اسناد سازمان سیا (درباره کودتای 28 مرداد و سرنگونی دکتر مصدق) https://ieknafar.wordpress.com/2019/08/28/14895/
یکنفر
اسناد سازمان سیا (درباره کودتای 28 مرداد و سرنگونی دکتر مصدق)
برای اطلاعات بیشتر از نوشته بازدید کنید.
سایه سنگین دکتر محمد مصدق!-هنگامه افشار https://ieknafar.wordpress.com/2019/08/28/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%B5%D8%AF%D9%82-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%D8%B1/
یکنفر
سایه سنگین دکتر محمد مصدق!-هنگامه افشار
برگرفته از ایران امروز و بازنشر در ایران لیبرال بیش از نیم قرن است که دستگاههای تبلیغاتی استبداد و استعمار تواما در تخریب شخصیت دکتر محمد مصدق کوشیدهاند. حدیث مردی که ملی شدن صنعت نفت ایران و خلاص…
فمنیسم شریعتی | حسین میرزانیا http://www.nedayeazadi.net/1398/06/28929
www.nedayeazadi.net
فمنیسم شریعتی | حسین میرزانیا
امنترین شهرهای جهان از نگاه اکونومیست؛ توکیو در راس http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/80723/
www.iran-emrooz.net
امنترین شهرهای جهان از نگاه اکونومیست؛ توکیو در راس
روایت محمد سرافراز رییس سابق صداوسیما از آخرين ديدارش با خامنهای و عزل وی http://www.iran-emrooz.net/index.php/news2/80717/
www.iran-emrooz.net
روایت محمد سرافراز رییس سابق صداوسیما از آخرين ديدارش با خامنهای و عزل وی
غایب شدنِ امام دوازدهم به چه معناست (مفهوم غیبت) http://neeloofar.org/index.php/amirhoseintorkashvand/1956-090698
فهرستی از توضیحات متفاوت امام رضا و ائمهٔ ماقبلش در ردّ اعتقاد به منجیهای حیرتآور و در ردِ زندگی غیر طبیعی برای امامان را، در زیر میآورم و یادآوری میکنم که تمام این بندها برگرفته از کلام ائمه است:
امام باید زنده باشد (و نه مُرده و در نوبتِ رجعت)
امام باید ظاهر و آشکار باشد و غایب نباشد
امام باید قابلِ "دیدن ، شناسایی و تشخیص هویّت" باشد
امام باید حرف بزند و سخنش شنیده شود
رهایی از مرگ جاهلی، اعتقاد به امام زندهٔ ظاهرِ قابل شناسایی است
امام باید حاضر و قابل المراجعه باشد (و نه غایب و دستنیافتنی)
هیچ احد الناسی نباید محروم از حضورِ! حجّت باشد
امام نباید عمرش از حدّ متعارف درازتر باشد
شیعه، نباید واقفی (یعنی قائل به غیبت امام و دراز شدنِ عمر وی) باشد
مبارزهٔ امام هفتم و هشتم با قائلین به غیبت!
در واقع، هر یک از بندهای فوق را امامان، در واکنش به عقایدِ "غیبت ، رجعت و کشدار شدنِ عمر" بیان کردهاند، از جمله امام رضا در واکنش به تفکّر واقفهٔ زمان خود (که میگفتند امام موسی کاظم غایب شده و نمُرده و منتظر بودند وی پس از غیبت، ظهور کند و به دستِ او بساط ظلم برچیده شده و عدل مستقر شود) چنین گفت:
اگر خدا بنا داشت عُمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا میکرد.
قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت ، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
امام باید زنده باشد (و نه مُرده و در نوبتِ رجعت)
امام باید ظاهر و آشکار باشد و غایب نباشد
امام باید قابلِ "دیدن ، شناسایی و تشخیص هویّت" باشد
امام باید حرف بزند و سخنش شنیده شود
رهایی از مرگ جاهلی، اعتقاد به امام زندهٔ ظاهرِ قابل شناسایی است
امام باید حاضر و قابل المراجعه باشد (و نه غایب و دستنیافتنی)
هیچ احد الناسی نباید محروم از حضورِ! حجّت باشد
امام نباید عمرش از حدّ متعارف درازتر باشد
شیعه، نباید واقفی (یعنی قائل به غیبت امام و دراز شدنِ عمر وی) باشد
مبارزهٔ امام هفتم و هشتم با قائلین به غیبت!
در واقع، هر یک از بندهای فوق را امامان، در واکنش به عقایدِ "غیبت ، رجعت و کشدار شدنِ عمر" بیان کردهاند، از جمله امام رضا در واکنش به تفکّر واقفهٔ زمان خود (که میگفتند امام موسی کاظم غایب شده و نمُرده و منتظر بودند وی پس از غیبت، ظهور کند و به دستِ او بساط ظلم برچیده شده و عدل مستقر شود) چنین گفت:
اگر خدا بنا داشت عُمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا میکرد.
قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت ، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
واکنش امام رضا علیهالسلام در مقابل قائلین به غیبت و کشدار شدن عمر:
اگر خدا بنا داشت عمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا میکرد. (جلد دوم رجال - ح۸۶۷ - شیخ طوسی)
قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
اگر خدا بنا داشت عمر کسی را به دلیل نیاز مردم به او، دراز کند باید این کار را در مورد رسول خدا میکرد. (جلد دوم رجال - ح۸۶۷ - شیخ طوسی)
قلت للرضا: جعلت فداك قوم قد وقفوا على أبيك يزعمون أنه لم يمت، قال، قال: كذبوا وهم كفار بما أنزل الله عز وجل على محمد، ولو كان الله يمد في أجل أحد من بني آدم لحاجة الخلق إليه لمد الله في أجل رسول الله (اختیار معرفة الرجال شیخ طوسی ج 2 ص 759 ح 867).
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
♦️«دعوای طلبگی» ساده!
🔹اصولگرایان تلاش زیادی میکنند تا اتهامات آیتالله یزدی و آیتالله آملی لاربجانی علیه یکدیگر را کماهمیت و به اصطلاح یک «دعوای طلبگی» ساده نشان دهند که به زودی هم رفع خواهد شد و آن دو بزرگوار دستدردست یکدیگر ظاهر خواهند شد؛ اما نفس مطالب مطرحشده، مبیین صحت نکتهای است که مدتها است بعنوان مشکل بنیادی نظام مطرح کردهام. این که بخشهای انتصابی نظام علیرغم برخورداری از قدرت و اختیارات نامحدود، به هیچروی موظف به پاسخگویی در قبال سیاستها و تصمیماتشان نیستند.
🔹واقعیت تلخ آن است که قوه قضائیه نه در زمان آیتالله یزدی پاسخگو بود، نه در دوران مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی یا آیتالله آملی لاریجانی. ایضا شورای محترم نگهبان هم سرسوزنی خود را موظف به پاسخگویی نمیداند. فرض ما بر آن است هر چه نهادهای انتصابی انجام بدهند درست بوده و هست و هرچه هم که انجام ندهند ایضا به مصلحت بودهاست، چه در دوران آیتالله یزدی یا آیتالله آملی لاریجانی. اتهامات آقای سرافراز -رئیس سابق صداوسیما- و مطالب حضرات آیات عظام یزدی و آملی لاریجانی هم دعوای طلبگی هست که همچون امثال مطالب آقای سرافراز و... نه میبایستی جدی گرفته شوند و نه نیازی به پاسخگویی در قبال آنها وجود دارد.
https://www.instagram.com/p/B1dT8cSnIDQ
🔹اصولگرایان تلاش زیادی میکنند تا اتهامات آیتالله یزدی و آیتالله آملی لاربجانی علیه یکدیگر را کماهمیت و به اصطلاح یک «دعوای طلبگی» ساده نشان دهند که به زودی هم رفع خواهد شد و آن دو بزرگوار دستدردست یکدیگر ظاهر خواهند شد؛ اما نفس مطالب مطرحشده، مبیین صحت نکتهای است که مدتها است بعنوان مشکل بنیادی نظام مطرح کردهام. این که بخشهای انتصابی نظام علیرغم برخورداری از قدرت و اختیارات نامحدود، به هیچروی موظف به پاسخگویی در قبال سیاستها و تصمیماتشان نیستند.
🔹واقعیت تلخ آن است که قوه قضائیه نه در زمان آیتالله یزدی پاسخگو بود، نه در دوران مرحوم آیتالله هاشمی شاهرودی یا آیتالله آملی لاریجانی. ایضا شورای محترم نگهبان هم سرسوزنی خود را موظف به پاسخگویی نمیداند. فرض ما بر آن است هر چه نهادهای انتصابی انجام بدهند درست بوده و هست و هرچه هم که انجام ندهند ایضا به مصلحت بودهاست، چه در دوران آیتالله یزدی یا آیتالله آملی لاریجانی. اتهامات آقای سرافراز -رئیس سابق صداوسیما- و مطالب حضرات آیات عظام یزدی و آملی لاریجانی هم دعوای طلبگی هست که همچون امثال مطالب آقای سرافراز و... نه میبایستی جدی گرفته شوند و نه نیازی به پاسخگویی در قبال آنها وجود دارد.
https://www.instagram.com/p/B1dT8cSnIDQ
Instagram
صادق زیباکلام
. اصولگرایان تلاش زیادی میکنند تا اتهامات آیتالله یزدی و آیتالله آملی لاریجانی علیه یکدیگر را کماهمیت و به اصطلاح یک «دعوای طلبگی» ساده نشان دهند که به زودی هم رفع خواهد شد و آن دو بزرگوار دستدردست یکدیگر ظاهر خواهند شد؛ اما نفس مطالب مطرحشده، مبیین…
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
◽️به مناسبت هفتاد و هشتمین سالگرد اشغال نظامی ایران به دست متفقین و سقوط«رضاشاه»
🌐 فصل دوازدهم(بخش پایانی) کتاب «رضاشاه» را در آدرس IGTV اینستاگرام بشنوید:
https://www.instagram.com/tv/B1lAMW0AqoH/?utm_source=ig_web_copy_link
۳شهریور۱۳۹۸
🌐 فصل دوازدهم(بخش پایانی) کتاب «رضاشاه» را در آدرس IGTV اینستاگرام بشنوید:
https://www.instagram.com/tv/B1lAMW0AqoH/?utm_source=ig_web_copy_link
۳شهریور۱۳۹۸
Audio
🎧فایل صوتی
مصاحبه درباره ی کتاب «رضاشاه»
🔺گفتگوی احمد غلامی با صادق زیباکلام
در «روزنامه شرق-یکشنبه ۳ شهریور۱۳۹۸»
🔹چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند.
🔹بعضی ها بین دیکتاتوری رضاشاه و پیشرفت کشور نوعی هم زیستی می دیدند.
مصاحبه درباره ی کتاب «رضاشاه»
🔺گفتگوی احمد غلامی با صادق زیباکلام
در «روزنامه شرق-یکشنبه ۳ شهریور۱۳۹۸»
🔹چه کسانی برای رضاشاه قلاب گرفتند.
🔹بعضی ها بین دیکتاتوری رضاشاه و پیشرفت کشور نوعی هم زیستی می دیدند.
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
🔺«پاسخگو نبودن قوه قضائیه» یعنی:
🔹 اگر تصمیم گرفت متهمین سیاسی، صرفاً میبایستی وکیلشان را از میان فهرست وکلای مورد تایید آن قوه اختیار کنند، تصمیمش درست بوده است.
🔹 و اگر امروز آن تصمیم را «شرمآور» بخواند، بازهم تصمیمشان درست است.
🔹فردا هم اگر تصمیم مغایر دیگری با امروزش بگیرد، آنهم درست خواهد بود.
https://instagram.com/p/B104uJYHZ8J/
🔹 اگر تصمیم گرفت متهمین سیاسی، صرفاً میبایستی وکیلشان را از میان فهرست وکلای مورد تایید آن قوه اختیار کنند، تصمیمش درست بوده است.
🔹 و اگر امروز آن تصمیم را «شرمآور» بخواند، بازهم تصمیمشان درست است.
🔹فردا هم اگر تصمیم مغایر دیگری با امروزش بگیرد، آنهم درست خواهد بود.
https://instagram.com/p/B104uJYHZ8J/
Instagram
صادق زیباکلام
:پاسخگو نبودن قوه قضائیه یعنی اگر تصمیم گرفت متهمین سیاسی، صرفاً میبایستی وکیلشان را از میان فهرست وکلای مورد تایید آن قوه اختیار کنند، تصمیمش درست بوده است. و اگر امروز آن تصمیم را «شرمآور» بخواند، بازهم تصمیمشان درست است. فردا هم اگر تصمیم مغایر دیگری…
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollahzadeh)
از رای دادن به علی مطهری چه بدست آوردهایم؟
https://t.me/divanesara/884
#N 048
امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N -انتخابات مجلس گذشته را به خاطر بیاوریم. مردم در همبستگی با اصلاحطلبان کمکاری نکردند. به یک «تکرار میکنم» و به امید فردایی بهتر، لیستی از نمایندههای ناشناخته را به مجلس فرستادند. به گمان ما در آن زمان، این حرکت دسته جمعی برای تقویت منطق اصلاح و اعتدال در اداره کشور نشانه بلوغ جمعی و سیاسی میلیونها ایرانی بود، اما امروز حتی خود اصلاحطلبان نیز معترف به شکست آن حرکت دسته جمعیاند.
خاتمی پیشتر گفته بود که دیگر مردم چندان وقعی به حرفش نمینهند. به تازگی هم یادآوری کرده که در عمل خیلی از وعدههای اصلاحطلبان تحقق نیافته و میبایست به این خاطر به مردم پاسخگو باشند. ظاهرا در واکنش به همین کارنامه غیر قابل قبول، پیشنهاد کرده حتی اگر معدودی نامزد دور از فساد و با شهامت از فیلتر نظارت استصوابی گذشتند، باید در انتخابات شرکت کرد، اما به باور ما مشکل اساسی اصلاحطلبان چیز دیگری غیر از شهامت و فسادستیزی است. برای توضیح آن باید از خود بپرسیم از رآی دادن به علی مطهری، یکی از باشهامتترین نمایندههای پاکدست لیست امید چه به دست آوردهایم؟
مواضع علی مطهری در مورد حجاب، آزادیهای اجتماعی و «اوجب واجبات» هرگز بر کسی پوشیده نبود؛ اما امید به قانونگرایی و فسادناپذیری او باعث شد تا از مصادیق بارز سیاست «بد و بدتر» شناخته شود. در عمل نیز مواضع و پیگیریهای جناب مطهری در مواردی چون حصر غیرقانونی، رد صلاحیت مینو خالقی و حتی دخالت نظامیان در سیاست خارجی، بهتر و شجاعانهتر از تمامی اصلاحطلبان بود؛ اما دستاوردهای نهایی ایشان را میتوان عملا در «هیچ مطلق» خلاصه کرد، هرچند آسیبهایشان ابدا صفر نبود!
در واقع، قرار بود ما چشم بر نقاط منفی کارنامه مطهری بپوشیم و به نقاط مثبت آن امیدوار بمانیم. یعنی از مواضع ایشان در مورد حجاب، گشت ارشاد، حقوق زنان و آزادیهای اجتماعی بگذریم، تا از «بدتر»هایی چون تداوم حصر، سرکوب فعالیتهای سیاسی و مدنی و صنفی و دانشجویی، افزایش رانتخواری و مفاسد آقازادههای ژن خوب و البته رد صلاحیتهای سلیقهای شورای نگهبان در مواردی چون مینو خالقی در امان باقی بمانیم. اما در عمل، همه چیز اساسا وارونه شد. در تمامی آن مواردی که امید میرفت عملکرد امثال مطهری مثبت واقع شود هیچ گشایشی حاصل نشد، اما در همان نقاط منفی کارنامه ایشان، مواضع متحجرانهشان به مصداق «قوز بالاقوز» بر گرده جامعه مدنی فشار مضاعفی وارد کرد!
از نظر ما این وضعیت توضیح سادهای دارد. از مدتها پیش یک رویکرد در جریان اصلاحطلبی معتقد بود تغییرات و اصلاحات مورد نظر تنها با کسب کرسیهای قدرت میسر است. در مقابل، نظرگاه دیگر و البته مشهوری چون فشار از پایین، چانهزنی از بالا وجود داشت که معتقد بود تحقق مطالبههای اساسی بدون فشار مردمی و حرکتهای جنبشی ممکن نخواهد بود. در سالهای پایانی دهه هفتاد اصلاحطلبان موفق شدند تمامی مناسب انتخابی کشور، اعم از دولت و مجلس و شورا را یکسره قبضه کنند، اما عملا در تحقق وعدههای خود و مطالبات جامعه با شکست مواجه شدند. پس از آن تجربه تلخ که به دلسردی عمومی و در نتیجه ظهور چهرهای چون احمدینژاد ختم شد، توقع میرفت که نظرگاه اول به کلی حذف و بایگانی شود و اصلاحطلبان هرچه بیشتر بر قدرت تحرکات اجتماعی متکی شوند. توقعی که البته در عمل وارونه رخ نمود. یعنی اصلاحطلبی دهه نود، هرچند که مشروعیت و آرای خودش را با تکیه بر جنبش سبز به دست میآورد، اما به سیاستها و چهرههایی تقلیل یافته که بیشترین تلاش خود را صرف بازگرداندن شهروندان به خانه و دور ساختن جامعه از مشارکت فعال و اعمال فشار سیاسی به کار میبندند.
این گروه همانهایی هستند که امروز در مجلس و شوراها برای حفظ صندلی لباس سپاهی میپوشند و از عهده تعویض نام یک خیابان هم برنمیآیند. همین گروه، از حضور و مطرح شدن مطالبات اساسی مردم میهراسد چرا که بدون یک جنبش اجتماعی حتی باشهامتترین و سالم ترین چهرههایش توان پیشبرد مطالبات اساسی را ندارد و حاکمیت به صورت قانونی و غیرقانونی مسیر اصلاحات اساسی را بر روی ایشان بسته است. به علاوه، از پیوستن به جنبشهای مردمی و هدایت آنها امتناع میکند زیرا منافع خود را زیر تیغ نظارت استصوابی از دست خواهد داد.
بدین ترتیب مجموعهای که خاتمی مستقیما مسئول انتخابشان است، یکی از مهمترین و مترقیترین تئوریهای اصلاحطلبانه را قربانی منافع خود کردند. اصلاحات را که ترکیبی از جنبشهای اجتماعی و رقابتهای انتخاباتی بود، به معرکهای تکراری و خسته کننده از بد و بدتر تقلیل دادند که هر روز تشخیص بد و بدترش سختتر میشود. نسلهای مختلفی از جامعه به این نتیجه میرسد که در عمل هیچ یک از مطالباتشان با اهدای قدرت به اصلاحطلبان برآورده نخواهد شد.
https://t.me/divanesara/884
#N 048
امیرعلی نصرالهزاده @AmirA_N -انتخابات مجلس گذشته را به خاطر بیاوریم. مردم در همبستگی با اصلاحطلبان کمکاری نکردند. به یک «تکرار میکنم» و به امید فردایی بهتر، لیستی از نمایندههای ناشناخته را به مجلس فرستادند. به گمان ما در آن زمان، این حرکت دسته جمعی برای تقویت منطق اصلاح و اعتدال در اداره کشور نشانه بلوغ جمعی و سیاسی میلیونها ایرانی بود، اما امروز حتی خود اصلاحطلبان نیز معترف به شکست آن حرکت دسته جمعیاند.
خاتمی پیشتر گفته بود که دیگر مردم چندان وقعی به حرفش نمینهند. به تازگی هم یادآوری کرده که در عمل خیلی از وعدههای اصلاحطلبان تحقق نیافته و میبایست به این خاطر به مردم پاسخگو باشند. ظاهرا در واکنش به همین کارنامه غیر قابل قبول، پیشنهاد کرده حتی اگر معدودی نامزد دور از فساد و با شهامت از فیلتر نظارت استصوابی گذشتند، باید در انتخابات شرکت کرد، اما به باور ما مشکل اساسی اصلاحطلبان چیز دیگری غیر از شهامت و فسادستیزی است. برای توضیح آن باید از خود بپرسیم از رآی دادن به علی مطهری، یکی از باشهامتترین نمایندههای پاکدست لیست امید چه به دست آوردهایم؟
مواضع علی مطهری در مورد حجاب، آزادیهای اجتماعی و «اوجب واجبات» هرگز بر کسی پوشیده نبود؛ اما امید به قانونگرایی و فسادناپذیری او باعث شد تا از مصادیق بارز سیاست «بد و بدتر» شناخته شود. در عمل نیز مواضع و پیگیریهای جناب مطهری در مواردی چون حصر غیرقانونی، رد صلاحیت مینو خالقی و حتی دخالت نظامیان در سیاست خارجی، بهتر و شجاعانهتر از تمامی اصلاحطلبان بود؛ اما دستاوردهای نهایی ایشان را میتوان عملا در «هیچ مطلق» خلاصه کرد، هرچند آسیبهایشان ابدا صفر نبود!
در واقع، قرار بود ما چشم بر نقاط منفی کارنامه مطهری بپوشیم و به نقاط مثبت آن امیدوار بمانیم. یعنی از مواضع ایشان در مورد حجاب، گشت ارشاد، حقوق زنان و آزادیهای اجتماعی بگذریم، تا از «بدتر»هایی چون تداوم حصر، سرکوب فعالیتهای سیاسی و مدنی و صنفی و دانشجویی، افزایش رانتخواری و مفاسد آقازادههای ژن خوب و البته رد صلاحیتهای سلیقهای شورای نگهبان در مواردی چون مینو خالقی در امان باقی بمانیم. اما در عمل، همه چیز اساسا وارونه شد. در تمامی آن مواردی که امید میرفت عملکرد امثال مطهری مثبت واقع شود هیچ گشایشی حاصل نشد، اما در همان نقاط منفی کارنامه ایشان، مواضع متحجرانهشان به مصداق «قوز بالاقوز» بر گرده جامعه مدنی فشار مضاعفی وارد کرد!
از نظر ما این وضعیت توضیح سادهای دارد. از مدتها پیش یک رویکرد در جریان اصلاحطلبی معتقد بود تغییرات و اصلاحات مورد نظر تنها با کسب کرسیهای قدرت میسر است. در مقابل، نظرگاه دیگر و البته مشهوری چون فشار از پایین، چانهزنی از بالا وجود داشت که معتقد بود تحقق مطالبههای اساسی بدون فشار مردمی و حرکتهای جنبشی ممکن نخواهد بود. در سالهای پایانی دهه هفتاد اصلاحطلبان موفق شدند تمامی مناسب انتخابی کشور، اعم از دولت و مجلس و شورا را یکسره قبضه کنند، اما عملا در تحقق وعدههای خود و مطالبات جامعه با شکست مواجه شدند. پس از آن تجربه تلخ که به دلسردی عمومی و در نتیجه ظهور چهرهای چون احمدینژاد ختم شد، توقع میرفت که نظرگاه اول به کلی حذف و بایگانی شود و اصلاحطلبان هرچه بیشتر بر قدرت تحرکات اجتماعی متکی شوند. توقعی که البته در عمل وارونه رخ نمود. یعنی اصلاحطلبی دهه نود، هرچند که مشروعیت و آرای خودش را با تکیه بر جنبش سبز به دست میآورد، اما به سیاستها و چهرههایی تقلیل یافته که بیشترین تلاش خود را صرف بازگرداندن شهروندان به خانه و دور ساختن جامعه از مشارکت فعال و اعمال فشار سیاسی به کار میبندند.
این گروه همانهایی هستند که امروز در مجلس و شوراها برای حفظ صندلی لباس سپاهی میپوشند و از عهده تعویض نام یک خیابان هم برنمیآیند. همین گروه، از حضور و مطرح شدن مطالبات اساسی مردم میهراسد چرا که بدون یک جنبش اجتماعی حتی باشهامتترین و سالم ترین چهرههایش توان پیشبرد مطالبات اساسی را ندارد و حاکمیت به صورت قانونی و غیرقانونی مسیر اصلاحات اساسی را بر روی ایشان بسته است. به علاوه، از پیوستن به جنبشهای مردمی و هدایت آنها امتناع میکند زیرا منافع خود را زیر تیغ نظارت استصوابی از دست خواهد داد.
بدین ترتیب مجموعهای که خاتمی مستقیما مسئول انتخابشان است، یکی از مهمترین و مترقیترین تئوریهای اصلاحطلبانه را قربانی منافع خود کردند. اصلاحات را که ترکیبی از جنبشهای اجتماعی و رقابتهای انتخاباتی بود، به معرکهای تکراری و خسته کننده از بد و بدتر تقلیل دادند که هر روز تشخیص بد و بدترش سختتر میشود. نسلهای مختلفی از جامعه به این نتیجه میرسد که در عمل هیچ یک از مطالباتشان با اهدای قدرت به اصلاحطلبان برآورده نخواهد شد.
Telegram
مجمع دیوانگان
از رأی دادن به علی مطهری چه بدست آوردهایم؟
#N 048
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#N 048
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
فاصلههای خطرناک
چرا مردم به جبهه نیامدند؟
6 مرداد 1366، چند روز پس از تصویب قطعنامهی 598 در شورای امنیت سازمان ملل، آیتالله خمینی دربارهی زمزمههای پایان جنگ گفت: «هماکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیدهایم و قدمهای آخرمان را برمیداریم، صدای ناآشنای صلحطلبی آن هم از کام ستمگران و جنگافروزان به گوش میرسد.» و گفت نبرد تا رفتن صدام و حزب بعث و رسیدن به شرایط برحق و عادلانه «یک تکلیف شرعی و واجب الهی است که از آن هرگز تخطی نمیکنیم» و تاکید کرد: «امروز بدون شک سرنوشت همهی امتها و کشورهای اسلامی به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است.» و «تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و انشاءالله تا رسیدن به این هدف فاصلهی چندانی نمانده است.» (صحیفه، ج20، ص325 تا 333)
آثار منتشرشده در سپاه دربارهی این مقطع، نهتنها ایران را در مرز پیروزیِ مطلق نشان نمیدهد که از بنبست جنگی در جبههی جنوب روایت میکند. سردار درودیان از تحلیلگران برجستهی تاریخ جنگِ سپاه، دربارهی مقطعِ پس از کربلای5، از قول فرمانده سپاه مینویسد: «بخش قابلتوجهی از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمینگیر شد.» درودیان ادامه میدهد: «استراتژی کشور برای بسیجِ امکانات شکست خورد. در منطقهی جنوب به بنبست رسیدیم و امکان غافلگیری دشمن از میان رفت.»(جنگ ایران و عراق، موضوعات و مسائل، ص212)
كتابِ «روزشمار جنگِ» سپاه شواهد فراوانی از اوضاع نابسامان جبههی ایران در سال 66 ثبت کرده که یکی از آنها گزارش جلسات فرماندهان سپاه با هاشمی در آذر 66 است؛ جایی که احمد کاظمی میگفت گردانش معاون ندارد. میگفت وقتی یک دستهی 22 نفره، فرماندهشان شهید میشود کسی نیست دسته را جمع کند. وقتی فرماندهان مشکلات را گفتند هاشمی هم از خزانهی خالی کشور گفت و اینکه: «در شهر شاهد صف مردم در مقابل بانکها هستیم. میخواهند از بانک پول دریافت کنند، اما پول نیست. در چنین شرایطی 5 میلیارد تومان بدون حساب و کتاب از خزانه دادیم به سپاه که مشکلات یگانها را حل کند.» راوی دفتر سیاسی سپاه که در جلسه بود یادداشتی با عنوان «خستگی فرماندهان! کمبود شدید کادر» نوشته که در آن آمده: «همه شهید شدند، از یاران سال اول جنگ بیش از چند سردار باقی نمانده، مابقی، نسل دوم و سوم فرماندهان جنگ هستند.» و روایت کرده که مرتضی قربانی از فرماندهان شجاع نسل اول، در گوشهای از سنگر به محسن رضایی میگفت: «آقامحسن نمیشود یک مدت لشکر 25 کربلا(استراحت و بازسازی کند)، یکی دیگر بیاید؟ خدا میداند خسته شدیم.»(روزشمار جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ج52، ص357 تا 360)
در همین مقطع گزارشهای فراوانی از تقویت عجیب ارتش صدام وجود دارد. بهراستی کدام گزارشها امام را به چنین برداشتهایی از وضعیت خودی و دشمن رسانده بود؟
اواخر سال 66 بُرد موشکهای عراقی به تهران رسید و موشکبارانِ پایتخت اوضاع را سخت کرد. آیتالله خمینی 12 اسفند گفت وضع ملت ایران در طول تاریخ بیسابقه است و گفت موشکباران، مردم شهادتطلب ایران را نمیترساند و اشاره کرد در زمان پیامبر و امام علی، مردم برای رفتن به جنگ اختلاف داشتند اما امروز در ایران، مردم داوطلبِ رفتن به جنگ هستند و از خانوادههایی گفت که با وجود شهادتِ فرزندانشان آمادهاند فرزندان دیگرشان را به جبهه بفرستند. (صحیفهی امام، ج20، ص496)
چند روز بعد ایران در عملیات والفجر ده حلبچهی عراق را گرفت. آیتالله خمینی در انتهای پیام تبریکش از مردم و «جوانان غیرتمند کشور» خواست به جبههها بروند.(همان، ص502) با وجود تبلیغات فراوان، اینبار برق پیروزی و پیام امام هم نتوانست افراد زیادی را راهی جبههها کند.
حسین علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه در کتابش از ضعیف شدن استقبال مردم برای حضور در جبهه در اواخر سال 66 نوشته و اینکه «کاهش تمایل بسیجیان در پیوستن به جبهه» قدرت تهاجمی ایران را کاهش داد. او نوشته که پیش از سقوط فاو(28فروردین67)؛ «با بسیج تمامی امکانات و اجرای تبلیغات گسترده تنها 16 هزار نفر از مردم» راهی جبهه شدند که «تنها 3 هزار نفر آنها جدید بودند و بقیه داوطلبان اعزام مجدد بودند»(تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ج2، ص416)
با شکستهای پیاپی، چند ماه بعد(27تیر67) ایران قطعنامهی 598 را یک سال پس از تصویبش پذیرفت. در نامهای که امام برای توجیه مسئولان برای پذیرش قطعنامه نوشت یکی از نکات این بود: «مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی بهدست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.»
آیا مردم در سالهای پایانی جنگ ارزیابیهای امام را با واقعیت زندگیشان و جبهه منطبق میدیدند؟
فاصلهی میان نظر رهبران با برداشت مردم جدای از اینکه کدام واقعیتر باشد، نگرانکننده و هشداردهنده است.
https://t.me/jafarshiralinia
چرا مردم به جبهه نیامدند؟
6 مرداد 1366، چند روز پس از تصویب قطعنامهی 598 در شورای امنیت سازمان ملل، آیتالله خمینی دربارهی زمزمههای پایان جنگ گفت: «هماکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیدهایم و قدمهای آخرمان را برمیداریم، صدای ناآشنای صلحطلبی آن هم از کام ستمگران و جنگافروزان به گوش میرسد.» و گفت نبرد تا رفتن صدام و حزب بعث و رسیدن به شرایط برحق و عادلانه «یک تکلیف شرعی و واجب الهی است که از آن هرگز تخطی نمیکنیم» و تاکید کرد: «امروز بدون شک سرنوشت همهی امتها و کشورهای اسلامی به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است.» و «تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و انشاءالله تا رسیدن به این هدف فاصلهی چندانی نمانده است.» (صحیفه، ج20، ص325 تا 333)
آثار منتشرشده در سپاه دربارهی این مقطع، نهتنها ایران را در مرز پیروزیِ مطلق نشان نمیدهد که از بنبست جنگی در جبههی جنوب روایت میکند. سردار درودیان از تحلیلگران برجستهی تاریخ جنگِ سپاه، دربارهی مقطعِ پس از کربلای5، از قول فرمانده سپاه مینویسد: «بخش قابلتوجهی از توان سپاه با استقرار در مناطق فاو، جزایر مجنون و شلمچه زمینگیر شد.» درودیان ادامه میدهد: «استراتژی کشور برای بسیجِ امکانات شکست خورد. در منطقهی جنوب به بنبست رسیدیم و امکان غافلگیری دشمن از میان رفت.»(جنگ ایران و عراق، موضوعات و مسائل، ص212)
كتابِ «روزشمار جنگِ» سپاه شواهد فراوانی از اوضاع نابسامان جبههی ایران در سال 66 ثبت کرده که یکی از آنها گزارش جلسات فرماندهان سپاه با هاشمی در آذر 66 است؛ جایی که احمد کاظمی میگفت گردانش معاون ندارد. میگفت وقتی یک دستهی 22 نفره، فرماندهشان شهید میشود کسی نیست دسته را جمع کند. وقتی فرماندهان مشکلات را گفتند هاشمی هم از خزانهی خالی کشور گفت و اینکه: «در شهر شاهد صف مردم در مقابل بانکها هستیم. میخواهند از بانک پول دریافت کنند، اما پول نیست. در چنین شرایطی 5 میلیارد تومان بدون حساب و کتاب از خزانه دادیم به سپاه که مشکلات یگانها را حل کند.» راوی دفتر سیاسی سپاه که در جلسه بود یادداشتی با عنوان «خستگی فرماندهان! کمبود شدید کادر» نوشته که در آن آمده: «همه شهید شدند، از یاران سال اول جنگ بیش از چند سردار باقی نمانده، مابقی، نسل دوم و سوم فرماندهان جنگ هستند.» و روایت کرده که مرتضی قربانی از فرماندهان شجاع نسل اول، در گوشهای از سنگر به محسن رضایی میگفت: «آقامحسن نمیشود یک مدت لشکر 25 کربلا(استراحت و بازسازی کند)، یکی دیگر بیاید؟ خدا میداند خسته شدیم.»(روزشمار جنگ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه، ج52، ص357 تا 360)
در همین مقطع گزارشهای فراوانی از تقویت عجیب ارتش صدام وجود دارد. بهراستی کدام گزارشها امام را به چنین برداشتهایی از وضعیت خودی و دشمن رسانده بود؟
اواخر سال 66 بُرد موشکهای عراقی به تهران رسید و موشکبارانِ پایتخت اوضاع را سخت کرد. آیتالله خمینی 12 اسفند گفت وضع ملت ایران در طول تاریخ بیسابقه است و گفت موشکباران، مردم شهادتطلب ایران را نمیترساند و اشاره کرد در زمان پیامبر و امام علی، مردم برای رفتن به جنگ اختلاف داشتند اما امروز در ایران، مردم داوطلبِ رفتن به جنگ هستند و از خانوادههایی گفت که با وجود شهادتِ فرزندانشان آمادهاند فرزندان دیگرشان را به جبهه بفرستند. (صحیفهی امام، ج20، ص496)
چند روز بعد ایران در عملیات والفجر ده حلبچهی عراق را گرفت. آیتالله خمینی در انتهای پیام تبریکش از مردم و «جوانان غیرتمند کشور» خواست به جبههها بروند.(همان، ص502) با وجود تبلیغات فراوان، اینبار برق پیروزی و پیام امام هم نتوانست افراد زیادی را راهی جبههها کند.
حسین علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه در کتابش از ضعیف شدن استقبال مردم برای حضور در جبهه در اواخر سال 66 نوشته و اینکه «کاهش تمایل بسیجیان در پیوستن به جبهه» قدرت تهاجمی ایران را کاهش داد. او نوشته که پیش از سقوط فاو(28فروردین67)؛ «با بسیج تمامی امکانات و اجرای تبلیغات گسترده تنها 16 هزار نفر از مردم» راهی جبهه شدند که «تنها 3 هزار نفر آنها جدید بودند و بقیه داوطلبان اعزام مجدد بودند»(تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ج2، ص416)
با شکستهای پیاپی، چند ماه بعد(27تیر67) ایران قطعنامهی 598 را یک سال پس از تصویبش پذیرفت. در نامهای که امام برای توجیه مسئولان برای پذیرش قطعنامه نوشت یکی از نکات این بود: «مسئولان سیاسی میگویند از آنجا که مردم فهمیدهاند پیروزی سریعی بهدست نمیآید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است.»
آیا مردم در سالهای پایانی جنگ ارزیابیهای امام را با واقعیت زندگیشان و جبهه منطبق میدیدند؟
فاصلهی میان نظر رهبران با برداشت مردم جدای از اینکه کدام واقعیتر باشد، نگرانکننده و هشداردهنده است.
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from شین ☔️🖤
.
🔴 درباره «بازتاب»ها و «مگر چه خواستهایم؟»
🔹 اول) عصر جمعهای که گذشت از یک بنر مقابل مسجد آیتالله دستغیب زنجان عکس گرفتم که روی آن نوشته بود: «هر چقدر برجام ظهور امامزمان را به تعویق انداخت، تدبیر شگفتانگیز و حماسی اخیر امام خامنهای در مواجه با اماننامه آمریکا، شمارش معکوس ظهور را به صدا درآورده است.» زیر این پیام، نشان سپاه هم چاپ شده بود. بر آن نقد داشتم که اینجا نوشتم. روز شنبه نیز عکس را توییت کردم (اینجا). دیروز در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) خواندم که «در پی تذکرات مردم متدین زنجان، بنر جنجالی برپاشده مقابل مسجد شهید آیتالله دستغیب این شهر پایین کشیده شد.»
خبرنگار ایرنا پس از بررسی متوجه شده که این بنر توسط فردی به نام دکتر علیمحمدی، که فرمانده این پایگاه است، نوشته شده و پس از چاپ در ابعاد بزرگ در خیابان نصب شده است. با پیگیری بسیار، علیمحمدی در گفتوگو با این خبرنگار پس از بیان نقدهایی که به برجام و نتایج آن داشته، گفته با اینکه حرفش کاملاً قابل دفاع است ولی از طرف دوستان، مسئولان شهر و نیز سپاه تحت فشار است ولی همچنان از موضعش دفاع میکند.
معلوم نیست این آقای دکتر، چطور دکتری است که در این متن 30 کلمهای، هم غلط املایی داشته و هم انشایی! مهم اما این است که حالا این بنر را پایین کشیدهاند و مهم است که او بابت این دستاندازی سیاسی به مفهوم ظهور، پاسخگو باشد.
🔹 دوم) دیروز عزیزی از بندرعباس برایم چند عکس فرستاد از اقدام دادگستری هرمزگان در نصب گسترده تصاویر و جملات حجتالاسلام و المسلمین رئیسی در این شهر که شبهه تبلیغ سیاسی را له ایشان قوت میداد. عکسها را هم با طعنهای سنگین توییت کردم (اینجا). کانال پرمخاطب وحیدآنلاین هم آن را به نقل از توییت من، بازتاب داد. امروز (چهارشنبه) که تلگرامام را چک میکردم، دیدم دوست شفیقی از دزفول برایم پیغام گذاشته که سخنگوی قوه قضاییه به این عکسها واکنش نشان داده. سخنگو گفته: «بنرها کجسلیقگی بود در یکی از استانها. خبر به محض دریافت، بهاطلاع ریاست قوه قضاییه رسید و دستور دادند که جمعآوری شود و به همه استانها اعلام شد که در همه ادوار از اینگونه اقدامات مشابه جلوگیری شود.»
🔹 آخر) نمیدانید چقدر خوشحالم؛ چقدر خوشحالم بابت حساسیتهایی که نسبت به انتقادهای مشفقانه یک شهروند به خرج داده شده. بیش باد ... چه خواستهایم جز اصلاح امور؟
🔶 @mmoeeni1
🔴 درباره «بازتاب»ها و «مگر چه خواستهایم؟»
🔹 اول) عصر جمعهای که گذشت از یک بنر مقابل مسجد آیتالله دستغیب زنجان عکس گرفتم که روی آن نوشته بود: «هر چقدر برجام ظهور امامزمان را به تعویق انداخت، تدبیر شگفتانگیز و حماسی اخیر امام خامنهای در مواجه با اماننامه آمریکا، شمارش معکوس ظهور را به صدا درآورده است.» زیر این پیام، نشان سپاه هم چاپ شده بود. بر آن نقد داشتم که اینجا نوشتم. روز شنبه نیز عکس را توییت کردم (اینجا). دیروز در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) خواندم که «در پی تذکرات مردم متدین زنجان، بنر جنجالی برپاشده مقابل مسجد شهید آیتالله دستغیب این شهر پایین کشیده شد.»
خبرنگار ایرنا پس از بررسی متوجه شده که این بنر توسط فردی به نام دکتر علیمحمدی، که فرمانده این پایگاه است، نوشته شده و پس از چاپ در ابعاد بزرگ در خیابان نصب شده است. با پیگیری بسیار، علیمحمدی در گفتوگو با این خبرنگار پس از بیان نقدهایی که به برجام و نتایج آن داشته، گفته با اینکه حرفش کاملاً قابل دفاع است ولی از طرف دوستان، مسئولان شهر و نیز سپاه تحت فشار است ولی همچنان از موضعش دفاع میکند.
معلوم نیست این آقای دکتر، چطور دکتری است که در این متن 30 کلمهای، هم غلط املایی داشته و هم انشایی! مهم اما این است که حالا این بنر را پایین کشیدهاند و مهم است که او بابت این دستاندازی سیاسی به مفهوم ظهور، پاسخگو باشد.
🔹 دوم) دیروز عزیزی از بندرعباس برایم چند عکس فرستاد از اقدام دادگستری هرمزگان در نصب گسترده تصاویر و جملات حجتالاسلام و المسلمین رئیسی در این شهر که شبهه تبلیغ سیاسی را له ایشان قوت میداد. عکسها را هم با طعنهای سنگین توییت کردم (اینجا). کانال پرمخاطب وحیدآنلاین هم آن را به نقل از توییت من، بازتاب داد. امروز (چهارشنبه) که تلگرامام را چک میکردم، دیدم دوست شفیقی از دزفول برایم پیغام گذاشته که سخنگوی قوه قضاییه به این عکسها واکنش نشان داده. سخنگو گفته: «بنرها کجسلیقگی بود در یکی از استانها. خبر به محض دریافت، بهاطلاع ریاست قوه قضاییه رسید و دستور دادند که جمعآوری شود و به همه استانها اعلام شد که در همه ادوار از اینگونه اقدامات مشابه جلوگیری شود.»
🔹 آخر) نمیدانید چقدر خوشحالم؛ چقدر خوشحالم بابت حساسیتهایی که نسبت به انتقادهای مشفقانه یک شهروند به خرج داده شده. بیش باد ... چه خواستهایم جز اصلاح امور؟
🔶 @mmoeeni1