لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
عرفی شدن کودکان
امیر هاشمی مقدم
حالا که خبر قتل همسر جوان محمدعلی نجفی پخش شده، من هم از فرصت استفاده کرده و به موضوع نسبتا بی‌ربطی بپردازم. سال پیش که خبر ازدواج نجفی با این بانوی جوان خبرساز شد، خیلی‌ها به طعن و تمسخر نوشتند که منظور از «کمر درد» نجفی که بهانه استعفایش از شهرداری تهران بود، آشکار گردید. من واقعا نمی‌دانم میان ازدواج دوم آقای نجفی و استعفایش از شهرداری تهران ارتباطی هست یا نه، فعلا هم کسی چیزی درباره قتل همسرش نمی‌داند. اما این را همگان می‌دانند که استعفای نخست نجفی دقیقا زمانی بود که به خاطر حرکات شبه‌رقص کودکان در جشن شهرداری تهران، زیر فشار گروه‌ها و رسانه‌های تندرو قرار گرفت.
گمان می‌کنم برخی مسئولان که هر بار با پخش یک آهنگ یا رقص کودکان واکنش‌های شدید نشان داده و فشارهای‌شان را برای محدودتر کردن فضا افزایش می‌دهند، دون کیشوت‌هایی هستند که به جنگ آسیاب‌های بادی می‌روند. گسترده‌تر شدن موسیقی پاپ و رقص و ورزش‌های شبه‌رقص که با وجود داشتن طرفداران بسیار، کلاس‌های‌شان خیلی اوقات به تعطیلی کشیده می‌شود، بخشی از فرایند جهانی‌ای است که نمی‌توان جلوی آنرا گرفت؛ همچنانکه بخشی از فرایند عرفی شدن جامعه هم هست.
مردم ایران در حال تقدس‌زدایی و عرفی کردن بسیاری از بخش‌های زندگی‌شان هستند و این، به معنای دین‌ستیزی ایشان نیست. اتفاقا دین در زندگی سکولارترین ایرانیان نیز همچنان نقش پررنگ و اثرگذاری دارد. اما حوزه قدسی و حوزه عرفی‌شان را از یکدیگر جدا کرده‌اند؛ همانگونه که زندگی فردی و زندگی اجتماعی‌شان را مرزبندی می‌کنند. بنابراین کسی که موسیقی پاپ گوش می‌دهد یا حتی می‌رقصد را نمی‌توان بی‌دین یا ضد دین دانست، بلکه او وجود هر دو را لازم می‌داند و خودش هم میان این دو حوزه، تعادل برقرار می‌سازد.
البته چنین پدیده و رفتاری تنها ویژه ایران نیست. همین روزهای ماه رمضان در دانشگاه‌مان، دختران ترکیه‌ای بسیاری را می‌بینم که بدون حجاب اسلامی و حتی با لباس‌های کوتاه، دست در دست دوست پسران‌شان راه می‌روند؛ در حالی‌که روزه هستند و هنگام ورود به مسجد برای نماز خواندن، خودشان را با لباس‌هایی که آنجاست، می‌پوشانند. روحانیون ترکیه هم این رفتار جوانان کشورشان را نمی‌پذیرند، اما برای جوانان ترکیه، دین به منزله امری شخصی است که باور دارند خودشان بهتر می‌دانند در زندگی چگونه مدیریتش کنند. جالب است که اگر کسی در حضور همین دختران بی‌حجاب ترکیه، نقدی به اسلام وارد کند، به شدت موضع گرفته و از اسلام دفاع می‌کنند. و اگر به ایشان گفته شود پس چرا آنگونه که اسلام دستور داده، حجاب‌شان را رعایت نمی‌کنند، می‌گویند این امری است شخصی و میان خود و خدای‌شان.
اما درباره جهانی شدن که بسیاری از منتقدان باور دارند همه فرهنگ‌ها را به سود فرهنگ امریکایی از میان برده و یک‌شکل می‌کند، باید توجه داشت که جهانی شدن دارد همزمان گوناگونی فرهنگی را گسترش می‌دهد. مثلا موسیقی پاپ به‌عنوان یک موسیقی غربی در فرایند جهانی شدن، در تقریبا همه کشورها و فرهنگ‌ها رایج شده. اما حتی اگر آهنگ بی‌کلام پاپ ایرانی را برای ایرانیان پخش کنید، به سادگی تشخیص می‌دهند که این موسیقی ایرانی است و با پاپ غربی تفاوت دارد. یا مثلا یکی از رموز موفقیت مک دونالد (که به‌عنوان نماد جهانی شدن یا امریکایی شدن شناخته می‌شود و برای همین خیلی اوقات به جای اصطلاح «جهانی شدن» یا «گلوبالیزیشن»، از «مک دونالدیزشین» یاد می‌شود) این است که ساندویچ‌هایش را در هر کشور و فرهنگی، متناسب با ذائقه مردمان همان فرهنگ ارائه می‌دهد.
به‌طور خلاصه، هر کشوری فرایند جهانی شدن را در چارچوب فرهنگ خودش می‌پذیرد. از همین روست که نفی نکردن و در عوض آشنایی عمیق‌تر با تحولات فرهنگی جهانی شدن، قدرت چارچوب‌بندی مستحکم‌تر فرهنگ خود را افزایش می‌دهد.
ممکن است بپرسیم خب حالا این وسط تکلیف موسیقی چندصد یا چند هزار ساله سنتی‌مان چه می‌شود؟ خب موسیقی سنتی‌مان سر جایش هست و اتفاقا خیلی هم بیشتر از گذشته طرفدار دارد (برای نمونه، پنجاه سال پیش توی خیلی از شهرهای کوچک ما شاید یک نوازنده تار یا کمانچه پیدا نمی‌شد، اما اکنون توی همان شهرها چندین کلاس موسیقی سنتی تشکیل می‌شود). موسیقی پاپ و جاز و... تنها به فراخور زمانه، کنار موسیقی سنتی‌مان نشسته و به غنای موسیقی سرزمین‌مان افزوده است. که به‌عنوان یک طرفدار پر و پا قرص موسیقی سنتی، به نظرم رخداد خوب و سودمندی است.
شاید دیدن کلیپ زیر به خوبی نشان بدهد واکنش تند نشان دادن به آهنگ ساسی مانکن یا رقص کودکان در جشن شهرداری، آب در هاون کوبیدن است. آنگونه که در کتاب «سر بر آستان قدسی، دل در گرو عرفی» آمده، این فرایند عرفی شدن در ایران با شدت در جریان است و تنها راه، پذیرفتن و شناخت بهتر آن برای برنامه‌ریزی و مدیریت است.
این یادداشت را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز بفرستید.
کانال مقدمه
@moghaddames
♦️در حبشه و زنگبار هم بانک مرکزی از یک حداقلی از اعتبار و استقلال برخوردار است
نامه سرگشاده به رئیس کل بانک مرکزی | ۲۷ اردیبهشت۱۳۹۸

جناب آقای دکتر عبدالناصر همتی
ریاست محترم بانک مرکزی

🔹با سلام و تحیات و قبولی طاعات. مستحضر هستند که به دنبال زلزله کرمانشاه با اعلام حساب بانکی اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مردمی نمودم. استقبال مردم و حجم زیاد کمک‌ها سبب شد تا با مشورت شماری از همکاران دانشگاهی فکر بازسازی یکی از روستاهای تخریب شده، بر اساس الگوی «توسعه پایدار» بوجود بیاید. مقاوله نامه‌ای میان اینجانب و بنیاد مسکن در دی‌ماه 96منعقد گردید و از اواخر همان سال کار بازسازی «دهکده امید» شروع شد. جدای از حجم گسترده‌ای از گزارشات درمطبوعات و فضای مجازی، اینجانب از ابتدا تا به امروز 25گزارش از روند کار در صفحه اینستاگرامم منتشر نموده‌ام. در این 25گزارش هم پیشرفت‌ها ذکر شده و هم متقابلا مشکلات، ضعف‌ها و ناکامی‌هایمان. برخی از نهادهای دولتی همکاری داشته‌اند و برخی دیگر هم تمایلی نشان نداده و بعضا از کارشکنی هم خودداری نکردند.

🔹تابستان سال گذشته به عنوان «رسیدگی به وضعیت مالی و حساب‌هایمان و این که دادستان وظیفه دارد بداند چه بر سر کمک‌های مردمی رفته» حسابمان را مسدود نمودند. بنده هرگز پاسخ این پرسش ساده را از قوه قضاییه نگرفتم که چرا با بنده مثل مجرم رفتار می‌کنید و حساب را مسدود کرده‌اید؟ گیرم که خواسته باشید رسیدگی نمایید، چرا اول حسابمان را مسدود کردید؟ چرا اصل را بر این گذارده‌اید که ما مجرم و خطاکاریم؟

🔹قوه قضاییه کم بود همزمان اداره آگاهی هم بنده را احضار نمود. البته بزرگواری کردند و دستبند به من نزدند. هم در دادستانی و هم در آگاهی مفصل بازپرسی و بازجویی شفاهی و کتبی صورت گرفت. بعلاوه دادستان گروهی را برای رسیدگی به دهکده امید اعزام داشت. همه اسناد و مدارک درآمدها و هزینه‌ها را هم تقدیمشان کردیم. حتی یک مورد مبهم یا مشکوک پیدا نکردند و حساب را بازکردند. مجددا بانک مرکزی و این بار به دستور «دادستان امور فضای مجازی» درفروردین ماه حساب را مسدود کرده‌اند.

آقای دکترهمتی!
🔹من چه گناهی کرده‌ام که مردم به من اعتماد کردند؟ اگرشما درست با مردم رفتارکرده بودید جایی برای امثال من پیدا می‌شد؟ بعلاوه در حبشه و زنگبار هم بانک مرکزی از یک حداقلی از اعتبار و استقلال برخوردار است. شما یک کلمه از «دادستان امورمجازی» یا پلیس فتا جرئت نکردید بپرسید حسابی که چند ماه پیش از سیر تا پیاز آن توسط آگاهی و دادستانی رسیدگی شده به چه دلیل باید دومرتبه مسدود شود؟

رونوشت
- دادستان امور مجازی
- پلیس فتا

https://www.instagram.com/p/BxkktAMHpm7
♦️آقای رئیس‌جمهور! سئوال دشوار و تلخ آن است که اختیارات به کنار، آیا شما اساسا باوری به تغییر و اصلاحات دارید؟
بخش پایانی نامه به رئیس‌جمهور| اول خرداد ۱۳۹۸

🔹بعد از پخش نخستین گفتگوی مستقیم تلویزیونی با مردم که به اصطلاح گزارش یک‌صد روزه ارائه می‌دادید درنامه سرگشاده‌ای خدمتتان معروض داشتم که «چرا با مردم مثل کودکان صحبت می‌کنید و چرا واقعیت‌ها را با آنان در میان نمی‌گذارید؟» یکی ازواقعیت‌ها که می‌بایستی با مردمی که با هزاران امید و آرزو و علیرغم آن که بسیاری از آن‌ها مردد بودند که در انتخابات شرکت کنند، مع‌ذالک در دقیقه۹۰ بر تردیدهایشان غلبه کرده و به شما رای دادند درمیان می‌گذاشتید همین نکته بود که امروز دارید مطرح می‌‌فرمایید. بارها خدمتتان عارض شدم به مردم بگویید چقدر از درآمد کشور در دست قوه مجریه است و چقدر در اختیار سایر نهادها؟ جنابعالی چقدر در اخذ تصمیمات سرنوشت‌ساز خارجی که بر سرنوشت کشور اثر می‌گذارد دخیل هستید؟ ایضا هسته‌ای و بسیاری دیگرازمسائل استراتژیک کشور.

🔹مردم‌سالاری را هر طورکه تعریف نماییم ابتدایی‌ترین تعریف آن این است که وقتی در یک انتخابات جریانی پیروز می‌شود انتظار می‌رود تا یکسری تغییر و تحولات در دولت جدید صورت بگیرد. اما ۲۴میلیونی که به جنابعالی رای دادند شاهد کدام تغییر و تحولات شدند؟ کسر قابل‌توجهی از آن ۲۴میلیون با بسیاری ازسیاست‌های خرد و کلان نظام درعرصه داخلی و خارجی موافقتی نداشتند. کدام یک از این سیاست‌ها را شما سعی کردید تغییر دهید؟ آمریکاستیزی،غرب‌ستیزی، شعار نابودی اسرائیل، صدورانقلاب ریختن بودجه به چاه ویل و بی‌فایده هسته‌ای، حضورنظامی درکشورهای دیگر، اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی، حصر، زندانیان سیاسی، دخالت نهادهای امنیتی و... همچنان بعد از انتخابات تداوم یافتند. تغییر به کنار، شما حتی یک‌بارحاضر نشدید پیرامون این مطالبات سخنی بگویید. آزادی بیان وانتخابات آزاد پیشکش، شما پیرامون بازداشت فعالین کارگری، روزنامه‌نگاران، معلمین و دانشجویان که در جلوی چشمانتان اتفاق افتادند هم سکوت کردید. کانه این بازداشتی‌ها در حبشه اتفاق افتادند. در عوض و باز محض دلبری از اصولگرایان خواهان برپایی دادگاه بین‌المللی برای محاکمه آمریکا شدید. واقعا فکر می‌کنید چند درصد از ۲۴میلیونی که به شما رای دادند و اساسا چند درصد از ۵۶میلیونی که در ۲۹اردیبهشت۹۶ به سن ۱۸سالگی رسیده بودند خواهان تداوم دشمنی با آمریکا، نابودی اسرائیل و صدورانقلاب هستند؟

🔹جناب روحانی بزرگوار، شما کدام تغییر و اصلاحات را می‌خواستید ظرف دوسال گذشته انجام دهید که نتوانستید چون از اختیارات کافی برخوردار نبودید؟ سئوال دشوار و تلخ آن است که اختیارات به کنار، آیا شما اساسا باوری به تغییر و اصلاحات دارید؟
https://www.instagram.com/p/Bxy0G6lnBSk/?igshid=cnpro3aayzzs
آقای رئیس‌جمهور امشب فرموده‌اند که «ما تسلیم آمریکا نخواهیم شد حتی اگر ما را بمباران کنند»
این روحیه مقاومت یقینا ستودنی است، اما آقای روحانی! کلی‌گویی‌ها و شعارهای تکراری ۴۰ساله در توجیه «آمریکاستیزی» به کنار، ممکن است بفرمایید آمریکایی‌ها دقیقا از ما چه خواسته‌اند که نبایستی تسلیم شویم؟
ای‌کاش نظام‌ همه شهروندانش را به یک چشم نگاه می‌کرد و اجازه می‌داد، فردا، بعد از پایان راهپیمایی غرور آفرین روز قدس که تصاویر آن بارها از تلویزیون پخش می‌شود، آن دسته از ایرانیانی که مخالف نابودی اسراییل توسط ایران اسلامی هستند هم می‌توانستند با برپایی راهپیمایی، مخالفت خودشان را نشان دهند.
دوچرخه: نشانه ظهور، دوچرخه سوار: تخم جن

توسط یکنفر

یکنفر / ۲۰۱۹-۰۵-۲۷ ۱۸:۴۷

از برگه Jime Farsi‎ در گروه تاریخ و فرهنگ ایران زمین

زمانی که دوچرخه به تهران آمد برخی مردم به آنهایی که دوچرخه سوار می‌شدند «بچه شیطان» و «تخم جن» می‌گفتند و معتقد بودند که راکبین از طرف شیاطین و پریان کمک می‌شوند چون بغیر از این کسی نمی‌تواند روی دو چرخ حرکت بکند و دلیلشان هم این بود که می‌گفتند مرکبی که اگر کسی آنرا نگه ندارد، خودش نمی‌تواند خودش را نگه دارد چگونه می‌تواند یکی را هم بالای خود نشانیده راه ببرد؟!
پس این کار ممکن نیست مگر آنکه خود آن روروئک را جنیان ساخته و راکبین آنها نیز بچۀ جن ها و شیطان ها می‌باشند. چنانکه اولین باری که این مرکب به تهران آورده شد دو پسر بچۀ انگلیسی با شلوارهای کوتاه در میدانِ مشق آنها را به نمایش مردم گذاشتند . پیرها و سالمندانی که به تماشایشان رفتند بسم الله و لاحول گويان و شگفت زده که گویی به تماشای غول و آل و پریزاد رفته اند باز میگشتند و آمدن دوچرخه را یکی از علائم ظهور میگفتند.
Forwarded from Novin Naft | نوین نفت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥Turn a ceiling fan into a wind turbine generator?!

🆔 لینک عضویت در نوین نفت 👇
https://t.me/joinchat/AAAAAED1nIzQ6UFDw1xzWA

🌐 #RotaryEq
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
این تابوی زشت را باید بشکنیم

#A 210
https://t.me/divanesara/850

آرمان امیری @ArmanParian- در خبر محکومیت و سپس زندانی شدن «مهدی حاجتی»، یک نکته تکان دهنده وجود دارد که احتمالا چون لکه‌ای سیاه در تاریخ سیاسی و حتی قضایی کشور ما باقی بماند: حاجتی به حق‌کشی، یا حق‌خوری، یا جفا و ظلم و فساد و تضییع حقوق شهروندان متهم نشده بود، بلکه اتفاقا او متهم است به «دفاع از حقوق شهروندان»!

تصویر پیوست، توییتی از این عضو شورای شهر شیراز است که مستند اتهام «حمایت از بهاییان» قرار گرفته و برای او محکومیت و زندان به همراه آورده است. عباراتی ساده و متین، که وقتی در کنار فرجام کار حاجتی قرار می‌گیرد بیش از پیش گویا و بی‌نیاز از تفسیر می‌شوند.

* * *

شاید به خاطر داشته باشید که یک روال معمول در اتهامات امنیتی و سیاسی دهه هفتاد، افزوده شدن مواردی از شرب خمر در پرونده متهمین بود. یعنی بسیاری از چهره‌های سیاسی که بازداشت می‌شدند، تاکید می‌شد که در منزل ایشان چند بطری مشروب و ای بسا دستگاه ماهواره هم پیدا شده است. فارغ از اینکه این مساله چقدر صحت داشت، صرف بیان‌اش نشان می‌داد که از نظر دستگاه امنیتی، فضای سیاسی و اجتماعی جامعه نسبت به این موارد حساسیت خاصی دارند و به همین دلیل تحریک این حساسیت می‌تواند به آن برخوردهای سیاسی مشروعیت ببخشد یا حداقل از میزان اعتراضات بکاهد. حساسیتی که به مرور فرو ریخت. پس امروز حتی اگر چنین مواردی کشف هم بشوند، هرگز گزارش نمی‌شوند چرا که با واکنش تند و حمایت‌گر جامعه همراه خواهند بود.

مساله محکومیت مهدی حاجتی را نیز می‌توان از همین منظر بازخوانی کرد: «چرا وضعیت به گونه‌ای است که دستگاه امنیتی به خودش جرات می‌دهد یک نماینده شورا را به اتهام حمایت از شهروندان بهایی محاکمه و زندانی کند»؟

بحث من اینجا حقوقی و قانونی نیست چرا که تخصصی در این زمینه ندارم و به جزییات پرونده نیز آشنا نیستم؛ اما از بعد سیاسی می‌دانم که هنوز شرب خمر یا داشتن ماهواره هم غیرقانونی و جرم است. پس عوامل دیگری هستند که فارغ از مصادیق حقوقی و قانونی، این بستر را فراهم می‌سازند که در جدال‌های سیاسی چه اتهاماتی فعال و عملیاتی شوند.

من گمان می‌کنم، در درجه نخست کلیت جامعه ایرانی، و به صورت مشخص‌تر، نیروهای فعال سیاسی، در تمامی این سال‌ها، نسبت به دفاع از حقوق اقلیت‌های کشور کوتاهی کرده‌اند. این اقلیت‌ها ممکن است دگراندیشان مذهبی چون بهاییان یا دراویش باشند، یا اکثریتی همچون زنان، که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند اما تا همین سال‌های اخیر مطالبات آن‌ها جایی در اولویت‌بندی‌های سیاسی پیدا نمی‌کرد.

متاسفانه، ما در شرایطی مدعی اصلاح در وضعیت کشور هستیم، که به نظر می‌رسد دایره این اصلاح را صرفا در حقوق گروه بسیار کوچکی از فعالین رسمی محدود کرده‌ایم. در مساله مشروبات الکلی، این خود جامعه بود که عملا مرزها را جابجا کرد. حتی در سال‌های اخیر که باز هم خود جامعه در زمینه احقاق حقوق زنان فعال شده است، هنوز هیچ جریان سیاسی مشخصی به صورت جدی، دفاع از حقوق انسانی و شهروندی این گروه بزرگ را در دستور کار خود قرار نداده و واکنش‌ها از اظهارنظرهای پراکنده و دوپهلو فراتر نرفته است.

در گفتگویی که چند وقت پیش با جناب دکتر بهشتی داشتم (و در مجله «حق ملت» منتشر شد)، ایشان نیز اعتقاد داشتند که قانون اساسی آینده ایران، باید با محوریت «شهروندی» مورد بازنگری قرار گیرد. هویت شهروندی، هویتی است فارغ از جنسیت، قومیت، نژاد، مذهب و یا هرگونه وجه ممیزه‌ای که سبب تبعیض میان انسان‌ها شود. نباید فراموش کنیم که هر کدام از این وجوه، اگر به تمایزات قانونی منجر شود، از مصادیق فاشیسم، نژادپرستی، یا آپارتاید خواهند بود. پس من نیز گمان می‌کنم که اگر جریان سبز می‌خواست جنبش دموکراسی‌خواهی خود را به جنبش حقوق شهروندی بدل کند، باید بر همین هویت و محوریت شهروندی چنان تاکیدی داشته باشند که دیگر هیچ کس گمان نکند می‌تواند دفاع از یک اقلیت مذهبی کشور را به مانند یک تابو دست‌مایه برخوردهای سیاسی و امنیتی خود قرار دهد.

طبیعتا از نیروهای درون حکومتی توقع نمی‌رود که حتی در دفاع از نماینده و هم حزبی و هم جریانی خود واکنشی جدی نشان دهند و حداقل در سطح نمایندگان یک شورای شهر، با استعفای گروهی، اعتراض خود را نشان دهند. اما جریان دموکراسی خواهی که در دل جامعه ریشه دوانده، می‌تواند با تاکید و تکرار بیشتر و ای بسا هر روزه خود، تابوی تبعیض‌های مذهبی را نیز همچون تبعیض‌های جنسیتی و تبعیض در سبک زندگی فرو بریزد و این ابزار سرکوب را نیز بلاموضوع کند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹وظیفه پلیس: اجرای قانون یا اجرای اسلام؟

▫️حامد اکبری گندمانی: نظم و امنیت از عناصر بنیادین حاکم بر هر کشور به شمار می رود و از ملزومات مهم هر جامعه سیاسی است.جان لاک بر این باور بود که فلسفه قدرت دولت چیزی جز استقرار صلح و امنیت نیست. شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که در صورت نبود موانع امنیت و عوامل اخلال کننده در نظم جامعه، تشکیل دولت حداقل تا زمانی که انسان نیاز ثانویه ای چون رفاه را احساس کند، به تاخیر می افتاد. امنیت جان و مال در گذر زمان به چنان درجه ای از اهمیت و ارزش رسید که افراد در جهت تحصیل آن به چشم پوشی از بخشی از آزادی های خود نیز پرداختند.

از سوی دیگر یکی از وظایف حکومت برقراری نظم اجتماعی است و دولت وظیفه دارد تا برای ایجاد و حفظ امنیت و پیشگیری از بی نظمی و هرج و مرج در جامعه تلاش های لازم را انجام دهد. نظم مورد اشاره در بحث از اهداف دولت به دو شکل کلی نظم عمومی و حقوقی مطرح می گردد. نظم عمومی آن دسته از ساختارها و نهادهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی جامعه است که به علت ارتباط بسیار نزدیک با اصول حاکم بر یک کشور و موازین تاریخی و تمدنی آن، هیچ مجوزی برای نقض یا حتی بی اعتنایی نسبت به آن ها وجود ندارد. به عبارت دیگر، نظم عمومی تعیین کننده حدود قلمرو تراضی افراد و انجام فعالیت های مختلف از سوی ایشان است و از جامعه ای به جامعه دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت و متغیر می باشد.

نظم عمومی در حقیقت همان علایق مشترک مردم است و دولت باید این علایق را شناسایی و رصد کند و در قالب نظم حقوقی به تضمین آن ها مبادرت ورزد. از جمله اهداف اصلی بعثت انبیای الهی و نزول کتب آسمانی تبعیت اعضای جامعه از قوانین الهی بوده است. بر همین اساس قرآن کریم نیز با اشاره به فلسفه رسالت انبیا همین غایت برجسته و اساسی را از مهم ترین رسالت ایشان بر می شمارد و بیان می دارد: « ما در هر ملتی پیامبری را برانگیختیم تا خدا را پرستش کنید و از طغیان و سرکشی دوری گزینید. برخی از مردم را خداوند هدایت کرده و برخی از آن ها محکوم به گمراهی شدند، پس در زمین بگردید و سرنوشت دروغگویان را بنگرید»( سوره مبارکه الرحمن، ۷ و۸).قرآن در عین حال در تبیین وضع قوانین الهی، علت وجودی این قوانین را پیشگیری از ایجاد بی قانونی در جامعه و به تبع آن طغیان و ظلم ابنای بشر می داند (سید محمد هاشمی، اسلام و حقوق بشر، حقوق بشر در جهان امروز، انتشارات شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۳: ۱۱۲). در حقیقت فلسفه بعثت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آموزش انسان ها و تحذیر ایشان از گرایش به رذایلی همانند خودپسندی و ترجیح منافع فردی بر مصالح جمعی و همچنین تشویق آن ها به همکاری با یکدیگر و رعایت حقوق بنیادین مردم بوده است. از این رو سیر حاکمیت قانون در جوامع همواره مستلزم وجود دو عنصر بنیادین و ضروری است که تنها در صورت اجتماع آن ها تحقق حکومت قانون قانون و برپایی جامعه قانون مدار میسر خواهد بود. این دو عنصر بنیادین قانون مناسب و عادلانه و مجریان شایسته و صالح اند.

بنابراین بدیهی است تا زمانی که مجریانی درخور و شایسته زمام اجرای قوانین عادلانه و مناسب را در دست نگیرند، تحقق جامعه ای قانون مدار نیز در هاله ای از ابهام خواهد بود، چه آنکه براساس اصول متقن و آزموده شده در نظام های تقنینی و اجرایی، قانون مناسب در دست مجریان ناشایست اثر و دستاوردی شایسته نخواهد داشت و در مقابل قانون توام با کاستی که از سوی مجریانی شایسته اجرا می شود، زمینه تحقق عدالت را به نحو مناسب تری فراهم خواهد ساخت( خیرالله پروین، مبانی حقوق عمومی، انتشارات سمت، ۱۳۹۳: ۳۹۶).

 🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Pol-04-27
Forwarded from جامعه نو
#الف

🔹قضیه ناموس!

▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت می‌کرد. البته استدلال و پیشرانه‌ای کمابیش منطقی داشت. می‌گفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده می‌فرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام می‌کنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که می‌گفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم می‌روم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته‌ پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همین‌جا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....

بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش می‌آید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هم‌محل و گاهی هم یک شئ یا ایده که درباره‌اش تلقین شده‌ایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین می‌شد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.

برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب می‌شوند؟ دختران هم‌وطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاه‌بختانه آنها میشنویم؟ پسربچه‌هایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار می‌گیرند؟ مردان و زنان بیکار و بی‌پناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان می‌برند؟ خاک وطن؟ غنی‌سازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودسته‌های فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....

این فهرست را می‌توان ادامه داد. اما تا همین‌جا بس است و کافی است روی اهم همین‌ها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم سخن گفته‌اند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هسته‌ای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس می‌گویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بین‌المللی حرف می‌زنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.

اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانه‌ای جرأت نمی‌کند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکه‌دار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بی‌قانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری‌ و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما می‌برد، و او را تهدید می‌کنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمان‌یافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت‌ ملی و عزت انسانی‌ خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هسته‌ای نمی‌تواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!

با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست

🆔 @jameeno
پختن نان لازم نیست !
۱۰۰ % سود !

خرید آرد با قیمت یارانه ای برای نانوایی های سنتی
فروش همان آرد با نرخ آزاد به نانوایی های صنعتی

عاقبت "نان مردم" از همین حالا معلوم است که چه خواهد شد با این مصوبه حذف یارانه آرد نانهای صنعتی ...

مجمع فعالان اقتصادی
https://t.me/joinchat/AAAAAD-0rkJfxbjPxic4xg
Forwarded from شین ☔️🖤
🍀 «كشور سودان يك كشور ممتاز در جهان اسلا‌م است كه از يك موضع مترقی برخوردار می‌باشد و در مبارزه با استكبار و رژيم صهيونيستی استراتژی دقيقي دارد.»

❤️ علی‌ لاریجانی، 17 اسفند 87 (در سفر از پیش‌اعلام نشده به پایتخت سودان)، بلافاصله پس از صدور حکم بازداشت «عمرالبشير» به اتهام ارتکاب جنایت جنگی

🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
.
🔵 چگونه سرمایه «دیجی‌کالا» ظرف چهار ماه، 32 برابر شد؟!


✍️ مهدی خرم‌دل (مستندساز و روزنامه‌نگار) نوشته:

1. همزمان با افطار دیروز، دیجی‌کالا از DKNext با مدیرعاملی روح‌الله رحمانی (داماد آقای حدادعادل) رونمایی کرد.همه توضیحات مدیران دیجی کالا از بزرگ شدن این بیزینس و شکوفایی خبر می‌دهد اما شکوفایی در این بازار خراب؟! کنجکاو شدم...

2. سری به روزنامه رسمی زدم. دیجی‌کالا یازده اسفند 97 در این آگهی رسمی تاکید کرده که سرمایه‌ شرکت از 12.6 میلیارد تومان به 413 میلیارد تومان افزایش پیدا کرده یعنی چیزی در حدود 32 برابر شده! تصور کردم عدد 12 میلیارد اشتباه است و به آگهی قبل مراجعه کردم!

3. عدد درست بود؛ ‌دیجی‌کالا چهار ماه قبل یعنی در 2 آبان 97، سرمایه این شرکت را 12.6 میلیارد تومان منقسم در 12640300 سهم اعلام کرده اما چه اتفاقی افتاده که ظرف چهار ماه به این نتیجه رسیدند که سرمایه شرکت 32 برابر شده/شود و این سرمایه از کجا تامین شده؟!

4. شاید بگوییم شرکت توسعه پیدا کرده و بزرگ‌تر شده (ادعای شب گذشته مدیرانش) و یا سرمایه خارجی تزریق شده است اما نکته قابل تامل این که شرکت ‌دیجی‌کالا شهریور 97 یعنی چند ماه قبل از 32 برابر شدن سرمایه‌ اسمی‌اش، به دلایلی چون کاهش فروش محصول،عذر 175 نفر از پرسنلش را خواست!

🔶 @mmoeeni1