رهبر ریزکشور آخزیو، 'قدیمیترین حاکم خاورمیانه' درگذشت http://www.bbc.com/persian/world-44153541
BBC News فارسی
رهبر ریزکشور آخزیو، 'قدیمیترین حاکم خاورمیانه' درگذشت
الی اویوی، رئیسجمهوری آخزیو-لند، یکی از قدیمیترین حاکمان خاورمیانه در ۸۸ سالگی درگذشته است.
وداع تلخ هواداران یوونتوس با بوفون و آخرین جام (عکس) http://www.varzesh3.com/news/1524984/%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b9-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%b9%da%a9%d8%b3 -via Flynx
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
خدمات ما به اسرائیل
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
کشتار فلسطینیان معترض به گزینش بیتالمقدس به پایتختی اسرائیل، که به معنای نادیده گرفتن حق فلسطینیان و همچنین معاهدات بینالمللی است، دل هر آزادهای را به درد میآورد. به ویژه وقتی ببینی کاری از دستت بر نمیآید.
اما چرا کاری از دستمان بر نمیآید؟ شکرآب شدن روابط ترکیه و اسرائیل، نمونه خوبی است. بیگمان ترکیه که نشان داده در کنار دفاع از حقوق مسلمین، تاجر و بازیگر خوبی هم هست، چند هفته دیگر دوباره روابط سیاسی و تجاریاش را با اسرائیل از سر میگیرد. اما در این میان، چند کار همزمان انجام داده است: پیش و مهمتر از همه، دل مسلمانان و بهویژه اعراب را با این رفتارش به دست آورده. همچنین، یک رفتار دیپلماتیک انجام داده؛ یعنی بر پایه نظام روابط بینالملل، ابتدا سفیر اسرائیل را احضار و مراتب اعتراض شدید خود را به وی ابلاغ کرده و سپس او را از کشور اخراج نموده است. این شیوه برخورد، بازتاب گسترده و البته قانونی در اذهان جهانیان دارد.
اما در سوی دیگر، شیوه رفتار ما در برابر اسرائیل چگونه بوده و چه دستاوردی برای خودمان یا فلسطینیان داشته است؟
نخست، پس از انقلاب و با به رسمیت نشناختن اسرائیل، ما راههای فراوان برخورد دیپلماتیک با این کشور در عرصه نظام بینالملل را بر خود بستیم. تا اینجای کار، مشکل چندانی نیست و ما نیز یکی از چندین کشور مسلمان شدیم که این کشور را به رسمیت نمیشناخت. اما به این راضی نشده و با افراطمان، گوی سبقت را از دیگران ربودیم. در محکوم کردن جنایات این رژیم، تا آنجا پیش رفتیم که هر خرابکاری، توطئه و یا حتی فعالیتهای اعتراضی شهروندانمان را به گردن اسرائیل انداختیم. این ماجرا آنچنان لوث شد که وقتی چندین تن از نخبگان هستهایمان به توطئه اسرائیل به شهادت رسیدند هم، حرفمان دیگر خریداری در نظام بینالملل نداشت و ادعایمان برای بسیاری، تکرار همان ادعاهای همیشگی شمرده شد. شگفتانگیز آنکه اکنون اسرائیل دارد همین ادعاها را علیه ایران مطرح میکند. اما تفاوتش این است که پروپاگاندای جهانی پشتوانه اوست و با حمایت استکبار، سخنش خریدار و شنونده دارد.
دوم، تهدیدات ما علیه این کشور آشکار و بیپرده و در راستای نابودیاش بود. چیزی که خلاف همه موازین نظام بینالملل است و بهترین فرصت را در اختیار اسرائیل قرار داد تا بتواند با مظلومنمایی، ایران را خطری نه تنها برای خود، بلکه برای جهانیان معرفی کند.
سوم، موقعیتنشناسی و اختلافات ما با کشورهای عربی که روزگاری دشمن شماره یک اسرائیل بودند، این فرصت را به اسرائیل داد تا خطر ایران را برای کشورهای عرب منطقه هم برجسته کرده و دشمنان بالفعلش را به دوستان و متحدان بالفعل علیه ایران تبدیل کند. این بیگمان بزرگترین خدمتی است که کسی میتوانست به اسرائیل بکند.
چهارم، ما با کتمان رویداد تاریخی هولوکاست که کلیاتش مورد تایید همه مورخان بوده و هزاران سند دربارهاش در دسترس است، یک شانس تاریخی دیگر به اسرائیل دادیم تا ایران را موافق با هولوکاست و بنابراین خطرناک معرفی کند.
پنجم، در ورزش، ما با رویارو نشدن با حریفان اسرائیلی، نه تنها فرصت و حق قهرمانی را از جوانان کشورمان گرفتیم، بلکه این شانس را به ورزشکاران رده پایین اسرائیلی دادیم تا پیروز میدانهای خالی شوند. حقیقتا این خدمتی که به اسرائیل میکنیم، هیچ توجیهی ندارد. یعنی با فداکاری تمام داریم حق خودمان را دو دستی تقدیمشان میکنیم تا مشروعیت در زمینه ورزش بینالمللی بیابند. در این سی و پنج سال حقکشی از قهرمانانمان، سر سوزنی هم دستاورد نداشتهایم. البته یک عدهمان بیرون گود نشسته و به جای اینکه بگوییم لنگش کن، میگوییم «لنگ شو!». آن هم کسانی بیرون از گود نشستهایم که هیچ ارتباطی با ورزش نداریم و اصلا نمیتوانیم درک کنیم آن ورزشکار با چه میزان تلاش و هزینه توانسته خود را به صحنه مسابقات بینالمللی بکشاند. بعد هم مدعی میشویم که این خواسته خود ورزشکاران ایرانی است. ورزشکارانی که تنها پاسخشان به این دستورات «لنگ شو»، اشک و بغضی است که فرو میخورند.
این سنت نکوهیده را نخستین بار کسی در دهه شصت بنیان نهاد که با تخصص پزشکی کودکان، وزیر امور خارجه شده بود و در زمینه ورزش، تصمیمی چنین فاحش گرفت. اکنون همان پزشکِ وزیر امور خارجهی تصمیمگیرندهی ورزشی، بیش از دویست کتاب در زمینه تاریخ و فرهنگ هم نوشته است. کسی که بنابر گزارشهای رسمی و با وجود سالخوردگی، همچنان بیش از سی مسئولیت بلندپایه دولتی همزمان دارد، طبیعی است نتواند جوانی را درک کند که همه زندگی، وقت و سرمایه خود را برای رسیدن به قهرمانی جهان هزینه میکند؛ بنابراین همچون آب خوردن به او دستور میدهد: «باید ببازی».
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
کشتار فلسطینیان معترض به گزینش بیتالمقدس به پایتختی اسرائیل، که به معنای نادیده گرفتن حق فلسطینیان و همچنین معاهدات بینالمللی است، دل هر آزادهای را به درد میآورد. به ویژه وقتی ببینی کاری از دستت بر نمیآید.
اما چرا کاری از دستمان بر نمیآید؟ شکرآب شدن روابط ترکیه و اسرائیل، نمونه خوبی است. بیگمان ترکیه که نشان داده در کنار دفاع از حقوق مسلمین، تاجر و بازیگر خوبی هم هست، چند هفته دیگر دوباره روابط سیاسی و تجاریاش را با اسرائیل از سر میگیرد. اما در این میان، چند کار همزمان انجام داده است: پیش و مهمتر از همه، دل مسلمانان و بهویژه اعراب را با این رفتارش به دست آورده. همچنین، یک رفتار دیپلماتیک انجام داده؛ یعنی بر پایه نظام روابط بینالملل، ابتدا سفیر اسرائیل را احضار و مراتب اعتراض شدید خود را به وی ابلاغ کرده و سپس او را از کشور اخراج نموده است. این شیوه برخورد، بازتاب گسترده و البته قانونی در اذهان جهانیان دارد.
اما در سوی دیگر، شیوه رفتار ما در برابر اسرائیل چگونه بوده و چه دستاوردی برای خودمان یا فلسطینیان داشته است؟
نخست، پس از انقلاب و با به رسمیت نشناختن اسرائیل، ما راههای فراوان برخورد دیپلماتیک با این کشور در عرصه نظام بینالملل را بر خود بستیم. تا اینجای کار، مشکل چندانی نیست و ما نیز یکی از چندین کشور مسلمان شدیم که این کشور را به رسمیت نمیشناخت. اما به این راضی نشده و با افراطمان، گوی سبقت را از دیگران ربودیم. در محکوم کردن جنایات این رژیم، تا آنجا پیش رفتیم که هر خرابکاری، توطئه و یا حتی فعالیتهای اعتراضی شهروندانمان را به گردن اسرائیل انداختیم. این ماجرا آنچنان لوث شد که وقتی چندین تن از نخبگان هستهایمان به توطئه اسرائیل به شهادت رسیدند هم، حرفمان دیگر خریداری در نظام بینالملل نداشت و ادعایمان برای بسیاری، تکرار همان ادعاهای همیشگی شمرده شد. شگفتانگیز آنکه اکنون اسرائیل دارد همین ادعاها را علیه ایران مطرح میکند. اما تفاوتش این است که پروپاگاندای جهانی پشتوانه اوست و با حمایت استکبار، سخنش خریدار و شنونده دارد.
دوم، تهدیدات ما علیه این کشور آشکار و بیپرده و در راستای نابودیاش بود. چیزی که خلاف همه موازین نظام بینالملل است و بهترین فرصت را در اختیار اسرائیل قرار داد تا بتواند با مظلومنمایی، ایران را خطری نه تنها برای خود، بلکه برای جهانیان معرفی کند.
سوم، موقعیتنشناسی و اختلافات ما با کشورهای عربی که روزگاری دشمن شماره یک اسرائیل بودند، این فرصت را به اسرائیل داد تا خطر ایران را برای کشورهای عرب منطقه هم برجسته کرده و دشمنان بالفعلش را به دوستان و متحدان بالفعل علیه ایران تبدیل کند. این بیگمان بزرگترین خدمتی است که کسی میتوانست به اسرائیل بکند.
چهارم، ما با کتمان رویداد تاریخی هولوکاست که کلیاتش مورد تایید همه مورخان بوده و هزاران سند دربارهاش در دسترس است، یک شانس تاریخی دیگر به اسرائیل دادیم تا ایران را موافق با هولوکاست و بنابراین خطرناک معرفی کند.
پنجم، در ورزش، ما با رویارو نشدن با حریفان اسرائیلی، نه تنها فرصت و حق قهرمانی را از جوانان کشورمان گرفتیم، بلکه این شانس را به ورزشکاران رده پایین اسرائیلی دادیم تا پیروز میدانهای خالی شوند. حقیقتا این خدمتی که به اسرائیل میکنیم، هیچ توجیهی ندارد. یعنی با فداکاری تمام داریم حق خودمان را دو دستی تقدیمشان میکنیم تا مشروعیت در زمینه ورزش بینالمللی بیابند. در این سی و پنج سال حقکشی از قهرمانانمان، سر سوزنی هم دستاورد نداشتهایم. البته یک عدهمان بیرون گود نشسته و به جای اینکه بگوییم لنگش کن، میگوییم «لنگ شو!». آن هم کسانی بیرون از گود نشستهایم که هیچ ارتباطی با ورزش نداریم و اصلا نمیتوانیم درک کنیم آن ورزشکار با چه میزان تلاش و هزینه توانسته خود را به صحنه مسابقات بینالمللی بکشاند. بعد هم مدعی میشویم که این خواسته خود ورزشکاران ایرانی است. ورزشکارانی که تنها پاسخشان به این دستورات «لنگ شو»، اشک و بغضی است که فرو میخورند.
این سنت نکوهیده را نخستین بار کسی در دهه شصت بنیان نهاد که با تخصص پزشکی کودکان، وزیر امور خارجه شده بود و در زمینه ورزش، تصمیمی چنین فاحش گرفت. اکنون همان پزشکِ وزیر امور خارجهی تصمیمگیرندهی ورزشی، بیش از دویست کتاب در زمینه تاریخ و فرهنگ هم نوشته است. کسی که بنابر گزارشهای رسمی و با وجود سالخوردگی، همچنان بیش از سی مسئولیت بلندپایه دولتی همزمان دارد، طبیعی است نتواند جوانی را درک کند که همه زندگی، وقت و سرمایه خود را برای رسیدن به قهرمانی جهان هزینه میکند؛ بنابراین همچون آب خوردن به او دستور میدهد: «باید ببازی».
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
🔴بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ
✍🏻محمد ماشینچیان و تیم ورستال به مناسبت دویستمین سالروز تولد کارل مارکس نوشتهاند:
🔺هفته گذشته دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس بود. در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط ۹-۷ کیلو وزن کم کرده است.
🔺در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از ۱۰ میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت.
🔺حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
🔺ساختمان اندیشه مارکس بر پایه آرای سایر اندیشمندان قبل از او بنا شده است. هگل که در زمانه خود به عنوان فیلسوف دربار پروس شناخته میشد بر این باور بود که «حکومت، آنطور که در زمین وجود دارد، ایدهای قدسی است». مارکس -که البته برخلاف هگلِ درباری، به خاطر زباندرازی از پروس فراری شد- که تحت تاثیر اندیشه هگل کور شده بود هیچگاه خطر لویاتان، دیوِ دولت، را ندید. مضافاً مارکس هرگز توضیح نداد که کمونیسم واقعاً قرار است چگونه بعد از فروپاشی کاپیتالیسم برپا شود.
🔺اندیشه مارکس این بود که حکومت قدرتمند کلید خوشبختی آدمیان است و رژیمهای قدرتمند بهزودی اسباب جمعکردن خود را فراهم میآورند. ملاحظه میکنید که این بنا از پایبست ویران است. نخستین نمونه موفق مارکسیسم ۷۰ سال طول کشید تا اسباب جمعکردن خود را فراهم کند و در این مسیر بیش از ۲۰ میلیون نفر در شوروی کشته شدند.
👈🏻متن کامل این یادداشت را که در هفتهنامه تجارتفردا شماره ۲۶۸ چاپ شده است، میتوانید اینجا مطالعه کنید:
http://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-26806
✍🏻محمد ماشینچیان و تیم ورستال به مناسبت دویستمین سالروز تولد کارل مارکس نوشتهاند:
🔺هفته گذشته دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس بود. در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط ۹-۷ کیلو وزن کم کرده است.
🔺در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از ۱۰ میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت.
🔺حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
🔺ساختمان اندیشه مارکس بر پایه آرای سایر اندیشمندان قبل از او بنا شده است. هگل که در زمانه خود به عنوان فیلسوف دربار پروس شناخته میشد بر این باور بود که «حکومت، آنطور که در زمین وجود دارد، ایدهای قدسی است». مارکس -که البته برخلاف هگلِ درباری، به خاطر زباندرازی از پروس فراری شد- که تحت تاثیر اندیشه هگل کور شده بود هیچگاه خطر لویاتان، دیوِ دولت، را ندید. مضافاً مارکس هرگز توضیح نداد که کمونیسم واقعاً قرار است چگونه بعد از فروپاشی کاپیتالیسم برپا شود.
🔺اندیشه مارکس این بود که حکومت قدرتمند کلید خوشبختی آدمیان است و رژیمهای قدرتمند بهزودی اسباب جمعکردن خود را فراهم میآورند. ملاحظه میکنید که این بنا از پایبست ویران است. نخستین نمونه موفق مارکسیسم ۷۰ سال طول کشید تا اسباب جمعکردن خود را فراهم کند و در این مسیر بیش از ۲۰ میلیون نفر در شوروی کشته شدند.
👈🏻متن کامل این یادداشت را که در هفتهنامه تجارتفردا شماره ۲۶۸ چاپ شده است، میتوانید اینجا مطالعه کنید:
http://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-26806
Audio
فایل سومین و آخرین جلسه «نقد کارنامه ۲۰ساله اصلاحات»
موضوع جلسه: چه باید کرد؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
موضوع جلسه: چه باید کرد؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from Radio Daal رادیو دال
در این پست پادکستها و برنامههای گفتگومحوری که گوش میدم رو معرفی کردهام.
https://virgool.io/@radioDaal/talk-oieoegxem7ko
https://virgool.io/@radioDaal/talk-oieoegxem7ko
ویرگول
پادکستهای گفتگو محور
پادکست مصاحبهای فارسی به صورت کلی خیلی یافت نمیشه برای همین متاسفانه جایی وجود نداره که یکی مثل من بتونه با گوش دادن بهش ظرایف گفتگویی…
Forwarded from Radio Daal رادیو دال
در قسمت قبل همراه با شقایق پرداختیم به اینکه چی شد تصمیم به مهاجرت گرفتند و در این مسیر برای خودش و همسر و فرزندش چه اتفاقاتی افتاد. انتهای قسمت قبل با ورود به خاک آمریکا به پایان رسید. در این قسمت میریم سراغ داستان شقایق در آمریکا: از روزهای اولی که وارد این کشور شدند میشنویم و میپردازیم به اینکه این خانواده چطور به تدریج از پس مشکلات براومد و جای پای خودش رو محکم کرد.
در ضمن! مرسی از مائده که با هنرمندی فراوان یه کاور زیبا برای رادیو دال رو طراحی کرد.
مطالب تکمیلی رو میتونید داخل سایت مشاهده کنید: radiodaal.ir/shaghayegh-part2
انجمن: http://bit.ly/2rqZHCY
آیتونز: apple.co/2go4xdT
توئیتر: twitter.com/radioDaal
در ضمن! مرسی از مائده که با هنرمندی فراوان یه کاور زیبا برای رادیو دال رو طراحی کرد.
مطالب تکمیلی رو میتونید داخل سایت مشاهده کنید: radiodaal.ir/shaghayegh-part2
انجمن: http://bit.ly/2rqZHCY
آیتونز: apple.co/2go4xdT
توئیتر: twitter.com/radioDaal
Apple Podcasts
رادیو دال | Radio Daal on Apple Podcasts
Society & Culture · 2021
یادداشت لیلی گلستان به رئیس جمهور: آقای روحانی تشریف دارید؟ http://sahamnews.org/2018/05/310354/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
یادداشت لیلی گلستان به رئیس جمهور: آقای روحانی تشریف دارید؟
جعفر پناهی را دیدید که فیلمش در فستیوال کن در بخش مسابقه پذیرفته شد و به خودش اجازه ندادند که برود؟ یک دقیقه سرپاایستادن حضار و کفزدنشان را برای صندلی خالیاش دیدید؟ حالا چه جایزه بگیرد و چه نگیرد، دیگر مهم نیست. این خودش بهترین جایزه بود.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
#V 027
https://t.me/divanesara/704
نویسنده میهمان: شهین غفاری -ظهر بود، حوالی ساعت سه. همون کسی که همیشه شروع عملیات جنگ رو اعلام می کرد، این بار می گفت خونین شهر آزاد شد.
- ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... آه و واویلا...
ممد رو که می شناسین؟ محمدجهان آرا. چهار برادر بودند. یکی از اونها مجاهد بود و در سال ۶۷ اعدام شد. سه تای دیگه در جنگ شهید شدند.
چقدر تفاوت در نامیدن نوع مرگ! یکی مرد و شهید نامیده شد و به بهشت رفت، و یکی مرد و مجرم شناخته شد و به جهنم رفت. هردو هم به زعم خود در زمان مرگ برای میهن جان داده اند. مادرشان می گفت هرکس برای دیدار به خانه ما می آمد مجبور بودم عکس آن یکی را از دیوار بردارم. مادر که دیگر مادر است، فرقی برای او که نمیکند علت نبودن پسرش. او فقط پسرش را می خواهد.
هنوز رادیو می خونه "ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته..." و خونین شهر دوباره خرمشهر شد، ولی هزاران هزار مادر در سرتاسر ایران چشم شون به در خشکیده تا پسرشون یک بار دیگه وارد بشه. انتظاری ابدی!
و برای هزاران هزار جوون، هرم گرمای ظهر شلمچه و فکه و جزیره مجنون و ایلام، و رمل پا گیر که تا نیمه تانک ها رو در خودش می کشید، و یا کشاکش رفقای به خون غلتیده شون تا سر پناهی، و یا کمپوت هایی که شب قبل از حمله برای پذیرایی توزیع شده بودن (شام آخر )، و یا صدای سوت خمپاره قبل از انفجار، و یا قیژ قیژ بیسیم و اعلام رمز یا زهرا، تا آخرالزمان همراه ابدی شون خواهد بود.
ممد نبودی ببینی خونین شهر آزاد شد. مردم شادی فراوانی کردند. ولی با اعلام پایان جنگ دیگه به شادمانی در خیابونها نپرداختن. چرا؟ چون نه تو بودی و نه هزاران جوون دیگه که کشته شده بودند و یا مفقود. ما که نمی دونستیم ولی بعدا اعلام کردند که جنگ می تونسته زودتر تمام بشه. فکر می کنی روزهای ترس و وحشت به پایان رسیده؟
شانس آوردی ممد نبودی ببینی.....
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
#V 027
https://t.me/divanesara/704
نویسنده میهمان: شهین غفاری -ظهر بود، حوالی ساعت سه. همون کسی که همیشه شروع عملیات جنگ رو اعلام می کرد، این بار می گفت خونین شهر آزاد شد.
- ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... آه و واویلا...
ممد رو که می شناسین؟ محمدجهان آرا. چهار برادر بودند. یکی از اونها مجاهد بود و در سال ۶۷ اعدام شد. سه تای دیگه در جنگ شهید شدند.
چقدر تفاوت در نامیدن نوع مرگ! یکی مرد و شهید نامیده شد و به بهشت رفت، و یکی مرد و مجرم شناخته شد و به جهنم رفت. هردو هم به زعم خود در زمان مرگ برای میهن جان داده اند. مادرشان می گفت هرکس برای دیدار به خانه ما می آمد مجبور بودم عکس آن یکی را از دیوار بردارم. مادر که دیگر مادر است، فرقی برای او که نمیکند علت نبودن پسرش. او فقط پسرش را می خواهد.
هنوز رادیو می خونه "ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته..." و خونین شهر دوباره خرمشهر شد، ولی هزاران هزار مادر در سرتاسر ایران چشم شون به در خشکیده تا پسرشون یک بار دیگه وارد بشه. انتظاری ابدی!
و برای هزاران هزار جوون، هرم گرمای ظهر شلمچه و فکه و جزیره مجنون و ایلام، و رمل پا گیر که تا نیمه تانک ها رو در خودش می کشید، و یا کشاکش رفقای به خون غلتیده شون تا سر پناهی، و یا کمپوت هایی که شب قبل از حمله برای پذیرایی توزیع شده بودن (شام آخر )، و یا صدای سوت خمپاره قبل از انفجار، و یا قیژ قیژ بیسیم و اعلام رمز یا زهرا، تا آخرالزمان همراه ابدی شون خواهد بود.
ممد نبودی ببینی خونین شهر آزاد شد. مردم شادی فراوانی کردند. ولی با اعلام پایان جنگ دیگه به شادمانی در خیابونها نپرداختن. چرا؟ چون نه تو بودی و نه هزاران جوون دیگه که کشته شده بودند و یا مفقود. ما که نمی دونستیم ولی بعدا اعلام کردند که جنگ می تونسته زودتر تمام بشه. فکر می کنی روزهای ترس و وحشت به پایان رسیده؟
شانس آوردی ممد نبودی ببینی.....
Telegram
مجمع دیوانگان
شنوندگان عزیز توجه فرمایید!
#V 027
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#V 027
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
نقش کورش هخامنشی و دونالد ترامپ روی سکهای در اسرائیل http://www.bbc.com/persian/world-44343624
BBC News فارسی
نقش کورش هخامنشی و دونالد ترامپ روی سکهای در اسرائیل - BBC News فارسی
به مناسبت هفتادمین سالگرد تاسیس دولت اسرائیل و همزمان با انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس، سکهای در اسرائیل ضرب شد که روی آن نقشی از ترامپ در کنار نقشی از کورش هخامنشی حک شده.
اعتصاب کامیون داران و چالشی به نام اقتصاد دولتی http://sahamnews.org/2018/06/310579/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
اعتصاب کامیون داران و چالشی به نام اقتصاد دولتی
تا وقتی حکومت دست خود را از زندگی مردم، از اقتصاد، فرهنگ، روابط اجتماعی، سبک زندگی و ... بیرون نکشد و با عناوین مختلفی همچون انقلابی گری، عدالت ورزی، هویت ایرانی اسلامی و غیره در زندگی شخصی و اجتماعی مردم دخالت کند، جامعه را در همه حوزه های اقتصادی، فرهنگی،…
گفتگو با اردشیر زاهدی؛ چرا آخرین سفیر شاه در واشنگتن، به ترامپ تاخته است؟ http://www.bbc.com/persian/44345890
BBC News فارسی
گفتگو با اردشیر زاهدی؛ چرا آخرین سفیر شاه در واشنگتن، به ترامپ تاخته است؟
علی همدانی گفتگویی کرده با اردشیر زاهدی، آخرین سفیر ایران در واشنگتن
عجایب فرنگ از زبان یک تبریزی در قرن ۸ هجری http://www.khabaronline.ir/detail/781234
رادیوگیک ۸۳ - پرایوسی و جی دی پی آر
Jadi
توی این شماره ویژه، به مفهوم پرایوسی نگاه می کنیم و بعدش به مقررات عمومی حفاظت از داده اتحادیه اروپا میپردازیم. قانونی که سعی می کنه از پرایوسی شهروندانش در مقابل شرکت ها دفاع کنه. باشد که امن باشیم!
«۲۵ سال آینده» به جمهوری اسلامی تعلق دارد یا به اسراییل؟ http://zeitoons.com/51044
Zeitoons
«۲۵ سال آینده» به جمهوری اسلامی تعلق دارد یا به اسراییل؟
«۲۵ سال آینده» به جمهوری اسلامی تعلق دارد یا به اسراییل؟ | سایت مستقل تحلیلی خبری
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
کره شمالیها درباره ما چه میاندیشند؟
امیر هاشمی مقدم
به تازگی کره شمالی در برابر امریکا چرخش 180 درجهای کرده است. بنابراین فرصت را غنیمت شمرده تا تجربهام درباره این کشور را بازگو کنم. این تجربه را اگرچه بهواسطه سفر به کره شمالی به دست نیاوردهام، اما چون روایت دست اول از زبان یک شهروند این کشور است، بنابراین برای من و بسیاری از ایرانیان کمنظیر یا حتی بینظیر است. گمان نمیکنم از هر یک میلیون شهروند ایرانی، یک نفرشان هم در همه زندگیاش یک شهروند کره شمالی دیده باشد.
ماجرا به سفرم به مغولستان باز میگردد (که بخشهایی از سفرنامهاش را در همین کانال «مقدمه» منتشر کردهام). دو هفته کامل با یکی از شهروندان کره شمالی بودم. یک هفته در ییلاق و درون یک چادر مغولی، و یک هفته هم در اولانباتور، پایتخت این کشور.
اگرچه نزدیک به بیست نفر از کشورهای مختلف بودیم (که در دوره «مغولشناسان جوان» شرکت کردیم)، اما «ری»، یعنی همان پسر اهل کره شمالی، چون ایرانی بودم به من خیلی احساس نزدیکی میکرد و همیشه همراهم بود. هم او از شرکتکنندگان که اهل کشورهای دیگر بودند دوری میکرد و هم آنها از او. بنابراین اگر کاری پیش میآمد، من نقش میانجی بازی میکردم. روز پایانی هم مرا به یکی از سه رستوران کره شمالی در پایتخت مغولستان برد که هم دکوراسیون و هم خوراکیهایش، فضای این کشور را بهتر نمایان میکرد (هرچند هر کسی دانگ خودش را پرداخت).
بههرحال من هم فرصت را مغتنم شمرده و هر آنچه در ذهن داشتم، با رعایت جوانب امر که حساسیتزا نباشد، از او میپرسیدم. از میان سخنانش، دو نکته برایم جالبتر بود: نخست وضعیت خود کره شمالی از زبان یکی از شهروندانش؛ و دوم، دیدگاه شهروندان این کشور درباره ایران. چکیده اطلاعاتی که از کره شمالی از او دریافت کردم اینها بود:
شهروندان این کشور همگی و در هر زمینهای، کارگران یا کارمندان دولتشان هستند؛ در حالیکه حقوق دریافت نمیکنند. به جایش نظام آموزش، درمان، حمل و نقل، ارزاق ماهانه، حاملهای انرژی و... رایگان است. البته دولت ماهانه بین 1 تا 2 دلار (درست خواندهاید: دقیقا یک تا دو دلار) به هر فرد میدهد تا اگر خواست از فروشگاه چیزی بخرد، بتواند (جدای از اینکه با این پول چه میتوان خرید). گردشگری خارجی برای مردمانش ناممکن، و گردشگری داخلی هم تقریبا نشدنی است؛ چون باید از دولت اجازه گرفت (حتی برای جابجایی خانه، پیوند زناشویی و...). با همه اینها، «ری» پافشاری میکرد که 100% مردمان این کشور از شرایط راضی و پشتیبان نظام حاکم هستند. بهویژه که میدانند اگر جلوی استکبار جهانی کوتاه بیایند، سرانجامشان همچون افغانستان، عراق، لیبی و... خواهد شد. البته یک هفته گذشت تا فهمیدم او در مغولستان دانشجو و همزمان، کارمند سفارتخانه است. بنابراین ادعایش بهتر درک میشود. چرا که تنها افراد وابسته از طبقه عالی میتوانند امتیازاتی داشته باشند. طبقات اجتماعی (شبیه کاست در هند) هنوز هم در کره شمالی وجود دارد (سه طبقه «مرکزی»، «مشکوک» و «دشمن»). این طبقات به شیوه موروثی منتقل میشود. او همیشه سنجاقی روی جیب کتش داشت که تصویر رهبر پیشین و کنونی کره شمالی بر آن نقش بسته بود.
اما جالبتر، بخش دوم و دیدگاهشان درباره ایران است. رسانههای این کشور همگی زیر نظر دولت و بازگو کننده دیدگاههای دولت هستند. بنابراین ایران که در کنار کره شمالی، در جبهه مقابل غرب است، در نظر نظام حاکم و رسانههای این کشور ابرقدرتی ستودنی در منطقه است. حتی مردم این کشور باور دارند که قدرتهای اروپایی از جنگ با ایران به شدت هراسان هستند و ایران تنها امریکا را حریف خودش دانسته و کشورهای اروپایی را به شمار نمیآورد. وقتی از من پرسید که آیا در ایران کسی پیدا میشود که موافق نظام حاکم نباشد، از پاسخم بسیار شگفتزده شد. میگفت چنین چیزی ناممکن است و ایرانیان هم 100% پشتیبان نظامشان هستند.
اما من در همه آن چند روز سفر و همنشینی با «ری»، به این میاندیشیدم که وقتی کره شمالی (بهعنوان یک کشور بیدین و دیکتاتور با مردمانی به بردگی کشیده شده و شکنجههای بدتر از قرون وسطایی و اردوگاههای کار اجباری) از ایران (که خود را بهعنوان امالقرای جهان اسلام میشناسد) تمجید میکند، نشان میدهد نه یک جای کارمان، که فراتر از آن مشکل داریم.
«دیگر نوشتههای رسانهای و سفرنامههای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم
به تازگی کره شمالی در برابر امریکا چرخش 180 درجهای کرده است. بنابراین فرصت را غنیمت شمرده تا تجربهام درباره این کشور را بازگو کنم. این تجربه را اگرچه بهواسطه سفر به کره شمالی به دست نیاوردهام، اما چون روایت دست اول از زبان یک شهروند این کشور است، بنابراین برای من و بسیاری از ایرانیان کمنظیر یا حتی بینظیر است. گمان نمیکنم از هر یک میلیون شهروند ایرانی، یک نفرشان هم در همه زندگیاش یک شهروند کره شمالی دیده باشد.
ماجرا به سفرم به مغولستان باز میگردد (که بخشهایی از سفرنامهاش را در همین کانال «مقدمه» منتشر کردهام). دو هفته کامل با یکی از شهروندان کره شمالی بودم. یک هفته در ییلاق و درون یک چادر مغولی، و یک هفته هم در اولانباتور، پایتخت این کشور.
اگرچه نزدیک به بیست نفر از کشورهای مختلف بودیم (که در دوره «مغولشناسان جوان» شرکت کردیم)، اما «ری»، یعنی همان پسر اهل کره شمالی، چون ایرانی بودم به من خیلی احساس نزدیکی میکرد و همیشه همراهم بود. هم او از شرکتکنندگان که اهل کشورهای دیگر بودند دوری میکرد و هم آنها از او. بنابراین اگر کاری پیش میآمد، من نقش میانجی بازی میکردم. روز پایانی هم مرا به یکی از سه رستوران کره شمالی در پایتخت مغولستان برد که هم دکوراسیون و هم خوراکیهایش، فضای این کشور را بهتر نمایان میکرد (هرچند هر کسی دانگ خودش را پرداخت).
بههرحال من هم فرصت را مغتنم شمرده و هر آنچه در ذهن داشتم، با رعایت جوانب امر که حساسیتزا نباشد، از او میپرسیدم. از میان سخنانش، دو نکته برایم جالبتر بود: نخست وضعیت خود کره شمالی از زبان یکی از شهروندانش؛ و دوم، دیدگاه شهروندان این کشور درباره ایران. چکیده اطلاعاتی که از کره شمالی از او دریافت کردم اینها بود:
شهروندان این کشور همگی و در هر زمینهای، کارگران یا کارمندان دولتشان هستند؛ در حالیکه حقوق دریافت نمیکنند. به جایش نظام آموزش، درمان، حمل و نقل، ارزاق ماهانه، حاملهای انرژی و... رایگان است. البته دولت ماهانه بین 1 تا 2 دلار (درست خواندهاید: دقیقا یک تا دو دلار) به هر فرد میدهد تا اگر خواست از فروشگاه چیزی بخرد، بتواند (جدای از اینکه با این پول چه میتوان خرید). گردشگری خارجی برای مردمانش ناممکن، و گردشگری داخلی هم تقریبا نشدنی است؛ چون باید از دولت اجازه گرفت (حتی برای جابجایی خانه، پیوند زناشویی و...). با همه اینها، «ری» پافشاری میکرد که 100% مردمان این کشور از شرایط راضی و پشتیبان نظام حاکم هستند. بهویژه که میدانند اگر جلوی استکبار جهانی کوتاه بیایند، سرانجامشان همچون افغانستان، عراق، لیبی و... خواهد شد. البته یک هفته گذشت تا فهمیدم او در مغولستان دانشجو و همزمان، کارمند سفارتخانه است. بنابراین ادعایش بهتر درک میشود. چرا که تنها افراد وابسته از طبقه عالی میتوانند امتیازاتی داشته باشند. طبقات اجتماعی (شبیه کاست در هند) هنوز هم در کره شمالی وجود دارد (سه طبقه «مرکزی»، «مشکوک» و «دشمن»). این طبقات به شیوه موروثی منتقل میشود. او همیشه سنجاقی روی جیب کتش داشت که تصویر رهبر پیشین و کنونی کره شمالی بر آن نقش بسته بود.
اما جالبتر، بخش دوم و دیدگاهشان درباره ایران است. رسانههای این کشور همگی زیر نظر دولت و بازگو کننده دیدگاههای دولت هستند. بنابراین ایران که در کنار کره شمالی، در جبهه مقابل غرب است، در نظر نظام حاکم و رسانههای این کشور ابرقدرتی ستودنی در منطقه است. حتی مردم این کشور باور دارند که قدرتهای اروپایی از جنگ با ایران به شدت هراسان هستند و ایران تنها امریکا را حریف خودش دانسته و کشورهای اروپایی را به شمار نمیآورد. وقتی از من پرسید که آیا در ایران کسی پیدا میشود که موافق نظام حاکم نباشد، از پاسخم بسیار شگفتزده شد. میگفت چنین چیزی ناممکن است و ایرانیان هم 100% پشتیبان نظامشان هستند.
اما من در همه آن چند روز سفر و همنشینی با «ری»، به این میاندیشیدم که وقتی کره شمالی (بهعنوان یک کشور بیدین و دیکتاتور با مردمانی به بردگی کشیده شده و شکنجههای بدتر از قرون وسطایی و اردوگاههای کار اجباری) از ایران (که خود را بهعنوان امالقرای جهان اسلام میشناسد) تمجید میکند، نشان میدهد نه یک جای کارمان، که فراتر از آن مشکل داریم.
«دیگر نوشتههای رسانهای و سفرنامههای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
گزیدهای از یادداشتهای اخیر کانال «مقدمه»
https://t.me/moghaddames
تولید ملی «لباس زیر ناموس» ما کجاست؟
https://t.me/moghaddames/59
روسیهپرستی تا به کجا؟
https://t.me/moghaddames/65
بازاندیشی در مفهوم تهاجم فرهنگی
https://t.me/moghaddames/70
حکایت «فیل و پراید» گردشگری ایران
https://t.me/moghaddames/72
سگکشی
https://t.me/moghaddames/73
این مومیایی رضاشاه است؛ این مومیایی رضاشاه نیست.
https://t.me/moghaddames/76
چرا به پیامرسانهای داخلی اعتماد نمیشود؟
https://t.me/moghaddames/77
تلگرام و جامعه کوتاهمدت ایرانی
https://t.me/moghaddames/79
حریم خصوصی ایرانیان کجاست؟
https://t.me/moghaddames/80
به بهانه زادروز گوگوش
https://t.me/moghaddames/82
جسد مومیایی و ناکارآمدی میراث فرهنگی
https://t.me/moghaddames/84
پیش از قحطی، خرید کنید.
https://t.me/moghaddames/85
کوروش بزرگ ما و چنگیزخان مغول آنها
https://t.me/moghaddames/87
خرشناس نیستم!
https://t.me/moghaddames/89
علوم اجتماعی یا علوم اشتباهی؟
https://t.me/moghaddames/90
ابنسینای ایرانی، ابنسینای ترک و آتشبیاران معرکه
https://t.me/moghaddames/91
خدمات ما به اسرائیل
https://t.me/moghaddames/93
کره شمالیها درباره ما چه میاندیشند؟
https://t.me/moghaddames/94
(اگر این نوشتهها را میپسندید، فهرست را برای دیگران هم بفرستید)
https://t.me/moghaddames
تولید ملی «لباس زیر ناموس» ما کجاست؟
https://t.me/moghaddames/59
روسیهپرستی تا به کجا؟
https://t.me/moghaddames/65
بازاندیشی در مفهوم تهاجم فرهنگی
https://t.me/moghaddames/70
حکایت «فیل و پراید» گردشگری ایران
https://t.me/moghaddames/72
سگکشی
https://t.me/moghaddames/73
این مومیایی رضاشاه است؛ این مومیایی رضاشاه نیست.
https://t.me/moghaddames/76
چرا به پیامرسانهای داخلی اعتماد نمیشود؟
https://t.me/moghaddames/77
تلگرام و جامعه کوتاهمدت ایرانی
https://t.me/moghaddames/79
حریم خصوصی ایرانیان کجاست؟
https://t.me/moghaddames/80
به بهانه زادروز گوگوش
https://t.me/moghaddames/82
جسد مومیایی و ناکارآمدی میراث فرهنگی
https://t.me/moghaddames/84
پیش از قحطی، خرید کنید.
https://t.me/moghaddames/85
کوروش بزرگ ما و چنگیزخان مغول آنها
https://t.me/moghaddames/87
خرشناس نیستم!
https://t.me/moghaddames/89
علوم اجتماعی یا علوم اشتباهی؟
https://t.me/moghaddames/90
ابنسینای ایرانی، ابنسینای ترک و آتشبیاران معرکه
https://t.me/moghaddames/91
خدمات ما به اسرائیل
https://t.me/moghaddames/93
کره شمالیها درباره ما چه میاندیشند؟
https://t.me/moghaddames/94
(اگر این نوشتهها را میپسندید، فهرست را برای دیگران هم بفرستید)
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
چهار تیشهای که به ریشه آموزش و پرورش زدیم
#A 176
https://t.me/divanesara/708
آرمان امیری @ArmanParian - قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر آزار جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
نخست: گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
دوم: بازاری کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
سوم: سقوط سطح زندگی معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
چهارم: انکار کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 176
https://t.me/divanesara/708
آرمان امیری @ArmanParian - قرار بود «معلمی شغل انبیا» باشد. شاید زمانی بود؛ شاید هم هنوز باشد. بیشک میلیونها معلم در ایران و جهان هنوز هم صادقانه و پیامبرگونه وقت و عمر خود را فدای دانشآموزانشان میکنند؛ اما دستکم فجایعی همچون خبر آزار جنسی اخیر به ما تلنگرهایی میزند که بد نیست گهگاه، دست از تعارف و تمجید معمول برداریم و نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت آموزش و پرورش کشور بیندازیم. بنای کهنی که به باور ما، طی چهار دههای که از پیروزی انقلاب میگذرد، دستکم ۴ تیشه مهلک به بنیان آن وارد شده است:
نخست: گزینش
شومترین میراث انقلاب؛ دستمایهای برای مهندسی اجتماعی. حذف و استضعاف تمام آنانکه «خودی» نبودند. ایجاد رانت برای اقشار خاص (معروف به حزباللهی) و از همه بدتر، ترویج فرهنگ تزویر و ریا در میان آنانی که اعتقادی به مدلهای مطلوب حکومتی نداشتند. آموزش و پرورش، بیشک بزرگترین قربانی سد گزینش بود. هرچند، در ظاهر امر، فیلترهای گزینش در همهجا یکسان عمل میکرد، اما واقعیت این است که برای یک کارمند اداری یا یک نیروی فنی، آغشته شدن و تن دادن به فرهنگ تظاهر و تزویر چندان مهلک نباشد. معلمی اما، یکسره با همین خلقیات انسانی در ارتباط است. اگر ما معلم را مجبور به ریاکاری کنیم، آنها چه چیز میخواهند به فرزندانمان آموزش دهند؟
دوم: بازاری کردن معادلات مدارس
دومین تیشه عمیقی که به آموزش و پرورش ما وارد شد، بحث خصوصیسازی بود. مدارس غیرانتفاعی، در ابتدا با هدف کمک به دولت و بهبود کیفیت آموزش و پرورش رونق پیدا کردند. با این حال، خیلی زود بازار رقابتی، بنیان فلسفی این مدارس را دگرگون ساخت. سیطره معیار «جذب هرچه بیشتر دانشآموز» آن هم با افزایش نجومی شهریهها، کار مدارس غیرانتفاعی را به جایی رساند که عملا به بنگاههای پرزرق و برقی بدل شدند که تنها هدفشان جلب رضایت مشتری، «به هر قیمتی» است. سیطره این «ذهنیت بازاری»، بر آموزش و پرورش تقریبا در تمام دنیا یک خطر قرمز به حساب میآید. کافی است بدانید که در آمریکا، به عنوان نماد بزرگترین «سرمایهداری» جهانی، تنها ۷درصد مدارس خصوصی هستند و بالغ بر ۹۳ درصد دیگر دولتیاند. در حالی که در کشور ما، درصد دانشآموزان محصل در مدارس غیرانتفاعی از مرز ۱۱درصد هم عبور کرده و به سرعت در حال پیشرفت است.
سوم: سقوط سطح زندگی معلمان
حقیقت غیرقابل انکاری است که کاهش جذابیتهای مالی، به کاهش کیفیت نیروها منجر خواهد شد. شاید دشوار بتوان سطح درآمدی معلمان ایرانی را با همتایان کشورهای پیشرفته جهان مقایسه کرد، اما دستکم یک معیار ساده برای این مقایسه میتوان پیشنهاد داد: مقایسه درآمد معلمان هرکشور، به نسبت میانگین درآمدهای همان کشور!
آمارهای بسیار زیادی وجود دارد که نشان میدهد در کشورهای پیشرفته جهان، سطح درآمد معلمان اگر نه هم رده پزشکان یا مهندسان، بلکه دستکم بسیار نزدیک به میانگین این گروهها قرار دارد. اما شکاف درآمدی معلمان ایرانی با چنین مشاغلی بسیار چشمگیر است. خبرگزاری فارس، در این مورد آمارهایی ارائه کرده که نشان میدهد اساسا میانگین حقوق معلمان ایرانی، حدود نصف میانگین درآمد سرانه ایرانیان است که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیتی است که ما برای آموزش و پرورش خود ایجاد کردهایم.
چهارم: انکار کردن دستاوردهای علمی جهان
در نهایت آنکه، خاطرات تلخ مدرسهسوزیها در دوران مشروطیت، هنوز هم به اشکال جدیدی در نظام آموزشی ما تکرار میشود. تداوم سیطره سنتیترین تفکراتی که در دوره مشروطه مدارس را مایه انحراف جامعه میدانست (فتوایی وجود دارد که میگوید «شیمی حرام است»!) و در دهه ۴۰ مدرسه رفتن دختران را مایه گسترش فساد و فحشا میخواند، امروز هم به همان شیوه و با همان ادبیات پیشرفتهترین دستاوردهای نظامهای آموزشی جهان را به چوب «ترویج فرهنگ منحط غربی» میراند. به یاد بیاورید که چه کسانی و با چه هیاهویی، اجرایی شدن اسناد چشمانداز ۲۰۳۰ یونسکو را باعث گسترش بیبند و باری در مدارس قلمداد کردند و جلویاش را گرفتند. حالا که فاجعه دیگری از آزار و اذیت جنسی کودکانمان منتشر شده، آیا حضرات میپذیرند که طراحان سند ۲۰۳۰، محصول یک عمر تجربه و دانش نوین آموزشی را به کار گرفته بودند و اتفاقا همین فجایع را دیده بودند که میخواستند کودکان را با مفاهیمی از قبیل آزارهای جنسی آشنا کنند؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
چهار تیشهای که به ریشه آموزش و پرورش زدیم
#A 176
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 176
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
چوب و پول و پیاز، از تلگرام تا سوریه!
#A 178
https://t.me/divanesara/711
آرمان امیری @ArmanParian -طی یکی دو روز گذشته نسخههای بهروز شدهای از تلگرام منتشر شده که مشکل فیلترینگ را برای بسیاری از کاربران مرتفع میسازند. از قبل هم شنیده بودیم که احتمالا در آینده نزدیک نسخههایی از راه میرسند که قابل فیلتر نباشند. بدین ترتیب میتوان سه اتفاق بزرگ را در ماجرای فیلترینگ تلگرام تشخیص داد:
-نخست اینکه نظام با این فیلترینگ هزینه تاکید مجدد بر انسداد و ضدیت با جریان گردش آزاد اطلاعات را پرداخت.
-دوم اینکه موج بسیار گستردهای از خشم و نارضایتی در دهها میلیون کاربر تلگرام ایجاد کرد.
-سوم و در نهایت هم اینکه با یک تغییر نرمافزاری ساده، مشکل دسترسی به تلگرام مرتفع شد. یعنی خشم و بیآبرویی پابرجا ماند، اما ارتباط مردم با تلگرام قطع نشد.
این فرآیند، یادآور آن حکایت قدیمی در امثال و حکم پارسی است که دزدی را گرفتند و گفتند یا پول را پس بده، یا چوب بخور یا پیاز! طرف در نهایت هم چوب را خورد، هم پیاز را خورد و هم پول را پس داد؛ اما اگر گمان کنیم که این سیاست «باخت – باخت» حکومتی ما فقط در موارد داخلی و اتفاقاتی چون تلگرام نمود پیدا میکند یکسره به خطا رفتهایم.
سیدحسن موسویان، دیپلمات سابق کشور، از مفاد طرح ۷ مادهای توافق روسیه و اسراییل بر سر مسائل سوریه خبر داده است که به شرح زیر است:
۱- بشار اسد در قدرت بماند،
۲- به حضور نظامی ایران و حزبالله در سوریه خاتمه داده شود،
۳- اسرائیل به حملات نظامی خود به سوریه خاتمه دهد،
۴- حضور نظامی روسیه در سوریه تثبیت شود،
۵- درصورت لزوم، مستشاران روسی و سازمان ملل در کنار سربازان سوریه در مرز این کشور با اسرائیل مستقر شوند.
۶- بعد از مدتی آمریکا هم به تدریج نیروهای نظامیاش را از سوریه خارج کند،
۷- عادیسازی روابط سوریه با اعراب انجام شود که با پول کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، بازسازی سوریه و بازگشت آوارگان آغاز شود.
این هفت بند به زبان ساده یعنی: ما دهها میلیارد دلار (به روایتی بیش از ۳۰ میلیارد دلار) در سوریه هزینه کردیم، بیش از صدها کشته دادیم، کلی دشمن منطقهای درست کردیم، در قامت یک «امپریالیست نظامی» ظاهر شدیم و شرافت تاریخی خود را زیر پا گذاشتیم، و در نهایت داریم سوریه را هم تقدیم اسرائیل و عربستان میکنیم.
البته ای کاش کار به همینجا ختم میشد و میتوانستیم بگوییم این همه هزینه را دور ریختیم و تمام؛ اما مساله اینجاست که پیامدهای آن سیاست غلط منطقهای به این سادگیها ما را رها نخواهد کرد. وقتی تمام کشورهای منطقه، از عربستان و امارات گرفته تا اسراییل، علیه ما متحد شدند، طبیعتا روسها به همین سادگی ما را قربانی میکنند و از آن مهمتر، این لابی گسترده ترامپ را به خروج از برجام و اعمال تحریمهای بیشتر متقاعد میسازد.
حتی پیش از این هم فهمیده بودیم که با این رویکرد تنشزای منطقهای، هیچ سرمایهگذاری ریسک حضور در کشور ما را نخواهد پذیرفت. حالا تحریمهای جدید و تقویت جبهه ضدایرانی که با دستان خودمان در منطقه ایجاد کردیم به هم پیوند خواهند خورد تا به زودی در یک بحران خانمانسوز فرو رویم که ممکن است تا فروپاشی کل نظام و حتی کشور پیش برود.
تنها راه «نجات ایران» از این ورطه شوم، خارج کردن اختیار کشور از شیوه سیاستورزی «چوب و پیاز و پول» است.
#A 178
https://t.me/divanesara/711
آرمان امیری @ArmanParian -طی یکی دو روز گذشته نسخههای بهروز شدهای از تلگرام منتشر شده که مشکل فیلترینگ را برای بسیاری از کاربران مرتفع میسازند. از قبل هم شنیده بودیم که احتمالا در آینده نزدیک نسخههایی از راه میرسند که قابل فیلتر نباشند. بدین ترتیب میتوان سه اتفاق بزرگ را در ماجرای فیلترینگ تلگرام تشخیص داد:
-نخست اینکه نظام با این فیلترینگ هزینه تاکید مجدد بر انسداد و ضدیت با جریان گردش آزاد اطلاعات را پرداخت.
-دوم اینکه موج بسیار گستردهای از خشم و نارضایتی در دهها میلیون کاربر تلگرام ایجاد کرد.
-سوم و در نهایت هم اینکه با یک تغییر نرمافزاری ساده، مشکل دسترسی به تلگرام مرتفع شد. یعنی خشم و بیآبرویی پابرجا ماند، اما ارتباط مردم با تلگرام قطع نشد.
این فرآیند، یادآور آن حکایت قدیمی در امثال و حکم پارسی است که دزدی را گرفتند و گفتند یا پول را پس بده، یا چوب بخور یا پیاز! طرف در نهایت هم چوب را خورد، هم پیاز را خورد و هم پول را پس داد؛ اما اگر گمان کنیم که این سیاست «باخت – باخت» حکومتی ما فقط در موارد داخلی و اتفاقاتی چون تلگرام نمود پیدا میکند یکسره به خطا رفتهایم.
سیدحسن موسویان، دیپلمات سابق کشور، از مفاد طرح ۷ مادهای توافق روسیه و اسراییل بر سر مسائل سوریه خبر داده است که به شرح زیر است:
۱- بشار اسد در قدرت بماند،
۲- به حضور نظامی ایران و حزبالله در سوریه خاتمه داده شود،
۳- اسرائیل به حملات نظامی خود به سوریه خاتمه دهد،
۴- حضور نظامی روسیه در سوریه تثبیت شود،
۵- درصورت لزوم، مستشاران روسی و سازمان ملل در کنار سربازان سوریه در مرز این کشور با اسرائیل مستقر شوند.
۶- بعد از مدتی آمریکا هم به تدریج نیروهای نظامیاش را از سوریه خارج کند،
۷- عادیسازی روابط سوریه با اعراب انجام شود که با پول کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، بازسازی سوریه و بازگشت آوارگان آغاز شود.
این هفت بند به زبان ساده یعنی: ما دهها میلیارد دلار (به روایتی بیش از ۳۰ میلیارد دلار) در سوریه هزینه کردیم، بیش از صدها کشته دادیم، کلی دشمن منطقهای درست کردیم، در قامت یک «امپریالیست نظامی» ظاهر شدیم و شرافت تاریخی خود را زیر پا گذاشتیم، و در نهایت داریم سوریه را هم تقدیم اسرائیل و عربستان میکنیم.
البته ای کاش کار به همینجا ختم میشد و میتوانستیم بگوییم این همه هزینه را دور ریختیم و تمام؛ اما مساله اینجاست که پیامدهای آن سیاست غلط منطقهای به این سادگیها ما را رها نخواهد کرد. وقتی تمام کشورهای منطقه، از عربستان و امارات گرفته تا اسراییل، علیه ما متحد شدند، طبیعتا روسها به همین سادگی ما را قربانی میکنند و از آن مهمتر، این لابی گسترده ترامپ را به خروج از برجام و اعمال تحریمهای بیشتر متقاعد میسازد.
حتی پیش از این هم فهمیده بودیم که با این رویکرد تنشزای منطقهای، هیچ سرمایهگذاری ریسک حضور در کشور ما را نخواهد پذیرفت. حالا تحریمهای جدید و تقویت جبهه ضدایرانی که با دستان خودمان در منطقه ایجاد کردیم به هم پیوند خواهند خورد تا به زودی در یک بحران خانمانسوز فرو رویم که ممکن است تا فروپاشی کل نظام و حتی کشور پیش برود.
تنها راه «نجات ایران» از این ورطه شوم، خارج کردن اختیار کشور از شیوه سیاستورزی «چوب و پیاز و پول» است.
Telegram
مجمع دیوانگان
چوب و پول و پیاز، از تلگرام تا سوریه!
#A 178
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#A 178
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
سخنی با سیدعلی خامنه ای بر لبِ پرتگاه + مصاحبه با نوری زاد http://www.nurizad.info/blog/32393
www.nurizad.info
سخنی با سیدعلی خامنه ای بر لبِ پرتگاه + مصاحبه با نوری زاد | وب سایت رسمی محمد نوری زاد
یک: مردان و زنان بزرگ، آنانی اند که در بزنگاه های حساس، نیک تصمیم بگیرند و با خود رخ به رخ شوند و با پای نهادن بر منِ درون شان، از پسِ عربده های همان منِ خویش