Forwarded from نارگیل
از تفاله چای به عنوان کود برای تقویت گیاهان استفاده کنید
http://nargil.ir/nargil-paper.aspx?Id=322&cid=74354
http://nargil.ir/nargil-paper.aspx?Id=322&cid=74354
Forwarded from نارگیل
از کجا بفهمیم گیاه دچار کمبود کدام مواد مغذی خاک شده است؟
http://nargil.ir/nargil-paper.aspx?Id=323&cid=74532
http://nargil.ir/nargil-paper.aspx?Id=323&cid=74532
بررسی حقوقی دستور قضایی مسدودسازی تلگرام https://meidaan.com/archive/55329
میدان
بررسی حقوقی دستور قضایی مسدودسازی تلگرام
آقای بازپرس به استناد ماده 114 قانون آئین دادرسی کیفری این قرار را صادر کرده است . ماده 114 به این شرح است:
«ماده 114- جلوگیری از فعالیت تمام یا بخشی از امور خدماتی یا تولیدی از قبیل امور تجارتی، کشاورزی، فعالیت کارگاهها، کارخانهها و شرکتهای تجارتی و…
«ماده 114- جلوگیری از فعالیت تمام یا بخشی از امور خدماتی یا تولیدی از قبیل امور تجارتی، کشاورزی، فعالیت کارگاهها، کارخانهها و شرکتهای تجارتی و…
حسین باستانی: مستندات ادعاهای جاسوسی اخیر اسراییل از ایران در روزنامه دو ماه پیش سپاه چه می کند؟! http://www.enghelabe-eslami.com/component/content/article/19-didgagha/maghalat/28840-2018-05-03-08-33-37.html
Enghelabe-Eslami
حسین باستانی: مستندات ادعاهای جاسوسی اخیر اسراییل از ایران در روزنامه دو ماه پیش سپاه چه می کند؟!
منبع ،سحام نیوز:• بنیامین نتانیاهو ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ ادعاهایی را در مورد آنچه “مخفیکاری هسته ای ایران” مینامید مطرح کرد، که میگفت بر مبنای اطلاعات جاسوسی و دسترسی به اسناد جدید از داخل ایران هستند. او از جمله، از طرحی به نام “آماد” برای تولید سلاح هسته…
Forwarded from مقدمه (Amir Hashemi Moghaddam)
به بهانه زادروز گوگوش
امیر هاشمی مقدم
امروز 15 اردیبهشت، شصت و هشتمین زادروز بانو گوگوش (فائقه آتشین) است. این یادداشت را دو سال پیش و پس از بازگشتم از چند کشور آسیای میانه نوشتم. با وجودیکه نامی از گوگوش یا دیگر خوانندگان نیاورده بودم، هیچ رسانهای حاضر به انتشارش نشد. تنها یکی از خبرگزاریها دو ساعت آنرا نمایش داد و دوباره برداشت.
«خوانندگان لسآنجلسی»، بهطور کلی به خوانندگان ایرانیای گفته میشود که پس از انقلاب سال 1357 و دگرگونی در ارزشهای رسمی، از ایران گریخته و عموماً مقصد امریکا را برگزیدند. بخش عمدهای از این خوانندگان در لسآنجلس ساکن شدند و همین باعث شد تا امروزه هر خواننده خارجنشینی را بهطور کلی لسآنجلسی بنامند. این خوانندگان نه تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورهای فارسزبان و یا دارای اقلیت فارس هم دارای طرفدارانی پر و پا قرص هستند.
گوگوش، بانوی خواننده ایرانی در این میان جایگاه ویژهای دارد. تاجیکستانیها نه تنها ترانههای این خواننده، بلکه رویدادهای زندگانی وی را نیز با اشتیاق دنبال میکنند. تاجیکهای ازبکستان نیز دستکمی ندارند. رانندهمان در بخارا خاطرهاش از سفر به ایران در سال 1370، یافتن خانه گوگوش و چند دقیقه صحبت با او از پشت آیفون را با آب و تاب برایم تعریف میکرد.
این خواننده نه تنها در میان فارسزبانان، بلکه در بین غیرفارسزبانها هم شناختهشده و محبوب است. تا آنجا که اسلام کریموف، رئیسجمهور پیشین ازبکستان هم نام هنری دختر خود، «گلناره» را «گوگوشه» نهاد تا مانند گوگوش خواننده شود. همچنین در قطار سمرقند به تاشکند، در کنار بانویی روس-ازبک نشسته بودم که شنونده همیشگی ترانههای گوگوش بود و برخی ترانههای وی را نیز از بر میدانست.
بلوچها و ایرانیتباران ترکمنستان نیز شنونده همیشگی آهنگهای گوگوش هستند. رانندهمان در ترکمنستان کلا آهنگهای گوگوش گوش میداد و همراه با او، همخوانی میکرد. تاجیکهای قزاقستان و قرقیزستان را نیز باید به این لیست بیفزاییم.
به جز گوگوش، اندی، معین و آرش نیز در این سرزمینها از شهرت خوب و بهسزایی برخوردارند. وقتی با دو تن از دوستان انسانشناس به مرکز فولکلور شهر بخارا رفتیم، همین که فهمیدند ایرانی هستیم، آنچنان پافشاری کردند تا بالاخره ترانهای از معین خواندیم و از چنگشان در آمدیم. همچنین یاد و خاطره کنسرت اندی در بخارا، هنوز به نیکی در ذهن ساکنان این شهر باقی است. از همدانشگاهی قزاقم که هرگاه پیام میدهد، میدانم بیگمان دوباره معنای واژهای در ترانههای آرش را میخواهد بپرسد، میگذرم.
علاقمندی به این خوانندگان ایرانی تاثیرش را بر ترانههایی که خود خوانندگان تاجیک و ازبک میخوانند نشان میدهد. بسیاری از ترانههای خوانندگان این منطقه همچون فیروزه جمعهنیازوا، آزاده احدوا، زلیخا و... این را نشان میدهد. حتی برخی آهنگهایشان بر پایه ملودیهای بندری، کردی و... ساخته شده است.
بیگمان خوانندگان لسآنجلسی، یکی از مهمترین توانمندیها در نزدیکتر کردن مردمان کشورهای آسیای میانه، ایران و افغانستان هستند. تجمعات گسترده در شهرهای بزرگ افغانستان و روشن کردن شمع پس از مرگ مرتضی پاشایی، نمونهای دیگر است.
در واقع اگر ترکیه توانسته بهواسطه ترانههای استانبولی، علاقمندی به زبان ترکی را در بین کشورهای دیگر همچون ایران گسنرش دهد، این نقش را برای زبان فارسی، خوانندگان و ترانههای لسآنجلسی بازی میکنند.
جمهوری اسلامی گسترش زبان فارسی را قرار است از طریق رایزنیهای فرهنگی به انجام برساند. اما از آنجا که رایزنان فرهنگی از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزیده و معرفی میشوند، بنابراین بیش از زبان فارسی، گسترش ارزشهای دینی و مذهبی برایشان در اولویت قرار دارد. و دقیقاً همین عامل، پاشنه آشیل ایران در آسیای میانه است. چرا که پافشاری جمهوری اسلامی بر گسترش ارزشهای دینی در دیگر کشورها باعث فاصله بیشتر افتادن بین ایران با آنها شده که اکنون به دلیل ترس از نفوذ بنیادگرایی دینی در کشورهای سکولارشان، در پی محدود کردن هر چه بیشتر روابطشان با ایران هستند.
میتوان ادعا کرد که هنرمندان طردشده، عامل اصلي شناخته شدن و ترويج فرهنگ ايراني در جهان بيرونياند. همانگونه که نماینده سینمای ایران در دیگر کشورها، نه فیلمهای سفارشی، بلکه دقیقاً سينماي غيرحكومتي ايران است، در آسياي ميانه نیز، خوانندگان لسآنجلسي نماینده موسیقی ایرانی در کل، و زبان فارسی بهطور ویژه هستند. اين گروه هنرمندان نه تنها مورد حمايت نهادهاي فرهنگي جمهوري اسلامي نيستند، بلكه مورد بیمهری این نهادها نیز قرار ميگيرند. به همين دليل در نبود سياست فرهنگي موثر جمهوري اسلامي، بايد سپاسگزار هنرمندان تبعيد شده و حاشيهاي نسبت به فرهنگ رسمي بود.
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال تلگرامی «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
امیر هاشمی مقدم
امروز 15 اردیبهشت، شصت و هشتمین زادروز بانو گوگوش (فائقه آتشین) است. این یادداشت را دو سال پیش و پس از بازگشتم از چند کشور آسیای میانه نوشتم. با وجودیکه نامی از گوگوش یا دیگر خوانندگان نیاورده بودم، هیچ رسانهای حاضر به انتشارش نشد. تنها یکی از خبرگزاریها دو ساعت آنرا نمایش داد و دوباره برداشت.
«خوانندگان لسآنجلسی»، بهطور کلی به خوانندگان ایرانیای گفته میشود که پس از انقلاب سال 1357 و دگرگونی در ارزشهای رسمی، از ایران گریخته و عموماً مقصد امریکا را برگزیدند. بخش عمدهای از این خوانندگان در لسآنجلس ساکن شدند و همین باعث شد تا امروزه هر خواننده خارجنشینی را بهطور کلی لسآنجلسی بنامند. این خوانندگان نه تنها در ایران، بلکه در دیگر کشورهای فارسزبان و یا دارای اقلیت فارس هم دارای طرفدارانی پر و پا قرص هستند.
گوگوش، بانوی خواننده ایرانی در این میان جایگاه ویژهای دارد. تاجیکستانیها نه تنها ترانههای این خواننده، بلکه رویدادهای زندگانی وی را نیز با اشتیاق دنبال میکنند. تاجیکهای ازبکستان نیز دستکمی ندارند. رانندهمان در بخارا خاطرهاش از سفر به ایران در سال 1370، یافتن خانه گوگوش و چند دقیقه صحبت با او از پشت آیفون را با آب و تاب برایم تعریف میکرد.
این خواننده نه تنها در میان فارسزبانان، بلکه در بین غیرفارسزبانها هم شناختهشده و محبوب است. تا آنجا که اسلام کریموف، رئیسجمهور پیشین ازبکستان هم نام هنری دختر خود، «گلناره» را «گوگوشه» نهاد تا مانند گوگوش خواننده شود. همچنین در قطار سمرقند به تاشکند، در کنار بانویی روس-ازبک نشسته بودم که شنونده همیشگی ترانههای گوگوش بود و برخی ترانههای وی را نیز از بر میدانست.
بلوچها و ایرانیتباران ترکمنستان نیز شنونده همیشگی آهنگهای گوگوش هستند. رانندهمان در ترکمنستان کلا آهنگهای گوگوش گوش میداد و همراه با او، همخوانی میکرد. تاجیکهای قزاقستان و قرقیزستان را نیز باید به این لیست بیفزاییم.
به جز گوگوش، اندی، معین و آرش نیز در این سرزمینها از شهرت خوب و بهسزایی برخوردارند. وقتی با دو تن از دوستان انسانشناس به مرکز فولکلور شهر بخارا رفتیم، همین که فهمیدند ایرانی هستیم، آنچنان پافشاری کردند تا بالاخره ترانهای از معین خواندیم و از چنگشان در آمدیم. همچنین یاد و خاطره کنسرت اندی در بخارا، هنوز به نیکی در ذهن ساکنان این شهر باقی است. از همدانشگاهی قزاقم که هرگاه پیام میدهد، میدانم بیگمان دوباره معنای واژهای در ترانههای آرش را میخواهد بپرسد، میگذرم.
علاقمندی به این خوانندگان ایرانی تاثیرش را بر ترانههایی که خود خوانندگان تاجیک و ازبک میخوانند نشان میدهد. بسیاری از ترانههای خوانندگان این منطقه همچون فیروزه جمعهنیازوا، آزاده احدوا، زلیخا و... این را نشان میدهد. حتی برخی آهنگهایشان بر پایه ملودیهای بندری، کردی و... ساخته شده است.
بیگمان خوانندگان لسآنجلسی، یکی از مهمترین توانمندیها در نزدیکتر کردن مردمان کشورهای آسیای میانه، ایران و افغانستان هستند. تجمعات گسترده در شهرهای بزرگ افغانستان و روشن کردن شمع پس از مرگ مرتضی پاشایی، نمونهای دیگر است.
در واقع اگر ترکیه توانسته بهواسطه ترانههای استانبولی، علاقمندی به زبان ترکی را در بین کشورهای دیگر همچون ایران گسنرش دهد، این نقش را برای زبان فارسی، خوانندگان و ترانههای لسآنجلسی بازی میکنند.
جمهوری اسلامی گسترش زبان فارسی را قرار است از طریق رایزنیهای فرهنگی به انجام برساند. اما از آنجا که رایزنان فرهنگی از طریق سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزیده و معرفی میشوند، بنابراین بیش از زبان فارسی، گسترش ارزشهای دینی و مذهبی برایشان در اولویت قرار دارد. و دقیقاً همین عامل، پاشنه آشیل ایران در آسیای میانه است. چرا که پافشاری جمهوری اسلامی بر گسترش ارزشهای دینی در دیگر کشورها باعث فاصله بیشتر افتادن بین ایران با آنها شده که اکنون به دلیل ترس از نفوذ بنیادگرایی دینی در کشورهای سکولارشان، در پی محدود کردن هر چه بیشتر روابطشان با ایران هستند.
میتوان ادعا کرد که هنرمندان طردشده، عامل اصلي شناخته شدن و ترويج فرهنگ ايراني در جهان بيرونياند. همانگونه که نماینده سینمای ایران در دیگر کشورها، نه فیلمهای سفارشی، بلکه دقیقاً سينماي غيرحكومتي ايران است، در آسياي ميانه نیز، خوانندگان لسآنجلسي نماینده موسیقی ایرانی در کل، و زبان فارسی بهطور ویژه هستند. اين گروه هنرمندان نه تنها مورد حمايت نهادهاي فرهنگي جمهوري اسلامي نيستند، بلكه مورد بیمهری این نهادها نیز قرار ميگيرند. به همين دليل در نبود سياست فرهنگي موثر جمهوري اسلامي، بايد سپاسگزار هنرمندان تبعيد شده و حاشيهاي نسبت به فرهنگ رسمي بود.
«دیگر نوشتههای رسانهای مرا میتوانید در کانال تلگرامی «مقدمه» بخوانید)
https://t.me/moghaddames
Telegram
مقدمه
یادداشتهای رسانهای امیر هاشمی مقدم
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
در زمینه ایرانشناسی، انسانشناسی و گردشگری
ارتباط با نویسنده:
moghaddames@gmail.com
وبلاگ نویسنده:
moghaddames.blogfa.com
مُردیم از خوشی؛ از بَس که قهرمان شدیـــم! http://jvnts.ir/n10852
Juventus.iR - کانون هواداران یوونتوس در ایران
مُردیم از خوشی؛ از بَس که قهرمان شدیـــم!
ما به قله رسیدیم وقتی آنها هنوز از بودن در ارتفاع پایین خوشحال بودند. ما پرچم را بر بلندترین نقطه فوتبالی در ایتالیا برافراشتیم وقتی رقبا توانشان بیشتر از برگزاری پیکنیکی ساده در دامنه کوه نبود. ما جامها را یکی پس از دیگری بالا بردیم وقتی برای آنها جامی…
Forwarded from کانال رسمی محسن کدیور
کدیور_جفای_جمهوری_اسلامی_به_احمد.pdf
2.5 MB
#متن_کامل
جفای جمهوری اسلامی به #احمد_مفتی_زاده
متفکر نواندیش و مبارز #کرد #اهل_سنت
ویرایش سوم با اصلاحات و اضافات بسیار
@Mohsen_Kadivar_Official
جفای جمهوری اسلامی به #احمد_مفتی_زاده
متفکر نواندیش و مبارز #کرد #اهل_سنت
ویرایش سوم با اصلاحات و اضافات بسیار
@Mohsen_Kadivar_Official
Forwarded from کانال رسمی محسن کدیور
متن کامل رساله تاملی در #آیه_تطهیر
نوشته نعمت الله #صالحی_نجف_آبادی
۱۶ اردیبهشت دوازدهمین سالگرد درگذشت
نویسنده صاحب سبک تاریخ اسلام، قرآن پژوه، حدیث شناس و فقیه معاصر
@Mohsen_Kadivar_Official
نوشته نعمت الله #صالحی_نجف_آبادی
۱۶ اردیبهشت دوازدهمین سالگرد درگذشت
نویسنده صاحب سبک تاریخ اسلام، قرآن پژوه، حدیث شناس و فقیه معاصر
@Mohsen_Kadivar_Official
Forwarded from به سوى دموكراسى
ما نسل انقلاب اسلامی هستيم. يعنی افرادی كه كمتر از ۴۰ سال دارند، بعد از انقلاب اسلامی متولد شده و با سياستهای كشور طی چهل سال گذشته بزرگ شده اند.
در يک تحقيق ساده خواستيم بدانيم نماز خوانان، روزه بگيران، معتقدين و متدينين در كدام گروه سنی به نسبت جمعيت هم سنشان، بيشتر است؟
زير چهل سال يا بالای چهل سال؟
معلمان و اساتيد ما كه از نسل قبل و متولدين قبل از انقلاب بوده اند.
از مهد كودک گرفته تا دانشگاه و از وزارتخانه ها گرفته تا دهياری ها در مقابل درب ورودی آنها حجاب كنترل می شود و بنری كه پوشش اسلامی را نشان می دهد نصب شده است.
تعداد مساجد هم كه زياد شده است. حتی در تمام مدارس چاپ قرآن و مفاتيح هم كه از حد گذشته است. پاس كردن درس قران و معارف هم كه اجباریست
سفرهای زيارتی هم كه به تمام كارمندان هديه داده شده.
حوزه های علميه و كتاب های احكام و رساله و مصاحبه گزينشی و حجاب اجباری و نماز جمعه و ... هم كه خداييش دولت چيزی كم نگذاشته
اخلاق و تربيت اسلامی هم كه حجم بالايی از برنامه های صدا و سيما را اشغال كرده
ورود دختران به بسياری از مكانهای عمومی و ورزشی و دوچرخه سواری و ... هم كه با هدف دفاع از ارزش زن مسلمان ممنوع است
صدای اذان مساجد و عزاداری و ... كه تا هر درجه صدا و توان بلندگو آزاد است.
كتاب ها هم كه مميزی می شود و هر كتابی اجازه چاپ ندارد
@Democracyy
اصولاً سياستمداران و سياستگزاران فرهنگی هر راهكاری كه بنظرشان رسيده برای دفاع از اسلام انجام داده اند.
پس چرا بی عفتی، فساد، خيانت همسران، بی بند و باری، دين گريزی شدید و دين ستيزی مانند موريانه در ذهن و روح جوانان نسل انقلاب ريشه دوانيده و شاهد اينهمه اختلاس و دزدی و بي تعهدی سازمانی و فردی و نارضايتی و خشونت هستيم؟
جواب را بايد در فلسفه ابوعلی سينا جستجو كرد:
هر چيزی كمش داروست
متوسطش غذاست
زيادش سمّ
چيزی كه زياد به خوردمان دادند، مردم زده شدند و دارند بالا می آورند و
آنطرف مساله هم:
الانسانُ حَريصٌ علی ما مُنِع
انسان نسبت به چيزهايی كه منع شود حريصانه و مخفيانه آنهم زياد و عقده ای مانند،درفتار میکند
زياده روی سياستمداران و متوليان فرهنگی برای خودشيرينی آفتی شده كه مانند ويروس عمل كرده و ميزبان از آن استقبال می كند.
هنوز هم مديران ادارات كارمندان بله قربان گو را بيشتر دوست دارند، آنوقت ما به گره گشايی آنان دل خوش كرده ايم
آنطرف قضيه هم كارمندان به رفتارهای ضد مدیرعاملی حريص شده اند.
جوانان به رفتارهای نابهنجار و مردم به رفتارهای لذت بخش! ديگر هيچ چیز برایشان مهم نيست!
خب نتیجه ی سوال بالا هم پس مشخصه
تعداد نماز خوان ها در دوره های بالای 40 سال خیلی بیشتر بود.
دكتر فاطمه محمدی
#کانال_دموکراسی👇🏻
https://telegram.me/joinchat/Bwq_LTupxDj6P69b2UqDVg
در يک تحقيق ساده خواستيم بدانيم نماز خوانان، روزه بگيران، معتقدين و متدينين در كدام گروه سنی به نسبت جمعيت هم سنشان، بيشتر است؟
زير چهل سال يا بالای چهل سال؟
معلمان و اساتيد ما كه از نسل قبل و متولدين قبل از انقلاب بوده اند.
از مهد كودک گرفته تا دانشگاه و از وزارتخانه ها گرفته تا دهياری ها در مقابل درب ورودی آنها حجاب كنترل می شود و بنری كه پوشش اسلامی را نشان می دهد نصب شده است.
تعداد مساجد هم كه زياد شده است. حتی در تمام مدارس چاپ قرآن و مفاتيح هم كه از حد گذشته است. پاس كردن درس قران و معارف هم كه اجباریست
سفرهای زيارتی هم كه به تمام كارمندان هديه داده شده.
حوزه های علميه و كتاب های احكام و رساله و مصاحبه گزينشی و حجاب اجباری و نماز جمعه و ... هم كه خداييش دولت چيزی كم نگذاشته
اخلاق و تربيت اسلامی هم كه حجم بالايی از برنامه های صدا و سيما را اشغال كرده
ورود دختران به بسياری از مكانهای عمومی و ورزشی و دوچرخه سواری و ... هم كه با هدف دفاع از ارزش زن مسلمان ممنوع است
صدای اذان مساجد و عزاداری و ... كه تا هر درجه صدا و توان بلندگو آزاد است.
كتاب ها هم كه مميزی می شود و هر كتابی اجازه چاپ ندارد
@Democracyy
اصولاً سياستمداران و سياستگزاران فرهنگی هر راهكاری كه بنظرشان رسيده برای دفاع از اسلام انجام داده اند.
پس چرا بی عفتی، فساد، خيانت همسران، بی بند و باری، دين گريزی شدید و دين ستيزی مانند موريانه در ذهن و روح جوانان نسل انقلاب ريشه دوانيده و شاهد اينهمه اختلاس و دزدی و بي تعهدی سازمانی و فردی و نارضايتی و خشونت هستيم؟
جواب را بايد در فلسفه ابوعلی سينا جستجو كرد:
هر چيزی كمش داروست
متوسطش غذاست
زيادش سمّ
چيزی كه زياد به خوردمان دادند، مردم زده شدند و دارند بالا می آورند و
آنطرف مساله هم:
الانسانُ حَريصٌ علی ما مُنِع
انسان نسبت به چيزهايی كه منع شود حريصانه و مخفيانه آنهم زياد و عقده ای مانند،درفتار میکند
زياده روی سياستمداران و متوليان فرهنگی برای خودشيرينی آفتی شده كه مانند ويروس عمل كرده و ميزبان از آن استقبال می كند.
هنوز هم مديران ادارات كارمندان بله قربان گو را بيشتر دوست دارند، آنوقت ما به گره گشايی آنان دل خوش كرده ايم
آنطرف قضيه هم كارمندان به رفتارهای ضد مدیرعاملی حريص شده اند.
جوانان به رفتارهای نابهنجار و مردم به رفتارهای لذت بخش! ديگر هيچ چیز برایشان مهم نيست!
خب نتیجه ی سوال بالا هم پس مشخصه
تعداد نماز خوان ها در دوره های بالای 40 سال خیلی بیشتر بود.
دكتر فاطمه محمدی
#کانال_دموکراسی👇🏻
https://telegram.me/joinchat/Bwq_LTupxDj6P69b2UqDVg
Shaghayegh, USA
Arash Thr
قسمت هجده، با حضور شقایق از آمریکا
@radioDaal
@radioDaal
ماجرای «اسلحه به دست گرفتن من» و بیاخلاقی «ایرانوایر» http://www.zibakalam.com/news/2351
احمدینژاد: مذاکرات سال ٩١ با آمریکا در عمان را مضر میدانستم http://www.bbc.com/persian/iran-44084654
BBC News فارسی
احمدینژاد: مذاکرات سال ٩١ با آمریکا در عمان را مضر میدانستم
محمود احمدینژاد میگوید مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا را که سال ١٣٩١ در عمان انجام شد در همان مقطع مضر میدانسته و در جلسهای با "مقامات ارشد کشور" خواهان مهلتی شش ماهه شده تا "مذاکره در شرایط برابر انجام گیرد."
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
حالا زمان برجام داخلی است.
#A 174
https://t.me/divanesara/693
آرمان امیری @ArmanParian -منتقدان برجام میگویند حرف ما اثبات شد؛ آمریکا قابل اعتماد نبود؛ از اولش هم اشتباه کردیم. اما پاسخاش چیست؟ آیا حق با مخالفان برجام است؟ پاسخ من به این پرسش، اعتراض به ناتمامی کارنامه دو رییسجمهوری است که اتفاقا سبقه یا پلاکارد اصلاحطلبی داشتند. ما دو فرصت تاریخی و بزرگ را نابود کردیم و بعدش که همه چیز از دست رفت و فرصت به پایان رسید، دیدیم که اندک دستاوردهایمان برای حفظ همان موقعیت قبلی هم کفاف نمیدهد.
نخستین مورد تاریخی، مواجهه خاتمی با دولت دموکرات کلینتون بود. نشانههای بسیار مثبتی از هر دو طرف بروز یافت. پیامها کاملا واضح بود و انتظار میرفت با انجام یک ملاقات مستقیم یخ بیست ساله اختلافات آب شود. اما در نهایت، زمانی که کلینتون در راهروهای سازمان ملل به دنبال خاتمی میگشت، سیدخندان ترجیح داد در دستشویی پنهان شود. اختلافات داخلی و فشار هستههای اقتدارگرای حکومت به او اجازه حل و فصل کامل مشکلات با آمریکا را نمیداد.
خاتمی نتوانست روابط ایران و آمریکا را عادی کند و فرصت استثنایی مواجهه با دولت کلینتون و دموکراتها را از دست داد. فرصتی که خیلی زود جای خودش را به تهدیدهای جرج بوش و ماجرای معروف محور شرارت داد. ظرف چند سال از کشوری که میرفت روابطش را با آمریکا از سر گیرد به کشوری بدل شدیم که سایه جنگ سرتاسرش را فرا گرفت. پس به ناچار در یک نرمش قهرمانانه اما پنهان، با حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق همکاری کردیم تا حداقل جلوی حمله به خودمان را بگیریم.
تاریخنویسان منتقد اصلاحات روایت را چگونه ثبت کردند؟ آمریکا قابل اعتماد نبود. اصلاحات روی خوش نشان داد اما تو دهنی خورد. آنها نگفتند اصلاحات، محبوس در دستشویی، نمیتوانست یک قدم فراتر بردارد و دستاوردی عینی در حل معضل تخاصم کسب کند. سالها بعد حسن روحانی با فرصت استثنایی اما دیررس دیگری مواجه شد. نظام قبل از روحانی، فرصت تاریخی حضور اوباما در کاخ سفید را معطل نگه داشته بود. مذاکره کنندگان ما ترجیح میدادند پاهای مصنوعیشان را در مذاکرات به نمایش بگذارند و برای تیم غربی نوحههای جنگی بخوانند.
روحانی که از راه رسید، فرصت را غنیمت شمرد و برجام را به نتیجه رساند. البته باز هم «نرمش قهرمانانه» به او مدد رساند و دست او را تا این مرحله باز گذاشت. ولی این بار هم که نرمش قهرمانانه تا سطح ملاقات وزرای خارجه کوتاه آمد، خط و نشانهای قاطع، مانع ملاقات مستقیم رییسجمهور شد. سفارتخانهها باز نشد. شعارهای «مرگ بر آمریکا» متوقف نشد و همه چیز در سطح برجام باقی ماند.
روحانی به درستی از ضرورت تکمیل برجام با برجامهای دوم و سوم، یا همان برجامهای منطقهای سخن گفت، اما باز هم نهیبی از راه رسید که راه رفته، اتمام نیابد. باز هم اصلاحطلبان ما یک فرصت تاریخی پیدا کردند که مشکلات با آمریکا را به صورت ریشهای حل و فصل کنند اما فشار داخل، و شاید ترسخوردگی و کمبود شهامت آنها را به دستاوردهای اندکشان محدود ساخت تا اینکه دوباره فرصت از دست رفت.
ترامپ امشب نشان داد که ما باز هم چنان به عقب پرتاب شدهایم، انگار سر سوزنی از فرصت دولت اوباما بهره نبردهایم. تاریخ این کشور سرشار است از شکستهایی که به ناروا از خارج به ما تحمیل شده. مثالها فراوانند: جنگهای ایران و روس، ترکمنچای و گلستان، اشغال کشور در جنگهای جهانی اول و دوم، کودتای ۲۸ مرداد و حتی جنگ هشت ساله با عراق. تاریخنویسی ما کمتر بر فرصتهای استثنایی که با کوتهبینی از دست رفتهاند اصرار میکند. آیا پیش از هر یک از این شکستها، یک فرصت استثنایی را از دست نداده بودیم؟
نسخه «دلواپسان شادمان» را در مجلس دیدهایم: آتش زدن پرچم و پایکوبی بر سر مسیری که حتما به تحریم، قحطی، تورم و نابودی اقتصاد منجر میشود. آن هم در زمانه متزلزلی که هنوز خاطره اعتراضات دی ماه فراموش نشده و دلار پیش از این هم از مرزهای ۶ و ۷ هزار تومان فراتر رفته. تردیدی نیست که حتی اگر «لیبی شدن» در پیش نباشد، خطر «ونزوئلا شدن» از آنچه میبینیم به ما نزدیکتر است. پاسخ در چنین شرایطی تنها و تنها یک برجام داخلی است.
نمیشود همواره در مقابل خارجی دم از اتحاد و انسجام زد و همچنان ماشین سرکوب و خفقان را بیمهابا راند. طبقه متوسط ایران نجابت و گذشت خود را در بازگشت به انتخابات ۹۲ و تداومش تا ۹۶ نشان داده و اثبات کرده اما حاکمیت نه تنها اقبالی بروز نداده، بلکه هنوز بر طبل سرکوب و نابودی امید میکوبد. اگر حاکمان بار دیگر همدلی و همراهی طبقه متوسط را میخواهند، باید از بازسازی فضای داخلی شروع کنند. از رفع حصر، از توقف خشونتها، از پذیرش سبک زندگی متفاوت مردم و از مشارکت آزاد شهروندان در اداره سرنوشت خویش.
آنگاه، شاید بتوانیم مدعی یک ملت متحد شویم که از پس تهدیدات خارجی بر میآید.
#A 174
https://t.me/divanesara/693
آرمان امیری @ArmanParian -منتقدان برجام میگویند حرف ما اثبات شد؛ آمریکا قابل اعتماد نبود؛ از اولش هم اشتباه کردیم. اما پاسخاش چیست؟ آیا حق با مخالفان برجام است؟ پاسخ من به این پرسش، اعتراض به ناتمامی کارنامه دو رییسجمهوری است که اتفاقا سبقه یا پلاکارد اصلاحطلبی داشتند. ما دو فرصت تاریخی و بزرگ را نابود کردیم و بعدش که همه چیز از دست رفت و فرصت به پایان رسید، دیدیم که اندک دستاوردهایمان برای حفظ همان موقعیت قبلی هم کفاف نمیدهد.
نخستین مورد تاریخی، مواجهه خاتمی با دولت دموکرات کلینتون بود. نشانههای بسیار مثبتی از هر دو طرف بروز یافت. پیامها کاملا واضح بود و انتظار میرفت با انجام یک ملاقات مستقیم یخ بیست ساله اختلافات آب شود. اما در نهایت، زمانی که کلینتون در راهروهای سازمان ملل به دنبال خاتمی میگشت، سیدخندان ترجیح داد در دستشویی پنهان شود. اختلافات داخلی و فشار هستههای اقتدارگرای حکومت به او اجازه حل و فصل کامل مشکلات با آمریکا را نمیداد.
خاتمی نتوانست روابط ایران و آمریکا را عادی کند و فرصت استثنایی مواجهه با دولت کلینتون و دموکراتها را از دست داد. فرصتی که خیلی زود جای خودش را به تهدیدهای جرج بوش و ماجرای معروف محور شرارت داد. ظرف چند سال از کشوری که میرفت روابطش را با آمریکا از سر گیرد به کشوری بدل شدیم که سایه جنگ سرتاسرش را فرا گرفت. پس به ناچار در یک نرمش قهرمانانه اما پنهان، با حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق همکاری کردیم تا حداقل جلوی حمله به خودمان را بگیریم.
تاریخنویسان منتقد اصلاحات روایت را چگونه ثبت کردند؟ آمریکا قابل اعتماد نبود. اصلاحات روی خوش نشان داد اما تو دهنی خورد. آنها نگفتند اصلاحات، محبوس در دستشویی، نمیتوانست یک قدم فراتر بردارد و دستاوردی عینی در حل معضل تخاصم کسب کند. سالها بعد حسن روحانی با فرصت استثنایی اما دیررس دیگری مواجه شد. نظام قبل از روحانی، فرصت تاریخی حضور اوباما در کاخ سفید را معطل نگه داشته بود. مذاکره کنندگان ما ترجیح میدادند پاهای مصنوعیشان را در مذاکرات به نمایش بگذارند و برای تیم غربی نوحههای جنگی بخوانند.
روحانی که از راه رسید، فرصت را غنیمت شمرد و برجام را به نتیجه رساند. البته باز هم «نرمش قهرمانانه» به او مدد رساند و دست او را تا این مرحله باز گذاشت. ولی این بار هم که نرمش قهرمانانه تا سطح ملاقات وزرای خارجه کوتاه آمد، خط و نشانهای قاطع، مانع ملاقات مستقیم رییسجمهور شد. سفارتخانهها باز نشد. شعارهای «مرگ بر آمریکا» متوقف نشد و همه چیز در سطح برجام باقی ماند.
روحانی به درستی از ضرورت تکمیل برجام با برجامهای دوم و سوم، یا همان برجامهای منطقهای سخن گفت، اما باز هم نهیبی از راه رسید که راه رفته، اتمام نیابد. باز هم اصلاحطلبان ما یک فرصت تاریخی پیدا کردند که مشکلات با آمریکا را به صورت ریشهای حل و فصل کنند اما فشار داخل، و شاید ترسخوردگی و کمبود شهامت آنها را به دستاوردهای اندکشان محدود ساخت تا اینکه دوباره فرصت از دست رفت.
ترامپ امشب نشان داد که ما باز هم چنان به عقب پرتاب شدهایم، انگار سر سوزنی از فرصت دولت اوباما بهره نبردهایم. تاریخ این کشور سرشار است از شکستهایی که به ناروا از خارج به ما تحمیل شده. مثالها فراوانند: جنگهای ایران و روس، ترکمنچای و گلستان، اشغال کشور در جنگهای جهانی اول و دوم، کودتای ۲۸ مرداد و حتی جنگ هشت ساله با عراق. تاریخنویسی ما کمتر بر فرصتهای استثنایی که با کوتهبینی از دست رفتهاند اصرار میکند. آیا پیش از هر یک از این شکستها، یک فرصت استثنایی را از دست نداده بودیم؟
نسخه «دلواپسان شادمان» را در مجلس دیدهایم: آتش زدن پرچم و پایکوبی بر سر مسیری که حتما به تحریم، قحطی، تورم و نابودی اقتصاد منجر میشود. آن هم در زمانه متزلزلی که هنوز خاطره اعتراضات دی ماه فراموش نشده و دلار پیش از این هم از مرزهای ۶ و ۷ هزار تومان فراتر رفته. تردیدی نیست که حتی اگر «لیبی شدن» در پیش نباشد، خطر «ونزوئلا شدن» از آنچه میبینیم به ما نزدیکتر است. پاسخ در چنین شرایطی تنها و تنها یک برجام داخلی است.
نمیشود همواره در مقابل خارجی دم از اتحاد و انسجام زد و همچنان ماشین سرکوب و خفقان را بیمهابا راند. طبقه متوسط ایران نجابت و گذشت خود را در بازگشت به انتخابات ۹۲ و تداومش تا ۹۶ نشان داده و اثبات کرده اما حاکمیت نه تنها اقبالی بروز نداده، بلکه هنوز بر طبل سرکوب و نابودی امید میکوبد. اگر حاکمان بار دیگر همدلی و همراهی طبقه متوسط را میخواهند، باید از بازسازی فضای داخلی شروع کنند. از رفع حصر، از توقف خشونتها، از پذیرش سبک زندگی متفاوت مردم و از مشارکت آزاد شهروندان در اداره سرنوشت خویش.
آنگاه، شاید بتوانیم مدعی یک ملت متحد شویم که از پس تهدیدات خارجی بر میآید.
Telegram
مجمع دیوانگان
حالا زمان برجام داخلی است.
#A 174
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#A 174
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
نقد اصلاحات
مجمع دیوانگان
فایل دومین جلسه سخنرانی «نقد کارنامه ۲۰ساله اصلاحات» در دانشگاه تهران
موضوع این جلسه: نقد و بازبینی شعار «قانونگرایی»
کانال «مجمع دیوانگان»
موضوع این جلسه: نقد و بازبینی شعار «قانونگرایی»
کانال «مجمع دیوانگان»
نه خیلی سفید؛ نه خیلی ساده| ای برادر صورت زیبا بیار! http://f-f.ir/%D9%86%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%9B-%D9%86%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%88%D8%B1/
فرهنگستان فوتبال
نه خیلی سفید؛ نه خیلی ساده| ای برادر صورت زیبا بیار!
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست؛ فدراسیون فوتبال میتواند بیانیه بعدیاش در مورد لباس تیم ملی را با این مصرع از سعدی شروع کند و در ادامه منتقدان را به معنویات ارجاع دهد که: ای برادر سیرت زیبا بیار!
Forwarded from شین ☔️🖤 via @ProCommentBot
🔘 زنجیرکردن راهشان بود
خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن برخی تحریمها، همه کسانی را که برای زمین خوردن برجام، گو به نیتهای مختلف و متنافر، تلاش کرده بودند، خوشحال کرد؛ از نتانیاهو تا حسین شریعتمداری و از بنسلمان تا آنهایی که به قول رییسجمهوری: «روی موشک شعار نوشتند و شهر زیرزمینی نشان دادند که برجام را به هم بزنند»، از تروریستهای منافق تا آنهایی که شیشههایشان را برای پر کردن از خون مردم، آراستهاند و ثروت بادآورده را به انتظار نشسته. سوی تلخ ماجرا این است که چوب این نزاع را مردمی خواهند خورد که نابسامانی اوضاع اقتصادی، ارزش داراییهایشان را مدام بر باد داده و حیات و مماتشان گره خورده به موجودی قفسه داروخانهها بدون آنکه بتوانند به صراحت و بدوننیاز به شجاعتورزی، نقد و مخالفت خود را ابراز کنند. سوی بد ماجرا این است که مردم ایران تبدیل شدهاند به مردمانی که به گمان «اهل قدرت و مصلحت»، راه تربیتشان، فقط زنجیرکردنشان است؛ با اسمهای مختلف؛ از فیلترینگ تا تحریمهای اقتصادی (و البته وقیح و بیحیا، کسانی که هم بانی و عامل این زنجیرکردنهایند هم از رشید و متمدن بودن همین مردم حرف میزنند). روی خوش ماجرا، اما این است که ایران برعهدی که بسته بود، ماند. غیر از اسراییل و سعودیها و امارات متحده و سازمان منافقین و هموطنان ابلهی که راه نجات مردم ایران را، زنجیر و عصبانی و ناامیدکردنشان میدانند، کسی از اقدام ترامپ پشتیبانی نکرده است. این درست بر خلاف ماههای پایانی جنگ با عراق و روزگار تحریمهای دوران احمدینژادی است که همه دنیا برای محاصره و فشار علیه ایران، همرأی شده بودند.
ما همچنان از «اقتصاد» میخوریم و تا وقتی چنین چشماسفندیاری داریم، شوق نجات منطقه و جهان از شر ستم، شوقی اگر نگوییم «بدحاصل»، که «بیحاصل» خواهد بود. «امنیت» تنها نترکیدن بمب و نشنیدن صدای تیراندازی در خیابانها نیست، یک بمبساعتی زیر پوست شهر هست که اوضاع نامساعد بانکها تا تورم و گرانی، حتی قطعی برق و آب میتواند آن را سریعتر منفجر کند. راه نجات، «اتحادی»ست که باید نظام برای رفع ابرچالشهای اقتصادی، بر صاحبان گلوگاههای اقتصادی کشور، تحمیل کند، حفظ و واقعی کردن «آرامش»ی است که روحانی در سخنرانی دیشباش بروز داد و زنده نگاهداشتن «امید»یست که بذر هویت ماست.
🔶 @mmoeeni1
خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن برخی تحریمها، همه کسانی را که برای زمین خوردن برجام، گو به نیتهای مختلف و متنافر، تلاش کرده بودند، خوشحال کرد؛ از نتانیاهو تا حسین شریعتمداری و از بنسلمان تا آنهایی که به قول رییسجمهوری: «روی موشک شعار نوشتند و شهر زیرزمینی نشان دادند که برجام را به هم بزنند»، از تروریستهای منافق تا آنهایی که شیشههایشان را برای پر کردن از خون مردم، آراستهاند و ثروت بادآورده را به انتظار نشسته. سوی تلخ ماجرا این است که چوب این نزاع را مردمی خواهند خورد که نابسامانی اوضاع اقتصادی، ارزش داراییهایشان را مدام بر باد داده و حیات و مماتشان گره خورده به موجودی قفسه داروخانهها بدون آنکه بتوانند به صراحت و بدوننیاز به شجاعتورزی، نقد و مخالفت خود را ابراز کنند. سوی بد ماجرا این است که مردم ایران تبدیل شدهاند به مردمانی که به گمان «اهل قدرت و مصلحت»، راه تربیتشان، فقط زنجیرکردنشان است؛ با اسمهای مختلف؛ از فیلترینگ تا تحریمهای اقتصادی (و البته وقیح و بیحیا، کسانی که هم بانی و عامل این زنجیرکردنهایند هم از رشید و متمدن بودن همین مردم حرف میزنند). روی خوش ماجرا، اما این است که ایران برعهدی که بسته بود، ماند. غیر از اسراییل و سعودیها و امارات متحده و سازمان منافقین و هموطنان ابلهی که راه نجات مردم ایران را، زنجیر و عصبانی و ناامیدکردنشان میدانند، کسی از اقدام ترامپ پشتیبانی نکرده است. این درست بر خلاف ماههای پایانی جنگ با عراق و روزگار تحریمهای دوران احمدینژادی است که همه دنیا برای محاصره و فشار علیه ایران، همرأی شده بودند.
ما همچنان از «اقتصاد» میخوریم و تا وقتی چنین چشماسفندیاری داریم، شوق نجات منطقه و جهان از شر ستم، شوقی اگر نگوییم «بدحاصل»، که «بیحاصل» خواهد بود. «امنیت» تنها نترکیدن بمب و نشنیدن صدای تیراندازی در خیابانها نیست، یک بمبساعتی زیر پوست شهر هست که اوضاع نامساعد بانکها تا تورم و گرانی، حتی قطعی برق و آب میتواند آن را سریعتر منفجر کند. راه نجات، «اتحادی»ست که باید نظام برای رفع ابرچالشهای اقتصادی، بر صاحبان گلوگاههای اقتصادی کشور، تحمیل کند، حفظ و واقعی کردن «آرامش»ی است که روحانی در سخنرانی دیشباش بروز داد و زنده نگاهداشتن «امید»یست که بذر هویت ماست.
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from شین ☔️🖤 via @ProCommentBot
✅ «زیرزمین»
فیلم سینمایی «زیرزمین»، اثر اِمیر کاستاریکا، یک فیلم سورئال است؛ دیدناش برای همه کسانی که «جنگ» و «دشمن»، مسئله آنهاست، ضروریست!
داستان در یوگسلاوی رخ میدهد؛ از چندی مانده به جنگجهانیدوم شروع میشود و تا جنگ داخلی یوگسلاوی و فروپاشی آن در بیست سال قبل ادامه پیدا میکند. دو رفیق عضو حزب کمونیست میشوند ... جنگجهانیدوم شروع میشود ... یکی از این دو، آن دیگری و همه آشناهایش را برای دورکردن از شر نازیها در زیرزمین خانهاش پناه میدهد ولی داستان وقتی «عالی» میشود که تا بیست سال بعد از پایان جنگ هم، اجازه نمیدهد کسی از آن «زیرزمین» بیرون بیایند، برایشان فیلمهای آرشیوی جنگ را نشان میدهد، مارش حملههوایی پخش میکند، غذای سگ بهشان میدهد؛ «چون که جنگ است»، مبادا که بدانند جنگ تمام شده، مبادا وجود دشمن را فراموش کنند، مبادا دیگر تفنگ نسازند که او نتواند بفروشد! آنها حتی یک تانک در همان زیرزمین میسازند، یک نفر را در زیرزمین اجیر خودش کرده تا حواسش به تنها ساعت زیرزمین باشد؛ او هر روز، شش ساعت، ساعت را عقب میکشد ... همزمان خود آن رفیق، هم معشوق رفیقاش را تصاحب و هم مراتب عالی دولتی را طی میکند و از رفقای نزدیک «تیتو»، رییسجمهوری یوگسلاوی، میشود، برای آن دیگری بنای یادبود میسازد، برایش شعر میسراید، فیلمسینمایی از قهرمانی خودش در جنگ میسازد ... این فیلم پر از استعاره است، پر از نشانه. دیدنی است، حتما ببینید این درام – کمدی را.
منتقدی نوشته بود: «فیلم «زیرزمین» تصویری از نگاه سرشار از خشم كاستاریكا در مقابله با دروغ، و مملو از نفرت او به خوشباوریست كه با توسل به تخیل فراوان توانسته به زیبایی آنرا به تصویر بكشد. «زیرزمین»، در واقع با شور و قدرت غریبی روح آزرده و ملتهب كاستاریكا را در قالب افكار بدیع و نكته بینانهاش منعكس می كند. این فیلم بار دیگر كاستاریكا را به اوج رساند بهطوریكه اكثر منتقدان فیلم او را یكی از درخشانترین آثار سینمایی دهه 90 نامیدند و همچنین باعث شد تا نام اِمیر كاستاریكا به فهرست انگشتشماری از كارگردانان، كه دو بار موفق به دریافت نخل طلای كن شده اند، اضافه شود.»
📷 https://goo.gl/wZRykR | پوستر فیلم
🔶 @mmoeeni1
فیلم سینمایی «زیرزمین»، اثر اِمیر کاستاریکا، یک فیلم سورئال است؛ دیدناش برای همه کسانی که «جنگ» و «دشمن»، مسئله آنهاست، ضروریست!
داستان در یوگسلاوی رخ میدهد؛ از چندی مانده به جنگجهانیدوم شروع میشود و تا جنگ داخلی یوگسلاوی و فروپاشی آن در بیست سال قبل ادامه پیدا میکند. دو رفیق عضو حزب کمونیست میشوند ... جنگجهانیدوم شروع میشود ... یکی از این دو، آن دیگری و همه آشناهایش را برای دورکردن از شر نازیها در زیرزمین خانهاش پناه میدهد ولی داستان وقتی «عالی» میشود که تا بیست سال بعد از پایان جنگ هم، اجازه نمیدهد کسی از آن «زیرزمین» بیرون بیایند، برایشان فیلمهای آرشیوی جنگ را نشان میدهد، مارش حملههوایی پخش میکند، غذای سگ بهشان میدهد؛ «چون که جنگ است»، مبادا که بدانند جنگ تمام شده، مبادا وجود دشمن را فراموش کنند، مبادا دیگر تفنگ نسازند که او نتواند بفروشد! آنها حتی یک تانک در همان زیرزمین میسازند، یک نفر را در زیرزمین اجیر خودش کرده تا حواسش به تنها ساعت زیرزمین باشد؛ او هر روز، شش ساعت، ساعت را عقب میکشد ... همزمان خود آن رفیق، هم معشوق رفیقاش را تصاحب و هم مراتب عالی دولتی را طی میکند و از رفقای نزدیک «تیتو»، رییسجمهوری یوگسلاوی، میشود، برای آن دیگری بنای یادبود میسازد، برایش شعر میسراید، فیلمسینمایی از قهرمانی خودش در جنگ میسازد ... این فیلم پر از استعاره است، پر از نشانه. دیدنی است، حتما ببینید این درام – کمدی را.
منتقدی نوشته بود: «فیلم «زیرزمین» تصویری از نگاه سرشار از خشم كاستاریكا در مقابله با دروغ، و مملو از نفرت او به خوشباوریست كه با توسل به تخیل فراوان توانسته به زیبایی آنرا به تصویر بكشد. «زیرزمین»، در واقع با شور و قدرت غریبی روح آزرده و ملتهب كاستاریكا را در قالب افكار بدیع و نكته بینانهاش منعكس می كند. این فیلم بار دیگر كاستاریكا را به اوج رساند بهطوریكه اكثر منتقدان فیلم او را یكی از درخشانترین آثار سینمایی دهه 90 نامیدند و همچنین باعث شد تا نام اِمیر كاستاریكا به فهرست انگشتشماری از كارگردانان، كه دو بار موفق به دریافت نخل طلای كن شده اند، اضافه شود.»
📷 https://goo.gl/wZRykR | پوستر فیلم
🔶 @mmoeeni1
Forwarded from بورژوا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هراس از پیشرفت تکنولوژی
آیا با پیشرفت تکنولوژی در آینده نزدیک بسیاری از مشاغل از بین خواهد رفت؟ بله! آیا باید نگران باشیم؟
بیایید نگاهی داشته باشیم به سابقه پیشرفت و از بین رفتن مشاغل.
آیا با پیشرفت تکنولوژی در آینده نزدیک بسیاری از مشاغل از بین خواهد رفت؟ بله! آیا باید نگران باشیم؟
بیایید نگاهی داشته باشیم به سابقه پیشرفت و از بین رفتن مشاغل.
Forwarded from بورژوا
بهخصوص پس از نامگذاری امسال بعنوان سال حمایت از کالای ایرانی عدهای آیه یاس خوانده بودند که ما در تولیدِ محصول خاصی از بقیه دنیا بهتر نیستیم چون از نظر فناوری واردکننده هستیم و از این قبیل تحلیلها. عدهای این تحلیل نادرست را جلوتر برده و گفتهاند که باید بگردیم و پیدا کنیم که در چه حوزههایی چه مزیتهایی داریم و آن وقت مردم را به سمت تولید آن هدایت کنیم. نتیجه نهایی اکثر این تحلیلهای نادرست این بود که چارهای نداریم جز بستن درهای کشور و ایجاد انحصار برای اجبار مردم به مصرف کالای انحصاری داخلی، ولو بیکیفیت یا گرانقیمت. برخی از افرادی که این قبیل نسخهها را میپیچند در زمره اقتصاددانان و مدرسان کشور هستند. این موضوع نشان میدهد سختفهمی معروفِ مفهوم مزیت نسبی افسانه نیست و حقیقت دارد.
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/m01/&rhash=e210c4be13c5d5
https://t.me/iv?url=https://bourgeois.ir/m01/&rhash=e210c4be13c5d5