لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
حکومت، شصت کشور را علیه خود «متحد» کرد!
توسط BabakDad توسط فرصت نوشتن | بابك داد
IMG_20190812_022146_695.jpg
♦️ترامپ به هدفش؛ «ائتلاف جهانی» رسید!♦️
بابک‌داد
با تأکید بر اینکه «تحلیل رفتارشناسی ترامپ، لزوماً به معنی جانبداری از او نیست و این مطلب برای شناخت مردم از آغازگران اصلی جنگ احتمالی است»، می‌خواهم توصیفی ارائه کنم از واقعیت آبهای جنوبی کشورمان. همچنین با «بازی‌خوانی» دو ماه اخیر دونالد ترامپ، بگویم او چگونه به سوی «ایجاد ائتلاف جهانی علیه حکومت ایران» حرکت کرد؟
🔹استراتژی آمریکا، «مهار حکومت ایران» بوده است. حکومتی که با درآمدهای سرشار نفتی، نه به رفع مشکلات داخلی مردمانش، بلکه به بحران‌آفرینی در منطقه و تجهیز گروههای جهادی در نقاط مختلف جهان می‌پردازد تا به «هدف موهوم هلال شیعی، آمریکا ستیزی، محو اسرائیل و…» برسد!
🔹گام نخست آمریکا، همسو کردن کشورها با خویش بود. ترامپ تا همین دو ماه پیش، با اروپایی‌ها بر سر برجام اختلاف نظر جدی داشت! اما حالا خلیج فارس در انتظار ورود «ناوهای جنگی اروپایی» است! او «چگونه توانست نظر اروپا را در مورد مهار ایران تغییر دهد»؟ با صبوری! صبوری یک تاجر!
ابتدا ناو آبراهام لینکلن در دهانه‌ی خلیج فارس لنگر انداخت و بعد هواپیماهای رادارگریز F22 و بمب‌افکن‌های عظیم B52 آمریکایی نیز در پایگاه قطر جمع شدند.
اما ترامپ آنها را حتی به تلافی «سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک» هم مورد استفاده قرار نداد و باز منتظر ماند تا ایران بیش از اینها مرتکب اشتباهات استراتژیک شود. و او «یارگیری» کند!
🔹انگلیس در جبل‌الطارق یک نفتکش را توقیف کرد که دو میلیون نفت به «سوریه‌ی تحت تحریم اروپا» قاچاق می‌کرد. بعدتر ایران اعتراف کرد آن تانکر عظیم که قاره‌ی آفریقا را دور زده تا از کنار عربستان و کانال سوئز نگذرد، متعلق به ج-ا است و انگلیس باید آن را آزاد کند! انگلیس گفت «اگر مقصد نفتکش‌تان سوریه نباشد، می‌تواند برود!» اما ایران هنوز هم از گفتن مقصد آن نفتکش عظیم طفره می‌رود!
🔹در اقدامی کاملاً قابل پیش‌بینی و تلافی‌جویانه که «رهبر آن را توصیه کرد»؛ سپاه یک نفتکش انگلیسی را توقیف کرد! جرم نفتکش «استنا ایمپرو» را برخورد با یک کشتی صیادی اعلام کردند. اما نحوه‌ی تصرف آن با هلی‌کوپتر و هجوم نیروهای نقاب‌پوش سپاه و نصب پرچم ج-ا بر آن، بیشتر شبیه دزدی دریایی بود! «نصب پرچم» بر بلندای نفتکش، در عُرف بین‌المللی به معنای «تصرّف» آن است، نه «اِعمال قانون»! سپاه که از بلندگوهایش اذان هم پخش کرد و فیلم حماقتش را هم منتشر نمود!

🔹رفتارهای کودکانه‌ی سپاه روی «نفتکش تصرّف شده» و نصب پرچم و شوآف‌هایی که ارزشی‌ها را ارضا می‌کنند، موجب عصبانیت انگلیس و همسویی آن و فرانسه و سایر اروپایی‌ها با آمریکا شد! و این، همان هدفی بود که ترامپ فقط با دو ماه خیمه زدن در خلیج فارس به آن دست یافت: «تشکیل ائتلاف جهانی علیه ایران»! تا اگر ناچاراً کلید جنگ را فشار داد، همه در غرب و جهان با آن موافق باشند!
اینک خبر رسیده «زیردریایی هسته‌ای بریتانیا» هم در راه خلیج‌فارس است تا امنیت تنگه‌ی هرمز را برای عبور نفتکش‌ها تضمین کند. فرانسه هم نیروهای دریایی‌اش را به منطقه می‌فرستد!
🔹هرچه تندروهای سپاه، بیشتر در «آبهای بین‌المللی» شاخاب فارس جولان بدهند و مست قدرت‌نمایی باشند، ترامپ را به هدفش نزدیکتر خواهند کرد. حالا «ائتلاف امنیت دریانوردی» بین انگلستان، فرانسه، آمریکا و کشورهای منطقه در یک قدمی تشکیل شدن است! حکومتی‌ها هم به قول سردار پدافند غیرعامل (جلالی) از «به زیر کشیدن امپراتوری دریایی بریتانیا!» سرخوش هستند!
🔹با بی‌تدبیری رهبر، صبر آمریکایی دارد نتیجه می‌دهد! ساده‌ترین نشانه‌اش اینکه افکار عمومی جهان هم از «گردنه‌گیری حکومت اسلامی در خلیج فارس» ناراحت هستند!
بر خلاف موارد مشابه قبلی (مانند ایام پیش از حمله به عراق)، هیچ کجای جهان هم خبری از «تظاهرات ضدجنگ» توسط مردم و طرفداران صلح نیست! و این زنگ خطر مهمی است که کسی در ایران نمی‌خواهد بشنود!
🔹مایک پمپئو امروز سه‌شنبه اوضاع را اینطور جمع‌بندی کرد: «واشنگتن در تلاش است رفتار رهبران ج-ا را تغییر دهد و در این راستا ائتلافی جهانی برای انجام گشت‌هایی در تنگه‌ی هرمز برای تأمین امنیت آبرا‌ه‌های دریایی و آزادی دریانوردی سازماندهی می‌کند!» و افزود: «از تمامی نقاط جهان، کشورهایی در ائتلاف پاسداری از تنگه‌ی هرمز مشارکت خواهند کرد!» این یعنی «درخت استراتژی ترامپ، میوه‌اش را داده»! خواه بدمان بیاید، یا نه!
🔹در دوران ما، دوباره یک «حکومت خودکامه‌ی دیگر» دارد با حماقتی آشکار، «شاخه‌ای را می‌بُرد که خودش بالای آن نشسته است»! و آنقدر بدمستی و تکتازی و آتش‌افروزی می‌کند که بین کشورهای جهان برای «مهار آن» ائتلاف ایجاد شده است!
🔹تردید ندارم هیچکس برای «دیکتاتورهای احمق» دل نمی‌سوزد! چه؛ «جمعِ دیکتاتوری و حماقت» چیز تهوّع‌آ
وری می‌شود که داریم تصویر زنده‌اش را در کشورمان می‌بینیم!
بابک‌داد ۹۸/۵/۱
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
جامعه پزشکی؛ تسلیت!
امیر هاشمی مقدم
سازمان امور مالیاتی کشور تلاش کرده بود در راستای اجرای قانون، همه پزشکان، پیرا پزشکان، داروسازان و دیگر پیشه‌های مرتبط با درمان را به کاربرد دستگاه‌های خودپرداز وا دارد. با این شیوه، میزان [قابل توجهی از] درآمد آنان آشکار شده و بر پایه آن، مالیات برای‌شان تعیین می‌گردد. اما این تصمیم با واکنش به شدت تند و منفی نهادها و انجمن‌های پزشکی روبرو گردید. هیچ توجیه قابل قبولی در نامه‌های اعتراضی بسیاری که این گروه‌ها نوشته‌اند، برای علت مخالفت‌شان دیده نمی‌شود. اما بد نیست بدانیم بر پایه آمار سازمان امور مالیاتی، پزشکان ایران مجموعا 150 میلیارد تومان مالیات پرداخت می‌کنند، در حالی‌که میزان مالیات واقعی آنان حدود 6700 میلیارد (یعنی 45 برابر چیزی که پرداخت می‌کنند) است. به سخن دیگر، پزشکان تنها حدود 2درصد از مالیات‌شان را می‌پردازند.
🔴 دقیقا شش سال پیش در روزنامه قانون یادداشتی نوشته بودم با نام «وجدان پزشکی در ایران و امریکا» که آن یادداشت هم با واکنش تند جامعه پزشکی روبرو شد. آن زمان هم بحثم به فرار مالیاتی پزشکان برمی‌گشت. بر پایه آمار سازمان امور مالیاتی در سال 1392، از دو هزار نفری که درآمد ماهانه بیش از یک میلیارد تومان [در آن سال] داشته و هیچ مالیاتی نمی‌پرداختند، 300 نفرشان پزشک بودند. این آمار، ناگفته‌های بسیاری در دل خود داشت؛ برای نمونه:
⭕️ بیش از این شمار، پزشکانی را داریم که درآمد ماهیانه‌شان بیش از یک میلیارد تومان بوده و مالیات هم نمی‌پرداختند، اما گیر قانون نیفتاده بودند؛
⭕️ بیش از این شمار، پزشکانی داریم که درآمد ماهیانه‌شان بیش از یک میلیارد تومان بوده، اما مالیات [یا بخشی از آنرا] می‌پرداختند.
⭕️ اینکه در سال 1392 ما شمار زیادی پزشک داشتیم که درآمد ماهیانه‌شان بالای یک میلیارد تومان بود هم خود جای شگفتی و پرسش دارد که چگونه یک پزشک می‌تواند چنین درآمدی داشته باشد؟
🔴 من از نظام پزشکی در دیگر کشورها اطلاع دقیقی ندارم، اما می‌دانم در ترکیه یک پزشک تنها اجازه انجام یک کار را دارد؛ یعنی یا در مطب شخصی، یا در بیمارستان و یا در دانشگاه کار می‌کند. یعنی برخلاف ایران، یک پزشک نمی‌تواند هم در دانشگاه تدریس کند، هم صبح‌ها در بیمارستان باشد و هم عصرها در مطب شخصی‌اش (که در بسیاری موارد، بیماران مطبش همان بیمارانی هستند که صبح به وی در بیمارستان مراجعه کرده‌اند، اما به شیوه‌های گوناگون به مطبش ارجاع داده شده‌اند). همچنین در ترکیه تفاوت زیادی میان دستمزد یک پزشک متخصص با یک استاد دانشگاه نیست (برخلاف ایران). همچنان که برخلاف بسیاری از دیگر کشورها، تفاوت حقوق یک پزشک با یک پرستار در ایران نیز به شدت زیاد است (گاه بیش از یکصد برابر).
🔴 البته درباره دریافتی دقیق پزشکان در ایران هم اطلاعات و داده‌های کافی در دسترس نیست و تنها در گزارش‌های رسانه‌ای یا گفتگوهای مسئولین وزارت بهداشت می‌توان به برخی اعداد دست یافت؛ به‌ویژه اینکه بیشتر پزشکان ایرانی، در چندین جا (بیمارستان، مطب و...) به‌طور همزمان فعالیت می‌کنند. تلاش نهادها و انجمن‌های پزشکی برای آشکار نشدن درآمد پزشکان نیز جای بررسی دارد.
🔴 این البته به معنای نادیده گرفتن خدمات پزشکان با وجدان ایرانی نیست. ما پزشکان زیادی در ایران داریم که بخشی از زمان‌شان را به درمان بیماران فقیر اختصاص می‌دهند و حتی شماری پزشک ایرانی می‌شناسیم که به‌طور دوره‌ای، به روستاها و مناطق محروم رفته و بیماران را درمان می‌کنند. اما شوربختانه نسبت اینان به پزشکانی که به‌طور غیر قانونی و غیراخلاقی درآمدهای کلان دارند، ناچیز است؛ یعنی پزشکانی که برای درآمد بیشتر، چندین بیمار را به‌طور همزمان در یک اتاق معاینه کرده و نسخه هر بیمار را در یکی دو دقیقه پیچیده و از او می‌خواهند پس از یکی دو ماه، دوباره برای معاینه نزد وی برود.
🔴 در این میان، جامعه پزشکی ایران با لابی‌های قدرتمندی که در سطوح بالای مدیریتی کشور دارد، در حال مافیایی شدن و نقد ناپذیری است. ای‌کاش پزشکانی که با یک نقد یا برخورد کوچک، به‌طور هماهنگ از هشتک‌هایی همچون #جامعه_پزشکی_تسلیت استفاده می‌کنند، در هنگام فرار مالیاتی، زیر پا گذاشتن اخلاق و قانون، نادیده گرفتن سوگند بقراط و... نیز این هشتک را به کار ببرند.
این یادداشت را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
✍️نامه صادق زیباکلام به رئیس دولت اصلاحات -(بخش اول)

سرور ارجمند
جناب حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی
ریاست محترم دولت اصلاحات
با سلام و تحیات، ای‌کاش می‌توانستم واکنش کاربران به پست اخیرم پیرامون جنابعالی را به استحضار می‌رسانیدم. ظرف بیست‌وچهار ساعت، نزدیک به چهارصدهزارنفرآن را دیدند؛ بیست و دوهزارنفر آن را لایک و بیش ازچهارهزارنفرکامنت نوشتند.

🔹شما از بی‌توجهی فراکسیون امید و آقای روحانی نسبت به مطالبات رأی‌دهندگان و بی تفاوتی آنان در قبال پایمال شدن حقوق شهروندی گلایه کرده بودید. بنده هم ضمن استقبال از انتقادتان با حسرت اضافه کرده بودم «ای‌کاش این انتقادات را خیلی زودتر و قبل ازآن‌که کسر قابل‌توجهی از رأی‌دهندگان به‌واسطه عملکرد فراکسیون امید و آقای روحانی، از شرکت در انتخابات پشیمان می‌شدند، مطرح می‌کردید.»

🔹کسر قابل‌توجهی از کاربران، انتقادات جنابعالی را نه از روی صداقت بلکه «فریب» و «تلاشی مذبوحانه به‌منظور شرکت مجدد مردم در انتخابات پیش روی» خواندند. اگرچه تلخ است، اما من مدت‌هاست که با بغض و کینه و نفرت بسیاری از رأی‌دهندگان در دوانتخابات اخیرآشناشده ام. اما باورم نمی‌شد که نسبت به شما هم این درجه از بی‌اعتباری و بی‌اعتمادی به وجود آمده باشد. امیدوار باشیم که فضای مجازی مصداق «مشت نمونه خروار نباشد.»

🔹جناب خاتمی، می‌گویند در عالم سیاست به هیچ‌کس نمی‌بایستی صد درصد اعتماد داشت. من نه تنها به شما صد درصد اعتماد دارم بلکه یک مرحله بالاتر و بیش از چشمانم باورتان دارم. صدالبته که با بسیاری از باورها و مواضعتان مشکل‌دارم، اما با همه وجود باور دارم که «انتقادات شما صادقانه بوده و نه از سر فریب افکار عمومی به‌منظور شرکت در انتخابات.»

🔹من البته خشم، سرخوردگی، احساس پشیمانی و ناامیدی میلیون‌ها نفری که در دو انتخابات اخیر شرکت کردند را هم می‌توانم درک کنم و به آن‌ها حق می‌دهم تا از بنده و دیگران که آنان را ترغیب به رأی دادن کردند متنفر باشند. اگر احدی از آن بیست وچهارمیلیون از بنده بپرسند که درنتیجه شرکت ما در انتخابات، کدام سیاست تغییر کرد، یا چه بهبودی در اوضاع‌واحوال نامطلوب سیاسی، اقتصادی، روابط خارجی، وضعیت حقوق شهروندی، بازتر شدن فضای سیاسی و...به وجود آمد، شمارا نمی‌دانم اما من واقعاً پاسخی برایشان ندارم. درعین‌حال، هیچ‌کس هم تاکنون پاسخ نداده که چه آلترناتیوی برای پیشرفت و تغییر در برابر صندوق رأی وجود دارد؟

ادامه دارد...

https://www.instagram.com/p/B1BaRlbHcuH/?igshid=1siw4jn2uqjui
✍️نامه صادق زیباکلام به رئیس دولت اصلاحات-(بخش دوم)پایان.

جناب آقای سید محمدخاتمی
🔹باید خطاب به مخالفان و منتقدانی که می‌گویند «نباید در انتخابات شرکت کنیم»، می‌گفتید چه گزینه‌ای به‌جز «صندوق رأی» در برابرمان داریم؟

🔹اگرچه که تجربه «فراکسیون امید» تلخ بود و تجربه انتخاب «آقای روحانی» تلخ‌تر؛ اما واقعاً چه گزینه‌ای وجود داشت؟
فرض بگیریم که در انتخابات اردیبهشت 96 و اسفند 94 شرکت نمی‌کردیم آیا غیرازاین بود که جریان «تمامیت‌خواه» و «دلواپس» قوه مجریه و مجلس را در اختیار می‌گرفت و وضعیت از این بدتر می‌بود؟

🔹بنابراین نقش شما بسیار خطیر و دشوار است چراکه از یک‌سو باید هم «فراکسیون امید» و «آقای روحانی» را زودتر از این‌ها به باد انتقاد می‌گرفتید و از آنها نسبت به انجام تعهدشان به مردم پاسخ می‌خواستید و از سوی دیگر به مخالفان شرکت در انتخابات می‌گفتید چه گزینه‌ای به‌جز شرکت در انتخابات برایمان مانده است.
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/B1EHD2rni6V/?igshid=zvem779nr9vk
♦️فروش «کتاب رضاشاه» به صورت قاچاق
روبری دانشگاه تهران!

نامه سرگشاده صادق زیباکلام به وزیر فرهنگ و ارشاد

جناب آقای دکتر سید عباس صالحی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

🔹با سلام و تحیات؛ کتاب «رضاشاه» بنده را که علی‌رغم آن همه مذاکره با مسئولین محترم ارشاد و قریب به دو سال تامل، آخرش هم مجوز ندادید متاسفانه به صورت قاچاق و با اغلاط فراوان چاپ کرده و جلوی دانشگاه می‌فروشند. بعد از ناامید شدن از صدور مجوز، با توافق انتشارات «روزنه» با ناشری در لندن کتاب در تیرماه توسط «آمازون» در اروپا و آمریکا انتشار یافت. حسب تقاضای شماری از ایرانیان خارج از کشور که مطالعه فارسی کتاب برایشان دشوار است، نسخه پادکست آن هم به زودی در خارج از کشور در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

🔹این هم حکایت است که علی‌رغم آن‌همه شعارهای فرهیختگی، دانش‌پژوهی،آزاداندیشی، بی‌طرفی و امانت‌داری در روایت تاریخ، دگراندیشی، آزادگی و تعهد علمی و سایر شعارهای دهان پرکن و پرطمطراق که مسئولین ما در سخنرانی‌هایشان ایراد می‌فرمایند، شما حاضر نشدید اجازه دهید یک جلد از کتابی که همخوانی با روایت حکومتی، پیرامون رضا شاه نداشت درایران انتشار یابد. درحالی‌که ظرف چهل سال گذشته ده‌ها جلد کتاب، صدها مقاله و رساله در راستای روایت حکومتی از رضاشاه اجازه انتشار یافته‌اند. بماند سخنرانی‌ها، همایش‌ها و میزگردهایی که برگزارشده بعلاوه سریال‌های تلویزیونی میلیاردی که صداوسیما علیه رضا شاه ساخته و بالاخره آموزش روایت حکومتی از دبستان تا دانشگاه. بنده حتی به مسئولین محترم ارشاد پیشنهاد کردم هرقسمت کتاب را که فکر می‌کنند یک‌سویه است، روایتی که به زعم آن‌ها درست است را عینا در پاورقی می آورم و قضاوت را برعهده خوانندگان می‌گذاریم.

🔹کتاب «رضا شاه» فقط روایت سیاه و اهریمن گونه‌ی حکومتی از رضا شاه را به زیر سئوال نمی‌برد؛ بلکه تلاش‌های نو ظهور جمع دیگری که در نقطه مقابل روایتِ حکومتی در ایران در صدد ارائه تصویر سفید و اهورا گونه از رضا شاه برآمده‌اند را هم با پرسش‌های زیادی روبرو می‌سازد.

🔹تاسف و تأثرآور است که وزارت ارشادِ دولتی که به پشتوانه بیست‌وچهار میلیون رأی بر سر کار آمده این‌قدر مرعوب، حقیر وعاجز باشد که حتی در مواردی که امری را درست تشخیص می‌دهد از ترس این که مبادا صدایی دربیاید، چشمانش را بر روی حقیقت ببندد، پای بر روی انصاف و حق گذارده و وانمود نماید که شاهد خلاف و زورگویی نیست.

https://www.instagram.com/p/B1L2VyGHROI/
♦️حکم دادگاه که به‌واسطه شکایت دادستان دادسرای ویژه روحانیت اول مردادماه تشکیل‌شده بود صادرشده و به یک سال زندان به اتهام «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» محکوم‌شده ام. البته به‌حکم صادره اعتراض خواهم نمود و به دادگاه تجدیدنظر خواهد رفت.


🔹نکته قابل‌تأمل درکل این دادرسی نحوه برخورد قاضی دادگاه جناب «دانشور» می بود. البته برخورد ایشان با بنده بسیار محترمانه و درنهایت متانت و احترام بود اما چه در جریان محاکمه و چه در صدور رأی به نظرمی رسد که موضع ایشان به‌عنوان یک قاضی بی‌طرفانه نبود.

🔹درهرمحاکمه ای دادستان علی‌القاعده تلاش می‌کند تا ارتکاب جرم توسط متهم را در دادگاه به اثبات برساند. متهم هم بالطبع تلاش می‌کند تا در قبال اتهامات وارده از خود دفاع نماید. وظیفه قاضی حفظ بی‌طرفی میان دادستان و متهم در طول محاکمه ودرپایان تشخیص اینکه آیا حق با دادستان است یا متهم.

🔹جناب قاضی «دانشور» همچون دادستان در طول محاکمه سعی داشتند مجرمیت بنده را به اثبات برسانند. بنده در رد اتهام «نشر اکاذیب» می‌گفتم آنچه دراینستاگرامم آورده بودم مبنی برنیازبه سیصدهزار روحانی برای تصدی مشاغل آموزشی وتربیتی به نقل از جناب آیت‌الله عبدالفتاح نواب از مسئولین حوزه علمیه قم بوده. ایشان هم آن رقم را بعداً تکذیب نمی‌کنند.

🔹من صرفاً محاسبه نموده بودم که استخدام این تعداد روحانی (بر اساس ۲/۵میلیون تومان در ماه) بالغ برنه هزار میلیارد تومان در سال هزینه‌اش می‌شود و آن را با بودجه دو استان سیستان و بلوچستان، کردستان و محیط ‌زیست کل کشور مقایسه کرده بودم. جناب قاضی دانشور در اثبات مجرمیت بنده استدلال می‌کردند که آن سیصدهزارنفرهنوز که به استخدام درنیامده‌اند و معلوم هم نیست که چه تعدادی استخدام خواهند شد. ایشان هم در دادگاه وهم در صدور حکم به استنادماده ۷۴۶ قانون مجازات اسلامی جرائم بنده را محرز دانسته‌اند. قانون فوق می‌گوید: «هرکس به‌قصد اضرار به غیر...اکاذیبی را منتشر نماید...»

🔹بنده در دادگاه ازایشان پرسیدم من کدام مطالب کذب را به جناب آیت‌الله نواب نسبت داده‌ام؟ در خصوص اتهام «تشویش اذهان عمومی» هم ازایشان پرسیدم که تشویش اذهان عمومی ازچه طریقی برای دادگاه محرز شده؟

🔷 اینکه قاضی دانشور بدون پاسخی به این پرسشها و رفع ابهامات بنده را محکوم کرده انداین شبهه را بوجود میاورد که آیا «براستی تشکیل دادگاه برای رسیدگی به اتهامات بنده بوده یا صرفا تظاهربه دادرسی و محاکمه منصفانه؟»


https://www.instagram.com/p/B1QpWuxn6mE/?igshid=127ufb20yjsoz
پدرام بعد از گرفتن مدرک کارشناسی در رشته صنایع برای گرفتن فوق‌لیسانس به #نروژ رفت و الان چند سالی است که اونجاست.
تو این قسمت راجع به محبوبیت ورزش اسکی بین نروژی‌ها، خودروهای تسلا، رابطه بین سوئدی‌ها و نروژی‌ها، ادبیات و داستان‌ها جنایی و خیلی مسائل دیگه صحبت کردیم.

توضیحات بیشتر در سایت:
radiodaal.ir/pedram

گوش دادن به این قسمت:
🍏 اپل‌پادکست
🤖 گوگل‌پادکست
🔸 کست‌باکس
عروسی می کنیم تا فیلم بگیریم!

▪️فردین علیخواه|جامعه شناس
یکی از سوژه‌های اینستاگرامی در این روزها، ویدئوهای یک‌دقیقه‌ای از جشن‌های عروسی است. فیلم‌هایی از عروس و دامادی که در ماشین لاکچری نشسته‌اند و با آهنگ طنّازی می‌کنند، تصویر میز شام از سقف، نمایی از ساختمان مجلل تالار، و در نهایت عکس‌های آتلیه‌ای و باغی. برخلاف گذشته که معمولاً فیلم‌های عروسی لو می‌رفت و امکان تماشا برای غریبه ها فراهم می‌شد این روزها تصاویر عروسی توسط خود افراد منتشر می‌شود. آنان از دیگران می‌خواهند تا شکوه جشن را ببینند تا شاید فیلم وایرال شود. درنتیجه عروسی‌ها مهمانان مجازی بسیاری یافته‌اند. این مهمانان گویی دورتادور نشسته‌اند و به آیتم‌های مختلف عروسی امتیاز می‌دهند. از لباس و میک‌آپ تا تزئینات ماشین عروس، از دیزاین فینگرفودها تا سفیدی و نظم دندان‌های عروس!

این روزها نحوه روایت و نمایش جشن عروسی مهم‌تر از عروسی شده و این خود باعث برجسته شدن نقش عکس و فیلم شده است. شاید این گفته اغراق‌آمیز باشد ولی گویی برخی با این هدف عروس و داماد می‌شوند تا فیلم و عکس بگیرند. برای آنان عروسی به‌جای آنکه آغاز باشد به معنای پایان راه است. ما عروسی می‌کنیم تا چشمان جهانیان مسحور ما شود! حاصل نهاییِ عروسی نه آغاز زندگی دو نفر؛ بلکه فیلم‌ها و عکس‌های آنان است. برخی از عروس و دامادها یک هفته قبل از تاریخ عروسی، با عوامل خود به شمال می روند تا عکسبرداری و فیلمبرداری کنند و بعد از آن برای عروسی به شهرشان بازمی گردند.

در برخی از مجالس، هنوز مهمانان سرگرم پای‌کوبی هستند که عکس‌هایی از عروس و داماد توزیع می‌شود. در برخی از سالن‌ها فیلم‌های گزینش‌شدۀ عروسی در لحظه، توسط ویدئو پروژکتور در معرض دید مهمانان قرار می‌گیرد. ما درحالی‌که هستیم خودمان را کمی آن‌طرف تر بر روی دیوار نظاره می‌کنیم. یک جهان موازی در دل جهان واقعی شکل می‌گیرد. آیا ما تخیلی هستیم و آنچه بر روی دیوار افتاده است واقعیت است و یا ما واقعیت هستیم و تصویر روی دیوار تخیل است؟ در هر حال دو جهان شکل می‌گیرد: نخست واقعیتی به نام جشن عروسی و دوم فیلمی که از آن ساخته خواهد شد.

با وجود گسترش تکنولوژی، زمان آماده کردن فیلم عروسی به‌جای آنکه کوتاه‌تر شود طولانی‌تر شده است. چون آنچه قرار است آماده شود برگرفته از جهان تخیل است و نه عروسی واقعی. این فیلم قرار است بازتاب جهانی رؤیایی و لاکچری باشد، جهانی همانند آنچه در فیلم‌های هالیوودی دیده ‌شده است. برخی از این فیلم ها به گونه ای مونتاژ شده اند که بیننده انتظار دارد در آغاز و پایان آن با لوگوی شرکت کلتکس ریکوردز یا آونگ مواجه شود. برخی از عروس و دامادها مدتی طولانی برای آماده شدن فیلم عروسی خود به انتظار می‌نشینند. فیلم عروسی شاید آخرین بازمانده عروسی است که به دست آنان می‌رسد. در مواردی سرنوشت یاری نمی‌کند و وقتی فیلم آماده می‌شود آنان از همدیگر جدا شده‌اند و علیرغم یک سال انتظار، هیچ‌کدامشان حاضر نیستند تا به عکاسی بروند و فیلم را دریافت کنند.

ُبعد خانوار در ایران کوچک‌ شده است، دایره روابط اجتماعی با فامیل تنگ‌تر شده است، فردگرایی و این ادعا که «سعی کن خودت باشی» به‌تدریج در حال گسترش است ولی در مقابل، فرهنگ زرق‌وبرق1 به‌سرعت بر جشن‌های عروسی حاکم می‌شود. این امر با تغییرات اجتماعی سایر جوامع همخوانی ندارد. در سایر کشورها و با بروز این تحولات اجتماعی، جشن‌های عروسی کوچک‌تر و ساده‌تر شده اند چون قضاوت دیگران برای فرد اهمیت ثانویه یافته است. شاید در این کشورها پنج درصد جامعه، به علاوه تازه به دوران رسیده ها، عروسی های آنچنانی داشته باشند. در مقابل، کم نیستند زوج‌هایی که ترجیح می‌دهند جشنی نداشته باشند و یا میزبان دوستانشان در رستورانی کوچک باشند. غذای مختصری بخورند و پای‌کوبی کنند. خوشحالی خودشان و شادی دوستانشان مهم‌ترین هدف آنهاست.

باید مراقب شرکت‌هایی باشیم که مجری جشن‌های عروسی‌اند. آنان با «آفرهای» شیک و خاص تلاش میکنند تا عروسی را پرزرق‌وبرق نمایند چراکه ذینفع‌اند. مغزشوئی آنان با ژورنال‌های رنگی و بّراق، اودکلن، قهوه ترک، بکار بردن چند کلمه انگلیسی درباره تکنولوژی‌های روز عروسی و اینکه «فلان سلبریتی هم اینطور یا آنطور کرده» انجام می‌شود.
فریب فیلم‌هایی که اینفلوئنسرهای ایرانی داخل و خارج از زرق‌وبرق جشن‌های عروسی‌شان منتشر می‌کنند و تلاش دارند تا به ما بگویند که آدم‌های باکلاس و آلامدی هستند را نخوریم. آنان را در اشاعه این سبک زندگی شان تنها بگذاریم و با لایک هایمان تشویقشان نکنیم.

و در پایان، ای‌کاش جوانان روشنفکر و امروزی نیز که عروسی ساده‌ای داشته اند در مقابل فرهنگ زرق‌وبرق عروسی، در شبکه‌های اجتماعی فعال‌تر شوند.
1- glamour culture
کانال نویسنده: @fardinalikhah
ارسال نظر: @alikhahfardin
نقدی بر
روایت دفترِ رهبری از رهبری

از مهم‌ترین واکنش‌ها به رد صلاحیت هاشمی در انتخابات ریاست‌جمهوری 92 واکنش دختر آیت‌الله خمینی بود که در 31 اردیبهشت 92 در نامه‌ای به رهبری نوشت: «در این امر مهم دخالت فرمائید و نگذارید که یک حرکت، همه‌ی تلاش‌ها را خراب کند و نشان دهید که چرا امام می‌فرمود: ولایت فقیه برای آن است که نگذارد هر کس هر کاری دلش می‌خواهد بکند و ولایت فقیه می‌خواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد‌.»
فرزند امام در نامه یک روایت تاریخی تازه نیز داشت و آن تایید شایستگی هاشمی برای رهبریِ انقلاب از سوی امام خمینی بود؛ «همان روزی که تأیید امام بر رهبری حضرتعالی را از زبان ایشان شنیدم... تأیید صلاحیت برادر، آقای هاشمی را هم شنیدم زیرا امام بعد از نام جنابعالی نام ایشان را هم ذکر کردند.»
حالا دفتر نشر آثار رهبری در کتاب تازه‌منتشرشده‌ی «روایت رهبری» برای اولین‌بار سخنانی از آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرده که اشاره به نظر امام برای رهبری ایشان دارد؛ روایتی از یک جلسه‌‌ی سران قوا که در آن امام تنها بر رهبری آقای خامنه‌ای تاکید کرده و حتی وقتی احمدآقا نام آقای موسوی اردبیلی را نیز آورده امام با اشاره به آقای خامنه‌ای گفته: «نخیر ایشان رهبر بشوند.»(روایت رهبری، ص288)
روایت کتاب به‌گونه‌ایست که گویا امام جز آیت‌الله خامنه‌ای کس دیگری را شایسته‌ی رهبری نمی‌دانست.
در این کتاب خاطراتی از دختر امام نیز آمده؛ خاطراتی که اشاره به تایید شایستگی آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری از سوی امام خمینی دارد و 22 سال پیش در مصاحبه با روزنامه‌ی جمهوری اسلامی مطرح شده است. اما کتاب به آخرین روایت او در سال 92 اشاره‌ای ندارد!
فرزند امام در نامه‌اش نوشته تا پیش از رد صلاحیت هاشمی لزومی برای بیان روایتِ ناگفته‌اش نمی‌دیده است. همچنین دفتر نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای در پیشگفتار کتاب «روایت رهبری» با اشاره به بخش‌هایی از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای که برای اولین‌بار در کتاب منتشر شده، می‌نویسد موسسه می‌کوشد: «در آینده نیز به اقتضای نیاز و شرایط، زمینه‌ی انتشار بخش‌های دیگری از این روایت‌های مستند تاریخی را فراهم کند.»
گره زدن انتشار روایت‌های تاریخی به احساس نیاز و مصلحت‌سنجی، كه در دو روایت بالا می‌بینیم،‌ می‌تواند دردسرساز و حتی تناقض‌آفرین باشد.
چند سال قبل سردار محققی در کتاب «اسرار مکتوم» برای اولین بار روایت‌هایی تازه از زبان آیت‌الله خامنه‌ای درباره‌ی جنگ منتشر کرد که ایشان سال 67 در جواب انتقاد از مدیریت جنگ، به فرماندهان گفته: «یک برهه‌ی چند‌ماهه‌ی کوتاه در اوایل سال 62 من مسئولیت پیدا کردم. شاید به شش ماه نرسید.» و قبل و بعد از این چند ماه «دیگر مسئولیتی نداشتم.» و در پاسخ به پرسش های انتقادی گفت «جنگ مسئولیتش با من نیست... چه سوال شما وارد باشد چه وارد نباشد طرف سوال من نیستم.» از مسئولیت دولت در جنگ پرسیدند، كه گفت دولت زیر نظر رئیس‌جمهور نیست. گفت وزیری که از نظر او کارهایش غلط است را نمی‌تواند بردارد و توضیحات مفصلی در این‌باره داد.
حالا در کتاب روایت رهبری به‌گونه‌ای دیگر نقش آیت‌الله خامنه‌ای در جنگ هشت‌ساله روایت شده و اشاره شده که جنگ مهم‌ترین مسئله‌ی دوران ریاست‌جمهوری آقای خامنه‌ای بوده و سلسله‌عملیات‌های نظامی «با وحدت نظر مسئولان ارشد کشور از جمله آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رئیس شورای عالی دفاع» طراحی و اجرا شده است. همچنین علاوه بر اشاره و تاکید بر نقش مستقیم ایشان در مباحث نظامی، توضیح داده شده که بخش مهم مذاکرات خارجی آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون جنگ بوده است. در كتاب به نقش مهم آقای خامنه‌ای به‌عنوان رئیس «شورای عالی پشتیبانی جنگ» اشاره شده که سال 65 تشکیل شد و موارد دیگری که نقش پررنگ ایشان در تصمیمات مهم جنگ را نشان می‌دهد. به‌عنوان نمونه به طرح سپاه برای جبران کمبود نیرو در سال 66 اشاره شده؛ طرحی که بر اساس آن بنا بود با اعلام حکم جهاد از جانب امام، نیروهای زیادی برای جبهه آماده شوند اما به روایت کتاب با وجود موافقت صددرصدی آقای هاشمی با این طرح، آیت‌الله خامنه‌ای مخالف بود.
آیا بهتر نیست مجموعه‌هایی مانند دفتر نشر آثار رهبری که به‌نوعی یک طرف برخی ماجراهای تاریخی هستند به جای انتشار آثار تحلیلی زمینه را برای دسترسی پژوهشگران به اسناد و مصاحبه‌های آیت‌الله خامنه‌ای پیرامون مسایل تاریخی فراهم کنند؟
حال که «دفتر نشر آثار رهبری» مستندی طولانی و کتابی مفصل بر اساس صورت‌مذاکرات مجلس خبرگان در خرداد 68 تولید کرده، خوب است متن کامل مذاکرات را منتشر کند تا پژوهشگران دیگر نیز بتوانند از آن استفاده کنند. وقتی کتابی بر اساس اسنادی منتشر می‌شود که دیگران به آن دسترسی ندارند و اسنادش قابل‌بررسی و تطبیق نیست، این اثر از نظر تاریخی چقدر معتبر است؟
https://t.me/jafarshiralinia
Audio
🎧فایل کامل صوتی برنامه

◽️۲۸ امرداد واکاوی یک رویداد تاریخ ساز


سخنرانان:
-دکتر داوود هرمیداس باوند
-دکتر صادق زیباکلام
-امیر طیرانی
-فریدون مجلسی
-دکتر شروین وکیلی
-مجری کارشناس : مهندس علی رضا افشاری

📍خانه اندیشمندان علوم انسانی - سالن فردوسی دوشنبه 28 مرداد 1398