Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
بخش دوم پاسخ به حجت الاسلام سید حمید روحانی
🔹جناب حجتالاسلام روحانی بزرگوار، تاریخ
برای جنابعالی آگاهی ازآنچه که درگذشته رخداده نیست. تاریخ را مطالعه نمیکنید که بفهمید درگذشته چه شده؟، چگونه شده؟، چرا شده؟ و عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخره انگیزههای فردی و جمعی انسانها چه نقشی در خلق رویدادهای گذشته داشتهاند.
🔹تاریخ برای جنابعالی صرفاً ابزاری است
بهمنظور نشان دادن درستی جهانبینیتان. هر آنچه که درگذشته اتفاق افتاده صرفاً حقانیت ایدئولوژی شمارا به اثبات میرساند. هیچ بخشی از تاریخ نیست که احیاناً مغایر با باورهای شما باشد؛ چون در آن صورت جهانبینیتان با مشکل روبرو میشود.
🔹کنشگران تاریخی در نگاه شما تقلیل میابند به دو دسته کلی «خوبها و بدها»؛ «خیر و شر»؛ «سیاهوسفید»؛ «فرشته و اهریمن»؛ «خادم یا خائن.»
«سفیدها» و«خادمین» به ایران و اسلام خدمت کردهاند، و برعکس در کارنامه «سیاهها» بهجز خیانت به کشور و اسلام، مزدوری اجانب و بیگانگان چیز دیگری وجود ندارد. پادشاهان، درباریها، رجال پهلوی و قاجار درکل جزء «سیاهها»هستند.
مهم نیست آنها چه کردهاند؛ هرچه بوده خیانت و در راستای خدمت به بیگانگان.
🔹صدر تا ذیل تاریخنگاری نظام ما اینگونه است.
پهلویها، یا بفرمایش جنابعالی «آن پدر و پسر» مأمور بودهاند و مزدور. لذا هرچه کردهاند خیانت به کشور و خدمت به بیگانگان و دقیقتر گفته باشیم به غربیها و در راس آنان انگلستان و آمریکا بوده.
🔹نه بنیاد تاریخ جنابعالی، نه سایر مراکز تاریخپژوهی دولتی و نه هیچیک از مورخین حکومتی، در پی فهم اینکه پهلویها چه کردند و چه نکردند، چرا این سیاست را اتخاذ کردند و نه آنیکی را، اساساً چگونه بهقدرت رسیدند و چگونه از قدرت سرنگون شدند نیستند.
چون حسب نگاه ایدئولوژیکتان به تاریخ اساساً نیازی به تحقیق و مطالعه نیست. آنها هرچه کردند به دستور "اربابانشان" و در جهت خدمت به منافع آنان و متقابلاً علیه منافع ایران بوده است. و بعد هم در راستای ادامه نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و تئوریهای توطئه، زمانی که "تاریخمصرف"شان به اتمام میرسد آنان را برکنار نموده ویکی دیگر از"مهرهها"یشان را بروی کار میاورند.
🔹جناب روحانی بزرگوار، اشکال اساسی نگاه ایدئولوژیک به تاریخ آن است که هیچ بخشی از آن قادر نیست بر روی پاهایش بایستاد و در مواجهه با کوچکترین نسیم واقعیت همچون برگ خزان فرومیریزد.
ایام به کام باد.
https://www.instagram.com/p/B0uUpA4n8kV/?igshid=194prsdkoyng4
🔹جناب حجتالاسلام روحانی بزرگوار، تاریخ
برای جنابعالی آگاهی ازآنچه که درگذشته رخداده نیست. تاریخ را مطالعه نمیکنید که بفهمید درگذشته چه شده؟، چگونه شده؟، چرا شده؟ و عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخره انگیزههای فردی و جمعی انسانها چه نقشی در خلق رویدادهای گذشته داشتهاند.
🔹تاریخ برای جنابعالی صرفاً ابزاری است
بهمنظور نشان دادن درستی جهانبینیتان. هر آنچه که درگذشته اتفاق افتاده صرفاً حقانیت ایدئولوژی شمارا به اثبات میرساند. هیچ بخشی از تاریخ نیست که احیاناً مغایر با باورهای شما باشد؛ چون در آن صورت جهانبینیتان با مشکل روبرو میشود.
🔹کنشگران تاریخی در نگاه شما تقلیل میابند به دو دسته کلی «خوبها و بدها»؛ «خیر و شر»؛ «سیاهوسفید»؛ «فرشته و اهریمن»؛ «خادم یا خائن.»
«سفیدها» و«خادمین» به ایران و اسلام خدمت کردهاند، و برعکس در کارنامه «سیاهها» بهجز خیانت به کشور و اسلام، مزدوری اجانب و بیگانگان چیز دیگری وجود ندارد. پادشاهان، درباریها، رجال پهلوی و قاجار درکل جزء «سیاهها»هستند.
مهم نیست آنها چه کردهاند؛ هرچه بوده خیانت و در راستای خدمت به بیگانگان.
🔹صدر تا ذیل تاریخنگاری نظام ما اینگونه است.
پهلویها، یا بفرمایش جنابعالی «آن پدر و پسر» مأمور بودهاند و مزدور. لذا هرچه کردهاند خیانت به کشور و خدمت به بیگانگان و دقیقتر گفته باشیم به غربیها و در راس آنان انگلستان و آمریکا بوده.
🔹نه بنیاد تاریخ جنابعالی، نه سایر مراکز تاریخپژوهی دولتی و نه هیچیک از مورخین حکومتی، در پی فهم اینکه پهلویها چه کردند و چه نکردند، چرا این سیاست را اتخاذ کردند و نه آنیکی را، اساساً چگونه بهقدرت رسیدند و چگونه از قدرت سرنگون شدند نیستند.
چون حسب نگاه ایدئولوژیکتان به تاریخ اساساً نیازی به تحقیق و مطالعه نیست. آنها هرچه کردند به دستور "اربابانشان" و در جهت خدمت به منافع آنان و متقابلاً علیه منافع ایران بوده است. و بعد هم در راستای ادامه نگاه ایدئولوژیک به تاریخ و تئوریهای توطئه، زمانی که "تاریخمصرف"شان به اتمام میرسد آنان را برکنار نموده ویکی دیگر از"مهرهها"یشان را بروی کار میاورند.
🔹جناب روحانی بزرگوار، اشکال اساسی نگاه ایدئولوژیک به تاریخ آن است که هیچ بخشی از آن قادر نیست بر روی پاهایش بایستاد و در مواجهه با کوچکترین نسیم واقعیت همچون برگ خزان فرومیریزد.
ایام به کام باد.
https://www.instagram.com/p/B0uUpA4n8kV/?igshid=194prsdkoyng4
Instagram
صادق زیباکلام
. بخش دوم پاسخ به حجت الاسلام سید حمید روحانی 🔹جناب حجتالاسلام روحانی بزرگوار، تاریخ برای جنابعالی آگاهی ازآنچه که درگذشته رخداده نیست. تاریخ را مطالعه نمیکنید که بفهمید درگذشته چه شده؟، چگونه شده؟، چرا شده؟ و عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخره انگیزههای…
بازتاب فقر اجتماعی در محیط آنلاین و آگهیهای سایت دیوار https://www.1pezeshk.com/archives/2019/08/online-borrowers.html
یک پزشک
بازتاب فقر اجتماعی در محیط آنلاین و آگهیهای سایت دیوار
حدود هشت سال پیش، در وبگردیهایم به یک سایت فرنگی برخوردم که کارش کمک به قرض دادن و قرض گرفتن بود. کارکرد این سایت بیشتر مهیا کردن شرایط قرض دادن وسایلی ب
کلکسیونی از رذایل در مجموعه ای به نام بوی باران https://honarland.ir/%DA%A9%D9%84%DA%A9%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%B0%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%88/
سرزمین هنر
کلکسیونی از رذایل در مجموعه ای به نام بوی باران
سریال بوی باران در چهل و یکمین قسمت به نقطه ای رسید که می تواند شروع پایان این ملودرام تلویزیونی باشد. این سریال که حدود دوماه پیش از شبکه یک سیما روی آنتن رفته است نوشته ی عباس نعمتی است که در کارنامه ی خود سریال موفقی مانند «تکیه بر باد» را دارد. حقیقت…
اوایل انقلاب از این خرافه ها نبود | محمد مجتهد شبستری http://www.nedayeazadi.net/1398/05/28640
www.nedayeazadi.net
اوایل انقلاب از این خرافه ها نبود | محمد مجتهد شبستری
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
از آمار تکاندهندهی شهدای نوجوان و جوان
تا
نشانِ شیرازه برای كتاب تاریخ جنگ
91918 نفر از شهدای ایران، نوجوانان بین 16 تا 20 سال بودند؛ یعنی بیش از 42 درصد از شهدا که بر اساس آمار ارایهشدهی بنیاد شهید در سال 1380، 217489 نفر بودهاند. اگر رقم 63441 نفریِ جوانان شهید که سن 21 تا 25 سال داشتند را به آمار شهدای نوجوان اضافه کنیم بیش از 72 درصد از شهدای ایران را نوجوانان و جوانانِ بین 16 تا 25 سال تشکیل میدهند. رقم 36898 دانشآموز شهید نیز تکاندهنده است.
این یكی از صدها آماری است كه در كتاب «دایرهالمعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» منتشر کردهایم؛ کتابی که جزییات پرفراز و فرود جنگ هشتسالهی ایران و عراق را روایت کرده و اطلاعاتی فراوانی از روند مدیریت جنگ، اختلافات ارتش و سپاه، شرح عملیاتهای موفق و یا شکستخوردهی طرفین و نقش کشورهای خارجی دارد همراه با نگاهی به مسائل سیاسی و اقتصادی. در کنار این اطلاعات و آمارها تصاویر و نقشههای فراوانی هم استفاده شده که تکمیلکنندهی روایت جنگ است. میتوان ادعا کرد در هیچ کتاب دیگری نمیتوانید تمام اینها را در کنار هم ببینید. همچنین کتابی است که بر خلاف آثار دیگر از این دست، نویسنده و گروه تحقیقش از عزیزان ارتش و سپاه نیستند و سعی كردهاند نگاهی مستقل را در پیش گیرند.
این کتاب در سال 93 جایزهی ویژهی مرجعنگاری «كتاب سال دفاع مقدس» را گرفت. مدتی بعد و از سال 1394 تحریمی سخت آثار ما را گرفتار کرد. هنوز هم خیلیها با تعجب میپرسند چرا کتابهای زندگی و زمانهی آیتالله هاشمی رفسنجانی، آیتالله بهشتی و یا حتی آیتالله خامنهای را نمیتوان در کتابخانههای عمومی کشور پیدا کرد؟!
در کنار سختیهای این سالها همواره غمی همراهم بود و میاندیشیدم که شاید در این ایام همكاران هنرمندم چوب همراهیام را خورده و نتوانستهاند به جوایزی كه حقشان بود دست پیدا کنند و زحمت و هنر بینظیرشان موردتوجه قرار نگرفته است.
حالا پس از چند سالِ سخت خبری خوش از راه رسید. دیروز کتاب تاریخ جنگ برگزیدهی نشان شیرازه شد كه معتبرترین جایزهی هنری مرتبط با كتاب است. سلمان رئیسعبداللهی مدیر هنری، سعید فرجی از اعضای تیم هنری و انتشارات سایان به عنوان ناشر برگزیده، برای مدیریت هنرمندانهشان در خلق این كتاب منتخب جشنواره شدند.
با وجود سختیها و تلخیهای فراوانِ این سالها خدای را سپاس که هنوز هرچند به سختی سرپا هستیم و در آیندهای نزدیک با چند اثر ویژه با مخاطبان خواهیم بود. کتاب تاریخ جنگ هماکنون در انتظار چاپ هشتم است، چاپهای قبل تمام شده اما شاید بتوانید در برخی کتابفروشیها نسخهای از آن را پیدا كنید.
https://t.me/jafarshiralinia
تا
نشانِ شیرازه برای كتاب تاریخ جنگ
91918 نفر از شهدای ایران، نوجوانان بین 16 تا 20 سال بودند؛ یعنی بیش از 42 درصد از شهدا که بر اساس آمار ارایهشدهی بنیاد شهید در سال 1380، 217489 نفر بودهاند. اگر رقم 63441 نفریِ جوانان شهید که سن 21 تا 25 سال داشتند را به آمار شهدای نوجوان اضافه کنیم بیش از 72 درصد از شهدای ایران را نوجوانان و جوانانِ بین 16 تا 25 سال تشکیل میدهند. رقم 36898 دانشآموز شهید نیز تکاندهنده است.
این یكی از صدها آماری است كه در كتاب «دایرهالمعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» منتشر کردهایم؛ کتابی که جزییات پرفراز و فرود جنگ هشتسالهی ایران و عراق را روایت کرده و اطلاعاتی فراوانی از روند مدیریت جنگ، اختلافات ارتش و سپاه، شرح عملیاتهای موفق و یا شکستخوردهی طرفین و نقش کشورهای خارجی دارد همراه با نگاهی به مسائل سیاسی و اقتصادی. در کنار این اطلاعات و آمارها تصاویر و نقشههای فراوانی هم استفاده شده که تکمیلکنندهی روایت جنگ است. میتوان ادعا کرد در هیچ کتاب دیگری نمیتوانید تمام اینها را در کنار هم ببینید. همچنین کتابی است که بر خلاف آثار دیگر از این دست، نویسنده و گروه تحقیقش از عزیزان ارتش و سپاه نیستند و سعی كردهاند نگاهی مستقل را در پیش گیرند.
این کتاب در سال 93 جایزهی ویژهی مرجعنگاری «كتاب سال دفاع مقدس» را گرفت. مدتی بعد و از سال 1394 تحریمی سخت آثار ما را گرفتار کرد. هنوز هم خیلیها با تعجب میپرسند چرا کتابهای زندگی و زمانهی آیتالله هاشمی رفسنجانی، آیتالله بهشتی و یا حتی آیتالله خامنهای را نمیتوان در کتابخانههای عمومی کشور پیدا کرد؟!
در کنار سختیهای این سالها همواره غمی همراهم بود و میاندیشیدم که شاید در این ایام همكاران هنرمندم چوب همراهیام را خورده و نتوانستهاند به جوایزی كه حقشان بود دست پیدا کنند و زحمت و هنر بینظیرشان موردتوجه قرار نگرفته است.
حالا پس از چند سالِ سخت خبری خوش از راه رسید. دیروز کتاب تاریخ جنگ برگزیدهی نشان شیرازه شد كه معتبرترین جایزهی هنری مرتبط با كتاب است. سلمان رئیسعبداللهی مدیر هنری، سعید فرجی از اعضای تیم هنری و انتشارات سایان به عنوان ناشر برگزیده، برای مدیریت هنرمندانهشان در خلق این كتاب منتخب جشنواره شدند.
با وجود سختیها و تلخیهای فراوانِ این سالها خدای را سپاس که هنوز هرچند به سختی سرپا هستیم و در آیندهای نزدیک با چند اثر ویژه با مخاطبان خواهیم بود. کتاب تاریخ جنگ هماکنون در انتظار چاپ هشتم است، چاپهای قبل تمام شده اما شاید بتوانید در برخی کتابفروشیها نسخهای از آن را پیدا كنید.
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
🔺چه کسانی دکتر #ظریف را زودتر تحریم کردند: تندروهای خودمان یا تندروهای واشنگتن؟
🔹تحریم #محمدجواد_ظریف تندروها را در وضعیت دشواری قراردادهاست. از یکسو میخواهند در راستای استراتژی #آمریکاستیزی حداکثر بهرهبرداری را از این اتفاق بنمایند و از سویی دیگر نمیخواهند نفعی از این ماجرا به ظریف برسد.
🔹شش سال تمام و با آغاز مذاکرات هستهای با آمریکا از هیچ تهمتی به وی خودداری نکردند. بعد از توافق برجام هم هرچه توانستند علیه «ترکمنچای برجام» گفتند و نوشتند و از هیچ تلاشی به منظور ناکام ساختن آن خودداری نورزیدند تا تندروهای آمریکا به رهبری ترامپ به کمک تندروهای خودمان آمد و با خروج آمریکا از برجام تلاشهای تندروهای خودمان علیه برجام را کامل کردند، اما بغض و کینه تندروهای خودمان علیه ظریف ادامه یافت و در «گاندو»، بیعرضگی، بیلیاقتی،سادهلوحی و جاسوسی را هم به فهرست اتهامات قبلی ظریف افزودند!
🔹به راستی چه کسی ظریف را زودتر هدف گرفت: تندروهای خودمان یا تندروهای کاخ سفید؟
#برجام #گاندو #زیباکلام #صادق_زیباکلام #زیباکلام_توییتر #زیباکلام_توئیتر https://www.instagram.com/p/B0vlXtCHn48/
🔹تحریم #محمدجواد_ظریف تندروها را در وضعیت دشواری قراردادهاست. از یکسو میخواهند در راستای استراتژی #آمریکاستیزی حداکثر بهرهبرداری را از این اتفاق بنمایند و از سویی دیگر نمیخواهند نفعی از این ماجرا به ظریف برسد.
🔹شش سال تمام و با آغاز مذاکرات هستهای با آمریکا از هیچ تهمتی به وی خودداری نکردند. بعد از توافق برجام هم هرچه توانستند علیه «ترکمنچای برجام» گفتند و نوشتند و از هیچ تلاشی به منظور ناکام ساختن آن خودداری نورزیدند تا تندروهای آمریکا به رهبری ترامپ به کمک تندروهای خودمان آمد و با خروج آمریکا از برجام تلاشهای تندروهای خودمان علیه برجام را کامل کردند، اما بغض و کینه تندروهای خودمان علیه ظریف ادامه یافت و در «گاندو»، بیعرضگی، بیلیاقتی،سادهلوحی و جاسوسی را هم به فهرست اتهامات قبلی ظریف افزودند!
🔹به راستی چه کسی ظریف را زودتر هدف گرفت: تندروهای خودمان یا تندروهای کاخ سفید؟
#برجام #گاندو #زیباکلام #صادق_زیباکلام #زیباکلام_توییتر #زیباکلام_توئیتر https://www.instagram.com/p/B0vlXtCHn48/
Instagram
صادق زیباکلام
. چه کسانی دکتر #ظریف را زودتر تحریم کردند: تندروهای خودمان یا تندروهای واشنگتن؟ تحریم #محمدجواد_ظریف تندروها را در وضعیت دشواری قراردادهاست. از یکسو میخواهند در راستای استراتژی #آمریکاستیزی حداکثر بهرهبرداری را از این اتفاق بنمایند و از سویی دیگر نمیخواهند…
خاطرات دختر درسخوانده؛ شماره یک آمازون در ۲۰۱۸ http://raahak.com/?p=15663
راهک
خاطرات دختر درسخوانده؛ شماره یک آمازون در ۲۰۱۸
دختر تحصیلکرده نوشته تارا وست اُوِر TARA WESTOVER مترجم: هوشمند دهقان تهران: نیلوفر، ۱۳۹۸. این ترجمه کتابی است که ویراستاران آمازون به عنوان بهترین اثر 2018 برگزیدند. معمولاً سرگذشت واقعی، در قی…
خنده های دراکولا http://www.nurizad.info/blog/32972
www.nurizad.info
خنده های دراکولا+ دکان “یگانِ بدرقه”+ گزارشِ بیدادگاه انقلاب گرگان | وب سایت رسمی محمد نوری زاد
یک: ما آموخته ایم که به آخوندها و آیت الله ها احترام بگذاریم. بشرطی که آنان نیز به شعور مردم احترام بگذارند! اما آیت الله هایی چون این(صافی گلپایگانی) به حوزه
انتشار چند کتاب در نقد کتاب “حکومت ولایی” https://kadivar.com/17317/
محسن کدیور
انتشار چند کتاب در نقد کتاب "حکومت ولایی" - محسن کدیور
سه کتاب مستقلی که در نقد حکومت ولایی منتشر شده اند عبارتند از: بازشناسی حکومت ولایی؛ جستاری در حکومت ولایی و احیای حکومت ولایی. کتاب سفارشی ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت هم نیمنگاهی به حکومت ولایی دارد. مستوای هر سه کتاب متناسب با تبلیغات رسمی نظام است،…
نهادهای امنیتی درباره اعترافات زیر شکنجه توضیح دهند
توسط editor@iran-emrooz.net توسط ایران امروز
به دنبال افشاگری فردی که در تلویزیون ایران به جاسوسی و حتی قتل دانشمندان هستهای اعتراف کرده بود، برخی از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی خواهان توضیح دستگاه امنیتی ایران در مورد «اخذ اعترافات زیر شکنجه» شدهاند.
دویچه وله فارسی
سايت الف، وابسته به احمد توکلی، نماينده سابق مجلس، در مقالهای از نهادهای امنیتی ایران خواسته است که درباره گزارش افشاگرانه بیبیسی فارسی درباره رواج شکنجه برای گرفتن اعترافات دروغین در بازداشتگاههای ایران توضیح دهند.
بیبیسی فارسی روز شنبه (۱۲ مرداد) گزارشی پخش کرد که نشان میداد فردی به نام مازیار ابراهیمی گفته است هرآنچه در صدا و سیمای ایران در رابطه با عملیات ترور دو «دانشمند هستهای» اعتراف کرده، دروغین و زیر شکنجه بوده است.
مازیار ابراهیمی در سال ۱۳۹۱ در مستندی به عنوان «کلوپ ترور» گفته بود که فرماندهی عملیات ترور دو دانشمند هستهای، مصطفی احمدی روشن و فریدون عباسی را به عهده داشته است. او که اکنون در فرانکفورت اقامت دارد، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران را متهم میکند که برای پیش بردن برنامههای خود افراد بیگناه را دستگیر میکنند و با شکنجه از آنها اعترافاتی میگیرند که نقشههای آنها را تأیید کند.
به گفته سایت الف اکنون این «وظیفه قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه است که به صورت شفاف درباره این پرونده اظهارنظر کنند».
سایت الف مینویسد: «وزارت اطلاعات باید توضیح دهد چرا و بر مبنای کدام مستندات، مازیار ابراهیمی و باقی متهمین آن پرونده را که اکنون آزاد هستند دستگیر کرده بود. آیا سخن ابراهیمی مبنی بر اعتراف تحت شکنجه حقیقت دارد؟ اگر مستندات برای اثبات اتهام ابراهیمی کافی نبوده است چگونه او اعترافاتی کرده است که اکنون منکر آن است؟»
تارنمای الف میپرسد: چنانچه ابراهیمی گناهکار است «اگر محکوم به اعدام نشده باشد، پس از گذشت ۷ سال حداقل اکنون باید در زندان باشد نه در فرانکفورت» و اگر بیگناه است به چه دلیل زندانی و شکنجه شده است؟
طبق گزارش بیبیسی، مأموران وزارت اطلاعات قصد داشتهاند، انفجار در کارخانه موشکسازی سپاه پاسداران در ملارد را نیز به پای ابراهیمی بنویسند، اما مأموران اطلاعات سپاه در حین بازجویی از او دریافتهاند که «او بیگناه بوده و همین ماجرا به آزادی او پس از ۲۶ ماه منجر میشود».
سایت الف میپرسد: «قوه قضائیه باید درباره آزادی ابراهیمی و بقیه متهمینی که در صدا و سیما اعتراف کردند توضیح دهد. چگونه تیمی که پنج ترور را در کشور انجام دادند اکنون آزاد هستند؟ آیا واقعا بیگناه بودند؟ اگر بیگناه بودند پس تکلیف اعترافاتشان چیست؟»
محمود صادقی، نماینده مجلس، نیز دوشنبه ۱۴ مرداد در یک پیام توییتری نوشته است: «مسئولان ذیربط باید دربارهی صحت و سقم این ادعاها توضیح دهند». او تصریح میکند که «پس از تعطیلات مجلس، علاوه بر سؤال از وزیر اطلاعات، تقاضای تحقیق و تفحص هم خواهم کرد» تا واقعیت امر روشن شود.
پشت پرده آزادی «جاسوسان اسرائيل»
مازیار ابراهیمی که به همراه ۱۲ نفر دیگر در «مستندی» به نام «کلوب ترور» شرکت کرده بود، «اعتراف» میکند که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش نظامی دیده و با قصد ترور چند «دانشمند هستهای» به ایران برگشته است.
گفته میشود که مأموران امنیتی بیش از ۱۰۰ نفر را به اتهام دست داشتن در ترور دانشمندان هستهای دستگیر کرده و در زندان اوین زیر شکنجه قرار داده بودند.
مازیار ابراهیمی و ۱۱ نفر دیگر که در «مستند تلویزیونی» به جاسوسی برای اسرائیل و ترور چند دانشمند هستهای اعتراف کرده بودند، پس از حدود سه سال و نیم از زندان آزاد شدند. اما مقامهای امنیتی آنها را تهدید کردهاند که هرگز «نباید با کسی درباره اعترافات اجباری و شکنجه صحبت کنند».
به گفته بیبیسی: «تحقیقات نشان میدهد به غیر از مجید جمالی فشی که پیش از پخش این «مستند» اعدام شده بود، همه متهمان آزاد شدهاند».
از دیماه ۱۳۸۸ تا دیماه ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هستهای ایران توسط افراد ناشناس کشته شدند و به تعدادی دیگر سوءقصد شد.
رواج شکنجه برای گرفتن اعترافات
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و پژوهشگر، روز یکشنبه ۱۳ مرداد، در یادداشتی گفته است که نهادهای اطلاعاتی ایران در دستگیری افراد بیگناه و گرفتن اعترافات دروغین از آنها در زیر شکنجه ید طولایی دارند؛ او از جمله به بازداشتهای غیرقانونی پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، اشاره میکند که خود یکی از آنها بوده است.
توسط editor@iran-emrooz.net توسط ایران امروز
به دنبال افشاگری فردی که در تلویزیون ایران به جاسوسی و حتی قتل دانشمندان هستهای اعتراف کرده بود، برخی از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی خواهان توضیح دستگاه امنیتی ایران در مورد «اخذ اعترافات زیر شکنجه» شدهاند.
دویچه وله فارسی
سايت الف، وابسته به احمد توکلی، نماينده سابق مجلس، در مقالهای از نهادهای امنیتی ایران خواسته است که درباره گزارش افشاگرانه بیبیسی فارسی درباره رواج شکنجه برای گرفتن اعترافات دروغین در بازداشتگاههای ایران توضیح دهند.
بیبیسی فارسی روز شنبه (۱۲ مرداد) گزارشی پخش کرد که نشان میداد فردی به نام مازیار ابراهیمی گفته است هرآنچه در صدا و سیمای ایران در رابطه با عملیات ترور دو «دانشمند هستهای» اعتراف کرده، دروغین و زیر شکنجه بوده است.
مازیار ابراهیمی در سال ۱۳۹۱ در مستندی به عنوان «کلوپ ترور» گفته بود که فرماندهی عملیات ترور دو دانشمند هستهای، مصطفی احمدی روشن و فریدون عباسی را به عهده داشته است. او که اکنون در فرانکفورت اقامت دارد، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ایران را متهم میکند که برای پیش بردن برنامههای خود افراد بیگناه را دستگیر میکنند و با شکنجه از آنها اعترافاتی میگیرند که نقشههای آنها را تأیید کند.
به گفته سایت الف اکنون این «وظیفه قوه قضائیه، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه است که به صورت شفاف درباره این پرونده اظهارنظر کنند».
سایت الف مینویسد: «وزارت اطلاعات باید توضیح دهد چرا و بر مبنای کدام مستندات، مازیار ابراهیمی و باقی متهمین آن پرونده را که اکنون آزاد هستند دستگیر کرده بود. آیا سخن ابراهیمی مبنی بر اعتراف تحت شکنجه حقیقت دارد؟ اگر مستندات برای اثبات اتهام ابراهیمی کافی نبوده است چگونه او اعترافاتی کرده است که اکنون منکر آن است؟»
تارنمای الف میپرسد: چنانچه ابراهیمی گناهکار است «اگر محکوم به اعدام نشده باشد، پس از گذشت ۷ سال حداقل اکنون باید در زندان باشد نه در فرانکفورت» و اگر بیگناه است به چه دلیل زندانی و شکنجه شده است؟
طبق گزارش بیبیسی، مأموران وزارت اطلاعات قصد داشتهاند، انفجار در کارخانه موشکسازی سپاه پاسداران در ملارد را نیز به پای ابراهیمی بنویسند، اما مأموران اطلاعات سپاه در حین بازجویی از او دریافتهاند که «او بیگناه بوده و همین ماجرا به آزادی او پس از ۲۶ ماه منجر میشود».
سایت الف میپرسد: «قوه قضائیه باید درباره آزادی ابراهیمی و بقیه متهمینی که در صدا و سیما اعتراف کردند توضیح دهد. چگونه تیمی که پنج ترور را در کشور انجام دادند اکنون آزاد هستند؟ آیا واقعا بیگناه بودند؟ اگر بیگناه بودند پس تکلیف اعترافاتشان چیست؟»
محمود صادقی، نماینده مجلس، نیز دوشنبه ۱۴ مرداد در یک پیام توییتری نوشته است: «مسئولان ذیربط باید دربارهی صحت و سقم این ادعاها توضیح دهند». او تصریح میکند که «پس از تعطیلات مجلس، علاوه بر سؤال از وزیر اطلاعات، تقاضای تحقیق و تفحص هم خواهم کرد» تا واقعیت امر روشن شود.
پشت پرده آزادی «جاسوسان اسرائيل»
مازیار ابراهیمی که به همراه ۱۲ نفر دیگر در «مستندی» به نام «کلوب ترور» شرکت کرده بود، «اعتراف» میکند که به اسرائیل رفته، آنجا آموزش نظامی دیده و با قصد ترور چند «دانشمند هستهای» به ایران برگشته است.
گفته میشود که مأموران امنیتی بیش از ۱۰۰ نفر را به اتهام دست داشتن در ترور دانشمندان هستهای دستگیر کرده و در زندان اوین زیر شکنجه قرار داده بودند.
مازیار ابراهیمی و ۱۱ نفر دیگر که در «مستند تلویزیونی» به جاسوسی برای اسرائیل و ترور چند دانشمند هستهای اعتراف کرده بودند، پس از حدود سه سال و نیم از زندان آزاد شدند. اما مقامهای امنیتی آنها را تهدید کردهاند که هرگز «نباید با کسی درباره اعترافات اجباری و شکنجه صحبت کنند».
به گفته بیبیسی: «تحقیقات نشان میدهد به غیر از مجید جمالی فشی که پیش از پخش این «مستند» اعدام شده بود، همه متهمان آزاد شدهاند».
از دیماه ۱۳۸۸ تا دیماه ۱۳۹۰ چهار تن از دانشمندان هستهای ایران توسط افراد ناشناس کشته شدند و به تعدادی دیگر سوءقصد شد.
رواج شکنجه برای گرفتن اعترافات
احمد زیدآبادی، روزنامهنگار و پژوهشگر، روز یکشنبه ۱۳ مرداد، در یادداشتی گفته است که نهادهای اطلاعاتی ایران در دستگیری افراد بیگناه و گرفتن اعترافات دروغین از آنها در زیر شکنجه ید طولایی دارند؛ او از جمله به بازداشتهای غیرقانونی پس از انتخابات سال ۱۳۸۸، اشاره میکند که خود یکی از آنها بوده است.
ضیا نبوی، از زندانیان سیاسی بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ هم در رشته توئیتی نوشته است که «دیدن این برنامه وسوسهام کرد که یکبار از پرونده قضائی خودم بنویسم. پروندهای که در نهایت به برائت از اتهام محاربه و تبدیل حکم ۱۰ سال حبسم به ۵ سال انجامید، در حالیکه ۸ سال و ۸ ماه در زندان مانده بودم»
برنامه بی بی سی واکنش مصطفی تاجزاده، از چهرههای اصلاحطلب که خود چند سالی را در پی انتخابات سال ۱۳۸۸ در زندان به سر برده است را هم، به دنبال داشته است. او در حساب توئیت خود نوشته است: «اعترافات متهمان ترور دانشمندان هستهای شباهت زیادی با سناریوی پیشنهادی اطلاعاتیها در ماجرای قتلهای زنجیرهای داشت. تفاوت در روش دو رئیسجمهور بود؛ خاتمی ایستاد تا وزارت اطلاعات مسئولیت پذیرفت و پرونده قتلها بسته شد. احمدینژاد سکوت کرد و اعترافگیری زیر شکنجه ادامه یافت.»
بهمن احمدی امویی، روزنامهنگاری که در جریان سرکوب جنبش اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ دستگیر شد و بیش از پنج سال در زندان به سر برد، از ماجرای مشابهی یاد کرده است.
او در پیامهای توییتری خود مینویسد: «هشتم بهمن ۱۳۸۸، آرش رحمانیپور و محمدرضا علیزمانی، دو متهم به عضویت در «انجمن پادشاهی ایران» با حکم دادگاه انقلاب اعدام شدند. رحمانیپور ۱۹ سال داشت و علیزمانی ۳۷ ساله بود. آنها را در دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری محاکمه کردند؛ در حالی که دستگیری هر دو پیش از این اعتراضات بود».
به گفته امویی این دو متهم در فروردین ۸۸، یعنی یک ماه قبل از اعتراضات دستگیر شده بودند، اما مأموران با فشار و شکنجه از آنها خواستند اعتراف کنند که «همین الان از عراق آمدهاند و هدف آنها بیثباتی سیاسی کشور در پی حوادث پس از انتخابات است».
این روزنامهنگار و فعال مدنی بر نکتهای انگشت گذاشته که بارها از سوی فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر بیان شده است: مأموران اطلاعاتی در بسیاری موارد به متهمان وعده میدهند که در صورت «اعتراف» به امری که انجام ندادهاند، آنها را آزاد میکنند، اما در عمل بیشتر آنها اعدام میشوند تا شیوه گرفتن «اعتراف» از آنها برملا نشود.
برنامه بی بی سی واکنش مصطفی تاجزاده، از چهرههای اصلاحطلب که خود چند سالی را در پی انتخابات سال ۱۳۸۸ در زندان به سر برده است را هم، به دنبال داشته است. او در حساب توئیت خود نوشته است: «اعترافات متهمان ترور دانشمندان هستهای شباهت زیادی با سناریوی پیشنهادی اطلاعاتیها در ماجرای قتلهای زنجیرهای داشت. تفاوت در روش دو رئیسجمهور بود؛ خاتمی ایستاد تا وزارت اطلاعات مسئولیت پذیرفت و پرونده قتلها بسته شد. احمدینژاد سکوت کرد و اعترافگیری زیر شکنجه ادامه یافت.»
بهمن احمدی امویی، روزنامهنگاری که در جریان سرکوب جنبش اعتراض به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ دستگیر شد و بیش از پنج سال در زندان به سر برد، از ماجرای مشابهی یاد کرده است.
او در پیامهای توییتری خود مینویسد: «هشتم بهمن ۱۳۸۸، آرش رحمانیپور و محمدرضا علیزمانی، دو متهم به عضویت در «انجمن پادشاهی ایران» با حکم دادگاه انقلاب اعدام شدند. رحمانیپور ۱۹ سال داشت و علیزمانی ۳۷ ساله بود. آنها را در دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری محاکمه کردند؛ در حالی که دستگیری هر دو پیش از این اعتراضات بود».
به گفته امویی این دو متهم در فروردین ۸۸، یعنی یک ماه قبل از اعتراضات دستگیر شده بودند، اما مأموران با فشار و شکنجه از آنها خواستند اعتراف کنند که «همین الان از عراق آمدهاند و هدف آنها بیثباتی سیاسی کشور در پی حوادث پس از انتخابات است».
این روزنامهنگار و فعال مدنی بر نکتهای انگشت گذاشته که بارها از سوی فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر بیان شده است: مأموران اطلاعاتی در بسیاری موارد به متهمان وعده میدهند که در صورت «اعتراف» به امری که انجام ندادهاند، آنها را آزاد میکنند، اما در عمل بیشتر آنها اعدام میشوند تا شیوه گرفتن «اعتراف» از آنها برملا نشود.
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
پست اخیر در خصوص آقای دکتر ظریف مبنی بر اینکه «تندروهای خودمان زودتر از تندروهای واشنگتن وی را بایکوت نموده بودند»، با اعتراضات زیادی روبرو شد.
🔺خلاصه اعتراضات هم آن بود که با توجه به مواضع آقای ظریف پیرامون مسائلی همچون وضعیت حقوق بشردرایران، حمایت از رژیم بشاراسدو...، من چگونه از ایشان حمایت مینمایم؟ لازم دیدم یکی دو نکته رو در پاسخ به منتقدین عزیز یادآور شوم.
🔹اولاً دفاع از آقای دکتر ظریف در برابر تندروهایی بوده که هنرشان در به آتش کشیدن پرچم آمریکا در وسط مجلس است بهعنوان عمل انقلابی و تلاش در تخریب برجام از همان ابتدا که مبادا راه را برای تنشزدایی ما با غرب و آمریکا باز کند. والا من از آقای ظریف در برابر نلسون ماندلا، مهندس مهدی بازرگان یا دکتر محمد مصدق که دفاع نکردم.
🔹ثانیاً، چه دفاع از آقای دکتر ظریف و چه هر شخصیت سیاسی دیگر بههیچروی به معنای تصدیق همه نظرات آن شخصیت نیست. من نمیدانم بهعنوان فردی که قریب به سه دهه در آمریکا زندگی کردهاند، آقای ظریف پیرامون کارنامه حقوق بشر ایران، یا دفاعمان از رژیم بشار اسد، اصرار بر آمریکاستیزی و شعار نابودی اسرائیل واقعاً چه فکر میکنند؟
🔹شاید اشتباه کنم، اما من حتی شک دارم که آقای ظریف خیلی قاطع باور داشته باشند که داروندار کشور را میبایستی در ناکجاآبادی بنام چاه ویل هسته ای سرازیر کنیم که مبادا آمریکاستیزی دچار وقفه شود. شاید اگر این نظر را نداشتند آنگونه بیست و یک ماه از جانودل مایه نمیگذاشتند تا توافق هستهای صورت بگیرد و درنتیجه ما مجبور نشویم هستی و نیستی مملکت را فدای هسته ای بیحاصل نماییم. قدر مسلم اگر همچون تندروها فکر میکرد که هسته ایی از نان شب هم برای مملکت واجبتر است، دلیلی نداشت که آنهمه تلاش نماید تا توافق هسته ای صورت بگیرد. یقیناً میدانست که برجام عملاً فعالیتهای هسته ای را اجالتا تعطیل میکند.
🔹اگر ایشان خیلی هم به آن سیاستها باور میداشتند یقین بدانید انقلابیون تندرو علیهشان «گاندو» را نمیساختند. ظریف نه کارنامه حقوق بشر ایران را مایه فخر و مباهات میداند، نه هسته ای را مایه پیشرفت و ترقی. رفتارش هم با آمریکاییها در مذاکرات هسته ایی حکایت از آن میکرد که به آمریکاستیزی هم باور جدی ندارد.
◽کلام آخر اینکه، محمدجواد ظریف را دکتر حسین فاطمی نبینید. قبل از آنکه ظریف دکتر حسین فاطمی بشود، جناب روحانی میبایستی دکتر محمد مصدق میشد.
https://www.instagram.com/p/B0yvwKdnOBT/?igshid=1r4rn6aec0hp5
🔺خلاصه اعتراضات هم آن بود که با توجه به مواضع آقای ظریف پیرامون مسائلی همچون وضعیت حقوق بشردرایران، حمایت از رژیم بشاراسدو...، من چگونه از ایشان حمایت مینمایم؟ لازم دیدم یکی دو نکته رو در پاسخ به منتقدین عزیز یادآور شوم.
🔹اولاً دفاع از آقای دکتر ظریف در برابر تندروهایی بوده که هنرشان در به آتش کشیدن پرچم آمریکا در وسط مجلس است بهعنوان عمل انقلابی و تلاش در تخریب برجام از همان ابتدا که مبادا راه را برای تنشزدایی ما با غرب و آمریکا باز کند. والا من از آقای ظریف در برابر نلسون ماندلا، مهندس مهدی بازرگان یا دکتر محمد مصدق که دفاع نکردم.
🔹ثانیاً، چه دفاع از آقای دکتر ظریف و چه هر شخصیت سیاسی دیگر بههیچروی به معنای تصدیق همه نظرات آن شخصیت نیست. من نمیدانم بهعنوان فردی که قریب به سه دهه در آمریکا زندگی کردهاند، آقای ظریف پیرامون کارنامه حقوق بشر ایران، یا دفاعمان از رژیم بشار اسد، اصرار بر آمریکاستیزی و شعار نابودی اسرائیل واقعاً چه فکر میکنند؟
🔹شاید اشتباه کنم، اما من حتی شک دارم که آقای ظریف خیلی قاطع باور داشته باشند که داروندار کشور را میبایستی در ناکجاآبادی بنام چاه ویل هسته ای سرازیر کنیم که مبادا آمریکاستیزی دچار وقفه شود. شاید اگر این نظر را نداشتند آنگونه بیست و یک ماه از جانودل مایه نمیگذاشتند تا توافق هستهای صورت بگیرد و درنتیجه ما مجبور نشویم هستی و نیستی مملکت را فدای هسته ای بیحاصل نماییم. قدر مسلم اگر همچون تندروها فکر میکرد که هسته ایی از نان شب هم برای مملکت واجبتر است، دلیلی نداشت که آنهمه تلاش نماید تا توافق هسته ای صورت بگیرد. یقیناً میدانست که برجام عملاً فعالیتهای هسته ای را اجالتا تعطیل میکند.
🔹اگر ایشان خیلی هم به آن سیاستها باور میداشتند یقین بدانید انقلابیون تندرو علیهشان «گاندو» را نمیساختند. ظریف نه کارنامه حقوق بشر ایران را مایه فخر و مباهات میداند، نه هسته ای را مایه پیشرفت و ترقی. رفتارش هم با آمریکاییها در مذاکرات هسته ایی حکایت از آن میکرد که به آمریکاستیزی هم باور جدی ندارد.
◽کلام آخر اینکه، محمدجواد ظریف را دکتر حسین فاطمی نبینید. قبل از آنکه ظریف دکتر حسین فاطمی بشود، جناب روحانی میبایستی دکتر محمد مصدق میشد.
https://www.instagram.com/p/B0yvwKdnOBT/?igshid=1r4rn6aec0hp5
Instagram
صادق زیباکلام
. پست اخیر در خصوص آقای دکتر ظریف مبنی بر اینکه «تندروهای خودمان زودتر از تندروهای واشنگتن وی را بایکوت نموده بودند»، با اعتراضات زیادی روبرو شد. خلاصه اعتراضات هم آن بود که با توجه به مواضع آقای ظریف پیرامون مسائلی همچون وضعیت حقوق بشردرایران، حمایت از رژیم…
Forwarded from مجتمع فنی برق (Mohammad Reza)
استفاده از پنج حلقه سیم مسی لخت به مقطع 25 میلیمتر مربع و به قطر حدود پنجاه سانتیمتر در اتصال زمین اساسی به جای صفحه مسی. حلقه ها با فاصله از هم باشند بهتر است.
@fannibargh
@fannibargh
Forwarded from مجتمع فنی برق (مشاور مجتمع فنی برق)
Matlab.pdf
2.4 MB
Forwarded from فردین علیخواه
و باز هم: آره، اگه بخوای می تونی
▪️فردین علیخواه| جامعه شناس
این روزها کسب و کار اینترنتی به سرعت در جامعه ایرانی در حال گسترش است و گویی در حال تبدیل شدن به جریانی کلان و ملموس در عرصه شغل و کسب درآمد است به گونه ای که علاوه بر مؤسسات بخش خصوصی، در مراکز علمی و دانشگاههای دولتی نیز دوره های فشرده مختلفی درباره کسب و کار اینترنتی برگزار می شود. در برخی از این نشست ها، برگزارکنندگان با نشان دادن عکس هایی از زندگی لاکچری افراد موفق ایرانی(به گفته آنان) در امریکا و کانادا و شرح سازوکارهای آنان برای دستیابی به آن زندگی، تلاش می کنند تا با این عکس ها تصویری رویایی برای جوانان ترسیم کنند و به آنها این پیام را بدهند که «آره،اگه بخوای می تونی». نکته قابل تأمل آنکه معمولا در دانشگاهها، دانشجویان تمامی رشته ها در دوره های فشرده آموزش کسب و کار اینترنتی شرکت می کنند. از مکانیک سیالات، حشره شناسی، مهندسی خطوط راه آهن، زبان عربی، باستان شناسی و پرستاری گرفته تا هوا فضا، اقتصاد صنعتی، روزنامه نگاری، تاریخ عمومی جهان، مرتع و آبخیزداری و رشته قرآن و علوم حدیث.
تنوع رشته های شرکت کنندگان می تواند بیانگر دو نکته باشد: نخست وخامت اوضاع و شرایط اقتصادی کشور و در نتیجه بیکاری گسترده، و دوم گسترش آنچه که شاید بتوان آنرا « تب کسب و کار اینترنتی» دانست. آنچه این روزها مشاهده می شود یادآور بازاریابی شبکه ای است که چند سال قبل تبدیل به طوفانی در جامعه ایرانی شد و بعد به تدریج فروکش کرد. البته شاید تب گرایش به کسب و کار اینترنتی تا اندازه ای فروکش کند ولی روشن است که پیوند کسب و کار و تکنولوژی دیجیتال در سال های آتی بیش از پیش خواهد بود. جمله آخر را به این دلیل نوشتم تا تصور نشود نویسنده این متن به دور از تحولات جهان است و در افکارِ واقعیت گریز غوطه ور گشته است.
کسب و کار اینترنتی زوایای مختلفی دارد که در این نوشته کوتاه نمی توان به آن پرداخت ولی به گفتن این نکته اکتفاء می کنم که کسب و کار اینترنتی در جوامعی که نظام اقتصادی آنان « سرمایه داری» به معنای واقعی کلمه است با جوامعی که اقتصادشان عمدتا وابسته به نفت و به تعبیر برخی منتقدان « اقتصاد از نوعِ رانتی» است تفاوت دارد. نکته قابل تأمل آنکه در همان جوامع « سرمایه داری» نیز متفکران مختلف به این نوع کسب و کارها نقدهایی جدی دارند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
در مطالبی که پیش از این منتشر کرده ام درباره گسترش « روان شناسی گرایی» در جامعه ایرانی هشدار داده ام که طبق آن فرد کانون هستی دیده می شود، او مسئول تمام شکست ها و ناکامی هایش در زندگی تصور می شود، او ابرانسانی قلمداد می شود که اگر تنها اراده کند می تواند به همه چیز دست یابد و راهش البته شرکت در کلاس های تقویت اراده، مثبت اندیشی، کشف خود یا اعتماد به نفس است. با شرکت در این کلاس ها داستان زندگی او، نه توسط دیگران، بلکه توسط خودش نوشته می شود. در این نگاه مسئولیت دولت ها در ایجاد فرصت های اقتصادی و همچنین شکل گیری ساختار ناسالم اقتصادی، نابرابری ها و رانت ها کم اهمیت شمرده شده و یا اساسا نادیده گرفته می شود.
برخی از منتقدان غربیِ کسب و کار اینترنتی، این نوع کسب و کار را آرمانشهر « نئولیبرالیسم» می دانند. وضعیتی که دولت ها در دور دست ها ایستاده اند و فقط نگاه می کنند و گاهی اوقات نگاه هم نمی کنند. باید مراقب بود. تبِ کسب و کار اینترنتی سرایت آرام نگاه روان شناسی گرایی به عرصه اقتصاد و کسب و کار است. در اینجا نیز فرد با شرکت در دوره های فشرده کسب و کار اینترنتی، خواندن جزوات و کتاب های جیبی 10، 20، 30 قانون موفقیت در کسب و کار اینترنتی، و البته دیدن عکس های ستاره های این عرصه که در ایالت کالیفرنیا در کنار استخر دراز کشیده اند و با تماشای غروب آفتاب در حال نوشیدن مارگریتا هستند اشتیاق فراوانی برای ورود بدست می آورد و به دنبال آن ارتش یکنفره خود را شکل می هد.
بدون تردید هدف این نوشته سرزنش جوانان برای شرکت در این دوره ها و رفتن به سوی کسب و کار اینترنتی نیست. ولی باید توجه داشت که کسب و کار اینترنتی بهترین موهبت برای دولت هایی است که درآمد حاصل از نفت و سایر منابع کشور نخست به خزانه آنان سرازیر می شود، دولت هایی که شفاف نیستند، مسئولیت گریزند و گاهی اوقات و در صورتی که صلاح بدانند به مردم پاسخ می دهند. گسترش کسب و کار اینترنتی باعث نشود تا ما مسئولیت های دولت را به او یادآوری نکنیم و او را به حال خودش رها کنیم.
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah
▪️فردین علیخواه| جامعه شناس
این روزها کسب و کار اینترنتی به سرعت در جامعه ایرانی در حال گسترش است و گویی در حال تبدیل شدن به جریانی کلان و ملموس در عرصه شغل و کسب درآمد است به گونه ای که علاوه بر مؤسسات بخش خصوصی، در مراکز علمی و دانشگاههای دولتی نیز دوره های فشرده مختلفی درباره کسب و کار اینترنتی برگزار می شود. در برخی از این نشست ها، برگزارکنندگان با نشان دادن عکس هایی از زندگی لاکچری افراد موفق ایرانی(به گفته آنان) در امریکا و کانادا و شرح سازوکارهای آنان برای دستیابی به آن زندگی، تلاش می کنند تا با این عکس ها تصویری رویایی برای جوانان ترسیم کنند و به آنها این پیام را بدهند که «آره،اگه بخوای می تونی». نکته قابل تأمل آنکه معمولا در دانشگاهها، دانشجویان تمامی رشته ها در دوره های فشرده آموزش کسب و کار اینترنتی شرکت می کنند. از مکانیک سیالات، حشره شناسی، مهندسی خطوط راه آهن، زبان عربی، باستان شناسی و پرستاری گرفته تا هوا فضا، اقتصاد صنعتی، روزنامه نگاری، تاریخ عمومی جهان، مرتع و آبخیزداری و رشته قرآن و علوم حدیث.
تنوع رشته های شرکت کنندگان می تواند بیانگر دو نکته باشد: نخست وخامت اوضاع و شرایط اقتصادی کشور و در نتیجه بیکاری گسترده، و دوم گسترش آنچه که شاید بتوان آنرا « تب کسب و کار اینترنتی» دانست. آنچه این روزها مشاهده می شود یادآور بازاریابی شبکه ای است که چند سال قبل تبدیل به طوفانی در جامعه ایرانی شد و بعد به تدریج فروکش کرد. البته شاید تب گرایش به کسب و کار اینترنتی تا اندازه ای فروکش کند ولی روشن است که پیوند کسب و کار و تکنولوژی دیجیتال در سال های آتی بیش از پیش خواهد بود. جمله آخر را به این دلیل نوشتم تا تصور نشود نویسنده این متن به دور از تحولات جهان است و در افکارِ واقعیت گریز غوطه ور گشته است.
کسب و کار اینترنتی زوایای مختلفی دارد که در این نوشته کوتاه نمی توان به آن پرداخت ولی به گفتن این نکته اکتفاء می کنم که کسب و کار اینترنتی در جوامعی که نظام اقتصادی آنان « سرمایه داری» به معنای واقعی کلمه است با جوامعی که اقتصادشان عمدتا وابسته به نفت و به تعبیر برخی منتقدان « اقتصاد از نوعِ رانتی» است تفاوت دارد. نکته قابل تأمل آنکه در همان جوامع « سرمایه داری» نیز متفکران مختلف به این نوع کسب و کارها نقدهایی جدی دارند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
در مطالبی که پیش از این منتشر کرده ام درباره گسترش « روان شناسی گرایی» در جامعه ایرانی هشدار داده ام که طبق آن فرد کانون هستی دیده می شود، او مسئول تمام شکست ها و ناکامی هایش در زندگی تصور می شود، او ابرانسانی قلمداد می شود که اگر تنها اراده کند می تواند به همه چیز دست یابد و راهش البته شرکت در کلاس های تقویت اراده، مثبت اندیشی، کشف خود یا اعتماد به نفس است. با شرکت در این کلاس ها داستان زندگی او، نه توسط دیگران، بلکه توسط خودش نوشته می شود. در این نگاه مسئولیت دولت ها در ایجاد فرصت های اقتصادی و همچنین شکل گیری ساختار ناسالم اقتصادی، نابرابری ها و رانت ها کم اهمیت شمرده شده و یا اساسا نادیده گرفته می شود.
برخی از منتقدان غربیِ کسب و کار اینترنتی، این نوع کسب و کار را آرمانشهر « نئولیبرالیسم» می دانند. وضعیتی که دولت ها در دور دست ها ایستاده اند و فقط نگاه می کنند و گاهی اوقات نگاه هم نمی کنند. باید مراقب بود. تبِ کسب و کار اینترنتی سرایت آرام نگاه روان شناسی گرایی به عرصه اقتصاد و کسب و کار است. در اینجا نیز فرد با شرکت در دوره های فشرده کسب و کار اینترنتی، خواندن جزوات و کتاب های جیبی 10، 20، 30 قانون موفقیت در کسب و کار اینترنتی، و البته دیدن عکس های ستاره های این عرصه که در ایالت کالیفرنیا در کنار استخر دراز کشیده اند و با تماشای غروب آفتاب در حال نوشیدن مارگریتا هستند اشتیاق فراوانی برای ورود بدست می آورد و به دنبال آن ارتش یکنفره خود را شکل می هد.
بدون تردید هدف این نوشته سرزنش جوانان برای شرکت در این دوره ها و رفتن به سوی کسب و کار اینترنتی نیست. ولی باید توجه داشت که کسب و کار اینترنتی بهترین موهبت برای دولت هایی است که درآمد حاصل از نفت و سایر منابع کشور نخست به خزانه آنان سرازیر می شود، دولت هایی که شفاف نیستند، مسئولیت گریزند و گاهی اوقات و در صورتی که صلاح بدانند به مردم پاسخ می دهند. گسترش کسب و کار اینترنتی باعث نشود تا ما مسئولیت های دولت را به او یادآوری نکنیم و او را به حال خودش رها کنیم.
✅ارسال نظر: @alikhahfardin
✅کانال نویسنده: @fardinalikhah