Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
جسد مومیایی و ناکارآمدی میراث فرهنگی
امیر هاشمی مقدم: فرارو
جسد مومیاییای که حدس زده میشد متعلق به رضاشاه باشد، دچار سرنوشتی نامعلوم شده است. هیچ یک از مسئولین هم پاسخی درخور نمیدهند؛ در عین حال که همیشه از بازار شایعات، شاکیاند.
آزاردهندهتر، سکوت و بیتفاوتی مسئولان میراث فرهنگی است. آنچنانکه رحیمزاده، رئیس اداره میراث فرهنگی شهر ری از همان ابتدای پیدا شدن جسد، یا اظهار بیخبری میکرد و یا موضوع را به میراث فرهنگی تهران مرتبط میدانست نه شهر ری (در حالیکه جسد در شهر ری پیدا شده بود).
بزرگنیا، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران هم اظهار بیاطلاعی کرده و گفته این موضوع در حیطه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است. جدا از اینکه بر چه پایهای اطلاعرسانی و پاسداشت یک جسد مومیایی بر عهده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ باید از جناب بزرگنیا پرسید آیا ایشان در روز چهارم اردیبهشت ماه و در جمع نزدیکان نگفته بودند که آقای مونسان دارد نامهای خطاب به ریاست جمهوری تنظیم میکند تا رسما هویت جسد تعیین و به کارشناسان میراث فرهنگی تحویل داده شود؟
از همه جالبتر، سیدمحمد بهشتی، ریاست پژوهشگاه سازمان میراث که درباره هر چیزی که به ایشان مربوط نیست، اظهار نظر غیرکارشناسی و جنجالی میکند (همچون جنگهای ایران و روس بهعنوان یکی از آخرین موارد)، نه تنها صدایش تاکنون در این زمینه در نیامده، بلکه تماسها و پیگیریهای خبرنگاران رسانههایی همچون ایلنا را هم پاسخ نمیدهد. ایشان حتی پاسخ بیانیه «جامعه باستانشناسی ایران» درباره لزوم پیگیری موضوع این مومیایی (که آنان هم احتمال تعلقش به رضاشاه را میدهند) را هم ندادند.
اما پس از دو هفته، بالاخره آقای مونسان در جایگاه رئیس سازمان میراث فرهنگی و در پاسخ به پیگیری خبرنگار ایسنا، لب به سخن گشود و گفت ماهیت سازمان میراث، حوزه کارشناسی است و باید از ایشان خواسته شود تا به موضوع ورود پیدا کنند و بنابراین به سادگی از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کرد. این سخن ایشان، زیر سوال بردن ماهیت سازمان میراث فرهنگی است. به نظر میآید مونسان حتی اساسنامه سازمان میراث فرهنگی را هم نخوانده که در ماده سوم آن، وظایف این سازمان به روشنی بیان شده است؛ از جمله:
«شناسايي و در اختيار گرفتن کليه اموالي که داراي ارزشهاي فرهنگي- تاريخي بوده و جزء ميراث فرهنگي محسوب میگردد و توسط دستگاههاي مسئول ضبط شده است».
همچنانکه معاونت پر طمطراق حقوقی سازمان میراث هم، یکی از وظایفش همین طرح دعاوی است. همه این فریبکاریها و ناکارآمدیها نشان میدهد که میراث فرهنگی در ایران از دو سو زیر فشار است: نخست اینکه نه این میراث پاس داشته میشود و نه کسی نسبت به نابودی عمدی و غیرعمدیاش پاسخگو است (همچون همین جسد مومیایی)؛ دوم اینکه سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی تبدیل به حیاط خلوت دولتمردان شده تا نزدیکترین افرادشان را بدون توجه به توانایی و تخصص، بر جایگاهی بنشانند که به کسی پاسخگو نیست. در این زمینه هیچ فرقی بین اصولگرا و اصلاحطلب دیده نمیشود.
شوربختانه در این میان، پیگیری هر موضوع مرتبط با میراث فرهنگی، میتواند با انگ مخالف سیاسی یا مذهبی بودن، ناکام گردد. آنچنانکه اعتراض و انتقاد به تخریب بافت تاریخی شیراز، با انگ ضد مذهبی و مخالف توسعه حرم شاهچراغ؛ انتقاد به خاکسپاری پیکر شهدای گمنام در میدان امیرچخماق یزد، با انگ مخالفت با خون شهدا؛ انتقاد به شیوه برخورد با جسد مومیایی، با انگ سلطنتطلب و... روبرو میگردد. تا آنجا که فرماندار شهر ری درباره جسد مومیایی، به خبرنگار ایلنا اعتراض میکند که چرا از بین این همه موضوع، به سراغ این جسد رفته است. بعد هم با خاطری آسوده میگوید نمیداند جسد کجا دفن شده و اصلا مهم هم نیست برایش؛ چرا که روزانه هزاران نفر در این کشور میمیرند و به خاک سپرده میشوند.
به جز ایران، هیچ کشوری را نمیتوان یافت که پاسخ به نگرانیهای میهندوستان درباره نابودی میراث فرهنگی کشورشان، اینگونه توهینآمیز باشد. به نظر میآید فرماندار تنها با عینک نفرت و ایدئولوژیک است که چنین پاسخی میدهد. وگرنه تفاوت بین ارزش یک جسد مومیایی (آن هم وقتی به نظر میآید متعلق به یکی از پادشاهان این سرزمین باشد) با جسد یک فرد عادی از کجاست تا به کجا؟
سکوت مسئولین و پاسخهای سربالا این پرسش را طرح میکند که اصلا آیا باید باور کنیم واقعا این جسد دفن شده است؟ این ابهامات و تاریکیها در آینده بالاخره روشن خواهد شد؛ حتی اگر ما نخواهیم یا به خیال خودمان نگذاریم. آنگاه آینده دربارهمان قضاوت خواهد کرد. اگر زنده باشیم، خطاب به رویمان، وگرنه خطاب به روحمان.
«دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: فرارو
جسد مومیاییای که حدس زده میشد متعلق به رضاشاه باشد، دچار سرنوشتی نامعلوم شده است. هیچ یک از مسئولین هم پاسخی درخور نمیدهند؛ در عین حال که همیشه از بازار شایعات، شاکیاند.
آزاردهندهتر، سکوت و بیتفاوتی مسئولان میراث فرهنگی است. آنچنانکه رحیمزاده، رئیس اداره میراث فرهنگی شهر ری از همان ابتدای پیدا شدن جسد، یا اظهار بیخبری میکرد و یا موضوع را به میراث فرهنگی تهران مرتبط میدانست نه شهر ری (در حالیکه جسد در شهر ری پیدا شده بود).
بزرگنیا، مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران هم اظهار بیاطلاعی کرده و گفته این موضوع در حیطه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است. جدا از اینکه بر چه پایهای اطلاعرسانی و پاسداشت یک جسد مومیایی بر عهده اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ باید از جناب بزرگنیا پرسید آیا ایشان در روز چهارم اردیبهشت ماه و در جمع نزدیکان نگفته بودند که آقای مونسان دارد نامهای خطاب به ریاست جمهوری تنظیم میکند تا رسما هویت جسد تعیین و به کارشناسان میراث فرهنگی تحویل داده شود؟
از همه جالبتر، سیدمحمد بهشتی، ریاست پژوهشگاه سازمان میراث که درباره هر چیزی که به ایشان مربوط نیست، اظهار نظر غیرکارشناسی و جنجالی میکند (همچون جنگهای ایران و روس بهعنوان یکی از آخرین موارد)، نه تنها صدایش تاکنون در این زمینه در نیامده، بلکه تماسها و پیگیریهای خبرنگاران رسانههایی همچون ایلنا را هم پاسخ نمیدهد. ایشان حتی پاسخ بیانیه «جامعه باستانشناسی ایران» درباره لزوم پیگیری موضوع این مومیایی (که آنان هم احتمال تعلقش به رضاشاه را میدهند) را هم ندادند.
اما پس از دو هفته، بالاخره آقای مونسان در جایگاه رئیس سازمان میراث فرهنگی و در پاسخ به پیگیری خبرنگار ایسنا، لب به سخن گشود و گفت ماهیت سازمان میراث، حوزه کارشناسی است و باید از ایشان خواسته شود تا به موضوع ورود پیدا کنند و بنابراین به سادگی از زیر بار مسئولیت، شانه خالی کرد. این سخن ایشان، زیر سوال بردن ماهیت سازمان میراث فرهنگی است. به نظر میآید مونسان حتی اساسنامه سازمان میراث فرهنگی را هم نخوانده که در ماده سوم آن، وظایف این سازمان به روشنی بیان شده است؛ از جمله:
«شناسايي و در اختيار گرفتن کليه اموالي که داراي ارزشهاي فرهنگي- تاريخي بوده و جزء ميراث فرهنگي محسوب میگردد و توسط دستگاههاي مسئول ضبط شده است».
همچنانکه معاونت پر طمطراق حقوقی سازمان میراث هم، یکی از وظایفش همین طرح دعاوی است. همه این فریبکاریها و ناکارآمدیها نشان میدهد که میراث فرهنگی در ایران از دو سو زیر فشار است: نخست اینکه نه این میراث پاس داشته میشود و نه کسی نسبت به نابودی عمدی و غیرعمدیاش پاسخگو است (همچون همین جسد مومیایی)؛ دوم اینکه سازمان عریض و طویل میراث فرهنگی تبدیل به حیاط خلوت دولتمردان شده تا نزدیکترین افرادشان را بدون توجه به توانایی و تخصص، بر جایگاهی بنشانند که به کسی پاسخگو نیست. در این زمینه هیچ فرقی بین اصولگرا و اصلاحطلب دیده نمیشود.
شوربختانه در این میان، پیگیری هر موضوع مرتبط با میراث فرهنگی، میتواند با انگ مخالف سیاسی یا مذهبی بودن، ناکام گردد. آنچنانکه اعتراض و انتقاد به تخریب بافت تاریخی شیراز، با انگ ضد مذهبی و مخالف توسعه حرم شاهچراغ؛ انتقاد به خاکسپاری پیکر شهدای گمنام در میدان امیرچخماق یزد، با انگ مخالفت با خون شهدا؛ انتقاد به شیوه برخورد با جسد مومیایی، با انگ سلطنتطلب و... روبرو میگردد. تا آنجا که فرماندار شهر ری درباره جسد مومیایی، به خبرنگار ایلنا اعتراض میکند که چرا از بین این همه موضوع، به سراغ این جسد رفته است. بعد هم با خاطری آسوده میگوید نمیداند جسد کجا دفن شده و اصلا مهم هم نیست برایش؛ چرا که روزانه هزاران نفر در این کشور میمیرند و به خاک سپرده میشوند.
به جز ایران، هیچ کشوری را نمیتوان یافت که پاسخ به نگرانیهای میهندوستان درباره نابودی میراث فرهنگی کشورشان، اینگونه توهینآمیز باشد. به نظر میآید فرماندار تنها با عینک نفرت و ایدئولوژیک است که چنین پاسخی میدهد. وگرنه تفاوت بین ارزش یک جسد مومیایی (آن هم وقتی به نظر میآید متعلق به یکی از پادشاهان این سرزمین باشد) با جسد یک فرد عادی از کجاست تا به کجا؟
سکوت مسئولین و پاسخهای سربالا این پرسش را طرح میکند که اصلا آیا باید باور کنیم واقعا این جسد دفن شده است؟ این ابهامات و تاریکیها در آینده بالاخره روشن خواهد شد؛ حتی اگر ما نخواهیم یا به خیال خودمان نگذاریم. آنگاه آینده دربارهمان قضاوت خواهد کرد. اگر زنده باشیم، خطاب به رویمان، وگرنه خطاب به روحمان.
«دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
کوروش بزرگ ما و چنگیزخان مغول آنها
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
چندی پیش سفری به مغولستان داشتم. در این چند هفته، مغولستان و مردمانش را غوطهور در شخصیت چنگیزخان یافتم.
شخصیت مقدس همهی مغولها، چنگیزخان است. سفرم به این کشور با ورود به فرودگاه چنگیزخان آغاز شد. میدان مرکزی و خیابان اصلی پایتختش به نام چنگیرخان شناخته میشود. روی اسکناسها تصویر چنگیزخان است. صدها کتاب و هزاران مقاله دربارهی بزرگی چنگیزخان نوشتهاند. روی بیشتر سوغاتیهایشان تصویر چنگیزخان دیده میشود. همچنانکه تصویرش را در بسیاری از خانهها، فروشگاهها و حتی دانشگاهها و ادارات هم میتوان دید. مجسمهی چهل متریاش را در نزدیکی پایتخت ساختهاند و از جاذبههای گردشگریشان است. همهی کتابهای تاریخی و حتی یافتههای موزههایشان به دو دورهی پیش از چنگیز و پس از وی تقسیم میشود. اصلیترین نقشه در موزههایشان، نقشهی کشورگشاییهای چنگیزخان است؛ بدون اشاره به اینکه چگونه و با چه بهایی این کشورها را گشود. جهان هنوز با یاد حملات چنگیزخان به خود میلرزد و مورخان بسیاری حملات وی را در همان دوره به گونهای مستند ثبت کردهاند. اما روشنفکران این کشور تلاش دارند این تاریخ را به چالش بکشند.
یادم میآید چند سال پیش با یک مورخ مغول گفتگو میکردم. به شدت نسبت به تاریخنگاری ایرانی در دورهی مغول و پس از آن با دیدهی تردید مینگریست و تلاش داشت همه چیز را زیر سؤال ببرد. کاری به درستی یا نادرستی ادعاهایش ندارم. اتفاقا خود بارها در یادداشتهایم اشاره کردهام که ما در تاریخنگاریمان به ریشههای حملهی چنگیزخان که رفتار غیراخلاقی خوارزمشاهیان بود اشارهای نمیکنیم و یکباره به حمله و جنایاتش میپردازیم (این مشکل را برای سرنگونی صفویان به دست افغانها هم داریم). اما آنچه در اینجا بر آن تاکید دارم، تلاش مورخان و روشنفکران مغول برای پیراستن شخصیت وی از آن چیزی است که جهانیان از وی دیدهاند.
اندوهبارتر در نقطهی مقابل است. کیش شخصیت چنگیزخان در مغولستان را مقایسه کنیم با شخصیت کوروش هخامنشی که مورخان و جهانیان از او بهعنوان پادشاهی یاد میکنند که به نسبت دورهی خودش بیش از دیگران به حقوق بشر احترام میگذاشت و برای نمونه بابل را پس از گشودن، در آرامش و بدون خونریزی نگه داشت. اما روشنفکران و بسیاری از مسوولین فرهنگیمان تلاش دارند شخصیت او را تحریف کرده و بد جلوه دهند. یاد گفتههای رمضانپور، از معاونان پیشین کتاب وزارت ارشاد افتادم که شخصا برایم شرح میداد چگونه کتابهای ضد کوروش و ضد ایرانی ناصر پورپیرار را در تیراژ چندهزار نسخه میخریدند و به کتابخانههای عمومی سراسر کشور هدیه میدادند. اکنون در بسیاری از کتابخانههای عمومی روستاهای دورافتاده هم میتوان کتابهای یادشده را یافت.
بیگمان نه آن خوب است که کوروش را تقدیس کرده و هر سخن نغزی را به او نسبت دهیم، و نه اینکه شخصیت وی را با تحریف تاریخ، بد جلوه دهیم. کوروش یک واقعیت تاریخی است که حتی اگر نخواهیم او را از پشتوانههای هویتی برای ایرانیان بدانیم، خوب یا بدش باید در چارچوب دانش تاریخ مورد بررسی بگیرد. اما جایی که ایدئولوژی وارد شود، سخن گفتن از دانش بیمعنا است. آنگونه که مثلاً آیتالله خلخالی در کتابش دربارهی کوروش، واژهی «راهزنی» دربارهی وی را که از منابع تاریخی گرفته بود، ابتدا از هم جدا کرده و به صورت «راهِ زنی» نوشته و آنگاه نتیجه گرفته که کوروش تنفروش بوده و از این راه گذران زندگی میکرده است. جالب آنکه آیتالله خلخالی حاکم شرع بود و باید عدالت را برقرار میکرد؛ عدالتی که البته همگان دیدیم.
اینکه کوروش پیش از برآمدن اسلام میزیسته و فرمانروایی میکرده، نه گناه وی است و نه بهانهی خوبی برای حمله به وی و نادیده گرفتن نیکیهایش. مخالفت با داشتههای فرهنگی و تمدنی ایران پیش از اسلام، تنها تداوم آرمانگراییهایی است که هیچ پشتوانهی منطقی و حتی اخلاقی ندارد. در سدهی بیست و یکم، قدرت در دست کسی است که توان فرهنگی گسترده داشته باشد.
برخی از مسوولین ما به بسیاری از پایههای بنیادین فرهنگ ایرانی بیتوجهاند. در هیچ کشور دیگری برای تخریب هویت و مفاخر تاریخیشان که مورد ستایش جهانیان است، این همه انرژی صرف نمیکنند. بسیاری از متخصصان حوزه هویت، ملیت و قومگرایی (همچون آنتونی اسمیت) یادآور شدهاند که انسان معاصر دیگر تنها به هویت دینی راضی نیست و هویتهای تاریخی و اساطیری را نمیتوان نادیده گرفت. خلأیی که ما داریم در این زمینه ایجاد میکنیم، دیگران بیگمان پر خواهند کرد. آنچنانکه برخی جریانهای قومگرا که با استناد به کتابهای خلخالیها و پورپیرارها، شخصیت کوروش را نفی و نفرین میکنند، به تقدیس شخصیت چنگیزخان بهعنوان همتبارشان روی آوردهاند.
«دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
چندی پیش سفری به مغولستان داشتم. در این چند هفته، مغولستان و مردمانش را غوطهور در شخصیت چنگیزخان یافتم.
شخصیت مقدس همهی مغولها، چنگیزخان است. سفرم به این کشور با ورود به فرودگاه چنگیزخان آغاز شد. میدان مرکزی و خیابان اصلی پایتختش به نام چنگیرخان شناخته میشود. روی اسکناسها تصویر چنگیزخان است. صدها کتاب و هزاران مقاله دربارهی بزرگی چنگیزخان نوشتهاند. روی بیشتر سوغاتیهایشان تصویر چنگیزخان دیده میشود. همچنانکه تصویرش را در بسیاری از خانهها، فروشگاهها و حتی دانشگاهها و ادارات هم میتوان دید. مجسمهی چهل متریاش را در نزدیکی پایتخت ساختهاند و از جاذبههای گردشگریشان است. همهی کتابهای تاریخی و حتی یافتههای موزههایشان به دو دورهی پیش از چنگیز و پس از وی تقسیم میشود. اصلیترین نقشه در موزههایشان، نقشهی کشورگشاییهای چنگیزخان است؛ بدون اشاره به اینکه چگونه و با چه بهایی این کشورها را گشود. جهان هنوز با یاد حملات چنگیزخان به خود میلرزد و مورخان بسیاری حملات وی را در همان دوره به گونهای مستند ثبت کردهاند. اما روشنفکران این کشور تلاش دارند این تاریخ را به چالش بکشند.
یادم میآید چند سال پیش با یک مورخ مغول گفتگو میکردم. به شدت نسبت به تاریخنگاری ایرانی در دورهی مغول و پس از آن با دیدهی تردید مینگریست و تلاش داشت همه چیز را زیر سؤال ببرد. کاری به درستی یا نادرستی ادعاهایش ندارم. اتفاقا خود بارها در یادداشتهایم اشاره کردهام که ما در تاریخنگاریمان به ریشههای حملهی چنگیزخان که رفتار غیراخلاقی خوارزمشاهیان بود اشارهای نمیکنیم و یکباره به حمله و جنایاتش میپردازیم (این مشکل را برای سرنگونی صفویان به دست افغانها هم داریم). اما آنچه در اینجا بر آن تاکید دارم، تلاش مورخان و روشنفکران مغول برای پیراستن شخصیت وی از آن چیزی است که جهانیان از وی دیدهاند.
اندوهبارتر در نقطهی مقابل است. کیش شخصیت چنگیزخان در مغولستان را مقایسه کنیم با شخصیت کوروش هخامنشی که مورخان و جهانیان از او بهعنوان پادشاهی یاد میکنند که به نسبت دورهی خودش بیش از دیگران به حقوق بشر احترام میگذاشت و برای نمونه بابل را پس از گشودن، در آرامش و بدون خونریزی نگه داشت. اما روشنفکران و بسیاری از مسوولین فرهنگیمان تلاش دارند شخصیت او را تحریف کرده و بد جلوه دهند. یاد گفتههای رمضانپور، از معاونان پیشین کتاب وزارت ارشاد افتادم که شخصا برایم شرح میداد چگونه کتابهای ضد کوروش و ضد ایرانی ناصر پورپیرار را در تیراژ چندهزار نسخه میخریدند و به کتابخانههای عمومی سراسر کشور هدیه میدادند. اکنون در بسیاری از کتابخانههای عمومی روستاهای دورافتاده هم میتوان کتابهای یادشده را یافت.
بیگمان نه آن خوب است که کوروش را تقدیس کرده و هر سخن نغزی را به او نسبت دهیم، و نه اینکه شخصیت وی را با تحریف تاریخ، بد جلوه دهیم. کوروش یک واقعیت تاریخی است که حتی اگر نخواهیم او را از پشتوانههای هویتی برای ایرانیان بدانیم، خوب یا بدش باید در چارچوب دانش تاریخ مورد بررسی بگیرد. اما جایی که ایدئولوژی وارد شود، سخن گفتن از دانش بیمعنا است. آنگونه که مثلاً آیتالله خلخالی در کتابش دربارهی کوروش، واژهی «راهزنی» دربارهی وی را که از منابع تاریخی گرفته بود، ابتدا از هم جدا کرده و به صورت «راهِ زنی» نوشته و آنگاه نتیجه گرفته که کوروش تنفروش بوده و از این راه گذران زندگی میکرده است. جالب آنکه آیتالله خلخالی حاکم شرع بود و باید عدالت را برقرار میکرد؛ عدالتی که البته همگان دیدیم.
اینکه کوروش پیش از برآمدن اسلام میزیسته و فرمانروایی میکرده، نه گناه وی است و نه بهانهی خوبی برای حمله به وی و نادیده گرفتن نیکیهایش. مخالفت با داشتههای فرهنگی و تمدنی ایران پیش از اسلام، تنها تداوم آرمانگراییهایی است که هیچ پشتوانهی منطقی و حتی اخلاقی ندارد. در سدهی بیست و یکم، قدرت در دست کسی است که توان فرهنگی گسترده داشته باشد.
برخی از مسوولین ما به بسیاری از پایههای بنیادین فرهنگ ایرانی بیتوجهاند. در هیچ کشور دیگری برای تخریب هویت و مفاخر تاریخیشان که مورد ستایش جهانیان است، این همه انرژی صرف نمیکنند. بسیاری از متخصصان حوزه هویت، ملیت و قومگرایی (همچون آنتونی اسمیت) یادآور شدهاند که انسان معاصر دیگر تنها به هویت دینی راضی نیست و هویتهای تاریخی و اساطیری را نمیتوان نادیده گرفت. خلأیی که ما داریم در این زمینه ایجاد میکنیم، دیگران بیگمان پر خواهند کرد. آنچنانکه برخی جریانهای قومگرا که با استناد به کتابهای خلخالیها و پورپیرارها، شخصیت کوروش را نفی و نفرین میکنند، به تقدیس شخصیت چنگیزخان بهعنوان همتبارشان روی آوردهاند.
«دیگر یادداشتهای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
این کمونیستای خاک بر سر معنی ازدواجو نمی دونن https://marde-rooz.com/76974/
راهنمای جنجالی 'دختربازی در روسیه' برای فوتبالیستهای آرژانتینی http://www.bbc.com/persian/world-44146491
BBC News فارسی
راهنمای جنجالی 'دختربازی در روسیه' برای فوتبالیستهای آرژانتینی
فدراسیون فوتبال آرژانتین فصلی را با عنوان "چگونه شانس خود را برای دلبری از دختران روس بالا ببرید" در دفترچه راهنمای خود برای فوتبالیستهای عازم جام جهانی روسیه گنجانده که انتقاد بسیاری را برانگیخته است.
پول بیشتر https://sadraa.me/moremoney/
وبلاگ شخصی صدرا علیآبادی
پول بیشتر | وبلاگ شخصی صدرا علیآبادی
به این که با کتاب هراری زخمی شدهاید، آگاهم و قول میدهم این پست آخری باشد که از کتاب بیرون میکشیم. حقیقتا مفهومی بود که به نظرم میارزید یک پست جداگانه به آن اختصاص بدهیم. این تکه از خلاصه را بخوانید که در پست قبل منتشر نشد: هراری معتقد است که انسان با یکجا…
Forwarded from تاریخ در تصویر
مملکت،مردم دانا میخواهد
توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم.
پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد! قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود.
حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد..! دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است...! بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری...! میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود...!
مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم...! معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه...! پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل...! در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد...! استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! و ...میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران...
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم... به خدا سوگند بابک زنجانی،خاوری و ... و خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه،رسیده به میزانی که میدانیم. جامعه مثل یک درخت است.ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ...
چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟
ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟
مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟
ما حق داریم مطالبه گر باشیم... اعتراض کنیم به مشکلات... اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم. خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعدِ مسئولین اصلاح شوند،که آن موقع اگر اصلاح نشدند، مثل امروز نمی نشینیم و فقط درباره گندکاری هایشان جُک درست نمی کنیم.
به قول امیرکبیر:
ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم
مملکت مردمِ دانا میخواهد...
@TARIKH_DAR_TASVIR
توی تاکسی نشسته اَم؛ راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم.
پیاده که میشوم سعی میکند پانصد تومان بیشتر کرایه بردارد! قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود.
حواسم که لحظه ای پرت میشود، دویست سیصد گرم چربی، قاطیِ گوشت در چرخ گوشت میریزد..! دوست قدیمی ام کارمند است؛ در تلگرام پُست های فساد مسئولین را از این گروه به آن گروه میگذارد. میگوید: روزی دو سه ساعت در اداره ـ در زمانی که باید کار مردم را انجام بدهد ـ سرش توی گوشی و تلگرام است...! بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند، به هوای اینکه نبینی و بخری...! میوه های خوبِ میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود...!
مرغ فروش، مرغهای مانده را در پیاز می خواباند و به عنوان جوجه کباب میدهد دست مردم...! معلمِ مدرسهٔ یکی از بچه های فامیل عملاً کارش را محول کرده به والدین و یک روز در میان می آید مدرسه...! پزشک، از خانوادهٔ بیمار تصادفی، در حال مرگ، ۳میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل...! در بانک، شش باجه وجود دارد اما کلاً یک نفر کار مردم را راه می اندازد...! استاد دانشگاه، کتاب انگلیسی را ۱۰صفحه ۱۰صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند! و ...میگویند یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران...
خیلی وقت است خودمان هم به خودمان رَحم نمیکنیم... به خدا سوگند بابک زنجانی،خاوری و ... و خیلی های دیگر عینِ خودِ ما مردم هستند، فقط پست گرفته اَند و سطح تخلفشان از ۳۰۰ گرم چربی و پانصد تومان اضافه کرایه،رسیده به میزانی که میدانیم. جامعه مثل یک درخت است.ما ریشه ها و تنه ایم و مسئولین میوه و برگ...
چطور از درختی که ریشه اَش پوسیده و تنه اَش آفت خورده، انتظار میوهٔ سالم داریم!؟
ما حق داریم مسئولینِ دلسوزِ پاکِ سالم داشته باشیم، اما خب از کجا بیایند؟
مگر نه اینکه آنها هم آدمهای همین جامعه هستند؟
ما حق داریم مطالبه گر باشیم... اعتراض کنیم به مشکلات... اما شاید بهتر باشد یک بار هم که شده، از خُرد به کلان برویم. خودمان را اصلاح کنیم بلکه نسلهای بعدِ مسئولین اصلاح شوند،که آن موقع اگر اصلاح نشدند، مثل امروز نمی نشینیم و فقط درباره گندکاری هایشان جُک درست نمی کنیم.
به قول امیرکبیر:
ابتدا فکر کردم مملکت وزیرِ دانا میخواهد،
بعد فکر کردم شاهِ دانا میخواهد،
در آخر اما فهمیدم
مملکت مردمِ دانا میخواهد...
@TARIKH_DAR_TASVIR
تظاهرات علیه دویچه وله به خاطر اعطای جایزه به زیباکلام http://www.dw.com/fa-ir/%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86%D9%87-%D9%88%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85/a-43846353?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
DW.COM
تظاهرات علیه دویچه وله به خاطر اعطای جایزه به زیباکلام
شماری از ایرانیان مقیم آلمان در مقابل ساختمان دویچه وله علیه اعطای "جایزهی آزادی بیان" به صادق زیباکلام تظاهرات کردند. این جایزه به افراد یا سازمانهایی اهدا میشود که در زمینه آزادی بیان فعالیت ویژهای دارند.
رهبر ریزکشور آخزیو، 'قدیمیترین حاکم خاورمیانه' درگذشت http://www.bbc.com/persian/world-44153541
BBC News فارسی
رهبر ریزکشور آخزیو، 'قدیمیترین حاکم خاورمیانه' درگذشت
الی اویوی، رئیسجمهوری آخزیو-لند، یکی از قدیمیترین حاکمان خاورمیانه در ۸۸ سالگی درگذشته است.
وداع تلخ هواداران یوونتوس با بوفون و آخرین جام (عکس) http://www.varzesh3.com/news/1524984/%d9%88%d8%af%d8%a7%d8%b9-%d8%aa%d9%84%d8%ae-%d9%87%d9%88%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%db%8c%d9%88%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%88%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%88%d9%81%d9%88%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%ae%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%b9%da%a9%d8%b3 -via Flynx
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
خدمات ما به اسرائیل
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
کشتار فلسطینیان معترض به گزینش بیتالمقدس به پایتختی اسرائیل، که به معنای نادیده گرفتن حق فلسطینیان و همچنین معاهدات بینالمللی است، دل هر آزادهای را به درد میآورد. به ویژه وقتی ببینی کاری از دستت بر نمیآید.
اما چرا کاری از دستمان بر نمیآید؟ شکرآب شدن روابط ترکیه و اسرائیل، نمونه خوبی است. بیگمان ترکیه که نشان داده در کنار دفاع از حقوق مسلمین، تاجر و بازیگر خوبی هم هست، چند هفته دیگر دوباره روابط سیاسی و تجاریاش را با اسرائیل از سر میگیرد. اما در این میان، چند کار همزمان انجام داده است: پیش و مهمتر از همه، دل مسلمانان و بهویژه اعراب را با این رفتارش به دست آورده. همچنین، یک رفتار دیپلماتیک انجام داده؛ یعنی بر پایه نظام روابط بینالملل، ابتدا سفیر اسرائیل را احضار و مراتب اعتراض شدید خود را به وی ابلاغ کرده و سپس او را از کشور اخراج نموده است. این شیوه برخورد، بازتاب گسترده و البته قانونی در اذهان جهانیان دارد.
اما در سوی دیگر، شیوه رفتار ما در برابر اسرائیل چگونه بوده و چه دستاوردی برای خودمان یا فلسطینیان داشته است؟
نخست، پس از انقلاب و با به رسمیت نشناختن اسرائیل، ما راههای فراوان برخورد دیپلماتیک با این کشور در عرصه نظام بینالملل را بر خود بستیم. تا اینجای کار، مشکل چندانی نیست و ما نیز یکی از چندین کشور مسلمان شدیم که این کشور را به رسمیت نمیشناخت. اما به این راضی نشده و با افراطمان، گوی سبقت را از دیگران ربودیم. در محکوم کردن جنایات این رژیم، تا آنجا پیش رفتیم که هر خرابکاری، توطئه و یا حتی فعالیتهای اعتراضی شهروندانمان را به گردن اسرائیل انداختیم. این ماجرا آنچنان لوث شد که وقتی چندین تن از نخبگان هستهایمان به توطئه اسرائیل به شهادت رسیدند هم، حرفمان دیگر خریداری در نظام بینالملل نداشت و ادعایمان برای بسیاری، تکرار همان ادعاهای همیشگی شمرده شد. شگفتانگیز آنکه اکنون اسرائیل دارد همین ادعاها را علیه ایران مطرح میکند. اما تفاوتش این است که پروپاگاندای جهانی پشتوانه اوست و با حمایت استکبار، سخنش خریدار و شنونده دارد.
دوم، تهدیدات ما علیه این کشور آشکار و بیپرده و در راستای نابودیاش بود. چیزی که خلاف همه موازین نظام بینالملل است و بهترین فرصت را در اختیار اسرائیل قرار داد تا بتواند با مظلومنمایی، ایران را خطری نه تنها برای خود، بلکه برای جهانیان معرفی کند.
سوم، موقعیتنشناسی و اختلافات ما با کشورهای عربی که روزگاری دشمن شماره یک اسرائیل بودند، این فرصت را به اسرائیل داد تا خطر ایران را برای کشورهای عرب منطقه هم برجسته کرده و دشمنان بالفعلش را به دوستان و متحدان بالفعل علیه ایران تبدیل کند. این بیگمان بزرگترین خدمتی است که کسی میتوانست به اسرائیل بکند.
چهارم، ما با کتمان رویداد تاریخی هولوکاست که کلیاتش مورد تایید همه مورخان بوده و هزاران سند دربارهاش در دسترس است، یک شانس تاریخی دیگر به اسرائیل دادیم تا ایران را موافق با هولوکاست و بنابراین خطرناک معرفی کند.
پنجم، در ورزش، ما با رویارو نشدن با حریفان اسرائیلی، نه تنها فرصت و حق قهرمانی را از جوانان کشورمان گرفتیم، بلکه این شانس را به ورزشکاران رده پایین اسرائیلی دادیم تا پیروز میدانهای خالی شوند. حقیقتا این خدمتی که به اسرائیل میکنیم، هیچ توجیهی ندارد. یعنی با فداکاری تمام داریم حق خودمان را دو دستی تقدیمشان میکنیم تا مشروعیت در زمینه ورزش بینالمللی بیابند. در این سی و پنج سال حقکشی از قهرمانانمان، سر سوزنی هم دستاورد نداشتهایم. البته یک عدهمان بیرون گود نشسته و به جای اینکه بگوییم لنگش کن، میگوییم «لنگ شو!». آن هم کسانی بیرون از گود نشستهایم که هیچ ارتباطی با ورزش نداریم و اصلا نمیتوانیم درک کنیم آن ورزشکار با چه میزان تلاش و هزینه توانسته خود را به صحنه مسابقات بینالمللی بکشاند. بعد هم مدعی میشویم که این خواسته خود ورزشکاران ایرانی است. ورزشکارانی که تنها پاسخشان به این دستورات «لنگ شو»، اشک و بغضی است که فرو میخورند.
این سنت نکوهیده را نخستین بار کسی در دهه شصت بنیان نهاد که با تخصص پزشکی کودکان، وزیر امور خارجه شده بود و در زمینه ورزش، تصمیمی چنین فاحش گرفت. اکنون همان پزشکِ وزیر امور خارجهی تصمیمگیرندهی ورزشی، بیش از دویست کتاب در زمینه تاریخ و فرهنگ هم نوشته است. کسی که بنابر گزارشهای رسمی و با وجود سالخوردگی، همچنان بیش از سی مسئولیت بلندپایه دولتی همزمان دارد، طبیعی است نتواند جوانی را درک کند که همه زندگی، وقت و سرمایه خود را برای رسیدن به قهرمانی جهان هزینه میکند؛ بنابراین همچون آب خوردن به او دستور میدهد: «باید ببازی».
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم: انصافنیوز
کشتار فلسطینیان معترض به گزینش بیتالمقدس به پایتختی اسرائیل، که به معنای نادیده گرفتن حق فلسطینیان و همچنین معاهدات بینالمللی است، دل هر آزادهای را به درد میآورد. به ویژه وقتی ببینی کاری از دستت بر نمیآید.
اما چرا کاری از دستمان بر نمیآید؟ شکرآب شدن روابط ترکیه و اسرائیل، نمونه خوبی است. بیگمان ترکیه که نشان داده در کنار دفاع از حقوق مسلمین، تاجر و بازیگر خوبی هم هست، چند هفته دیگر دوباره روابط سیاسی و تجاریاش را با اسرائیل از سر میگیرد. اما در این میان، چند کار همزمان انجام داده است: پیش و مهمتر از همه، دل مسلمانان و بهویژه اعراب را با این رفتارش به دست آورده. همچنین، یک رفتار دیپلماتیک انجام داده؛ یعنی بر پایه نظام روابط بینالملل، ابتدا سفیر اسرائیل را احضار و مراتب اعتراض شدید خود را به وی ابلاغ کرده و سپس او را از کشور اخراج نموده است. این شیوه برخورد، بازتاب گسترده و البته قانونی در اذهان جهانیان دارد.
اما در سوی دیگر، شیوه رفتار ما در برابر اسرائیل چگونه بوده و چه دستاوردی برای خودمان یا فلسطینیان داشته است؟
نخست، پس از انقلاب و با به رسمیت نشناختن اسرائیل، ما راههای فراوان برخورد دیپلماتیک با این کشور در عرصه نظام بینالملل را بر خود بستیم. تا اینجای کار، مشکل چندانی نیست و ما نیز یکی از چندین کشور مسلمان شدیم که این کشور را به رسمیت نمیشناخت. اما به این راضی نشده و با افراطمان، گوی سبقت را از دیگران ربودیم. در محکوم کردن جنایات این رژیم، تا آنجا پیش رفتیم که هر خرابکاری، توطئه و یا حتی فعالیتهای اعتراضی شهروندانمان را به گردن اسرائیل انداختیم. این ماجرا آنچنان لوث شد که وقتی چندین تن از نخبگان هستهایمان به توطئه اسرائیل به شهادت رسیدند هم، حرفمان دیگر خریداری در نظام بینالملل نداشت و ادعایمان برای بسیاری، تکرار همان ادعاهای همیشگی شمرده شد. شگفتانگیز آنکه اکنون اسرائیل دارد همین ادعاها را علیه ایران مطرح میکند. اما تفاوتش این است که پروپاگاندای جهانی پشتوانه اوست و با حمایت استکبار، سخنش خریدار و شنونده دارد.
دوم، تهدیدات ما علیه این کشور آشکار و بیپرده و در راستای نابودیاش بود. چیزی که خلاف همه موازین نظام بینالملل است و بهترین فرصت را در اختیار اسرائیل قرار داد تا بتواند با مظلومنمایی، ایران را خطری نه تنها برای خود، بلکه برای جهانیان معرفی کند.
سوم، موقعیتنشناسی و اختلافات ما با کشورهای عربی که روزگاری دشمن شماره یک اسرائیل بودند، این فرصت را به اسرائیل داد تا خطر ایران را برای کشورهای عرب منطقه هم برجسته کرده و دشمنان بالفعلش را به دوستان و متحدان بالفعل علیه ایران تبدیل کند. این بیگمان بزرگترین خدمتی است که کسی میتوانست به اسرائیل بکند.
چهارم، ما با کتمان رویداد تاریخی هولوکاست که کلیاتش مورد تایید همه مورخان بوده و هزاران سند دربارهاش در دسترس است، یک شانس تاریخی دیگر به اسرائیل دادیم تا ایران را موافق با هولوکاست و بنابراین خطرناک معرفی کند.
پنجم، در ورزش، ما با رویارو نشدن با حریفان اسرائیلی، نه تنها فرصت و حق قهرمانی را از جوانان کشورمان گرفتیم، بلکه این شانس را به ورزشکاران رده پایین اسرائیلی دادیم تا پیروز میدانهای خالی شوند. حقیقتا این خدمتی که به اسرائیل میکنیم، هیچ توجیهی ندارد. یعنی با فداکاری تمام داریم حق خودمان را دو دستی تقدیمشان میکنیم تا مشروعیت در زمینه ورزش بینالمللی بیابند. در این سی و پنج سال حقکشی از قهرمانانمان، سر سوزنی هم دستاورد نداشتهایم. البته یک عدهمان بیرون گود نشسته و به جای اینکه بگوییم لنگش کن، میگوییم «لنگ شو!». آن هم کسانی بیرون از گود نشستهایم که هیچ ارتباطی با ورزش نداریم و اصلا نمیتوانیم درک کنیم آن ورزشکار با چه میزان تلاش و هزینه توانسته خود را به صحنه مسابقات بینالمللی بکشاند. بعد هم مدعی میشویم که این خواسته خود ورزشکاران ایرانی است. ورزشکارانی که تنها پاسخشان به این دستورات «لنگ شو»، اشک و بغضی است که فرو میخورند.
این سنت نکوهیده را نخستین بار کسی در دهه شصت بنیان نهاد که با تخصص پزشکی کودکان، وزیر امور خارجه شده بود و در زمینه ورزش، تصمیمی چنین فاحش گرفت. اکنون همان پزشکِ وزیر امور خارجهی تصمیمگیرندهی ورزشی، بیش از دویست کتاب در زمینه تاریخ و فرهنگ هم نوشته است. کسی که بنابر گزارشهای رسمی و با وجود سالخوردگی، همچنان بیش از سی مسئولیت بلندپایه دولتی همزمان دارد، طبیعی است نتواند جوانی را درک کند که همه زندگی، وقت و سرمایه خود را برای رسیدن به قهرمانی جهان هزینه میکند؛ بنابراین همچون آب خوردن به او دستور میدهد: «باید ببازی».
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
Forwarded from هفتهنامه تجارتفردا
🔴بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ
✍🏻محمد ماشینچیان و تیم ورستال به مناسبت دویستمین سالروز تولد کارل مارکس نوشتهاند:
🔺هفته گذشته دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس بود. در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط ۹-۷ کیلو وزن کم کرده است.
🔺در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از ۱۰ میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت.
🔺حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
🔺ساختمان اندیشه مارکس بر پایه آرای سایر اندیشمندان قبل از او بنا شده است. هگل که در زمانه خود به عنوان فیلسوف دربار پروس شناخته میشد بر این باور بود که «حکومت، آنطور که در زمین وجود دارد، ایدهای قدسی است». مارکس -که البته برخلاف هگلِ درباری، به خاطر زباندرازی از پروس فراری شد- که تحت تاثیر اندیشه هگل کور شده بود هیچگاه خطر لویاتان، دیوِ دولت، را ندید. مضافاً مارکس هرگز توضیح نداد که کمونیسم واقعاً قرار است چگونه بعد از فروپاشی کاپیتالیسم برپا شود.
🔺اندیشه مارکس این بود که حکومت قدرتمند کلید خوشبختی آدمیان است و رژیمهای قدرتمند بهزودی اسباب جمعکردن خود را فراهم میآورند. ملاحظه میکنید که این بنا از پایبست ویران است. نخستین نمونه موفق مارکسیسم ۷۰ سال طول کشید تا اسباب جمعکردن خود را فراهم کند و در این مسیر بیش از ۲۰ میلیون نفر در شوروی کشته شدند.
👈🏻متن کامل این یادداشت را که در هفتهنامه تجارتفردا شماره ۲۶۸ چاپ شده است، میتوانید اینجا مطالعه کنید:
http://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-26806
✍🏻محمد ماشینچیان و تیم ورستال به مناسبت دویستمین سالروز تولد کارل مارکس نوشتهاند:
🔺هفته گذشته دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس بود. در نیمه نخست قرن بیستم او را با اثر سترگش «سرمایه» به یاد میآوردند. امروز در نیمه نخست قرن بیست و یکم اندیشه او را بهترین راهنمای کاهش وزن در تاریخ میدانند. چنانکه در ونزوئلا، کعبه آمال نظریهپردازان مارکسیست و روشنفکران نوسوسیالیست، مردم هرچه به دستشان رسیده خوردهاند و با این حال کل کشور به طور متوسط ۹-۷ کیلو وزن کم کرده است.
🔺در بزرگترین رژیم غذایی تاریخ، که به «هولودومور» معروف است، تحت نظارت استالین، بیش از ۱۰ میلیون نفر در اوکراین از گرسنگی جان سپردند. نتیجه مارکسیسم در چین رژیم غذایی ریشه گیاهان و علفخواری بود. هرچند این رژیم در کنار سایر دستاوردهای نظام کمونیستی بیش از ۶۵ میلیون نفر در چین قربانی گرفت اما هیچیک از این ۶۵ میلیون نفر کوچکترین مشکلی با اضافهوزن نداشت.
🔺حقیقتاً هیچ اندیشمندی در تاریخ بدین حد روی کاهش وزن آدمیان اثر نگذاشته و احتمالاً نخواهد گذاشت. اتکینز در خواب هم چنین موفقیتی را تصور نمیکند. امروز میدانیم که مهمترین نتیجه سرمایهداری، نه جدال طبقاتی بلکه فربه شدن انسانهاست. پس شاید راهنمای لاغری مارکس بیش از هر زمان دیگری لازم باشد.
🔺ساختمان اندیشه مارکس بر پایه آرای سایر اندیشمندان قبل از او بنا شده است. هگل که در زمانه خود به عنوان فیلسوف دربار پروس شناخته میشد بر این باور بود که «حکومت، آنطور که در زمین وجود دارد، ایدهای قدسی است». مارکس -که البته برخلاف هگلِ درباری، به خاطر زباندرازی از پروس فراری شد- که تحت تاثیر اندیشه هگل کور شده بود هیچگاه خطر لویاتان، دیوِ دولت، را ندید. مضافاً مارکس هرگز توضیح نداد که کمونیسم واقعاً قرار است چگونه بعد از فروپاشی کاپیتالیسم برپا شود.
🔺اندیشه مارکس این بود که حکومت قدرتمند کلید خوشبختی آدمیان است و رژیمهای قدرتمند بهزودی اسباب جمعکردن خود را فراهم میآورند. ملاحظه میکنید که این بنا از پایبست ویران است. نخستین نمونه موفق مارکسیسم ۷۰ سال طول کشید تا اسباب جمعکردن خود را فراهم کند و در این مسیر بیش از ۲۰ میلیون نفر در شوروی کشته شدند.
👈🏻متن کامل این یادداشت را که در هفتهنامه تجارتفردا شماره ۲۶۸ چاپ شده است، میتوانید اینجا مطالعه کنید:
http://www.tejaratefarda.com/fa/tiny/news-26806
Audio
فایل سومین و آخرین جلسه «نقد کارنامه ۲۰ساله اصلاحات»
موضوع جلسه: چه باید کرد؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
موضوع جلسه: چه باید کرد؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Forwarded from Radio Daal رادیو دال
در این پست پادکستها و برنامههای گفتگومحوری که گوش میدم رو معرفی کردهام.
https://virgool.io/@radioDaal/talk-oieoegxem7ko
https://virgool.io/@radioDaal/talk-oieoegxem7ko
ویرگول
پادکستهای گفتگو محور
پادکست مصاحبهای فارسی به صورت کلی خیلی یافت نمیشه برای همین متاسفانه جایی وجود نداره که یکی مثل من بتونه با گوش دادن بهش ظرایف گفتگویی…
Forwarded from Radio Daal رادیو دال
در قسمت قبل همراه با شقایق پرداختیم به اینکه چی شد تصمیم به مهاجرت گرفتند و در این مسیر برای خودش و همسر و فرزندش چه اتفاقاتی افتاد. انتهای قسمت قبل با ورود به خاک آمریکا به پایان رسید. در این قسمت میریم سراغ داستان شقایق در آمریکا: از روزهای اولی که وارد این کشور شدند میشنویم و میپردازیم به اینکه این خانواده چطور به تدریج از پس مشکلات براومد و جای پای خودش رو محکم کرد.
در ضمن! مرسی از مائده که با هنرمندی فراوان یه کاور زیبا برای رادیو دال رو طراحی کرد.
مطالب تکمیلی رو میتونید داخل سایت مشاهده کنید: radiodaal.ir/shaghayegh-part2
انجمن: http://bit.ly/2rqZHCY
آیتونز: apple.co/2go4xdT
توئیتر: twitter.com/radioDaal
در ضمن! مرسی از مائده که با هنرمندی فراوان یه کاور زیبا برای رادیو دال رو طراحی کرد.
مطالب تکمیلی رو میتونید داخل سایت مشاهده کنید: radiodaal.ir/shaghayegh-part2
انجمن: http://bit.ly/2rqZHCY
آیتونز: apple.co/2go4xdT
توئیتر: twitter.com/radioDaal
Apple Podcasts
رادیو دال | Radio Daal on Apple Podcasts
Society & Culture · 2021
یادداشت لیلی گلستان به رئیس جمهور: آقای روحانی تشریف دارید؟ http://sahamnews.org/2018/05/310354/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
یادداشت لیلی گلستان به رئیس جمهور: آقای روحانی تشریف دارید؟
جعفر پناهی را دیدید که فیلمش در فستیوال کن در بخش مسابقه پذیرفته شد و به خودش اجازه ندادند که برود؟ یک دقیقه سرپاایستادن حضار و کفزدنشان را برای صندلی خالیاش دیدید؟ حالا چه جایزه بگیرد و چه نگیرد، دیگر مهم نیست. این خودش بهترین جایزه بود.
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
#V 027
https://t.me/divanesara/704
نویسنده میهمان: شهین غفاری -ظهر بود، حوالی ساعت سه. همون کسی که همیشه شروع عملیات جنگ رو اعلام می کرد، این بار می گفت خونین شهر آزاد شد.
- ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... آه و واویلا...
ممد رو که می شناسین؟ محمدجهان آرا. چهار برادر بودند. یکی از اونها مجاهد بود و در سال ۶۷ اعدام شد. سه تای دیگه در جنگ شهید شدند.
چقدر تفاوت در نامیدن نوع مرگ! یکی مرد و شهید نامیده شد و به بهشت رفت، و یکی مرد و مجرم شناخته شد و به جهنم رفت. هردو هم به زعم خود در زمان مرگ برای میهن جان داده اند. مادرشان می گفت هرکس برای دیدار به خانه ما می آمد مجبور بودم عکس آن یکی را از دیوار بردارم. مادر که دیگر مادر است، فرقی برای او که نمیکند علت نبودن پسرش. او فقط پسرش را می خواهد.
هنوز رادیو می خونه "ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته..." و خونین شهر دوباره خرمشهر شد، ولی هزاران هزار مادر در سرتاسر ایران چشم شون به در خشکیده تا پسرشون یک بار دیگه وارد بشه. انتظاری ابدی!
و برای هزاران هزار جوون، هرم گرمای ظهر شلمچه و فکه و جزیره مجنون و ایلام، و رمل پا گیر که تا نیمه تانک ها رو در خودش می کشید، و یا کشاکش رفقای به خون غلتیده شون تا سر پناهی، و یا کمپوت هایی که شب قبل از حمله برای پذیرایی توزیع شده بودن (شام آخر )، و یا صدای سوت خمپاره قبل از انفجار، و یا قیژ قیژ بیسیم و اعلام رمز یا زهرا، تا آخرالزمان همراه ابدی شون خواهد بود.
ممد نبودی ببینی خونین شهر آزاد شد. مردم شادی فراوانی کردند. ولی با اعلام پایان جنگ دیگه به شادمانی در خیابونها نپرداختن. چرا؟ چون نه تو بودی و نه هزاران جوون دیگه که کشته شده بودند و یا مفقود. ما که نمی دونستیم ولی بعدا اعلام کردند که جنگ می تونسته زودتر تمام بشه. فکر می کنی روزهای ترس و وحشت به پایان رسیده؟
شانس آوردی ممد نبودی ببینی.....
شنوندگان عزیز توجه فرمایید، خونین شهر آزاد شد!
#V 027
https://t.me/divanesara/704
نویسنده میهمان: شهین غفاری -ظهر بود، حوالی ساعت سه. همون کسی که همیشه شروع عملیات جنگ رو اعلام می کرد، این بار می گفت خونین شهر آزاد شد.
- ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... آه و واویلا...
ممد رو که می شناسین؟ محمدجهان آرا. چهار برادر بودند. یکی از اونها مجاهد بود و در سال ۶۷ اعدام شد. سه تای دیگه در جنگ شهید شدند.
چقدر تفاوت در نامیدن نوع مرگ! یکی مرد و شهید نامیده شد و به بهشت رفت، و یکی مرد و مجرم شناخته شد و به جهنم رفت. هردو هم به زعم خود در زمان مرگ برای میهن جان داده اند. مادرشان می گفت هرکس برای دیدار به خانه ما می آمد مجبور بودم عکس آن یکی را از دیوار بردارم. مادر که دیگر مادر است، فرقی برای او که نمیکند علت نبودن پسرش. او فقط پسرش را می خواهد.
هنوز رادیو می خونه "ممد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته..." و خونین شهر دوباره خرمشهر شد، ولی هزاران هزار مادر در سرتاسر ایران چشم شون به در خشکیده تا پسرشون یک بار دیگه وارد بشه. انتظاری ابدی!
و برای هزاران هزار جوون، هرم گرمای ظهر شلمچه و فکه و جزیره مجنون و ایلام، و رمل پا گیر که تا نیمه تانک ها رو در خودش می کشید، و یا کشاکش رفقای به خون غلتیده شون تا سر پناهی، و یا کمپوت هایی که شب قبل از حمله برای پذیرایی توزیع شده بودن (شام آخر )، و یا صدای سوت خمپاره قبل از انفجار، و یا قیژ قیژ بیسیم و اعلام رمز یا زهرا، تا آخرالزمان همراه ابدی شون خواهد بود.
ممد نبودی ببینی خونین شهر آزاد شد. مردم شادی فراوانی کردند. ولی با اعلام پایان جنگ دیگه به شادمانی در خیابونها نپرداختن. چرا؟ چون نه تو بودی و نه هزاران جوون دیگه که کشته شده بودند و یا مفقود. ما که نمی دونستیم ولی بعدا اعلام کردند که جنگ می تونسته زودتر تمام بشه. فکر می کنی روزهای ترس و وحشت به پایان رسیده؟
شانس آوردی ممد نبودی ببینی.....
Telegram
مجمع دیوانگان
شنوندگان عزیز توجه فرمایید!
#V 027
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#V 027
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
نقش کورش هخامنشی و دونالد ترامپ روی سکهای در اسرائیل http://www.bbc.com/persian/world-44343624
BBC News فارسی
نقش کورش هخامنشی و دونالد ترامپ روی سکهای در اسرائیل - BBC News فارسی
به مناسبت هفتادمین سالگرد تاسیس دولت اسرائیل و همزمان با انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس، سکهای در اسرائیل ضرب شد که روی آن نقشی از ترامپ در کنار نقشی از کورش هخامنشی حک شده.
اعتصاب کامیون داران و چالشی به نام اقتصاد دولتی http://sahamnews.org/2018/06/310579/
.: سحام نیوز - Sahamnews :.
اعتصاب کامیون داران و چالشی به نام اقتصاد دولتی
تا وقتی حکومت دست خود را از زندگی مردم، از اقتصاد، فرهنگ، روابط اجتماعی، سبک زندگی و ... بیرون نکشد و با عناوین مختلفی همچون انقلابی گری، عدالت ورزی، هویت ایرانی اسلامی و غیره در زندگی شخصی و اجتماعی مردم دخالت کند، جامعه را در همه حوزه های اقتصادی، فرهنگی،…
گفتگو با اردشیر زاهدی؛ چرا آخرین سفیر شاه در واشنگتن، به ترامپ تاخته است؟ http://www.bbc.com/persian/44345890
BBC News فارسی
گفتگو با اردشیر زاهدی؛ چرا آخرین سفیر شاه در واشنگتن، به ترامپ تاخته است؟
علی همدانی گفتگویی کرده با اردشیر زاهدی، آخرین سفیر ایران در واشنگتن
عجایب فرنگ از زبان یک تبریزی در قرن ۸ هجری http://www.khabaronline.ir/detail/781234