انتقاد از تلاشهای داخلی برای پایان دادن به فعالیت 'رنوی فرانسه' در ایران http://www.bbc.com/persian/iran-44535254
BBC News فارسی
انتقاد از تلاشهای داخلی برای پایان دادن به فعالیت 'رنوی فرانسه' در ایران
به گفته محمدرضا منصوری، یکی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس ایران بعضی از خودروسازان ایرانی با همکاری سازمانهای دیگر داخلی و مدیران دولتی در تلاشند تا به فعالیت شرکت خوروسازی رنوی فرانسه در ایران پایان دهند. این در حالی است که رنو هفته پیش اعلام کرد…
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
چرا باید طرفدار تیم فوتبال عربستان باشیم
#V 028
https://t.me/divanesara/715
احمد هاشمی @Ahmdhash - چند روز پیش مهرداد میناوند در یک برنامه تلویزیونی جملهای قریب به این مضمون گفت که همه اقوام ایرانی از جمله اعراب محترم هستند و هرگونه توهین قومیتی در ورزشگاهها محکوم است. مجری برنامه هم ضمن تقدیر از بیانات میهمان محترم یک بیانیه چند جملهای در محکومیت کشورهای عرب همسایه قرائت کرد که خیلی هم بحث فنی فوتبال نبود. دیشب هم در برنامهای دیگر وقتی حرف به بازی عربستان و روسیه کشید، معلوم شد که عربستان در آن استودیو طرفداران زیادی ندارد. موقعیتی که مجریان برنامه به طرفدارن ایرانی فوتبال هم تعمیم دادند: مردم ما دوست ندارند عربستان برنده شود.
گذشته از درست یا غلط بودن تکرار این حرفها از صداوسیما پرسش این است که دلیل این قاطعیت در ترجیح روسیه به عربستان چیست؟ شاید یکی از ریشههای دلخوری، حمله سالیان دور اعراب به ایران باشد که ذیل گفتمان «دو قرن سکوت» تعریف میشود. با اینحال وقتی حرف از مقایسه روسیه و عربستان باشد، روسیه خیلی هم روسپید نیست. آثار زخمهای این کشور بر پیکر ایران هنوز تازه است. قرارداد ترکمنچای و گلستان به کنار، بعد از جنگ دوم جهانی، اگر ضربالعجل ۴۸ ساعته ترومن نبود، روسها حالا حالاها قصد راهی شدن نداشتند و بدشان نمیآمد بخشهایی از آذربایجان را هم ضمیمه فتوحات پیشین کنند. در تاریخ معاصر، عربستان یکدهم روسیه به ایران آسیب نرسانده است. بیشتر از آن، عربستان مانند همسایهای خجالتی و فراری از معاشرت بوده که تا مجبور نشود، سری به علامت سلام و علیک تکان نمیدهد.
در دوگانه عربستان/روسیه، شاید نیاز به همین مقایسههای سطحی هم نباشد. موضوع اصلاً روسیه نیست؛ مسئله این است که ما طرفدار هر کشوری هستیم که روبهروی عربستان قرار بگیرد. تیمی که از قضا اگر از جنبه فوتبالی نگاه کنیم، بازیهایش مصداقی در رد نظریه ضدفوتبال بازی کردن عربهاست. فوتبالی مالکانه، با بازیکنانی که دستکم در سطح فوتبال آسیا تکنیکی محسوب میشوند. همین تیم در گروهی که دو غول آسیا، استرالیا و ژاپن و تیم پرمهره امارات حضور داشتند بهراحتی صعود کرد. اگر بازیهای تیم عربستان را فارغ از کلیشههای ذهنی خود درباره فوتبال عربها تماشا کنیم، به یقین لذت خواهیم برد. جالب این است که اصلاً تیمهای کشورهای عربی خیلی هم زیبا بازی میکنند. نمونههایش را بارها همین سالها دیدهایم. برچسب ضدفوتبال به تیمهایی مثل العین و الهلال و السد نمیچسبد. خیلی وقتها ما در برابر این تیمها باختیم و بعد توجیه کردیم که اینها با دلارهای نفتیشان بازیکن میخرند و ولخرجیهای آنچنانی در تدارکات تیم خود دارند. این تصور حالا انگار دستورالعملی است که باید گزارشگران ورزشی مدام تکرار کنند تا ما فراموش کنیم که ایران هم دلار نفتی و گازی کم ندارد. فراموش کنیم که فرق ما با آنها تنها در نوع مدیریت رانتی است و خیلی از همین سرمایهگزاریهای آنها با سود معقول برمیگردد. شاید هم (مطمئن نیستم) آنها خاوری و زنجانی ندارند که دلارهای نفتیشان را توی کانادا و تاجیکستان به باد دهند، وقتی پولشان اضافه میآید در ورزش تزریق میکنند!
هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که ما طرفدار تیمی مانند عربستان نباشیم، از آن طرف با هزار و یک استدلال میتوانیم موقع تماشای بازی این تیم سمت تماشاگران عرب بنشینیم؛ یکی تشابههای فرهنگی ما با مردم عربستان است. دیگری اینکه عربستان همچون ایران کشوری در حاشیه فوتبال حرفهای است و موفقیتش نویدبخش پیروزیهای آتی ما هم خواهد بود. اینکه بازی آلمان و اسپانیا را دوست داشته باشیم بد نیست، اما اگر قرار باشد هر دوره آلمان قهرمان شود و ایران و عربستان در مرحله گروهی حذف شوند، تماشای فوتبال هیجانی ندارد. یک دلیل دیگر اینکه ورزش وسیله آشتی ملتهاست، این اتفاقها فرصتی کمیاب برای نزدیکی و صلح است. هر رقابت فوتبالی این ظرفیت را دارد، حتی مسابقههایی که بین باشگاههای ایرانی و عربستانی در زمین بیطرف برگزار میشود. میشود بازیکنان برای هم شاخه گل ببرند و دست در گردن هم عکس دستجمعی بگیرند، این یعنی جدا کردن حرف ورزش که دوستی و صلح است از حرف سیاست که همان دوگانههای همیشگی است.
دعوایی که بین سیاسیون دو کشور وجود دارد، نهاینکه به ملتهایشان ربط ندارد، اما جامعه مدنی میتواند دو راه را برگزیند؛ یکی نزدیکتر شدن و تبادل فرهنگی و قانع کردن دولتها به مدارا، دو دیگر تشدید تضادها و تکثیر ادبیات نژادپرستانه. یادمان باشد جنگها بدون پیشزمینه شروع نمیشوند، یکی از این زمینهها این است که مردم بپذیرند تضادها حل ناشدنیست.
چه فایدهای دارد که صبح تا شب از دشمنیها بگوییم و اینکه دوست داریم کی ببازد. بنشینیم و از تماشا کردن لذت ببریم. فرصت برای دعوا همیشه هست.
کانال «مجمع دیوانگان»
#V 028
https://t.me/divanesara/715
احمد هاشمی @Ahmdhash - چند روز پیش مهرداد میناوند در یک برنامه تلویزیونی جملهای قریب به این مضمون گفت که همه اقوام ایرانی از جمله اعراب محترم هستند و هرگونه توهین قومیتی در ورزشگاهها محکوم است. مجری برنامه هم ضمن تقدیر از بیانات میهمان محترم یک بیانیه چند جملهای در محکومیت کشورهای عرب همسایه قرائت کرد که خیلی هم بحث فنی فوتبال نبود. دیشب هم در برنامهای دیگر وقتی حرف به بازی عربستان و روسیه کشید، معلوم شد که عربستان در آن استودیو طرفداران زیادی ندارد. موقعیتی که مجریان برنامه به طرفدارن ایرانی فوتبال هم تعمیم دادند: مردم ما دوست ندارند عربستان برنده شود.
گذشته از درست یا غلط بودن تکرار این حرفها از صداوسیما پرسش این است که دلیل این قاطعیت در ترجیح روسیه به عربستان چیست؟ شاید یکی از ریشههای دلخوری، حمله سالیان دور اعراب به ایران باشد که ذیل گفتمان «دو قرن سکوت» تعریف میشود. با اینحال وقتی حرف از مقایسه روسیه و عربستان باشد، روسیه خیلی هم روسپید نیست. آثار زخمهای این کشور بر پیکر ایران هنوز تازه است. قرارداد ترکمنچای و گلستان به کنار، بعد از جنگ دوم جهانی، اگر ضربالعجل ۴۸ ساعته ترومن نبود، روسها حالا حالاها قصد راهی شدن نداشتند و بدشان نمیآمد بخشهایی از آذربایجان را هم ضمیمه فتوحات پیشین کنند. در تاریخ معاصر، عربستان یکدهم روسیه به ایران آسیب نرسانده است. بیشتر از آن، عربستان مانند همسایهای خجالتی و فراری از معاشرت بوده که تا مجبور نشود، سری به علامت سلام و علیک تکان نمیدهد.
در دوگانه عربستان/روسیه، شاید نیاز به همین مقایسههای سطحی هم نباشد. موضوع اصلاً روسیه نیست؛ مسئله این است که ما طرفدار هر کشوری هستیم که روبهروی عربستان قرار بگیرد. تیمی که از قضا اگر از جنبه فوتبالی نگاه کنیم، بازیهایش مصداقی در رد نظریه ضدفوتبال بازی کردن عربهاست. فوتبالی مالکانه، با بازیکنانی که دستکم در سطح فوتبال آسیا تکنیکی محسوب میشوند. همین تیم در گروهی که دو غول آسیا، استرالیا و ژاپن و تیم پرمهره امارات حضور داشتند بهراحتی صعود کرد. اگر بازیهای تیم عربستان را فارغ از کلیشههای ذهنی خود درباره فوتبال عربها تماشا کنیم، به یقین لذت خواهیم برد. جالب این است که اصلاً تیمهای کشورهای عربی خیلی هم زیبا بازی میکنند. نمونههایش را بارها همین سالها دیدهایم. برچسب ضدفوتبال به تیمهایی مثل العین و الهلال و السد نمیچسبد. خیلی وقتها ما در برابر این تیمها باختیم و بعد توجیه کردیم که اینها با دلارهای نفتیشان بازیکن میخرند و ولخرجیهای آنچنانی در تدارکات تیم خود دارند. این تصور حالا انگار دستورالعملی است که باید گزارشگران ورزشی مدام تکرار کنند تا ما فراموش کنیم که ایران هم دلار نفتی و گازی کم ندارد. فراموش کنیم که فرق ما با آنها تنها در نوع مدیریت رانتی است و خیلی از همین سرمایهگزاریهای آنها با سود معقول برمیگردد. شاید هم (مطمئن نیستم) آنها خاوری و زنجانی ندارند که دلارهای نفتیشان را توی کانادا و تاجیکستان به باد دهند، وقتی پولشان اضافه میآید در ورزش تزریق میکنند!
هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که ما طرفدار تیمی مانند عربستان نباشیم، از آن طرف با هزار و یک استدلال میتوانیم موقع تماشای بازی این تیم سمت تماشاگران عرب بنشینیم؛ یکی تشابههای فرهنگی ما با مردم عربستان است. دیگری اینکه عربستان همچون ایران کشوری در حاشیه فوتبال حرفهای است و موفقیتش نویدبخش پیروزیهای آتی ما هم خواهد بود. اینکه بازی آلمان و اسپانیا را دوست داشته باشیم بد نیست، اما اگر قرار باشد هر دوره آلمان قهرمان شود و ایران و عربستان در مرحله گروهی حذف شوند، تماشای فوتبال هیجانی ندارد. یک دلیل دیگر اینکه ورزش وسیله آشتی ملتهاست، این اتفاقها فرصتی کمیاب برای نزدیکی و صلح است. هر رقابت فوتبالی این ظرفیت را دارد، حتی مسابقههایی که بین باشگاههای ایرانی و عربستانی در زمین بیطرف برگزار میشود. میشود بازیکنان برای هم شاخه گل ببرند و دست در گردن هم عکس دستجمعی بگیرند، این یعنی جدا کردن حرف ورزش که دوستی و صلح است از حرف سیاست که همان دوگانههای همیشگی است.
دعوایی که بین سیاسیون دو کشور وجود دارد، نهاینکه به ملتهایشان ربط ندارد، اما جامعه مدنی میتواند دو راه را برگزیند؛ یکی نزدیکتر شدن و تبادل فرهنگی و قانع کردن دولتها به مدارا، دو دیگر تشدید تضادها و تکثیر ادبیات نژادپرستانه. یادمان باشد جنگها بدون پیشزمینه شروع نمیشوند، یکی از این زمینهها این است که مردم بپذیرند تضادها حل ناشدنیست.
چه فایدهای دارد که صبح تا شب از دشمنیها بگوییم و اینکه دوست داریم کی ببازد. بنشینیم و از تماشا کردن لذت ببریم. فرصت برای دعوا همیشه هست.
کانال «مجمع دیوانگان»
Telegram
مجمع دیوانگان
یادداشت میهمان: چرا باید طرفدار تیم فوتبال عربستان باشیم
#V 028
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#V 028
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
سطح دانش مسئول مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی
امیر هاشمی مقدم: فرارو
ریاست سازمان میراث فرهنگی ایران برخلاف وزرا، نیاز به تایید مجلس ندارد و بنابراین تبدیل به حیاط خلوت روسایجمهوری شده که نزدیکانشان را دز آنجا بگمارند. بر همین پایه، میراث فرهنگی ایران یکی از حوزههایی است که به دلیل کار نابلدی رؤسایش، آسیب بسیار دیده است.
سیدمحمد بهشتی، یکی از این مسئولین مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی کشور است که هر بار این مسئولیتش در قالب یکی از سِمَتهای بلندپایه همچون ریاست این سازمان یا معاونت پژوهشیاش حلول میکند. سخنان و نوشتههای بیپایه و اساس و بدون استناد ایشان، به خوبی سطح دانش مربوطه وی را نشان میدهد.
یکبار در گفتگو با حسین دهباشی، جنگهای ایران و روسیه را مربوط به آذربایجان و روسیه میداند که ربطی به ایران نداشته و سپاهیان دیگر مناطق ایران در آن حضور نداشتهاند (در حالیکه اسناد تاریخی آن دوره، حتی تعداد سپاهیان ایرانی غیر آذری این جنگ را هم نشان دادهاند. یادداشت پیشینم در اینباره:
https://t.me/moghaddames/65
یکجا در روزنامه اعتماد مینویسد: «ما در حالی با شنیدن نام ساسانی یا صفوی یاد گربۀ نشسته میافتیم که کودکان افغان نیز در تاریخ مدارس خود، سلسلههای ساسانی یا صفوی را بخشی از سرگذشت خود میشناسند». یقین دارم آقای بهشتی حتی چشمش به جلد کتابهای تاریخ مدارس افغانستان هم نیفتاده؛ چرا که در این کتابها، ساسانیان و صفویان را نه تنها متعلق به افغانستان نمیدانند، بلکه حکومتهایی متجاوز به خاک این کشور میشمارند (سخنم درباره درستی یا نادرستی کتابهای تاریخ مدارس افغانستان نیست؛ بلکه درباره نادرستی ادعای آقای بهشتی است).
به تازگی هم شمار گویشهای ایرانی را هفتاد هزار دانسته است. آقای بهشتی یا نمیداند گویش چیست یا نمیداند هفتاد هزار یعنی چند تا. زبانشناسان و نهادهای پژوهشی، این رقم را زیر یکصد میدانند؛ مثلا دکتر منتظری زبانشناس، شمار گویشهای ایران را 39 و مرکز مطالعات تابستانی زبان، این شمار را 87 میداند.
کلیت بحثهای زبانشناسی میگوید دو نفر که لهجهشان با هم فرق کند (مثلا لهجه فارسی تهرانی و اصفهانی)، بدون مشکل میتوانند با یکدیگر صحبت کنند. در حالیکه دو نفر با گویشهای متفاوت (برای نمونه گیلکی و بختیاری) به دشواری میتوانند زبان یکدیگر را بفهمند. دست آخر، دو نفر با زبان مختلف (مثلا فارسی و ترکی) اصلا نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آیا با این معیار، واقعا هفتاد هزار گویش در ایران وجود دارد که مثلا منِ بختیاری نمیتوانم آنها را بفهمم؟
بدتر آنکه آقای بهشتی در همین سخنرانی آخرش (یازدهمین نشست تخصصی «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟») به آن پرداخته، میگوید تا زمان رضاشاه، «این سرزمین هرگز به نام ایران نبود و به اسم سرزمین پارس شناخته میشد». این دقیقا ادعای تجزیهطلبان و دشمنان ایران است که از دهان رسمیترین مسئول فرهنگی جمهوری اسلامی بیرون میآید. آقای بهشتی که ظاهرا به دوره قاجار علاقمند است، تاکنون یکبار اسناد قاجاری را نگاه کرده تا ببیند در همه آنها نام این کشور ایران و نام پادشاهان هم شاه ایران نوشته میشد یا نه؟ سکههایشان را چطور؟ سکههای پیش از آنها همچون نادرشاه افشار را چطور؟ اسناد رسمی با همسایگانی همچون عثمانی را چطور؟ حتی در یکی از آنها، از نام پارس برای کشورمان استفاده شده است؟ نقشههای جغرافیدانان عثمانی همچون «ابراهیم متفرقه افندی» از ایران سده یازدهم هجری را چطور؟ ایشان واقعا نمیداند تنها کشورهای غربی بودند که نام کشورمان را پارس یا پرشیا میدانستند و رضاشاه در نامه رسمیاش، خواستار کاربرد همان نامی برای کشورمان شد که در خود ایران هم کاربرد داشت؟
آقای بهشتی با همین سطح سواد چهل سال است چسبیدهاند به بالاترین کرسیهای فرهنگی این کشور؟
ایشان در پی انتقادات پس از مرگ زندهیاد ملکمطیعی (که همین آقای بهشتی عامل اصلی کنار نهادن ملکمطیعی، فردین و بهروز وثوقی از سینمای پس از انقلاب بود؛ چرا که با مدرک معماری توانسته بود نه تنها در میراث فرهنگی، که در مهمترین نهادهای تصمیمگیرنده سینمایی هم همهکاره شود) میگوید: «این خیلی بیانصافی است که بعضیها یک صورتحساب چهل ساله میگذارند روی میز». نه آقای بهشتی! بیانصافی این است که شما چهل سال است بر بالاترین کرسیهای فرهنگی، هنری، سینمایی و... ایران تکیه زده؛ درباره شیر مرغ تا جان آدمیزاد اظهار نظر غیرمستند کرده؛ به بحثها و ابهاماتی که درباره ارقام نجومی بازنشستگی و حقوق دوبارهتان پس از بازنشستگی صوری در میان است پاسخ نداده؛ و با همه اینها، از گلویتان صدای تجزیهطلبان و دشمنان ایران بیرون میآید.
(اگر پسندیدید، به اشتراک بگذارید تا شاید برسد به دست آقای بهشتی)
دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید:
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: فرارو
ریاست سازمان میراث فرهنگی ایران برخلاف وزرا، نیاز به تایید مجلس ندارد و بنابراین تبدیل به حیاط خلوت روسایجمهوری شده که نزدیکانشان را دز آنجا بگمارند. بر همین پایه، میراث فرهنگی ایران یکی از حوزههایی است که به دلیل کار نابلدی رؤسایش، آسیب بسیار دیده است.
سیدمحمد بهشتی، یکی از این مسئولین مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی کشور است که هر بار این مسئولیتش در قالب یکی از سِمَتهای بلندپایه همچون ریاست این سازمان یا معاونت پژوهشیاش حلول میکند. سخنان و نوشتههای بیپایه و اساس و بدون استناد ایشان، به خوبی سطح دانش مربوطه وی را نشان میدهد.
یکبار در گفتگو با حسین دهباشی، جنگهای ایران و روسیه را مربوط به آذربایجان و روسیه میداند که ربطی به ایران نداشته و سپاهیان دیگر مناطق ایران در آن حضور نداشتهاند (در حالیکه اسناد تاریخی آن دوره، حتی تعداد سپاهیان ایرانی غیر آذری این جنگ را هم نشان دادهاند. یادداشت پیشینم در اینباره:
https://t.me/moghaddames/65
یکجا در روزنامه اعتماد مینویسد: «ما در حالی با شنیدن نام ساسانی یا صفوی یاد گربۀ نشسته میافتیم که کودکان افغان نیز در تاریخ مدارس خود، سلسلههای ساسانی یا صفوی را بخشی از سرگذشت خود میشناسند». یقین دارم آقای بهشتی حتی چشمش به جلد کتابهای تاریخ مدارس افغانستان هم نیفتاده؛ چرا که در این کتابها، ساسانیان و صفویان را نه تنها متعلق به افغانستان نمیدانند، بلکه حکومتهایی متجاوز به خاک این کشور میشمارند (سخنم درباره درستی یا نادرستی کتابهای تاریخ مدارس افغانستان نیست؛ بلکه درباره نادرستی ادعای آقای بهشتی است).
به تازگی هم شمار گویشهای ایرانی را هفتاد هزار دانسته است. آقای بهشتی یا نمیداند گویش چیست یا نمیداند هفتاد هزار یعنی چند تا. زبانشناسان و نهادهای پژوهشی، این رقم را زیر یکصد میدانند؛ مثلا دکتر منتظری زبانشناس، شمار گویشهای ایران را 39 و مرکز مطالعات تابستانی زبان، این شمار را 87 میداند.
کلیت بحثهای زبانشناسی میگوید دو نفر که لهجهشان با هم فرق کند (مثلا لهجه فارسی تهرانی و اصفهانی)، بدون مشکل میتوانند با یکدیگر صحبت کنند. در حالیکه دو نفر با گویشهای متفاوت (برای نمونه گیلکی و بختیاری) به دشواری میتوانند زبان یکدیگر را بفهمند. دست آخر، دو نفر با زبان مختلف (مثلا فارسی و ترکی) اصلا نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آیا با این معیار، واقعا هفتاد هزار گویش در ایران وجود دارد که مثلا منِ بختیاری نمیتوانم آنها را بفهمم؟
بدتر آنکه آقای بهشتی در همین سخنرانی آخرش (یازدهمین نشست تخصصی «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟») به آن پرداخته، میگوید تا زمان رضاشاه، «این سرزمین هرگز به نام ایران نبود و به اسم سرزمین پارس شناخته میشد». این دقیقا ادعای تجزیهطلبان و دشمنان ایران است که از دهان رسمیترین مسئول فرهنگی جمهوری اسلامی بیرون میآید. آقای بهشتی که ظاهرا به دوره قاجار علاقمند است، تاکنون یکبار اسناد قاجاری را نگاه کرده تا ببیند در همه آنها نام این کشور ایران و نام پادشاهان هم شاه ایران نوشته میشد یا نه؟ سکههایشان را چطور؟ سکههای پیش از آنها همچون نادرشاه افشار را چطور؟ اسناد رسمی با همسایگانی همچون عثمانی را چطور؟ حتی در یکی از آنها، از نام پارس برای کشورمان استفاده شده است؟ نقشههای جغرافیدانان عثمانی همچون «ابراهیم متفرقه افندی» از ایران سده یازدهم هجری را چطور؟ ایشان واقعا نمیداند تنها کشورهای غربی بودند که نام کشورمان را پارس یا پرشیا میدانستند و رضاشاه در نامه رسمیاش، خواستار کاربرد همان نامی برای کشورمان شد که در خود ایران هم کاربرد داشت؟
آقای بهشتی با همین سطح سواد چهل سال است چسبیدهاند به بالاترین کرسیهای فرهنگی این کشور؟
ایشان در پی انتقادات پس از مرگ زندهیاد ملکمطیعی (که همین آقای بهشتی عامل اصلی کنار نهادن ملکمطیعی، فردین و بهروز وثوقی از سینمای پس از انقلاب بود؛ چرا که با مدرک معماری توانسته بود نه تنها در میراث فرهنگی، که در مهمترین نهادهای تصمیمگیرنده سینمایی هم همهکاره شود) میگوید: «این خیلی بیانصافی است که بعضیها یک صورتحساب چهل ساله میگذارند روی میز». نه آقای بهشتی! بیانصافی این است که شما چهل سال است بر بالاترین کرسیهای فرهنگی، هنری، سینمایی و... ایران تکیه زده؛ درباره شیر مرغ تا جان آدمیزاد اظهار نظر غیرمستند کرده؛ به بحثها و ابهاماتی که درباره ارقام نجومی بازنشستگی و حقوق دوبارهتان پس از بازنشستگی صوری در میان است پاسخ نداده؛ و با همه اینها، از گلویتان صدای تجزیهطلبان و دشمنان ایران بیرون میآید.
(اگر پسندیدید، به اشتراک بگذارید تا شاید برسد به دست آقای بهشتی)
دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید:
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
روسیهپرستی تا به کجا؟
امیر هاشمی مقدم: وبسایت خبری-تحلیلی فرارو
به تازگی سید محمد بهشتی در گفتگو با حسین دهباشی، سخنان شگفتی درباره جنگهای ایران و روس بر زبان رانده است. از میان ادعاها و تحریفات ایشان، من تنها به یکی، آن هم در حد یک یادداشت روزنامهای میپردازم:…
امیر هاشمی مقدم: وبسایت خبری-تحلیلی فرارو
به تازگی سید محمد بهشتی در گفتگو با حسین دهباشی، سخنان شگفتی درباره جنگهای ایران و روس بر زبان رانده است. از میان ادعاها و تحریفات ایشان، من تنها به یکی، آن هم در حد یک یادداشت روزنامهای میپردازم:…
Forwarded from صدای ایران
🔴 چگونه حكومت ١٢٠ ساله #مغول به پایان رسید؟
✍️سیدعلیرضا شفیعی مطهر
زوال از یک روستا شروع شد.
صدوبیست سال مغول ها هر چه خواستند در ایران کردند؛ جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشند. از کشتن صدهزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل مغولها پس از فتح #ایران ساکن #خراسان شدند، ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند!
مغولها همه گونه حقی داشتند!
#مغولان مجاز بودند هر که را خواستند بکشند، به هر که خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند؛ #ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول، چنان یأسی میان مردم ایران وجود می داشته که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند.
#ابن_اثیر مینویسد ؛ یک مغول در صحرایی به هفده نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد؛ هیچ کس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر، که همان یک نفر او را کشت!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود؛ چند مغول بیابانگرد به خانهٔ ایندو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند. بر خلاف ۱۲۰سال قبلش، دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند؛ مردم باشتین اول میترسند، ولی مرد شجاعی به نام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی می کند.
خبر به قریههای اطراف میرسد؛ حاکم #سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند. عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را میکشد. در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چند صد نفره را به #باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند؛ عبدالرزاق فرمانده قیام میشود.
در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای #مغولکشی کمکم زیاد میشود ؛ عبدالرزاق نام #سربداران بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوجفوج مردمان بهستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه #ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد؛ پس از صد و بیست سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند. آن روز حتماً پرشکوه بوده است!
#طغای_تیمور #ایلخان_مغول، یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند؛ سربداران او را هم میکشند و از طغایتیمور میخواهند که اطاعت کند. سربداران به جنگ طغای تیمور می روند و او را شکست می دهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است. همان لحظهای که "#سیف_فرغانی" انتظارش را میکشید:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت،غبارش فرونشست
باد سُم خران شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
*این عوعو سگان شما نیز بگذرد*
✅ @SedayIran_Voi
✍️سیدعلیرضا شفیعی مطهر
زوال از یک روستا شروع شد.
صدوبیست سال مغول ها هر چه خواستند در ایران کردند؛ جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشند. از کشتن صدهزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت برخی از قبایل مغولها پس از فتح #ایران ساکن #خراسان شدند، ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمیکردند!
مغولها همه گونه حقی داشتند!
#مغولان مجاز بودند هر که را خواستند بکشند، به هر که خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند؛ #ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول، چنان یأسی میان مردم ایران وجود می داشته که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمیکردند.
#ابن_اثیر مینویسد ؛ یک مغول در صحرایی به هفده نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد؛ هیچ کس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر، که همان یک نفر او را کشت!
داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع میشود؛ چند مغول بیابانگرد به خانهٔ ایندو میروند و زنان و دخترانشان را طلب میکنند. بر خلاف ۱۲۰سال قبلش، دو برادر مقاومت میکنند و مغولان را میکشند؛ مردم باشتین اول میترسند، ولی مرد شجاعی به نام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی می کند.
خبر به قریههای اطراف میرسد؛ حاکم #سبزوار مامورانی را میفرستد تا دو برادر را دستگیر کنند. عبدالرزاق با کمک مردم روستا ماموران را میکشد. در نهایت حاکم سبزوار سپاهی چند صد نفره را به #باشتین میفرستد، ولی حالا خیلیها جرأت مقاومت پیدا میکنند؛ عبدالرزاق فرمانده قیام میشود.
در چند روستا، مردم مغولان را میکشند و خبرهای #مغولکشی کمکم زیاد میشود ؛ عبدالرزاق نام #سربداران بر سپاهیان از جان گذشتهاش میگذارد. فوجفوج مردمان بهستوه آمده از ستم مغولها به باشتین میروند تا به عبدالرزاق بپیوندند و در برابر سپاه #ارغونشاه (حاکم سبزوار) بایستند.
عبدالرزاق بر ارغونشاه پیروز میشود و سبزوار فتح میگردد؛ پس از صد و بیست سال ایرانیان بر مغولها فائق میشوند. آن روز حتماً پرشکوه بوده است!
#طغای_تیمور #ایلخان_مغول، یک ایلچی مغول را میفرستد تا سربداران از او اطاعت کنند؛ سربداران او را هم میکشند و از طغایتیمور میخواهند که اطاعت کند. سربداران به جنگ طغای تیمور می روند و او را شکست می دهند و این نقطهٔ پایان ایلخانان مغول است. همان لحظهای که "#سیف_فرغانی" انتظارش را میکشید:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت،غبارش فرونشست
باد سُم خران شما نیز بگذرد
در مملکت که غرش شیران گذشت و رفت
*این عوعو سگان شما نیز بگذرد*
✅ @SedayIran_Voi
Forwarded from اسلامی بیدگلی
در دهه ۱۹۴۰ خطی میان یک سرزمین کشیدند. جنوب خط به دامن بازارهای آزاد و دموکراسی غلطید و شمال خط شد پیرو اندیشههای روسی، دولت متمرکز و کنترلگر. حالا درآمد سرانه یکی بیش از بیست برابر دیگری است. کشور جنوبی یازدهمین اقتصاد بزرگ جهان است و چهارمین فضای کسبوکار مناسب را دارد و کشور شمالی که با اندیشه عدالت و مساوات تشکیل شد غیرآزادترین اقتصاد جهان است و یکی از فاسدترینها. رهبران بخش شمالی سالها با شعار عزت و استقلال، مردمان سرزمینشان را به نابودی هدایت کردند... هرچند اکنون به انتهای بنبست نزدیک هستند.
با این حجم از شواهد و مدارک هنوز برخی سیاستمداران در نقاط مختلف جهان به مدل شمالی علاقهمندترند. جز میل به فساد دلیل دیگری نمییابم.
#نیمکت
http://T.me/nymkat
با این حجم از شواهد و مدارک هنوز برخی سیاستمداران در نقاط مختلف جهان به مدل شمالی علاقهمندترند. جز میل به فساد دلیل دیگری نمییابم.
#نیمکت
http://T.me/nymkat
Telegram
اسلامی بیدگلی
نکات کوتاه اقتصادی، مالی و ...
Forwarded from روزنامه دنیای اقتصاد
ارزپاشی و پولپاشی؛
▫️ سرمقاله ای از دکتر موسی غنینژاد
✍️ درخواست ثبتسفارش برای واردات کالا در دو ماه اخیر بهشدت بالا رفته است. نزدیک به نیم قرن است که مسوولان دولتی در ایران، با سیاستگذاریهای نادرست اقتصاد ملی را دچار دور باطل پولپاشی، ارزپاشی و اتلاف منابع کردهاند.
✍️ منظور از پولپاشی، سیاستهای ناظر بر «کمک» به تولید و رشد اقتصادی است که با اجبار نظام بانکی به اعطای اعتبارت ارزانقیمت با ضوابط سهلانگارانه صورت میگیرد و در عمل به شکل سیاست پولی بیرویه انبساطی موجب افزایش پایه پولی و نقدینگی نمایان میشود.
✍️ نرخ ۴۲۰۰ تومانی که دولت برای دلار تعیین کرده است نرخ یارانهای است و با قیمت بازار تفاوت چشمگیری دارد. از اینرو هر خریداری به هر صورت به آن دست یابد، رانت آسانیاب و دندانگیری را نصیب خود کرده است.
✍️ در چنین شرایطی اصرار دولت به ممانعت از به رسمیت شناختن بازار موازی، ریسک بازار را بالا برده و در عمل مقدار یارانه یا رانت را خواهناخواه افزایش میدهد. به سخن دیگر، دولت که برای مقابله با تلاطم در بازار ارز وارد میدان شده بود در عمل نقض غرض میکند.
✍️ تورم پدیده پولی ناشی از سیاستهای انبساطی (پولپاشی) است و با واردات ارزان نمیتوان با آن مقابله کرد... نهایتا اکثریت قریب به اتفاق کالاها به قیمت بازار موازی (بازار آزاد) به دست مصرفکننده میرسد. اگر در این میان سودی برای این سیاست متصور باشد عمدتا نصیب عدهای ویژهخوار «خودی» و رانتخوار حرفهای میشود.
✍️ به راستی تا کی باید تاوان انکار علم و عقل سلیم از سوی صاحبان قدرت را پرداخت، نیمقرن تجربه مکرر کافی نیست.
🖌 متن کامل سرمقاله را در لینک زیر بخوانید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3398468
▫️ سرمقاله ای از دکتر موسی غنینژاد
✍️ درخواست ثبتسفارش برای واردات کالا در دو ماه اخیر بهشدت بالا رفته است. نزدیک به نیم قرن است که مسوولان دولتی در ایران، با سیاستگذاریهای نادرست اقتصاد ملی را دچار دور باطل پولپاشی، ارزپاشی و اتلاف منابع کردهاند.
✍️ منظور از پولپاشی، سیاستهای ناظر بر «کمک» به تولید و رشد اقتصادی است که با اجبار نظام بانکی به اعطای اعتبارت ارزانقیمت با ضوابط سهلانگارانه صورت میگیرد و در عمل به شکل سیاست پولی بیرویه انبساطی موجب افزایش پایه پولی و نقدینگی نمایان میشود.
✍️ نرخ ۴۲۰۰ تومانی که دولت برای دلار تعیین کرده است نرخ یارانهای است و با قیمت بازار تفاوت چشمگیری دارد. از اینرو هر خریداری به هر صورت به آن دست یابد، رانت آسانیاب و دندانگیری را نصیب خود کرده است.
✍️ در چنین شرایطی اصرار دولت به ممانعت از به رسمیت شناختن بازار موازی، ریسک بازار را بالا برده و در عمل مقدار یارانه یا رانت را خواهناخواه افزایش میدهد. به سخن دیگر، دولت که برای مقابله با تلاطم در بازار ارز وارد میدان شده بود در عمل نقض غرض میکند.
✍️ تورم پدیده پولی ناشی از سیاستهای انبساطی (پولپاشی) است و با واردات ارزان نمیتوان با آن مقابله کرد... نهایتا اکثریت قریب به اتفاق کالاها به قیمت بازار موازی (بازار آزاد) به دست مصرفکننده میرسد. اگر در این میان سودی برای این سیاست متصور باشد عمدتا نصیب عدهای ویژهخوار «خودی» و رانتخوار حرفهای میشود.
✍️ به راستی تا کی باید تاوان انکار علم و عقل سلیم از سوی صاحبان قدرت را پرداخت، نیمقرن تجربه مکرر کافی نیست.
🖌 متن کامل سرمقاله را در لینک زیر بخوانید.
کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد
@den_ir
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3398468
مرد ژاپنی سه دقیقه زودتر برای ناهار رفت، جریمه شد http://www.bbc.com/persian/world-44563389
BBC News فارسی
مرد ژاپنی سه دقیقه زودتر برای ناهار رفت، جریمه شد
روسای یک شرکت ژاپنی در یک نشست خبری تلویزیونی از مشتریان خود به خاطر این که یک کارمند این شرکت زودتر از موقع، میزش را برای ناهار ترک کرده، عذرخواهی کردهاند.
Forwarded from ربات تلگرام سایت میهن
Mihan_20.pdf
971.2 KB
Forwarded from ربات تلگرام سایت میهن
Mihan_21.pdf
1.2 MB
Forwarded from دوماهنامه میهن | Mihan.net
در شماره 21 دوماهنامه میهن آمده است:
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1397/03/20/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖊 سرسخن 21
👤 علی افشاری 🖊 آیا اسرائیل دشمن ایران است؟
👤 مهران براتی 🖊 پس زمینه های رابطه بحران زای ایران و اسرائیل
👤 بهروز بیات 🖊 نگاهی فرا ایدئولوژیک به کشور اسرائیل
👤 علی جلالی 🖊 از چشم اورشلیم
👤 مهرداد خوانساری 🖊 ایران و «مصلحت درازمدت» در سیاست خارجی
👤 همن سیدی 🖊 ایرانیان، کردها و اسرائیل
👤 رامین صفی زاده- امیرحسین گنج بخش 🖊 ایران و اسرائیل و وارونگی سیاست
👤 مجتبی طالقانی 🖊 فلسطین؛ تداوم «فاجعه»
👤 رضا علیجانی 🖊 ایران و اسرائیل؛ وجدان انسانی یا منافع ملی؟
👤 حسین علیزاده 🖊 چرا جمهوری اسلامی «حقیقت» را در شناسایی اسرائیل کتمان می کند؟
👤 حسن فرشتیان 🖊 سایه اسرائیل بر رابطه تاریخی مسلمانان و یهودیان
👤 علی کشتگر 🖊 جمهوری اسلامی؛ چهل سال خدمت به افراطیون اسرائیل
👤 گیدئون لوی؛ محسن یلفانی 🖊 اسرائیل؛ نگاه متفاوتی از درون
👤 مهدی نوربخش 🖊 استراتژی جدید اسرائیل در مقابله با ایران
👤 حمید آصفی 🖊 دامگه اسرائیل، آمریکا، ارتجاع عرب
🖊 محکومیت انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس و جنایات دولت اسرائیل (بیانیه)
🖊 آستانه 21 (تازه های ادبیات فارسی)
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
http://mihan.net/1397/03/20/
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🖊 سرسخن 21
👤 علی افشاری 🖊 آیا اسرائیل دشمن ایران است؟
👤 مهران براتی 🖊 پس زمینه های رابطه بحران زای ایران و اسرائیل
👤 بهروز بیات 🖊 نگاهی فرا ایدئولوژیک به کشور اسرائیل
👤 علی جلالی 🖊 از چشم اورشلیم
👤 مهرداد خوانساری 🖊 ایران و «مصلحت درازمدت» در سیاست خارجی
👤 همن سیدی 🖊 ایرانیان، کردها و اسرائیل
👤 رامین صفی زاده- امیرحسین گنج بخش 🖊 ایران و اسرائیل و وارونگی سیاست
👤 مجتبی طالقانی 🖊 فلسطین؛ تداوم «فاجعه»
👤 رضا علیجانی 🖊 ایران و اسرائیل؛ وجدان انسانی یا منافع ملی؟
👤 حسین علیزاده 🖊 چرا جمهوری اسلامی «حقیقت» را در شناسایی اسرائیل کتمان می کند؟
👤 حسن فرشتیان 🖊 سایه اسرائیل بر رابطه تاریخی مسلمانان و یهودیان
👤 علی کشتگر 🖊 جمهوری اسلامی؛ چهل سال خدمت به افراطیون اسرائیل
👤 گیدئون لوی؛ محسن یلفانی 🖊 اسرائیل؛ نگاه متفاوتی از درون
👤 مهدی نوربخش 🖊 استراتژی جدید اسرائیل در مقابله با ایران
👤 حمید آصفی 🖊 دامگه اسرائیل، آمریکا، ارتجاع عرب
🖊 محکومیت انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس و جنایات دولت اسرائیل (بیانیه)
🖊 آستانه 21 (تازه های ادبیات فارسی)
🌐 Mihan.net 🙂 @mihansitebot
ولوو S60 جدید، پادشاه مدرن اسکاندیناوی | مجله پدال https://www.pedal.ir/%d9%88%d9%84%d9%88%d9%88/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88%d9%84%d9%88%d9%88-s60-2019-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/ -via Flynx
www.pedal.ir
ولوو S60 جدید، پادشاه مدرن اسکاندیناوی | مجله پدال
سومین نسل ولوو S60 طی مراسمی که به منظور افتتاح اولین کارخانه ساخت محصولات این برند در آمریکا تدارک دیده شده بود معرفی شد. این کارخانه که در چارلستون کارول
به خواهران معصوم ایرانشهریام http://moghaddames.blogfa.com/post/748 -via Flynx
مقدمه
به خواهران معصوم ایرانشهریام
(نام پیشین: شوخی با فرهنگ واجتماع) مقدمهای بر مباحث فرهنگی و گردشگری کشورمان
Forwarded from وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
#سفرنامه
همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن میدن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمیآرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.
بالاخره فهمیدم و میخوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!
ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار میگیره.
وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ میخوام.
بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند.
واردکنندهها به شرکت صادرکننده، مراجعه میکنند. مثلا میرن دفترمرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه میزنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.
شرکت پتروشیمی فقط میتونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضیهای ارز یکی رو انتخاب میکنه؟
مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.
یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.
اینجا جالب میشه:
بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!
گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟
گفت مدیرهایی که محافظهکارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.
گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.
این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکنندههای دیگه هم میشه.
اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ میگذشت و نرخ ارز رو آزاد میکرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی میشد، اما حالا گیر مدیر فاسدش میآد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.
همیشه مونده بودم چرا شرکتهای پتروشیمی به فروش ارز به قیمت ۴۲۰۰ تن میدن.
برام سوال بود که چرا به دولت فشار نمیآرند که ارزشون رو به قیمت بازار، که بین هفت تا هشت هزار تومنه، معامله کنند.
بالاخره فهمیدم و میخوام براتون تعریف کنم. فقط اگه سرپا یا در حال حرکتید، اول بشینید بعد بخونید!
ارز صادرکنندگان، مثلا پتروشیمی یا فولاد، در اختیار بانک مرکزی در حسابهای خارج کشور قرار میگیره.
وارد کننده ثبت سفارش میگیره و میره بانک مرکزی میگه دلار ۴۲۰۰ میخوام.
بانک مرکزی به هر صادرکننده ارز داری، پنج تا واردکننده معرفی میکنه تا برن ازش دلار بخرند.
واردکنندهها به شرکت صادرکننده، مراجعه میکنند. مثلا میرن دفترمرکزی یه شرکت پتروشیمی و هر کدوم چونه میزنند که پتروشیمی دلار ۴۲۰۰ رو به اونها بفروشه.
شرکت پتروشیمی فقط میتونه به نرخ ۴۲۰۰ بفروشه، پس چطوری بین متقاضیهای ارز یکی رو انتخاب میکنه؟
مدیر پتروشیمی بهشون یادآوری میکنه که قیمت ارز تو بازار مثلا ۷۵۰۰ه. طرفین شروع میکنن به چونه زدن و چون پنج تا متقاضی هست، قیمت میاد بالا.
یه واردکننده بهم گفت دیروز ۳۰ میلیون دلار ارز ۷۲۰۰ از یک پتروشیمی دولتی خریده. منتها
۳۰ × ۴۲۰۰ = ۱۲۶
۱۲۶ میلیارد تومان چک در وجه شرکت پتروشیمی کشیده.
اینجا جالب میشه:
بعد بابت اختلاف ۳۰۰۰ تومنی،
۳۰ × ۳۰۰۰ = ۹۰
۹۰ میلیارد تومن چک در وجه شخص مدیر پتروشیمی دولتی کشیده!
گفتم آخه مگه میشه؟!؟! حسابهای بانکی راحت قابل کنترله. مگه میشه کسی حساس نشه که این آقای مدیر پتروشیمی چجوریه که چند روز یه بار ۹۰ میلیارد تومان پول میاد تو حسابش؟
گفت مدیرهایی که محافظهکارند یه جور دیگه باهام حساب میکنند. میگن ۱۲۶ میلیارد تومن چکی که بابت ۳۰ میلیون دلار دادی، واقعا معادل ۱۷/۵ میلیون دلار ۷۲۰۰ بوده. پس مدیر پتروشیمی یه شماره حساب خارج از کشور بهم میده میگه وقتی ۳۰ میلیون دلار رو از بانک مرکزی تحویل گرفتی، ۱۲/۵ میلیون دلار رو به این شماره حساب واریز کن. اینجوری عملا ۱۷/۵ میلیون دلار به قیمت ۷۲۰۰ خریدم.
گفتم اگه به نرخ ۷۲۰۰ تن ندی چی میشه؟ گفت ارز رو میده به یکی دیگه از اون چهار نفر.
این خاص یه پتروشیمی دولتی خاص نیست، شامل فولاد و همه صادرکنندههای دیگه هم میشه.
اگه دولت از خیر ارز ۴۲۰۰ میگذشت و نرخ ارز رو آزاد میکرد، این پولها وارد یه شرکت دولتی میشد، اما حالا گیر مدیر فاسدش میآد. اگه تونستید حسابهای خارج از کشورش رو ردگیری کنید.
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
چند پرسش از آیت الله مکارم شیرازی درباره ورود زنان به ورزشگاه
امیر هاشمی مقدم: فرارو
حضور گرامی آیتالله مکارم شیرازی
با درود و خسته نباشید
در دیدار سردار اشتری، فرمانده نیروی انتظامی کشور با جنابعالی، نکاتی بیان شد و تردیدهایی به وجود آورد. سردار اشتری گفته بود که «ما فقط براساس قانون عمل میکنیم» و حضرتعالی در تأیید ایشان، با اشاره به شرایط کنونی کشور فرمودید: «چه ضرورتی دارد که زنان به ورزشگاه بروند و چه مشکلی پیش میآید اگر نروند؟». جدا از اینکه به نظر میآید برخلاف فرموده سردار اشتری، در هیچ کجای قانون اساسی سخن از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاهها نیامده است، در اینجا تنها به بیان چند پرسش درباره سخن حضرتعالی میپردازم.
جنابعالی از بهانهجوییهای غربیان بهعنوان عاملی اثرگذار بر شرایط کشور سخن رانده و در این شرایط از عدم ضرورت حضور زنان در ورزشگاهها سخن به میان آوردهاید. نخست اینکه به نظر نمیآید بهانهجوییهای غربیان اثری بر این امر داشته باشد. حضور زنان در ورزشگاه یک خواسته عمومی است و این حضور نه تنها بهانهجوییهای غربیان را در پی ندارد، بلکه میتواند پاسخی مناسب به برخی از بهانهجوییهای ایشان درباره محدودیتهای زنان در ایران باشد.
از سوی دیگر شرایطی که حضرتعالی از آنها سخن به میان آوردهاید در طول این چهار دهه با شدت و ضعف ادامه داشته و به نظر نمیآید به این زودیها از میان برداشته شود. بنابراین نمیتوان از حق نیمی از افراد جامعه با این توجیه چشمپوشی کرد.
نکته دوم این است که به نظر میآید هم بر پایه قانون و هم بر پایه شرع، اصل بر برائت افراد است نه اتهام. بر همین پایه بهطور منطقی اگر قرار است از انجام امری پیشگیری شود باید دلیلی برای آن بیان گردد نه اینکه توجیه بیاوریم که حالا اگر جلوی این کار گرفته شود چه میشود؟ اگر اینگونه باشد بسیاری از امور هستند که میتوان با این توجیه از انجامشان پیشگیری کرد. همانگونه که عبادات بخشی از نیازهای روحی انسانها برشمرده میشود، انجام دادن، دیدن، شنیدن و لذت بردن از بسیاری از هنرها و ورزشها نیز، بخشی لازم از تغذیه روحی انسانها به شمار میآید.
همین محدودیتها باعث شده که میزان افسردگی در جامعه ایران بنا به گفته کارشناسان بسیار بالا باشد. رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران میگوید 25% درصد ایرانیها دچار بیماری روانی بوده و 50% مراجعان به پزشکان عمومی نیز دارای یک یا چند بیماری روانی هستند. البته این میزان مشکلات روحی و روانی در میان زنان و دختران ایرانی بالاتر است. آنگونه که انجمن روانشناسی ایران سهم زنان ایرانی از اختلالات روانی را سه تا چهار برابر بیشتر از مردان میداند؛ تا جایی که ایران از نظر افسردگی زنان جزو پنج کشور نخست دنیا به شمار میآید. بخش عمدهای از چراییاش را باید در اعمال همین محدودیتها یافت که نه دلیل قانونی دارد و نه دلیل شرعی.
در اینجا و به این بهانه، پرسشی دیگر هم دارم:
چند سال پیش در کار پژوهشیای که درباره ترویج فرهنگ دوچرخهسواری در شهر تهران و به سفارش شهرداری تهران صورت میگرفت، نگارنده نیز دستی بر آتش داشت. به نظر میآمد یکی از دلایل عدم استقبال از دوچرخه در ایران (که میتواند بار ترافیک و آلودگی را کاهش دهد)، تکجنسیتی بودن آن باشد. یعنی تنها مردها و پسرها اجازه دوچرخهسواری دارند و همین عامل باعث میشود دوچرخه برخلاف خودرو، بهعنوان وسیله نقلیه اعضای خانواده مورد استفاده قرار نگیرد. بنابراین به دفاتر علما و مراجع تقلید پرسشهایی درباره استفاده بانوان از دوچرخه فرستاده شد. تقریباً همه علما با دوچرخهسواری زنان مخالف بودند. پرسش اینجاست که چگونه است که سوارکاری در صدر اسلام برای زنان ممنوع نبود و زنان حتی گاهی در جنگها رکاب به رکاب مردان میجنگیدند. اکنون تنها وسیله نقلیه عوض شده است. اتفاقاً به نظر میآید سوار شدن زنان بر استر بیشتر باعث تکان خوردن بدن ایشان شود تا دوچرخهسواری.
در مقام بیان، بهطور مرتب از برابری حقوق زن و مرد در اسلام و ایران سخن به میان میآید. اما واقعیت این است که چنین رفتارهایی، شکافی بین گفتار و کردار مسئولین ایجاد کرده است؛ شکافی که به پای دین اسلام نوشته میشود. بهعنوان پژوهشگر اجتماعی کمترین تردیدی ندارم که این ممانعتها نتیجه عکس داده و باعث گریزان شدن مردم و بهویژه جوانان از دین میشود.
پینوشت: این یادداشت را دو سال پیش در فرارو منتشر کرده بودم. اکنون به بهانه انتشار کتاب «حضور زنان در ورزشگاه: پژوهشی فقهی» توسط مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری که یافتههایش حضور زنان در ورزشگاه را جایز شرعی نشان میدهد، چکیده یادداشتم را در اینجا بازنشر کردم.
اگر این نوشته را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
(دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: فرارو
حضور گرامی آیتالله مکارم شیرازی
با درود و خسته نباشید
در دیدار سردار اشتری، فرمانده نیروی انتظامی کشور با جنابعالی، نکاتی بیان شد و تردیدهایی به وجود آورد. سردار اشتری گفته بود که «ما فقط براساس قانون عمل میکنیم» و حضرتعالی در تأیید ایشان، با اشاره به شرایط کنونی کشور فرمودید: «چه ضرورتی دارد که زنان به ورزشگاه بروند و چه مشکلی پیش میآید اگر نروند؟». جدا از اینکه به نظر میآید برخلاف فرموده سردار اشتری، در هیچ کجای قانون اساسی سخن از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاهها نیامده است، در اینجا تنها به بیان چند پرسش درباره سخن حضرتعالی میپردازم.
جنابعالی از بهانهجوییهای غربیان بهعنوان عاملی اثرگذار بر شرایط کشور سخن رانده و در این شرایط از عدم ضرورت حضور زنان در ورزشگاهها سخن به میان آوردهاید. نخست اینکه به نظر نمیآید بهانهجوییهای غربیان اثری بر این امر داشته باشد. حضور زنان در ورزشگاه یک خواسته عمومی است و این حضور نه تنها بهانهجوییهای غربیان را در پی ندارد، بلکه میتواند پاسخی مناسب به برخی از بهانهجوییهای ایشان درباره محدودیتهای زنان در ایران باشد.
از سوی دیگر شرایطی که حضرتعالی از آنها سخن به میان آوردهاید در طول این چهار دهه با شدت و ضعف ادامه داشته و به نظر نمیآید به این زودیها از میان برداشته شود. بنابراین نمیتوان از حق نیمی از افراد جامعه با این توجیه چشمپوشی کرد.
نکته دوم این است که به نظر میآید هم بر پایه قانون و هم بر پایه شرع، اصل بر برائت افراد است نه اتهام. بر همین پایه بهطور منطقی اگر قرار است از انجام امری پیشگیری شود باید دلیلی برای آن بیان گردد نه اینکه توجیه بیاوریم که حالا اگر جلوی این کار گرفته شود چه میشود؟ اگر اینگونه باشد بسیاری از امور هستند که میتوان با این توجیه از انجامشان پیشگیری کرد. همانگونه که عبادات بخشی از نیازهای روحی انسانها برشمرده میشود، انجام دادن، دیدن، شنیدن و لذت بردن از بسیاری از هنرها و ورزشها نیز، بخشی لازم از تغذیه روحی انسانها به شمار میآید.
همین محدودیتها باعث شده که میزان افسردگی در جامعه ایران بنا به گفته کارشناسان بسیار بالا باشد. رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران میگوید 25% درصد ایرانیها دچار بیماری روانی بوده و 50% مراجعان به پزشکان عمومی نیز دارای یک یا چند بیماری روانی هستند. البته این میزان مشکلات روحی و روانی در میان زنان و دختران ایرانی بالاتر است. آنگونه که انجمن روانشناسی ایران سهم زنان ایرانی از اختلالات روانی را سه تا چهار برابر بیشتر از مردان میداند؛ تا جایی که ایران از نظر افسردگی زنان جزو پنج کشور نخست دنیا به شمار میآید. بخش عمدهای از چراییاش را باید در اعمال همین محدودیتها یافت که نه دلیل قانونی دارد و نه دلیل شرعی.
در اینجا و به این بهانه، پرسشی دیگر هم دارم:
چند سال پیش در کار پژوهشیای که درباره ترویج فرهنگ دوچرخهسواری در شهر تهران و به سفارش شهرداری تهران صورت میگرفت، نگارنده نیز دستی بر آتش داشت. به نظر میآمد یکی از دلایل عدم استقبال از دوچرخه در ایران (که میتواند بار ترافیک و آلودگی را کاهش دهد)، تکجنسیتی بودن آن باشد. یعنی تنها مردها و پسرها اجازه دوچرخهسواری دارند و همین عامل باعث میشود دوچرخه برخلاف خودرو، بهعنوان وسیله نقلیه اعضای خانواده مورد استفاده قرار نگیرد. بنابراین به دفاتر علما و مراجع تقلید پرسشهایی درباره استفاده بانوان از دوچرخه فرستاده شد. تقریباً همه علما با دوچرخهسواری زنان مخالف بودند. پرسش اینجاست که چگونه است که سوارکاری در صدر اسلام برای زنان ممنوع نبود و زنان حتی گاهی در جنگها رکاب به رکاب مردان میجنگیدند. اکنون تنها وسیله نقلیه عوض شده است. اتفاقاً به نظر میآید سوار شدن زنان بر استر بیشتر باعث تکان خوردن بدن ایشان شود تا دوچرخهسواری.
در مقام بیان، بهطور مرتب از برابری حقوق زن و مرد در اسلام و ایران سخن به میان میآید. اما واقعیت این است که چنین رفتارهایی، شکافی بین گفتار و کردار مسئولین ایجاد کرده است؛ شکافی که به پای دین اسلام نوشته میشود. بهعنوان پژوهشگر اجتماعی کمترین تردیدی ندارم که این ممانعتها نتیجه عکس داده و باعث گریزان شدن مردم و بهویژه جوانان از دین میشود.
پینوشت: این یادداشت را دو سال پیش در فرارو منتشر کرده بودم. اکنون به بهانه انتشار کتاب «حضور زنان در ورزشگاه: پژوهشی فقهی» توسط مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری که یافتههایش حضور زنان در ورزشگاه را جایز شرعی نشان میدهد، چکیده یادداشتم را در اینجا بازنشر کردم.
اگر این نوشته را میپسندید، برای دوستانتان هم بفرستید.
(دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein Khaleqi)
در باب فساد ستیزی
نقل کرده اند که میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". در واقع این مثل می گوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم "حق سیگار و چایی" خود را از جیب مردم در می آورند.
دموکراسی ها نسبت به رژیم های سیاسی خودکامه از این نظر وضعیت بهتری دارند؛ در دموکراسی ها بسیاری از مقامات مجبورند هر از چند خود را در معرض رای مردم قرار دهند و رقابت سیاسی و رسانه های آزاد هم باعث می شود که فساد کمتر رخ دهد و بیشتر کشف شود. اثرات زیان بار فساد که نیاز به تکرار ندارد، نشان داده شده است که با یک درجه بدتر شدن وضعیت فساد (بر اساس شاخص برداشت از فساد سازمان شفافیت بین الملل) در یک کشور، به طور متوسط 388 دلار از سرانه تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد!
در گزارشی از بانک جهان به نام "رانه های فساد" می خوانیم که در قالب دو دسته راهکار با هدف پیشگیری و افشای فساد به مواردی مانند "کنترل اداری داخلی روی فعالیت های دولت"، "شفاف کردن فعالیت لابی ها"، "کنترل مالی مالیات و درآمدهای دولت"، "رسانه های آزاد"، حمایت قانونی از افشاگران (whistleblowers) اشاره کرده است. حرف و حدیث در مورد عوامل بروز و گسترده شدن فساد کم نیست، اما اصل مطلب را باید در یک جا جستجو کرد.
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود فساد حاصل چیزی جز فضولی های دولت در بازار و مختل کردن آن به وسیله قانون و مقررات نیست، مختل کردنی که به بهانه های به اصطلاح خیرخواهانه صورت می گیرد. بر خلاف تصور رایج در بین عموم که فساد را صرفا پدیده ای فردی و حاصل بی اخلاقی و طمع افراد سودجو می دانند؛ بیشتر باید آن را عارضه ای ساختاری و کلان دانست که برآمده از قانون ها و مقررات دست و پاگیر و نالازم است. غریب نیست بگوییم فساد بیش از آنکه حاصل نبود این یا آن قانون باشد، حاصل قانون های بیش از حد است.
اعداد و ارقام هم چیز متفاوتی را نمی گوید؛ وقتی به شاخص هایی مانند سهولت کسب و کار و آزادی اقتصادی می نگریم؛ درمی یابیم که کشورهایی که بیشتر غرق مقررات و تبصره های اهالی دولت اند و دولت در آنها مداخله بیشتری دارد، فاسدتر نیز تلقی می شوند. وقتی منطق سیاسی دولت ها بر منطق هزینه- فایده اقتصادی بازار برتری داده می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. می توان دید که در کشورمان نیز مقررات دست و پاگیر فراوان انگیزه زیادی برای فساد به وجود آورده است و خیلی ها حاضر می شوند پولی بپردازند تا این موانع قانونی را دور بزنند.
بنابراین باید گفت رویکرد کلی برای کاهش فساد در کشورها افزایش آزادی اقتصادی کشور هاست؛ انتظار داریم زمانی که کار به بازار و رقابت سپرده می شود و دولت ها پیش پای نیروهای بازار سنگ نمی اندازند؛ فساد کمتری شاهد باشیم. با چنین نگرشی، قضیه مبارزه با فساد از به اصطلاح "برخورد قاطع" با مفسدان و به کارگیری گسترده گزمه و محتسب برای کشف فساد فراتر می رود؛ در واقع باید گفت شفافیت، حکومت قانون، استقلال قوه قضاییه و آزادی بیان اهمیت بیشتری در پیشگیری و جلوگیری از فساد دارند.
برخی صاحبنظران شش تجربه موفق را در این زمینه ذکر کرده اند که به نظر می رسد می تواند در کشور ما نیز کارساز باشد.
در این مقاله دنیای اقتصاد به برخی موضوعات مرتبط با فساد پرداخته ام؛ اینکه اوضاع در چه حالست نمی دانم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/V9HYxZ
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
نقل کرده اند که میان چینی ها چیزی قریب به این مضمون رایج است "ماهی بزرگ، ماهی کوچک را می خورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن". در واقع این مثل می گوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم "حق سیگار و چایی" خود را از جیب مردم در می آورند.
دموکراسی ها نسبت به رژیم های سیاسی خودکامه از این نظر وضعیت بهتری دارند؛ در دموکراسی ها بسیاری از مقامات مجبورند هر از چند خود را در معرض رای مردم قرار دهند و رقابت سیاسی و رسانه های آزاد هم باعث می شود که فساد کمتر رخ دهد و بیشتر کشف شود. اثرات زیان بار فساد که نیاز به تکرار ندارد، نشان داده شده است که با یک درجه بدتر شدن وضعیت فساد (بر اساس شاخص برداشت از فساد سازمان شفافیت بین الملل) در یک کشور، به طور متوسط 388 دلار از سرانه تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد!
در گزارشی از بانک جهان به نام "رانه های فساد" می خوانیم که در قالب دو دسته راهکار با هدف پیشگیری و افشای فساد به مواردی مانند "کنترل اداری داخلی روی فعالیت های دولت"، "شفاف کردن فعالیت لابی ها"، "کنترل مالی مالیات و درآمدهای دولت"، "رسانه های آزاد"، حمایت قانونی از افشاگران (whistleblowers) اشاره کرده است. حرف و حدیث در مورد عوامل بروز و گسترده شدن فساد کم نیست، اما اصل مطلب را باید در یک جا جستجو کرد.
میلتون فریدمن بزرگ زمانی گفته بود فساد حاصل چیزی جز فضولی های دولت در بازار و مختل کردن آن به وسیله قانون و مقررات نیست، مختل کردنی که به بهانه های به اصطلاح خیرخواهانه صورت می گیرد. بر خلاف تصور رایج در بین عموم که فساد را صرفا پدیده ای فردی و حاصل بی اخلاقی و طمع افراد سودجو می دانند؛ بیشتر باید آن را عارضه ای ساختاری و کلان دانست که برآمده از قانون ها و مقررات دست و پاگیر و نالازم است. غریب نیست بگوییم فساد بیش از آنکه حاصل نبود این یا آن قانون باشد، حاصل قانون های بیش از حد است.
اعداد و ارقام هم چیز متفاوتی را نمی گوید؛ وقتی به شاخص هایی مانند سهولت کسب و کار و آزادی اقتصادی می نگریم؛ درمی یابیم که کشورهایی که بیشتر غرق مقررات و تبصره های اهالی دولت اند و دولت در آنها مداخله بیشتری دارد، فاسدتر نیز تلقی می شوند. وقتی منطق سیاسی دولت ها بر منطق هزینه- فایده اقتصادی بازار برتری داده می شود، غریب نیست رندان همه جا حاضر از فرصت کمال سوء استفاده را بکنند. می توان دید که در کشورمان نیز مقررات دست و پاگیر فراوان انگیزه زیادی برای فساد به وجود آورده است و خیلی ها حاضر می شوند پولی بپردازند تا این موانع قانونی را دور بزنند.
بنابراین باید گفت رویکرد کلی برای کاهش فساد در کشورها افزایش آزادی اقتصادی کشور هاست؛ انتظار داریم زمانی که کار به بازار و رقابت سپرده می شود و دولت ها پیش پای نیروهای بازار سنگ نمی اندازند؛ فساد کمتری شاهد باشیم. با چنین نگرشی، قضیه مبارزه با فساد از به اصطلاح "برخورد قاطع" با مفسدان و به کارگیری گسترده گزمه و محتسب برای کشف فساد فراتر می رود؛ در واقع باید گفت شفافیت، حکومت قانون، استقلال قوه قضاییه و آزادی بیان اهمیت بیشتری در پیشگیری و جلوگیری از فساد دارند.
برخی صاحبنظران شش تجربه موفق را در این زمینه ذکر کرده اند که به نظر می رسد می تواند در کشور ما نیز کارساز باشد.
در این مقاله دنیای اقتصاد به برخی موضوعات مرتبط با فساد پرداخته ام؛ اینکه اوضاع در چه حالست نمی دانم؛ والله اعلم.
https://goo.gl/V9HYxZ
کانال راهبرد
@Rahbordchannel
روزنامه دنیای اقتصاد
فضولی دولت در بازار
نقل کردهاند که میان چینیها چیزی با این مضمون رایج است «ماهی بزرگ، ماهی کوچک را میخورد، ماهی کوچک، میگو و میگو هم لجن». در واقع این مثل میگوید که وقتی در سطح بالای سیاسی فساد وجود داشته باشد تا پایین ترین سطح هم «حق سیگار و چایی» خود را از جیب مردم در…
Forwarded from بورژوا
موضوع فساد تفاوت چندانی با سایر بحرانهای جاری کشور ندارد. داستان ما از آنجا شروع میشود که کشور گرفتار مشکلاتی شده است و عقلا به دنبال راهحل میگردند. به لطف این راهحلها است که مشکلات به بحران تبدیل میشوند. دلیلش این است که در پاسخ به مشکلات، سوال اصلی اینگونه طرح میشود که: چه کنیم؟ و پاسخ این سوال معمولا تکرار یا تشدید همان سیاستهایی است که در وهله اول مشکلات را بهوجود آورده است. این موضوع را میتوان تقریبا در همه حوزههای حکمرانی ملاحظه کرد.
...برای ریشهکن کردن فساد لازم نیست سیاستگذار شاخ غول را بشکند و نوآوری ویژهای در قانونگذاری پیدا کند. اگر قرار بود قوانین بیشتر جلوی فساد را بگیرد، وضعیت تورم قوانین در کشور ایران تابهحال فساد را ریشهکن کرده بود؛ تورم قوانین موضوعی است که کمتر از تورم نقدینگی به آن توجه میشود اما اثرات ویرانگر هیچکدام کمتر از دیگری نیست. بنابراین مبارزه با فساد از تصویب قوانین جدید حاصل نخواهد شد. برعکس لازم است قوانین حمایتی که فساد میزایند برداشته شده و حوزه دخالت سیاستگذار محدود شود و ارباب دولت اجازه پیدا نکند در اقتصاد برندگان و بازندگان را انتخاب کند. به عبارت بهتر، سیاستگذار راهحل فساد نیست، علت فساد است.
https://goo.gl/dHKhZY
...برای ریشهکن کردن فساد لازم نیست سیاستگذار شاخ غول را بشکند و نوآوری ویژهای در قانونگذاری پیدا کند. اگر قرار بود قوانین بیشتر جلوی فساد را بگیرد، وضعیت تورم قوانین در کشور ایران تابهحال فساد را ریشهکن کرده بود؛ تورم قوانین موضوعی است که کمتر از تورم نقدینگی به آن توجه میشود اما اثرات ویرانگر هیچکدام کمتر از دیگری نیست. بنابراین مبارزه با فساد از تصویب قوانین جدید حاصل نخواهد شد. برعکس لازم است قوانین حمایتی که فساد میزایند برداشته شده و حوزه دخالت سیاستگذار محدود شود و ارباب دولت اجازه پیدا نکند در اقتصاد برندگان و بازندگان را انتخاب کند. به عبارت بهتر، سیاستگذار راهحل فساد نیست، علت فساد است.
https://goo.gl/dHKhZY
بورژوا
فساد، مخرج مشترک همه سیاستها | بورژوا
موضوع فساد تفاوت چندانی با سایر بحرانهای جاری کشور ندارد. داستان ما از آنجا شروع میشود که کشور گرفتار مشکلاتی شده است و عقلا به دنبال راهحل میگردند. به لطف این راهحلها است که مشکلات به بحران تبدیل میشوند. دلیلش این است که در پاسخ به مشکلات، سوال اصلی…
Forwarded from سایت خبری-تحلیلی کلمه
🔴 صدوراحکام زندان دانشجویان، همزمان با تایید آزادی ۶ محکوم به قتل
✍️#حسینباستانی:
🔻"هفته قوه قضاییه" در ایران، به گونهای معنی داری شروع می شود: در شرایطی که همزمان با صدور احکام ۵ و ۸ ساله زندان برای دانشجویان به خاطر شعارهایشان در جریان اعتراضات دیماه، بهتازگی مشخص شده تمام "قاتلان محفلی کرمان" آزاد هستند: ۶ عضو پایگاه بسیج مسجد آقا غلامعلی مسجد ارگ کرمان که در سال ۸۱، با الهامگیری از آموزههای محمدتقی مصباحیزدی حداقل ۵ نفر به قتل رساندند. دو تن از قاتلان، فرمانده و جانشین فرمانده این پایگاه بسیج بودند.
🔻یدالله موحد، رئیس کل دادگستری استان کرمان، امروز در یک نشست خبری به مناسبت هفته قوه قضاییه، در پاسخ به خبرنگار "کرمان نو" در مورد سرانجام پرونده قتلهای محفلی در کرمان گفت که آخرین اولیای دمی که تاکنون "رضایت نداده بودند" هم "رضایت داده اند".
🔻عاملان قتل های کرمان در هنگام ارتکاب قتل کارت بسیج به همراه داشتند و در دادگاه به صراحت اعلام کردند که با شنیدن سخنرانی محمد تقی مصباح یزدی در یکی از مساجد کرمان آنها به این نتیجه رسیدهاند که وظیفه شرعی دارند افراد "مهدورالدم" را بکشند. مصباح یزدی در آن سخنرانی ، که نوار آن نیز به دادگاه ارائه شد، گفته بود اگر کسی خلاف شرعی مرتکب شود مومنان وظیفه دارند به او تذکر دهند، در مرحله بعد وظیفه دارند که به پلیس معرفی اش کنند، و اگر بعد از چند بار به این نتیجه رسیدند که دستگاههای مسئول این افراد را بهدرستی مجازات نمی کنند، خودشان می توانند دست به کار شده و خاطیان را به سزای اعمال خود برسانند.
🔻برای درک بهتر حال و هوای عاملان قتل های محفلی کرمان در هنگام کشتن افراد "مهدور الدم"، یادآوری بخشهایی از توصیفات قاتلان (محمدحمزه مصطفوی، علی ملکی، سلیمان جهانشاهی، محمد یاعباسی، محمد سلطانی، چنگیز سالاری) از نحوه انجام قتل ها (بدون ذکر نام قربانیان) آموزنده خواهد بود:
▪️- "از او سوالاتی کردیم. پس از بازجویی استخاره کردیم که خوب آمد او را بکشیم. سلیمان گردن او را فشار داد و من دست و پای او را گرفتم و محمد یاعباسی هم کمک داد تا اینکه دیدیم اینطور نمیشود او را کشت. چون مسجد بود از آنجا بیرون آمدیم... سپس او را سوار ماشین کرده به باغ پستهیی بردیم... او را در یک گودال که کمتر از یک متر بود گذاشتیم. دستان او را بستیم و سنگ بزرگی را من از بالا به طرف او پرتاب کردم. سلیمان پایین دست و پای او را گرفته بود و محمد هم کمک میداد تا اینکه خون از سر او بیرون آمد و سلیمان چندین بار سنگ را بر سر او زد و من و محمد خاک روی او ریختیم تا اینکه خاک بدن او را پوشاند."
▪️- "او را در حالی که دستهایش از پشت بسته بود به طرف حوض بردند. او را داخل آب انداختند و محمد یاعباسی و محمدحمزه مصطفوی بر روی کمرش پاگذاشته و سرش زیرآب رفت و من هم پا روی پای او گذاشتم که بالا نیاید. این قدر او را زیر آب گذاشتیم که جان داد."
▪️- "استخاره گرفتم، دیدم عدد ۶ آمد. یعنی تعجیل در انجام عمل. پس من که فکر میکردم در هر کاری باید استخاره کرد وقتی دیدم خوب آمد قبول کردم.... او را داخل آب هول دادیم. علی ملکی که در آب بود، روی سر و گردن او ایستاد، و من و سیلمان جهانشاهی هم روی کمر او ایستادیم... در اولی که او را داخل آب انداختیم خیلی خودش را تکان میداد... اما کاری نمیتوانست بکند."
▪️- به [...] دستبند زده و او را به صورت داخل آب انداختم. هنگامی که داخل آب خود را روی او قرار داده رفتم روی او که موبایلم با آب تماس گرفت و سوخت ... تمام کرده بود."
🔻با توجه به اظهارات اخیر رئیس کل دادگستری استان کرمان در مورد "رضایت دادن" خانواده های مقتولین، مشخص نیست این خانواده ها، مشخصا به چه صورت از تاکیدات اولیه خود مبنی بر عدم رضایت منصرف شده اند. به ویژه اینکه یکی از وکلای پرونده، در سال ۱۳۹۲ حتی از تایید حکم اعدام ۴ نفر از متهمان این پرونده در دیوان عالی کشور خبر داده بود.
✅ @kaleme
✍️#حسینباستانی:
🔻"هفته قوه قضاییه" در ایران، به گونهای معنی داری شروع می شود: در شرایطی که همزمان با صدور احکام ۵ و ۸ ساله زندان برای دانشجویان به خاطر شعارهایشان در جریان اعتراضات دیماه، بهتازگی مشخص شده تمام "قاتلان محفلی کرمان" آزاد هستند: ۶ عضو پایگاه بسیج مسجد آقا غلامعلی مسجد ارگ کرمان که در سال ۸۱، با الهامگیری از آموزههای محمدتقی مصباحیزدی حداقل ۵ نفر به قتل رساندند. دو تن از قاتلان، فرمانده و جانشین فرمانده این پایگاه بسیج بودند.
🔻یدالله موحد، رئیس کل دادگستری استان کرمان، امروز در یک نشست خبری به مناسبت هفته قوه قضاییه، در پاسخ به خبرنگار "کرمان نو" در مورد سرانجام پرونده قتلهای محفلی در کرمان گفت که آخرین اولیای دمی که تاکنون "رضایت نداده بودند" هم "رضایت داده اند".
🔻عاملان قتل های کرمان در هنگام ارتکاب قتل کارت بسیج به همراه داشتند و در دادگاه به صراحت اعلام کردند که با شنیدن سخنرانی محمد تقی مصباح یزدی در یکی از مساجد کرمان آنها به این نتیجه رسیدهاند که وظیفه شرعی دارند افراد "مهدورالدم" را بکشند. مصباح یزدی در آن سخنرانی ، که نوار آن نیز به دادگاه ارائه شد، گفته بود اگر کسی خلاف شرعی مرتکب شود مومنان وظیفه دارند به او تذکر دهند، در مرحله بعد وظیفه دارند که به پلیس معرفی اش کنند، و اگر بعد از چند بار به این نتیجه رسیدند که دستگاههای مسئول این افراد را بهدرستی مجازات نمی کنند، خودشان می توانند دست به کار شده و خاطیان را به سزای اعمال خود برسانند.
🔻برای درک بهتر حال و هوای عاملان قتل های محفلی کرمان در هنگام کشتن افراد "مهدور الدم"، یادآوری بخشهایی از توصیفات قاتلان (محمدحمزه مصطفوی، علی ملکی، سلیمان جهانشاهی، محمد یاعباسی، محمد سلطانی، چنگیز سالاری) از نحوه انجام قتل ها (بدون ذکر نام قربانیان) آموزنده خواهد بود:
▪️- "از او سوالاتی کردیم. پس از بازجویی استخاره کردیم که خوب آمد او را بکشیم. سلیمان گردن او را فشار داد و من دست و پای او را گرفتم و محمد یاعباسی هم کمک داد تا اینکه دیدیم اینطور نمیشود او را کشت. چون مسجد بود از آنجا بیرون آمدیم... سپس او را سوار ماشین کرده به باغ پستهیی بردیم... او را در یک گودال که کمتر از یک متر بود گذاشتیم. دستان او را بستیم و سنگ بزرگی را من از بالا به طرف او پرتاب کردم. سلیمان پایین دست و پای او را گرفته بود و محمد هم کمک میداد تا اینکه خون از سر او بیرون آمد و سلیمان چندین بار سنگ را بر سر او زد و من و محمد خاک روی او ریختیم تا اینکه خاک بدن او را پوشاند."
▪️- "او را در حالی که دستهایش از پشت بسته بود به طرف حوض بردند. او را داخل آب انداختند و محمد یاعباسی و محمدحمزه مصطفوی بر روی کمرش پاگذاشته و سرش زیرآب رفت و من هم پا روی پای او گذاشتم که بالا نیاید. این قدر او را زیر آب گذاشتیم که جان داد."
▪️- "استخاره گرفتم، دیدم عدد ۶ آمد. یعنی تعجیل در انجام عمل. پس من که فکر میکردم در هر کاری باید استخاره کرد وقتی دیدم خوب آمد قبول کردم.... او را داخل آب هول دادیم. علی ملکی که در آب بود، روی سر و گردن او ایستاد، و من و سیلمان جهانشاهی هم روی کمر او ایستادیم... در اولی که او را داخل آب انداختیم خیلی خودش را تکان میداد... اما کاری نمیتوانست بکند."
▪️- به [...] دستبند زده و او را به صورت داخل آب انداختم. هنگامی که داخل آب خود را روی او قرار داده رفتم روی او که موبایلم با آب تماس گرفت و سوخت ... تمام کرده بود."
🔻با توجه به اظهارات اخیر رئیس کل دادگستری استان کرمان در مورد "رضایت دادن" خانواده های مقتولین، مشخص نیست این خانواده ها، مشخصا به چه صورت از تاکیدات اولیه خود مبنی بر عدم رضایت منصرف شده اند. به ویژه اینکه یکی از وکلای پرونده، در سال ۱۳۹۲ حتی از تایید حکم اعدام ۴ نفر از متهمان این پرونده در دیوان عالی کشور خبر داده بود.
✅ @kaleme
محمد جواد فتحی نماینده اصلاحطلب تهران: امیدی به اصلاح در این چارچوب وجود ندارد http://sahamnews.org/2018/06/310932/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
محمد جواد فتحی نماینده اصلاحطلب تهران: امیدی به اصلاح در این چارچوب وجود ندارد
این نماینده مجلس ادامه داد: فکر میکنم شرایطی که در دو سال گذشته وجود داشته در دو سال آینده هم ادامه پیدا میکند وهیچ امیدی به اصلاح در این چارچوب وجود ندارد. به همین دلیل وقتی من نقش و تاثیری مثبتی به نفع جامعه نمیتوانم داشته باشم به نظر میرسد تنها راه…