Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
این تابوی زشت را باید بشکنیم
#A 210
https://t.me/divanesara/850
آرمان امیری @ArmanParian- در خبر محکومیت و سپس زندانی شدن «مهدی حاجتی»، یک نکته تکان دهنده وجود دارد که احتمالا چون لکهای سیاه در تاریخ سیاسی و حتی قضایی کشور ما باقی بماند: حاجتی به حقکشی، یا حقخوری، یا جفا و ظلم و فساد و تضییع حقوق شهروندان متهم نشده بود، بلکه اتفاقا او متهم است به «دفاع از حقوق شهروندان»!
تصویر پیوست، توییتی از این عضو شورای شهر شیراز است که مستند اتهام «حمایت از بهاییان» قرار گرفته و برای او محکومیت و زندان به همراه آورده است. عباراتی ساده و متین، که وقتی در کنار فرجام کار حاجتی قرار میگیرد بیش از پیش گویا و بینیاز از تفسیر میشوند.
* * *
شاید به خاطر داشته باشید که یک روال معمول در اتهامات امنیتی و سیاسی دهه هفتاد، افزوده شدن مواردی از شرب خمر در پرونده متهمین بود. یعنی بسیاری از چهرههای سیاسی که بازداشت میشدند، تاکید میشد که در منزل ایشان چند بطری مشروب و ای بسا دستگاه ماهواره هم پیدا شده است. فارغ از اینکه این مساله چقدر صحت داشت، صرف بیاناش نشان میداد که از نظر دستگاه امنیتی، فضای سیاسی و اجتماعی جامعه نسبت به این موارد حساسیت خاصی دارند و به همین دلیل تحریک این حساسیت میتواند به آن برخوردهای سیاسی مشروعیت ببخشد یا حداقل از میزان اعتراضات بکاهد. حساسیتی که به مرور فرو ریخت. پس امروز حتی اگر چنین مواردی کشف هم بشوند، هرگز گزارش نمیشوند چرا که با واکنش تند و حمایتگر جامعه همراه خواهند بود.
مساله محکومیت مهدی حاجتی را نیز میتوان از همین منظر بازخوانی کرد: «چرا وضعیت به گونهای است که دستگاه امنیتی به خودش جرات میدهد یک نماینده شورا را به اتهام حمایت از شهروندان بهایی محاکمه و زندانی کند»؟
بحث من اینجا حقوقی و قانونی نیست چرا که تخصصی در این زمینه ندارم و به جزییات پرونده نیز آشنا نیستم؛ اما از بعد سیاسی میدانم که هنوز شرب خمر یا داشتن ماهواره هم غیرقانونی و جرم است. پس عوامل دیگری هستند که فارغ از مصادیق حقوقی و قانونی، این بستر را فراهم میسازند که در جدالهای سیاسی چه اتهاماتی فعال و عملیاتی شوند.
من گمان میکنم، در درجه نخست کلیت جامعه ایرانی، و به صورت مشخصتر، نیروهای فعال سیاسی، در تمامی این سالها، نسبت به دفاع از حقوق اقلیتهای کشور کوتاهی کردهاند. این اقلیتها ممکن است دگراندیشان مذهبی چون بهاییان یا دراویش باشند، یا اکثریتی همچون زنان، که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند اما تا همین سالهای اخیر مطالبات آنها جایی در اولویتبندیهای سیاسی پیدا نمیکرد.
متاسفانه، ما در شرایطی مدعی اصلاح در وضعیت کشور هستیم، که به نظر میرسد دایره این اصلاح را صرفا در حقوق گروه بسیار کوچکی از فعالین رسمی محدود کردهایم. در مساله مشروبات الکلی، این خود جامعه بود که عملا مرزها را جابجا کرد. حتی در سالهای اخیر که باز هم خود جامعه در زمینه احقاق حقوق زنان فعال شده است، هنوز هیچ جریان سیاسی مشخصی به صورت جدی، دفاع از حقوق انسانی و شهروندی این گروه بزرگ را در دستور کار خود قرار نداده و واکنشها از اظهارنظرهای پراکنده و دوپهلو فراتر نرفته است.
در گفتگویی که چند وقت پیش با جناب دکتر بهشتی داشتم (و در مجله «حق ملت» منتشر شد)، ایشان نیز اعتقاد داشتند که قانون اساسی آینده ایران، باید با محوریت «شهروندی» مورد بازنگری قرار گیرد. هویت شهروندی، هویتی است فارغ از جنسیت، قومیت، نژاد، مذهب و یا هرگونه وجه ممیزهای که سبب تبعیض میان انسانها شود. نباید فراموش کنیم که هر کدام از این وجوه، اگر به تمایزات قانونی منجر شود، از مصادیق فاشیسم، نژادپرستی، یا آپارتاید خواهند بود. پس من نیز گمان میکنم که اگر جریان سبز میخواست جنبش دموکراسیخواهی خود را به جنبش حقوق شهروندی بدل کند، باید بر همین هویت و محوریت شهروندی چنان تاکیدی داشته باشند که دیگر هیچ کس گمان نکند میتواند دفاع از یک اقلیت مذهبی کشور را به مانند یک تابو دستمایه برخوردهای سیاسی و امنیتی خود قرار دهد.
طبیعتا از نیروهای درون حکومتی توقع نمیرود که حتی در دفاع از نماینده و هم حزبی و هم جریانی خود واکنشی جدی نشان دهند و حداقل در سطح نمایندگان یک شورای شهر، با استعفای گروهی، اعتراض خود را نشان دهند. اما جریان دموکراسی خواهی که در دل جامعه ریشه دوانده، میتواند با تاکید و تکرار بیشتر و ای بسا هر روزه خود، تابوی تبعیضهای مذهبی را نیز همچون تبعیضهای جنسیتی و تبعیض در سبک زندگی فرو بریزد و این ابزار سرکوب را نیز بلاموضوع کند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 210
https://t.me/divanesara/850
آرمان امیری @ArmanParian- در خبر محکومیت و سپس زندانی شدن «مهدی حاجتی»، یک نکته تکان دهنده وجود دارد که احتمالا چون لکهای سیاه در تاریخ سیاسی و حتی قضایی کشور ما باقی بماند: حاجتی به حقکشی، یا حقخوری، یا جفا و ظلم و فساد و تضییع حقوق شهروندان متهم نشده بود، بلکه اتفاقا او متهم است به «دفاع از حقوق شهروندان»!
تصویر پیوست، توییتی از این عضو شورای شهر شیراز است که مستند اتهام «حمایت از بهاییان» قرار گرفته و برای او محکومیت و زندان به همراه آورده است. عباراتی ساده و متین، که وقتی در کنار فرجام کار حاجتی قرار میگیرد بیش از پیش گویا و بینیاز از تفسیر میشوند.
* * *
شاید به خاطر داشته باشید که یک روال معمول در اتهامات امنیتی و سیاسی دهه هفتاد، افزوده شدن مواردی از شرب خمر در پرونده متهمین بود. یعنی بسیاری از چهرههای سیاسی که بازداشت میشدند، تاکید میشد که در منزل ایشان چند بطری مشروب و ای بسا دستگاه ماهواره هم پیدا شده است. فارغ از اینکه این مساله چقدر صحت داشت، صرف بیاناش نشان میداد که از نظر دستگاه امنیتی، فضای سیاسی و اجتماعی جامعه نسبت به این موارد حساسیت خاصی دارند و به همین دلیل تحریک این حساسیت میتواند به آن برخوردهای سیاسی مشروعیت ببخشد یا حداقل از میزان اعتراضات بکاهد. حساسیتی که به مرور فرو ریخت. پس امروز حتی اگر چنین مواردی کشف هم بشوند، هرگز گزارش نمیشوند چرا که با واکنش تند و حمایتگر جامعه همراه خواهند بود.
مساله محکومیت مهدی حاجتی را نیز میتوان از همین منظر بازخوانی کرد: «چرا وضعیت به گونهای است که دستگاه امنیتی به خودش جرات میدهد یک نماینده شورا را به اتهام حمایت از شهروندان بهایی محاکمه و زندانی کند»؟
بحث من اینجا حقوقی و قانونی نیست چرا که تخصصی در این زمینه ندارم و به جزییات پرونده نیز آشنا نیستم؛ اما از بعد سیاسی میدانم که هنوز شرب خمر یا داشتن ماهواره هم غیرقانونی و جرم است. پس عوامل دیگری هستند که فارغ از مصادیق حقوقی و قانونی، این بستر را فراهم میسازند که در جدالهای سیاسی چه اتهاماتی فعال و عملیاتی شوند.
من گمان میکنم، در درجه نخست کلیت جامعه ایرانی، و به صورت مشخصتر، نیروهای فعال سیاسی، در تمامی این سالها، نسبت به دفاع از حقوق اقلیتهای کشور کوتاهی کردهاند. این اقلیتها ممکن است دگراندیشان مذهبی چون بهاییان یا دراویش باشند، یا اکثریتی همچون زنان، که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند اما تا همین سالهای اخیر مطالبات آنها جایی در اولویتبندیهای سیاسی پیدا نمیکرد.
متاسفانه، ما در شرایطی مدعی اصلاح در وضعیت کشور هستیم، که به نظر میرسد دایره این اصلاح را صرفا در حقوق گروه بسیار کوچکی از فعالین رسمی محدود کردهایم. در مساله مشروبات الکلی، این خود جامعه بود که عملا مرزها را جابجا کرد. حتی در سالهای اخیر که باز هم خود جامعه در زمینه احقاق حقوق زنان فعال شده است، هنوز هیچ جریان سیاسی مشخصی به صورت جدی، دفاع از حقوق انسانی و شهروندی این گروه بزرگ را در دستور کار خود قرار نداده و واکنشها از اظهارنظرهای پراکنده و دوپهلو فراتر نرفته است.
در گفتگویی که چند وقت پیش با جناب دکتر بهشتی داشتم (و در مجله «حق ملت» منتشر شد)، ایشان نیز اعتقاد داشتند که قانون اساسی آینده ایران، باید با محوریت «شهروندی» مورد بازنگری قرار گیرد. هویت شهروندی، هویتی است فارغ از جنسیت، قومیت، نژاد، مذهب و یا هرگونه وجه ممیزهای که سبب تبعیض میان انسانها شود. نباید فراموش کنیم که هر کدام از این وجوه، اگر به تمایزات قانونی منجر شود، از مصادیق فاشیسم، نژادپرستی، یا آپارتاید خواهند بود. پس من نیز گمان میکنم که اگر جریان سبز میخواست جنبش دموکراسیخواهی خود را به جنبش حقوق شهروندی بدل کند، باید بر همین هویت و محوریت شهروندی چنان تاکیدی داشته باشند که دیگر هیچ کس گمان نکند میتواند دفاع از یک اقلیت مذهبی کشور را به مانند یک تابو دستمایه برخوردهای سیاسی و امنیتی خود قرار دهد.
طبیعتا از نیروهای درون حکومتی توقع نمیرود که حتی در دفاع از نماینده و هم حزبی و هم جریانی خود واکنشی جدی نشان دهند و حداقل در سطح نمایندگان یک شورای شهر، با استعفای گروهی، اعتراض خود را نشان دهند. اما جریان دموکراسی خواهی که در دل جامعه ریشه دوانده، میتواند با تاکید و تکرار بیشتر و ای بسا هر روزه خود، تابوی تبعیضهای مذهبی را نیز همچون تبعیضهای جنسیتی و تبعیض در سبک زندگی فرو بریزد و این ابزار سرکوب را نیز بلاموضوع کند.
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
این تابو زشت را باید بشکنیم
#A 210
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 210
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام؟
▫️حامد اکبری گندمانی: نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم جامعه، تشکیل دولت حداقل تا زمانی که انسان نیاز ثانویه ای چون رفاه را احساس کند، به تاخیر می افتاد. امنیت جان و مال در گذر زمان به چنان درجه ای از اهمیت و ارزش رسید که افراد در جهت تحصیل آن به چشم پوشی از بخشی از آزادی های خود نیز پرداختند.
از سوی دیگر یکی از وظایف حکومت برقراری نظم اجتماعی است و دولت وظیفه دارد تا برای ایجاد و حفظ امنیت و پیشگیری از بی نظمی و هرج و مرج در جامعه تلاش های لازم را انجام دهد. نظم مورد اشاره در بحث از اهداف دولت به دو شکل کلی نظم عمومی و حقوقی مطرح می گردد. نظم عمومی آن دسته از ساختارها و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه است که به علت ارتباط بسیار نزدیک با اصول حاکم بر یک کشور و موازین تاریخی و تمدنی آن، هیچ مجوزی برای نقض یا حتی بی اعتنایی نسبت به آن ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، نظم عمومی تعیین کننده حدود قلمرو تراضی افراد و انجام فعالیت های مختلف از سوی ایشان است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت و متغیر می باشد.
نظم عمومی در حقیقت همان علایق مشترک مردم است و دولت باید این علایق را شناسایی و رصد کند و در قالب نظم حقوقی به تضمین آن ها مبادرت ورزد. از جمله اهداف اصلی بعثت انبیای الهی و نزول کتب آسمانی تبعیت اعضای جامعه از قوانین الهی بوده است. بر همین اساس قرآن کریم نیز با اشاره به فلسفه رسالت انبیا همین غایت برجسته و اساسی را از مهم ترین رسالت ایشان بر می شمارد و بیان می دارد: « ما در هر ملتی پیامبری را برانگیختیم تا خدا را پرستش کنید و از طغیان و سرکشی دوری گزینید. برخی از مردم را خداوند هدایت کرده و برخی از آن ها محکوم به گمراهی شدند، پس در زمین بگردید و سرنوشت دروغگویان را بنگرید»( سوره مبارکه الرحمن، ۷ و۸).قرآن در عین حال در تبیین وضع قوانین الهی، علت وجودی این قوانین را پیشگیری از ایجاد بی قانونی در جامعه و به تبع آن طغیان و ظلم ابنای بشر می داند (سید محمد هاشمی، اسلام و حقوق بشر، حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۳: ۱۱۲). در حقیقت فلسفه بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آموزش انسان ها و تحذیر ایشان از گرایش به رذایلی همانند خودپسندی و ترجیح منافع فردی بر مصالح جمعی و همچنین تشویق آن ها به همکاری با یکدیگر و رعایت حقوق بنیادین مردم بوده است. از این رو سیر حاکمیت قانون در جوامع همواره مستلزم وجود دو عنصر بنیادین و ضروری است که تنها در صورت اجتماع آن ها تحقق حکومت قانون قانون و برپایی جامعه قانون مدار میسر خواهد بود. این دو عنصر بنیادین قانون مناسب و عادلانه و مجریان شایسته و صالح اند.
بنابراین بدیهی است تا زمانی که مجریانی درخور و شایسته زمام اجرای قوانین عادلانه و مناسب را در دست نگیرند، تحقق جامعه ای قانون مدار نیز در هاله ای از ابهام خواهد بود، چه آنکه براساس اصول متقن و آزموده شده در نظام های تقنینی و اجرایی، قانون مناسب در دست مجریان ناشایست اثر و دستاوردی شایسته نخواهد داشت و در مقابل قانون توام با کاستی که از سوی مجریانی شایسته اجرا می شود، زمینه تحقق عدالت را به نحو مناسب تری فراهم خواهد ساخت( خیرالله پروین، مبانی حقوق عمومی، انتشارات سمت، ۱۳۹۳: ۳۹۶).
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Pol-04-27
🔹وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام؟
▫️حامد اکبری گندمانی: نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم جامعه، تشکیل دولت حداقل تا زمانی که انسان نیاز ثانویه ای چون رفاه را احساس کند، به تاخیر می افتاد. امنیت جان و مال در گذر زمان به چنان درجه ای از اهمیت و ارزش رسید که افراد در جهت تحصیل آن به چشم پوشی از بخشی از آزادی های خود نیز پرداختند.
از سوی دیگر یکی از وظایف حکومت برقراری نظم اجتماعی است و دولت وظیفه دارد تا برای ایجاد و حفظ امنیت و پیشگیری از بی نظمی و هرج و مرج در جامعه تلاش های لازم را انجام دهد. نظم مورد اشاره در بحث از اهداف دولت به دو شکل کلی نظم عمومی و حقوقی مطرح می گردد. نظم عمومی آن دسته از ساختارها و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه است که به علت ارتباط بسیار نزدیک با اصول حاکم بر یک کشور و موازین تاریخی و تمدنی آن، هیچ مجوزی برای نقض یا حتی بی اعتنایی نسبت به آن ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، نظم عمومی تعیین کننده حدود قلمرو تراضی افراد و انجام فعالیت های مختلف از سوی ایشان است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت و متغیر می باشد.
نظم عمومی در حقیقت همان علایق مشترک مردم است و دولت باید این علایق را شناسایی و رصد کند و در قالب نظم حقوقی به تضمین آن ها مبادرت ورزد. از جمله اهداف اصلی بعثت انبیای الهی و نزول کتب آسمانی تبعیت اعضای جامعه از قوانین الهی بوده است. بر همین اساس قرآن کریم نیز با اشاره به فلسفه رسالت انبیا همین غایت برجسته و اساسی را از مهم ترین رسالت ایشان بر می شمارد و بیان می دارد: « ما در هر ملتی پیامبری را برانگیختیم تا خدا را پرستش کنید و از طغیان و سرکشی دوری گزینید. برخی از مردم را خداوند هدایت کرده و برخی از آن ها محکوم به گمراهی شدند، پس در زمین بگردید و سرنوشت دروغگویان را بنگرید»( سوره مبارکه الرحمن، ۷ و۸).قرآن در عین حال در تبیین وضع قوانین الهی، علت وجودی این قوانین را پیشگیری از ایجاد بی قانونی در جامعه و به تبع آن طغیان و ظلم ابنای بشر می داند (سید محمد هاشمی، اسلام و حقوق بشر، حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۳: ۱۱۲). در حقیقت فلسفه بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آموزش انسان ها و تحذیر ایشان از گرایش به رذایلی همانند خودپسندی و ترجیح منافع فردی بر مصالح جمعی و همچنین تشویق آن ها به همکاری با یکدیگر و رعایت حقوق بنیادین مردم بوده است. از این رو سیر حاکمیت قانون در جوامع همواره مستلزم وجود دو عنصر بنیادین و ضروری است که تنها در صورت اجتماع آن ها تحقق حکومت قانون قانون و برپایی جامعه قانون مدار میسر خواهد بود. این دو عنصر بنیادین قانون مناسب و عادلانه و مجریان شایسته و صالح اند.
بنابراین بدیهی است تا زمانی که مجریانی درخور و شایسته زمام اجرای قوانین عادلانه و مناسب را در دست نگیرند، تحقق جامعه ای قانون مدار نیز در هاله ای از ابهام خواهد بود، چه آنکه براساس اصول متقن و آزموده شده در نظام های تقنینی و اجرایی، قانون مناسب در دست مجریان ناشایست اثر و دستاوردی شایسته نخواهد داشت و در مقابل قانون توام با کاستی که از سوی مجریانی شایسته اجرا می شود، زمینه تحقق عدالت را به نحو مناسب تری فراهم خواهد ساخت( خیرالله پروین، مبانی حقوق عمومی، انتشارات سمت، ۱۳۹۳: ۳۹۶).
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Pol-04-27
Telegraph
وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام
نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم…
Forwarded from جامعه نو
#الف
🔹قضیه ناموس!
▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت میکرد. البته استدلال و پیشرانهای کمابیش منطقی داشت. میگفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده میفرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام میکنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که میگفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم میروم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همینجا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....
بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش میآید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هممحل و گاهی هم یک شئ یا ایده که دربارهاش تلقین شدهایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین میشد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.
برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب میشوند؟ دختران هموطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاهبختانه آنها میشنویم؟ پسربچههایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار میگیرند؟ مردان و زنان بیکار و بیپناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان میبرند؟ خاک وطن؟ غنیسازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودستههای فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....
این فهرست را میتوان ادامه داد. اما تا همینجا بس است و کافی است روی اهم همینها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانیهای خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمیکنیم سخن گفتهاند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هستهای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس میگویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بینالمللی حرف میزنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت میدهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.
اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانهای جرأت نمیکند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکهدار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بیقانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما میبرد، و او را تهدید میکنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمانیافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت ملی و عزت انسانی خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هستهای نمیتواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!
با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست
🆔 @jameeno
🔹قضیه ناموس!
▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت میکرد. البته استدلال و پیشرانهای کمابیش منطقی داشت. میگفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده میفرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام میکنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که میگفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم میروم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همینجا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....
بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش میآید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هممحل و گاهی هم یک شئ یا ایده که دربارهاش تلقین شدهایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین میشد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.
برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب میشوند؟ دختران هموطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاهبختانه آنها میشنویم؟ پسربچههایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار میگیرند؟ مردان و زنان بیکار و بیپناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان میبرند؟ خاک وطن؟ غنیسازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودستههای فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....
این فهرست را میتوان ادامه داد. اما تا همینجا بس است و کافی است روی اهم همینها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانیهای خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمیکنیم سخن گفتهاند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هستهای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس میگویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بینالمللی حرف میزنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت میدهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.
اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانهای جرأت نمیکند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکهدار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بیقانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما میبرد، و او را تهدید میکنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمانیافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت ملی و عزت انسانی خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هستهای نمیتواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!
با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست
🆔 @jameeno
Forwarded from مجمع فعالان اقتصادی
پختن نان لازم نیست !
۱۰۰ % سود !
خرید آرد با قیمت یارانه ای برای نانوایی های سنتی
فروش همان آرد با نرخ آزاد به نانوایی های صنعتی
عاقبت "نان مردم" از همین حالا معلوم است که چه خواهد شد با این مصوبه حذف یارانه آرد نانهای صنعتی ...
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
۱۰۰ % سود !
خرید آرد با قیمت یارانه ای برای نانوایی های سنتی
فروش همان آرد با نرخ آزاد به نانوایی های صنعتی
عاقبت "نان مردم" از همین حالا معلوم است که چه خواهد شد با این مصوبه حذف یارانه آرد نانهای صنعتی ...
مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
Forwarded from شین ☔️🖤
🍀 «كشور سودان يك كشور ممتاز در جهان اسلام است كه از يك موضع مترقی برخوردار میباشد و در مبارزه با استكبار و رژيم صهيونيستی استراتژی دقيقي دارد.»
❤️ علی لاریجانی، 17 اسفند 87 (در سفر از پیشاعلام نشده به پایتخت سودان)، بلافاصله پس از صدور حکم بازداشت «عمرالبشير» به اتهام ارتکاب جنایت جنگی
🔶 @mmoeeni1
❤️ علی لاریجانی، 17 اسفند 87 (در سفر از پیشاعلام نشده به پایتخت سودان)، بلافاصله پس از صدور حکم بازداشت «عمرالبشير» به اتهام ارتکاب جنایت جنگی
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
.
🔵 چگونه سرمایه «دیجیکالا» ظرف چهار ماه، 32 برابر شد؟!
✍️ مهدی خرمدل (مستندساز و روزنامهنگار) نوشته:
1. همزمان با افطار دیروز، دیجیکالا از DKNext با مدیرعاملی روحالله رحمانی (داماد آقای حدادعادل) رونمایی کرد.همه توضیحات مدیران دیجی کالا از بزرگ شدن این بیزینس و شکوفایی خبر میدهد اما شکوفایی در این بازار خراب؟! کنجکاو شدم...
2. سری به روزنامه رسمی زدم. دیجیکالا یازده اسفند 97 در این آگهی رسمی تاکید کرده که سرمایه شرکت از 12.6 میلیارد تومان به 413 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده یعنی چیزی در حدود 32 برابر شده! تصور کردم عدد 12 میلیارد اشتباه است و به آگهی قبل مراجعه کردم!
3. عدد درست بود؛ دیجیکالا چهار ماه قبل یعنی در 2 آبان 97، سرمایه این شرکت را 12.6 میلیارد تومان منقسم در 12640300 سهم اعلام کرده اما چه اتفاقی افتاده که ظرف چهار ماه به این نتیجه رسیدند که سرمایه شرکت 32 برابر شده/شود و این سرمایه از کجا تامین شده؟!
4. شاید بگوییم شرکت توسعه پیدا کرده و بزرگتر شده (ادعای شب گذشته مدیرانش) و یا سرمایه خارجی تزریق شده است اما نکته قابل تامل این که شرکت دیجیکالا شهریور 97 یعنی چند ماه قبل از 32 برابر شدن سرمایه اسمیاش، به دلایلی چون کاهش فروش محصول،عذر 175 نفر از پرسنلش را خواست!
🔶 @mmoeeni1
🔵 چگونه سرمایه «دیجیکالا» ظرف چهار ماه، 32 برابر شد؟!
✍️ مهدی خرمدل (مستندساز و روزنامهنگار) نوشته:
1. همزمان با افطار دیروز، دیجیکالا از DKNext با مدیرعاملی روحالله رحمانی (داماد آقای حدادعادل) رونمایی کرد.همه توضیحات مدیران دیجی کالا از بزرگ شدن این بیزینس و شکوفایی خبر میدهد اما شکوفایی در این بازار خراب؟! کنجکاو شدم...
2. سری به روزنامه رسمی زدم. دیجیکالا یازده اسفند 97 در این آگهی رسمی تاکید کرده که سرمایه شرکت از 12.6 میلیارد تومان به 413 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده یعنی چیزی در حدود 32 برابر شده! تصور کردم عدد 12 میلیارد اشتباه است و به آگهی قبل مراجعه کردم!
3. عدد درست بود؛ دیجیکالا چهار ماه قبل یعنی در 2 آبان 97، سرمایه این شرکت را 12.6 میلیارد تومان منقسم در 12640300 سهم اعلام کرده اما چه اتفاقی افتاده که ظرف چهار ماه به این نتیجه رسیدند که سرمایه شرکت 32 برابر شده/شود و این سرمایه از کجا تامین شده؟!
4. شاید بگوییم شرکت توسعه پیدا کرده و بزرگتر شده (ادعای شب گذشته مدیرانش) و یا سرمایه خارجی تزریق شده است اما نکته قابل تامل این که شرکت دیجیکالا شهریور 97 یعنی چند ماه قبل از 32 برابر شدن سرمایه اسمیاش، به دلایلی چون کاهش فروش محصول،عذر 175 نفر از پرسنلش را خواست!
🔶 @mmoeeni1
Twitter
Mahdi Khorramdel | مهدی خرمدل
1/4 چگونه سرمایه #دیجی_کالا ظرف چهار ماه، 32 برابر شد؟! همزمان با افطار دیروز، #دیجی_کالا از #DKNext با مدیرعاملی روح الله رحمانی داماد آقای حدادعادل رونمایی کرد.همه توضیحات مدیران دیجی کالا از بزرگ شدن این بیزنس و شکوفایی خبر میدهد اما شکوفایی در این بازار…
تجربه من از دانشگاه در نروژ https://www.vatanema.com/2019/06/07/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%D9%88%DA%98/
وطن ما
تجربه من از دانشگاه در نروژ - وطن ما
در این نوشتار تجربه خودم را از دوره دو ساله کارشناسی ارشد مهندسی در نروژ با شما به اشتراک خواهم گذاشت.
فیلم آموزشی دمونتاژ و مونتاژ گیربکس پژو RD طرح نیرو محرکه https://cargeek.ir/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B1%D9%88/26428-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%98-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AA%D8%A7%DA%98-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A8%DA%A9%D8%B3-rd-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D9%85%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D9%87
کارگیک | مرجع آنلاین آموزش مکانیک و برق و اطلاعات فنی خودرو
فیلم آموزشی دمونتاژ و مونتاژ گیربکس پژو RD طرح نیرو محرکه
Forwarded from کارگیک | CarGeek.Live (Car Geek)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از قدیمی ترین تبلیغات ۲۰۶ در صدا و سیما
Forwarded from RadioGeek | رادیوگیک
jadi-net_radio-geek_093_505.mp3
15.8 MB
در این شماره از رادیو گیک شاهد شرکتی هستیم که قبل از هکر، خودش مشتریهاش رو هک کرد. همینطور نگاهی داریم به اتفاقات ایران و افغانستان و کشف صفحه شخصی پورن استارهای غیرحرفه ای و حتی ساختن تصویری از صورت آدم ها بر اساس صداشون! بد رادیوگیکی است، چون بد دنیاییه. بخندین.
#رادیوگیک #پادکست
https://jadi.net/2019/06/radiogeek-093-505/
#رادیوگیک #پادکست
https://jadi.net/2019/06/radiogeek-093-505/