لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from FREESAT
🔻آموزش لینک کردن یوتیوب از موبایل به رسیور

1- موبایل و رسیور را به یک مودم وایفای متصل کنید .
2- در اپ یوتیوب رسیور وارد تنظیمات شده و

Link with TV Code

را انتخاب کنید تا یک کد 12 رقمی برای شما نمایش داده شود
3- اپ یوتیوب را بر روی موبایل باز کرده وارد تنظیمات شده و گزینه

Watch On TV

را انتخاب کنید سپس گزینه

Enter TV Code

را بزنید و کد 12 رقمی را وارد کنید

اکنون اپ یوتیوب از گوشی به رسیور شما متصل شده و هنگامی که از طریق یوتیوبِ گوشی ویدویی را پخش کنید بر روی رسیور و تلویزیون نمایش داده میشود

این آموزش علاوه بر رسیور برای لینک کردن یوتیوب از گوشی و لپ تاپ به تلویزیون های هوشمند نیز قابل استفاده میباشد

لینک آموزش در وبسایت :

http://bit.ly/2YiB8d1

@FREESAT
Forwarded from FREESAT
🔻مزدک میرزایی به ایران اینترنشنال پیوست

مزدک میرزایی گزارشگر حرفه ای تلویزیون ایران صبح امروز به همراه همسرش به لندن مهاجرت کرده است و طبق گزارش های دریافتی به شبکه ایران اینترنشنال پیوسته است .
پیش تر خبرهایی منتشر شده بود که مزدک به همراه خانواده برای انجام یک سری امور کاری در کشور ترکیه حضور دارد اما ساعاتی قبل خبر رسید که او به انگلیس رفته است

http://freesat.co

@FREESAT
‍‍ بعد ازاعلام چاپ کتاب”رضاشاه”درخارج ازکشوربسیاری عزیزان از روش تهیه ی کتاب پرسیدند.آقای حسین ستاره مدیر"انتشارات اچ اند اس" درلندن کتاب را ازطریق آمازون درآمریکا توزیع کردند و قرار است آمازون دراروپا،استرالیا وکانادا توزیع نماید. همچنین شرح مختصری ازکتاب ونویسنده تهیه کرده که انشالله آنهارا هم ترجمه و در اختیارعلاقمندان قرارخواهم داد.بواسطه تحریمهاآمازون نمیتواند کتاب را به ایران ارسال نماید وظاهرا فعلا تنها راه ارسال ازطریق پست میباشد.
◻️بنده وجناب آقای #علیرضا_بهشتی_شیرازی، مدیر محترم #انتشارات_روزنه بهیچ روی نمیخواستیم کتاب درخارج ازکشورچاپ شوداما متاسفانه چاره ای نداشتیم.قریب به دوسال پای ممیزی ارشاد صبر کردیم .چندین جلسه با مدیران داشتیم و درآخرین نشست قبل ازعید گفتند "کتاب یکسویه است وبه کاستی های رضا شاه نپرداخته ".البته ازدید من ایراد وارد نبود.درفصل آخرکتاب تحت عنوان "ایران عصررضاشاه دریک نگاه" هم به کاستی های شخصیتی رضاشاه،وهم به ضعف های اقدامات عصر وی پرداخته شده است.مع ذالک وبرای نشان دادن حسن نیت،چندین صفحه بر کاستی ها افزودیم اما مدیران ارشاد که اگرمیکروفون پیدا کنند اندرفضیلت رفتارانسانی ساعتها سخنرانی میکنند حتی زحمت پاسخ هم بخودشان ندادند.
احتمال اینکه کتاب موفق بدریافت مجوز میشد بسیارکم بود.
◻️کتاب "رضا شاه" تصویری که ظرف چهل سال گذشته نظام تلاش کرده از وی بسازد را با ابهامات زیادی مواجه می سازد.اگرآنچه که پیرامون رضاشاه وایران عصروی ازکودتای اسفند ۱۲۹۹تا شهریور۱۳۲۰درایران بعدازانقلاب ساخته و پرداخته شده،حقیقت داشته باشد؛درآنصورت آنچه که دراین کتاب آمده نمیتواند واقعی باشد ومتقابلا،اگر آنچه که دراین کتاب روایت شده واقعیت داشته باشددرآنصورت روایت حکومتی ازرضا شاه بکل فرومیریزد.
◻️روایت“کتاب رضاشاه” مبتنی برحجم انبوهی از اسناد مکاتبات رسمی میان سفارت انگلستان درتهران با مقامات وزارت خارجه آن کشوردرلندن میباشد که درخلال سالهای بقدرت رسیدن رضاشاه صورت گرفته است.

https://www.instagram.com/p/B0Cuo4WHstz

🔹روش تهیه نسخهٔ کاغذی کتاب رضا شاه برای ایرانیان
🔺آمریکا :
https://www.amazon.com/dp/1780837623/
🔺فرانسه:
https://www.amazon.fr/dp/1780837623/
🔺کانادا:
https://www.amazon.ca/dp/1780837623/
🔺کتابفروشی‌ بارنز اند نوبلز:
https://www.barnesandnoble.com/w/reza-shah-sadegh-zibakalam/1132424210?ean=9781780837628
علاقه‌مندان می‌توانند از لینک‌های بالا کتاب را تهیه نمایند.
لایحه دفاعیه
صادق زیباکلام
در دادگاه اول مرداد

ریاست محترم دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی کارکنان دولت شعبه۱۰۵۸
با ادب و احترام

این‌جانب #صادق_زیباکلام، فرزند مرحوم محمدباقر، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران که امروز اول مردادماه۱۳۹۸ به اتهام «نشر اکاذیب به‌قصد تشویش اذهان عمومی» در محضر آن دادگاه قرار گرفته‌ام موارد و مطالب ذیل را در دفاع از مردود دانستن اتهام منتسبه، به شرح ذیل مفروض می‌دارد.
ابتدا شرح ماوقع که کیفرخواست بنده را تشکیل داده است به قرار ذیل بوده:
در شهریورماه سال گذشته جناب حجت‌الاسلام #عبدالفتاح_نواب از مسئولین حوزه علمیه قم اظهار می‌دارند که برای تصدی بیش از ۶۰شغل همچون مربی، مشاور مدارس تا نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، نهادهای نظامی و انتظامی و... می‌بایستی تا سال۱۴۱۴ بیش از سیصد هزار روحانی داشته باشیم.

مطالب فوق به نقل از مشارالیه در مطبوعات و سایت‌های مختلف نقل شدند. نه ایشان و نه من و نه هیچ مقام مسئول دیگری هم آمار فوق را انکار یا تغییر ندادند. پس از مدتی بنده پستی در صفحه اینستاگرام و کانال تلگرامی‌ام قرار دادم و در آن نشان دادم که هزینه اشتغال این سیصدهزار روحانی برای تصدی مشاغل فوق‌الذکر به احتساب حداقل دو و نیم میلیون تومان حقوق در ماه می‌شود نه هزار میلیارد تومان. بنده برای نشان دادن وزن یا میزان «۹۰۰۰میلیارد تومان»، بودجه دو استان سیستان‌وبلوچستان و کردستان به‌علاوه سازمان محیط‌زیست کشور را مقایسه کرده بودم که حول‌وحوش «۵۰۰میلیارد تومان» در سال هستند. این پست، اساس کیفرخواست بنده و اتهام «نشر اکاذیب به‌قصد تشویش اذهان عمومی» است. بنده در رابطه با این اتهام صرفاً چند پرسش دارم.
۱- من متوجه نشدم که کجای اتهام بنده به پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا مربوط می‌شود که در کیفرخواست آمده‌است که «حسب گزارش پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا» و اعلام‌جرم دادستان محترم دادسرای ویژه روحانیت»؟! مسئولی در حوزه علمیه مطلبی گفته و بنده هم شرحی بر آن در کانال تلگرامم نوشته‌ام؛ اما چرا پای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا وارد می‌شود؟
ادامه دارد
...

https://www.instagram.com/p/B0Q2_IXn2Nn/
لایحه دفاعیه صادق زیباکلام در دادگاه اول مرداد- (بخش دوم)

۲- اساس اعلام‌ جرم از ناحیه دادسرای ویژه
روحانیت صورت گرفته به‌عبارت‌دیگر شاکی بنده، دادسرای ویژه روحانیت است. تصور بنده این بود که دادسرای ویژه روحانیت به اتهامات سلسله محترم روحانیت مربوط می‌شود. با توجه به اینکه بنده توفیق کسوت در آن سلسله جلیله را نداشته‌ام و به قول مرحوم مهندس بازرگان، «کلامی» هستم، چگونه پرونده‌ام سر از دادگاه روحانیت درآورده‌است؟
۳- در کیفرخواست آمده‌است که بنده قصد «تشویش اذهان عمومی» داشته‌ام و لاجرم به‌واسطه مشوش شدن اذهان عمومی، دادستان محترم روحانیت برای بنده تقاضای مجازات نموده. سال گذشته و در دادگاه جناب قاضی صلواتی هم که باز موضوع تشویش اذهان عمومی از جانب دادستان محترم مطرح‌شده بود و تقاضای مجازات، بنده همین استدلال را نمودم. من اصلاً می‌پذیرم که قصد تشویش اذهان عمومی داشته‌ام یعنی مقایسه میان بودجه اشتغال آن ۳۰۰هزار روحانی و بودجه‌های استان‌های محروم و سازمان محیط‌زیست را تعمداً و به‌منظور مشوش ساختن اذهان عمومی نوشته بودم. یعنی اساساً اعتراف و اقرار به بزه منتسبه می‌نمایم. پرسشم از دادستان محترم و قاضی محترم دادگاه آن است که شما چگونه به ارتکاب وقوع آن جرم وقوف پیدا کردید؟ برای شما چگونه اثبات شد و یقین شد که اذهان عمومی واقعاً و در عمل درنتیجه‌ آنچه بنده نوشته بودم مشوش شده‌اند؟ یک دانشجوی سال اول حقوق هم به ما خواهد گفت که صرف داشتن «نیت» و یا داشتن «قصد و غرض» برای ارتکاب جرم، به‌هیچ‌روی به معنای تحقق آن جرم نیست. بنده عرض کردم اعتراف می‌کنم که می‌خواسته‌ام اذهان عمومی را مشوش سازم ولی آیا موفق به انجام آن فعل شده‌ام؟ مسئولین محترم قوه قضائیه چگونه به‌یقین رسیده‌اند که افکار و اذهان مردم درنتیجه نوشتن یا گفتن بنده مشوش می‌شود که حالا بنده را می‌خواهند مجازات نمایند؟

ادامه دارد....
https://www.instagram.com/p/B0TiJ6YnVRf/?igshid=1gmo4jz1r560q
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
یادداشت وارده: چرا این کلیپ مهم است؟
#v 36
https://t.me/divanesara/877

نویسنده میهمان: امیرحسین @Amirhosein_d1371 نوزدهم تیر ماه ۹۸، محمدرضا خاتمی دفاعیات خود را در مورد ادعای تقلب در انتخابات ۸۸ منتشر کرد. او پیشتر گفته بود حدود ۸میلیون رای اضافی در صندوق‌های آن انتخابات ریخته شده است. دفاعیات خاتمی شامل ۴۰ صفحه استدلال و ۲۸۰ صفحه پیوست از مصاحبه‌ها و اسناد است. نماینده دادستان نیز چند هفته قبل در مطلبی به ادعاهای خاتمی جواب داده بود. با اینکه بررسی این اعداد و گزارش‌ها گیج کننده به نظر می‌رسد اما تصویر کلی این است: خاتمی با استناد به برخی اسناد و نقل‌قول‌های آن زمان و با جمع و تفریق اعدادی که گفته شده، سعی می‌کند نشان دهد سرنوشت برخی تعرفه‌های رای مشخص نیست و احتمال می‌رود از آن‌ها برای نوشتن رای‌های غیرواقعی استفاده شده باشد. نماینده دادستان اما این تناقضات را به تفاوت زمانی و مکانی نقل قول‌ها نسبت می‌دهد و برای تایید صحت انتخابات به اعداد رسمی گزارش شده به وسیله وزارت کشور و شورای نگهبان ارجاع می‌دهد. با این سطح از اطلاعات، قضاوت بر سر اینکه حق با کدام طرف است بسیار دشوار می‌نماید.

برای یک تقلب انتخاباتی سناریوهای مختلفی می‌توان متصور شد و در مورد جزییات آن می‌توان بسیار سخن گفت اما نهایتا کنار هم چیدن تمام قطعات پازل تقلب ناممکن است. هیچ‌کس تا به حال نتوانسته است توضیح دهد که چگونه، با چه مکانیزمی، کجا، با کمک چه کسانی و چقدر در آرای انتخابات دست برده شده است. همچنین به شبهاتی که مطرح می‌شود نیز پاسخی که جامعه را راضی کند داده نشده است. چرا؟ برای اینکه اساسا انجام چنین کاری از عهده هیچ‌کسی جز یک قوه قضاییه مستقل که عادلانه تمام افراد درگیر در ماجرا احضار کند و از تمام مطلعین سوال کند، بر نمی آید. اساسا وظیفه معترضین نیست که پازل تقلب را کامل کنند، آن‌ها شبهاتی را مطرح کرده‌اند و عده زیادی اعتراضی دارند که باید بررسی شود. دادگاه و نظام قضایی که به تمام افراد و نهادها دسترسی دارد، باید اعتراض را به شکلی عادلانه بررسی کند.

وضعیت محمدرضا خاتمی و دادگاه همان وضعیت گذشته میرحسین موسوی است؛ حرف‌ها و آمارهایی که صحت آن‌ها مشخص نیست و دادگاهی که افراد مطلع و درگیر با پرونده را احضار نمی‌کند، به دنبال مدارک و شواهد نمی‌گردد و برای تایید صحت انتخابات به آمار منتشر شده از نهادهایی استناد می‌کند که خود در جایگاه متهم قرار دارند. نتیجه طبیعتا چیزی نیست جز: بن بست.

اما چرا کلیپ پیوست مهم است؟ بگذارید بهترین سناریوی ممکن را که به نفع برگزارکنندگان آن انتخابات است در نظر بگیریم. انتخابات در سلامت کامل برگزار شده است و تمام ناهماهنگی‌ها و شبهاتی که در اعداد و ارقام انتخابات است خطاهایی آماری است که در هر انتخابات ممکن است اتفاق بیافتد. در نهایت میرحسین موسوی به دلیل گزارش‌های نادرستی که دریافت کرده بود، توهم پیروزی در انتخابات را داشت یا حتی می‌دانست که بازنده انتخابات است اما قصد داشت به این شیوه کشور را به آشوب بکشاند. از همه بازداشت‌های بی‌دلیل در روز انتخابات و چند روز بعد از آن و نیز حمایت‌های آشکار سپاه و اعضای شورای نگهبان از محمود احمدی نژاد نیز چشم‌پوشی می‌کنیم. روز ۲۵ خرداد ۸۸ مردمی که فکر می‌کردند انتخابات ایراد دارد در خیابان حاضر شدند و با برپایی تظاهرات سکوت، قصد داشتند درخواست خود را مبنی بر بررسی صحت انتخابات بیان کنند.

اگر در بر پاشنه درست می‌چرخید، حق اعتراض مردم به رسمیت شناخته می‌شد، تظاهرات با مسالمت به پایان می‌رسید، در فضایی روشن و عادلانه اعتراضات بررسی می‌شد و هر کس دروغ گفته بود رسوا می‌شد. اما اگر این کلیپ را تماشا کنید برایتان سوال می‌شود که چه کسی به آن موتورسوار دستور داد تا در میدان آزادی تیر هوایی شلیک کند تا فضا ملتهب شود، مردم خشمگین شوند و این اتفاق مقدمه‌ای شود بر کشتارهای بعدی، به خاک و خون کشیده شدن اعتراض‌های روزهای بعد، بازداشت‌ها، کهریزک و در نهایت غبارآلود شدن فضا و از دست رفتن امکان گفتگو و بررسی مسالمت آمیز اعتراضات؟ چه کسانی از این اتفاق سود می‌بردند؟

مشابه این ماجرا در حوادث کوی دانشگاه سال ۷۸ نیز رخ می دهد. در مناظرات اخیر آقایان تاجزاده و زاکانی، تاجزاده یک سوال مشخص می پرسد؛ چه کسی به سردار نظری در بی‌سیم اجازه استفاده از سلاح گرم و کشتن دانشجویان را داد؟ چرا هیچ اعتراض و تجمع خیابانی در این کشور تحمل نمی‌شود؟ این نیروی ناشناس و مرموز کیست که همواره سعی دارد فضا را ملتهب کند، خواسته‌های اصلی معترضان را به حاشیه ببرد و در نهایت معترضان را به نیروهای بیگانه وصل کند؟

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
لایحه دفاعیه صادق زیباکلام در دادگاه اول مرداد(بخش پایانی)
۴-ما در خصوص اصل موضوع اتهام بنده واقعاً هم نمی‌دانم چه گناهی مرتکب شده‌ام و چه فعل نادرستی انجام داده‌ام که به‌واسطه آن می‌بایستی مجازات شوم. جناب حجت‌الاسلام نواب، رئیس شورای سیاست‌گذاری حوزه علمیه قم، فرموده‌اند که نیاز به سیصدهزار روحانی برای تصدی شصت شغل داریم و بنده هم نشان داده‌ام که بودجه اشتغال این سیصدهزار روحانی در سال چقدر می‌شود. اگر آنچه که حوزه علمیه قصد انجام آن را دارد یعنی اشتغال سیصدهزار روحانی عمل درستی است و لازم. چرا برای نشان دادن اینکه این اقدام یا سیاست چقدر برای نظام هزینه خواهد داشت بنده می‌بایستی مجازات شوم؟ چرا حوزه علمیه از آنچه که فکر می‌کند لازم و موردنیاز کشور است دفاع نمی‌کند؟ جناب حجت‌الاسلام نواب که گفته‌اند نیاز به سیصدهزار روحانی برای تصدی شغل داریم، اما هیچ دفاعی از این نیاز، از این تصمیم، از این اقدامشان نمی‌کنند و در عوض از بنده به‌واسطه نشان دادن بودجه آن شکایت می‌کنند؟ و اگر هم گفتن این مطلب که: «نیاز به سیصدهزار روحانی برای تصدی شصت شغل داریم» درست نبوده و یا به دلیلی نمی‌بایستی اعلام می‌شده در آن صورت، آیا جناب حجت‌الاسلام نواب می‌بایستی مجازات شوند یا بنده؟

۵-جرم دیگر من این است که در آن پست نوشته‌ام آیا مردم موافق هستند که «9000میلیارد تومان» برای تبلیغات اسلامی هزینه شود و در مقابل «پانصدمیلیارد تومان» برای محیط‌زیست کشور؟ یک نظرسنجی ساده می‌تواند نشان دهد که ترجیح مردم کدام است: تبلیغات اسلامی یا حفظ و حراست از محیط‌زیست کشور؟

۶-جرم دیگر من حسب کیفرخواست آن است که در آن پست نوشته‌ام: «اساساً میزان اثرگذاری و تأثیر هزینه‌های هنگفتی که سالیانه برای مسائل فرهنگی و تبلیغاتی توسط نهادها و سازمان‌های مختلف صورت می‌گیرد چه میزان است؟» این هم باز موضوعی است که درستی و یا برعکس نادرستی آن را یک نظرسنجی و مطالعه بی‌طرفانه می‌تواند به‌وضوح نشان دهد که بخش عمده‌ای از این بودجه‌ها هدر می‌روند و کارنامه‌شان به‌جز چاپ تصاویر، پوستر و آثاری که کسی نمی‌خواند و برگزاری همایش‌ها و نشست‌های ملی یا به اصطلاح بین‌المللی دستاورد دیگری نداشتند .

در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهراب چشیده‌ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دلست پای در بند چه سود
صادق زیباکلام
اول مرداد۱۳۹۸

https://www.instagram.com/p/B0U5YWinRqh/?igshid=o8t19flbketk
لایحه دفاعیه دادگاه اول مرداد۹۸.pdf
475.7 KB
📎متن کامل لایحه دفاعیه صادق زیباکلام
اول مرداد ۱۳۹۸
مقاله جناب خاتمی در روزنانه گاردین مبنی برارسال پیام صلح به غربیها با واکنش تند انقلابیون روبرو شده.آنهارفتار انقلابی در برابرغرب را نتیجه بخش میدانند ونه پیام صلح ودوستی.ایکاش تندروها پاسخ میدانند که مواضع انقلابی آنان ظرف چهل سال گذشته کدام دستاورد را برای منافع ملی مان داشته؟
♦️ آنچه در دادگاه گذشت... قسمت اول

🔹دادگاه راس ساعت۱۰:۳۰ در مجتمع کارکنان دولت، جنب کاخ گلستان در میدان ارک، به ریاست قاضی، آقای «دانشور»، و خانم «زهرا فتاحی»، نماینده دادستان که قبلا هم در چندین دادگاه دیگر در همین سمت حضور داشتند، تشکیل شد. قبل از شروع از من پرسیده شده بود که آیا وکیل دارم؟ من هم پاسخ همیشگی خود را دادم که «با توجه به این که جرمم سیاسی است و مبنای حقوقی ندارد، لذا وکیل چندان نقشی نمی‌تواند داشته باشد.»

🔹رفتار قاضی بسیار محترمانه و متین بود. پرسیدند که «آیا سابقه محکومیت دارم؟» گفتم:«چهار مورد محکومیت قطعی جزای نقدی داشته‌ام و مورد آخر هم جناب قاضی صلواتی به هیجده ماه حبس و دو سال محرومیت اجتماعی ازجمله حضور در مطبوعات و فضای مجازی محکومم نموده‌اند که رأی دادگاه تجدیدنظر هنوز صادر نشده‌است. قاضی به شوخی گفتند:«پس هنوز آن پرونده جمع نشده‌است، پرونده جدیدی باز کرده‌اید.» گفتم:«برای من سعادتی است جنابعالی و نماینده محترم دادستان را زیارت کنم ولی واقعا علاقه‌ای به حضور در قوه قضائیه ندارم، اما قسمت این شده‌است که بعد از دانشگاه تهران بیشترین جایی که هستم قوه قضائیه باشد.» قاضی گفتند که «خوب دیگر اساتید علوم سیاسی...» حرفشان را محترمانه قطع کردم و گفتم «من هم اگر مثل آنها سواد داشتم به همان علوم سیاسی مشغول می‌شدم و این‌قدر مزاحم شما نمی‌‌شدم.»

🔹قاضی از نماینده دادستان تقاضا کردند کیفرخواست بلندبالایشان را قرائت کنند. سپس به من گفتند:«دفاعتان را بفرمایید.»، گفتم:«جناب قاضی من هنوز نفهمیدم جرمم چیست؟ جناب عبدالفتاح نواب از بزرگان حوزه علمیه قم فرموده‌اند که کشور تا سال۱۴۱۴ برای تصدی شصت شغل نیاز به سیصدهزار روحانی دارد. بنده هم نوشته‌ام که اگر ماهی ۲.۵ میلیون تومان به آن‌هاحقوق پرداخت شود سالی نه‌هزارمیلیارد تومان بودجه‌اش می‌شود. این در حالی است که بودجه استان‌های محروم و یا محیط‌زیست پانصدمیلیارد تومان است. اگر رقم سیصدهزار اشتباه است ایشان آن را گفته‌اند؛ من تنها کاری که کرده‌ام هزینه آن را در آورده‌ام. بعلاوه با توجه به این که من روحانی نیستم، چرا دادگاه ویژه روحانیت علیه بنده اعلام جرم کرده‌اند؟»

🔹نماینده دادستان در پاسخ گفتند که متهم با سوءنیت استان‌هایی را برگزیده‌است که نظام در آن مناطق با مشکلات قومیتی روبرو است و ایشان خواسته به نارضایتی‌ها دامن بزنند. مشخص است که آقای دکتر خواسته‌اند علیه نظام تبلیغ کنند. من نیز در پاسخ ذکر کردم که انتخاب آن استان‌ها بواسطه فقر و محرومیت‌شان بوده نه کورد یا سنی بودن. بعلاوه من محیط‌زیست را هم مثال زده‌ام.

https://www.instagram.com/p/B0YFugMHxRx/
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
از مشهد تا آنتالیا
امیر هاشمی مقدم
به تازگی از پژوهش میدانی چند هفته‌ای درباره گردشگران ایرانی در آنتالیا بازگشته‌ام. شمار گردشگران ایرانی در آنتالیا، به نسبت گردشگران روسی، قابل توجه نیست. بسیاری از کارکنان هتل‌ها، کشتی‌های تفریحی، فروشندگان فروشگاه‌ها و... در آنتالیا، زبان روسی را خیلی خوب یا دست‌کم تا حدودی می‌دانند. حضور گردشگران روسی در آنتالیا به اندازه‌ای است که نبودشان اقتصاد این شهر را می‌خواباند. همین است که اردوغان چند ماه پس از سرنگونی جنگنده روسیه در مرز سوریه-ترکیه و شاخ و شانه کشیدن‌های بسیار برای این کشور، شخصا به روسیه رفت و نامه رسمی عذرخواهی نوشت. آن هم در حالی‌که بارها گفته بود عذرخواهی نخواهد کرد و پوتین هم به شخص اردوغان، توهین شخصی کرده بود.
در پی سرنگونی جنگنده روسی، پوتین از آژانس‌های گردشگری روسیه خواسته بود گردشگران را دیگر به ترکیه نفرستند. این پیشگیری برای گردشگری ترکیه به‌طور کلی و شهر آنتالیا به‌طور ویژه، همچون کابوسی دهشتناک بود. گردشگری آنتالیا تا مرز ورشکستگی پیش رفت و درخواست‌های هتلداران و اصحاب گردشگری این شهر برای گشایش سیاسی میان ترکیه و روسیه، بالا گرفت. این انتقادها در کنار دیگر تحریم‌های روسیه علیه ترکیه (همچون پیشگیری از واردات میوه و سبزی از ترکیه که کاهش شدید بهای این محصولات در ترکیه و حتی گندیدن آنها را در پی داشت)، حکومت ترکیه و در رأس آن، شخص اردوغان را بر آن داشت تا به خاطر منافع ملی و پیشگیری از افت کیفیت زندگی شهروندان ترکیه، بر غرور شخصی خود پا گذاشته و با آنکه گفته بود هرگز از روسیه پوزش‌خواهی نخواهد کرد، آشکارا سخن خود را نقض کرده و پوزش‌خواهی کند.
این رفتار قابل مقایسه است با حمله نیروهای خودسر به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد؛ آن هم در حالی‌که نیروی انتظامی تنها نظاره‌گر بود. پس از این رفتار غیر متمدنانه و خلاف رویه‌های دیپلماسی، برخورد مناسبی با آمران و عاملان این حملات صورت نگرفت و بنابراین عربستان سفارتخانه و کنسولگری‌اش در ایران را بست. در پی این رویداد، انجام کارهای کنسولی گردشگران شیعه عربستان و کشورهای متحد آن در حاشیه خلیج فارس، متوقف شد و مشهد که بخش عمده‌ای از نبض اقتصادی‌اش در دست گردشگران عرب بود، با رکود بی‌سابقه گردشگری روبرو شد. اما برخلاف هتلداران و فعالان گردشگری در آنتالیا، کسی صدای هتلداران مشهد را نشنید.
گردشگران عربستانی جزو پر خرج‌ترین گردشگران در مشهد بودند و برای همین، برخی از تجار عربستانی چندین هتل لوکس پنج ستاره را به‌صورت سالیانه اجاره می‌کردند که این، مایه اطمینان خاطر اصحاب گردشگری و هتلداران مشهدی بود. اما پس از حمله به سفارت و کنسولگری عربستان و کاهش حضور گردشگران این کشور، فعالیت هتل‌های مشهد پنجاه درصد کاهش یافت و بسیاری از هتل‌های این شهر برای پیشگیری از ورشکستگی، تا نیمی از کارکنان خود را بیرون کردند. حدود هفتار هتل به فروش گذاشته شد و بسیاری از پروژه‌های ساخت هتل در مشهد نیز، نیمه‌کاره رها شد. حتی برخی از فروشگاه‌های نزدیک حرم (از جمله شماری از فروشگاه‌های خیابان خسروی روبروی باب الجواد) هم کرکره‌شان را پایین کشیده و تعطیل شدند.
همه اینها در حالی بود که به نطر می‌آید یکی از دغدغه‌های مسئولین مشهد، پیشگیری از برگزاری کنسرت موسیقی در این شهر است. و آنتالیا دارد با برگزاری کنسرت‌های گوناگون، گردشگران حتی ایرانی را به سوی خود می‌کشاند. اگرچه گردشگری در آنتالیا با مشهد زمین تا آسمان تفاوت دارد، اما منطق توسعه گردشگری، تنش‌زدایی به‌ویژه با کشورهای گردشگرفرست، فراهم ساختن خواسته‌های مشروع گردشگران، توجه به نیازهای سرمایه‌گذاران گردشگری و... را می‌طلبد که برخلاف آنتالیا، کمتر اثری از آن در ایران می‌بینیم. گردشگری تنها با سند چشم‌انداز و دستورالعمل‌های غیرمنطقی شکوفا نمی‌شود (آنگونه که مثلا معاون گردشگری سازمان میراث در سال 1392 همه آژانس‌های گردشگری ایران را مکلف کرده بود طی 7 ماه، هر کدام چند هزار گردشگر خارجی به ایران بیاورند).
پی‌نوشت: البته مردمان ترکیه نیز در کنار دولت، به توسعه گردشگری باور عملی دارند و مثلا با آنکه نگاه عمومی‌شان به عربها چندان مثبت نیست، اما با خوشرویی تمام، تلاش می‌کنند بیشنرین رضایت آنان را به دست آورند. بنابراین یک پای توسعه گردشگری در ایران نیز، ما ایرانیان هستیم که با پرهیز از شایعات یا بزرگنمایی برخی رفتارهای گردشگران عرب، می‌توانیم نقش خود را در این زمینه ایفا کنیم. همچنانکه همین نقش را می‌توانیم درباره گردشگران افغانستانی، پاکستانیِ دوستدار ایران (که برخی‌شان بر خلاف باورهای کلیشه‌ای ما، آنچنان ثروتمندند که آخر هفته‌های‌شان را در کشورهای حاشیه خلیج فارس، هندوستان، ترکیه و... می‌گذرانند) به انجام برسانیم.
اگر این یادداشت را می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
شش هزار گردشگر ایرانی؛ آواره در آنتالیا
امیر هاشمی مقدم: فرارو
(چکیده:) این روزها رسانه‌های ترکیه پر است از اخباری درباره هزاران گردشگر سرگردان ایرانی در آنتالیا. قرار بود جشنواره گردشگری سرزمین رویا (Dream Land) در محوطه‌ای بسیار بزرگ در ساحل آنتالیا برگزار شود که گردشگران با پرداخت بهایی به نسبت مناسب نسبت به تورهای آنتالیا، می‌توانستند از خدمات رایگان زیر استفاده کنند: هر روز سه وعده غذایی به‌صورت بوفه، چهار نوشیدنی، هر شب سه کنسرت توسط سه خواننده شناخته‌شده، تور کشتی و رافتینگ، مسابقات دارت، والیبال ساحلی و... . البته شرکت‌کنندگان در این جشنواره، شب‌ها را درون چادرهای 4 یا 6 نفره می‌گذراندند؛ به همراه تشک، بالش و ملحفه تمیزی که هنگام ورود به آنان تحویل داده می‌شد.
در ایران هم از دو ماه پیش برخی از آژانس‌های گردشگری تبلیغات بسیار گسترده‌ای برای این جسنواره می‌کردند. برای ارزان‌تر شدن (کمتر از سه میلیون تومان)، بیشتر آژانس‌های گردشگری، ایرانیان را با اتوبوس‌های وی‌آی‌پی 25 نفره به آنتالیا بردند که از تبریز، بیش از چهل ساعت راه بود. بر پایه گزارش رسانه‌های ترکیه و نیز سخنان برخی از آژانس‌های ایرانی، بین پنج تا شش هزار نفر ایرانی به این جشنواره رفتند. اما...
تصور کنید پس از چهل ساعت مسافرت در اتوبوس، به محل جشنواره برسید، اما شما را راه ندهند و یا بگویند چادر، رختخواب، دستشویی و حمام کافی نداریم! در هوای گرم و شرجی آنتالیا، گردشگران ایرانی با چمدان‌های‌شان روبروی ورودی محل جشنواره روی زمین نشسته‌اند. حتی برای اعتراض، راه ورود به جشنواره را روی دیگران هم بستند و با انتظامات جشنواره دچار تنش‌های شدید شدند. برخی راهنمایان تور که از سوی آژانس‌های ایرانی همراه اتوبوس‌ها رفته بودند نیز در این میان از سوی ایرانیان خشمگین کتک خوردند. پلیس ترکیه ناچار به ورود شده تا تنش‌ها فروکش کند. همچنین برخی از ایرانیان چمدان‌های‌شان را برداشته و پیاده به سوی آنتالیا به راه افتاده‌اند تا شاید بتوانند هتلی در این شهر گرفته و خستگی چهل ساعت در اتوبوس و ساعت‌ها روبروی محل برگزاری جشنواره نشستن را از تن به در کنند. شمار این گروه هم آنچنان زیاد بود که در رفت و آمد خودروها در آن جاده اختلال به وجود آورده و شمار زیادی خودروی پلیس راهنمایی و رانندگی هم در این جاده مستقر شد. برخی دیگر هم سوار همان اتوبوس‌ها شده و دست از پا درازتر، آماده چهل ساعت راه برگشت به ایران شدند.
مجری ترکیه‌ای (شرکت گلد گروپ) نتوانسته بود چادر و دیگر امکانات به اندازه کافی فراهم آورد؛ کارگزار ترکیه‌ای (شرکت آسپیناس تراول) تبلیغات اغراق‌آمیز و نادرستی درباره جشنواره بیان کرد تا گردشگران ایرانی بیشتری به سوی آن بکشاند و دست آخر، عوامل داخلی (آژانسهای گردشگری) هم بدون بررسی درستی و نادرستی این ادعاها، گردشگران ایرانی را به کام فریب‌دهندگان کشاندند. بدتر از همه، قراردادی بود که مسافران آنرا امضا کرده بودند و در آن تعهدات مجری بسیار اندک بود (از جمله امکان کنسل کردن، پیشگیری از ورود مسافران بنا به صلاحدید خود، برخورد با کسانی که اغتشاش کنند –که طبیعتا وقتی پول گرفته و امکانات داده نشود، اعتراض رخ می‌دهد).
هجوم این همه گردشگر ایرانی به آنتالیا جای تأمل دارد؛ تا جایی که رسانه‌های ترکیه هم شگفت‌زده شدند. چرایی این هجوم ایرانیان به آنتالیا روشن است، اما مسئولین ما میلی به رسیدگی نداشته و با تلاش برای پاک کردن صورت مسئله (برای نمونه، ممنوعیت پرواز مستقیم میان ایران و آنتالیا) خود را از زیر بار مسئولیت رهانیده‌اند.
کشوری همچون ایران که هم در شمال و هم در جنوبش دریا دارد، اما هنوز به کشتی‌های تفریحی اجازه فعالیت نمی‌دهد؛ طرح سالم‌سازی دریا تنها شامل جداسازی بخش زنان و مردان می‌شود، بی‌آنکه دوش یا سرویس بهداشتی مناسبی داشته باشد؛ فاضلاب خانه‌ها و سازمان‌های دولتی در دریا تخلیه می‌شود؛ حریم دریا مورد دست‌اندازی و غارت نهادهای دولتی قرار گرفته و دسترسی به ساحل برای مردم عادی در بسیاری جاها غیرممکن و به‌طور کلی دشوار است؛ مکان‌های تفریحی ساحلی همچون یک زمین والیبال ساحلی دیده نمی‌شود؛ برگزاری کنسرت موسیقی مجاز در نقاط ساحلی با دخالت نهادها و گروه‌های فشار برچیده می‌شود و در عوض تا دل‌تان بخواهد مامور محسوس و نامحسوس گشت اخلاقی و... در ساحل‌ها، احساس امنیت روانی گردشگران را خدشه‌دار می‌کنند، طبیعی است که هزاران گردشگرش رنج ده‌ها ساعت اتوبوس‌سواری را بر خود هموار کنند تا به آنتالیا بروند و به جز اینکه در این راه پول‌شان را به کشور همسایه می‌برند، گاه همچون رویداد اخیر، در کشور بیگانه سرافکنده می‌شوند؛ آنچنانکه یکی از رسانه‌های ترکیه تیتر زده بود: «شش هزار گردشگر ایرانی در آنتالیا خوار و خفیف شدند».
اگر این یادداشت را می‌پسندید، برای دیگران هم بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames