لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست (مفهوم غیبت) http://neeloofar.org/index.php/amirhoseintorkashvand/1956-090698
فهرستی از توضیحات متفاوت امام رضا و ائمهٔ ماقبلش در ردّ اعتقاد به منجی‌های حیرت‌آور و در ردِ زندگی غیر طبیعی برای امامان را، در زیر می‌آورم و یادآوری می‌کنم که تمام این بندها برگرفته از کلام ائمه است:

 

امام باید زنده باشد (و نه مُرده و در نوبتِ رجعت)

امام باید ظاهر و آشکار باشد و غایب نباشد

امام باید قابلِ "دیدن ، شناسایی و تشخیص هویّت" باشد

امام باید حرف بزند و سخنش شنیده شود

رهایی از مرگ جاهلی، اعتقاد به امام زندهٔ ظاهرِ قابل شناسایی است

امام باید حاضر و قابل المراجعه باشد (و نه غایب و دست‌نیافتنی)

هیچ احد الناسی نباید محروم از حضورِ! حجّت باشد

امام نباید عمرش از حدّ متعارف درازتر باشد

شیعه، نباید واقفی (یعنی قائل به غیبت امام و دراز شدنِ عمر وی) باشد

 

مبارزهٔ امام هفتم و هشتم با قائلین به غیبت!

در واقع، هر یک از بندهای فوق را امامان، در واکنش به عقایدِ "غیبت ، رجعت و کش‏دار شدنِ عمر" بیان کرده‌اند، از جمله امام رضا در واکنش به تفکّر واقفهٔ زمان خود (که می‌گفتند امام موسی کاظم غایب شده و نمُرده و منتظر بودند وی پس از غیبت، ظهور کند و به دستِ او بساط ظلم برچیده شده و عدل مستقر شود) چنین گفت:

اگر خدا بنا داشت عُمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا می‌کرد.

قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت ، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
واکنش امام رضا علیه‌السلام در مقابل قائلین به غیبت و کشدار شدن عمر:

اگر خدا بنا داشت عمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا می‌کرد. (جلد دوم رجال - ح۸۶۷ - شیخ طوسی)

قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
Forwarded from خنده بازار 💯
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خود یزید هم بعضی از تعزیه های مارو ببینه برگاش میریزه!!😳😂😂


@khandbazar20💯
♦️«دعوای طلبگی» ساده!

🔹اصولگرایان تلاش زیادی می‌کنند تا اتهامات آیت‌الله یزدی و آیت‌الله آملی لاربجانی علیه یکدیگر را کم‌اهمیت و به اصطلاح یک «دعوای طلبگی» ساده نشان دهند که به زودی هم رفع خواهد شد و آن دو بزرگوار دست‌دردست یکدیگر ظاهر خواهند شد؛ اما نفس مطالب مطرح‌شده، مبیین صحت نکته‌ای است که مدتها است بعنوان مشکل بنیادی نظام مطرح کرده‌ام. این که بخش‌های انتصابی نظام علی‌رغم برخورداری از قدرت و اختیارات نامحدود، به هیچ‌روی موظف به پاسخگویی در قبال سیاست‌ها و تصمیماتشان نیستند.

🔹واقعیت تلخ آن است که قوه قضائیه نه در زمان آیت‌الله یزدی پاسخگو بود، نه در دوران مرحوم آیت‌الله هاشمی شاهرودی یا آیت‌الله آملی لاریجانی. ایضا شورای محترم نگهبان هم سرسوزنی خود را موظف به پاسخگویی نمی‌داند. فرض ما بر آن است هر چه نهادهای انتصابی انجام بدهند درست بوده و هست و هرچه هم که انجام ندهند ایضا به مصلحت بوده‌است، چه در دوران آیت‌الله یزدی یا آیت‌الله آملی لاریجانی. اتهامات آقای سرافراز -رئیس سابق صداوسیما- و مطالب حضرات آیات عظام یزدی و آملی لاریجانی هم دعوای طلبگی هست که همچون امثال مطالب آقای سرافراز و... نه می‌بایستی جدی گرفته شوند و نه نیازی به پاسخگویی در قبال آنها وجود دارد.

https://www.instagram.com/p/B1dT8cSnIDQ
◽️به مناسبت هفتاد و هشتمین سالگرد اشغال نظامی ایران به دست متفقین و سقوط«رضاشاه»


🌐 فصل دوازدهم(بخش پایانی) کتاب «رضاشاه» را در آدرس IGTV اینستاگرام بشنوید:

https://www.instagram.com/tv/B1lAMW0AqoH/?utm_source=ig_web_copy_link

۳شهریور۱۳۹۸
Audio
🎧فایل صوتی
مصاحبه درباره ی کتاب «رضاشاه»

🔺گفتگوی احمد غلامی با صادق زیباکلام
در «روزنامه شرق-یکشنبه ۳ شهریور۱۳۹۸»

🔹چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند.

🔹بعضی ها بین دیکتاتوری رضاشاه و پیشرفت کشور نوعی هم زیستی می دیدند.
🔺«پاسخگو نبودن قوه قضائیه» یعنی:
🔹 اگر تصمیم گرفت متهمین سیاسی، صرفاً می‌بایستی وکیلشان را از میان فهرست وکلای مورد تایید آن قوه اختیار کنند، تصمیمش درست بوده است.

🔹 و اگر امروز آن تصمیم را «شرم‌آور» بخواند، بازهم تصمیمشان درست است.

🔹فردا هم اگر تصمیم مغایر دیگری با امروزش بگیرد، آن‌هم درست خواهد بود.

https://instagram.com/p/B104uJYHZ8J/
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
از رای دادن به علی مطهری چه بدست آورده‌ایم؟
https://t.me/divanesara/884
#N 048

امیرعلی نصراله‌زاده @AmirA_N -انتخابات مجلس گذشته را به خاطر بیاوریم. مردم در هم‌بستگی با اصلاح‌طلبان کم‌کاری نکردند. به یک «تکرار می‌کنم» و به امید فردایی بهتر، لیستی از نماینده‌های ناشناخته را به مجلس فرستادند. به گمان ما در آن زمان،‌ این حرکت دسته جمعی برای تقویت منطق اصلاح و اعتدال در اداره کشور نشانه بلوغ جمعی و سیاسی میلیون‌ها ایرانی بود، اما امروز حتی خود اصلاح‌طلبان نیز معترف به شکست آن حرکت دسته جمعی‌اند.

خاتمی پیش‌تر گفته بود که دیگر مردم چندان وقعی به حرفش نمی‌نهند. به تازگی هم یادآوری کرده که در عمل خیلی از وعده‌های اصلاح‌طلبان تحقق نیافته و می‌بایست به این خاطر به مردم پاسخگو باشند. ظاهرا در واکنش به همین کارنامه غیر قابل قبول، پیشنهاد کرده حتی اگر معدودی نامزد دور از فساد و با شهامت از فیلتر نظارت استصوابی گذشتند، باید در انتخابات شرکت کرد، اما به باور ما مشکل اساسی اصلاح‌طلبان چیز دیگری غیر از شهامت و فسادستیزی است. برای توضیح آن باید از خود بپرسیم از رآی دادن به علی مطهری، یکی از باشهامت‌ترین نماینده‌های پاکدست لیست امید چه به دست آورده‌ایم؟

مواضع علی مطهری در مورد حجاب، آزادی‌های اجتماعی و «اوجب واجبات» هرگز بر کسی پوشیده نبود؛ اما امید به قانون‌گرایی و فسادناپذیری او باعث شد تا از مصادیق بارز سیاست «بد و بدتر» شناخته شود. در عمل نیز مواضع و‌ پیگیری‌های جناب مطهری در مواردی چون حصر غیرقانونی، رد صلاحیت مینو خالقی و حتی دخالت نظامیان در سیاست خارجی، بهتر و شجاعانه‌تر از تمامی اصلاح‌طلبان بود؛ اما دستاوردهای نهایی ایشان را می‌توان عملا در «هیچ مطلق» خلاصه کرد، هرچند آسیب‌هایشان ابدا صفر نبود!

در واقع، قرار بود ما چشم بر نقاط منفی کارنامه مطهری بپوشیم و به نقاط مثبت آن امیدوار بمانیم. یعنی از مواضع ایشان در مورد حجاب، گشت ارشاد، حقوق زنان و آزادی‌های اجتماعی بگذریم، تا از «بدتر»هایی چون تداوم حصر، سرکوب فعالیت‌های سیاسی و مدنی و صنفی و دانشجویی، افزایش رانت‌خواری و مفاسد آقازاده‌های ژن خوب و البته رد صلاحیت‌های سلیقه‌ای شورای نگهبان در مواردی چون مینو خالقی در امان باقی بمانیم. اما در عمل، همه چیز اساسا وارونه شد. در تمامی آن مواردی که امید می‌رفت عملکرد امثال مطهری مثبت واقع شود هیچ گشایشی حاصل نشد، اما در همان نقاط منفی کارنامه ایشان، مواضع متحجرانه‌شان به مصداق «قوز بالاقوز» بر گرده جامعه مدنی فشار مضاعفی وارد کرد!

از نظر ما این وضعیت توضیح ساده‌ای دارد. از مدت‌ها پیش یک رویکرد در جریان اصلاح‌طلبی معتقد بود تغییرات و اصلاحات مورد نظر تنها با کسب کرسی‌های قدرت میسر است. در مقابل، نظرگاه دیگر و البته مشهوری چون فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا وجود داشت که معتقد بود تحقق مطالبه‌های اساسی بدون فشار مردمی و حرکت‌های جنبشی ممکن نخواهد بود. در سال‌های پایانی دهه هفتاد اصلاح‌طلبان موفق شدند تمامی مناسب انتخابی کشور، اعم از دولت و مجلس و شورا را یکسره قبضه کنند، اما عملا در تحقق وعده‌های خود و مطالبات جامعه با شکست مواجه شدند. پس از آن تجربه تلخ که به دلسردی عمومی و در نتیجه ظهور چهره‌ای چون احمدی‌نژاد ختم شد، توقع می‌رفت که نظرگاه اول به کلی حذف و بایگانی شود و اصلاح‌طلبان هرچه بیشتر بر قدرت تحرکات اجتماعی متکی شوند. توقعی که البته در عمل وارونه رخ نمود. یعنی اصلاح‌طلبی دهه نود، هرچند که مشروعیت و آرای خودش را با تکیه بر جنبش سبز به دست می‌آورد، اما به سیاست‌ها و چهره‌هایی تقلیل یافته که بیشترین تلاش خود را صرف بازگرداندن شهروندان به خانه و دور ساختن جامعه از مشارکت فعال و اعمال فشار سیاسی به کار می‌بندند.

این گروه همان‌هایی هستند که امروز در مجلس و شوراها برای حفظ صندلی لباس سپاهی می‌پوشند و از عهده تعویض نام یک خیابان هم برنمی‌آیند. همین گروه، از حضور و مطرح شدن مطالبات اساسی مردم می‌هراسد چرا که بدون یک جنبش اجتماعی حتی باشهامت‌ترین و سالم ترین چهره‌هایش توان پیش‌برد مطالبات اساسی را ندارد و حاکمیت به صورت قانونی و غیرقانونی مسیر اصلاحات اساسی را بر روی ایشان بسته است. به علاوه،‌ از پیوستن به جنبش‌های مردمی و هدایت آن‌ها امتناع می‌کند زیرا منافع خود را زیر تیغ نظارت استصوابی از دست خواهد داد.

بدین ترتیب مجموعه‌ای که خاتمی مستقیما مسئول انتخاب‌شان است، یکی از مهم‌ترین و مترقی‌ترین تئوری‌های اصلاح‌طلبانه را قربانی منافع خود کردند. اصلاحات را که ترکیبی از جنبش‌های اجتماعی و رقابت‌های انتخاباتی بود، به معرکه‌ای تکراری و خسته کننده از بد و بدتر تقلیل دادند که هر روز تشخیص بد و بدترش سخت‌تر می‌شود. نسل‌های مختلفی از جامعه به این نتیجه می‌رسد که در عمل هیچ یک از مطالبات‌شان با اهدای قدرت به اصلاح‌طلبان برآورده نخواهد شد.
فاصله‌های خطرناک

چرا مردم به جبهه نیامدند؟

6 مرداد 1366، چند روز پس از تصویب قطعنامه‌ی 598 در شورای امنیت سازمان ملل، آیت‌الله خمینی درباره‌ی زمزمه‌های پایان جنگ گفت: «هم‌اکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیده‌ایم و قدم‌های آخرمان را برمی‌داریم، صدای ناآشنای صلح‌طلبی آن هم از کام ستمگران و جنگ‌افروزان به گوش می‌رسد.» و گفت نبرد تا رفتن صدام و حزب بعث و رسیدن به شرایط برحق و عادلانه «یک تکلیف شرعی و واجب الهی است که از آن هرگز تخطی نمی‌کنیم» و تاکید کرد: «امروز بدون شک سرنوشت همه‌ی امت‌ها و کشورهای اسلامی به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است.» و «تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و ان‌شاءالله تا رسیدن به این هدف فاصله‌ی چندانی نمانده است.» (صحیفه‌، ج‌20، ص‌325 تا 333)
آثار منتشر‌شده در سپاه درباره‌ی این مقطع، نه‌تنها ایران را در مرز پیروزیِ مطلق نشان نمی‌دهد که از بن‌بست جنگی در جبهه‌ی جنوب روایت می‌کند. سردار درودیان از تحلیل‌گران برجسته‌ی تاریخ جنگِ سپاه، درباره‌ی مقطعِ پس از کربلای5، از قول فرمانده سپاه می‌نویسد: «بخش قابل‌توجهی از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمین‌گیر شد.» درودیان ادامه می‌دهد: «استراتژی کشور برای بسیجِ امکانات شکست خورد. در منطقه‌ی جنوب به بن‌بست رسیدیم و امکان غافلگیری دشمن از میان رفت.»(جنگ ایران و عراق، موضوعات و مسائل، ص‌212)
كتابِ «روزشمار جنگِ» سپاه شواهد فراوانی از اوضاع نابسامان جبهه‌ی ایران در سال 66 ثبت کرده که یکی از آن‌ها گزارش جلسات فرماندهان سپاه با هاشمی در آذر 66 است؛ جایی که احمد کاظمی می‌گفت گردانش معاون ندارد. می‌گفت وقتی یک دسته‌ی 22 نفره، فرمانده‌شان شهید می‌شود کسی نیست دسته را جمع کند. وقتی فرماندهان مشکلات را گفتند هاشمی هم از خزانه‌ی خالی کشور گفت و این‌که: «در شهر شاهد صف مردم در مقابل بانک‌ها هستیم. می‌خواهند از بانک پول دریافت کنند، اما پول نیست. در چنین شرایطی 5 میلیارد تومان بدون حساب و کتاب از خزانه دادیم به سپاه که مشکلات یگان‌ها را حل کند.» راوی دفتر سیاسی سپاه که در جلسه بود یادداشتی با عنوان «خستگی فرماندهان! کمبود شدید کادر» نوشته که در آن آمده: «همه شهید شدند، از یاران سال اول جنگ بیش از چند سردار باقی نمانده، مابقی، نسل دوم و سوم فرماندهان جنگ هستند.» و روایت کرده که مرتضی قربانی از فرماندهان شجاع نسل اول، در گوشه‌ای از سنگر به محسن رضایی می‌گفت: «آقامحسن نمی‌شود یک مدت لشکر 25 کربلا(استراحت و بازسازی کند)، یکی دیگر بیاید؟ خدا می‌داند خسته شدیم.»(روزشمار جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ج52، ص357 تا 360)
در همین مقطع گزارش‌های فراوانی از تقویت عجیب ارتش صدام وجود دارد. به‌راستی کدام گزارش‌ها امام را به چنین برداشت‌هایی از وضعیت خودی و دشمن رسانده بود؟
اواخر سال 66 بُرد موشک‌های عراقی به تهران رسید و موشک‌بارانِ پایتخت اوضاع را سخت کرد. آیت‌الله خمینی 12 اسفند گفت وضع ملت ایران در طول تاریخ بی‌سابقه است و گفت موشک‌باران، مردم شهادت‌طلب ایران را نمی‌ترساند و اشاره کرد در زمان پیامبر و امام علی، مردم برای رفتن به جنگ اختلاف داشتند اما امروز در ایران، مردم داوطلبِ رفتن به جنگ هستند و از خانواده‌هایی گفت که با وجود شهادتِ فرزندانشان آماده‌اند فرزندان دیگرشان را به جبهه بفرستند. (صحیفه‌ی امام، ج‌20، ص‌496)
چند روز بعد ایران در عملیات والفجر ده حلبچه‌ی عراق را گرفت. آیت‌الله خمینی در انتهای پیام تبریکش از مردم و «جوانان غیرتمند کشور» خواست به جبهه‌ها بروند.(همان، ص502) با وجود تبلیغات فراوان، این‌بار برق پیروزی و پیام امام هم نتوانست افراد زیادی را راهی جبهه‌ها کند.
حسین علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه در کتابش از ضعیف شدن استقبال مردم برای حضور در جبهه در اواخر سال 66 نوشته و این‌که «کاهش تمایل بسیجیان در پیوستن به جبهه» قدرت تهاجمی ایران را کاهش داد. او نوشته که پیش از سقوط فاو(28‌فروردین‌67)؛ «با بسیج تمامی امکانات و اجرای تبلیغات گسترده تنها 16 هزار نفر از مردم» راهی جبهه شدند که «تنها 3 هزار نفر آن‌ها جدید بودند و بقیه داوطلبان اعزام مجدد بودند»(تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ج‌2، ص‌416)
با شکست‌های پیاپی، چند ماه بعد(27‌تیر‌67) ایران قطعنامه‌ی 598 را یک سال پس از تصویبش پذیرفت. در نامه‌ای که امام برای توجیه مسئولان برای پذیرش قطعنامه نوشت یکی از نکات این بود: «مسئولان سیاسی می‌گویند از آن‌جا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به‌دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آن‌ها کم شده است.»

آیا مردم در سال‌های پایانی جنگ ارزیابی‌های امام را با واقعیت زندگی‌شان و جبهه منطبق می‌دیدند؟
فاصله‌ی میان نظر رهبران با برداشت مردم جدای از این‌که کدام واقعی‌تر باشد، نگران‌کننده و هشداردهنده است.
https://t.me/jafarshiralinia
Forwarded from شین ☔️🖤
.
🔴 درباره «بازتاب»ها و «مگر چه خواسته‌ایم؟»



🔹 اول) عصر جمعه‌ای که گذشت از یک بنر مقابل مسجد آیت‌الله دستغیب زنجان عکس گرفتم که روی آن نوشته بود: «هر چقدر برجام ظهور امام‌زمان را به تعویق انداخت، تدبیر شگفت‌انگیز و حماسی اخیر امام خامنه‌ای در مواجه با امان‌نامه آمریکا، شمارش معکوس ظهور را به صدا درآورده است.» زیر این پیام، نشان سپاه هم چاپ شده بود. بر آن نقد داشتم که اینجا نوشتم. روز شنبه نیز عکس را توییت کردم (اینجا). دیروز در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) خواندم که «در پی تذکرات مردم متدین زنجان، بنر جنجالی برپاشده مقابل مسجد شهید آیت‌الله دستغیب این شهر پایین کشیده شد.»
خبرنگار ایرنا پس از بررسی متوجه شده که این بنر توسط فردی به نام دکتر علیمحمدی، که فرمانده این پایگاه است، نوشته شده و پس از چاپ در ابعاد بزرگ در خیابان نصب شده است. با پیگیری بسیار، علیمحمدی در گفت‌وگو با این خبرنگار پس از بیان نقدهایی که به برجام و نتایج آن داشته، گفته با اینکه حرفش کاملاً قابل دفاع است ولی از طرف دوستان، مسئولان شهر و نیز سپاه تحت فشار است ولی همچنان از موضعش دفاع می‌کند.
معلوم نیست این آقای دکتر، چطور دکتری است که در این متن 30 کلمه‌ای، هم غلط املایی داشته و هم انشایی! مهم اما این است که حالا این بنر را پایین کشیده‌اند و مهم است که او بابت این دست‌اندازی سیاسی به مفهوم ظهور، پاسخگو باشد.

🔹 دوم) دیروز عزیزی از بندرعباس برایم چند عکس فرستاد از اقدام دادگستری هرمزگان در نصب گسترده تصاویر و جملات حجت‌الاسلام و المسلمین رئیسی در این شهر که شبهه تبلیغ سیاسی را له ایشان قوت می‌داد. عکس‌ها را هم با طعنه‌ای سنگین توییت کردم (اینجا). کانال پرمخاطب وحید‌آنلاین هم آن را به نقل از توییت من، بازتاب داد. امروز (چهارشنبه) که تلگرام‌ام را چک می‌کردم، دیدم دوست شفیقی از دزفول برایم پیغام گذاشته که سخنگوی قوه قضاییه به این عکس‌ها واکنش نشان داده. سخنگو گفته: «بنرها کج‌سلیقگی بود در یکی از استان‌ها. خبر به محض دریافت، به‌اطلاع ریاست قوه قضاییه رسید و دستور دادند که جمع‌آوری شود و به همه استان‌ها اعلام شد که در همه ادوار از اینگونه اقدامات مشابه جلوگیری شود.»

🔹 آخر) نمی‌دانید چقدر خوشحالم؛ چقدر خوشحالم بابت حساسیت‌هایی که نسبت به انتقادهای مشفقانه یک شهروند به خرج داده شده. بیش باد ... چه خواسته‌ایم جز اصلاح امور؟


🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
.
یادداشت دریافتی


🔴 نقش‌های متفاوت آمریکا و ما

✍️ عیسی پیله‌ور

ایالات متحده به‌وضوح تاثیرات زیادی فراتر از مرزهای خود دارد. اگر انواع تاثیرات آن را طبقه‌بندی کنیم و میزان هر نوع تاثیر را تخمین بزنیم، برای نحوه تعامل با خود آمریکا و جهان اطراف مفید خواهد بود.

🔹 1) آمریکا به‌عنوان تاجر جهانی و بزرگترین ضامن نظم تجاری موجود
قدرت تاثیرگذاری آمریکا در این نقش، از آنچه "خیالبافان افول آمریکا" می‌گفتند، خیلی بیشتر بوده است. وقتی چین و اتحادیه اروپا در اغلب موارد از چالش با آن خودداری می‌کنند، علامت خوبی است که قدرت‌های کوچک‌تر بهتر است عاقل‌تر باشند. به‌علاوه معلوم نیست که اگر نظم غربی-آمریکایی تجارت دچار مشکل شود، به نفع ما باشد. تنها چیز مطمئنی که می‌دانیم این است که از سی سال قبل که این نظم در جهان غلبه داشته، صدها میلیون نفر در کشورهای مختلف از فقر نجات پیدا کرده‌اند و نیز از استبداد.
سئوال: با چه توجیهی می‌توان با این نقش، مقابله کرد؟

🔹 2) آمریکا به‌عنوان منبع تولید مداوم علم و تکنولوژی و استفاده موفق از آنها

آیا توضیحی لازم است؟

🔹 3) آمریکا به‌عنوان هنجارساز و نُرم‌ساز جهانی
افکار و هنجارهای آمریکایی با فاصله کمی به افکار مشابه و هنجارهای مشابه در اغلب کشورهای دیگر منجر می‌شود. اغلب بدیل‌هایی که در مقابل هنجارهای مذکور مطرح شده‌اند فاصله زیادی با موفقیت (قابل قبول) داشته‌اند. اگر ما با تکیه بر تاریخ و دین خود، مایل به ارائه بدیلی باشیم، آن بدیل نمی‌تواند حاوی مخالفت با حقوق بشر، مخالفت با حکونت قانون، مخالفت با دموکراسی یا مخالفت با علوم مختلف باشد. اینها در عصر حاضر اساسی‌تر و جهان‌شمول‌تر از آن‌اند که مخالفت با آنها قابل توجیه و قابل دوام باشد ولی اگر متفکران حوزه‌های دین، فرهنگ و اجتماع، آزادی کافی داشته باشند به احتمال زیاد می‌توانند به‌تدریج معرفت‌های کافی برای هنجارهای بدیل اسلامی- غرب‌آسیایی خلق کنند. وجود سنت و حجم عظیمی از نقدها به هنجارهای غربی- آمریکایی، کمک خیلی مفیدی در مسیر بدیل‌سازی مذکور خواهد بود (البته پیچیدن هنجارهای قرن‌ها و اعصار قبل در زرورق‌های نو فایده‌ای ندارد و اتلاف وقت و فرصت است).

🔹 4) آمریکا به‌عنوان تحمیل‌گر
تحمیل‌ منافع اقتصادی و سیاسی به دیگران با استفاده از انواع قدرت، مکرراً در رفتار آمریکا دیده شده و می‌شود. مقابله با این وجه از آمریکا، بنظرم موجه‌تر، ممکن‌تر و معقول‌تر از تقابل در وجوه و نقش‌های دیگر آمریکاست ولی شرط مهمی دارد. قدرت تحمیل آمریکا فقط از قدرت نظامی/ سیاسی/ اقتصادی آن ناشی نمی‌شود بلکه به‌نظرم از اشتباه استراتژیک طرف مقابل ناشی می‌شود که تقابل را به همه نقش‌های آمریکا گسترش می‌دهد. تقابل با نقشهای تاجر، نظم‌دهنده، مولد علوم و تکنولوژی، و هنجارساز آمریکا باعث می‌شود که تقابلی که می‌توانست موجه، کوچک و محدود باشد، به تقابل با نصف بیشتر جهان تبدیل شود. این اشتباه برای تضمین شکست طرف مقابل کافی است لذا به‌نظر شرط لازم مقاومت در مقابل تحمیل‌گری آمریکا، خودداری فعالانه از تقابل در نقش‌های دیگر است.

🔹 5) محدود کردن مقاومت به وجه تحمیل‌گری آمریکا فواید مهم دیگری نیز دارد: هم اهداف مشخصی می‌توان تعریف کرد، هم هزینه‌های بمراتب کمتری نیاز دارد و هم کشورهای متعددی می‌توان یافت که نیازمند مقابله با تحمیلات آمریکا باشند.

🔹 6) آیا این تحلیل برای کوتاه‌مدت فایده‌ای دارد؟ اثرات سیاست‌های ناشی از این تحلیل در میان‌مدت و بلندمدت حاصل می‌شود ولی در کوتاه مدت می‌توان آن اشتباه استراتژیک گسترش تقابل به همه نقش‌های مذکور را اصلاح کرد و تقابل با متحدان جهانی و منطقه‌ای آمریکا را کم کرد. به‌علاوه در سیاست داخلی تقابل "غیرلازم" با حقوق‌بشر، حکومت قانون، دموکراسی، و علوم (انسانی) کم شود؛ اثرات نسبتا سریعی در کاهش وسعت و تنوع نارضایتی‌ها دارد و راه کاهش فسادها و راه تامین حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی اغلب مردم (نسبتا) باز می‌شود.

🔹 7) خلاصه: با کل جهان مقابله نکن! چون تو کل جهان را از دست می‌دهی و جهان کل آن چیزی که می‌خواستی به جهان عرضه کنی.


▫️ [اگر کسی فکر می‌کند که این تحلیل مسئله را خیلی ساده فرض کرده، با وی موافقم. امیدوارم تحلیل‌های بهتری ارائه شود که تبیین بهتر و توصیه‌های مفیدتری داشته باشد.]


🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
⚫️ دسته‌گل دیگری از بنرسازان‌ و بیلبُردداران بخش فرهنگی یک نهاد نظامی!

1. واقعه مسجدگوهرشاد (21 تیر1314)، سرکوب معترضان به لباس متحدالشکل مردان بود (نه کشف‌ حجاب). کشف‌حجاب «شش‌ماه» بعد (دی1314) رخ‌داد.
2. مجموع تلفات در گوهرشاد (مقتول+مجروح) به نوشته سایت روزنامه آستان‌قدس رضوی (http://bit.ly/2LdTV3g)، هشتاد‌وپنج‌ نفر بوده نه «2000نفر»!
3. امام حسن عسکری فرموده است: «تمام خباثت و زشتی‌ها را در خانه‌ای گذاشتند و کلید آن را دروغ قرار دادند» (مستدرک الوسائل، ج9، ص86).
4. شهید بهشتی هم گفته بود: «از پله حرام که نمی‌شود به بام سعادت رسید.»
5. محل نصب: میدان ارتش زنجان

♨️ بازتاب 👈 https://t.me/VahidOnline/33785

🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😳 بعد از انتشار دفاعیات محمدرضا خاتمی، سایت شورای نگهبان گزارش تفصیلی (از انتخابات 88) رو پاک کرده. البته چون همه کاراشون نصفه‌نیمه و ناقصه، هنوز تو کش گوگل متن گزارش رو می‌شه دید ولی پیوست‌ها حذف شده‌.

بابا فهمیدیم ریگی به کفش‌تون نیست حداقل یاد بگیرین کامل پاک کنین.

♨️ تکمیلی: پیوست‌ها پیدا شد 👈 http://bit.ly/2JBVOn4
هاتف قاضی‌زاده


💥جدید: شورای‌نگهبان بی‌اعتنا به جالب‌بودن مسئله "همزمانی" انتشار دفاعیات محمدرضا خاتمی (موسوم به «گزارش به‌ جمهور») و تغییرات در وب‌سایت شورای نگهبان(!)، اعلام کرده: «به‌دنبال طراحی نسخه جدید پایگاه اطلاع‌رسانی از روز یکشنبه 15 تیرماه 1398(...)ممکن است با مراجعه کاربران به آن خبر، با پیغام خطا مواجه شوند.»
پیوند به صفحه گزارش در وب‌سایت شورای نگهبان 👈 http://bit.ly/30v9aIu

🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ زنان اُیغور اجازه ندارند پوشش خود را انتخاب کنند، وادار به ازدواج با غیرمسلمان می‌شوند و از بسیای حقوق خود محرومند. نامی از این زنان مسلمان در رسانه‌های ایران نیست چون آنها در فرانسه یا آمریکا نیستند. آنها شهروند "چین‌"اند!

سهند ایرانمهر

✍️ این یادداشت مرتبط و خواندنی: https://t.me/KnowledgePowerorWealth/208


🔶 @mmoeeni1