌جمهور دومین مقام رسمی کشور است.» همان اصل، نخستین و مهم‌ترین مسئولیت رئیس‌جمهور را «اجرای قانون اساسی» تعریف می‌کند.
آیا معنای مسئولیت اجرای قانون اساسی آن است که در برابر چشمان شما فعالین کارگری، زنان، معلمین، خبرنگاران، نویسندگان وسایرمتهمین سیاسی به حبس‌های باورنکردنی محکوم شوندوجنابعالی به بهانه «مستقل بودن قوه قضائیه» بروی خودتان نیاورید؟

🔹آقای روحانی، به‌عنوان یک حقوقدان به ۲۴ میلیونی که به شما رأی دادند پاسخ دهید که درکجای قانون اساسی جرم‌هایی به نام «تبلیغ علیه نظام»، «تشویش اذهان عمومی»، «نشر اکاذیب»، «اقدام علیه امنیت ملی» و سایر اتهامات «من‌درآوردی» تعریف‌شده؟ به‌عنوان یک حقوقدان، در کدام نظام مبتنی بردمکراسی جرمی به نام «تبلیغ علیه نظام یا تشویش اذهان عمومی» اساساً تعریف‌شده؟ آیا این «جرم» ها ابزاری در دست حکومت نیستند تا منتقدین و معترضینش را با «پوشش قانونی» ساکت نماید؟
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
عاشورای ۱۴۴۱

https://www.instagram.com/p/B2MoRR2B9bE/?igshid=1tipdqhfcgj2w
Audio
🎧فایل صوتی

موضوع:آیا حکومت دینی باعث دور شدن مردم از دین نشده است؟

گفتگو با: علیرضا نوری زاده - صادق زیباکلام

شبکه تلویزیونی ایران فردا| برنامه تفسیرخبر
جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۸

فایل تصویری برنامه را در آدرس ذیل مشاهده نمایید:
https://www.aparat.com/v/JSQ2T
✍️پاسخ صادق زیباکلام به خبرگزاری تسنیم

🔺خبرگزاری «تسنیم»و کتاب «رضاشاه»

🔹خبرگزاری تسنیم در گزارشی به مناسبت چاپ کتاب "رضاشاه" در خارج ازکشوراتهامات عدیده‌ای را به بنده و کتاب نسبت داده است. از تحریف تاریخ گرفته تا نادیده گرفتن اسناد، مدارک و منابع دیگر، تلاش درتطهیررضاشاه و تبرئه انگلستان از به روی کارآوردن وی و.... از همه جالب‌تر نسبت «قلدری تاریخی» به بنده بود. با در نظر گرفتن قدرت و نفوذی که تسنیم و نهادهای مرتبط با آن در کشور برخوردارند وتوان بنده در سویی دیگر، نسبت قلدری به بنده در مقابل تسنیم حکایت فیل و فنجان است.
🔹من نخستین اقدامی که نمودم کاری بود که نه تسنیم و نه هیچ‌یک از نهادهای عدیده و قدرتمند وابسته به آن (صداوسیما، تریبون‌های نماز جمعه، مطبوعات و رسانه های فضای مجازی و...) هیچ‌وقت انجام نمی‌دهند یعنی: «دادن تریبون به‌طرف مقابل و تحریف نکردن سخنانش.» همه آنچه که تسنیم علیه ام و کتاب رضاشاه نوشته بود را بدون آنکه یک "واو" از آن کم کنم یا به آن بیفزایم در صفحه اینستاگرام و کانال تلگرامم عیناً درج نمودم.

🔹صورت مناقشه روشن است: تسنیم مدافع نظر حکومتی پیرامون رضاشاه و چگونگی به‌قدرت رسیدن وی می‌باشد. کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و درنهایت تشکیل سلسله پهلوی و تبدیل رضاخان به رضاشاه سناریو و طراحی بریتانیا بود. ازآنجاکه رضاشاه عامل و کارگزارانگلستان می‌بود بالطبع برنامه‌ها و سیاست‌هایش جملگی در جهت منافع انگلستان می‌بوده.

🔹کتاب رضاشاه من، این نظر رسمی را به چالش کشیده ونشان می‌دهد که اولاً روح لندن هم در جریان به‌قدرت رسیدن رضاشاه نبوده چه رسد که آن را طراحی هم کرده باشد.
ثانیاً، به‌قدرت رسیدن رضاشاه (صرف نظرازپیامدهای آن برای کشور) محصول و معلول شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران از یکسو، و تلاش‌ها و توانایی‌های خود رضاشاه از سویی دیگر بود (و ارتباطی به اینکه انگلستان چه می‌خواست یا نمی‌خواست پیدا نمی‌کند). کتاب از دو طریق بی‌ارتباطی میان رضاشاه و انگلستان را نشان داده. نخست استناد به حجم انبوهی از مکاتبات رسمی میان سفارت انگلستان در تهران با وزارت خارجه آن کشور در لندن. ثانیاً تشریح دقیق جزئیات تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از قبل از کودتا تا شاه شدن رضاشاه نزدیک به پنج سال بعدش.

🔹خبرگزاری تسنیم بارها بنده را متهم به تحریف و کتمان حقایق نموده اما حتی یک مورد مشخص نشان نداده که من کدام حقیقت را تحریف کرده‌ام؟ درحالی‌که همفکرانشان حتی در ترجمه نام کتاب مرحوم سیروس غنی به فارسی تحریف کردند.

https://www.instagram.com/p/B2jZUq5HqHb/?igshid=1r8awxa02h2b1
jadi-net_radio-geek_095_double-delay.mp3
19.5 MB
بعد از مدت‌ها یه رادیوگیک داریم، کلاسیک با اخبار ولی دنیا دیگه کلاسیک نیست. یکی می خواد هر بار اینترنت وصل شدن ما رو لاگ کنه، یکی دسترسی مون رو طبقه بندی کرده و هک ها هم دارن بزرگ‌تر و بزرگ تر می شن و ماشین‌ها دخالت بیشتر و بیشتری توش دارن. با ما باشین تا حداقل بفهمیم چه بلایی داره سرمون میاد، شایدم یه لگد بهشون زدیم! این شماره لحظات ۱۶پلاس داره.
#پادکست #رادیوگیک

کانال @jadinet

https://jadi.net/2019/09/radiogeek-95-double-delay/
✍️بازنَشر نامه سرگشاده صادق زیباکلام به معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و‌بودجه در شهریور ماه سال گذشته|
۳۱شهریور ۱۳۹۸
🔺«محل دفن زباله های رشت در جنگل سراوان»
جناب آقای دکتر محمدباقر نوبخت معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه
با سلام
وضعیت وخیمی که درنتیجه نفوذ شیرابه‌های ناشی از دفن زباله به آب‌های زیرزمینی شمال بعلاوه جنگل‌ها و فضای سبز آن ایجاد کرده باعث شد این نامه را پیرو عرایض قبلی‌ام به محضرتان ایفاد نمایم

🔹همان‌طور که قبلاً هم به استحضار رسانیده‌ام استان‌های شمالی کشور بالأخص گیلان با مصیبت هولناکی به نام «دفن زباله» مواجه هستند. در استان گیلان روزانه ۲۰هزار تن زباله تولید می‌شود. همچون مابقی کشور،در گیلان هم زباله‌ها دفن می‌شوند. سهم رشت به‌تنهایی ۶۰۰تن در روز است که امسال تابستان به‌واسطه حضور مسافرین به ۸۰۰تن بالغ شد

🔹در حدود سی سال پیش بخشی از جنگل‌های سراوان در ۲۰کیلومتری رشت تراشیده و محل دفن زباله شد.مسئولین می‌گویند زباله‌های صنعتی و بیمارستانی در سراوان دفن نمی‌شوند؛اما یک نگاه سطحی به منطقه خلاف آن را نشان می‌دهد. بعلاوه محل دیگری برای دفن زباله‌های بیمارستانی و صنعتی وجود ندارد

🔹زباله‌ها به‌مرور تبدیل به مصیبتی می‌شوند به نام «شیرابه زباله». در مناطق دیگر هر تن زباله در حدود ۱۰۰مترمکعب شیرابه تولید می‌کند. در گیلان به‌واسطه رطوبت و باران این میزان ۲۰تا۵۰درصد افزایش هم پیدا می‌کند. اگر فقط ۲۰درصد اضافه‌تر بگیریم،۲۰۰۰تن زباله در روز در گیلان نزدیک به ۹۰میلیون مترمکعب شیرابه در سال تولید می‌کند. جناب نوبخت، ۹۰میلیون مترمکعب شیرابه در سال راهی رودخانه‌ها، خاک، آب‌های زیرزمینی و جنگل‌های گیلان می‌شود

🔹در شهر محبوب من رشت، در حدود ۱۰۰هزار مترمکعب در روز شیرابه در سراوان ایجاد می‌شود. شیرابه‌ها در محلی بنام «کچا» به رودخانه «زرچوب» ریخته شده که از وسط شهر رشت عبور کرده وارد تالاب انزلی می‌شود

🔹در ممالک توسعه‌یافته، زباله‌ها نه دفن می‌شوند و نه سوزانده می‌شوند بلکه بازیافت می‌شود. پلاستیک، کاغذ، شیشه و فلزات جداشده و نزدیک به ۷۰درصد زباله مواد غذایی تبدیل به کمپوست می‌شود. در آلمان نزدیک به ۸۰درصد زباله‌شان بازیافت می‌شود درحالی‌که در ایران به ۱۰درصد هم نمی‌رسد

🔹استدعا دارم با کمک خانم دکتر هایده شیرزادی که به کمک آلمانی‌ها یک واحد بازیافت مدرن در کرمانشاه ایجاد کرده‌اند، اقدام به ایجاد واحدهای بازیافت نمایید. زباله‌ها و شیرابه همچون خوره از یکسو جنگل‌های شمال و اکوسیستم منطقه را دارند نابود می‌کنند و از سویی دیگر تهدید جدی برای منابع آب‌های زیرزمینی شده‌اند؛ بماند آلودگی هولناک رودخانه‌ها و نهایتاً دریای خزر. نمی‌دانم قرار است ما به فرزندان نسل‌های بعدی چه پاسخی برای از بین بردن محیط‌زیست بدهیم؟


🔺«پیگیری های پس از انتشار این نامه را در مطلب بعدی بخوانید.»

https://www.instagram.com/p/B2toJcUHrFn/?igshid=ahq48yuc48m6
تسخیر نشانه ها

فردین علیخواه{جامعه شناس}
✍🏼این جوانان انگلیسی در دهه‌های 1960 و 1970 کاپشن‌های چرمی زمخت و به قول خودشان مردانه و کفش‌های دارای زیرۀ عاج دار می‌پوشیدند، فرمان موتورسیکلت را به‌گونه‌ای می‌گرفتند تا بازوهای کلفتشان نمایان شود، برخی از آن‌ها وقتی جوانانِ شیک‌پوش طبقه متوسط را می‌دیدند آن‌ها را « بچۀ مامان» خطاب می‌کردند، معمولاً کمربندهای دارای سگک‌های بزرگ و ضخیم می‌بستند، فیگورشان به هنگام تعویض دندۀ ماشین به‌گونه‌ای بود که به دوست‌دختری که در کنارشان نشسته بود این پیام را می‌دادند که ماشین وسیله‌ای مردانه، و برای آن‌ها مانند یک اسباب‌بازی است.

در آن سالها «مردانگی» و « نمایش قدرت» دو مفهوم اصلی برخی از تحقیقات «مرکز مطالعات فرهنگی معاصر» CCCS در دانشگاه بیرمنگام انگلیس بود. جوانان طبقه کارگر تصور می‌کردند که تغییرات اجتماعی جدید در جامعه انگلیس؛ ارزش‌های مردانگی را تهدید می‌کند و در نهایت موجب « بی‌قدرتی» مردان می‌شود. ارزش‌های مردانه در این طبقه، همواره با نمایش قدرت و « به رخ کشیدن» آن همراه بود. ترس از بی‌قدرتی، جوانان طبقه کارگر را وامی‌داشت تا به شکل مبالغه‌آمیز به نشانه‌های قدرتی که در سطرهای آغازین این مطلب به آن اشاره شد متوسل شوند. برخی از آنان در مقابل «سبک شیک‌پوشی» جوانان طبقه متوسط، «سبک شلخته پوشی»، و در مقابل «سبک ظریف پوشی»، «سبک زمخت پوشی» را اتخاذ کردند تا بگویند که هنوز به ارزش‌های مردانه به طور جدی پایبندند.

در سال‌های اخیر شاهدیم که حضور زنان ایرانی در عرصه‌های مختلف جامعه روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود. منظور از حضور در جامعه؛ نه صرفاً اشتغال و کسب درآمد، بلکه حضور در مکان‌های مختلف عمومی و ابراز رفتارهایی است که عموما در سیطره مردان بوده است. برای مثال سبک و سیاق رانندگی همواره یکی از رفتارهایی بوده است که مردان همواره برای نمایش مردانگی به رخ کشیده‌اند. این موقعیت هم‌اکنون به‌تدریج از سیطره مردان خارج می‌شود چراکه این روزها دیدن دخترانی که زیگزاکی و یا پرخاشگرانه رانندگی می‌کنند چندان دشوار نیست. داشتن صدای خش‌دار، خوردن غذاهای معروف به شکم‌پرکن و یا سنتی نظیر کله‌پاچه ، چلوکباب و یا آبگوشت، رفتن به باشگاه‌های ورزشی رزمی و بوکس، داشتن زندگی مستقل و مجردی، رفتن به کوه و بیابان با دوستان، سیگار کشیدن، قلیان کشیدن، داشتن ماشین، بردن ماشین به تعمیرگاه، مجهز بودن به اطلاعات فنی ماشین، داشتن اطلاعات کافی درباره اقتصاد و سرمایه‌گذاری از آن جمله‌اند. منظور از بیان این مثال‌ها آن است که زنان به‌تدریج در حال تسخیر تک‌تک نشانه هایی هستند که همواره در جامعه ایرانی در سیطره مردان بوده است و مردان آن نشانه ها را مصداقی برای رفتارهای مردانه خود قلمداد می کردند. البته توصیف نویسنده به معنای تأیید چنین انحصاری توسط مردان در تاریخ اجتماعی ایران نیست.

آنچه می‌گویم در حد گمانه‌زنی است. در سال‌های اخیر رفتارهایی در بین مردان جوان می‌بینیم که به نظر می‌رسد ریشه این رفتارها نگرانی از زوال نشانه‌های مردانگی و احساس بی‌قدرتی، و به شکلی مقابله با اشغال آن از طرف زنان است. مد شدن ریش و به‌ویژه ریش داعشی، اهمیت یافتن اندام‌های عضلانی و ورزش‌کارانه و بازوهای حجیمی که با تی‌شرت‌های اندامی نمایان می‌شوند، کثیف خواری(1) یا مخلوط خواری، افزایش رکیک گویی و فحش‌هایی که آلت تناسلی مردانه در آن‌ها نقشی محوری دارند، تغییر تدریجی سبک رانندگی از رانندگی پرخاشگرانه به رانندگی جنون‌آمیز از آن جمله‌اند. آیا می‌توان این گمان جامعه شناختی را داشت که زنان جوان به‌تدریج نشانه‌هایی را که در سلطه مردان بوده است اشغال می‌کنند و مردان نیز پس از مشاهده تسخیر گام به گام نشانه ها، نشانه جدیدی برای ابراز مردانگی خود می یابند؟ آیا می‌توان این پرسش را طرح کرد که حاصل تغییرات اجتماعی جدید در ایران امروز، به شکل گیری احساس تدریجی « بی‌قدرتی» در مردان انجامیده است و افزایش پرخاشگری، سخت گیری و امرونهی به زنان، یکی از نتایج نگرانی از احساس بی‌قدرتی در بین مردان است؛ مردانی که نمی‌خواهند با شرایط جدید جامعه خود را وفق دهند؟

مدتی قبل سوار تاکسی بودم. راننده تاکسی به‌هیچ‌وجه به خانمی که راننده یک ماشین گران‌قیمت خارجی بود راه نمی‌داد و فحش‌های رکیکی هم نثار او می‌کرد. با راننده وارد گفتگو شدم. خلاصه آنکه، او از این امر ناراحت بود که «یک زن»، هم دست‌فرمان خوبی دارد، هم پول دارد، و هم سوار یک ماشین گران‌قیمت شده است.

(1). ریختن خوراکی‌های مختلف بی‌ارتباط با همدیگر، نظیر نوشابه، هویج، کباب‌کوبیده، شیر، خیار و برنج و غیره در دستگاه مخلوط‌کن و سپس خوردن محصول نهایی.


ارسال نظر: @alikhahfardin
کانال: @fardinalikhah
✍️ دروس اسلامی علوم سیاسی|صادق زیباکلام ۱مهر ۱۳۹۸

🔺 هفته گذشته رفته بودم نزد خانم رحمانی منشی گروه علوم سیاسی می‌خواستم ببینم درس «اعراب و اسرائیل» برای ترم آینده ارائه‌شده یا نه؟
-گفتند:«آقای دکتر مگه شما خبرندارید؟»
-گفتم:«برجام رو میگید؟»
-گفتند: «نه آقای دکتر برجام چیه، درس اعراب و اسرائیل حذف‌شده.»
-با تعجب گفتم: «یعنی چی؟»
-گفتند: «آقای دکتر شما خبر ندارید ولی الان مدتیه که لیست دروس اسلامی جدید آمده و دانشکده دروس جدید را ارائه می‌دهد.»
لیست دروس اسلامی جدید را گرفتم وخشکم زد!

🔹ازحدود ۷۰ عنوان درس که شامل ۱۳۸ واحد می‌شد، ۲۲ عنوان وحدود ۴۵ واحد به «دروس اسلامی» اختصاص یافته:

۱- اندیشه اسلامی۱
۲- اندیشه اسلامی۲
۳- اخلاق اسلامی
۴- تاریخ تحلیلی صدراسلام
۵- تفسیر موضوعی قرآن
۶- سیاست و حکمرانی در قرآن و نهج البلاغه
۷- سیره سیاسی پیامبر اعظم و ائمه معصومین(ع)
۸- تاریخ تحول دولت در اسلام
۹- دیپلماسی در اسلام
۱۰- کلیات فقه سیاسی
۱۱- اندیشه سیاسی رهبران انقلاب اسلامی
۱۲- اندیشه سیاسی در اسلام و ایران۱
۱۳- اندیشه سیاسی دراسلام و ایران۲
۱۴- تاریخ تمدن اسلام و ایران
۱۵- جنبشهای اسلامی معاصر
۱۶- حقوق بین الملل اسلامی
۱۷- حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران
۱۸- انقلاب اسلامی ایران
۱۹- مقایسه انقلاب اسلامی ایران با انقلابهای بزرگ
۲۰- آشنایی با ارزشهای دفاع مقدس
۲۱- مسائل سیاسی-اجتماعی و راهبردی دفاع مقدس
۲۲- صهیونیسم و مساله فلسطین

🔹 یکی از حوزه‌هایی که دانشجویان علوم سیاسی می‌بایستی با آن آشنا شوند اندیشه و فلسفه سیاسی است. از آراء و نظریات افلاطون تا قرون‌وسطی، تا متفکرین عصر روشنگری و مدرنیته. برای کل این مجموعه زیربنایی صرفاً دو درس ارائه‌شده.
می‌توان حدس زد که با دو درس چه میزان فارغ‌التحصیلان علوم سیاسی در ایران با اصول و مبانی اندیشه و فلسفه سیاسی آشنا می‌شوند.

🔹 حوزه مهم دیگری که رهاشده تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران است. قبلاً دانشجویان با تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر آشنا می‌شدند. ایران عصر قاجار، انقلاب مشروطه و تأثیرات ورود مدرنیته بر جامعه ایران، تأسیس سلسله پهلوی، نهضت ملی شدن و سایر تحولات ایران معاصر. اما این قسمت‌ها هم همچون حوزه اندیشه تقلیل پیداکرده به دو درس.

🔹 انتظار می‌رفت اساتید علوم سیاسی زیربارقربانی کردن علم به‌پای ایدئولوژی نروند اما ظاهراً همین‌که به‌هرحال تدریسشان باقی‌مانده، الباقی دیگر برایشان اهمیتی ندارد.


https://www.instagram.com/p/B2vZq9UHgNi/?igshid=1j3h56l5qu7nk
آیا مردم موافق ادامه‌ی جنگ بودند؟

دهم خرداد 1364 هاشمی رفسنجانی با اشاره به زمزمه‌هایی درباره‌ی خستگی‌ مردم از ادامه‌ی جنگ، گفت که در مشورت با نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور تصمیم گرفته‌اند «برای این‌که هم خودمان را بشناسیم، هم دیگران ما را بشناسند، اعلام می‌کنیم: آن‌هایی که در سراسر این کشور، زیر این آسمان، موافقند که جنگ تا پیروزی و رفع فتنه ادامه پیدا کند» در مراسمی شرکت کنند و «نظرات خودشان را با پلاکاردهایی که با خودشان می‌آورند به دنیا اعلام کنند.» (روزنامه‌ی جمهوری اسلامی، 11 خرداد، ص8)
هاشمی نگفت مردمی که مخالف ادامه‌ی جنگ هستند چگونه نظرات خود را اعلام کنند.
در روزهای بعد قرار شد این مراسم، راهپیماییِ روز قدسِ 24 خرداد 64 باشد.
نهضت آزادی مخالف ادامه‌ی جنگ بود و بیانیه‌هایی در این‌باره داشت که در رسانه‌های خارجی منتشر می‌شدند. نهضت درباره‌ی این دعوت، بیانیه داد و نوشت: «با استفاده از نهادهای دولتی، تظاهرات پرشکوهی در تایید کودتای 28 مرداد و انقلاب سفید و تاجگذاری هم امکان‌پذیر بوده است. برای تشخیص اراده‌ی ملی باید به رفراندوم گردن گذاشت و یا به مخالفین اجازه‌ی راهپیمایی داد.»(نشریه‌ی جبهه‌ی ملیون ایران، ش 83)
با وجود تهدیدهای حکومت عراق برای بمباران بی‌سابقه در روز قدس، جمعه 24 خرداد 64 راهپیمایی روز قدس با شعارهايي در حمایت از ادامه‌ی جنگ برگزار شد. هاشمی نوشته است فرزندان او نیز در راهپیمایی شرکت کردند و یاسرشان کفن‌پوش آمده بود. او در مراسم سخنان پرشوری گفت: «هدف بزرگی که شما دنبال می‌کنید بهای گزافی دارد که باید بهای آن پرداخته شود.»(روزشمار جنگ سپاه، ج 37، ص 788)
آیا مردمی که در حمایت از ادامه‌ی جنگ به خیابان‌ها آمده بودند از بهایی که جنگ به کشور تحمیل می‌کرد باخبر بودند؟ آیا می‌توان نظر آن‌ها را نظر تمام مردم ایران دانست؟ معمولا در این مواقع آمارهای متناقضی از جمعیت ارائه می‌شود. هاشمی در خاطراتش نوشته که خبرنگاران داخلی مدعی‌اند 5 میلیون نفر در راهپیمایی تهران شرکت کرده‌اند.(امید و دلواپسی، ص114)
تبلیغات زیادی انجام شد که مردم موافق ادامه‌ی جنگ هستند و روزنامه‌ها از تظاهرات 5 میلیونی در تهران نوشتند. نهضت آزادی در یادداشتی نوشت اگر مسیر راهپیمایی را حداکثر 25 کیلومتر با متوسط عرض 15 متر در نظر بگیریم و تجمع نسبی دو نفر در متر مربع، تعداد کل جمعیت راهپیمایان 750 هزار نفر و حداکثر یک میلیون نفر تخمین زده می‌شود.(خط سازش، ص 435)
حال پس از سال‌ها در کتاب تازه‌منتشر‌شده‌ی «بازخوانی جنگ تحمیلی» نوشته‌ی عبدالحسین مفید از فرماندهان ارشد ارتش در زمان جنگ و مدیر وقتِ اطلاعات نیروی زمینی ارتش یک آمار جالب منتشر شده است. در صفحه‌ی 143 کتاب می‌خوانیم كه با توجه به تهديدِ بمباران شهرها، از شب قبل از این راهپیمایی «تخلیه‌ی شهرها و خروج مردم شروع شد، به‌طوری‌که تا ساعت 22 مورخ 23 خرداد 64، در مجموع تعداد 1058500 خودرو از تهران خارج شدند؛ از محور کرج 450 هزار، از محور قم 7500، از محور هراز 500 هزار، از محور ساوه 44 هزار، از محور ورامین 27 هزار و از محور گرمسار 30 هزار خودرو»
اگر در هر خودرو چند سرنشین بوده باشد، اين آمار رقمی چندمیلیونی را از خروج مردم تهران تا ساعت 10 شب نشان می‌دهد.
چند سال بعد در بهار 1367، بهایی که هاشمی می‌گفت مردم باید بپردازند چنان سنگین شده بود که غیرقابل‌پرداختن بود. هاشمی به نتیجه رسیده بود ادامه‌ی جنگ ممکن است ایران را به مرز نابودی بکشاند. این‌بار شاید دیگر نیازی به اعلام نظر مردم هم نبود. ایران روی دور شکست بود. ستادی تشکیل شد‌ تا راهپیماییِ بیعت با امام را در حمایت از جنگ برگزار کنند. اما این‌بار هاشمی در رایزنی با بیت امام لغوِ راهپیمایی را پیگیری کرد. لغو این راهپیمایی بازتاب زیادی داشت. رادیو بی‌بی‌سی در تفسیری تحلیل کرد که «هدف از این تظاهرات، ابراز موافقت با ادامه‌ی جنگ بود. البته ادامه‌ی جنگ، خط مشی جمهوری اسلامی است، اما اخیراً به نحوی روزافزون با این خط مشی، مقابله‌هایی صورت گرفته است‌. گزارش شده است که در اصفهان میان پاسداران و آوارگان جنگی درگیری‌های خشونت‌آمیزی روی داده است‌. گروه کوچک لیبرال به نام نهضت آزادی به رهبری مهندس مهدی بازرگان، نخست‌وزیر اسبق جمهوری اسلامی، بار دیگر خواستار صلح شده است. همچنین در میان بعضی از روحانیون طراز اول، نشانه‌های نارضایتی از ادامه‌ی جنگ آشکار شده است.»(پایان دفاع، آغاز بازسازی، ص 135 و 136)
بعد از لغو مراسم توسط امام، ستاد برگزاری نزد هاشمی آمدند؛ «آن‌ها را توجیه کردم که اقدام امام به‌جا بود، چون در اطلاعیه‌ها جنبه‌ی عمومی به راهپیمایی داده شده بود و تبلیغات لازم نشده بود‌. جمعیت زیادی شرکت نمی‌کرد و برداشت می‌شد که مردم [از جنگ] خسته شده‌اند.»

به‌راستی نظر مردم درباره‌ی سیاست‌های کلان کشور را از چه طریقی می‌توان دریافت؟
https://t.me/jafarshiralinia
آیت‌الله خمینی و ممنوعیت مذاکره‌ با صدام قبل از آغاز جنگ

دعایی(سفير وقت ايران در بغداد) در شورای انقلاب گفت به‌عنوان سفیر علاقه داشته ظاهر را حفظ کند و از طرف دیگر: «می‌خواستم سهم داشته باشم در مبارزات مردم عراق.»
در این سال‌ها از قول مهندس بازرگان دو روایت نقل شده كه نپذیرفتنِ پیشنهاد صدام برای مذاکره با آیت‌الله خمینی و یا نمایندگان او را از دلایل شروع جنگ‌ معرفی می‌کند. پیشنهاد مذاکره را دعایی از عراق آورده بود.
در یکی از این روایت‌ها ماجرا در سال‌‌59 و 5‌ماه قبل از آغاز جنگ تعریف می‌شود که روایت را تاثیرگذارتر می‌کند اما در اصل ماجرا به آذر‌58 بازمی‌گردد. دعایی این روایت‌ها را سناریویی دروغین می‌داند كه می‌خواهند امام را شخصیتی انعطاف‌ناپذیر معرفی کنند که بدون‌مطالعه مذاکره را رد کرده است.
دعایی چند روایت متفاوت از آن ماجرا گفته و عجیب این‌که تير‌97 در مراسم رونمایی از کتاب خاطرات سیدمهدی طباطبایی، آیت‌الله خمینی را ‌موافق مذاکره نشان می‌دهد و می‌گوید امام هرچند شرایط زمانی را برای مذاکره مناسب نمی‌دانست اما به او گفت از طرف عراقی به خاطر پذیرش مذاکره تشکر کن و بگو پس از انتخاب ‌رئیس‌جمهور و نمایندگان مردم، آن‌ها در ‌مذاکره با صدام «قطعا» به «نتایج مطلوب» می‌رسند. این تصویرسازی با برخی شواهد تاریخی سازگار نیست.

یک روایت ثبت‌شده در زمان واقعه:
سه‌شنبه،‌20‌آذر‌58، حدود یک‌ماه از ماجرای گروگان‌گیری در سفارت آمریکا می‌گذشت. ایران به‌شدت درگیر رویارویی با تهدیدهای آمریکا پس از گروگان‌گیری بود. از مشکلات دیگر، چالش با حزب بعث و صدام بود. دعایی برای گزارشی درباره‌ی وضعیت به شوراي انقلاب رفت و درباره‌ی بازتاب‌های نامناسب پاسخ امام به پيام تبریک حسن‌البکر، رئیس‌جمهور عراق(فروردين‌58)، یکی از نامه‌های مهندس بازرگان به مقامات عراقی و سخنان آیت‌الله منتظری در نمازجمعه علیه حزب بعث و برخی فعالیت‌های تحریک‌آمیز توضیح داد.
فعالیت‌های عراق برای ایجاد ناآرامی در ایران را هم توضیح داد و اين‌که حاکمان عراق می‌خواهند با فشار بر ایران خواسته‌هایی مانند گرفتن حاکمیت اروند‌رود را پی بگیرند. گفت این‌ها را به وزیر خارجه‌ی عراق تذکر داده و او با صدام صحبت کرده و از طرف صدام پیغام آورده که به آیت‌الله خمینی بگو نماینده مشخص کند تا مسایل را به‌صورت اساسی حل کنیم؛ در تهران یا بغداد.
دعایی گفت، امام معرفی نماینده از سوی خودش برای مذاکره را نپذیرفته؛ «آقا گفتند به‌هیچ‌قیمت. دلیلشان این بود که با این اقدام توده‌ی عراق را از دست می‌دهیم. سازش با حزب بعث، تفاهم با آن، عقب‌گشت از مواضع بنیادیِ انقلابی است.» در جلسه گفته شد که ابتدا امام با مذاکره‌ی گروهی از سوی شورای انقلاب موافقت کرده بود اما بعد احمد خمینی پیام داد: «به‌هیچ‌قیمت، هیچ‌کس»
پس از انقلاب شواهد فراوانی از علاقه به سقوط حزب بعث در گفتار و رفتار تمام مقامات ایرانی وجود داشت. در سال‌58 اكثر مقامات ایرانی و فرماندهان نظامی معتقد بودند عراق جرات حمله به ایران را نخواهد داشت. انتخاب آیت‌الله خمینی، انتخابی میان مذاکره و جنگ نبود، انتخاب میان دیکتاتور ‌و مردم عراق بود. صدام دیکتاتوری خشن و نامحبوب بود و امام تفاهم و مذاکره با صدام را جداشدن از مردم عراق می‌دانست. نگاهی که برای نقد آن، نیازمند شفاف‌سازی ‌و رجوع به منابع دست‌اول هستیم؛ نه آن‌که در پاسخ به سناریوهای اشتباه، سعی کنیم امام را اهل مذاکره با صدام نشان دهیم.
امید به قیام عراقی‌ها تا سال‌ها تاثیرات مهمی در سیاست‌های ایران داشت. دعایی در همان جلسه گفت: «خطای اولیه‌ی ما در برآورد نیروهای مبارز عراقی ما را به این‌جا کشاند، تصور کردیم شیعیان عراق به‌تمامه طغیان می‌کنند و مثل ایران می‌شود؛ این‌طور نیست.» دعایی توضیح داد که در ماجرای دستگیری آیت‌الله صدر «آب از آب تکان نخورد.» نظر درستی بود، چند ماه بعد هم که آیت‌الله صدر دوباره دستگیر و کشته شد خبری از قیام نبود؛ هرچند امید به قیام عراقی‌ها همچنان زنده ماند. سال‌61 که ایران تصمیم گرفت پس از فتح خرمشهر وارد خاک عراق شود، امام در پیامی از مردم عراق خواست قیام کنند که بازتاب چندانی نداشت و به روایت هاشمی، احمد خمینی از این‌که بعد از بیانیه‌ موج مناسبی ایجاد نشد، ناراحت بود.(پس از بحران، ص127)
امید به قیام، به شیعیان عراق محدود نشد و از میانه‌ی جنگ نقش کردهای عراق نیز برای تقویت این امید بسیار جدی‌تر شد و در طولانی‌تر شدن جنگ نیز موثر بود؛ هرچند هیچ‌گاه به نتیجه نرسید. ‌ارتباط‌ با شیعیان و کردهای عراق پس از سقوط صدام برای توسعه‌ی قدرت ایران در عراق موثر شد؛ اما این اتفاق مهم نباید دلیلی برای کنار گذاشتن نقد دیدگاه امیدوارانه به قیام مردم عراق در سال‌های جنگ و پیش‌بینی‌های اشتباه دراين‌باره شود.

- گزارش جلسه از جلد 5 ‌مذاکرات شورای انقلاب است.
https://t.me/jafarshiralinia
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
تاجِ خارِ جنگ‌طلبی
#A217
https://t.me/divanesara/898

آرمان امیری @ArmanParian - صدور بیانیه مشترک سه کشور فرانسه، آلمان و انگلستان، یک پیام آشکار و صریح داشت: حالا دیگر آمریکا تنها کشوری نیست که برجام را متوقف کرده و خواستار مذاکره مجدد است. اروپایی‌ها نیز جناح عوض کرده‌اند و به تیم مقابل پیوسته‌اند. آنچه امروز شاهدش هستیم، یکسره محصول تدبیر باورمندان به سیاست «صبر موشکی» است؛ بد نیست یک مرور کوتاهی هم داشته باشیم که از کجا به کجا رسیدیم.

سال گذشته که ترامپ به صورت یک جانبه از برجام خارج شد، نه تنها در افکار عمومی جهان، بلکه حتی در مواضع رسمی دولت‌های طرف برجام به عنوان یک «قانون‌شکن غیرقابل اعتماد» معرفی شد. چهره‌ای دوست نداشتنی که می‌رفت آمریکا را به منزوی‌ترین دوران چند دهه اخیر خودش پرتاب کند. حتی اگر این اتفاق هم نمی‌افتاد، دست‌کم در مورد یک موضوع هیچ تردیدی وجود نداشت: «اجماع خیره‌کننده و کمرشکنی که اوباما توانست علیه ایران بسیج کند، هرگز گرد دیوانه غیرقابل اعتمادی چون ترامپ شکل نخواهد گرفت». این سقوط جایگاه آمریکا، مترادف بود با صعود جایگاه ایران در سطحی که نه به ادعای خودش، بلکه با تاکید مداوم تمامی دیگر کشورهای حاضر در برجام، کشوری متعهد، دیپلماتیک و اسیر زورگویی یک جانبه ترامپ بود.

منتقدان سیاست دیپلماسی و مذاکره می‌توانند بگویند که این جایگاه مظلوم و دیپلماتیک، عملا سودی به حال ایران نداشت و جلوی فشارهای اقتصادی ترامپ را نگرفت. حرف درستی است، اما مشروط بر اینکه این منتقدان آلترناتیو موثرتری در چنته داشته باشند. یعنی پیشنهادی که اگر نگوییم کل مشکل را حل می‌کرد، بلکه دست‌کم کار را از آنکه بود بدتر نکند. این پیشنهاد البته وجود داشت و پیاده هم شد: سیاست «نه جنگ و نه مذاکره»! سیاستی که البته با یک سیاست اعلام نشده و غیررسمی دیگر هم تکمیل می‌شد: «فشار منطقه‌ای». در واقع، جناح متکی به «توان موشکی» امیدوار بود تا با مختل کردن مسیر نفت و انرژی در خلیج فارس و همچنین تحت فشار قرار دادن همسایگان منطقه‌ای، عملا آمریکا و متحدان‌اش را به زانو در بیاورد. چندین عملیات یک جانبه ایران در منطقه و سکوت طرف‌های مقابل، خیلی زود به نشانه «اقتدار نظامی» و برتری نیروی منطقه‌ای کشور تعبیر شد و ماشین تبلیغاتی سیاست «صبر موشکی» را هر روز قوی‌تر ساخت. نقد کارنامه گروهی که سرمست از «اقتدار موشکی» هستند دشوار است، اما ناظر خردمند می‌تواند وضعیت نهایی حاصل شده را با مبداء حرکت مقایسه کند.

امروز، فشارهای اقتصادی همچنان پابرجاست. بدتر اینکه با تحریمی که از مرز ۱۵ماه گذشته، ذخایر ارزی کشور رو به انتهاست و توان مقاومت اقتصادی هر روز کاهش می‌یابد. عمل جراحی بیمار آنقدر به تعویق افتاده که دیگر معلوم نیست اصلا توانایی تحمل این عمل را داشته باشد. از سوی دیگر، در عرصه جهانی، جایگاه یک کشور «دیپلماتیک، متعهد و مظلوم» را از دست داده‌ایم. ترامپ با صبوری غیرقابل پیش‌بینی خودش در چند ماجرای تکان دهنده توانست ژست یاغی و جنگ طلب‌اش را تعدیل کند. در مقابل حمله به پهباد هیچ واکنشی نشان نداد و در واکنش به حملات عربستان نیز تا این لحظه خویشتن‌داری کرده. حالا، حتی اروپایی‌هایی که در تمام این مدت تلاش می‌کردند از طرقی همچون پیشنهاد اینستکس یا پیشنهاد ۱۵ میلیارد دلاری مکرون به ایران کمک کنند، دوش به دوش ترامپ ایستاده‌اند. بی‌تردید این خدمتی بود که نزدیک‌ترین دوستان و هم‌پیمانان ترامپ هم نمی‌توانستند به او بکنند؛ این تنها حکومت ایران بود که با دست خودش، تاج خار اتهام «جنگ‌طلبی» را از سر ترامپ برداشت و بر سر خود فرو کرد.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.