لینکستان | لینک‌های جذاب
3 subscribers
716 photos
393 videos
121 files
4.76K links
مجموعه ای از لینک ها به مطالب ارزشمند، مفید و جالب اینترنت و تلگرام
Download Telegram
Forwarded from مجمع پریشانی (سهیل یاریِ گُل‌دَرِّه)
کم‌حوصگلی و پیش‌داوری‌های ما

مشکل بزرگ خیلی از ماها این است که همه چیز را سفید با سیاه می‌بینیم. اگر شخصیتی در نظر ما خطاکار بود هیچ حُسنی در او نمی‌بینیم و نه فقط تمام خدمات و کارهای مثبتش را ندیده می‌گیریم، دانش و معلوماتش را هم منکر می‌شویم. عکس این مطلب هم صادق است: اگر کسی در نظر ما خادم و وطن پرست بود، کمترین عیب و نقصی را ولو بدیهی و آشکار باشد دربارهٔ او نمی‌پذیریم. بگذارید در این مورد نیز مثال روشنی بزنم: دکتر مصدق بی‌تردید یکی از صالح‌ترین و پاک‌ترین و وطن‌پرست‌ترین دولت‌مردان این کشور بود؛ ولی طرفداران متعصّب وی چنان بتی از او ساخته‌اند که اشاره‌ای به تقصیر با قصور او در بعضی موارد، و انتقاداتی که کم و بیش بر او وارد است، در نظر اینان گناهی نابخشودنی به شمار می‌آید.
یک عیب بزرگ دیگر جامعهٔ ما، که مانع رشد دمکراسی در این کشور شده است، عدم تحمّل عقاید دیگران، یا «عدم تساهل» است.
تساهل که در هر در زبان فرانسه و انگلیسی «تولرانس» (TOLERENCE) گفته می‌شود معیار اصلی تمدن و پیشرفت یک جامعه و سنگ اوّل بنای دمکراسی است. و بر همین اساس است که در یک کشور پیشرفته حزب حاکم از انتقادات مخالفان خود در پارلمان و مطبوعات نمی‌هراسد و وقتی در انتخابات از احزاب مخالف خود شکست می.خورد، بدون تأمل و بدون کمترین مقاومتی جای خود را به رقیب می‌سپارد. در کشور ما با وجود استقرار مشروطیت و حکومت پارلمانی در حدود ۸۸ سال قبل، کمتر خود را با این اصل مسلم دمکراسی که تحمّل عقاید دیگران است آشنا کردیم و کسانی را که موافق عقیده ما نبودند دشمن خود شمردیم. حتّی بسیاری از مدّعیان آزادی‌خواهی و دمکرات‌منشی در دوران مشروطیت هم، وقتی به ندرت می‌رسیدند دعوی آزادی‌خواهی خود را فراموش می‌کردند، که بارزترین نمونهٔ آن حکومت مصدق و عدم تحمل عقاید و نظرات شخصیت‌هایی چون آیت‌الله کاشانی و انحلال مجلس برای بستن زبان مخالفان خود می‌باشد.
طُرفه آن‌که، گروهی که بیش از همه در سال‌های گذشته، سنگ «تساهل» و توجه به عقاید «دگراندیشان» را به سینه می‌زده، بیش از همه در تخطئهٔ افکار و عقاید دیگران و ملکوک ساختن شخصیت‌های مخالف خود کوشیده است. برچسب نوکری آمریکا و انگلیس و سرسپردگی سیاست‌های استعماری غرب غالباً از طرف این گروه که خود به نوکری بیگانه‌های دیگر افتخار می‌کردند، به بسیاری از رجال ایرانی زده شده و با کمال تأسف در اذهان باقی مانده است که زدودن آن به آسانی میسّر نیست.
در این مورد هم باز به یکی از مشکل‌ترین مثال‌ها متوسل می‌شوم و آن صدرالأشراف، یکی از نخست وزیران بعد از شهریور ۱۳۲۰ است که تبلیغات حزب توده او را به عنوان «جلاد باغ‌شاه» در اذهان جای داده، در حالی که وی تنها نخست‌وزیر دوران مشروطیت است که درجهٔ اجتهاد داشته و او نه فقط جلّاد باغ‌شاه نبوده، بلکه بعد از اعدام ملک‌المتکلمین و جهانگیرخان صوراسرافیل از طرف محمدعلی‌شاه برای جلوگیری از اعمال خودسرانهٔ او مأمور باغ‌شاه شده و بقیهٔ زندانیان را از مرگ نجات داده است.
صدرالأشراف همچنین تنها وزیر دادگستری دوران رضاشاه است که در برابر او مقاومت کرده و به علت عدم تمکین از دستورات وی از کار برکنار شده است.
قضاوت بسیاری از ما دربارهٔ رجال معاصر ایران، همان‌طور که در ابتدای این مقدّمه نیز اشاره شد، مبتنی بر پیش‌داوری‌هایی است که طی ده‌ها سال با تبلیغات حساب شده از سوی گروه‌های چپ‌گرا و روشن‌فکران چپ‌نما در اذهان جا گرفته است.
هدف این تبلیغات ملکوک ساختن همهٔ رجال قدیمی ایران و همهٔ کسانی بود که بر معتقدات ملّی و مذهبی خود پای می‌فشردند و حاضر به پذیرفتن ارزش‌های تازه نبودند.
بعضی از این رجال، مانند قوام‌السّلطنه و دکتر مصدق، چندی مورد عنایت چپ‌گرایان قرار گرفتند، ولی همراهی و هم‌نوایی با آن‌ها مقطعی و تاکتیکی بوده و در یک نگاه کلّی به سیر تبلیغات چپ‌گرایان در ایران، هیچ یک از رجال تاریخ معاصر، حتی خوش‌نام ترین آنان نیز از تیرهای زهرآگین این گروه در امان نبوده‌اند.

بازیگران عصر پهلوی (از فروغی تا فردوست)، محمود طلوعی، چاپ چهارم، ۱۳۷۶، ج ۱، صص ۱۰-۱۲

https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
Forwarded from شین ☔️🖤 via @ProCommentBot
🔘 نکات اصلی در ساخت سیاسی ایران

از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای همراه با ترک تشریفات مناقصه و غیره که مجموعه اینها را پاتروناژ [در اصل به معنی «ارثیه پدری»] می‌نامیم، ابزار اصلی دست نظام سلطانی است که آنها را به صورت هبه یا تیول و یا سور و سات به هر که بخواهد عطا و از هر که بخواهد دریغ می‌کند. پایین‌تر از سلطان، تعدادی پاترون [حامی] قرار دارند که هر پاترون دارای شبکه‌ای از کلاینت‌ها [تحت‌الحمایه‌ها] است و سلطان، پاتروناژ را به حسب گستردگی شبکه‌ی کلاینت‌های هر پاترون بین آنها توزیع می‌کند و در عوض، بسیج توده‌ای و سایر امور لازم را از آنها طلب می‌کند مانند: تخلف در انتخابات، سرکوب مردم، مشارکت در آیین‌های مختلف ... پس رژیم ما علی‌الاغلب ترکیب سه ویژگی مهم است: دولت رانتی، سلطانیسم (ویژگی‌ها: شخصی بودن امر سیاست، تقرّب، غیررسمی بودن، ستیز موازنه شده، لیاقت نظامی‌گری و توجیه دینی) و کلاینتاریسم (بنده‌نوازی).


📚 کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما»، سعید حجاریان، چاپ اول (1389)، صفحه 17، نشرنگاه معاصر


🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
Mabani_e Nazari_e Eslahat - HAJJARIAN.zip
13.4 MB
📕 متن کامل مقاله «مبانی نظری اصلاحات» به قلم سعید حجاریان به نقل از چاپ نخست کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما» [در قالب فایل زیپ‌شده شامل 10تصویر]
این مقاله در چاپ‌های بعدی این کتاب، حذف شده است.
🔶 @mmoeeni1
Channel name was changed to «لینکستان | لینک‌های جذاب!»
Episode 5 -Chejoori Begam
Bardia Doosti
قسمت پنجم پادکست کُرُن

در این قسمت درباره‌ی فضای موسیقی شهرام شب‌پره صحبت می‌کنیم.

@koronpodcast
Forwarded from عآلیجناب
‏"رئیس بانک مرکزی: افزایش قیمت سکه بیشتر عامل روانی دارد"
-ایشالا دور بعد، یک روان‌شناس رو به ریاست بانک مرکزی منصوب کنن.

Zap
@Aaljjnab
Forwarded from مقدمه‌ (Amir Hashemi Moghaddam)
دلار، میهن‌دوستی ترکی و روشنفکر ایرانی
امیر هاشمی مقدم (بخشی از یادداشتم در خبرگزاری مهر)
در چند هفته گذشته، ارزش لیره ترکیه هم کاهش یافت. چند روز پیش اردوغان از مردم کشورش خواست برای کمک به اقتصاد کشور، اگر دلار و یورو در خانه‌های‌شان دارند، به صرافی‌ها برده و با لیره ترکیه جایگزین کنند. در همین چند روز استقبال از این پیشنهاد به اندازه‌ای بود که بهای یورو و دلار در این کشور کاهش چشمگیری یافت.
پرسش اینجاست که چرا در ایران، با همه تاکید دولت، رسانه‌ها و نهادهای امنیتی برای نخریدن دلار، باز هم صفهای شبانه جلوی صرافی‌ها تشکیل می‌شد؟ و اکنون که تقریبا هرگونه خرید و فروش دلار در کشورمان غیرقانونی شده، به سوی تجارت پنهانی دلار رفته‌ایم؟ چه تفاوتی بین ایرانی‌ها و ترکیه‌ای‌ها است؟
بی‌گمان نمی‌توان مسئله را تک‌عاملی دید؛ همانگونه که اقتصاد بیمار و فساد درون آن از عوامل بی‌اعتمادی ایرانی‌هاست. اما نمی‌توان سهم میهن‌دوستی ترکیه‌ای‌ها را در این امر نادیده گرفت. چنین مهین‌دوستی که البته گاهی رنگ افراطی به خود می‌گیرد، ترکیه را از آن خود و خود را از آن ترکیه می‌داند؛ بنابراین طبیعی است موجودیتش را با موجودیت این کشور و رشدش را با رشد کشورش گره‌خورده ببیند و هر کجا نیاز شد، بر منافع کوتاه‌مدت چشم پوشیده تا بتواند منافع درازمدت به دست آورد.
در سوی دیگر ماجرا اما، میهن‌دوستی ایرانی به شیوه‌های گوناگون ناپسند شمرده می‌شود. بسیاری مسئولین از آغاز انقلاب -حتی کسانی که امروزه ردای منتقد بر دوش انداخته‌اند، آشکارا علیه ملی‌گرایی ایرانی موضع گرفته و تلاش کردند تا امت‌گرایی اسلامی را جایگزینش کنند. اینان آنگاه که می‌پنداشتند ملی‌گرایی به معنای نفی اسلام است، دچار اشتباه بزرگی شدند که نتایجش از پیش پیدا بود. میهن‌دوستی برای اینان، تنها در برهه انتخابات و برای کشاندن مردم پای صندوقهای رای معنا داشت.
در کنار اینها، جریان جهان‌وطن‌خواه روشنفکر ایرانی هم، اصلی‌ترین دشمن خود را جریان ملی‌گرایی می‌پنداشت. روشنفکر ایرانی هرگونه میهن‌دوستی و ملی‌گرایی را چون در برابر ایده جهان‌وطنی (به‌ویژه نوع چپی‌اش) می‌دانست، با برچسب نژادپرستی زدن بر آن، تلاش می‌کرد بدنامش کند. اجازه دهید فرصت را مفتنم شمرده و بخشی از یادداشت دیروزم در خبرگزاری مهر درباره نگاه نویسنده و روشنفکر برجسته ترکیه، ایلبر اورتایلی به ایران را در اینجا بازنشر کنم:
«برخلاف نوشته اورتایلی [که می‌گوید روشنفکران ایرانی درباره تاریخ و جغرافی‌شان اطلاعات بسیار زیادی دارند]، آگاهی بخش مهمی از روشنفکران ایرانی از تاریخ‌شان بسیار اندک است. همین است که می‌بینیم بسیاری از آنها بدون آگاهی از تاریخ، به تاریخ ایران پیش از اسلام حمله می‌کنند. یکی که روشنفکر و استاد اخلاق است، تخت جمشید را ساخته رومیان دانسته (که اصلا در دوره هخامنشیان روم و تمدن رومی شکل نگرفته بود) و بر این پایه تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام را زیر سوال می‌برد؛ یکی که استاد جامعه‌شناسی است با آنکه به اعتراف خودش نمی‌داند فردوسی در چه زمانی می‌زیسته، شاهنامه را اثر چندان گرانسنگی نمی‌شمارد و باز هم به تاریخ ایران پیش از اسلام می‌تازد؛ و به همین ترتیب لیست بلندبالایی از شاهکارهای جریان روشنفکری یا روشنفکرنمایی در ایران را می‌توان مورد توجه قرار داد که اگرچه آشنایی چندانی با تاریخ و ادبیات ایران ندارد، اما یکی از نشانه‌های روشنفکری‌اش را در حمله به فرهنگ و تمدن ایران می‌بیند. در واقع می‌توان ادعا کرد روشنفکر ایرانی تاریخ غرب را بهتر از تاریخ ایران می‌داند، اما درباره تاریخ ایران بیشتر اظهار نظر می‌کند؛ در حالی‌که روشنفکر ترکیه هم تاریخ ترکها را بهتر می‌داند و هم درباره این تاریخ اظهار نظر می‌کند. بی‌گمان اگر نگاهی که روشنفکران ترکیه‌ای درباره تاریخ ترکها و زبان ترکی دارند در ایران درباره تاریخ کشورمان و زبان فارسی بیان شود، روشنفکران ایرانی آنرا نمونه‌ای از نژادپرستی، فاشیسم، پان‌ایرانیسم و... دانسته و به آن حمله می‌کنند. همچنانکه در نقطه مقابل، اگر یکی از روشنفکران ترکیه، سخنانی همچون روشنفکران ایرانی علیه تاریخ و زبان و فرهنگ کشورش بر زبان آورد، هم مردم، هم دیگر روشنفکران و هم حکومت با او برخورد سختی خواهند کرد. نمونه‌اش، اورهان پاموک، دارنده جایزه جهانی نوبل ادبیات است که چند سال پیش به قتل عام ارامنه در دوره عثمانی اشاره کرد؛ اما هم با واکنش شدید مردم روبرو گردید و هم به دادگاه کشانده شد. اگر رسما عذرخواهی نمی‌کرد، زندانی شدنش قطعی بود. بنابراین در این جمله اورتایلی طنز بسیار تلخی درباره جریان روشنفکری ایران نهفته است: «کشوری که از نظر صنعت و کشاورزی از ما بسیار عقب‌تر است، بیش از تمامی کشورهای حوزه بالکان و خاورمیانه روشنفکر دارد»».
(دیگر یادداشتهای رسانه‌ای مرا می‌توانید در کانال مقدمه بخوانید)
https://t.me/moghaddames