لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from دغدغه ایران
«مظلومیت منطق عاشورا» و «غلبه منطق مظلومیت»

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

حادثه عاشورا پایه و اساسی دارد که «منطق عاشورا» و کنش امام حسین (ع) و یارانش را می‌سازد.

🔹 پایه اول، اعتراض به بی‌عدالتی سیاسی است. فقدان عدالت در دسترسی به قدرت و نادیده گرفتن حق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود که در اعتراض امام حسین به جانشینی یزید به جای معاویه بر خلاف سنت بیعت و معاهده با امام حسن (ع) تجلی می‌کند.

🔹 پایه دوم، نادیده گرفتن حق مردم در برخورداری مادی عادلانه از کیفیت زندگی است و اعتراض به بی‌عدالتی اقتصادی را شامل می‌شود.

🔹 پایه سوم اعتراض به بی‌عدالتی فرهنگی و محروم کردن مردم از حق تولید سخن و گفتار، و آزادی در بهره‌مندی از اندیشه‌ها و سخن‌های متفاوت و متکثر است.

🔹 اعتراض به دستگاه سیاسی حکومتی است که به انبوه امکانات سخن‌سازی دسترسی دارد، حدیث را به دلخواه خود تفسیر و جعل می‌کند، گفتار دینی را در خدمت حکومت قرار می‌دهد، و در همان حال مخالفانش را از سخن گفتن باز داشته و عرصه را بر آنان تنگ می‌کند.

تصور می‌کنم «منطق عاشورا»، اعتراض به هر سه صورت بی‌عدالتی است.

حادثه دست بر قضا بر بستر تاریخی و جغرافیایی خاصی رخ می‌دهد و همین امر اجازه می‌دهد تا رخدادها و روایت‌هایی به اصل ماجرا ضمیمه شوند.

عاشورا در بستر فرهنگ قبیله‌ای عراق رخ می‌دهد که در آن ظاهراً بریدن سرها و بر سر نیزه کردن ریشه دیرینه دارد (شاید از ناآگاهی من است، اما در تاریخ جنگ‌های پیامبر در حجاز و شبه‌جزیره عربستان، چیزی درباره سر بریدن به شکل حادثه کربلا نخوانده‌ام.)

ماجرای بستن آب در جنگ‌ها سابقه طولانی دارد؛ خواه مناقشه‌ای بر سر آب در جنگ صفین میان امام علی (ع) و معاویه باشد یا در جنگ‌های مدرن امروزی کنترل منابع آبی مهم به حساب آید.

جنگ پدیده‌ای خشونت‌بار است که روایت آن، خواه در ظهر عاشورا باشد یا روایتی از جنگ‌های مدرن، تلخ و تأثربرانگیز است.

قربانیان در جنگ همواره تصویری از مظلومیت هستند. قربانیان کشتار مسلمانان در میانمار، قربانیان داعش در سوریه و عراق، قربانیان کشتارهای آمریکا در ویتنام و کشتگان جنگ داخلی در رواندا در آفریقا مثل همه قربانیان خشونت در سراسر جهان، چهره‌ای مظلوم دارند.

حادثه عاشورا به دلیل ترکیب فرهنگ عراقی، ماجرای آب، خشونت روایت‌شده و قداست امام حسین (ع) برای شیعیان، ظرفیت عظیمی برای شکل دادن به «منطق مظلومیت» دارد.

مسأله از جایی شروع می‌شود که این «منطق مظلومیت» در حادثه عاشورا به «مظلومیت منطق عاشورا» و به حاشیه رفتن محوریت عدالت در حادثه می‌انجامد و حاشیه تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی بر متن فراتاریخی عاشورا غلبه می‌کند.

اعتراض به بی‌عدالتی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی همان «منطق عاشورا» و متن است، که فراتاریخی است، به هیچ زمانی تعلق ندارد و هر زمانی از تاریخ و در هر جغرافیا و فرهنگی پذیرفتنی و مشروع است.

این متن به تدریج در فرایند تاریخی، مظلومانه تحت فشار «منطق مظلومیت» امام حسین (ع) و یارانش قرار می‌گیرد.

آب، کم‌تعداد بودن یاران امام و مظلومیت، روایت خشونت و هر چیزی از این دست به مرکز صحنه روایت تاریخی عاشورا بدل شده و مظلومیت محور صحنه عاشورا می‌شود. «منطق مظلومیت» غلبه کرده و «منطق عاشورا» مظلومانه به حاشیه می‌رود.

اگر آب را از حسین بن علی دریغ نکرده و سر بریده‌اش را بر نیزه نکرده بودند، اگر خاندانش را به اسارت نبرده و خیمه‌هایش را آتش نزده و بر بدن‌هایش اسب نتاخته بودند، چیزی از عظمت حادثه کربلا کم نمی‌شد.

آیا زینب، خواهرش، در وصف عاشورا به عبیداله زیاد نمی‌گفت «من جز زیبایی ندیدم.» آن زیبایی که زینب دیده بود از جنس خشونت، بی‌آبی یا بر سر نیزه شدن سرها نبود.

جزئیات تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی حادثه کربلا، قوام احساسی و عاطفی آن‌را افزوده‌اند و ماندگاریش را تقویت نموده‌اند؛ اما بزرگی حادثه در تشنه‌لب شهید شدن امام حسین (ع) یا فاسق بودن دشمن او نیست.

عاشورا عظمت‌اش را از «منطق مظلومیت» نمی‌گیرد (اگرچه ماندگاری و پیوندش با قلب‌های توده از این مظلومیت تأثیر می‌پذیرد)، اعتراض به بی‌عدالتی در مرکز گفتمان و منطق عاشوراست.

خطر نهفته در عزاداری‌های امروز، فراموشی محوریت عدالت همه‌جانبه در حادثه عاشورا، غلبه «منطق مظلومیت» و مظلومانه به حاشیه رفتن «منطق عاشورا»ست.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.) @fazeli_mohammad
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ کتابی که شایسته است شیعیان بخوانند

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

این یادداشت را در عاشورای 1397 منتشر کردم و خیلی از کتاب مرحوم بزرگوار سید جعفر شهیدی استقبال شد.

یافتن کتاب‌هایی که به دور از جزئیات فنی تاریخی، حادثه‌ای نظیر عاشورا را تحلیل کرده باشند و بتوان به نویسنده و اعتبار علمی او نیز اعتماد کرد، کار ساده‌ای برای غیرمتخصصان نیست.

یافتن کتابی که غیر از شرح خود حادثه، درباره ریشه‌های شکل‌گیری حادثه نیز توضیح و تبیین تاریخی و جامعه‌شناختی ارائه کرده باشد، دشوارتر هم هست.

کتاب «پس از پنجاه سال: پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه‌السلام» نوشته مرحوم استاد دکتر سیدجعفر شهیدی، یکی از کتاب‌های کم‌نظیر با مشخصات فوق است.

کتاب در سال 1357 (طبق امضای مقدمه نویسنده) نگارش شده و در سال 1359 منتشر شده است.

خواندن کتاب در یکی دو روز، روی صفحه تلفن همراه هم ممکن است. توضیح سیدجعفر شهیدی درباره سنت‌های مکی و مدنی، اثر رانت‌ها و تبعیض‌ها بر پیدایش حادثه، و تأثیر سنت‌های جاهلی بر تحول نظام اجتماعی و سیاسی بسیار روشنگر است.

خواندن این کتاب در ساعاتی با آرامش، در روزی که صدای طبل‌ها و سنج‌ها فضا را پر کرده‌اند و مداحان کمتر درباره معارف عاشورا سخن می‌گویند، تجربه‌ای زیباست.
#پس_از_پنجاه_سال
#سید_جعفر_شهیدی
#تحلیل_واقعه_عاشورا
(این متن و کتاب را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad

عضویت در کانال شبکه توسعه (@I_D_Network) را برای آشنایی با نظرات محققان بررسی مسائل توسعه ایران، پیشنهاد می کنم.
Forwarded from دغدغه ایران
چرا می‌نویسیم؟ درباره تاریخ انسان

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

دو سؤال: اول، چرا به خودمان زحمت می‌دهیم دائم در عرصه‌های مختلف – از جمله در همین تلگرام - می‌نویسیم و تحلیل می‌کنیم؟ دوم، اگر از شما بخواهند کل تاریخ انسان را در کلمه یا جمله‌ای خلاصه کنید، چه خواهید گفت؟ بگذارید اول، دومی را بررسی کنیم.

تاریخ انسان ممکن است تاریخ پیشرفت آزادی، فناوری، حق، خیر یا شر خوانده شود. همه این‌ها را در ذهن داشته باشیم و به چند مصداق توجه کنیم.

وضعیت هر یک از چند گزاره‌ای که می‌نویسم، در جامعه امروز بشری یا در شمار زیادی از کشورها چگونه است: برتری به رنگ پوست نیست، زنان می‌توانند در مشاغلی همسان با مردان کار کنند، حاکمان باید در مقابل مردم پاسخ‌گو باشند، حاکم نمی‌تواند در اموال عمومی دخل و تصرف شخصی کند، زنان حق دارند ورزش کنند، حیوانات را نباید آزار داد.

یکی از پاسخ‌هایی که احتمالاً تعداد زیادی از مردم درباره وضعیت این گزاره‌ها می‌دهند این است: «بدیهی است.» همه این‌ها گزاره‌هایی مناقشه‌برانگیز هستند، اما برای اکثریتی از مردم جهان این‌ها «بدیهی» شده‌اند و حتی کسانی که مایل‌اند خلاف این‌ها عمل کنند یا به آن‌ها باور ندارند، این تمایل و باور خود را نمی‌توانند با صدای بلند فریاد بزنند و به آن افتخار کنند.

تاریخ بشر، تاریخ خیلی چیزهاست، از پیشرفت آزادی گرفته تا پیچیدگی فناوری، اما تاریخ بشر، تاریخ تلاش برای «بدیهی‌سازی» هم هست. صدها هزار انسان یا بیشتر کشته شده‌اند تا بدیهی شود که سیاه و سفید برابرند، قدرت سیاسی باید پاسخ‌گو باشد، مردم رعیت نیستند و صاحب حق سیاسی‌اند، زن و مرد برابرند، حیوانات حقوقی دارند و همین‌طور الی آخر.

دقیق‌تر این است که تاریخ بشر، تاریخ مناقشه بر سر «بدیهی‌سازی» یا «بدیهی‌زدایی» از گزاره‌هاست. زمانی در تاریخ بشر بدیهی بود که حاکم، شاه یا صاحب قدرت سیاسی می‌تواند بدون دادگاه عادل و فرایند دادرسی، رعیت را فلک کند و به مجازات برساند. بدیهی بود که مرد حق دارد زنش را کتک بزند و بدیهی بود که سیاهان برده سفیدپوستان هستند و آدمیان بابت عمل به آن‌چه بدیهی بود، عذاب اخلاقی و شماتت اجتماعی را تجربه نمی‌کردند.

یکی از وجوه مهم تاریخ بشر، تلاش میلیون‌ها انسان برای «بدیهی‌زدایی» از برخی گزاره‌ها و «بدیهی‌سازی» مجموعه دیگری از گزاره‌هاست. انسان‌ها می‌کوشند تا با بدیهی‌سازی، اولاً تمایل درونی دیگران به عمل بر خلاف بدیهیات را کاهش دهند؛ و ثانیاً، هزینه را برای نفع‌طلبانی که منفعتی در نفی بدیهیات دارند، بالا ببرند.

این‌جاست که یکی از چند شأن این‌که چرا می‌نویسیم آشکار می‌شود؟ شماری از آدمیان فکر می‌کنند، می‌نویسند، تحلیل می‌کنند و حاصل کارشان را با دیگران به اشتراک می‌گذارند تا در سیر تاریخ بشری «بدیهی‌سازی» و «بدیهی‌زدایی» مشارکت کنند. یکی از وجوه تاریخ، مناقشه‌ای است میان گروه‌های مختلف آدمیان برای آن‌که گزاره‌هایی را بدیهی سازند. این بدیهی‌سازی الزاماً وجهی ذهنی-فکری و از جنس متقاعد شدن دارد.

متقاعدشدن، مفهوم مهمی است زیرا اهمیت نوشتن و استدلال را نشان می‌دهد. می‌شود با زور، اسلحه و خشونت دیگران را تسلیم کرد تا ایده ما را بپذیرند یا تکرار کنند اما این به معنای بدیهی‌شدن آن نزد ایشان نیست. نوشتن، عملی برای «بدیهی‌سازی» یا «بدیهی‌زدایی» است.

ما به دلایل مختلف، و از جمله برای گسترش «بدیهی‌سازی» می‌نویسیم. برخی چیزها برای ما و شما بدیهی است، اما برای همه بدیهی نیست. بخشی از فرایند افزایش کیفیت زندگی، به‌واسطه «بدیهی‌سازی» برخی گزاره‌ها، بدیهی‌زدایی از برخی دیگر، و ایجاد سازوکارهایی برای ممانعت از نقض گزاره‌های بدیهی رخ می‌دهد. بدیهی‌سازی و بدیهی‌زدایی، کارکرد نوشتن است، و دنیای امروز ابزارهای بسیار، از جمله فضای مجازی را برای ایفای این کارکرد در اختیار ما قرار داده است.

اگرچه به چشم نمی‌آید، اما اگر از زاویه «بدیهی‌سازی» و «بدیهی‌زدایی» که بنگریم، نوشتن‌ها، به اشتراک‌ گذاشتن‌ها و هر چیزی از جنس متقاعدسازی، کاری تاریخ‌ساز است؛ اگرچه حوصله‌ آدمی را تدریجی بودنش سر می‌برد، اما از تاریخ‌سازی آن کاسته نمی‌شود.

#بدیهی‌سازی، #بدیهی‌زدایی، #محمد_فاضلی، #دغدغه_ایران، #تاریخ_بشر، #چرا_می‌نویسیم

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.) @fazeli_mohammad

⭕️ #دغدغه_ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B1t_WWQBG3J/?igshid=1skkhm3qcussi
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️زندگی همایونی با شهین

(به مناسبت دهمین سالگرد فوت همایون صنعتی‌زاده)

☑️⭕️یک خاطره
آزاده عزیز از روزی گفت که مهمان‌اش بوده‌اند، روزهایی که ۸۰ سالگی را گذرانده بود و شهین خانم هم از دنیا رفته بود.

«آقای صنعتی برنامه روزانه‌اش دقیق بود و برای هر کاری ساعت مخصوص داشت، حتی وقتی ما مهمان‌ها هم می‌رسیدیم و میزبان بود. در برنامه‌اش، ساعتی برای چایی و استراحت بود.»

آزاده که کمین می‌کرده برای آن ساعت چایی، خودش را می‌رساند به او!

آقای صنعتی‌زاده گفته بود سرگرم کار روی قراردادی است با یک سرمایه‌گذار خارجی، یک قرارداد ۳۰ ساله! که شاید الان خوب نباشد ولی در بلندمدت عالی‌ست!

آزاده که دبیرستانی بوده، گفت اصلا نفهمیدم، هیچ‌وقت نفهمیدم چطور یک مرد ۸۰ ساله، که همسرش را هم از دست داده و فرزندی هم ندارد، این‌قدر وقت می‌گذارد برای ۳۰ سال بعد!

هنوز هم ما انگار نمی‌فهمیم؛
ما بی‌چرازندگانیم
آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند!

هنوز یاد آقای صنعتی‌زاده زنده است در حرف‌های ما در مورد کارآفرینی و توسعه در ایران. روحش شاد!

☑️⭕️کارآفرین‌ترین
همایون صنعتی‌زاده شاید بیش از تمامی کارآفرینان تاریخ ایران مهم است؛ و جای تاسف است، فقدان صنعتی‌زاده‌ها و ناشناخته‌بودن‌شان.

او در کارآفرینی تفاوت داشت:

۱-صنعتی‌زاده از فرهنگ پول ساخت! او نه از مونتاژ شروع کرد و نه به مونتاژ رسید. او با انتشارات فرانکلین آغاز کرد؛ و از کتاب پول ساخت. از همان چیزی که هنوز که هنوز است ما فکر می‌کنیم پول‌ساز نیست. همان چیزی که با کمک‌های دولتی مسموم‌اش کرده‌اند!

۲-صنعتی‌زاده با همسرش شهین‌خانم (شهیندخت سرلتی) هر دو کارآفرین بودند؛ نه هم‌سر بلکه هم‌کارآفرین بودند. شهین‌خانم از نخستین فارغ‌التحصیلان «فلسفه و علوم تربیتی» دانشگاه تهران بود و هم‌بنیانگذار «گلاب زهرا» (بزرگترین شرکت عرقیات گیاهی ایران) بود. لقب او «بانوی گل سرخ» بود. «مجتبی میرطهماسب» مستندی با همین نام دارد که به شدت توصیه می‌کنم ببینید.

۳-همایون و شهین در کنار کسب‌وکارهایشان کنش‌گرانی اجتماعی بودند. آن‌ها در عرصه سیاست و اجتماع کنش‌گر بودند. آن‌ها مجموعه بزرگی از شیرخوارگاه و پرورشگاه تاسیس کردند. آن‌ها نام خانوادگی بچه‌های پرورش‌گاه را صنعتی‌زاده می‌گذاشتند. آن‌ها بچه‌ای نداشتند، اما بچه‌های بسیاری، با پدری و مادری آن‌ها بزرگ شدند!

۴-صنعتی‌زاده همواره اخلاقگرا بود؛ حتی زمانی که اخلاق الزام قانونی نداشت! شاید عجیب‌ترین اخلاق‌گرایی‌اش در انتشارات فرانکلین بود که اقدام کرد به پرداخت داوطلبانه کپی‌رایت کتاب‌هایی که ترجمه می‌کردند! بدیهی بود که عدم پرداخت کپی‌رایت یعنی سود بیشتر! اما او ترجیح داد به اخلاق جهانی پای‌بند بماند، هرچند سودش در کوتاه‌مدت کمتر می‌شد!

۵-صنعتی‌زاده همواره بازار بین‌المللی را هدف قرار می‌داد، و قلمرو آرزوهایش محدود به مرزهای ایران نبود. صنعتی‌زاده در سال ۱۳۳۷ کتاب‌های درسی افغانستان را منتشر کرد! یا در گلاب زهرا غیر از صادرات عرقیجات، از پسماند برگ‌های گل‌ها و گیاهان عرق‌گرفته‌شده، بسته‌های فشرده و خوشبویی می‌ساخت برای آتش در شومینه‌ها! آجرهایی گران‌قیمت برای بازار صادراتی!

۶-صنعتی‌زاده از طریق کسب‌وکار فرهنگ را می‌ساخت را نه آن‌که به بهانه کار فرهنگی درخواست یارانه و کمک دولتی کند! صنعتی‌زاده چاپخانه افست را برای چاپ کتاب‌های درسی ایران تاسیس کرد. تا پیش از آن کتاب‌های درسی در ایران یکسان و باکیفیت در کشور نبود! همان چاپخانه‌ای که حتی کتاب‌های درسی دوران ما را نیز منتشر می‌کرد.

۷-مسوولیت اجتماعی در زندگی او عجیب است. وقتی او هم از درد بی‌سوادی جامعه‌اش ناراحت بود و هم کتاب را گران می‌دانست، انتشارات «کتاب‌های جیبی» را راه‌اندازی کرد. کتاب ارزان، همه‌جا و فراگیر!

۸-او همواره دل‌داده به سرمایه فرهنگی ایران بود، چه در کار کتاب، چه در تولید مروارید در کیش (که به قول خودش شغل قدیمی بندر لنگه بوده است) چه در تولید عرقیجات ایرانی!

۹-او پس از آن که دیپلم گرفت به دانشگاه نرفت! او خیلی پیش از استیو جابز و بیل گیتز کارآفرین‌شدن به قیمت دانشگاه‌نرفتن را پایه گذاشت!

۱۰-صنعتی‌زاده هم شعر می‌سرود و هم می‌نوشت! او یک لعنتی جذاب بود که کارآفرینی برایش یک آرمان بود!

☑️⭕️بیش از زندگی
صنعتی‌زاده توسعه‌خواه و به همین دلیل ناچار بود بیش از عمرش زندگی کند؛ فراتر از خود و تمامی ویژگی‌های طبیعی‌اش مانند توانمندی‌های فردی یا عمر طبیعی!

امیر ناظمی
@I_D_Network