Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
چهار تیشهای که به ریشه آموزش و پرورش زدیم
#A 176
https://t.me/divanesara/708
آرمان امیری @ArmanParian - قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر آزار جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
نخست: گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
دوم: بازاری کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
سوم: سقوط سطح زندگی معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
چهارم: انکار کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 176
https://t.me/divanesara/708
آرمان امیری @ArmanParian - قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر آزار جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
نخست: گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
دوم: بازاری کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
سوم: سقوط سطح زندگی معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
چهارم: انکار کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
چهار تیشهای که به ریشه آموزش و پرورش زدیم
#A 176
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 176
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
چوب و پول و پیاز، از تلگرام تا سوریه!
#A 178
https://t.me/divanesara/711
آرمان امیری @ArmanParian -طی یکی دو روز گذشته نسخههای بهروز شدهای از تلگرام منتشر شده که مشکل فیلترینگ را برای بسیاری از کاربران مرتفع میسازند. از قبل هم شنیده بودیم که احتمالا در آینده نزدیک نسخههایی از راه میرسند که قابل فیلتر نباشند. بدین ترتیب میتوان سه اتفاق بزرگ را در ماجرای فیلترینگ تلگرام تشخیص داد:
-نخست اینکه نظام با این فیلترینگ هزینه تاکید مجدد بر انسداد و ضدیت با جریان گردش آزاد اطلاعات را پرداخت.
-دوم اینکه موج بسیار گستردهای از خشم و نارضایتی در دهها میلیون کاربر تلگرام ایجاد کرد.
-سوم و در نهایت هم اینکه با یک تغییر نرمافزاری ساده، مشکل دسترسی به تلگرام مرتفع شد. یعنی خشم و بیآبرویی پابرجا ماند، اما ارتباط مردم با تلگرام قطع نشد.
این فرآیند، یادآور آن حکایت قدیمی در امثال و حکم پارسی است که دزدی را گرفتند و گفتند یا پول را پس بده، یا چوب بخور یا پیاز! طرف در نهایت هم چوب را خورد، هم پیاز را خورد و هم پول را پس داد؛ اما اگر گمان کنیم که این سیاست «باخت – باخت» حکومتی ما فقط در موارد داخلی و اتفاقاتی چون تلگرام نمود پیدا میکند یکسره به خطا رفتهایم.
سیدحسن موسویان، دیپلمات سابق کشور، از مفاد طرح ۷ مادهای توافق روسیه و اسراییل بر سر مسائل سوریه خبر داده است که به شرح زیر است:
۱- بشار اسد در قدرت بماند،
۲- به حضور نظامی ایران و حزبالله در سوریه خاتمه داده شود،
۳- اسرائیل به حملات نظامی خود به سوریه خاتمه دهد،
۴- حضور نظامی روسیه در سوریه تثبیت شود،
۵- درصورت لزوم، مستشاران روسی و سازمان ملل در کنار سربازان سوریه در مرز این کشور با اسرائیل مستقر شوند.
۶- بعد از مدتی آمریکا هم به تدریج نیروهای نظامیاش را از سوریه خارج کند،
۷- عادیسازی روابط سوریه با اعراب انجام شود که با پول کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، بازسازی سوریه و بازگشت آوارگان آغاز شود.
این هفت بند به زبان ساده یعنی: ما دهها میلیارد دلار (به روایتی بیش از ۳۰ میلیارد دلار) در سوریه هزینه کردیم، بیش از صدها کشته دادیم، کلی دشمن منطقهای درست کردیم، در قامت یک «امپریالیست نظامی» ظاهر شدیم و شرافت تاریخی خود را زیر پا گذاشتیم، و در نهایت داریم سوریه را هم تقدیم اسرائیل و عربستان میکنیم.
البته ای کاش کار به همینجا ختم میشد و میتوانستیم بگوییم این همه هزینه را دور ریختیم و تمام؛ اما مساله اینجاست که پیامدهای آن سیاست غلط منطقهای به این سادگیها ما را رها نخواهد کرد. وقتی تمام کشورهای منطقه، از عربستان و امارات گرفته تا اسراییل، علیه ما متحد شدند، طبیعتا روسها به همین سادگی ما را قربانی میکنند و از آن مهمتر، این لابی گسترده ترامپ را به خروج از برجام و اعمال تحریمهای بیشتر متقاعد میسازد.
حتی پیش از این هم فهمیده بودیم که با این رویکرد تنشزای منطقهای، هیچ سرمایهگذاری ریسک حضور در کشور ما را نخواهد پذیرفت. حالا تحریمهای جدید و تقویت جبهه ضدایرانی که با دستان خودمان در منطقه ایجاد کردیم به هم پیوند خواهند خورد تا به زودی در یک بحران خانمانسوز فرو رویم که ممکن است تا فروپاشی کل نظام و حتی کشور پیش برود.
تنها راه «نجات ایران» از این ورطه شوم، خارج کردن اختیار کشور از شیوه سیاستورزی «چوب و پیاز و پول» است.
#A 178
https://t.me/divanesara/711
آرمان امیری @ArmanParian -طی یکی دو روز گذشته نسخههای بهروز شدهای از تلگرام منتشر شده که مشکل فیلترینگ را برای بسیاری از کاربران مرتفع میسازند. از قبل هم شنیده بودیم که احتمالا در آینده نزدیک نسخههایی از راه میرسند که قابل فیلتر نباشند. بدین ترتیب میتوان سه اتفاق بزرگ را در ماجرای فیلترینگ تلگرام تشخیص داد:
-نخست اینکه نظام با این فیلترینگ هزینه تاکید مجدد بر انسداد و ضدیت با جریان گردش آزاد اطلاعات را پرداخت.
-دوم اینکه موج بسیار گستردهای از خشم و نارضایتی در دهها میلیون کاربر تلگرام ایجاد کرد.
-سوم و در نهایت هم اینکه با یک تغییر نرمافزاری ساده، مشکل دسترسی به تلگرام مرتفع شد. یعنی خشم و بیآبرویی پابرجا ماند، اما ارتباط مردم با تلگرام قطع نشد.
این فرآیند، یادآور آن حکایت قدیمی در امثال و حکم پارسی است که دزدی را گرفتند و گفتند یا پول را پس بده، یا چوب بخور یا پیاز! طرف در نهایت هم چوب را خورد، هم پیاز را خورد و هم پول را پس داد؛ اما اگر گمان کنیم که این سیاست «باخت – باخت» حکومتی ما فقط در موارد داخلی و اتفاقاتی چون تلگرام نمود پیدا میکند یکسره به خطا رفتهایم.
سیدحسن موسویان، دیپلمات سابق کشور، از مفاد طرح ۷ مادهای توافق روسیه و اسراییل بر سر مسائل سوریه خبر داده است که به شرح زیر است:
۱- بشار اسد در قدرت بماند،
۲- به حضور نظامی ایران و حزبالله در سوریه خاتمه داده شود،
۳- اسرائیل به حملات نظامی خود به سوریه خاتمه دهد،
۴- حضور نظامی روسیه در سوریه تثبیت شود،
۵- درصورت لزوم، مستشاران روسی و سازمان ملل در کنار سربازان سوریه در مرز این کشور با اسرائیل مستقر شوند.
۶- بعد از مدتی آمریکا هم به تدریج نیروهای نظامیاش را از سوریه خارج کند،
۷- عادیسازی روابط سوریه با اعراب انجام شود که با پول کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، بازسازی سوریه و بازگشت آوارگان آغاز شود.
این هفت بند به زبان ساده یعنی: ما دهها میلیارد دلار (به روایتی بیش از ۳۰ میلیارد دلار) در سوریه هزینه کردیم، بیش از صدها کشته دادیم، کلی دشمن منطقهای درست کردیم، در قامت یک «امپریالیست نظامی» ظاهر شدیم و شرافت تاریخی خود را زیر پا گذاشتیم، و در نهایت داریم سوریه را هم تقدیم اسرائیل و عربستان میکنیم.
البته ای کاش کار به همینجا ختم میشد و میتوانستیم بگوییم این همه هزینه را دور ریختیم و تمام؛ اما مساله اینجاست که پیامدهای آن سیاست غلط منطقهای به این سادگیها ما را رها نخواهد کرد. وقتی تمام کشورهای منطقه، از عربستان و امارات گرفته تا اسراییل، علیه ما متحد شدند، طبیعتا روسها به همین سادگی ما را قربانی میکنند و از آن مهمتر، این لابی گسترده ترامپ را به خروج از برجام و اعمال تحریمهای بیشتر متقاعد میسازد.
حتی پیش از این هم فهمیده بودیم که با این رویکرد تنشزای منطقهای، هیچ سرمایهگذاری ریسک حضور در کشور ما را نخواهد پذیرفت. حالا تحریمهای جدید و تقویت جبهه ضدایرانی که با دستان خودمان در منطقه ایجاد کردیم به هم پیوند خواهند خورد تا به زودی در یک بحران خانمانسوز فرو رویم که ممکن است تا فروپاشی کل نظام و حتی کشور پیش برود.
تنها راه «نجات ایران» از این ورطه شوم، خارج کردن اختیار کشور از شیوه سیاستورزی «چوب و پیاز و پول» است.
Telegram
مجمع دیوانگان
چوب و پول و پیاز، از تلگرام تا سوریه!
#A 178
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#A 178
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
سخنی با سیدعلی خامنه ای بر لبِ پرتگاه + مصاحبه با نوری زاد http://www.nurizad.info/blog/32393
www.nurizad.info
سخنی با سیدعلی خامنه ای بر لبِ پرتگاه + مصاحبه با نوری زاد | وب سایت رسمی محمد نوری زاد
یک: مردان و زنان بزرگ، آنانی اند که در بزنگاه های حساس، نیک تصمیم بگیرند و با خود رخ به رخ شوند و با پای نهادن بر منِ درون شان، از پسِ عربده های همان منِ خویش
جمهوری اسلامی ۲۹ سال پس از مرگ بنیانگذار http://kadivar.com/?p=16608
آیا همه چیز در امریکا ارزانتر از ایران است ؟ Is Everything Cheaper in the US http://www.farhad-kashani.com/1397/03/10/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7/
یادگیری فتوشاپ مقدماتی رایگان - روزنوشته های داود شاکری استاد http://shakeriostad.ir/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%BE/ -via Flynx
روزنوشته های داود شاکری استاد
یادگیری فتوشاپ مقدماتی رایگان - روزنوشته های داود شاکری استاد
یادگیری فتوشاپ یکی از مهارت های ضروری هست که هر کسی بهتره حداقل در سطح مقدماتی کمی بلد باشه. اگر علاقه مند هستید که نرم افزار فتوشاپ رو یاد بگیرید و نمیدونید از کجا شروع کنید روی این مطلب کلیک کنید.
نامه خواهر یکی از فعالان محیط زیستی بازداشت شده به حسن روحانی http://sahamnews.org/2018/06/310607/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
نامه خواهر یکی از فعالان محیط زیستی بازداشت شده به حسن روحانی
کتایون رجبی، خواهر سام رجبی از فعالان محیط زیستی بازداشت شده در نامهای سرگشاده به حسن روحانی درباره ادامه بازداشت فعالان محیط زیستی و عدم پاسخگویی مسئولان قضایی و امنیتی، از رئیس جمهوری خواست تا به این موضوع رسیدگی کند.
شاهد عینی (۱۰۴): ماجرای خنثی کردن دو بمب هستهای http://www.bbc.com/persian/tv-and-radio-44365891
BBC News فارسی
شاهد عینی (۱۰۴): ماجرای خنثی کردن دو بمب هستهای
در بخش دیگری از برنامه شاهد عینی به سال ۱۹۶۱ سفر می کنیم، یعنی به ۵۷ سال پیش، تا ماجرای مردی را بشنویم که مأمور بود دو بمب هستهای را که در کارولینای شمالی افتاده بود، خنثی کند.
ماجرای دفاع محمدرضا شفیعی کدکنی از زبان فارسی در کلاس درس https://3danet.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D9%81%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%DA%A9%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C/
صدانت
ماجرای دفاع محمدرضا شفیعی کدکنی از زبان فارسی در کلاس درس • صدانت
چند روز پیش فایل صوتی هفت دقیقهایی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی منتشر شد که دربارهٔ زبان فارسی و زبانهای محلّی بود. این هفت دقیقه بخشی از کلاس...
حاشیهای پررنگتر از تجاوز به کودک افغانستانی http://moghaddames.blogfa.com/post/741
مقدمه
حاشیهای پررنگتر از تجاوز به کودک افغانستانی
مقدمهای بر مباحث فرهنگی و گردشگری کشورمان
روبرتو باجو، "دم اسبی آسمانی" عالم فوتبال (جام ۱۹۹۴) http://www.dw.com/fa-ir/%D8%B1%D9%88%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%88%D8%8C-%D8%AF%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A2%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D9%81%D9%88%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%AC%D8%A7%D9%85-%DB%B1%DB%B9%DB%B9%DB%B4/a-44108407?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
DW.COM
روبرتو باجو،
روبرتو باجو از خلاقترین بازیکنانی است که ایتالیا به خود دیده؛ کشوری که در فوتبال آن دفاع حرف اول را میزده و بازیسازان تهاجمی کمتر فرصت شکوفایی یافتهاند. "بودای کوچولو" و "دم اسبی آسمانی" از جمله لقبهای باجو هستند.
Forwarded from مجمع پریشانی (سهیل یاریِ گُلدَرِّه)
کمحوصگلی و پیشداوریهای ما
مشکل بزرگ خیلی از ماها این است که همه چیز را سفید با سیاه میبینیم. اگر شخصیتی در نظر ما خطاکار بود هیچ حُسنی در او نمیبینیم و نه فقط تمام خدمات و کارهای مثبتش را ندیده میگیریم، دانش و معلوماتش را هم منکر میشویم. عکس این مطلب هم صادق است: اگر کسی در نظر ما خادم و وطن پرست بود، کمترین عیب و نقصی را ولو بدیهی و آشکار باشد دربارهٔ او نمیپذیریم. بگذارید در این مورد نیز مثال روشنی بزنم: دکتر مصدق بیتردید یکی از صالحترین و پاکترین و وطنپرستترین دولتمردان این کشور بود؛ ولی طرفداران متعصّب وی چنان بتی از او ساختهاند که اشارهای به تقصیر با قصور او در بعضی موارد، و انتقاداتی که کم و بیش بر او وارد است، در نظر اینان گناهی نابخشودنی به شمار میآید.
یک عیب بزرگ دیگر جامعهٔ ما، که مانع رشد دمکراسی در این کشور شده است، عدم تحمّل عقاید دیگران، یا «عدم تساهل» است.
تساهل که در هر در زبان فرانسه و انگلیسی «تولرانس» (TOLERENCE) گفته میشود معیار اصلی تمدن و پیشرفت یک جامعه و سنگ اوّل بنای دمکراسی است. و بر همین اساس است که در یک کشور پیشرفته حزب حاکم از انتقادات مخالفان خود در پارلمان و مطبوعات نمیهراسد و وقتی در انتخابات از احزاب مخالف خود شکست می.خورد، بدون تأمل و بدون کمترین مقاومتی جای خود را به رقیب میسپارد. در کشور ما با وجود استقرار مشروطیت و حکومت پارلمانی در حدود ۸۸ سال قبل، کمتر خود را با این اصل مسلم دمکراسی که تحمّل عقاید دیگران است آشنا کردیم و کسانی را که موافق عقیده ما نبودند دشمن خود شمردیم. حتّی بسیاری از مدّعیان آزادیخواهی و دمکراتمنشی در دوران مشروطیت هم، وقتی به ندرت میرسیدند دعوی آزادیخواهی خود را فراموش میکردند، که بارزترین نمونهٔ آن حکومت مصدق و عدم تحمل عقاید و نظرات شخصیتهایی چون آیتالله کاشانی و انحلال مجلس برای بستن زبان مخالفان خود میباشد.
طُرفه آنکه، گروهی که بیش از همه در سالهای گذشته، سنگ «تساهل» و توجه به عقاید «دگراندیشان» را به سینه میزده، بیش از همه در تخطئهٔ افکار و عقاید دیگران و ملکوک ساختن شخصیتهای مخالف خود کوشیده است. برچسب نوکری آمریکا و انگلیس و سرسپردگی سیاستهای استعماری غرب غالباً از طرف این گروه که خود به نوکری بیگانههای دیگر افتخار میکردند، به بسیاری از رجال ایرانی زده شده و با کمال تأسف در اذهان باقی مانده است که زدودن آن به آسانی میسّر نیست.
در این مورد هم باز به یکی از مشکلترین مثالها متوسل میشوم و آن صدرالأشراف، یکی از نخست وزیران بعد از شهریور ۱۳۲۰ است که تبلیغات حزب توده او را به عنوان «جلاد باغشاه» در اذهان جای داده، در حالی که وی تنها نخستوزیر دوران مشروطیت است که درجهٔ اجتهاد داشته و او نه فقط جلّاد باغشاه نبوده، بلکه بعد از اعدام ملکالمتکلمین و جهانگیرخان صوراسرافیل از طرف محمدعلیشاه برای جلوگیری از اعمال خودسرانهٔ او مأمور باغشاه شده و بقیهٔ زندانیان را از مرگ نجات داده است.
صدرالأشراف همچنین تنها وزیر دادگستری دوران رضاشاه است که در برابر او مقاومت کرده و به علت عدم تمکین از دستورات وی از کار برکنار شده است.
قضاوت بسیاری از ما دربارهٔ رجال معاصر ایران، همانطور که در ابتدای این مقدّمه نیز اشاره شد، مبتنی بر پیشداوریهایی است که طی دهها سال با تبلیغات حساب شده از سوی گروههای چپگرا و روشنفکران چپنما در اذهان جا گرفته است.
هدف این تبلیغات ملکوک ساختن همهٔ رجال قدیمی ایران و همهٔ کسانی بود که بر معتقدات ملّی و مذهبی خود پای میفشردند و حاضر به پذیرفتن ارزشهای تازه نبودند.
بعضی از این رجال، مانند قوامالسّلطنه و دکتر مصدق، چندی مورد عنایت چپگرایان قرار گرفتند، ولی همراهی و همنوایی با آنها مقطعی و تاکتیکی بوده و در یک نگاه کلّی به سیر تبلیغات چپگرایان در ایران، هیچ یک از رجال تاریخ معاصر، حتی خوشنام ترین آنان نیز از تیرهای زهرآگین این گروه در امان نبودهاند.
بازیگران عصر پهلوی (از فروغی تا فردوست)، محمود طلوعی، چاپ چهارم، ۱۳۷۶، ج ۱، صص ۱۰-۱۲
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
مشکل بزرگ خیلی از ماها این است که همه چیز را سفید با سیاه میبینیم. اگر شخصیتی در نظر ما خطاکار بود هیچ حُسنی در او نمیبینیم و نه فقط تمام خدمات و کارهای مثبتش را ندیده میگیریم، دانش و معلوماتش را هم منکر میشویم. عکس این مطلب هم صادق است: اگر کسی در نظر ما خادم و وطن پرست بود، کمترین عیب و نقصی را ولو بدیهی و آشکار باشد دربارهٔ او نمیپذیریم. بگذارید در این مورد نیز مثال روشنی بزنم: دکتر مصدق بیتردید یکی از صالحترین و پاکترین و وطنپرستترین دولتمردان این کشور بود؛ ولی طرفداران متعصّب وی چنان بتی از او ساختهاند که اشارهای به تقصیر با قصور او در بعضی موارد، و انتقاداتی که کم و بیش بر او وارد است، در نظر اینان گناهی نابخشودنی به شمار میآید.
یک عیب بزرگ دیگر جامعهٔ ما، که مانع رشد دمکراسی در این کشور شده است، عدم تحمّل عقاید دیگران، یا «عدم تساهل» است.
تساهل که در هر در زبان فرانسه و انگلیسی «تولرانس» (TOLERENCE) گفته میشود معیار اصلی تمدن و پیشرفت یک جامعه و سنگ اوّل بنای دمکراسی است. و بر همین اساس است که در یک کشور پیشرفته حزب حاکم از انتقادات مخالفان خود در پارلمان و مطبوعات نمیهراسد و وقتی در انتخابات از احزاب مخالف خود شکست می.خورد، بدون تأمل و بدون کمترین مقاومتی جای خود را به رقیب میسپارد. در کشور ما با وجود استقرار مشروطیت و حکومت پارلمانی در حدود ۸۸ سال قبل، کمتر خود را با این اصل مسلم دمکراسی که تحمّل عقاید دیگران است آشنا کردیم و کسانی را که موافق عقیده ما نبودند دشمن خود شمردیم. حتّی بسیاری از مدّعیان آزادیخواهی و دمکراتمنشی در دوران مشروطیت هم، وقتی به ندرت میرسیدند دعوی آزادیخواهی خود را فراموش میکردند، که بارزترین نمونهٔ آن حکومت مصدق و عدم تحمل عقاید و نظرات شخصیتهایی چون آیتالله کاشانی و انحلال مجلس برای بستن زبان مخالفان خود میباشد.
طُرفه آنکه، گروهی که بیش از همه در سالهای گذشته، سنگ «تساهل» و توجه به عقاید «دگراندیشان» را به سینه میزده، بیش از همه در تخطئهٔ افکار و عقاید دیگران و ملکوک ساختن شخصیتهای مخالف خود کوشیده است. برچسب نوکری آمریکا و انگلیس و سرسپردگی سیاستهای استعماری غرب غالباً از طرف این گروه که خود به نوکری بیگانههای دیگر افتخار میکردند، به بسیاری از رجال ایرانی زده شده و با کمال تأسف در اذهان باقی مانده است که زدودن آن به آسانی میسّر نیست.
در این مورد هم باز به یکی از مشکلترین مثالها متوسل میشوم و آن صدرالأشراف، یکی از نخست وزیران بعد از شهریور ۱۳۲۰ است که تبلیغات حزب توده او را به عنوان «جلاد باغشاه» در اذهان جای داده، در حالی که وی تنها نخستوزیر دوران مشروطیت است که درجهٔ اجتهاد داشته و او نه فقط جلّاد باغشاه نبوده، بلکه بعد از اعدام ملکالمتکلمین و جهانگیرخان صوراسرافیل از طرف محمدعلیشاه برای جلوگیری از اعمال خودسرانهٔ او مأمور باغشاه شده و بقیهٔ زندانیان را از مرگ نجات داده است.
صدرالأشراف همچنین تنها وزیر دادگستری دوران رضاشاه است که در برابر او مقاومت کرده و به علت عدم تمکین از دستورات وی از کار برکنار شده است.
قضاوت بسیاری از ما دربارهٔ رجال معاصر ایران، همانطور که در ابتدای این مقدّمه نیز اشاره شد، مبتنی بر پیشداوریهایی است که طی دهها سال با تبلیغات حساب شده از سوی گروههای چپگرا و روشنفکران چپنما در اذهان جا گرفته است.
هدف این تبلیغات ملکوک ساختن همهٔ رجال قدیمی ایران و همهٔ کسانی بود که بر معتقدات ملّی و مذهبی خود پای میفشردند و حاضر به پذیرفتن ارزشهای تازه نبودند.
بعضی از این رجال، مانند قوامالسّلطنه و دکتر مصدق، چندی مورد عنایت چپگرایان قرار گرفتند، ولی همراهی و همنوایی با آنها مقطعی و تاکتیکی بوده و در یک نگاه کلّی به سیر تبلیغات چپگرایان در ایران، هیچ یک از رجال تاریخ معاصر، حتی خوشنام ترین آنان نیز از تیرهای زهرآگین این گروه در امان نبودهاند.
بازیگران عصر پهلوی (از فروغی تا فردوست)، محمود طلوعی، چاپ چهارم، ۱۳۷۶، ج ۱، صص ۱۰-۱۲
https://t.me/joinchat/AAAAAD7Fssu7AgJ7o97tgw
Telegram
مجمع پریشانی
دربارهٔ زبان و ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ ایران
ارتباط با مدیر:
@soheilyari67
ارتباط با مدیر:
@soheilyari67
Forwarded from شین ☔️🖤 via @ProCommentBot
🔘 نکات اصلی در ساخت سیاسی ایران
از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای همراه با ترک تشریفات مناقصه و غیره که مجموعه اینها را پاتروناژ [در اصل به معنی «ارثیه پدری»] مینامیم، ابزار اصلی دست نظام سلطانی است که آنها را به صورت هبه یا تیول و یا سور و سات به هر که بخواهد عطا و از هر که بخواهد دریغ میکند. پایینتر از سلطان، تعدادی پاترون [حامی] قرار دارند که هر پاترون دارای شبکهای از کلاینتها [تحتالحمایهها] است و سلطان، پاتروناژ را به حسب گستردگی شبکهی کلاینتهای هر پاترون بین آنها توزیع میکند و در عوض، بسیج تودهای و سایر امور لازم را از آنها طلب میکند مانند: تخلف در انتخابات، سرکوب مردم، مشارکت در آیینهای مختلف ... پس رژیم ما علیالاغلب ترکیب سه ویژگی مهم است: دولت رانتی، سلطانیسم (ویژگیها: شخصی بودن امر سیاست، تقرّب، غیررسمی بودن، ستیز موازنه شده، لیاقت نظامیگری و توجیه دینی) و کلاینتاریسم (بندهنوازی).
📚 کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما»، سعید حجاریان، چاپ اول (1389)، صفحه 17، نشرنگاه معاصر
🔶 @mmoeeni1
از یک جهت رانت نفتی، عواید ناشی از مصادرات (مثل کارخانجات، موسسات و ...)، انفال، قراردادهای همراه با ترک تشریفات مناقصه و غیره که مجموعه اینها را پاتروناژ [در اصل به معنی «ارثیه پدری»] مینامیم، ابزار اصلی دست نظام سلطانی است که آنها را به صورت هبه یا تیول و یا سور و سات به هر که بخواهد عطا و از هر که بخواهد دریغ میکند. پایینتر از سلطان، تعدادی پاترون [حامی] قرار دارند که هر پاترون دارای شبکهای از کلاینتها [تحتالحمایهها] است و سلطان، پاتروناژ را به حسب گستردگی شبکهی کلاینتهای هر پاترون بین آنها توزیع میکند و در عوض، بسیج تودهای و سایر امور لازم را از آنها طلب میکند مانند: تخلف در انتخابات، سرکوب مردم، مشارکت در آیینهای مختلف ... پس رژیم ما علیالاغلب ترکیب سه ویژگی مهم است: دولت رانتی، سلطانیسم (ویژگیها: شخصی بودن امر سیاست، تقرّب، غیررسمی بودن، ستیز موازنه شده، لیاقت نظامیگری و توجیه دینی) و کلاینتاریسم (بندهنوازی).
📚 کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما»، سعید حجاریان، چاپ اول (1389)، صفحه 17، نشرنگاه معاصر
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤
Mabani_e Nazari_e Eslahat - HAJJARIAN.zip
13.4 MB
📕 متن کامل مقاله «مبانی نظری اصلاحات» به قلم سعید حجاریان به نقل از چاپ نخست کتاب «تقدیر ما، تدبیر ما» [در قالب فایل زیپشده شامل 10تصویر]
این مقاله در چاپهای بعدی این کتاب، حذف شده است.
🔶 @mmoeeni1
این مقاله در چاپهای بعدی این کتاب، حذف شده است.
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from تلویزیون منوتو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی از روز قدس #گزارشگر