Forwarded from تلویزیون منوتو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی از روز قدس #گزارشگر
اسرائیل برای ایران وبسایت بازیافت آب راهاندازی میکند http://www.bbc.com/persian/world-44430944
BBC News فارسی
اسرائیل برای ایران وبسایت بازیافت آب راهاندازی میکند
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در پیامی ویدئویی به مردم ایران از راهاندازی وبسایتی به فارسی برای آموزش مقابله با بحران آب خبر داد. ایران هنوز به این پیام واکنشی نشان نداده است.
ادب از که آموختی؟! :: وبلاگ علی حسینزاده
https://alihzadeh.blog.ir/post/288970322-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%DB%8C
https://alihzadeh.blog.ir/post/288970322-%D8%A7%D8%AF%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%DB%8C
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
دلار، میهندوستی ترکی و روشنفکر ایرانی
امیر هاشمی مقدم (بخشی از یادداشتم در خبرگزاری مهر)
در چند هفته گذشته، ارزش لیره ترکیه هم کاهش یافت. چند روز پیش اردوغان از مردم کشورش خواست برای کمک به اقتصاد کشور، اگر دلار و یورو در خانههایشان دارند، به صرافیها برده و با لیره ترکیه جایگزین کنند. در همین چند روز استقبال از این پیشنهاد به اندازهای بود که بهای یورو و دلار در این کشور کاهش چشمگیری یافت.
پرسش اینجاست که چرا در ایران، با همه تاکید دولت، رسانهها و نهادهای امنیتی برای نخریدن دلار، باز هم صفهای شبانه جلوی صرافیها تشکیل میشد؟ و اکنون که تقریبا هرگونه خرید و فروش دلار در کشورمان غیرقانونی شده، به سوی تجارت پنهانی دلار رفتهایم؟ چه تفاوتی بین ایرانیها و ترکیهایها است؟
بیگمان نمیتوان مسئله را تکعاملی دید؛ همانگونه که اقتصاد بیمار و فساد درون آن از عوامل بیاعتمادی ایرانیهاست. اما نمیتوان سهم میهندوستی ترکیهایها را در این امر نادیده گرفت. چنین مهیندوستی که البته گاهی رنگ افراطی به خود میگیرد، ترکیه را از آن خود و خود را از آن ترکیه میداند؛ بنابراین طبیعی است موجودیتش را با موجودیت این کشور و رشدش را با رشد کشورش گرهخورده ببیند و هر کجا نیاز شد، بر منافع کوتاهمدت چشم پوشیده تا بتواند منافع درازمدت به دست آورد.
در سوی دیگر ماجرا اما، میهندوستی ایرانی به شیوههای گوناگون ناپسند شمرده میشود. بسیاری مسئولین از آغاز انقلاب -حتی کسانی که امروزه ردای منتقد بر دوش انداختهاند، آشکارا علیه ملیگرایی ایرانی موضع گرفته و تلاش کردند تا امتگرایی اسلامی را جایگزینش کنند. اینان آنگاه که میپنداشتند ملیگرایی به معنای نفی اسلام است، دچار اشتباه بزرگی شدند که نتایجش از پیش پیدا بود. میهندوستی برای اینان، تنها در برهه انتخابات و برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای معنا داشت.
در کنار اینها، جریان جهانوطنخواه روشنفکر ایرانی هم، اصلیترین دشمن خود را جریان ملیگرایی میپنداشت. روشنفکر ایرانی هرگونه میهندوستی و ملیگرایی را چون در برابر ایده جهانوطنی (بهویژه نوع چپیاش) میدانست، با برچسب نژادپرستی زدن بر آن، تلاش میکرد بدنامش کند. اجازه دهید فرصت را مفتنم شمرده و بخشی از یادداشت دیروزم در خبرگزاری مهر درباره نگاه نویسنده و روشنفکر برجسته ترکیه، ایلبر اورتایلی به ایران را در اینجا بازنشر کنم:
«برخلاف نوشته اورتایلی [که میگوید روشنفکران ایرانی درباره تاریخ و جغرافیشان اطلاعات بسیار زیادی دارند]، آگاهی بخش مهمی از روشنفکران ایرانی از تاریخشان بسیار اندک است. همین است که میبینیم بسیاری از آنها بدون آگاهی از تاریخ، به تاریخ ایران پیش از اسلام حمله میکنند. یکی که روشنفکر و استاد اخلاق است، تخت جمشید را ساخته رومیان دانسته (که اصلا در دوره هخامنشیان روم و تمدن رومی شکل نگرفته بود) و بر این پایه تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام را زیر سوال میبرد؛ یکی که استاد جامعهشناسی است با آنکه به اعتراف خودش نمیداند فردوسی در چه زمانی میزیسته، شاهنامه را اثر چندان گرانسنگی نمیشمارد و باز هم به تاریخ ایران پیش از اسلام میتازد؛ و به همین ترتیب لیست بلندبالایی از شاهکارهای جریان روشنفکری یا روشنفکرنمایی در ایران را میتوان مورد توجه قرار داد که اگرچه آشنایی چندانی با تاریخ و ادبیات ایران ندارد، اما یکی از نشانههای روشنفکریاش را در حمله به فرهنگ و تمدن ایران میبیند. در واقع میتوان ادعا کرد روشنفکر ایرانی تاریخ غرب را بهتر از تاریخ ایران میداند، اما درباره تاریخ ایران بیشتر اظهار نظر میکند؛ در حالیکه روشنفکر ترکیه هم تاریخ ترکها را بهتر میداند و هم درباره این تاریخ اظهار نظر میکند. بیگمان اگر نگاهی که روشنفکران ترکیهای درباره تاریخ ترکها و زبان ترکی دارند در ایران درباره تاریخ کشورمان و زبان فارسی بیان شود، روشنفکران ایرانی آنرا نمونهای از نژادپرستی، فاشیسم، پانایرانیسم و... دانسته و به آن حمله میکنند. همچنانکه در نقطه مقابل، اگر یکی از روشنفکران ترکیه، سخنانی همچون روشنفکران ایرانی علیه تاریخ و زبان و فرهنگ کشورش بر زبان آورد، هم مردم، هم دیگر روشنفکران و هم حکومت با او برخورد سختی خواهند کرد. نمونهاش، اورهان پاموک، دارنده جایزه جهانی نوبل ادبیات است که چند سال پیش به قتل عام ارامنه در دوره عثمانی اشاره کرد؛ اما هم با واکنش شدید مردم روبرو گردید و هم به دادگاه کشانده شد. اگر رسما عذرخواهی نمیکرد، زندانی شدنش قطعی بود. بنابراین در این جمله اورتایلی طنز بسیار تلخی درباره جریان روشنفکری ایران نهفته است: «کشوری که از نظر صنعت و کشاورزی از ما بسیار عقبتر است، بیش از تمامی کشورهای حوزه بالکان و خاورمیانه روشنفکر دارد»».
(دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم (بخشی از یادداشتم در خبرگزاری مهر)
در چند هفته گذشته، ارزش لیره ترکیه هم کاهش یافت. چند روز پیش اردوغان از مردم کشورش خواست برای کمک به اقتصاد کشور، اگر دلار و یورو در خانههایشان دارند، به صرافیها برده و با لیره ترکیه جایگزین کنند. در همین چند روز استقبال از این پیشنهاد به اندازهای بود که بهای یورو و دلار در این کشور کاهش چشمگیری یافت.
پرسش اینجاست که چرا در ایران، با همه تاکید دولت، رسانهها و نهادهای امنیتی برای نخریدن دلار، باز هم صفهای شبانه جلوی صرافیها تشکیل میشد؟ و اکنون که تقریبا هرگونه خرید و فروش دلار در کشورمان غیرقانونی شده، به سوی تجارت پنهانی دلار رفتهایم؟ چه تفاوتی بین ایرانیها و ترکیهایها است؟
بیگمان نمیتوان مسئله را تکعاملی دید؛ همانگونه که اقتصاد بیمار و فساد درون آن از عوامل بیاعتمادی ایرانیهاست. اما نمیتوان سهم میهندوستی ترکیهایها را در این امر نادیده گرفت. چنین مهیندوستی که البته گاهی رنگ افراطی به خود میگیرد، ترکیه را از آن خود و خود را از آن ترکیه میداند؛ بنابراین طبیعی است موجودیتش را با موجودیت این کشور و رشدش را با رشد کشورش گرهخورده ببیند و هر کجا نیاز شد، بر منافع کوتاهمدت چشم پوشیده تا بتواند منافع درازمدت به دست آورد.
در سوی دیگر ماجرا اما، میهندوستی ایرانی به شیوههای گوناگون ناپسند شمرده میشود. بسیاری مسئولین از آغاز انقلاب -حتی کسانی که امروزه ردای منتقد بر دوش انداختهاند، آشکارا علیه ملیگرایی ایرانی موضع گرفته و تلاش کردند تا امتگرایی اسلامی را جایگزینش کنند. اینان آنگاه که میپنداشتند ملیگرایی به معنای نفی اسلام است، دچار اشتباه بزرگی شدند که نتایجش از پیش پیدا بود. میهندوستی برای اینان، تنها در برهه انتخابات و برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای معنا داشت.
در کنار اینها، جریان جهانوطنخواه روشنفکر ایرانی هم، اصلیترین دشمن خود را جریان ملیگرایی میپنداشت. روشنفکر ایرانی هرگونه میهندوستی و ملیگرایی را چون در برابر ایده جهانوطنی (بهویژه نوع چپیاش) میدانست، با برچسب نژادپرستی زدن بر آن، تلاش میکرد بدنامش کند. اجازه دهید فرصت را مفتنم شمرده و بخشی از یادداشت دیروزم در خبرگزاری مهر درباره نگاه نویسنده و روشنفکر برجسته ترکیه، ایلبر اورتایلی به ایران را در اینجا بازنشر کنم:
«برخلاف نوشته اورتایلی [که میگوید روشنفکران ایرانی درباره تاریخ و جغرافیشان اطلاعات بسیار زیادی دارند]، آگاهی بخش مهمی از روشنفکران ایرانی از تاریخشان بسیار اندک است. همین است که میبینیم بسیاری از آنها بدون آگاهی از تاریخ، به تاریخ ایران پیش از اسلام حمله میکنند. یکی که روشنفکر و استاد اخلاق است، تخت جمشید را ساخته رومیان دانسته (که اصلا در دوره هخامنشیان روم و تمدن رومی شکل نگرفته بود) و بر این پایه تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام را زیر سوال میبرد؛ یکی که استاد جامعهشناسی است با آنکه به اعتراف خودش نمیداند فردوسی در چه زمانی میزیسته، شاهنامه را اثر چندان گرانسنگی نمیشمارد و باز هم به تاریخ ایران پیش از اسلام میتازد؛ و به همین ترتیب لیست بلندبالایی از شاهکارهای جریان روشنفکری یا روشنفکرنمایی در ایران را میتوان مورد توجه قرار داد که اگرچه آشنایی چندانی با تاریخ و ادبیات ایران ندارد، اما یکی از نشانههای روشنفکریاش را در حمله به فرهنگ و تمدن ایران میبیند. در واقع میتوان ادعا کرد روشنفکر ایرانی تاریخ غرب را بهتر از تاریخ ایران میداند، اما درباره تاریخ ایران بیشتر اظهار نظر میکند؛ در حالیکه روشنفکر ترکیه هم تاریخ ترکها را بهتر میداند و هم درباره این تاریخ اظهار نظر میکند. بیگمان اگر نگاهی که روشنفکران ترکیهای درباره تاریخ ترکها و زبان ترکی دارند در ایران درباره تاریخ کشورمان و زبان فارسی بیان شود، روشنفکران ایرانی آنرا نمونهای از نژادپرستی، فاشیسم، پانایرانیسم و... دانسته و به آن حمله میکنند. همچنانکه در نقطه مقابل، اگر یکی از روشنفکران ترکیه، سخنانی همچون روشنفکران ایرانی علیه تاریخ و زبان و فرهنگ کشورش بر زبان آورد، هم مردم، هم دیگر روشنفکران و هم حکومت با او برخورد سختی خواهند کرد. نمونهاش، اورهان پاموک، دارنده جایزه جهانی نوبل ادبیات است که چند سال پیش به قتل عام ارامنه در دوره عثمانی اشاره کرد؛ اما هم با واکنش شدید مردم روبرو گردید و هم به دادگاه کشانده شد. اگر رسما عذرخواهی نمیکرد، زندانی شدنش قطعی بود. بنابراین در این جمله اورتایلی طنز بسیار تلخی درباره جریان روشنفکری ایران نهفته است: «کشوری که از نظر صنعت و کشاورزی از ما بسیار عقبتر است، بیش از تمامی کشورهای حوزه بالکان و خاورمیانه روشنفکر دارد»».
(دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
لینکهای دوشنبه ها – خرداد ۱۳۹۶ – از بازار کار تا کتاب یوگا و دانلود فیلم و تیشرت https://jadi.net/2018/06/mondays-97-03/
جادی دات نت | کیبرد آزاد
لینکهای دوشنبه ها – خرداد ۱۳۹۶ – از بازار کار تا کتاب یوگا و دانلود فیلم و تیشرت
امروز، حکومت محمد ثلاث رو کشت. زندانیای که کلی شک در دادرسیاش بود رو بدون اعاده دادرسی کشت. خانواده درخواست کرده بودن جسد تحویل پزشکی قانونی بشه ولی حکومت جسد رو زیر خاک مخفی کرد. متاسفانه امروز نمیتونه دوشنبه شادی باشه. ولی امیدوارم لینکها مفید باشن.…
نامه کارگران سایپا به حسن روحانی: آقای رئیس جمهور!جهانی شدن،پیشکش لطفا ما را از « هپکو شدن » نجات دهید!!! http://sahamnews.org/2018/06/310857/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
نامه کارگران سایپا به حسن روحانی: آقای رئیس جمهور!جهانی شدن،پیشکش لطفا ما را از « هپکو شدن » نجات دهید!!!
مدیرعامل سازه گستر علیرغم ممنوعیت استخدام از سوی سایپا تا امروز بیش از ۷۰ نفر کارشناس استخدام کرده که اکثر آنها منسوب به افراد ذی نفوذ یا آشنایان هستند. چرامعصوم نجفیان مدیرعامل شرکت سازه گستر که درسال ۹۲ ، تمام امکانات و مساعی خویش و شرکت دخانیات را برای…
جنجال ورود خودروهای لوکس به ایران: وزارت صنعت هک شدن سایت را رد کرد http://www.bbc.com/persian/iran-44519511
BBC News فارسی
جنجال ورود خودروهای لوکس به ایران: وزارت صنعت هک شدن سایت را رد کرد
روابط عمومی وزارت صنعت، معدن و تجارت ایران در اطلاعیهای که امروز دوشنبه (۲۸ خرداد) منتشر کرده 'هک شدن' سایت ثبت سفارش این وزارتخانه برای واردات خودرو را تکذیب کرده است. این واکنشی است به اظهارات ناصر سراج، رئیس سازمان بازرسی که دیروز گفته بود با 'هک شدن'…
کشمکش بر سر بازپسگرفتن ویلای مصادرهای از سرلشکر فیروزآبادی http://www.dw.com/fa-ir/%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%BE%D8%B3%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D9%88%DB%8C%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C/a-44279083?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
DW.COM
کشمکش بر سر بازپسگرفتن ویلای مصادرهای از سرلشکر فیروزآبادی
به گزارش یک نهاد دانشجویی نزدیک به اصولگرایان، امیر پیشین ارتش ایران در یک ویلای مصادرهای جا خوش کرده و حاضر به ترک آن نیست. از قرار معلوم حکم ترک ویلا از جانب دفتر آیتالله خامنهای هم صادر شده است.
وکیل محمد ثلاث بازداشت شد http://www.dw.com/fa-ir/%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%AB%D9%84%D8%A7%D8%AB-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%D8%AF/a-44299687?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
DW.COM
وکیل محمد ثلاث بازداشت شد
وبسایت مجذوبان نور، پایگاه خبری دراویش گنابادی، از دستگیری زینب طاهری، وکیل محمد ثلاث، خبر میدهد. این وکیل دادگستری را به اتهام "نشر اکاذیب، تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی" بازداشت کردهاند.
انتقاد از تلاشهای داخلی برای پایان دادن به فعالیت 'رنوی فرانسه' در ایران http://www.bbc.com/persian/iran-44535254
BBC News فارسی
انتقاد از تلاشهای داخلی برای پایان دادن به فعالیت 'رنوی فرانسه' در ایران
به گفته محمدرضا منصوری، یکی از اعضای کمیسیون صنایع و معادن مجلس ایران بعضی از خودروسازان ایرانی با همکاری سازمانهای دیگر داخلی و مدیران دولتی در تلاشند تا به فعالیت شرکت خوروسازی رنوی فرانسه در ایران پایان دهند. این در حالی است که رنو هفته پیش اعلام کرد…
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
چرا باید طرفدار تیم فوتبال عربستان باشیم
#V 028
https://t.me/divanesara/715
احمد هاشمی @Ahmdhash - چند روز پیش مهرداد میناوند در یک برنامه تلویزیونی جملهای قریب به این مضمون گفت که همه اقوام ایرانی از جمله اعراب محترم هستند و هرگونه توهین قومیتی در ورزشگاهها محکوم است. مجری برنامه هم ضمن تقدیر از بیانات میهمان محترم یک بیانیه چند جملهای در محکومیت کشورهای عرب همسایه قرائت کرد که خیلی هم بحث فنی فوتبال نبود. دیشب هم در برنامهای دیگر وقتی حرف به بازی عربستان و روسیه کشید، معلوم شد که عربستان در آن استودیو طرفداران زیادی ندارد. موقعیتی که مجریان برنامه به طرفدارن ایرانی فوتبال هم تعمیم دادند: مردم ما دوست ندارند عربستان برنده شود.
گذشته از درست یا غلط بودن تکرار این حرفها از صداوسیما پرسش این است که دلیل این قاطعیت در ترجیح روسیه به عربستان چیست؟ شاید یکی از ریشههای دلخوری، حمله سالیان دور اعراب به ایران باشد که ذیل گفتمان «دو قرن سکوت» تعریف میشود. با اینحال وقتی حرف از مقایسه روسیه و عربستان باشد، روسیه خیلی هم روسپید نیست. آثار زخمهای این کشور بر پیکر ایران هنوز تازه است. قرارداد ترکمنچای و گلستان به کنار، بعد از جنگ دوم جهانی، اگر ضربالعجل ۴۸ ساعته ترومن نبود، روسها حالا حالاها قصد راهی شدن نداشتند و بدشان نمیآمد بخشهایی از آذربایجان را هم ضمیمه فتوحات پیشین کنند. در تاریخ معاصر، عربستان یکدهم روسیه به ایران آسیب نرسانده است. بیشتر از آن، عربستان مانند همسایهای خجالتی و فراری از معاشرت بوده که تا مجبور نشود، سری به علامت سلام و علیک تکان نمیدهد.
در دوگانه عربستان/روسیه، شاید نیاز به همین مقایسههای سطحی هم نباشد. موضوع اصلاً روسیه نیست؛ مسئله این است که ما طرفدار هر کشوری هستیم که روبهروی عربستان قرار بگیرد. تیمی که از قضا اگر از جنبه فوتبالی نگاه کنیم، بازیهایش مصداقی در رد نظریه ضدفوتبال بازی کردن عربهاست. فوتبالی مالکانه، با بازیکنانی که دستکم در سطح فوتبال آسیا تکنیکی محسوب میشوند. همین تیم در گروهی که دو غول آسیا، استرالیا و ژاپن و تیم پرمهره امارات حضور داشتند بهراحتی صعود کرد. اگر بازیهای تیم عربستان را فارغ از کلیشههای ذهنی خود درباره فوتبال عربها تماشا کنیم، به یقین لذت خواهیم برد. جالب این است که اصلاً تیمهای کشورهای عربی خیلی هم زیبا بازی میکنند. نمونههایش را بارها همین سالها دیدهایم. برچسب ضدفوتبال به تیمهایی مثل العین و الهلال و السد نمیچسبد. خیلی وقتها ما در برابر این تیمها باختیم و بعد توجیه کردیم که اینها با دلارهای نفتیشان بازیکن میخرند و ولخرجیهای آنچنانی در تدارکات تیم خود دارند. این تصور حالا انگار دستورالعملی است که باید گزارشگران ورزشی مدام تکرار کنند تا ما فراموش کنیم که ایران هم دلار نفتی و گازی کم ندارد. فراموش کنیم که فرق ما با آنها تنها در نوع مدیریت رانتی است و خیلی از همین سرمایهگزاریهای آنها با سود معقول برمیگردد. شاید هم (مطمئن نیستم) آنها خاوری و زنجانی ندارند که دلارهای نفتیشان را توی کانادا و تاجیکستان به باد دهند، وقتی پولشان اضافه میآید در ورزش تزریق میکنند!
هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که ما طرفدار تیمی مانند عربستان نباشیم، از آن طرف با هزار و یک استدلال میتوانیم موقع تماشای بازی این تیم سمت تماشاگران عرب بنشینیم؛ یکی تشابههای فرهنگی ما با مردم عربستان است. دیگری اینکه عربستان همچون ایران کشوری در حاشیه فوتبال حرفهای است و موفقیتش نویدبخش پیروزیهای آتی ما هم خواهد بود. اینکه بازی آلمان و اسپانیا را دوست داشته باشیم بد نیست، اما اگر قرار باشد هر دوره آلمان قهرمان شود و ایران و عربستان در مرحله گروهی حذف شوند، تماشای فوتبال هیجانی ندارد. یک دلیل دیگر اینکه ورزش وسیله آشتی ملتهاست، این اتفاقها فرصتی کمیاب برای نزدیکی و صلح است. هر رقابت فوتبالی این ظرفیت را دارد، حتی مسابقههایی که بین باشگاههای ایرانی و عربستانی در زمین بیطرف برگزار میشود. میشود بازیکنان برای هم شاخه گل ببرند و دست در گردن هم عکس دستجمعی بگیرند، این یعنی جدا کردن حرف ورزش که دوستی و صلح است از حرف سیاست که همان دوگانههای همیشگی است.
دعوایی که بین سیاسیون دو کشور وجود دارد، نهاینکه به ملتهایشان ربط ندارد، اما جامعه مدنی میتواند دو راه را برگزیند؛ یکی نزدیکتر شدن و تبادل فرهنگی و قانع کردن دولتها به مدارا، دو دیگر تشدید تضادها و تکثیر ادبیات نژادپرستانه. یادمان باشد جنگها بدون پیشزمینه شروع نمیشوند، یکی از این زمینهها این است که مردم بپذیرند تضادها حل ناشدنیست.
چه فایدهای دارد که صبح تا شب از دشمنیها بگوییم و اینکه دوست داریم کی ببازد. بنشینیم و از تماشا کردن لذت ببریم. فرصت برای دعوا همیشه هست.
کانال «مجمع دیوانگان»
#V 028
https://t.me/divanesara/715
احمد هاشمی @Ahmdhash - چند روز پیش مهرداد میناوند در یک برنامه تلویزیونی جملهای قریب به این مضمون گفت که همه اقوام ایرانی از جمله اعراب محترم هستند و هرگونه توهین قومیتی در ورزشگاهها محکوم است. مجری برنامه هم ضمن تقدیر از بیانات میهمان محترم یک بیانیه چند جملهای در محکومیت کشورهای عرب همسایه قرائت کرد که خیلی هم بحث فنی فوتبال نبود. دیشب هم در برنامهای دیگر وقتی حرف به بازی عربستان و روسیه کشید، معلوم شد که عربستان در آن استودیو طرفداران زیادی ندارد. موقعیتی که مجریان برنامه به طرفدارن ایرانی فوتبال هم تعمیم دادند: مردم ما دوست ندارند عربستان برنده شود.
گذشته از درست یا غلط بودن تکرار این حرفها از صداوسیما پرسش این است که دلیل این قاطعیت در ترجیح روسیه به عربستان چیست؟ شاید یکی از ریشههای دلخوری، حمله سالیان دور اعراب به ایران باشد که ذیل گفتمان «دو قرن سکوت» تعریف میشود. با اینحال وقتی حرف از مقایسه روسیه و عربستان باشد، روسیه خیلی هم روسپید نیست. آثار زخمهای این کشور بر پیکر ایران هنوز تازه است. قرارداد ترکمنچای و گلستان به کنار، بعد از جنگ دوم جهانی، اگر ضربالعجل ۴۸ ساعته ترومن نبود، روسها حالا حالاها قصد راهی شدن نداشتند و بدشان نمیآمد بخشهایی از آذربایجان را هم ضمیمه فتوحات پیشین کنند. در تاریخ معاصر، عربستان یکدهم روسیه به ایران آسیب نرسانده است. بیشتر از آن، عربستان مانند همسایهای خجالتی و فراری از معاشرت بوده که تا مجبور نشود، سری به علامت سلام و علیک تکان نمیدهد.
در دوگانه عربستان/روسیه، شاید نیاز به همین مقایسههای سطحی هم نباشد. موضوع اصلاً روسیه نیست؛ مسئله این است که ما طرفدار هر کشوری هستیم که روبهروی عربستان قرار بگیرد. تیمی که از قضا اگر از جنبه فوتبالی نگاه کنیم، بازیهایش مصداقی در رد نظریه ضدفوتبال بازی کردن عربهاست. فوتبالی مالکانه، با بازیکنانی که دستکم در سطح فوتبال آسیا تکنیکی محسوب میشوند. همین تیم در گروهی که دو غول آسیا، استرالیا و ژاپن و تیم پرمهره امارات حضور داشتند بهراحتی صعود کرد. اگر بازیهای تیم عربستان را فارغ از کلیشههای ذهنی خود درباره فوتبال عربها تماشا کنیم، به یقین لذت خواهیم برد. جالب این است که اصلاً تیمهای کشورهای عربی خیلی هم زیبا بازی میکنند. نمونههایش را بارها همین سالها دیدهایم. برچسب ضدفوتبال به تیمهایی مثل العین و الهلال و السد نمیچسبد. خیلی وقتها ما در برابر این تیمها باختیم و بعد توجیه کردیم که اینها با دلارهای نفتیشان بازیکن میخرند و ولخرجیهای آنچنانی در تدارکات تیم خود دارند. این تصور حالا انگار دستورالعملی است که باید گزارشگران ورزشی مدام تکرار کنند تا ما فراموش کنیم که ایران هم دلار نفتی و گازی کم ندارد. فراموش کنیم که فرق ما با آنها تنها در نوع مدیریت رانتی است و خیلی از همین سرمایهگزاریهای آنها با سود معقول برمیگردد. شاید هم (مطمئن نیستم) آنها خاوری و زنجانی ندارند که دلارهای نفتیشان را توی کانادا و تاجیکستان به باد دهند، وقتی پولشان اضافه میآید در ورزش تزریق میکنند!
هیچ دلیل موجهی وجود ندارد که ما طرفدار تیمی مانند عربستان نباشیم، از آن طرف با هزار و یک استدلال میتوانیم موقع تماشای بازی این تیم سمت تماشاگران عرب بنشینیم؛ یکی تشابههای فرهنگی ما با مردم عربستان است. دیگری اینکه عربستان همچون ایران کشوری در حاشیه فوتبال حرفهای است و موفقیتش نویدبخش پیروزیهای آتی ما هم خواهد بود. اینکه بازی آلمان و اسپانیا را دوست داشته باشیم بد نیست، اما اگر قرار باشد هر دوره آلمان قهرمان شود و ایران و عربستان در مرحله گروهی حذف شوند، تماشای فوتبال هیجانی ندارد. یک دلیل دیگر اینکه ورزش وسیله آشتی ملتهاست، این اتفاقها فرصتی کمیاب برای نزدیکی و صلح است. هر رقابت فوتبالی این ظرفیت را دارد، حتی مسابقههایی که بین باشگاههای ایرانی و عربستانی در زمین بیطرف برگزار میشود. میشود بازیکنان برای هم شاخه گل ببرند و دست در گردن هم عکس دستجمعی بگیرند، این یعنی جدا کردن حرف ورزش که دوستی و صلح است از حرف سیاست که همان دوگانههای همیشگی است.
دعوایی که بین سیاسیون دو کشور وجود دارد، نهاینکه به ملتهایشان ربط ندارد، اما جامعه مدنی میتواند دو راه را برگزیند؛ یکی نزدیکتر شدن و تبادل فرهنگی و قانع کردن دولتها به مدارا، دو دیگر تشدید تضادها و تکثیر ادبیات نژادپرستانه. یادمان باشد جنگها بدون پیشزمینه شروع نمیشوند، یکی از این زمینهها این است که مردم بپذیرند تضادها حل ناشدنیست.
چه فایدهای دارد که صبح تا شب از دشمنیها بگوییم و اینکه دوست داریم کی ببازد. بنشینیم و از تماشا کردن لذت ببریم. فرصت برای دعوا همیشه هست.
کانال «مجمع دیوانگان»
Telegram
مجمع دیوانگان
یادداشت میهمان: چرا باید طرفدار تیم فوتبال عربستان باشیم
#V 028
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#V 028
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
سطح دانش مسئول مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی
امیر هاشمی مقدم: فرارو
ریاست سازمان میراث فرهنگی ایران برخلاف وزرا، نیاز به تایید مجلس ندارد و بنابراین تبدیل به حیاط خلوت روسایجمهوری شده که نزدیکانشان را دز آنجا بگمارند. بر همین پایه، میراث فرهنگی ایران یکی از حوزههایی است که به دلیل کار نابلدی رؤسایش، آسیب بسیار دیده است.
سیدمحمد بهشتی، یکی از این مسئولین مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی کشور است که هر بار این مسئولیتش در قالب یکی از سِمَتهای بلندپایه همچون ریاست این سازمان یا معاونت پژوهشیاش حلول میکند. سخنان و نوشتههای بیپایه و اساس و بدون استناد ایشان، به خوبی سطح دانش مربوطه وی را نشان میدهد.
یکبار در گفتگو با حسین دهباشی، جنگهای ایران و روسیه را مربوط به آذربایجان و روسیه میداند که ربطی به ایران نداشته و سپاهیان دیگر مناطق ایران در آن حضور نداشتهاند (در حالیکه اسناد تاریخی آن دوره، حتی تعداد سپاهیان ایرانی غیر آذری این جنگ را هم نشان دادهاند. یادداشت پیشینم در اینباره:
https://t.me/moghaddames/65
یکجا در روزنامه اعتماد مینویسد: «ما در حالی با شنیدن نام ساسانی یا صفوی یاد گربۀ نشسته میافتیم که کودکان افغان نیز در تاریخ مدارس خود، سلسلههای ساسانی یا صفوی را بخشی از سرگذشت خود میشناسند». یقین دارم آقای بهشتی حتی چشمش به جلد کتابهای تاریخ مدارس افغانستان هم نیفتاده؛ چرا که در این کتابها، ساسانیان و صفویان را نه تنها متعلق به افغانستان نمیدانند، بلکه حکومتهایی متجاوز به خاک این کشور میشمارند (سخنم درباره درستی یا نادرستی کتابهای تاریخ مدارس افغانستان نیست؛ بلکه درباره نادرستی ادعای آقای بهشتی است).
به تازگی هم شمار گویشهای ایرانی را هفتاد هزار دانسته است. آقای بهشتی یا نمیداند گویش چیست یا نمیداند هفتاد هزار یعنی چند تا. زبانشناسان و نهادهای پژوهشی، این رقم را زیر یکصد میدانند؛ مثلا دکتر منتظری زبانشناس، شمار گویشهای ایران را 39 و مرکز مطالعات تابستانی زبان، این شمار را 87 میداند.
کلیت بحثهای زبانشناسی میگوید دو نفر که لهجهشان با هم فرق کند (مثلا لهجه فارسی تهرانی و اصفهانی)، بدون مشکل میتوانند با یکدیگر صحبت کنند. در حالیکه دو نفر با گویشهای متفاوت (برای نمونه گیلکی و بختیاری) به دشواری میتوانند زبان یکدیگر را بفهمند. دست آخر، دو نفر با زبان مختلف (مثلا فارسی و ترکی) اصلا نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آیا با این معیار، واقعا هفتاد هزار گویش در ایران وجود دارد که مثلا منِ بختیاری نمیتوانم آنها را بفهمم؟
بدتر آنکه آقای بهشتی در همین سخنرانی آخرش (یازدهمین نشست تخصصی «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟») به آن پرداخته، میگوید تا زمان رضاشاه، «این سرزمین هرگز به نام ایران نبود و به اسم سرزمین پارس شناخته میشد». این دقیقا ادعای تجزیهطلبان و دشمنان ایران است که از دهان رسمیترین مسئول فرهنگی جمهوری اسلامی بیرون میآید. آقای بهشتی که ظاهرا به دوره قاجار علاقمند است، تاکنون یکبار اسناد قاجاری را نگاه کرده تا ببیند در همه آنها نام این کشور ایران و نام پادشاهان هم شاه ایران نوشته میشد یا نه؟ سکههایشان را چطور؟ سکههای پیش از آنها همچون نادرشاه افشار را چطور؟ اسناد رسمی با همسایگانی همچون عثمانی را چطور؟ حتی در یکی از آنها، از نام پارس برای کشورمان استفاده شده است؟ نقشههای جغرافیدانان عثمانی همچون «ابراهیم متفرقه افندی» از ایران سده یازدهم هجری را چطور؟ ایشان واقعا نمیداند تنها کشورهای غربی بودند که نام کشورمان را پارس یا پرشیا میدانستند و رضاشاه در نامه رسمیاش، خواستار کاربرد همان نامی برای کشورمان شد که در خود ایران هم کاربرد داشت؟
آقای بهشتی با همین سطح سواد چهل سال است چسبیدهاند به بالاترین کرسیهای فرهنگی این کشور؟
ایشان در پی انتقادات پس از مرگ زندهیاد ملکمطیعی (که همین آقای بهشتی عامل اصلی کنار نهادن ملکمطیعی، فردین و بهروز وثوقی از سینمای پس از انقلاب بود؛ چرا که با مدرک معماری توانسته بود نه تنها در میراث فرهنگی، که در مهمترین نهادهای تصمیمگیرنده سینمایی هم همهکاره شود) میگوید: «این خیلی بیانصافی است که بعضیها یک صورتحساب چهل ساله میگذارند روی میز». نه آقای بهشتی! بیانصافی این است که شما چهل سال است بر بالاترین کرسیهای فرهنگی، هنری، سینمایی و... ایران تکیه زده؛ درباره شیر مرغ تا جان آدمیزاد اظهار نظر غیرمستند کرده؛ به بحثها و ابهاماتی که درباره ارقام نجومی بازنشستگی و حقوق دوبارهتان پس از بازنشستگی صوری در میان است پاسخ نداده؛ و با همه اینها، از گلویتان صدای تجزیهطلبان و دشمنان ایران بیرون میآید.
(اگر پسندیدید، به اشتراک بگذارید تا شاید برسد به دست آقای بهشتی)
دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید:
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: فرارو
ریاست سازمان میراث فرهنگی ایران برخلاف وزرا، نیاز به تایید مجلس ندارد و بنابراین تبدیل به حیاط خلوت روسایجمهوری شده که نزدیکانشان را دز آنجا بگمارند. بر همین پایه، میراث فرهنگی ایران یکی از حوزههایی است که به دلیل کار نابلدی رؤسایش، آسیب بسیار دیده است.
سیدمحمد بهشتی، یکی از این مسئولین مادامالعمر سازمان میراث فرهنگی کشور است که هر بار این مسئولیتش در قالب یکی از سِمَتهای بلندپایه همچون ریاست این سازمان یا معاونت پژوهشیاش حلول میکند. سخنان و نوشتههای بیپایه و اساس و بدون استناد ایشان، به خوبی سطح دانش مربوطه وی را نشان میدهد.
یکبار در گفتگو با حسین دهباشی، جنگهای ایران و روسیه را مربوط به آذربایجان و روسیه میداند که ربطی به ایران نداشته و سپاهیان دیگر مناطق ایران در آن حضور نداشتهاند (در حالیکه اسناد تاریخی آن دوره، حتی تعداد سپاهیان ایرانی غیر آذری این جنگ را هم نشان دادهاند. یادداشت پیشینم در اینباره:
https://t.me/moghaddames/65
یکجا در روزنامه اعتماد مینویسد: «ما در حالی با شنیدن نام ساسانی یا صفوی یاد گربۀ نشسته میافتیم که کودکان افغان نیز در تاریخ مدارس خود، سلسلههای ساسانی یا صفوی را بخشی از سرگذشت خود میشناسند». یقین دارم آقای بهشتی حتی چشمش به جلد کتابهای تاریخ مدارس افغانستان هم نیفتاده؛ چرا که در این کتابها، ساسانیان و صفویان را نه تنها متعلق به افغانستان نمیدانند، بلکه حکومتهایی متجاوز به خاک این کشور میشمارند (سخنم درباره درستی یا نادرستی کتابهای تاریخ مدارس افغانستان نیست؛ بلکه درباره نادرستی ادعای آقای بهشتی است).
به تازگی هم شمار گویشهای ایرانی را هفتاد هزار دانسته است. آقای بهشتی یا نمیداند گویش چیست یا نمیداند هفتاد هزار یعنی چند تا. زبانشناسان و نهادهای پژوهشی، این رقم را زیر یکصد میدانند؛ مثلا دکتر منتظری زبانشناس، شمار گویشهای ایران را 39 و مرکز مطالعات تابستانی زبان، این شمار را 87 میداند.
کلیت بحثهای زبانشناسی میگوید دو نفر که لهجهشان با هم فرق کند (مثلا لهجه فارسی تهرانی و اصفهانی)، بدون مشکل میتوانند با یکدیگر صحبت کنند. در حالیکه دو نفر با گویشهای متفاوت (برای نمونه گیلکی و بختیاری) به دشواری میتوانند زبان یکدیگر را بفهمند. دست آخر، دو نفر با زبان مختلف (مثلا فارسی و ترکی) اصلا نمیتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. آیا با این معیار، واقعا هفتاد هزار گویش در ایران وجود دارد که مثلا منِ بختیاری نمیتوانم آنها را بفهمم؟
بدتر آنکه آقای بهشتی در همین سخنرانی آخرش (یازدهمین نشست تخصصی «ایران کجاست؟ ایرانی کیست؟») به آن پرداخته، میگوید تا زمان رضاشاه، «این سرزمین هرگز به نام ایران نبود و به اسم سرزمین پارس شناخته میشد». این دقیقا ادعای تجزیهطلبان و دشمنان ایران است که از دهان رسمیترین مسئول فرهنگی جمهوری اسلامی بیرون میآید. آقای بهشتی که ظاهرا به دوره قاجار علاقمند است، تاکنون یکبار اسناد قاجاری را نگاه کرده تا ببیند در همه آنها نام این کشور ایران و نام پادشاهان هم شاه ایران نوشته میشد یا نه؟ سکههایشان را چطور؟ سکههای پیش از آنها همچون نادرشاه افشار را چطور؟ اسناد رسمی با همسایگانی همچون عثمانی را چطور؟ حتی در یکی از آنها، از نام پارس برای کشورمان استفاده شده است؟ نقشههای جغرافیدانان عثمانی همچون «ابراهیم متفرقه افندی» از ایران سده یازدهم هجری را چطور؟ ایشان واقعا نمیداند تنها کشورهای غربی بودند که نام کشورمان را پارس یا پرشیا میدانستند و رضاشاه در نامه رسمیاش، خواستار کاربرد همان نامی برای کشورمان شد که در خود ایران هم کاربرد داشت؟
آقای بهشتی با همین سطح سواد چهل سال است چسبیدهاند به بالاترین کرسیهای فرهنگی این کشور؟
ایشان در پی انتقادات پس از مرگ زندهیاد ملکمطیعی (که همین آقای بهشتی عامل اصلی کنار نهادن ملکمطیعی، فردین و بهروز وثوقی از سینمای پس از انقلاب بود؛ چرا که با مدرک معماری توانسته بود نه تنها در میراث فرهنگی، که در مهمترین نهادهای تصمیمگیرنده سینمایی هم همهکاره شود) میگوید: «این خیلی بیانصافی است که بعضیها یک صورتحساب چهل ساله میگذارند روی میز». نه آقای بهشتی! بیانصافی این است که شما چهل سال است بر بالاترین کرسیهای فرهنگی، هنری، سینمایی و... ایران تکیه زده؛ درباره شیر مرغ تا جان آدمیزاد اظهار نظر غیرمستند کرده؛ به بحثها و ابهاماتی که درباره ارقام نجومی بازنشستگی و حقوق دوبارهتان پس از بازنشستگی صوری در میان است پاسخ نداده؛ و با همه اینها، از گلویتان صدای تجزیهطلبان و دشمنان ایران بیرون میآید.
(اگر پسندیدید، به اشتراک بگذارید تا شاید برسد به دست آقای بهشتی)
دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال مقدمه بخوانید:
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
روسیهپرستی تا به کجا؟
امیر هاشمی مقدم: وبسایت خبری-تحلیلی فرارو
به تازگی سید محمد بهشتی در گفتگو با حسین دهباشی، سخنان شگفتی درباره جنگهای ایران و روس بر زبان رانده است. از میان ادعاها و تحریفات ایشان، من تنها به یکی، آن هم در حد یک یادداشت روزنامهای میپردازم:…
امیر هاشمی مقدم: وبسایت خبری-تحلیلی فرارو
به تازگی سید محمد بهشتی در گفتگو با حسین دهباشی، سخنان شگفتی درباره جنگهای ایران و روس بر زبان رانده است. از میان ادعاها و تحریفات ایشان، من تنها به یکی، آن هم در حد یک یادداشت روزنامهای میپردازم:…