لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
پست اخیر در خصوص آقای دکتر ظریف مبنی بر اینکه «تندروهای خودمان زودتر از تندروهای واشنگتن وی را بایکوت نموده بودند»، با اعتراضات زیادی روبرو شد.
🔺خلاصه اعتراضات هم آن بود که با توجه به مواضع آقای ظریف پیرامون مسائلی همچون وضعیت حقوق بشردرایران، حمایت از رژیم بشاراسدو...، من چگونه از ایشان حمایت می‌نمایم؟ لازم دیدم یکی دو نکته رو در پاسخ به منتقدین عزیز یادآور شوم.
🔹اولاً دفاع از آقای دکتر ظریف در برابر تندروهایی بوده که هنرشان در به آتش کشیدن پرچم آمریکا در وسط مجلس است به‌عنوان عمل انقلابی و تلاش در تخریب برجام از همان ابتدا که مبادا راه را برای تنش‌زدایی ما با غرب و آمریکا باز کند. والا من از آقای ظریف در برابر نلسون ماندلا، مهندس مهدی بازرگان یا دکتر محمد مصدق که دفاع نکردم.
🔹ثانیاً، چه دفاع از آقای دکتر ظریف و چه هر شخصیت سیاسی دیگر به‌هیچ‌روی به معنای تصدیق همه نظرات آن شخصیت نیست. من نمی‌دانم به‌عنوان فردی که قریب به سه دهه در آمریکا زندگی کرده‌اند، آقای ظریف پیرامون کارنامه حقوق بشر ایران، یا دفاعمان از رژیم بشار اسد، اصرار بر آمریکاستیزی و شعار نابودی اسرائیل واقعاً چه فکر می‌کنند؟

🔹شاید اشتباه کنم، اما من حتی شک دارم که آقای ظریف خیلی قاطع باور داشته باشند که داروندار کشور را می‌بایستی در ناکجاآبادی بنام چاه ویل هسته ای سرازیر کنیم که مبادا آمریکاستیزی دچار وقفه شود. شاید اگر این نظر را نداشتند آن‌گونه بیست و یک ماه از جان‌ودل مایه نمی‌گذاشتند تا توافق هسته‌ای صورت بگیرد و درنتیجه ما مجبور نشویم هستی و نیستی مملکت را فدای هسته ای بی‌حاصل نماییم. قدر مسلم اگر همچون تندروها فکر می‌کرد که هسته ایی از نان شب هم برای مملکت واجب‌تر است، دلیلی نداشت که آن‌همه تلاش نماید تا توافق هسته ای صورت بگیرد. یقیناً می‌دانست که برجام عملاً فعالیت‌های هسته ای را اجالتا تعطیل می‌کند.

🔹اگر ایشان خیلی هم به آن سیاست‌ها باور می‌داشتند یقین بدانید انقلابیون تندرو علیهشان «گاندو» را نمی‌ساختند. ظریف نه کارنامه حقوق بشر ایران را مایه فخر و مباهات می‌داند، نه هسته ای را مایه پیشرفت و ترقی. رفتارش هم با آمریکایی‌ها در مذاکرات هسته ایی حکایت از آن می‌کرد که به آمریکاستیزی هم باور جدی ندارد.

کلام آخر اینکه، محمدجواد ظریف را دکتر حسین فاطمی نبینید. قبل از آنکه ظریف دکتر حسین فاطمی بشود، جناب روحانی می‌بایستی دکتر محمد مصدق می‌شد.
https://www.instagram.com/p/B0yvwKdnOBT/?igshid=1r4rn6aec0hp5
Forwarded from مجتمع فنی برق (Mohammad Reza)
استفاده از پنج حلقه سیم مسی لخت به مقطع 25 میلیمتر مربع و به قطر حدود پنجاه سانتیمتر در اتصال زمین اساسی به جای صفحه مسی. حلقه ها با فاصله از هم باشند بهتر است.

@fannibargh
Forwarded from مجتمع فنی برق (مشاور مجتمع فنی برق)
Matlab.pdf
2.4 MB
جزوه آموزش نرم افزار متلب

@fannibargh
و باز هم: آره، اگه بخوای می تونی

▪️فردین علیخواه| جامعه شناس
این روزها کسب و کار اینترنتی به سرعت در جامعه ایرانی در حال گسترش است و گویی در حال تبدیل شدن به جریانی کلان و ملموس در عرصه شغل و کسب درآمد است به گونه ای که علاوه بر مؤسسات بخش خصوصی، در مراکز علمی و دانشگاههای دولتی نیز دوره های فشرده مختلفی درباره کسب و کار اینترنتی برگزار می شود. در برخی از این نشست ها، برگزارکنندگان با نشان دادن عکس هایی از زندگی لاکچری افراد موفق ایرانی(به گفته آنان) در امریکا و کانادا و شرح سازوکارهای آنان برای دستیابی به آن زندگی، تلاش می کنند تا با این عکس ها تصویری رویایی برای جوانان ترسیم کنند و به آنها این پیام را بدهند که «آره،اگه بخوای می تونی». نکته قابل تأمل آنکه معمولا در دانشگاهها، دانشجویان تمامی رشته ها در دوره های فشرده آموزش کسب و کار اینترنتی شرکت می کنند. از مکانیک سیالات، حشره شناسی، مهندسی خطوط راه آهن، زبان عربی، باستان شناسی و پرستاری گرفته تا هوا فضا، اقتصاد صنعتی، روزنامه نگاری، تاریخ عمومی جهان، مرتع و آبخیزداری و رشته قرآن و علوم حدیث.

تنوع رشته های شرکت کنندگان می تواند بیانگر دو نکته باشد: نخست وخامت اوضاع و شرایط اقتصادی کشور و در نتیجه بیکاری گسترده، و دوم گسترش آنچه که شاید بتوان آنرا « تب کسب و کار اینترنتی» دانست. آنچه این روزها مشاهده می شود یادآور بازاریابی شبکه ای است که چند سال قبل تبدیل به طوفانی در جامعه ایرانی شد و بعد به تدریج فروکش کرد. البته شاید تب گرایش به کسب و کار اینترنتی تا اندازه ای فروکش کند ولی روشن است که پیوند کسب و کار و تکنولوژی دیجیتال در سال های آتی بیش از پیش خواهد بود. جمله آخر را به این دلیل نوشتم تا تصور نشود نویسنده این متن به دور از تحولات جهان است و در افکارِ واقعیت گریز غوطه ور گشته است.

کسب و کار اینترنتی زوایای مختلفی دارد که در این نوشته کوتاه نمی توان به آن پرداخت ولی به گفتن این نکته اکتفاء می کنم که کسب و کار اینترنتی در جوامعی که نظام اقتصادی آنان « سرمایه داری» به معنای واقعی کلمه است با جوامعی که اقتصادشان عمدتا وابسته به نفت و به تعبیر برخی منتقدان « اقتصاد از نوعِ رانتی» است تفاوت دارد. نکته قابل تأمل آنکه در همان جوامع « سرمایه داری» نیز متفکران مختلف به این نوع کسب و کارها نقدهایی جدی دارند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

در مطالبی که پیش از این منتشر کرده ام درباره گسترش « روان شناسی گرایی» در جامعه ایرانی هشدار داده ام که طبق آن فرد کانون هستی دیده می شود، او مسئول تمام شکست ها و ناکامی هایش در زندگی تصور می شود، او ابرانسانی قلمداد می شود که اگر تنها اراده کند می تواند به همه چیز دست یابد و راهش البته شرکت در کلاس های تقویت اراده، مثبت اندیشی، کشف خود یا اعتماد به نفس است. با شرکت در این کلاس ها داستان زندگی او، نه توسط دیگران، بلکه توسط خودش نوشته می شود. در این نگاه مسئولیت دولت ها در ایجاد فرصت های اقتصادی و همچنین شکل گیری ساختار ناسالم اقتصادی، نابرابری ها و رانت ها کم اهمیت شمرده شده و یا اساسا نادیده گرفته می شود.

برخی از منتقدان غربیِ کسب و کار اینترنتی، این نوع کسب و کار را آرمانشهر « نئولیبرالیسم» می دانند. وضعیتی که دولت ها در دور دست ها ایستاده اند و فقط نگاه می کنند و گاهی اوقات نگاه هم نمی کنند. باید مراقب بود. تبِ کسب و کار اینترنتی سرایت آرام نگاه روان شناسی گرایی به عرصه اقتصاد و کسب و کار است. در اینجا نیز فرد با شرکت در دوره های فشرده کسب و کار اینترنتی، خواندن جزوات و کتاب های جیبی 10، 20، 30 قانون موفقیت در کسب و کار اینترنتی، و البته دیدن عکس های ستاره های این عرصه که در ایالت کالیفرنیا در کنار استخر دراز کشیده اند و با تماشای غروب آفتاب در حال نوشیدن مارگریتا هستند اشتیاق فراوانی برای ورود بدست می آورد و به دنبال آن ارتش یکنفره خود را شکل می هد.

بدون تردید هدف این نوشته سرزنش جوانان برای شرکت در این دوره ها و رفتن به سوی کسب و کار اینترنتی نیست. ولی باید توجه داشت که کسب و کار اینترنتی بهترین موهبت برای دولت هایی است که درآمد حاصل از نفت و سایر منابع کشور نخست به خزانه آنان سرازیر می شود، دولت هایی که شفاف نیستند، مسئولیت گریزند و گاهی اوقات و در صورتی که صلاح بدانند به مردم پاسخ می دهند. گسترش کسب و کار اینترنتی باعث نشود تا ما مسئولیت های دولت را به او یادآوری نکنیم و او را به حال خودش رها کنیم.

ارسال نظر: @alikhahfardin
کانال نویسنده: @fardinalikhah
Forwarded from جامعه نو
#الف

🔺رگ فساد!

▫️شورای سردبیری: این‌ روزها طی گزارشی تحقیقی که اطلاعات را بتدریج عرضه می‌کند، یک جریان فساد در وزارت ارشاد افشا شده است. تکذیبی در کار نیست و مدارک محکم است. صدایی در نمی‌آید و همه سرشان را پایین انداخته‌اند. داستان آن از کجا شروع شده است؟

بیش از دو دهه پیش، مالک یک نشریه محلی جنوب کشور که امتیاز انتشار خود را در وزارت ارشاد سراسری کرده بود، به سراغ روزنامه‌نگاری در تهران رفت تا نسخه سراسری روزنامه خود را به سردبیری او منتشر کند. هنگام قرارومدار حرفهای خوبی زدند، اما در دوران تدارک و کسب آمادگی انتشار اتفاق مشکوکی رخ داد: آقای مالک شخصی را به عنوان مدیر اداری و مالی روزنامه به سردبیر جوان معرفی کرد. معمولا اینکه مسئول اداری و مالی روزنامه چه کسی باشد چندان برای سردبیران مهم نیست، اما این مدیر شخص ویژه‌ای بود: کارمند وزارت ارشاد در بخش توزیع کمکهای دولت به رسانه‌ها. برق از سر سردبیر پرید. تبانی از سر و روی این همکاری جاری بود. نطفه مافیا را دید. نباید آنجا میماند.

وزارت موسوم به فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی از نهادهای کنترل، سرکوب، و تشویق رسانه‌ها و فعالیتهای فرهنگی کشور است. اگر بخش خالص ایدئولوژیک آن را که معاونتی موسوم به قرآن و عترت است کنار بگذاریم، بقیه‌اش با وجود سازمانی پیچیده کلا به دو بخش قابل تقسیم است: بخش کنترل فرهنگ از طریق منع و نفی، و بخش خرید سکوت از طریق اعطای سوبسید. در بخش اول کنترل امنیتی و سیاسی اعطای مجوزها و امتیازنامه‌ها از طریق دریافت نظر وزارت اطلاعات (بصورت رسمی) و ارگانهای موازی آن (به صورت غیر رسمی و فراقانونی)، دخیل کردن نظر قوه قضائیه در امور و هماهنگ شدن با یک جناح سیاسی خاص از طریق اعمال نظر آن جناح در انتخاب بالاترین مقام وزارتخانه اعمال میشود.

اما این جنبه هدایتی، بدون جنبه حمایتی کارساز نیست. رژیم وزارت ارشاد بر این هر دو استوار است. غیرسیاسی‌ها و هدایت‌شده‌ها مانعی برای فعالیت ندارند و از طریق دریافت یارانه‌های ریالی سالانه و گاهی کمک‌جنسی حمایت میشوند و مادام که خط قرمزهای ارشاد را رعایت کنند از این شیرینی برخوردارند. یک سیاست کامل چماق و هویج! هم سیاهچاله توقیف دارد هم قنادی سوبسید. عجیب نیست اگر این سازوکار ناروا فسادآفرین شود و سازمانش خانه دزدان.

برگردیم به‌ کار آن سردبیر جوان با آقای مالک‌ نشریه. روزی پس از قطعیت حضور کارگزار ارشاد در روزنامه، سردبیر پی‌کار خود رفت. در آن دوران سازندگی و بریزوبپاش مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، هنوز کسی مفهوم "تعارض منافع " را به عرصه سیاست ایران نیاورده بود (این مفهوم میگوید شخص نباید همزمان در دو سازمان که با هم روابط مالی دارند مسئولیت داشته باشد) اما سردبیر جوان میدانست این اصل که حداقل درقانون تجارت ایران‌ از دوران رضاشاهی وجود داشته سازوکار مانع از فساد و رانت است. البته‌ همواره اشخاص با ذوق و صاحب فکر و قلمی در وزارت ارشاد بوده‌اند که بدون تعارض منافع با رسانه‌ها همکاری میکردند، اما این فرق دارد با شراکت مدیران رسانه‌ها با برخی مقامات‌ارشاد: تشکیل مافیا، برای زدن جیب وزارتخانه!

فسادهای اخیر در وزارت ارشاد (موضوع گزارش‌های پژمان موسوی - روزنامه‌نگار و عضو تیم مدیریت انجمن روزنامه‌نگاران) باتوجه به سطح آن درخور توجه‌است. پشت آن چند افعی خبره مطبوعاتی و مقام دولتی بالا خوابیده‌اند. کاوش و تشریح مکانیسم غارت و بازیابی ریشه آن را که به ماهیت سیستم سیاسی مربوط میشود به وقت دیگری میگذاریم. فعلا موضوع مهمتری هست که به خودمان مربوط میشود:

علیرغم آنکه روزنامه‌نگاران ایرانی درباره خود بسیار مینویسند، از یکدیگر بسیار تقدیر میکنند یا حتی اختلافات شخصی با یکدیگر را به عرصه رسانه‌های عمومی میکشند، اما درباره فسادهای اخیر مرتبط به آنها چندان واکنشی ندارند. بازتاب آنقدر ناچیز است که اتفاقی نمیتواند باشد. سکوت مقامات سابق و کنونی وزارت ارشاد که به صراحت به فساد متهم شده‌اند قابل درک است ("سرت را پایین بگیر تا موج بگذرد!") اما سکوت رسانه‌ها را فقط به یک دلیل میتوان درک‌ کرد: مدیران رسانه‌ها نگران درگیر شدن با ارشاد، کاهش شیرینی سوبسید و بهم خوردن رفاقتهای مفید هستند. اما روزنامه‌نگاران چرا ساکتند؟

آنها باید درباره چرایی پدید آمدن این مجرای فساد، عناصر درگیر آن، و راه سرکوب این مافیا حرف بزنند.
جامعه‌نو خلاصه پیشنهادهایی را که قبلا در این زمینه داده تکرار میکند:
🔹 دولت اعطای هر گونه کمک مستقیم به فعالان بخش فرهنگ را کنار بگذارد و اگر بودجه‌ای برای فرهنگ دارد به توسعه زیربناهای‌فرهنگی اختصاص دهد.
🔸 دولت و سازمانهای دولتی و نهادهای عمومی و وابسته به دولت از کار رسانه‌داری منع شوند.

البته متاسفانه گویا مخالفان اصلی این پیشنهادها روزنامه‌نگاران و اقتدارگرایان هستند!

🆔 @jameeno

🔻جزئیات گزارش را اینجا بخوانید

https://telegra.ph/Co-08-05
♦️فصل شعبده‌های سیاسی!♦️
بابک‌داد
این روزها اگر دیدید یکهو یک آخوند در همین صداوسیما، شعر انتقادی تندی علیه حکومت خواند، ذوق نکنید!
🔹یا بالاتر، اگر آخوندی دیدید «کشف لباس!» کرد و به آخوندها فحش داد که با «این لباس مقدس!» دارند تجارت می‌کنند، شوکه نشوید!
اگر یک نفر از «لزوم دوستی با آمریکا و اسرائیل» سخن گفت، یا به ترامپ نامه نوشت و فدای آمریکا شد، خونسرد باشید! وقت نمایش رسیده است!
🔹اگر یک راننده‌ی اسنپ، پاچه‌ی یک دختر عکاس را به بهانه‌ی بدحجابی گرفت و بعد همه جا از او تجلیل کردند و بعدتر معلوم شد «جزو بروبچه‌های حاج قاسم!» است؛ بدانید در فصل تبلیغات انتخاباتی هستیم و این راننده را به زودی در فهرست انتخاباتی خاصی خواهید دید! الان برای چاپ پوستر و بَنِر زود است، وقت «تبلیغ و تأثیرگذاری احساسی!» برای گرم کردن تنور هست!
🔹یادتان هست یک آقایی با دیدن فقر یک استان محروم، متن سخنرانی‌اش را پاره و بغض کرد! حالا باز هم او را در تلویزیون، در حال انتقاد داغ از حقوقهای بالا و درد مردم می‌بینید! «سیم شارژ» او را که دنبال کنید، به فهرست انتخاباتی و «پریز» سرداری، کاپیتانی، چیزی می‌رسد!
یا یک مجری یکهو یادش می‌آید که «مدتها قبل» به خاطر شجریان، برنامه‌اش را قطع کرده‌اند و بیکار شده! و موارد دیگر…!
تمام اینها را زیرنظر بگیرید، تا اسفند که موعد تبلیغات محیطی انتخابات مجلس فرا برسد. همه را در «فهرست‌های سیاسی» پیدا می‌کنید!
🔹نمایندگان فعلی مجلس که بازی را علنی شروع کرده‌اند! موجی نیست که بیاید و چند نفری سوارش نشوند. فصل، فصل عربده‌کشی است: «یارانه‌ی دو میلیونی! حصر! فساد! فقر! مجلس انقلابی! دوتابعیتی! خائن!» و همه هم «درد مردم شریف» را دارند!
🔹در این چند ماه انواع عجایب را خواهید دید! در «سیستم حاکمیتی کنونی»، انتخابات ترجمان این فریب است: [حکومت اسلامی؛ دموکراسی است و همه چیزش با رأی مردم است. اگرچه نمایندگان مردم، «بیجا» می‌کنند تصمیم بگیرند!]
مدتی قبل، یک نماینده‌ی مجلس «جانِ کلام» را صادقانه گفت: «تقریباً هیچ تصمیمی در مجلس نمی‌توانیم بگیریم!»
🔹از حالا تا اسفندماه، هزار ترفند تبلیغاتی، دعوا، انتقاد، دفاع از جوانان و زنان و هزار وعده و قول بی پشتوانه خواهید شنید. انتخابش با شماست که دوباره در این «دور باطل» بچرخید و بعد از چهل سال، باز هم رأی بدهید! اما لطفاً بعد از رأی، دلخور نشوید و دنبال رأی خود نگردید! دنبال «بعضی نامزدها» هم اصلاً نگردید!
🔹اینجا؛ فقط «شرکت در انتخابات» حق شماست! ولی بقیه‌اش به شما و «رأی شما» هیچ ربطی ندارد!
بابک‌داد ۹۸/۵/۴
🔹اینستاگرام:
http://instagram.com/BabakDad
🔹تلگرام:
https://t.me/babakdad/2566
🔹توییتر:
http://twitter.com/BabakDad1
حکومت، شصت کشور را علیه خود «متحد» کرد!
توسط BabakDad توسط فرصت نوشتن | بابك داد
IMG_20190812_022146_695.jpg
♦️ترامپ به هدفش؛ «ائتلاف جهانی» رسید!♦️
بابک‌داد
با تأکید بر اینکه «تحلیل رفتارشناسی ترامپ، لزوماً به معنی جانبداری از او نیست و این مطلب برای شناخت مردم از آغازگران اصلی جنگ احتمالی است»، می‌خواهم توصیفی ارائه کنم از واقعیت آبهای جنوبی کشورمان. همچنین با «بازی‌خوانی» دو ماه اخیر دونالد ترامپ، بگویم او چگونه به سوی «ایجاد ائتلاف جهانی علیه حکومت ایران» حرکت کرد؟
🔹استراتژی آمریکا، «مهار حکومت ایران» بوده است. حکومتی که با درآمدهای سرشار نفتی، نه به رفع مشکلات داخلی مردمانش، بلکه به بحران‌آفرینی در منطقه و تجهیز گروههای جهادی در نقاط مختلف جهان می‌پردازد تا به «هدف موهوم هلال شیعی، آمریکا ستیزی، محو اسرائیل و…» برسد!
🔹گام نخست آمریکا، همسو کردن کشورها با خویش بود. ترامپ تا همین دو ماه پیش، با اروپایی‌ها بر سر برجام اختلاف نظر جدی داشت! اما حالا خلیج فارس در انتظار ورود «ناوهای جنگی اروپایی» است! او «چگونه توانست نظر اروپا را در مورد مهار ایران تغییر دهد»؟ با صبوری! صبوری یک تاجر!
ابتدا ناو آبراهام لینکلن در دهانه‌ی خلیج فارس لنگر انداخت و بعد هواپیماهای رادارگریز F22 و بمب‌افکن‌های عظیم B52 آمریکایی نیز در پایگاه قطر جمع شدند.
اما ترامپ آنها را حتی به تلافی «سرنگونی پهپاد گلوبال هاوک» هم مورد استفاده قرار نداد و باز منتظر ماند تا ایران بیش از اینها مرتکب اشتباهات استراتژیک شود. و او «یارگیری» کند!
🔹انگلیس در جبل‌الطارق یک نفتکش را توقیف کرد که دو میلیون نفت به «سوریه‌ی تحت تحریم اروپا» قاچاق می‌کرد. بعدتر ایران اعتراف کرد آن تانکر عظیم که قاره‌ی آفریقا را دور زده تا از کنار عربستان و کانال سوئز نگذرد، متعلق به ج-ا است و انگلیس باید آن را آزاد کند! انگلیس گفت «اگر مقصد نفتکش‌تان سوریه نباشد، می‌تواند برود!» اما ایران هنوز هم از گفتن مقصد آن نفتکش عظیم طفره می‌رود!
🔹در اقدامی کاملاً قابل پیش‌بینی و تلافی‌جویانه که «رهبر آن را توصیه کرد»؛ سپاه یک نفتکش انگلیسی را توقیف کرد! جرم نفتکش «استنا ایمپرو» را برخورد با یک کشتی صیادی اعلام کردند. اما نحوه‌ی تصرف آن با هلی‌کوپتر و هجوم نیروهای نقاب‌پوش سپاه و نصب پرچم ج-ا بر آن، بیشتر شبیه دزدی دریایی بود! «نصب پرچم» بر بلندای نفتکش، در عُرف بین‌المللی به معنای «تصرّف» آن است، نه «اِعمال قانون»! سپاه که از بلندگوهایش اذان هم پخش کرد و فیلم حماقتش را هم منتشر نمود!

🔹رفتارهای کودکانه‌ی سپاه روی «نفتکش تصرّف شده» و نصب پرچم و شوآف‌هایی که ارزشی‌ها را ارضا می‌کنند، موجب عصبانیت انگلیس و همسویی آن و فرانسه و سایر اروپایی‌ها با آمریکا شد! و این، همان هدفی بود که ترامپ فقط با دو ماه خیمه زدن در خلیج فارس به آن دست یافت: «تشکیل ائتلاف جهانی علیه ایران»! تا اگر ناچاراً کلید جنگ را فشار داد، همه در غرب و جهان با آن موافق باشند!
اینک خبر رسیده «زیردریایی هسته‌ای بریتانیا» هم در راه خلیج‌فارس است تا امنیت تنگه‌ی هرمز را برای عبور نفتکش‌ها تضمین کند. فرانسه هم نیروهای دریایی‌اش را به منطقه می‌فرستد!
🔹هرچه تندروهای سپاه، بیشتر در «آبهای بین‌المللی» شاخاب فارس جولان بدهند و مست قدرت‌نمایی باشند، ترامپ را به هدفش نزدیکتر خواهند کرد. حالا «ائتلاف امنیت دریانوردی» بین انگلستان، فرانسه، آمریکا و کشورهای منطقه در یک قدمی تشکیل شدن است! حکومتی‌ها هم به قول سردار پدافند غیرعامل (جلالی) از «به زیر کشیدن امپراتوری دریایی بریتانیا!» سرخوش هستند!
🔹با بی‌تدبیری رهبر، صبر آمریکایی دارد نتیجه می‌دهد! ساده‌ترین نشانه‌اش اینکه افکار عمومی جهان هم از «گردنه‌گیری حکومت اسلامی در خلیج فارس» ناراحت هستند!
بر خلاف موارد مشابه قبلی (مانند ایام پیش از حمله به عراق)، هیچ کجای جهان هم خبری از «تظاهرات ضدجنگ» توسط مردم و طرفداران صلح نیست! و این زنگ خطر مهمی است که کسی در ایران نمی‌خواهد بشنود!
🔹مایک پمپئو امروز سه‌شنبه اوضاع را اینطور جمع‌بندی کرد: «واشنگتن در تلاش است رفتار رهبران ج-ا را تغییر دهد و در این راستا ائتلافی جهانی برای انجام گشت‌هایی در تنگه‌ی هرمز برای تأمین امنیت آبرا‌ه‌های دریایی و آزادی دریانوردی سازماندهی می‌کند!» و افزود: «از تمامی نقاط جهان، کشورهایی در ائتلاف پاسداری از تنگه‌ی هرمز مشارکت خواهند کرد!» این یعنی «درخت استراتژی ترامپ، میوه‌اش را داده»! خواه بدمان بیاید، یا نه!
🔹در دوران ما، دوباره یک «حکومت خودکامه‌ی دیگر» دارد با حماقتی آشکار، «شاخه‌ای را می‌بُرد که خودش بالای آن نشسته است»! و آنقدر بدمستی و تکتازی و آتش‌افروزی می‌کند که بین کشورهای جهان برای «مهار آن» ائتلاف ایجاد شده است!
🔹تردید ندارم هیچکس برای «دیکتاتورهای احمق» دل نمی‌سوزد! چه؛ «جمعِ دیکتاتوری و حماقت» چیز تهوّع‌آ
وری می‌شود که داریم تصویر زنده‌اش را در کشورمان می‌بینیم!
بابک‌داد ۹۸/۵/۱
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
جامعه پزشکی؛ تسلیت!
امیر هاشمی مقدم
سازمان امور مالیاتی کشور تلاش کرده بود در راستای اجرای قانون، همه پزشکان، پیرا پزشکان، داروسازان و دیگر پیشه‌های مرتبط با درمان را به کاربرد دستگاه‌های خودپرداز وا دارد. با این شیوه، میزان [قابل توجهی از] درآمد آنان آشکار شده و بر پایه آن، مالیات برای‌شان تعیین می‌گردد. اما این تصمیم با واکنش به شدت تند و منفی نهادها و انجمن‌های پزشکی روبرو گردید. هیچ توجیه قابل قبولی در نامه‌های اعتراضی بسیاری که این گروه‌ها نوشته‌اند، برای علت مخالفت‌شان دیده نمی‌شود. اما بد نیست بدانیم بر پایه آمار سازمان امور مالیاتی، پزشکان ایران مجموعا 150 میلیارد تومان مالیات پرداخت می‌کنند، در حالی‌که میزان مالیات واقعی آنان حدود 6700 میلیارد (یعنی 45 برابر چیزی که پرداخت می‌کنند) است. به سخن دیگر، پزشکان تنها حدود 2درصد از مالیات‌شان را می‌پردازند.
🔴 دقیقا شش سال پیش در روزنامه قانون یادداشتی نوشته بودم با نام «وجدان پزشکی در ایران و امریکا» که آن یادداشت هم با واکنش تند جامعه پزشکی روبرو شد. آن زمان هم بحثم به فرار مالیاتی پزشکان برمی‌گشت. بر پایه آمار سازمان امور مالیاتی در سال 1392، از دو هزار نفری که درآمد ماهانه بیش از یک میلیارد تومان [در آن سال] داشته و هیچ مالیاتی نمی‌پرداختند، 300 نفرشان پزشک بودند. این آمار، ناگفته‌های بسیاری در دل خود داشت؛ برای نمونه:
⭕️ بیش از این شمار، پزشکانی را داریم که درآمد ماهیانه‌شان بیش از یک میلیارد تومان بوده و مالیات هم نمی‌پرداختند، اما گیر قانون نیفتاده بودند؛
⭕️ بیش از این شمار، پزشکانی داریم که درآمد ماهیانه‌شان بیش از یک میلیارد تومان بوده، اما مالیات [یا بخشی از آنرا] می‌پرداختند.
⭕️ اینکه در سال 1392 ما شمار زیادی پزشک داشتیم که درآمد ماهیانه‌شان بالای یک میلیارد تومان بود هم خود جای شگفتی و پرسش دارد که چگونه یک پزشک می‌تواند چنین درآمدی داشته باشد؟
🔴 من از نظام پزشکی در دیگر کشورها اطلاع دقیقی ندارم، اما می‌دانم در ترکیه یک پزشک تنها اجازه انجام یک کار را دارد؛ یعنی یا در مطب شخصی، یا در بیمارستان و یا در دانشگاه کار می‌کند. یعنی برخلاف ایران، یک پزشک نمی‌تواند هم در دانشگاه تدریس کند، هم صبح‌ها در بیمارستان باشد و هم عصرها در مطب شخصی‌اش (که در بسیاری موارد، بیماران مطبش همان بیمارانی هستند که صبح به وی در بیمارستان مراجعه کرده‌اند، اما به شیوه‌های گوناگون به مطبش ارجاع داده شده‌اند). همچنین در ترکیه تفاوت زیادی میان دستمزد یک پزشک متخصص با یک استاد دانشگاه نیست (برخلاف ایران). همچنان که برخلاف بسیاری از دیگر کشورها، تفاوت حقوق یک پزشک با یک پرستار در ایران نیز به شدت زیاد است (گاه بیش از یکصد برابر).
🔴 البته درباره دریافتی دقیق پزشکان در ایران هم اطلاعات و داده‌های کافی در دسترس نیست و تنها در گزارش‌های رسانه‌ای یا گفتگوهای مسئولین وزارت بهداشت می‌توان به برخی اعداد دست یافت؛ به‌ویژه اینکه بیشتر پزشکان ایرانی، در چندین جا (بیمارستان، مطب و...) به‌طور همزمان فعالیت می‌کنند. تلاش نهادها و انجمن‌های پزشکی برای آشکار نشدن درآمد پزشکان نیز جای بررسی دارد.
🔴 این البته به معنای نادیده گرفتن خدمات پزشکان با وجدان ایرانی نیست. ما پزشکان زیادی در ایران داریم که بخشی از زمان‌شان را به درمان بیماران فقیر اختصاص می‌دهند و حتی شماری پزشک ایرانی می‌شناسیم که به‌طور دوره‌ای، به روستاها و مناطق محروم رفته و بیماران را درمان می‌کنند. اما شوربختانه نسبت اینان به پزشکانی که به‌طور غیر قانونی و غیراخلاقی درآمدهای کلان دارند، ناچیز است؛ یعنی پزشکانی که برای درآمد بیشتر، چندین بیمار را به‌طور همزمان در یک اتاق معاینه کرده و نسخه هر بیمار را در یکی دو دقیقه پیچیده و از او می‌خواهند پس از یکی دو ماه، دوباره برای معاینه نزد وی برود.
🔴 در این میان، جامعه پزشکی ایران با لابی‌های قدرتمندی که در سطوح بالای مدیریتی کشور دارد، در حال مافیایی شدن و نقد ناپذیری است. ای‌کاش پزشکانی که با یک نقد یا برخورد کوچک، به‌طور هماهنگ از هشتک‌هایی همچون #جامعه_پزشکی_تسلیت استفاده می‌کنند، در هنگام فرار مالیاتی، زیر پا گذاشتن اخلاق و قانون، نادیده گرفتن سوگند بقراط و... نیز این هشتک را به کار ببرند.
این یادداشت را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
✍️نامه صادق زیباکلام به رئیس دولت اصلاحات -(بخش اول)

سرور ارجمند
جناب حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی
ریاست محترم دولت اصلاحات
با سلام و تحیات، ای‌کاش می‌توانستم واکنش کاربران به پست اخیرم پیرامون جنابعالی را به استحضار می‌رسانیدم. ظرف بیست‌وچهار ساعت، نزدیک به چهارصدهزارنفرآن را دیدند؛ بیست و دوهزارنفر آن را لایک و بیش ازچهارهزارنفرکامنت نوشتند.

🔹شما از بی‌توجهی فراکسیون امید و آقای روحانی نسبت به مطالبات رأی‌دهندگان و بی تفاوتی آنان در قبال پایمال شدن حقوق شهروندی گلایه کرده بودید. بنده هم ضمن استقبال از انتقادتان با حسرت اضافه کرده بودم «ای‌کاش این انتقادات را خیلی زودتر و قبل ازآن‌که کسر قابل‌توجهی از رأی‌دهندگان به‌واسطه عملکرد فراکسیون امید و آقای روحانی، از شرکت در انتخابات پشیمان می‌شدند، مطرح می‌کردید.»

🔹کسر قابل‌توجهی از کاربران، انتقادات جنابعالی را نه از روی صداقت بلکه «فریب» و «تلاشی مذبوحانه به‌منظور شرکت مجدد مردم در انتخابات پیش روی» خواندند. اگرچه تلخ است، اما من مدت‌هاست که با بغض و کینه و نفرت بسیاری از رأی‌دهندگان در دوانتخابات اخیرآشناشده ام. اما باورم نمی‌شد که نسبت به شما هم این درجه از بی‌اعتباری و بی‌اعتمادی به وجود آمده باشد. امیدوار باشیم که فضای مجازی مصداق «مشت نمونه خروار نباشد.»

🔹جناب خاتمی، می‌گویند در عالم سیاست به هیچ‌کس نمی‌بایستی صد درصد اعتماد داشت. من نه تنها به شما صد درصد اعتماد دارم بلکه یک مرحله بالاتر و بیش از چشمانم باورتان دارم. صدالبته که با بسیاری از باورها و مواضعتان مشکل‌دارم، اما با همه وجود باور دارم که «انتقادات شما صادقانه بوده و نه از سر فریب افکار عمومی به‌منظور شرکت در انتخابات.»

🔹من البته خشم، سرخوردگی، احساس پشیمانی و ناامیدی میلیون‌ها نفری که در دو انتخابات اخیر شرکت کردند را هم می‌توانم درک کنم و به آن‌ها حق می‌دهم تا از بنده و دیگران که آنان را ترغیب به رأی دادن کردند متنفر باشند. اگر احدی از آن بیست وچهارمیلیون از بنده بپرسند که درنتیجه شرکت ما در انتخابات، کدام سیاست تغییر کرد، یا چه بهبودی در اوضاع‌واحوال نامطلوب سیاسی، اقتصادی، روابط خارجی، وضعیت حقوق شهروندی، بازتر شدن فضای سیاسی و...به وجود آمد، شمارا نمی‌دانم اما من واقعاً پاسخی برایشان ندارم. درعین‌حال، هیچ‌کس هم تاکنون پاسخ نداده که چه آلترناتیوی برای پیشرفت و تغییر در برابر صندوق رأی وجود دارد؟

ادامه دارد...

https://www.instagram.com/p/B1BaRlbHcuH/?igshid=1siw4jn2uqjui
✍️نامه صادق زیباکلام به رئیس دولت اصلاحات-(بخش دوم)پایان.

جناب آقای سید محمدخاتمی
🔹باید خطاب به مخالفان و منتقدانی که می‌گویند «نباید در انتخابات شرکت کنیم»، می‌گفتید چه گزینه‌ای به‌جز «صندوق رأی» در برابرمان داریم؟

🔹اگرچه که تجربه «فراکسیون امید» تلخ بود و تجربه انتخاب «آقای روحانی» تلخ‌تر؛ اما واقعاً چه گزینه‌ای وجود داشت؟
فرض بگیریم که در انتخابات اردیبهشت 96 و اسفند 94 شرکت نمی‌کردیم آیا غیرازاین بود که جریان «تمامیت‌خواه» و «دلواپس» قوه مجریه و مجلس را در اختیار می‌گرفت و وضعیت از این بدتر می‌بود؟

🔹بنابراین نقش شما بسیار خطیر و دشوار است چراکه از یک‌سو باید هم «فراکسیون امید» و «آقای روحانی» را زودتر از این‌ها به باد انتقاد می‌گرفتید و از آنها نسبت به انجام تعهدشان به مردم پاسخ می‌خواستید و از سوی دیگر به مخالفان شرکت در انتخابات می‌گفتید چه گزینه‌ای به‌جز شرکت در انتخابات برایمان مانده است.
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
https://www.instagram.com/p/B1EHD2rni6V/?igshid=zvem779nr9vk
♦️فروش «کتاب رضاشاه» به صورت قاچاق
روبری دانشگاه تهران!

نامه سرگشاده صادق زیباکلام به وزیر فرهنگ و ارشاد

جناب آقای دکتر سید عباس صالحی
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

🔹با سلام و تحیات؛ کتاب «رضاشاه» بنده را که علی‌رغم آن همه مذاکره با مسئولین محترم ارشاد و قریب به دو سال تامل، آخرش هم مجوز ندادید متاسفانه به صورت قاچاق و با اغلاط فراوان چاپ کرده و جلوی دانشگاه می‌فروشند. بعد از ناامید شدن از صدور مجوز، با توافق انتشارات «روزنه» با ناشری در لندن کتاب در تیرماه توسط «آمازون» در اروپا و آمریکا انتشار یافت. حسب تقاضای شماری از ایرانیان خارج از کشور که مطالعه فارسی کتاب برایشان دشوار است، نسخه پادکست آن هم به زودی در خارج از کشور در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت.

🔹این هم حکایت است که علی‌رغم آن‌همه شعارهای فرهیختگی، دانش‌پژوهی،آزاداندیشی، بی‌طرفی و امانت‌داری در روایت تاریخ، دگراندیشی، آزادگی و تعهد علمی و سایر شعارهای دهان پرکن و پرطمطراق که مسئولین ما در سخنرانی‌هایشان ایراد می‌فرمایند، شما حاضر نشدید اجازه دهید یک جلد از کتابی که همخوانی با روایت حکومتی، پیرامون رضا شاه نداشت درایران انتشار یابد. درحالی‌که ظرف چهل سال گذشته ده‌ها جلد کتاب، صدها مقاله و رساله در راستای روایت حکومتی از رضاشاه اجازه انتشار یافته‌اند. بماند سخنرانی‌ها، همایش‌ها و میزگردهایی که برگزارشده بعلاوه سریال‌های تلویزیونی میلیاردی که صداوسیما علیه رضا شاه ساخته و بالاخره آموزش روایت حکومتی از دبستان تا دانشگاه. بنده حتی به مسئولین محترم ارشاد پیشنهاد کردم هرقسمت کتاب را که فکر می‌کنند یک‌سویه است، روایتی که به زعم آن‌ها درست است را عینا در پاورقی می آورم و قضاوت را برعهده خوانندگان می‌گذاریم.

🔹کتاب «رضا شاه» فقط روایت سیاه و اهریمن گونه‌ی حکومتی از رضا شاه را به زیر سئوال نمی‌برد؛ بلکه تلاش‌های نو ظهور جمع دیگری که در نقطه مقابل روایتِ حکومتی در ایران در صدد ارائه تصویر سفید و اهورا گونه از رضا شاه برآمده‌اند را هم با پرسش‌های زیادی روبرو می‌سازد.

🔹تاسف و تأثرآور است که وزارت ارشادِ دولتی که به پشتوانه بیست‌وچهار میلیون رأی بر سر کار آمده این‌قدر مرعوب، حقیر وعاجز باشد که حتی در مواردی که امری را درست تشخیص می‌دهد از ترس این که مبادا صدایی دربیاید، چشمانش را بر روی حقیقت ببندد، پای بر روی انصاف و حق گذارده و وانمود نماید که شاهد خلاف و زورگویی نیست.

https://www.instagram.com/p/B1L2VyGHROI/
♦️حکم دادگاه که به‌واسطه شکایت دادستان دادسرای ویژه روحانیت اول مردادماه تشکیل‌شده بود صادرشده و به یک سال زندان به اتهام «نشر اکاذیب» و «تشویش اذهان عمومی» محکوم‌شده ام. البته به‌حکم صادره اعتراض خواهم نمود و به دادگاه تجدیدنظر خواهد رفت.


🔹نکته قابل‌تأمل درکل این دادرسی نحوه برخورد قاضی دادگاه جناب «دانشور» می بود. البته برخورد ایشان با بنده بسیار محترمانه و درنهایت متانت و احترام بود اما چه در جریان محاکمه و چه در صدور رأی به نظرمی رسد که موضع ایشان به‌عنوان یک قاضی بی‌طرفانه نبود.

🔹درهرمحاکمه ای دادستان علی‌القاعده تلاش می‌کند تا ارتکاب جرم توسط متهم را در دادگاه به اثبات برساند. متهم هم بالطبع تلاش می‌کند تا در قبال اتهامات وارده از خود دفاع نماید. وظیفه قاضی حفظ بی‌طرفی میان دادستان و متهم در طول محاکمه ودرپایان تشخیص اینکه آیا حق با دادستان است یا متهم.

🔹جناب قاضی «دانشور» همچون دادستان در طول محاکمه سعی داشتند مجرمیت بنده را به اثبات برسانند. بنده در رد اتهام «نشر اکاذیب» می‌گفتم آنچه دراینستاگرامم آورده بودم مبنی برنیازبه سیصدهزار روحانی برای تصدی مشاغل آموزشی وتربیتی به نقل از جناب آیت‌الله عبدالفتاح نواب از مسئولین حوزه علمیه قم بوده. ایشان هم آن رقم را بعداً تکذیب نمی‌کنند.

🔹من صرفاً محاسبه نموده بودم که استخدام این تعداد روحانی (بر اساس ۲/۵میلیون تومان در ماه) بالغ برنه هزار میلیارد تومان در سال هزینه‌اش می‌شود و آن را با بودجه دو استان سیستان و بلوچستان، کردستان و محیط ‌زیست کل کشور مقایسه کرده بودم. جناب قاضی دانشور در اثبات مجرمیت بنده استدلال می‌کردند که آن سیصدهزارنفرهنوز که به استخدام درنیامده‌اند و معلوم هم نیست که چه تعدادی استخدام خواهند شد. ایشان هم در دادگاه وهم در صدور حکم به استنادماده ۷۴۶ قانون مجازات اسلامی جرائم بنده را محرز دانسته‌اند. قانون فوق می‌گوید: «هرکس به‌قصد اضرار به غیر...اکاذیبی را منتشر نماید...»

🔹بنده در دادگاه ازایشان پرسیدم من کدام مطالب کذب را به جناب آیت‌الله نواب نسبت داده‌ام؟ در خصوص اتهام «تشویش اذهان عمومی» هم ازایشان پرسیدم که تشویش اذهان عمومی ازچه طریقی برای دادگاه محرز شده؟

🔷 اینکه قاضی دانشور بدون پاسخی به این پرسشها و رفع ابهامات بنده را محکوم کرده انداین شبهه را بوجود میاورد که آیا «براستی تشکیل دادگاه برای رسیدگی به اتهامات بنده بوده یا صرفا تظاهربه دادرسی و محاکمه منصفانه؟»


https://www.instagram.com/p/B1QpWuxn6mE/?igshid=127ufb20yjsoz
پدرام بعد از گرفتن مدرک کارشناسی در رشته صنایع برای گرفتن فوق‌لیسانس به #نروژ رفت و الان چند سالی است که اونجاست.
تو این قسمت راجع به محبوبیت ورزش اسکی بین نروژی‌ها، خودروهای تسلا، رابطه بین سوئدی‌ها و نروژی‌ها، ادبیات و داستان‌ها جنایی و خیلی مسائل دیگه صحبت کردیم.

توضیحات بیشتر در سایت:
radiodaal.ir/pedram

گوش دادن به این قسمت:
🍏 اپل‌پادکست
🤖 گوگل‌پادکست
🔸 کست‌باکس