Forwarded from StringCast
🐮 داستان گاوی که باعث درمان یکی از مرگبارترین بیماریهای جهان شد و الاغی که این درمان را خراب کرد!
💉 ماجرای کشف واکسن را در استرینگکست بشنوید!
🌍@stringcast
💉 ماجرای کشف واکسن را در استرینگکست بشنوید!
🌍@stringcast
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
آیا مردم موافق ادامهی جنگ بودند؟
دهم خرداد 1364 هاشمی رفسنجانی با اشاره به زمزمههایی دربارهی خستگی مردم از ادامهی جنگ، گفت که در مشورت با نخستوزیر و رئیسجمهور تصمیم گرفتهاند «برای اینکه هم خودمان را بشناسیم، هم دیگران ما را بشناسند، اعلام میکنیم: آنهایی که در سراسر این کشور، زیر این آسمان، موافقند که جنگ تا پیروزی و رفع فتنه ادامه پیدا کند» در مراسمی شرکت کنند و «نظرات خودشان را با پلاکاردهایی که با خودشان میآورند به دنیا اعلام کنند.» (روزنامهی جمهوری اسلامی، 11 خرداد، ص8)
هاشمی نگفت مردمی که مخالف ادامهی جنگ هستند چگونه نظرات خود را اعلام کنند.
در روزهای بعد قرار شد این مراسم، راهپیماییِ روز قدسِ 24 خرداد 64 باشد.
نهضت آزادی مخالف ادامهی جنگ بود و بیانیههایی در اینباره داشت که در رسانههای خارجی منتشر میشدند. نهضت دربارهی این دعوت، بیانیه داد و نوشت: «با استفاده از نهادهای دولتی، تظاهرات پرشکوهی در تایید کودتای 28 مرداد و انقلاب سفید و تاجگذاری هم امکانپذیر بوده است. برای تشخیص ارادهی ملی باید به رفراندوم گردن گذاشت و یا به مخالفین اجازهی راهپیمایی داد.»(نشریهی جبههی ملیون ایران، ش 83)
با وجود تهدیدهای حکومت عراق برای بمباران بیسابقه در روز قدس، جمعه 24 خرداد 64 راهپیمایی روز قدس با شعارهايي در حمایت از ادامهی جنگ برگزار شد. هاشمی نوشته است فرزندان او نیز در راهپیمایی شرکت کردند و یاسرشان کفنپوش آمده بود. او در مراسم سخنان پرشوری گفت: «هدف بزرگی که شما دنبال میکنید بهای گزافی دارد که باید بهای آن پرداخته شود.»(روزشمار جنگ سپاه، ج 37، ص 788)
آیا مردمی که در حمایت از ادامهی جنگ به خیابانها آمده بودند از بهایی که جنگ به کشور تحمیل میکرد باخبر بودند؟ آیا میتوان نظر آنها را نظر تمام مردم ایران دانست؟ معمولا در این مواقع آمارهای متناقضی از جمعیت ارائه میشود. هاشمی در خاطراتش نوشته که خبرنگاران داخلی مدعیاند 5 میلیون نفر در راهپیمایی تهران شرکت کردهاند.(امید و دلواپسی، ص114)
تبلیغات زیادی انجام شد که مردم موافق ادامهی جنگ هستند و روزنامهها از تظاهرات 5 میلیونی در تهران نوشتند. نهضت آزادی در یادداشتی نوشت اگر مسیر راهپیمایی را حداکثر 25 کیلومتر با متوسط عرض 15 متر در نظر بگیریم و تجمع نسبی دو نفر در متر مربع، تعداد کل جمعیت راهپیمایان 750 هزار نفر و حداکثر یک میلیون نفر تخمین زده میشود.(خط سازش، ص 435)
حال پس از سالها در کتاب تازهمنتشرشدهی «بازخوانی جنگ تحمیلی» نوشتهی عبدالحسین مفید از فرماندهان ارشد ارتش در زمان جنگ و مدیر وقتِ اطلاعات نیروی زمینی ارتش یک آمار جالب منتشر شده است. در صفحهی 143 کتاب میخوانیم كه با توجه به تهديدِ بمباران شهرها، از شب قبل از این راهپیمایی «تخلیهی شهرها و خروج مردم شروع شد، بهطوریکه تا ساعت 22 مورخ 23 خرداد 64، در مجموع تعداد 1058500 خودرو از تهران خارج شدند؛ از محور کرج 450 هزار، از محور قم 7500، از محور هراز 500 هزار، از محور ساوه 44 هزار، از محور ورامین 27 هزار و از محور گرمسار 30 هزار خودرو»
اگر در هر خودرو چند سرنشین بوده باشد، اين آمار رقمی چندمیلیونی را از خروج مردم تهران تا ساعت 10 شب نشان میدهد.
چند سال بعد در بهار 1367، بهایی که هاشمی میگفت مردم باید بپردازند چنان سنگین شده بود که غیرقابلپرداختن بود. هاشمی به نتیجه رسیده بود ادامهی جنگ ممکن است ایران را به مرز نابودی بکشاند. اینبار شاید دیگر نیازی به اعلام نظر مردم هم نبود. ایران روی دور شکست بود. ستادی تشکیل شد تا راهپیماییِ بیعت با امام را در حمایت از جنگ برگزار کنند. اما اینبار هاشمی در رایزنی با بیت امام لغوِ راهپیمایی را پیگیری کرد. لغو این راهپیمایی بازتاب زیادی داشت. رادیو بیبیسی در تفسیری تحلیل کرد که «هدف از این تظاهرات، ابراز موافقت با ادامهی جنگ بود. البته ادامهی جنگ، خط مشی جمهوری اسلامی است، اما اخیراً به نحوی روزافزون با این خط مشی، مقابلههایی صورت گرفته است. گزارش شده است که در اصفهان میان پاسداران و آوارگان جنگی درگیریهای خشونتآمیزی روی داده است. گروه کوچک لیبرال به نام نهضت آزادی به رهبری مهندس مهدی بازرگان، نخستوزیر اسبق جمهوری اسلامی، بار دیگر خواستار صلح شده است. همچنین در میان بعضی از روحانیون طراز اول، نشانههای نارضایتی از ادامهی جنگ آشکار شده است.»(پایان دفاع، آغاز بازسازی، ص 135 و 136)
بعد از لغو مراسم توسط امام، ستاد برگزاری نزد هاشمی آمدند؛ «آنها را توجیه کردم که اقدام امام بهجا بود، چون در اطلاعیهها جنبهی عمومی به راهپیمایی داده شده بود و تبلیغات لازم نشده بود. جمعیت زیادی شرکت نمیکرد و برداشت میشد که مردم [از جنگ] خسته شدهاند.»
بهراستی نظر مردم دربارهی سیاستهای کلان کشور را از چه طریقی میتوان دریافت؟
https://t.me/jafarshiralinia
دهم خرداد 1364 هاشمی رفسنجانی با اشاره به زمزمههایی دربارهی خستگی مردم از ادامهی جنگ، گفت که در مشورت با نخستوزیر و رئیسجمهور تصمیم گرفتهاند «برای اینکه هم خودمان را بشناسیم، هم دیگران ما را بشناسند، اعلام میکنیم: آنهایی که در سراسر این کشور، زیر این آسمان، موافقند که جنگ تا پیروزی و رفع فتنه ادامه پیدا کند» در مراسمی شرکت کنند و «نظرات خودشان را با پلاکاردهایی که با خودشان میآورند به دنیا اعلام کنند.» (روزنامهی جمهوری اسلامی، 11 خرداد، ص8)
هاشمی نگفت مردمی که مخالف ادامهی جنگ هستند چگونه نظرات خود را اعلام کنند.
در روزهای بعد قرار شد این مراسم، راهپیماییِ روز قدسِ 24 خرداد 64 باشد.
نهضت آزادی مخالف ادامهی جنگ بود و بیانیههایی در اینباره داشت که در رسانههای خارجی منتشر میشدند. نهضت دربارهی این دعوت، بیانیه داد و نوشت: «با استفاده از نهادهای دولتی، تظاهرات پرشکوهی در تایید کودتای 28 مرداد و انقلاب سفید و تاجگذاری هم امکانپذیر بوده است. برای تشخیص ارادهی ملی باید به رفراندوم گردن گذاشت و یا به مخالفین اجازهی راهپیمایی داد.»(نشریهی جبههی ملیون ایران، ش 83)
با وجود تهدیدهای حکومت عراق برای بمباران بیسابقه در روز قدس، جمعه 24 خرداد 64 راهپیمایی روز قدس با شعارهايي در حمایت از ادامهی جنگ برگزار شد. هاشمی نوشته است فرزندان او نیز در راهپیمایی شرکت کردند و یاسرشان کفنپوش آمده بود. او در مراسم سخنان پرشوری گفت: «هدف بزرگی که شما دنبال میکنید بهای گزافی دارد که باید بهای آن پرداخته شود.»(روزشمار جنگ سپاه، ج 37، ص 788)
آیا مردمی که در حمایت از ادامهی جنگ به خیابانها آمده بودند از بهایی که جنگ به کشور تحمیل میکرد باخبر بودند؟ آیا میتوان نظر آنها را نظر تمام مردم ایران دانست؟ معمولا در این مواقع آمارهای متناقضی از جمعیت ارائه میشود. هاشمی در خاطراتش نوشته که خبرنگاران داخلی مدعیاند 5 میلیون نفر در راهپیمایی تهران شرکت کردهاند.(امید و دلواپسی، ص114)
تبلیغات زیادی انجام شد که مردم موافق ادامهی جنگ هستند و روزنامهها از تظاهرات 5 میلیونی در تهران نوشتند. نهضت آزادی در یادداشتی نوشت اگر مسیر راهپیمایی را حداکثر 25 کیلومتر با متوسط عرض 15 متر در نظر بگیریم و تجمع نسبی دو نفر در متر مربع، تعداد کل جمعیت راهپیمایان 750 هزار نفر و حداکثر یک میلیون نفر تخمین زده میشود.(خط سازش، ص 435)
حال پس از سالها در کتاب تازهمنتشرشدهی «بازخوانی جنگ تحمیلی» نوشتهی عبدالحسین مفید از فرماندهان ارشد ارتش در زمان جنگ و مدیر وقتِ اطلاعات نیروی زمینی ارتش یک آمار جالب منتشر شده است. در صفحهی 143 کتاب میخوانیم كه با توجه به تهديدِ بمباران شهرها، از شب قبل از این راهپیمایی «تخلیهی شهرها و خروج مردم شروع شد، بهطوریکه تا ساعت 22 مورخ 23 خرداد 64، در مجموع تعداد 1058500 خودرو از تهران خارج شدند؛ از محور کرج 450 هزار، از محور قم 7500، از محور هراز 500 هزار، از محور ساوه 44 هزار، از محور ورامین 27 هزار و از محور گرمسار 30 هزار خودرو»
اگر در هر خودرو چند سرنشین بوده باشد، اين آمار رقمی چندمیلیونی را از خروج مردم تهران تا ساعت 10 شب نشان میدهد.
چند سال بعد در بهار 1367، بهایی که هاشمی میگفت مردم باید بپردازند چنان سنگین شده بود که غیرقابلپرداختن بود. هاشمی به نتیجه رسیده بود ادامهی جنگ ممکن است ایران را به مرز نابودی بکشاند. اینبار شاید دیگر نیازی به اعلام نظر مردم هم نبود. ایران روی دور شکست بود. ستادی تشکیل شد تا راهپیماییِ بیعت با امام را در حمایت از جنگ برگزار کنند. اما اینبار هاشمی در رایزنی با بیت امام لغوِ راهپیمایی را پیگیری کرد. لغو این راهپیمایی بازتاب زیادی داشت. رادیو بیبیسی در تفسیری تحلیل کرد که «هدف از این تظاهرات، ابراز موافقت با ادامهی جنگ بود. البته ادامهی جنگ، خط مشی جمهوری اسلامی است، اما اخیراً به نحوی روزافزون با این خط مشی، مقابلههایی صورت گرفته است. گزارش شده است که در اصفهان میان پاسداران و آوارگان جنگی درگیریهای خشونتآمیزی روی داده است. گروه کوچک لیبرال به نام نهضت آزادی به رهبری مهندس مهدی بازرگان، نخستوزیر اسبق جمهوری اسلامی، بار دیگر خواستار صلح شده است. همچنین در میان بعضی از روحانیون طراز اول، نشانههای نارضایتی از ادامهی جنگ آشکار شده است.»(پایان دفاع، آغاز بازسازی، ص 135 و 136)
بعد از لغو مراسم توسط امام، ستاد برگزاری نزد هاشمی آمدند؛ «آنها را توجیه کردم که اقدام امام بهجا بود، چون در اطلاعیهها جنبهی عمومی به راهپیمایی داده شده بود و تبلیغات لازم نشده بود. جمعیت زیادی شرکت نمیکرد و برداشت میشد که مردم [از جنگ] خسته شدهاند.»
بهراستی نظر مردم دربارهی سیاستهای کلان کشور را از چه طریقی میتوان دریافت؟
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from Filtershekanha فیلترشکن ها
Telegraph
بیانیه رسمی فیلترشکنها در مورد اپلیکیشن TeleDR
در طی چند روز گذشته افرادی که خودشان را متخصص در زمینه آیتی و امنیت میدانند، اقدام به انتشار مطالبی مغرضانه کردهاند و سعی کردهاند اعتبار اپلیکیشن TeleDR یا همان تلگرام دی آر تخریب کنند. از آنجایی که این گزارشها ممکن است برای هموطنان عزیز ایجاد شبهه…
Forwarded from بورژوا
این روزها نان در زیمباوه کالای کمیابی شده است. رئیس جمهور مردمی زیمباوه نزدیک به چهل سال اقتصاد مدرن را مسخره و پافشاری میکرد که به تورم اعتقادی ندارد. این در حالی بود که فساد بیداد میکرد و بچه پولدارهای زیمباوه در شبکه های اجتماعی گوی سبقت را از بچه پولدارهای تهران ربوده بودند.
امروز آنقدر نان در زیمباوه کمیاب شده که اخیرا در یک عملیات مسلحانه پانصد قرص نان بسرقت رفته است. بله، سازقان مسلح در زیمباوه نان میدزدند. وقتی ابزار تولید در انحصار دولت باشد و مالکیت خصوصی برسمیت شناخته نشود و ضمانتی برای قراردادهای خصوصی در کار نباشد نتیجه این است. در عوض سازمانهای متعدد دولتی دارند برای برنامه ریزی و توسعه، و سندهای چشم انداز بی شمار دارند برای ساختن آیندهای رویایی که در آن زیمباوه کشوری است قدرتمند و ثروتمند. اما واقعیت به ندرت با این رویاها منطبق شده است و مردم در فقر و فلاکت گرسنگی میکشند.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5076&rhash=e210c4be13c5d5
امروز آنقدر نان در زیمباوه کمیاب شده که اخیرا در یک عملیات مسلحانه پانصد قرص نان بسرقت رفته است. بله، سازقان مسلح در زیمباوه نان میدزدند. وقتی ابزار تولید در انحصار دولت باشد و مالکیت خصوصی برسمیت شناخته نشود و ضمانتی برای قراردادهای خصوصی در کار نباشد نتیجه این است. در عوض سازمانهای متعدد دولتی دارند برای برنامه ریزی و توسعه، و سندهای چشم انداز بی شمار دارند برای ساختن آیندهای رویایی که در آن زیمباوه کشوری است قدرتمند و ثروتمند. اما واقعیت به ندرت با این رویاها منطبق شده است و مردم در فقر و فلاکت گرسنگی میکشند.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/?p=5076&rhash=e210c4be13c5d5
بورژوا
سرقت مسلحانه نان در زیمباوه | بورژوا
این روزها نان در زیمباوه کالای کمیابی شده است. رئیس جمهور مردمی زیمباوه نزدیک به چهل سال اقتصاد مدرن را مسخره و پافشاری میکرد که به تورم اعتقادی ندارد. این در حالی بود که فساد بیداد میکرد و بچه پولدارهای زیمباوه در شبکه های اجتماعی گوی سبقت را از بچه پولدارهای…
Forwarded from آموزشگاه فنی پارس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اهمیت خازن گذاری در کاهش هزینه قبض برق
@fonoonbargh
@fonoonbargh
آیا زبان عربی پارسی را توانا کرد؟
آیا زبان عربی زبان پارسی را تواناتر کرد؟
ناگواری زبان فارسی
کورش محسنی
هر گونه پیوند میان تیره ها و ملل از حسن همجواری گرفته تا جنگهای خونین ، ناگزیر از داد و ستد عناصر فرهنگی خواهد بود که زبان مهمترین عنصر در این میانه است. اگر این درآمیختگیها به بالندگی و باروری زبان یاری رساند و امکانات تازه ای را فراهم نمایند بی آنکه به ساختار پایه ای زبان و فرهنگ ، آسیب برسانند ، بدیهی ست که ارزنده و سودمند هستند. چرا که زبان سره بمعنای زبانی که هیچ اثری از واژگان زبان دیگر نپذیرفته باشد ، زبانی فرو بسته و محدود خواهد بود و شاید تنها در قبایل دور افتاده و جنگل نشین آمازون و آفریقا بتوان چنین زبانهایی یافت. پس زبان سره بدان معنا که بعضی ها در نظر دارند ، هیچ مایه ی افتخاری نخواهد بود و زبان را عقیم و نازا نیز باقی خواهد نهاد.
برخی زبانها چنان توانایی و قابلیتی در خود دارند که زبانهای دیگر را در خود حل میکنند تا آنجا که چیزی از آنها برجا نمی گذارند. اما شوربختانه زبان فارسی با اینکه چنین توانایی و قابلیتی داشته ، ولی درآمیختگی با زبان عربی ، آن را سست و ناتوان ساخته است! فارسی و عربی چه از نظر دو زبان همسایه و چه از دیدگاه دو زبان در قلمرو یک فرهنگ دینی ، ناگزیر از پیوند و داد و ستد فرهنگی و زبانی بوده. این دو زبان ، واژگان بسیاری از یکدیگر گرفته اند. اما در این داد و ستد ، فاجعه ای برای زبان فارسی رقم خورده است که از آن سخن خواهیم گفت.
حقیقت این است که در آمیختگی زبان عربی با زبان فارسی موجب غنای زبان عربی گشته است اما زبان فارسی از این درآمیختگی ، به شدت آسیب دیده و ناهماهنگ و سترون شده است.
چرایی و دلیل این امر آن است که زبان عربی ، هر چه را که از زبان فارسی گرفته ، به درون دستگاه زبانی خود برده و بر طبق دستگاه صرفی خود ، مورد استفاده قرار داده است. اما بدبختانه زبان فارسی ، واژه های عربی را با همه ی ویژگیهای صرفی و زبانی عربی ، به دورن خود آورده است! ژرفای این فاجعه ، قابل توصیف نیست!
ویژگیهای دستگاه صرفی عربی چنان بر زبان فارسی تحمیل شدند که حتی واژگان فارسی را پیرو اصول زبانی خود کردند! برای نمونه می توان دو واژه ی "فرمان" و "میدان" را نام برد که هنگام جمع بستن آنها می نویسیم: "فرامین" و "میادین"!!! همچنین در فارسی "های تانیث" را در مطابقه ی صفت و موصوف بکار می بریم و بر سر واژه های فارسی تنوین می گذاریم!
این نکته را نیز بگوییم که زبان فارسی در عرصه ی فرهنگ و تمدن جهانی ، تنها از زبان عربی تاثیر نگرفته بلکه از زبانهای ترکی و هندی و سریانی و یونانی و آرامی و حتی در عصر جدید از زبانهای فرانسه و انگلیسی و روسی ، واژه های بسیاری را پذیرفته است. اما اگر کمی دقت کنیم ، آشکار میشود که بیشینه این واژه ها از مقوله ی نام هستند و برای نامیدن چیزهایی بوده اند که با درون شد(داخل شدن) در کشور ما ، نام خود را نیز آورده اند و بنابراین برای آنها واژه های جایگزینی موجود نبوده است. برای نمونه چند واژه را که از یونانی به فارسی وارد شده اند ، می گوییم: الماس ، زمرد ، مروارید ، سپر ، دیهیم ، پیاله ، فنجان ، لگن ، کلید ، لنگر ، صندل ، پسته.
این واژه ها نیز از سریانی وارد زبان ما شده اند: کاسه ، شیپور ، تابوت ، توت ، شاقول ، جهود.
این هم چند واژه که از زبان هندی وام گرفته ایم: شکر ، نارگیل ، کرباس ، شغال ، کوتوال ، لاک.
چند واژه نیز که از ترکی پذیرفته ایم ، نمونه میآوریم: اتاق ، آذوقه ، اردو ، الاغ.
اما در میان حجم گسترده از این درآمیختگی های زبانی ، کمتر موردی یافت میشود که ما فعل و قید و صفت و حرف را از زبانی بیگانه گرفته باشیم. معمولاً ما این واژه ها را در جمله ها به کلبد فارسی و با کلبد فعل و قید و صفت فارسی بکار می بریم. برای نمونه همین واژه ی "شکر" را که گفتیم از زبان هندی گرفته ایم ، در نظر بگیرید و ببینید که ما در زبان فارسی چقدر اسم و صفت و فعل مرکب با آن ساخته ایم ، چون: شکر ریز ، شکربار ، شکرشکن ، شکر خوردن ، شکرین ، شکرساز ، شکر سازی ، شکرخیز و نیشکر. اما مصدر شکرسازی را از هندی نگرفته ایم.
یا برای نمونه واژه ی الماس که برگرفته از زبان یونانی ست ، آنگاه که در زبان فارسی بصورت "الماس تراشی" در می آید ، نشان از توانایی و قابلیت زبان فارسی دارد که واژه ی الماس را در خود حل کرده و از آن خویش ساخته است. همچنین می توان "کوچیدن" و "چاپیدن" را نمونه آورد که هر دو از ریشه ی ترکی ، وارد زبان ما شده اند اما مصدر آنها فارسی ست.
اما همانگونه که پیشتر گفتیم در مورد زبان عربی ، وضع چنین نیست. واژه های عربی با تمام ویژگیهای صرفی خود ، عیناً وارد زبان فارسی شده اند! برای نمونه نگاه کنید به این واژه ها ی عربی که در ریخت های گوناگون خود و بدون هیچ دخل و تصرفی ، زبان فارسی را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده اند: صد
آیا زبان عربی زبان پارسی را تواناتر کرد؟
ناگواری زبان فارسی
کورش محسنی
هر گونه پیوند میان تیره ها و ملل از حسن همجواری گرفته تا جنگهای خونین ، ناگزیر از داد و ستد عناصر فرهنگی خواهد بود که زبان مهمترین عنصر در این میانه است. اگر این درآمیختگیها به بالندگی و باروری زبان یاری رساند و امکانات تازه ای را فراهم نمایند بی آنکه به ساختار پایه ای زبان و فرهنگ ، آسیب برسانند ، بدیهی ست که ارزنده و سودمند هستند. چرا که زبان سره بمعنای زبانی که هیچ اثری از واژگان زبان دیگر نپذیرفته باشد ، زبانی فرو بسته و محدود خواهد بود و شاید تنها در قبایل دور افتاده و جنگل نشین آمازون و آفریقا بتوان چنین زبانهایی یافت. پس زبان سره بدان معنا که بعضی ها در نظر دارند ، هیچ مایه ی افتخاری نخواهد بود و زبان را عقیم و نازا نیز باقی خواهد نهاد.
برخی زبانها چنان توانایی و قابلیتی در خود دارند که زبانهای دیگر را در خود حل میکنند تا آنجا که چیزی از آنها برجا نمی گذارند. اما شوربختانه زبان فارسی با اینکه چنین توانایی و قابلیتی داشته ، ولی درآمیختگی با زبان عربی ، آن را سست و ناتوان ساخته است! فارسی و عربی چه از نظر دو زبان همسایه و چه از دیدگاه دو زبان در قلمرو یک فرهنگ دینی ، ناگزیر از پیوند و داد و ستد فرهنگی و زبانی بوده. این دو زبان ، واژگان بسیاری از یکدیگر گرفته اند. اما در این داد و ستد ، فاجعه ای برای زبان فارسی رقم خورده است که از آن سخن خواهیم گفت.
حقیقت این است که در آمیختگی زبان عربی با زبان فارسی موجب غنای زبان عربی گشته است اما زبان فارسی از این درآمیختگی ، به شدت آسیب دیده و ناهماهنگ و سترون شده است.
چرایی و دلیل این امر آن است که زبان عربی ، هر چه را که از زبان فارسی گرفته ، به درون دستگاه زبانی خود برده و بر طبق دستگاه صرفی خود ، مورد استفاده قرار داده است. اما بدبختانه زبان فارسی ، واژه های عربی را با همه ی ویژگیهای صرفی و زبانی عربی ، به دورن خود آورده است! ژرفای این فاجعه ، قابل توصیف نیست!
ویژگیهای دستگاه صرفی عربی چنان بر زبان فارسی تحمیل شدند که حتی واژگان فارسی را پیرو اصول زبانی خود کردند! برای نمونه می توان دو واژه ی "فرمان" و "میدان" را نام برد که هنگام جمع بستن آنها می نویسیم: "فرامین" و "میادین"!!! همچنین در فارسی "های تانیث" را در مطابقه ی صفت و موصوف بکار می بریم و بر سر واژه های فارسی تنوین می گذاریم!
این نکته را نیز بگوییم که زبان فارسی در عرصه ی فرهنگ و تمدن جهانی ، تنها از زبان عربی تاثیر نگرفته بلکه از زبانهای ترکی و هندی و سریانی و یونانی و آرامی و حتی در عصر جدید از زبانهای فرانسه و انگلیسی و روسی ، واژه های بسیاری را پذیرفته است. اما اگر کمی دقت کنیم ، آشکار میشود که بیشینه این واژه ها از مقوله ی نام هستند و برای نامیدن چیزهایی بوده اند که با درون شد(داخل شدن) در کشور ما ، نام خود را نیز آورده اند و بنابراین برای آنها واژه های جایگزینی موجود نبوده است. برای نمونه چند واژه را که از یونانی به فارسی وارد شده اند ، می گوییم: الماس ، زمرد ، مروارید ، سپر ، دیهیم ، پیاله ، فنجان ، لگن ، کلید ، لنگر ، صندل ، پسته.
این واژه ها نیز از سریانی وارد زبان ما شده اند: کاسه ، شیپور ، تابوت ، توت ، شاقول ، جهود.
این هم چند واژه که از زبان هندی وام گرفته ایم: شکر ، نارگیل ، کرباس ، شغال ، کوتوال ، لاک.
چند واژه نیز که از ترکی پذیرفته ایم ، نمونه میآوریم: اتاق ، آذوقه ، اردو ، الاغ.
اما در میان حجم گسترده از این درآمیختگی های زبانی ، کمتر موردی یافت میشود که ما فعل و قید و صفت و حرف را از زبانی بیگانه گرفته باشیم. معمولاً ما این واژه ها را در جمله ها به کلبد فارسی و با کلبد فعل و قید و صفت فارسی بکار می بریم. برای نمونه همین واژه ی "شکر" را که گفتیم از زبان هندی گرفته ایم ، در نظر بگیرید و ببینید که ما در زبان فارسی چقدر اسم و صفت و فعل مرکب با آن ساخته ایم ، چون: شکر ریز ، شکربار ، شکرشکن ، شکر خوردن ، شکرین ، شکرساز ، شکر سازی ، شکرخیز و نیشکر. اما مصدر شکرسازی را از هندی نگرفته ایم.
یا برای نمونه واژه ی الماس که برگرفته از زبان یونانی ست ، آنگاه که در زبان فارسی بصورت "الماس تراشی" در می آید ، نشان از توانایی و قابلیت زبان فارسی دارد که واژه ی الماس را در خود حل کرده و از آن خویش ساخته است. همچنین می توان "کوچیدن" و "چاپیدن" را نمونه آورد که هر دو از ریشه ی ترکی ، وارد زبان ما شده اند اما مصدر آنها فارسی ست.
اما همانگونه که پیشتر گفتیم در مورد زبان عربی ، وضع چنین نیست. واژه های عربی با تمام ویژگیهای صرفی خود ، عیناً وارد زبان فارسی شده اند! برای نمونه نگاه کنید به این واژه ها ی عربی که در ریخت های گوناگون خود و بدون هیچ دخل و تصرفی ، زبان فارسی را عرصه ی تاخت و تاز خود قرار داده اند: صد
آیا عربی زبان کاملی است؟
آیا زبان عربی زبان کاملی است؟؟
این گفته نادرست است و از سالها تبلیغات چاپلوسان تازی پرست سرچشمه میگیرد.
در بارهُ روانی و سادگی زبان پارسی در برابر زبان تازی، چند چیز
گفتنیست .
نخستین و مهترین برتری آن ، نداشتن " حرف تعریف"
( "article") و جنس نامهااست. در تازی الف و لام "ال" گفتار را یک
سیلاب یا یک بخش به ازای هر نام، دراز میکند. جنس هر نام را هم
بایستی دانست، تابه تازی سخن درست توان گفت..برای نمونه ، در
زبان آلمانی سه حرف تعریف برای نامهای مردانه، زنانه و خنثی و در
زبان فرانسه دو حرف تعریف برای نامهای مردانه و زنانه هست که هر
نام را بایستی با جنس آن یاد بگیریم.
دو دیگر اینکه برای پیوند دو نام یا نام و صفت تنها از آوای "اِ" (e) سود میبریم.
در انگلیسی of، در فرانسه de " دُ" و در تازی "اَل" را بایستی بکار برد
مانند: بختِ بلند، دستِ سرنوشت، جامِ مِی، شهرِ تهران و ...
در برخی جا ها برای پیوند نام و صفت به آن آوایِ "اِ" هم نیاز نیست.
مانند: بزرگ مرد، خندان لب ..
سه دیگر اینکه در پارسی گلودَرد و خستگی زبان نداریم!
زیرا از بزبان آوردن "ع" ،"ح"، "ط" ، "ض" ، "ص" ، "ظ" ، رهائی مییابیم.
چهارم اینکه همزه نداریم تا در میان سخن و واژه وادار به ایست بشویم.
مانند: ماًمون از خلفائی بود که متاًسّفانه تاًمّل و تاًنّی میکرد!
در این نمونه بایستی پنج بار برای همزه ایست میکردیم.
5- اینکه ما یک نوع جمع نامها بیشتر نداریم و در تازی جمع دوتایی و جمع چندتایی است.
6- آنکه دستور جمع نامها در زبان پارسی ساده است و با "ان" و "ها" جمع
بسته میشود و در تازی با فراگرفتن هر واژه بایستی انواع جمع های آنرا هم یاد گرفت.
مانند: قُرباء، اقارب، مقرّبان،...که همه بمعنی نزدیکان هستند.
یا نمونه های زیر که همه بر وزن فاعل هستند و جمعشان بایستی از
یک دستور پیروی کند، امّا هرکدام بروشی جمع بسته میشوند.
ناصر، انصار
عالمِ، عُلماء
عامل، عَمَلِه
یا جمع های خنده داری مانند:
افاغنه،ارامنه، اکراد،الوار!، شواهین (جمع شاهین که از پارسی گرفته شده)، طوالش، اتراک،..
7- اینکه تازی چون "پ"، "چ"، "ژ"، "گ" ندارد و از گفتن بسیاری از نامهای روا در جهان ناتوان است:
چند نمونه برای لبخند:
چین = صین
ژاپن = الیابان
پِپسی کولا = بیبسی کولا
پلاتون = افلاطون !
هیپُکرات = بُقراط
سِزار = قِیصَر
دِژپُل = دزفول
گُندی شاپوُر = جندی شابور = نیشابور
تپورستان = طبرستان
آذرپادگان = آذربایجان
کُنستانتینوپول = قسطنطنیّه !
اسپهان یا سپاهان = اصفهان
فرنگی = افرنجی
اسلاو = صُقلاب !
8- آنکه ، زبان تازی پذیرای پسوند و پیشوند یا با ترکیب دو واژه نیست،
(زبان تازی در اوزان خود گرفتار و منجمد است )
اما در فارسی با یک ریشه کارریشه های دیگری میتوان ساخت که
تازی برای هر کدام آنها یک مصدر جداگانه بایستی بکار ببرد.
مانند:
آوردن
برآوردن
بازآوردن
درآوردن
همآوردن
فرآوردن
..
هرکدام از واژه های زیر هم که با واژه "دانش" که خود از ریشه "دان"
است، با پسوند و پیشوند یا با ترکیب دو واژه درست شده:
دانشمند، بیدانش ، دانشی، دانشور، دانش آموز، دانشجو ، دانشپژوه ، دانشگاه
واپسین آنکه ما خوشبختانه مانند تازیان اوزان گوناگون نداریم و بدون شکستن ریشه ،
اسم فاعل و مفعول و .. را میسازیم که یادگیری زبان فارسی را آسان میکند.
مانند ریشه "پوی":
پوینده و پوییده
و دیگر با واژه هایی چون :
عالم،معلوم، علیم، علّامه !، تعلیم،تعلم، معلم، تعالیم، استعلام، علوم، متعلم ،علماء، اعلم،....
سروکار نداریم، که زبان اموز بدبخت را ،که شاید میخواهد دیداری
توریستی از مصر داشته باشد، به مرز نومیدی میکشاند.
آگر زبان کامل این زبان تازیست که باید بروز زبانهای "ناقص" دیگر گریست.
اما اگر بخواهیم پیچیدگی های دستوری و شمار استثنا ها و دشواریهای و
سختگیری های بیهوده ، بهمراه واژه های ناهمگون، گلو و گوشخراش
و اوزان بیشمار و گیج کننده، را نشانه کامل بودن یک زبان بدانیم ، پس براستی عربی حتی بالاتر از چینی، کاملترین زبان است!
زبان زیبا، زبان کامل، زبانیست آسان برای آموختن، آسان برای ادا کردن، زبانی ساده و آهنگین است.
اگر میبینیم که آموختن زبان پارسی برای بیگانگان اندکی دشوار است،
تنها به انگیزه داشتن واژه های ناهنجار تازی، الفبای پیچیده تازی،
نبودن حروف همتای آوا ها در الفبا ( زیر و زِبَر و .. e,a,o,u,..) و کوتاه سخن،
آلودگی این زبان بیمار به ویروس تازیست.
نویسنده این جستار: مَزدک
----------------------
نویسنده : کورش محسنی ; ساعت ٤:٠٦ ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۳
آیا زبان عربی زبان کاملی است؟؟
این گفته نادرست است و از سالها تبلیغات چاپلوسان تازی پرست سرچشمه میگیرد.
در بارهُ روانی و سادگی زبان پارسی در برابر زبان تازی، چند چیز
گفتنیست .
نخستین و مهترین برتری آن ، نداشتن " حرف تعریف"
( "article") و جنس نامهااست. در تازی الف و لام "ال" گفتار را یک
سیلاب یا یک بخش به ازای هر نام، دراز میکند. جنس هر نام را هم
بایستی دانست، تابه تازی سخن درست توان گفت..برای نمونه ، در
زبان آلمانی سه حرف تعریف برای نامهای مردانه، زنانه و خنثی و در
زبان فرانسه دو حرف تعریف برای نامهای مردانه و زنانه هست که هر
نام را بایستی با جنس آن یاد بگیریم.
دو دیگر اینکه برای پیوند دو نام یا نام و صفت تنها از آوای "اِ" (e) سود میبریم.
در انگلیسی of، در فرانسه de " دُ" و در تازی "اَل" را بایستی بکار برد
مانند: بختِ بلند، دستِ سرنوشت، جامِ مِی، شهرِ تهران و ...
در برخی جا ها برای پیوند نام و صفت به آن آوایِ "اِ" هم نیاز نیست.
مانند: بزرگ مرد، خندان لب ..
سه دیگر اینکه در پارسی گلودَرد و خستگی زبان نداریم!
زیرا از بزبان آوردن "ع" ،"ح"، "ط" ، "ض" ، "ص" ، "ظ" ، رهائی مییابیم.
چهارم اینکه همزه نداریم تا در میان سخن و واژه وادار به ایست بشویم.
مانند: ماًمون از خلفائی بود که متاًسّفانه تاًمّل و تاًنّی میکرد!
در این نمونه بایستی پنج بار برای همزه ایست میکردیم.
5- اینکه ما یک نوع جمع نامها بیشتر نداریم و در تازی جمع دوتایی و جمع چندتایی است.
6- آنکه دستور جمع نامها در زبان پارسی ساده است و با "ان" و "ها" جمع
بسته میشود و در تازی با فراگرفتن هر واژه بایستی انواع جمع های آنرا هم یاد گرفت.
مانند: قُرباء، اقارب، مقرّبان،...که همه بمعنی نزدیکان هستند.
یا نمونه های زیر که همه بر وزن فاعل هستند و جمعشان بایستی از
یک دستور پیروی کند، امّا هرکدام بروشی جمع بسته میشوند.
ناصر، انصار
عالمِ، عُلماء
عامل، عَمَلِه
یا جمع های خنده داری مانند:
افاغنه،ارامنه، اکراد،الوار!، شواهین (جمع شاهین که از پارسی گرفته شده)، طوالش، اتراک،..
7- اینکه تازی چون "پ"، "چ"، "ژ"، "گ" ندارد و از گفتن بسیاری از نامهای روا در جهان ناتوان است:
چند نمونه برای لبخند:
چین = صین
ژاپن = الیابان
پِپسی کولا = بیبسی کولا
پلاتون = افلاطون !
هیپُکرات = بُقراط
سِزار = قِیصَر
دِژپُل = دزفول
گُندی شاپوُر = جندی شابور = نیشابور
تپورستان = طبرستان
آذرپادگان = آذربایجان
کُنستانتینوپول = قسطنطنیّه !
اسپهان یا سپاهان = اصفهان
فرنگی = افرنجی
اسلاو = صُقلاب !
8- آنکه ، زبان تازی پذیرای پسوند و پیشوند یا با ترکیب دو واژه نیست،
(زبان تازی در اوزان خود گرفتار و منجمد است )
اما در فارسی با یک ریشه کارریشه های دیگری میتوان ساخت که
تازی برای هر کدام آنها یک مصدر جداگانه بایستی بکار ببرد.
مانند:
آوردن
برآوردن
بازآوردن
درآوردن
همآوردن
فرآوردن
..
هرکدام از واژه های زیر هم که با واژه "دانش" که خود از ریشه "دان"
است، با پسوند و پیشوند یا با ترکیب دو واژه درست شده:
دانشمند، بیدانش ، دانشی، دانشور، دانش آموز، دانشجو ، دانشپژوه ، دانشگاه
واپسین آنکه ما خوشبختانه مانند تازیان اوزان گوناگون نداریم و بدون شکستن ریشه ،
اسم فاعل و مفعول و .. را میسازیم که یادگیری زبان فارسی را آسان میکند.
مانند ریشه "پوی":
پوینده و پوییده
و دیگر با واژه هایی چون :
عالم،معلوم، علیم، علّامه !، تعلیم،تعلم، معلم، تعالیم، استعلام، علوم، متعلم ،علماء، اعلم،....
سروکار نداریم، که زبان اموز بدبخت را ،که شاید میخواهد دیداری
توریستی از مصر داشته باشد، به مرز نومیدی میکشاند.
آگر زبان کامل این زبان تازیست که باید بروز زبانهای "ناقص" دیگر گریست.
اما اگر بخواهیم پیچیدگی های دستوری و شمار استثنا ها و دشواریهای و
سختگیری های بیهوده ، بهمراه واژه های ناهمگون، گلو و گوشخراش
و اوزان بیشمار و گیج کننده، را نشانه کامل بودن یک زبان بدانیم ، پس براستی عربی حتی بالاتر از چینی، کاملترین زبان است!
زبان زیبا، زبان کامل، زبانیست آسان برای آموختن، آسان برای ادا کردن، زبانی ساده و آهنگین است.
اگر میبینیم که آموختن زبان پارسی برای بیگانگان اندکی دشوار است،
تنها به انگیزه داشتن واژه های ناهنجار تازی، الفبای پیچیده تازی،
نبودن حروف همتای آوا ها در الفبا ( زیر و زِبَر و .. e,a,o,u,..) و کوتاه سخن،
آلودگی این زبان بیمار به ویروس تازیست.
نویسنده این جستار: مَزدک
----------------------
نویسنده : کورش محسنی ; ساعت ٤:٠٦ ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۳
توانايی زبان فارسی در واژهسازی
حتما در مدرسه ,تلويزيون , مسجد و ... اين مطلب را شنيده ايد که زبان عربی کاملترين زبان است و به همين علت خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است!! اما آيا اين سخن درست است؟ آيا قوانين گیج کننده صرف و نحو زبان عربی را که در مدرسه به کودکان ایرانی می آموزند به ياد داريد؟! (عدد معدود , صفت موصوف , اعلال ,اعراب............!!!!) . گویی اینکه همين قوانين هم توسط دانشمندان ايرانی مثل ابن سيبويه و اخفش و غيره بر اساس قرآن و لهجه قوم قريش تنظيم و استاندارد شده است چون هر قوم و قبيله عربی لهجه و قوانين مختلف خودشان را داشته اند.
اگر منظوراز آموزش زبان عربی آشنايی با مفاهيم قرآن است بايد بگويم که خود عربها هم چيز زيادي از آن متوجه نمی شوند . (اين را من نمی گويم بلکه دقيقا جمله و مثال بالا را از زبان يک عرب عراقی شنيده ام.)پس آيا بهتر نيست به جاي آموزش بيهوده و وقت تلف کن و هزينه بر عربی , معانی اصيل قرآنی و اسلامی را بيشتر و بهتر به بچه مدرسه ايها آموزش داد؟
به سخن گفتن اعراب در شبکه های تلويزيونی و راديويی گوش کنيد . چنان با درشتی و زبری واژه ها را بر حلق و زبان می رانند که انگار چيزي در گلويشان گير کرده.......
ال ال ح ال ع ال ظ ال ص .... ال ال ال......!!
اين همه از آن عربها بيابانگردی بوده که کار و افتخارشان دزدی و راهزنی و کشتار بيگناهان و جمع آوری غنايم و تجاوز به زنان و دختران بوده (و هست) .
تازيان بيابانی که به فرموده خداوند پست ترين مردم و کافر ترين و دو روترين مردم و نفهم ترين نسبت به دين خدا هستند....
الاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدروا ان لا يعلم ......... (سوره توبه آيه 97)
و در جاهاي ديگر قرآن مانند سوره شعرا و... بر اين مطلب تاکيد شده است.
آيا به جملات عربی دقت کرده اين که ناقص و نا تمام بوده و از داشتن فعل های
(است , هست , بود مانند افعال مهم to be در انگليسي و فعل های معادل است و بود و مشتقات آنها در زبانهای زنده دنيا) محروم است؟
آيا اين زبان است که با جا به جا شدن يک حرکت معنی کلمه عوض و يا حتی وارونه می- شود؟!
آيا ميدانيد که خود تازيان هم با زبان خود مشکل دارند و بسياري از آن قوانين عجيب را حتی خودشان هم رعايت نمي کنند؟!
آيا ميدانيد اعراب از 14 صيغه صرف فعل عملا فقط از 6 يا حد اکثر 8 تای آن استفاده می- کنند و بقيه کار بردي ندارند؟
يذهب , يذهبان , يذهبون , تذهب , تذهبان , يذهبن , تذهب , تذهبان , تذهبون , تذهبين , تذهبان , تذهبن , اذهب , نذهب.
(حالا تازه اين سالمترين فعل عربی است وای به حال معتل و مهموز و...!!!)
حالا به من بگوييد آيا اين نشانه کامل بودن زبان است که صيغه مذکر مخاطب با صيغه مونث غايب يکسان باشد (تذهب) همچنين براي مثنی آن ( سه بار تذهبان برای سه صيغه متفاوت!) اصلا ببينم اين مثنی مسخره به چه دردی می خورد؟!
اگر زبانی پيدا بشود که براي جمع دو نفر جمع سه نفر جمع 4 نفز -5 نفر و.... صرف فعل جداگانه داشته باشد آيا آن زبان از تازی پيشرفته تر است يا گيج کننده تر ؟!
راستی چگونه ممکن است (به فرموده قرآن ) مردمی پست ترين باشند ولي زبانشان کاملترين؟!
در اينجا خلاصه ای از تحقيقات دانشمند بزرگ ايران زمين جناب آقاي پروفسور محمود حسابی که علاوه بر درجه علمی در فيزيک و رياضی , ايشان بر 5 زبان (پارسی,تازی , انگليسی , فرانسه , آلمانی) به طور کامل و ريشه ای مسلط بوده و با 10 زبان ديگر هم آشنايی داشته اند را در مورد توانمندی زبان فارسی و زبانهای آريايی ( اوستایی - پهلوی . . . ) بر زبان هاي ديگر به ويژه عربی را ذکر مي کنم.
بيا ييم ارزش زبان شيوا و آهنگين و زيبا و توانای فارسی را بدانيم و آنرا پاس بداريم و از زنگار واژگان لاتين و عربی پاکش کنيم.
جستار زير، نوشتاری بسيار گويا و شيوا از روانشاد دکتر محمود حسابی، دانشمند بزرگ و فرزانه ايرانی، است که توانايی و قدرت بالا و برتر زبان پارسی را در واژهسازی، در مقايسه با بسياری ديگر از زبانهای جهان، با شرح و بيانی دانشوارانه و روشمند، به نمايش ميگذارد و به دشمنان فرهنگ و هويت ريشهدار ايراني، پاسخي کوبنده و درهمشکننده ميدهد.
مقاله پژوهشی دکتر حسابی:
حتما در مدرسه ,تلويزيون , مسجد و ... اين مطلب را شنيده ايد که زبان عربی کاملترين زبان است و به همين علت خداوند قرآن را به زبان عربی نازل کرده است!! اما آيا اين سخن درست است؟ آيا قوانين گیج کننده صرف و نحو زبان عربی را که در مدرسه به کودکان ایرانی می آموزند به ياد داريد؟! (عدد معدود , صفت موصوف , اعلال ,اعراب............!!!!) . گویی اینکه همين قوانين هم توسط دانشمندان ايرانی مثل ابن سيبويه و اخفش و غيره بر اساس قرآن و لهجه قوم قريش تنظيم و استاندارد شده است چون هر قوم و قبيله عربی لهجه و قوانين مختلف خودشان را داشته اند.
اگر منظوراز آموزش زبان عربی آشنايی با مفاهيم قرآن است بايد بگويم که خود عربها هم چيز زيادي از آن متوجه نمی شوند . (اين را من نمی گويم بلکه دقيقا جمله و مثال بالا را از زبان يک عرب عراقی شنيده ام.)پس آيا بهتر نيست به جاي آموزش بيهوده و وقت تلف کن و هزينه بر عربی , معانی اصيل قرآنی و اسلامی را بيشتر و بهتر به بچه مدرسه ايها آموزش داد؟
به سخن گفتن اعراب در شبکه های تلويزيونی و راديويی گوش کنيد . چنان با درشتی و زبری واژه ها را بر حلق و زبان می رانند که انگار چيزي در گلويشان گير کرده.......
ال ال ح ال ع ال ظ ال ص .... ال ال ال......!!
اين همه از آن عربها بيابانگردی بوده که کار و افتخارشان دزدی و راهزنی و کشتار بيگناهان و جمع آوری غنايم و تجاوز به زنان و دختران بوده (و هست) .
تازيان بيابانی که به فرموده خداوند پست ترين مردم و کافر ترين و دو روترين مردم و نفهم ترين نسبت به دين خدا هستند....
الاعراب اشد کفرا و نفاقا و اجدروا ان لا يعلم ......... (سوره توبه آيه 97)
و در جاهاي ديگر قرآن مانند سوره شعرا و... بر اين مطلب تاکيد شده است.
آيا به جملات عربی دقت کرده اين که ناقص و نا تمام بوده و از داشتن فعل های
(است , هست , بود مانند افعال مهم to be در انگليسي و فعل های معادل است و بود و مشتقات آنها در زبانهای زنده دنيا) محروم است؟
آيا اين زبان است که با جا به جا شدن يک حرکت معنی کلمه عوض و يا حتی وارونه می- شود؟!
آيا ميدانيد که خود تازيان هم با زبان خود مشکل دارند و بسياري از آن قوانين عجيب را حتی خودشان هم رعايت نمي کنند؟!
آيا ميدانيد اعراب از 14 صيغه صرف فعل عملا فقط از 6 يا حد اکثر 8 تای آن استفاده می- کنند و بقيه کار بردي ندارند؟
يذهب , يذهبان , يذهبون , تذهب , تذهبان , يذهبن , تذهب , تذهبان , تذهبون , تذهبين , تذهبان , تذهبن , اذهب , نذهب.
(حالا تازه اين سالمترين فعل عربی است وای به حال معتل و مهموز و...!!!)
حالا به من بگوييد آيا اين نشانه کامل بودن زبان است که صيغه مذکر مخاطب با صيغه مونث غايب يکسان باشد (تذهب) همچنين براي مثنی آن ( سه بار تذهبان برای سه صيغه متفاوت!) اصلا ببينم اين مثنی مسخره به چه دردی می خورد؟!
اگر زبانی پيدا بشود که براي جمع دو نفر جمع سه نفر جمع 4 نفز -5 نفر و.... صرف فعل جداگانه داشته باشد آيا آن زبان از تازی پيشرفته تر است يا گيج کننده تر ؟!
راستی چگونه ممکن است (به فرموده قرآن ) مردمی پست ترين باشند ولي زبانشان کاملترين؟!
در اينجا خلاصه ای از تحقيقات دانشمند بزرگ ايران زمين جناب آقاي پروفسور محمود حسابی که علاوه بر درجه علمی در فيزيک و رياضی , ايشان بر 5 زبان (پارسی,تازی , انگليسی , فرانسه , آلمانی) به طور کامل و ريشه ای مسلط بوده و با 10 زبان ديگر هم آشنايی داشته اند را در مورد توانمندی زبان فارسی و زبانهای آريايی ( اوستایی - پهلوی . . . ) بر زبان هاي ديگر به ويژه عربی را ذکر مي کنم.
بيا ييم ارزش زبان شيوا و آهنگين و زيبا و توانای فارسی را بدانيم و آنرا پاس بداريم و از زنگار واژگان لاتين و عربی پاکش کنيم.
جستار زير، نوشتاری بسيار گويا و شيوا از روانشاد دکتر محمود حسابی، دانشمند بزرگ و فرزانه ايرانی، است که توانايی و قدرت بالا و برتر زبان پارسی را در واژهسازی، در مقايسه با بسياری ديگر از زبانهای جهان، با شرح و بيانی دانشوارانه و روشمند، به نمايش ميگذارد و به دشمنان فرهنگ و هويت ريشهدار ايراني، پاسخي کوبنده و درهمشکننده ميدهد.
مقاله پژوهشی دکتر حسابی:
Forwarded from صادق زیباکلام - Sadegh Zibakalam
♦️جناب آقای رحمانی فضلی بزرگوار؛ دولت آقای روحانی کدامیک از مطالبات ۲۴میلیون رأیدهنده را تاکنون لحاظ کردهاست؟
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به وزیر کشور
جناب آقای عبدالرضا رحمانی فضلی
وزیر محترم کشور
🔹با سلام و تحیات، فرموده بودند که َامور مملکت در ممالک محروسه ایران به یمن مردمسالاری دینی حسب اراده رأیدهندگان سامان میگیرد. بنده از حضرتتان استفتاء کرده بودم که یک مورد(بیشتر هم نه) نشان دهید که حکومت خود نمیخواسته سیاستی را انجام دهد اما چون مردم آن را میخواستهاند لاجرم به انجام آن تن داده است؟ خوشحالتر میشدم اگر موردی را(حتی یک مورد) میتوانستید نشان دهید که حاکمیت امری را میخواسته انجام دهد اما چون قانون اجازه نمیداده آن را نتوانسته انجام دهد؟ برعکس آنچه فرمودهاید، خواست اکثریت رأیدهندگان فرع بر اراده حاکمیت است.
🔹راه دوری نرویم. به نظر حضرتعالی آیا حتی یک مورد(آری حتی یک مورد) از خواستههای ۲۴میلیون نفری که به دولت علیه شما رأی دادند تا به امروز تحقق یافته؟ بنده شماری از خواستههای آنها را به محضرتان معروض میدارم و جنابعالی بفرمایید کدامیک از آن خواستهها طی دو سال گذشته تحقق یافته:
- رفع حصر
- آزادی زندانیان سیاسی
- توقف آمریکاستیزی و دشمنی با غرب
- توقف شعار نابودی اسرائیل
- توقف شعار صدور انقلاب
- تنشزدایی در سیاست خارجی
- توقف حجاب اجباری
- انتخابات آزاد
- آزادی بیان
- لغو سانسور و آزادی مطبوعات
- استقلال قوه قضاییه
- محدودیت قدرت حکومت به قانون
- پاسخگو بودن نهادهای انتصابی و در یک کلام بازگشت به شعارهای اصلی انقلاب
🔹اگر پیرامون هر کدام از این خواستهها تردیدی باشد، یک نظرسنجی ساده میتواند به وضوح نشان دهد که آیا اکثریت رأیدهندگان خواهان این مطالبات بودهاند یا برعکس موافق سیاستهای حاکم؟
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
۲۵تیر۱۳۹۸
https://www.instagram.com/p/Bz_ANReHQuJ/
✍️نامه سرگشاده صادق زیباکلام به وزیر کشور
جناب آقای عبدالرضا رحمانی فضلی
وزیر محترم کشور
🔹با سلام و تحیات، فرموده بودند که َامور مملکت در ممالک محروسه ایران به یمن مردمسالاری دینی حسب اراده رأیدهندگان سامان میگیرد. بنده از حضرتتان استفتاء کرده بودم که یک مورد(بیشتر هم نه) نشان دهید که حکومت خود نمیخواسته سیاستی را انجام دهد اما چون مردم آن را میخواستهاند لاجرم به انجام آن تن داده است؟ خوشحالتر میشدم اگر موردی را(حتی یک مورد) میتوانستید نشان دهید که حاکمیت امری را میخواسته انجام دهد اما چون قانون اجازه نمیداده آن را نتوانسته انجام دهد؟ برعکس آنچه فرمودهاید، خواست اکثریت رأیدهندگان فرع بر اراده حاکمیت است.
🔹راه دوری نرویم. به نظر حضرتعالی آیا حتی یک مورد(آری حتی یک مورد) از خواستههای ۲۴میلیون نفری که به دولت علیه شما رأی دادند تا به امروز تحقق یافته؟ بنده شماری از خواستههای آنها را به محضرتان معروض میدارم و جنابعالی بفرمایید کدامیک از آن خواستهها طی دو سال گذشته تحقق یافته:
- رفع حصر
- آزادی زندانیان سیاسی
- توقف آمریکاستیزی و دشمنی با غرب
- توقف شعار نابودی اسرائیل
- توقف شعار صدور انقلاب
- تنشزدایی در سیاست خارجی
- توقف حجاب اجباری
- انتخابات آزاد
- آزادی بیان
- لغو سانسور و آزادی مطبوعات
- استقلال قوه قضاییه
- محدودیت قدرت حکومت به قانون
- پاسخگو بودن نهادهای انتصابی و در یک کلام بازگشت به شعارهای اصلی انقلاب
🔹اگر پیرامون هر کدام از این خواستهها تردیدی باشد، یک نظرسنجی ساده میتواند به وضوح نشان دهد که آیا اکثریت رأیدهندگان خواهان این مطالبات بودهاند یا برعکس موافق سیاستهای حاکم؟
ایام به کام باد
صادق زیباکلام
۲۵تیر۱۳۹۸
https://www.instagram.com/p/Bz_ANReHQuJ/
Instagram
صادق زیباکلام
. جناب آقای عبدالرضا #رحمانی_فضلی وزیر محترم کشور با سلام و تحیات، فرموده بودند که َامور مملکت در ممالک محروسه ایران به یمن مردمسالاری دینی حسب اراده رأیدهندگان سامان میگیرد. بنده از حضرتتان استفتاء کرده بودم که یک مورد(بیشتر هم نه) نشان دهید که حکومت خود…
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
یادداشت وارده: «راهحل نهایی: مردان سبیلوی زنانهپوش»
#V 35
https://t.me/divanesara/872
نویسنده میهمان: احمد هاشمی در خبرها آمده است که رییس جدید فیفا فدراسیون ما را تهدید کرده است که در صورت تداوم محرومیت بانوان از حضور در استادیوم، تحریمهایی علیه فوتبال ایران اعمال خواهد کرد. ظاهراً این مقام محترم خبر ندارد این ملت به انواع تحریم و تعلیق عادت دارند که ما را از تعلیق فدراسیون میترساند. ما هر روز صبح که از خواب بیدار میشویم، اولین کارمان این است که رادیو را روشن کنیم ببینیم بالاخره جنگ شد یا نه. البته که کار به آنجا نخواهد رسید و ما راه دور زدن تحریم و تعلیق و حتی جنگ را بلدیم. در فقره اخیر هم اگر تا الآن دوام آوردهایم، از این به بعد هم همچنان استوار به راه خود ادامه میدهیم. مشکل رئیس فیفا این است که خیال میکند ما با همان ترفندهای قدیمی قرار است دورش بزنیم و نمیداند که «هزار باده ناخورده در رگ تاک است»!
روش قدیمی این بود که چند نفر از بانوان داوطلب را وارد ورزشگاه میکردیم و آنها را در جای مناسب مستقر میکردیم. فرض کنید بازرس فیفا به ورزشگاه آزادی آمده، چهار خانم در چهار طرف او مینشینند، بنابراین هر طرف که سرش را بچرخاند یکیشان را میبیند. تازه همسر خودش هم هست و او را هم راه دادهایم. اگر این آقا در نیوکمپ هم بود، همین تعداد خانم یا فوقش دو نفر بیشتر را در اطراف خودش میدید. از اینجا به بعد فقط لازم است در گزارش خود بنویسد که خانمها هم در ورزشگاه بودند که دروغ هم نیست. فقط تعدادشان را نگفته. تا چند وقت پیش مسئولین فیفا با همین کلکهای ساده گول میخوردند. فوقش اعتراض میکردند و ما میگفتیم داریم بسترها را آماده میکنیم و فعلاً فقط برای همین چهار نفر بستر آماده شده است به اضافه همسر شما!
مدتی است که مسئولین فیفا پیشرفت کردهاند و فیلمهای ورزشگاه را هم بررسی میکنند یا حتی این مسئله که بلیتفروشی برای بانوان انجام شده یا نه. بلیت فروشی که سادهترین کار است. چهل پنجاه هزار بلیتِ با نام برای بانوان رزور میکنیم، بعد در روز مسابقه به تعداد همان افراد گواهی پزشک صادر میکنیم و میگوییم شوربختانه همهشان یکدفعه ویروس ناشناختهای گرفتند و نتوانستند بیایند. ممکن است بپرسید آیا مسئولین فیفا باور میکنند این تعداد آدم با هم بیمار شوند؟ واقعیت این است که همه این سالها گواهیهایی که برای ورزشهای مختلف بردهایم از این رقم بیشتر بوده و حتی یک بار هم نشده باور نکنند. البته روش گواهی پزشک را در این حجم چند بار بیشتر نمیتوان تکرار کرد و بالاخره صدایشان درمیآید.
راه بعدی این است که همین تعداد خانم را استخدام کنیم و به حالت آمادهباش نگه داریم و به محض اینکه متوجه شدیم قرار است بازرس فیفا به ورزشگاه بیاید همه را راهی ورزشگاه کنیم. ظاهراً بازرس مربوطه دو ساعت قبل از بازی درباره آمدن خود گزارش میدهد. دو ساعت فرصت کمی نیست. از طرفی وقتی بیاید به ورزشگاه و ببیند همه بانوان به لباس متحدالشکل یک جا نشستهاند، دو نمره هم بابت انضباط به کارنامه فدراسیون فوتبال اضافه میکند. حتماً بازیهای تیم کره شمالی را دیدهاید. خلقالله همه لباس سربازیشان را پوشیدهاند و از اول تا آخر بازی سرودهایی در مدح کیم پدر و پسر و نوه میخوانند. کاری هم ندارند که کی زده و کی خورده. همچنین بانوانی که با هماهنگی ما به ورزشگاه میروند آموزش دیدهاند که به آن قسمت برآمدگی بین ران و ساق پا که بین شورت و جوراب است و پوشیده نیست نگاه نکنند و بنابراین ظن مفسدهای هم نمیرود. البته بازیکنها در ورزشگاه به اندازه یک مورچه دیده میشوند، ولی خب احتیاط شرط عقل است. یک وقت دیدید اجداد یکی عقاب است و چشمش بیش از اندازه تیز است!
روش کمهزینهتر این است که تعدادی از مردان لباس زنانه بپوشند و در بین جمعیت پخش شوند. این راه ردخور ندارد و موجب هیچ مفسدهای هم نمیشود. تنها مشکل ریش و سبیل آقایان است که آن هم توجیه دارد. میتوانیم عکس بانوانی را که پیش از این با ریش و سبیل مصنوعی به ورزشگاه رفتهاند نشانشان دهیم و بگوییم ریش گذاشتن زنان موقع رفتن به ورزشگاه یک سنت قدیمی است و اصلاً در فرهنگ ما سبیل داشتن جزو زیباییهای زن است. ممکن است آنها بگویند ما مردی را نداریم که از زن سبیلو خوشش بیاید. ما میگوییم چرا نداریم، همین آقای ناصرالدین شاه!
راه آخر هم این است که واقعاً خانمها را به ورزشگاه راه بدهیم، ولی شوربختانه هیچ دور زدنی در آن نیست و بنابراین منتفی است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@divanesara
.
#V 35
https://t.me/divanesara/872
نویسنده میهمان: احمد هاشمی در خبرها آمده است که رییس جدید فیفا فدراسیون ما را تهدید کرده است که در صورت تداوم محرومیت بانوان از حضور در استادیوم، تحریمهایی علیه فوتبال ایران اعمال خواهد کرد. ظاهراً این مقام محترم خبر ندارد این ملت به انواع تحریم و تعلیق عادت دارند که ما را از تعلیق فدراسیون میترساند. ما هر روز صبح که از خواب بیدار میشویم، اولین کارمان این است که رادیو را روشن کنیم ببینیم بالاخره جنگ شد یا نه. البته که کار به آنجا نخواهد رسید و ما راه دور زدن تحریم و تعلیق و حتی جنگ را بلدیم. در فقره اخیر هم اگر تا الآن دوام آوردهایم، از این به بعد هم همچنان استوار به راه خود ادامه میدهیم. مشکل رئیس فیفا این است که خیال میکند ما با همان ترفندهای قدیمی قرار است دورش بزنیم و نمیداند که «هزار باده ناخورده در رگ تاک است»!
روش قدیمی این بود که چند نفر از بانوان داوطلب را وارد ورزشگاه میکردیم و آنها را در جای مناسب مستقر میکردیم. فرض کنید بازرس فیفا به ورزشگاه آزادی آمده، چهار خانم در چهار طرف او مینشینند، بنابراین هر طرف که سرش را بچرخاند یکیشان را میبیند. تازه همسر خودش هم هست و او را هم راه دادهایم. اگر این آقا در نیوکمپ هم بود، همین تعداد خانم یا فوقش دو نفر بیشتر را در اطراف خودش میدید. از اینجا به بعد فقط لازم است در گزارش خود بنویسد که خانمها هم در ورزشگاه بودند که دروغ هم نیست. فقط تعدادشان را نگفته. تا چند وقت پیش مسئولین فیفا با همین کلکهای ساده گول میخوردند. فوقش اعتراض میکردند و ما میگفتیم داریم بسترها را آماده میکنیم و فعلاً فقط برای همین چهار نفر بستر آماده شده است به اضافه همسر شما!
مدتی است که مسئولین فیفا پیشرفت کردهاند و فیلمهای ورزشگاه را هم بررسی میکنند یا حتی این مسئله که بلیتفروشی برای بانوان انجام شده یا نه. بلیت فروشی که سادهترین کار است. چهل پنجاه هزار بلیتِ با نام برای بانوان رزور میکنیم، بعد در روز مسابقه به تعداد همان افراد گواهی پزشک صادر میکنیم و میگوییم شوربختانه همهشان یکدفعه ویروس ناشناختهای گرفتند و نتوانستند بیایند. ممکن است بپرسید آیا مسئولین فیفا باور میکنند این تعداد آدم با هم بیمار شوند؟ واقعیت این است که همه این سالها گواهیهایی که برای ورزشهای مختلف بردهایم از این رقم بیشتر بوده و حتی یک بار هم نشده باور نکنند. البته روش گواهی پزشک را در این حجم چند بار بیشتر نمیتوان تکرار کرد و بالاخره صدایشان درمیآید.
راه بعدی این است که همین تعداد خانم را استخدام کنیم و به حالت آمادهباش نگه داریم و به محض اینکه متوجه شدیم قرار است بازرس فیفا به ورزشگاه بیاید همه را راهی ورزشگاه کنیم. ظاهراً بازرس مربوطه دو ساعت قبل از بازی درباره آمدن خود گزارش میدهد. دو ساعت فرصت کمی نیست. از طرفی وقتی بیاید به ورزشگاه و ببیند همه بانوان به لباس متحدالشکل یک جا نشستهاند، دو نمره هم بابت انضباط به کارنامه فدراسیون فوتبال اضافه میکند. حتماً بازیهای تیم کره شمالی را دیدهاید. خلقالله همه لباس سربازیشان را پوشیدهاند و از اول تا آخر بازی سرودهایی در مدح کیم پدر و پسر و نوه میخوانند. کاری هم ندارند که کی زده و کی خورده. همچنین بانوانی که با هماهنگی ما به ورزشگاه میروند آموزش دیدهاند که به آن قسمت برآمدگی بین ران و ساق پا که بین شورت و جوراب است و پوشیده نیست نگاه نکنند و بنابراین ظن مفسدهای هم نمیرود. البته بازیکنها در ورزشگاه به اندازه یک مورچه دیده میشوند، ولی خب احتیاط شرط عقل است. یک وقت دیدید اجداد یکی عقاب است و چشمش بیش از اندازه تیز است!
روش کمهزینهتر این است که تعدادی از مردان لباس زنانه بپوشند و در بین جمعیت پخش شوند. این راه ردخور ندارد و موجب هیچ مفسدهای هم نمیشود. تنها مشکل ریش و سبیل آقایان است که آن هم توجیه دارد. میتوانیم عکس بانوانی را که پیش از این با ریش و سبیل مصنوعی به ورزشگاه رفتهاند نشانشان دهیم و بگوییم ریش گذاشتن زنان موقع رفتن به ورزشگاه یک سنت قدیمی است و اصلاً در فرهنگ ما سبیل داشتن جزو زیباییهای زن است. ممکن است آنها بگویند ما مردی را نداریم که از زن سبیلو خوشش بیاید. ما میگوییم چرا نداریم، همین آقای ناصرالدین شاه!
راه آخر هم این است که واقعاً خانمها را به ورزشگاه راه بدهیم، ولی شوربختانه هیچ دور زدنی در آن نیست و بنابراین منتفی است.
کانال «مجمع دیوانگان»
@divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
یادداشت وارده: «راهحل نهایی: مردان سبیلوی زنانهپوش»
#V 35
کانال «مجمع دیوانگان»
@divanesara
.
#V 35
کانال «مجمع دیوانگان»
@divanesara
.
Forwarded from پادکست پاراگراف
⏯ این فهرست، شما رو به تمام اپیزودهای پاراگراف تا امروز وصل میکنه. از اینجا میتونید قسمتهای قبلی رو پیدا کنید؛ شاید دوست داشته باشید بعضیهاش رو دوباره بشنوید، و یا شاید بخواهید برای دوستی، آشنایی بفرستیدشون تا اونها هم با پاراگراف آشنا بشن.
🔹 یک: انقلاب کشاورزی ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 دو: تمدن درهی سند ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 سه: بینالنهرین ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 چهار: مصر باستان ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 پنج: یونان باستان (بخش اول) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 شش: یونان باستان (بخش دوم) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹هفت: اسکندر مقدونی ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 هشت: داستان روم (بخش اول: پادشاهی و جمهوری) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 نه: داستان روم (بخش دوم: امپراتوری) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 ده: داستان روم (بخش سوم: امپراتوری بیزانس) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 یازده: چین باستان (بخش اول) ⬅️ کستباکس | تلگرام
@paragraphpodcast
🔹 یک: انقلاب کشاورزی ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 دو: تمدن درهی سند ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 سه: بینالنهرین ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 چهار: مصر باستان ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 پنج: یونان باستان (بخش اول) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 شش: یونان باستان (بخش دوم) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹هفت: اسکندر مقدونی ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 هشت: داستان روم (بخش اول: پادشاهی و جمهوری) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 نه: داستان روم (بخش دوم: امپراتوری) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 ده: داستان روم (بخش سوم: امپراتوری بیزانس) ⬅️ کستباکس | تلگرام
🔹 یازده: چین باستان (بخش اول) ⬅️ کستباکس | تلگرام
@paragraphpodcast
Forwarded from کانال فایلهای آموزشی کلاسهای علی قره داغلی
980418_قوانین_و_مقررات_برگزاری_مزایده.pdf
4.7 MB
نگاهی بر قوانین و مقررات برگزاری مزایده
خصوصاً بر مزایده اموال بانکی
خصوصاً بر مزایده اموال بانکی
Forwarded from پادكست چنلبی ChannelB
👈یک نظریهی عجیب ولی نزدیک به واقعی: پاول لرو همان ساتوشی خالق بیتکوین است
بر اساس شواهد به نظر میرسد پاول لرو، سازنده برنامههای رمز گذاری E4M و TrueCrypt همان ساتوشی ناکاموتو، خالق بیتکوین است.
#مطالب_تکمیلی
#اپیزود_۱۲
#مسترمایند
@channelbpodcast
بر اساس شواهد به نظر میرسد پاول لرو، سازنده برنامههای رمز گذاری E4M و TrueCrypt همان ساتوشی ناکاموتو، خالق بیتکوین است.
#مطالب_تکمیلی
#اپیزود_۱۲
#مسترمایند
@channelbpodcast
Forwarded from اتچ بات
ویژگیها و شایستگیهای یک مدیر پروژه در استاندارد مدیریت پروژه را دیدم، فکر کردم برایتان جالب باشد.
@uveco
@uveco
Telegram
attach 📎