Forwarded from مجمع دیوانگان (آرمان امیری)
آخرین سنگر برای پستفطرتها!
#A 162
https://t.me/divanesara/645
آرمان امیری @ArmanParian - «مرلین دیتریش»، برای بسیاری از ایرانیان نامی آشنا است. هنرپیشه و خواننده سرشناس آلمانی، حداقل به یمن دیالوگی از سریال «داییجان ناپلئون» به جایی از خاطرات ما سنجاق شده است: «محروم آقای بزرگ با مارلین دیتریش آبگوشت بزباش می خورند». دیتریش، هنرمندی ضدنازی بود. او در سالهای قدرت گرفتن هیتلر، به مانند بسیاری از دیگر هنرمندان ضدفاشیست آلمانی مجبور به ترک وطن شد و تا پایان سقوط نازیها علیه ماشین جنایت نازیسم فعالیت کرد. پس از سقوط هیتلر، دیتریش هم به کشورش بازگشت و مورد استقبال شهردار سوسیالدموکرات برلین قرار گرفت؛ اما در همان حال که «ویلی براندت» (برنده جایزه صلح نوبل) مشغول استقبال از او بود، گروهی از افراطیها هم جمع شدند تا با شعارهایشان او را «وطنفروش خائن» بخوانند.
دیتریش، نخستین هنرمندی نبود که به دلیل اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت کشورش به «وطنفروشی» متهم میشد. فهرست هنرمندان «وطنفروش» بسیار بلندبالا است؛ از هموطن سرشناس او، «برتولت برشت» گرفته، تا انبوهی از برجستهترین هنرمندان تاریخ روسیه در دوران استالین: آنا آخماتوا، بوریس پاسترناک و حتی مایاکوفسکی بزرگ که حضور و فعالیتاش در جبهههای جنگ هم باعث نشد تا با کوچکترین انتقاد از هیات حاکمه به «وطنفروشی» متهم نشود.
دایره این نوع خاص از «وطن فروشها» به هنرمندان محدود نبوده است. «محمدعلی کلی»، دیگر نام آشنا برای ایرانیان است که در زمره وطنفروشهای زمان خودش قرار گرفت. زمانی که دولتمردان آمریکایی برای به خاک و خون کشیدن ویتنام به دنبال جذب سرباز بودند، «کلی» در برابرشان ایستاد و در مصاحبهای معروف گفت: «ده هزار مایل از خانه دور شوم، یونیفرم بر تن کنم و بر سر آدمهایی بمب و گلوله بریزم که به من کاکاسیاه نمیگفتند و مانند سگ با من رفتار نمیکردند؟ نه؛ من ده هزار مایل از خانه دور نمیشوم که در کشتار و قتل عام ملت فقیر دیگری همراهی کنم ... امروز چنین شری باید ریشهکن شود. به من هشدار داده شده که با این موضعگیری میلیونها دلار ضرر خواهم کرد. اما من این را پیشتر گفتهام و باز هم میگویم. دشمن واقعی من همینجا (دولت آمریکا) است. من دینم، مردمم و خودم را خوار و خفیف نمیکنم که ابزاری باشم برای آنهایی که میخواهند مردمی که برای عدالت، آزادی و برابری خود میجنگند را به بردگی بگیرند. اگر فکر میکردم که این جنگ قرار است برای مردمم آزادی به ارمغان آورد کسی لازم نبود اعزامم کند، خودم فردا داوطلب میشدم ... من چیزی برای از دست دادن ندارم و پای باورهایم ایستادهام. زندانیام میکنید؟ خب که چی؟ ۴۰۰ سال است که ما اسیر بودهایم. ۴-۵ سال بیشتر را هم دوام میآورم.»
اسطوره جاودان دنیای ورزش، تاوان این انتقادات و مقاومتهایش را با محکومیت به ۵ سال زندان پرداخت و از جانب دستگاه تبلیغاتی دولت به «وطنفروشی» متهم شد. با این حال، زمان گذشت؛ دادگاه تاریخ حکم روسیاهی جنگطلبان آمریکایی و سرکوبگران سیاهان در داخل آمریکا را صادر کرد و کلی همچون یک اسطوره سربلند باقی ماند تا باراک اوباما در توصیفاش بگوید: «مبارزات او خارج از رینگ ... جهان را لرزاند، و جهان برای همین جای بهتری است».
از دیروز که انتقادات شجاعانه لیلا حاتمی نسبت به وضعیت اختناق و سرکوب در کشور منتشر شده، (از اینجا t.me/VahidOnline/30729 ببینید) گروههای فراوانی بسیج شدهاند تا طبق معمول استدلال کنند بیان این انتقادات در مجامع جهانی خیانت به میهن و گزک دادن به دست دشمنان است. مشاهده این صحنه من را به یاد تصویری از فیلم ماندگار «راههای افتخار»، ساخته «استنلی کوبریک» انداخت: فرماندهان ارشد ارتش فرانسه به طمع دریافت نشان و افتخار تصمیم میگیرند سربازان را به جنگی اعزام کنند که پیشاپیش مشخص است در آن قتلعام خواهند شد. سرهنگی که مسوول اعزام سربازهاست، در برابر این تصمیم جنونآمیز مقاومت میکند و متهم میشود که «میهنپرستی» را زیر پا گذاشته است. سرهنگ، با بازی درخشان «کرک داگلاس» در پاسخ نقل قولی از «ساموئل جانسون» میآورد: «میهنپرستی، آخرین سنگر برای انسانهای پست فطرت است».
تاریخ از یاد نمیبرد که مدعیان همیشه طلبکار «میهنپرستی»، همواره پیامبران جنگ، نفرت، خشونت و سرکوب بودهاند؛ اما جهان بیتردید «جای بهتری» میشود، چرا که «من وابستهام»ها لابهلای غبارهای تاریخ گم خواهند شد، اما آنان که هنرمندانه «صدای خس و خاشاک» شدند جهان را میلرزانند و تا ابد ماندگارند؛ چنانکه «آندری وزنیشیانسکی»، شاعر بزرگ روس، و یکی از «وطنفروش»های زمانه خود زیر سایه شوم حکومت استالینی سرود:
«پیشگوییها
موازین و قانونها
قدرتی ندارند:
بر تاریخ،
بر عشق،
و بر هنر...».
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 162
https://t.me/divanesara/645
آرمان امیری @ArmanParian - «مرلین دیتریش»، برای بسیاری از ایرانیان نامی آشنا است. هنرپیشه و خواننده سرشناس آلمانی، حداقل به یمن دیالوگی از سریال «داییجان ناپلئون» به جایی از خاطرات ما سنجاق شده است: «محروم آقای بزرگ با مارلین دیتریش آبگوشت بزباش می خورند». دیتریش، هنرمندی ضدنازی بود. او در سالهای قدرت گرفتن هیتلر، به مانند بسیاری از دیگر هنرمندان ضدفاشیست آلمانی مجبور به ترک وطن شد و تا پایان سقوط نازیها علیه ماشین جنایت نازیسم فعالیت کرد. پس از سقوط هیتلر، دیتریش هم به کشورش بازگشت و مورد استقبال شهردار سوسیالدموکرات برلین قرار گرفت؛ اما در همان حال که «ویلی براندت» (برنده جایزه صلح نوبل) مشغول استقبال از او بود، گروهی از افراطیها هم جمع شدند تا با شعارهایشان او را «وطنفروش خائن» بخوانند.
دیتریش، نخستین هنرمندی نبود که به دلیل اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه حکومت کشورش به «وطنفروشی» متهم میشد. فهرست هنرمندان «وطنفروش» بسیار بلندبالا است؛ از هموطن سرشناس او، «برتولت برشت» گرفته، تا انبوهی از برجستهترین هنرمندان تاریخ روسیه در دوران استالین: آنا آخماتوا، بوریس پاسترناک و حتی مایاکوفسکی بزرگ که حضور و فعالیتاش در جبهههای جنگ هم باعث نشد تا با کوچکترین انتقاد از هیات حاکمه به «وطنفروشی» متهم نشود.
دایره این نوع خاص از «وطن فروشها» به هنرمندان محدود نبوده است. «محمدعلی کلی»، دیگر نام آشنا برای ایرانیان است که در زمره وطنفروشهای زمان خودش قرار گرفت. زمانی که دولتمردان آمریکایی برای به خاک و خون کشیدن ویتنام به دنبال جذب سرباز بودند، «کلی» در برابرشان ایستاد و در مصاحبهای معروف گفت: «ده هزار مایل از خانه دور شوم، یونیفرم بر تن کنم و بر سر آدمهایی بمب و گلوله بریزم که به من کاکاسیاه نمیگفتند و مانند سگ با من رفتار نمیکردند؟ نه؛ من ده هزار مایل از خانه دور نمیشوم که در کشتار و قتل عام ملت فقیر دیگری همراهی کنم ... امروز چنین شری باید ریشهکن شود. به من هشدار داده شده که با این موضعگیری میلیونها دلار ضرر خواهم کرد. اما من این را پیشتر گفتهام و باز هم میگویم. دشمن واقعی من همینجا (دولت آمریکا) است. من دینم، مردمم و خودم را خوار و خفیف نمیکنم که ابزاری باشم برای آنهایی که میخواهند مردمی که برای عدالت، آزادی و برابری خود میجنگند را به بردگی بگیرند. اگر فکر میکردم که این جنگ قرار است برای مردمم آزادی به ارمغان آورد کسی لازم نبود اعزامم کند، خودم فردا داوطلب میشدم ... من چیزی برای از دست دادن ندارم و پای باورهایم ایستادهام. زندانیام میکنید؟ خب که چی؟ ۴۰۰ سال است که ما اسیر بودهایم. ۴-۵ سال بیشتر را هم دوام میآورم.»
اسطوره جاودان دنیای ورزش، تاوان این انتقادات و مقاومتهایش را با محکومیت به ۵ سال زندان پرداخت و از جانب دستگاه تبلیغاتی دولت به «وطنفروشی» متهم شد. با این حال، زمان گذشت؛ دادگاه تاریخ حکم روسیاهی جنگطلبان آمریکایی و سرکوبگران سیاهان در داخل آمریکا را صادر کرد و کلی همچون یک اسطوره سربلند باقی ماند تا باراک اوباما در توصیفاش بگوید: «مبارزات او خارج از رینگ ... جهان را لرزاند، و جهان برای همین جای بهتری است».
از دیروز که انتقادات شجاعانه لیلا حاتمی نسبت به وضعیت اختناق و سرکوب در کشور منتشر شده، (از اینجا t.me/VahidOnline/30729 ببینید) گروههای فراوانی بسیج شدهاند تا طبق معمول استدلال کنند بیان این انتقادات در مجامع جهانی خیانت به میهن و گزک دادن به دست دشمنان است. مشاهده این صحنه من را به یاد تصویری از فیلم ماندگار «راههای افتخار»، ساخته «استنلی کوبریک» انداخت: فرماندهان ارشد ارتش فرانسه به طمع دریافت نشان و افتخار تصمیم میگیرند سربازان را به جنگی اعزام کنند که پیشاپیش مشخص است در آن قتلعام خواهند شد. سرهنگی که مسوول اعزام سربازهاست، در برابر این تصمیم جنونآمیز مقاومت میکند و متهم میشود که «میهنپرستی» را زیر پا گذاشته است. سرهنگ، با بازی درخشان «کرک داگلاس» در پاسخ نقل قولی از «ساموئل جانسون» میآورد: «میهنپرستی، آخرین سنگر برای انسانهای پست فطرت است».
تاریخ از یاد نمیبرد که مدعیان همیشه طلبکار «میهنپرستی»، همواره پیامبران جنگ، نفرت، خشونت و سرکوب بودهاند؛ اما جهان بیتردید «جای بهتری» میشود، چرا که «من وابستهام»ها لابهلای غبارهای تاریخ گم خواهند شد، اما آنان که هنرمندانه «صدای خس و خاشاک» شدند جهان را میلرزانند و تا ابد ماندگارند؛ چنانکه «آندری وزنیشیانسکی»، شاعر بزرگ روس، و یکی از «وطنفروش»های زمانه خود زیر سایه شوم حکومت استالینی سرود:
«پیشگوییها
موازین و قانونها
قدرتی ندارند:
بر تاریخ،
بر عشق،
و بر هنر...».
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
Telegram
مجمع دیوانگان
آخرین سنگر برای پستفطرتها!
#A 162
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
#A 162
کانال «مجمع دیوانگان»
@Divanesara
.
دکتر محمود احمدی نژاد با ارسال نامه ای به مقام معظم رهبری، خواستار برکناری رئیس قوه قضائیه و برگزاری انتخابات زود هنگام ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی شد - دولت بهار :: هواداران دکتر محمود احمدی نژاد http://www.dolatebahar.com/view-471243.html -via Flynx
دولت بهار :: هواداران دکتر محمود احمدی نژاد
دکتر محمود احمدی نژاد با ارسال نامه ای به مقام معظم رهبری، خواستار برکناری رئیس قوه قضائیه و برگزاری انتخابات زود هنگام ریاست جمهوری…
دولت بهار: دکتر احمدی نژاد در نامه مهمی که روز دوشنبه گذشته خطاب به رهبر معظم انقلاب ارسال کرد، خواستار برگزاری فوری و آزاد انتخابات ریاست جمهوری و مجلس و تغییر فوری رئیس دستگاه قضایی و همچنین آزادی و منع تعقیب تمام کسانی که طی سالهای اخیر، به اتهام اعتراض…
Forwarded from محمود صادقی
پاسخ دکتر محمود صادقی به شبهه افکنی آقای امیرآبادی؛
بعضی از مصوبات ظاهرشان ضد فساد است ولی در واقع به فساد مشروعیت می دهند؛ به قول فقها و حقوقدانان «تخصیص اکثر قبیح است». مصوبه هفته گذشته مجلس درباره واریز سود حساب دستگاهها به خزانه اگر بدون تخصیص و استثنا تصویب می شد خوب بود. اما وقتی بسیاری از دستگاهها، مخصوصا قوه قضاییه، را از آن استثنا کردند عملا به ضد خودش تبدیل شد. مصوبه پیشنهادی آقایان سرانجامش این شد: دستگاههایی که به هر عنوان سپرده گذاری می کنند موظفند سودش را به خزانه واریز کنند به استثنای بانکها و بیمه ها و ....و دستگاههای مأذون از طرف مقام معظم رهبری؛ به عبارت دیگر به استثنای قوه قضاییه!
آقای امیرآبادی عزیز! با این مصوبه به کار غیرقانونی قوه قضاییه لباس قانونی پوشاندید.
انشاءالله که نیت خیر داشته اید!!
از قضا سرکانگبین صفرا فزود
روغن بادام زردی می فزود...
#اژدهای_هفتسر_فساد
@drmsadeqi
بعضی از مصوبات ظاهرشان ضد فساد است ولی در واقع به فساد مشروعیت می دهند؛ به قول فقها و حقوقدانان «تخصیص اکثر قبیح است». مصوبه هفته گذشته مجلس درباره واریز سود حساب دستگاهها به خزانه اگر بدون تخصیص و استثنا تصویب می شد خوب بود. اما وقتی بسیاری از دستگاهها، مخصوصا قوه قضاییه، را از آن استثنا کردند عملا به ضد خودش تبدیل شد. مصوبه پیشنهادی آقایان سرانجامش این شد: دستگاههایی که به هر عنوان سپرده گذاری می کنند موظفند سودش را به خزانه واریز کنند به استثنای بانکها و بیمه ها و ....و دستگاههای مأذون از طرف مقام معظم رهبری؛ به عبارت دیگر به استثنای قوه قضاییه!
آقای امیرآبادی عزیز! با این مصوبه به کار غیرقانونی قوه قضاییه لباس قانونی پوشاندید.
انشاءالله که نیت خیر داشته اید!!
از قضا سرکانگبین صفرا فزود
روغن بادام زردی می فزود...
#اژدهای_هفتسر_فساد
@drmsadeqi
Forwarded from محمود صادقی
پاسخ دکتر محمود صادقی به شبهه افکنی آقای امیرآبادی؛
بعضی از مصوبات ظاهرشان ضد فساد است ولی در واقع به فساد مشروعیت می دهند؛ به قول فقها و حقوقدانان «تخصیص اکثر قبیح است». مصوبه هفته گذشته مجلس درباره واریز سود حساب دستگاهها به خزانه اگر بدون تخصیص و استثنا تصویب می شد خوب بود. اما وقتی بسیاری از دستگاهها، مخصوصا قوه قضاییه، را از آن استثنا کردند عملا به ضد خودش تبدیل شد. مصوبه پیشنهادی آقایان سرانجامش این شد: دستگاههایی که به هر عنوان سپرده گذاری می کنند موظفند سودش را به خزانه واریز کنند به استثنای بانکها و بیمه ها و ....و دستگاههای مأذون از طرف مقام معظم رهبری؛ به عبارت دیگر به استثنای قوه قضاییه!
آقای امیرآبادی عزیز! با این مصوبه به کار غیرقانونی قوه قضاییه لباس قانونی پوشاندید.
انشاءالله که نیت خیر داشته اید!!
از قضا سرکانگبین صفرا فزود
روغن بادام زردی می فزود...
#اژدهای_هفتسر_فساد
@drmsadeqi
بعضی از مصوبات ظاهرشان ضد فساد است ولی در واقع به فساد مشروعیت می دهند؛ به قول فقها و حقوقدانان «تخصیص اکثر قبیح است». مصوبه هفته گذشته مجلس درباره واریز سود حساب دستگاهها به خزانه اگر بدون تخصیص و استثنا تصویب می شد خوب بود. اما وقتی بسیاری از دستگاهها، مخصوصا قوه قضاییه، را از آن استثنا کردند عملا به ضد خودش تبدیل شد. مصوبه پیشنهادی آقایان سرانجامش این شد: دستگاههایی که به هر عنوان سپرده گذاری می کنند موظفند سودش را به خزانه واریز کنند به استثنای بانکها و بیمه ها و ....و دستگاههای مأذون از طرف مقام معظم رهبری؛ به عبارت دیگر به استثنای قوه قضاییه!
آقای امیرآبادی عزیز! با این مصوبه به کار غیرقانونی قوه قضاییه لباس قانونی پوشاندید.
انشاءالله که نیت خیر داشته اید!!
از قضا سرکانگبین صفرا فزود
روغن بادام زردی می فزود...
#اژدهای_هفتسر_فساد
@drmsadeqi
Forwarded from اتاق آینده / شیرعلینیا
یادداشت خداحافظی
سخنی صریح با سردار رضایی و سایر مسئولان
عملیات والفجر مقدماتی در بهمن61 یکی از تلخترین شکستهای ایران در جنگ هشتساله بود. جاییکه بسیاری از جوانهای سرزمین عزیزم مظلومانه در دشتهای فکه و اطراف آن به شهادت رسیدند. بنا بود پس از آزادي خرمشهر، بصره را تهدید کنیم و تا ساحل شطالعرب پیش برویم و بالاسر بصره باشیم تا دست برتر را داشته باشیم. در عملیات رمضان شکست سختی خوردیم و نشد. حالا زمستان سال61 به سمت العماره حمله میکردیم و حتی گویا به فکر ایجاد حکومت اسلامی در العماره هم بودیم. نام عملیات را والفجر انتخاب کردیم و وعدههای بسیاری برای پیروزیاش دادیم. اما وقتی شکست خورد نامش به والفجر مقدماتی تغییر کرد و تا پایان جنگ در جبهههاي مختلف تا والفجر10 هم انجام داديم.
دیروز آقای رضایی در سخنانی گفته است: «برخی میخواهند جنگ را تحریف کنند تا بر شیوه رهبری امام امت و کسب پیروزیهای دفاع مقدس خدشه وارد شود...»
بايد ميان تحريف و نقد تفاوت قائل شد. امام و رهبریاش با سوال و نقد زیر سوال نميرود. اتفاقا اگر گذشته نقد نشود خطاها تکرار میشود و آسیبهای بزرگتری در انتظار ماست.
روز 21بهمن61 امام خمینی در سخنرانیاش درباره جنگ به تبلیغات دشمن اشاره كرد و گفت كه دشمن ميگويد: «در این نبرد آخر گاهی میگویند هفتهزار، گاهی میگویند پانزدههزار، ما از ایرانیان را -یعنی از این سپاهیان ایران را -کشتیم و از بین بردیم، بیش از چهارهزار ما نفرستادیم در جبههها»(صحيفه امام، جلد17، ص312)
چه کسی به امام گزارش داده که در والفجر مقدماتي ما 4000 نفر نیرو بیشتر وارد نکردهایم درحالیکه به استناد سایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، اين عمليات با اين استعداد انجام گرفت: 129گردان پیاده، 11گردان زرهی، 7گردان مکانیزه و 7گردان توپخانه از سپاه و 4گردان پیاده و 7گردان زرهی، 6گردان مکانیزه و 16گردان توپخانه از ارتش. به گزارش خبرگزاري ايسنا و خبرگزاري مهر به نقل از مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه آمار تلفات بدينصورت است:«501تن از نيروهاي خودي شهيد، 7313تن زخمي و 3116تن مفقود شدند.»
اگر این آسیبشناسیها الان انجام نگیرد در آینده مضحکهي تاریخ میشویم اما ممکن است اگر الان مطرح شود جوابی درخور پیدا کند. درسها و تجربیات جنگ باید منتقل شود و این درسها با شعار منتقل نمیشود. من نمیگویم همه گزارشهایی که به امام داده میشد غیرواقعی بود اما اگر جایی چنین اتفاقی افتاده باید موشکافی و نقد شود تا چنین خطایی در آينده اتفاق نيفتد.
مهدی کیانی از فرماندهان سپاه در جنگ، درباره عملیات رمضان میگوید: «وقتى همراه فرماندهان خدمت امام خمينى در جماران رسيديم، تمام مطالب بهخوبى و تمام و كمال خدمت امام عرضه نشد.» او به یک نکتهي بسیار مهم و اساسی اشاره میکند؛ «در يكى از ديدارها كه خدمت امام خمينى رسيدم آقامحسن گزارشى حماسى به امام داد. من گفتم حماسىگفتن كار ماست. آقامحسن بايد بر محور عقلانيت به امام گزارش بدهد تا ماهيت كار معلوم شود. بايد آقامحسن مشكلات جنگ را طرح كند همانطور كه به ما مشكلات را گوشزد ميكند، به امام هم همينگونه گزارش دهيد. اگر حقايق و كاستيها را امام نداند، دولت و نظام اجرايى كمك نميكنند و امام هم دليلى براى دستور به آنها نخواهد ديد.»(كتاب يك شهر، يك جهانآرا)
درباره عملیات والفجر مقدماتی هاشمی معتقد بود: «يكي از مواردي كه از امام مخفي كرده بودند، گزارش از تلفات عمليات والفجر مقدماتي بود.» میگوید آن زمان فرمانده نبود اما؛ «با اطلاعاتي كه معمولاً از جاهاي مختلف ميگرفتم، متوجه شدم كه تلفات ما واقعاً وحشتناك بود. تا جايي كه تا آخر رسماً گفته نشد آمار تلفات انساني ما در شهادت، جانبازي و اسارت چقدر بود.»(درمصاحبه با نگارنده،94)
شهدای پاکی که خالصانه همهچیزشان را فدای دین و وطنشان کردهاند از مقدسترینها نزد من هستند اما بنا نیست مدیریت جنگ، این فداکاریهاي مقدس را سپری در مقابل نقد و پرسش قرار دهد. از 23 فروردین96 تا امروز بيش از 180یادداشت نوشتهام، یادداشتهايی كه سعي كردم در نهایت دقت بنويسم. در استنادات مطالب کانال با کمک دوستانم در نهايت توان كوشيديم.
خواستم راهی باز کنم و خدا را شکر میکنم که نشانههایی هست که باز شده است. در این مدت برخی از هیچ تهمت و فشاری دریغ نکردند و من امور خویش را به خداوند واگذار کردهام. این روزها به شرایطی رسیدهام که ادامه نوشتن این نکات در کانال مقدور نیست. در اوج بیاخلاقیها و نابرادریها پیامهای گرم عزیزان نگذاشت خسته شوم و نوشتم. اما دیگر نمیشود ادامه داد.
همچنان به نقد اعتقاد دارم. با نگاه تیزبینانه، گذشته را بخوانیم و از مسوولین توضیح بخواهیم و امید زیادی دارم که این راه ادامه پیدا کند.
دعایم کنید.
خداحافظ
جعفر شیرعلینیا(28آذر96)
https://t.me/jafarshiralinia
سخنی صریح با سردار رضایی و سایر مسئولان
عملیات والفجر مقدماتی در بهمن61 یکی از تلخترین شکستهای ایران در جنگ هشتساله بود. جاییکه بسیاری از جوانهای سرزمین عزیزم مظلومانه در دشتهای فکه و اطراف آن به شهادت رسیدند. بنا بود پس از آزادي خرمشهر، بصره را تهدید کنیم و تا ساحل شطالعرب پیش برویم و بالاسر بصره باشیم تا دست برتر را داشته باشیم. در عملیات رمضان شکست سختی خوردیم و نشد. حالا زمستان سال61 به سمت العماره حمله میکردیم و حتی گویا به فکر ایجاد حکومت اسلامی در العماره هم بودیم. نام عملیات را والفجر انتخاب کردیم و وعدههای بسیاری برای پیروزیاش دادیم. اما وقتی شکست خورد نامش به والفجر مقدماتی تغییر کرد و تا پایان جنگ در جبهههاي مختلف تا والفجر10 هم انجام داديم.
دیروز آقای رضایی در سخنانی گفته است: «برخی میخواهند جنگ را تحریف کنند تا بر شیوه رهبری امام امت و کسب پیروزیهای دفاع مقدس خدشه وارد شود...»
بايد ميان تحريف و نقد تفاوت قائل شد. امام و رهبریاش با سوال و نقد زیر سوال نميرود. اتفاقا اگر گذشته نقد نشود خطاها تکرار میشود و آسیبهای بزرگتری در انتظار ماست.
روز 21بهمن61 امام خمینی در سخنرانیاش درباره جنگ به تبلیغات دشمن اشاره كرد و گفت كه دشمن ميگويد: «در این نبرد آخر گاهی میگویند هفتهزار، گاهی میگویند پانزدههزار، ما از ایرانیان را -یعنی از این سپاهیان ایران را -کشتیم و از بین بردیم، بیش از چهارهزار ما نفرستادیم در جبههها»(صحيفه امام، جلد17، ص312)
چه کسی به امام گزارش داده که در والفجر مقدماتي ما 4000 نفر نیرو بیشتر وارد نکردهایم درحالیکه به استناد سایت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، اين عمليات با اين استعداد انجام گرفت: 129گردان پیاده، 11گردان زرهی، 7گردان مکانیزه و 7گردان توپخانه از سپاه و 4گردان پیاده و 7گردان زرهی، 6گردان مکانیزه و 16گردان توپخانه از ارتش. به گزارش خبرگزاري ايسنا و خبرگزاري مهر به نقل از مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه آمار تلفات بدينصورت است:«501تن از نيروهاي خودي شهيد، 7313تن زخمي و 3116تن مفقود شدند.»
اگر این آسیبشناسیها الان انجام نگیرد در آینده مضحکهي تاریخ میشویم اما ممکن است اگر الان مطرح شود جوابی درخور پیدا کند. درسها و تجربیات جنگ باید منتقل شود و این درسها با شعار منتقل نمیشود. من نمیگویم همه گزارشهایی که به امام داده میشد غیرواقعی بود اما اگر جایی چنین اتفاقی افتاده باید موشکافی و نقد شود تا چنین خطایی در آينده اتفاق نيفتد.
مهدی کیانی از فرماندهان سپاه در جنگ، درباره عملیات رمضان میگوید: «وقتى همراه فرماندهان خدمت امام خمينى در جماران رسيديم، تمام مطالب بهخوبى و تمام و كمال خدمت امام عرضه نشد.» او به یک نکتهي بسیار مهم و اساسی اشاره میکند؛ «در يكى از ديدارها كه خدمت امام خمينى رسيدم آقامحسن گزارشى حماسى به امام داد. من گفتم حماسىگفتن كار ماست. آقامحسن بايد بر محور عقلانيت به امام گزارش بدهد تا ماهيت كار معلوم شود. بايد آقامحسن مشكلات جنگ را طرح كند همانطور كه به ما مشكلات را گوشزد ميكند، به امام هم همينگونه گزارش دهيد. اگر حقايق و كاستيها را امام نداند، دولت و نظام اجرايى كمك نميكنند و امام هم دليلى براى دستور به آنها نخواهد ديد.»(كتاب يك شهر، يك جهانآرا)
درباره عملیات والفجر مقدماتی هاشمی معتقد بود: «يكي از مواردي كه از امام مخفي كرده بودند، گزارش از تلفات عمليات والفجر مقدماتي بود.» میگوید آن زمان فرمانده نبود اما؛ «با اطلاعاتي كه معمولاً از جاهاي مختلف ميگرفتم، متوجه شدم كه تلفات ما واقعاً وحشتناك بود. تا جايي كه تا آخر رسماً گفته نشد آمار تلفات انساني ما در شهادت، جانبازي و اسارت چقدر بود.»(درمصاحبه با نگارنده،94)
شهدای پاکی که خالصانه همهچیزشان را فدای دین و وطنشان کردهاند از مقدسترینها نزد من هستند اما بنا نیست مدیریت جنگ، این فداکاریهاي مقدس را سپری در مقابل نقد و پرسش قرار دهد. از 23 فروردین96 تا امروز بيش از 180یادداشت نوشتهام، یادداشتهايی كه سعي كردم در نهایت دقت بنويسم. در استنادات مطالب کانال با کمک دوستانم در نهايت توان كوشيديم.
خواستم راهی باز کنم و خدا را شکر میکنم که نشانههایی هست که باز شده است. در این مدت برخی از هیچ تهمت و فشاری دریغ نکردند و من امور خویش را به خداوند واگذار کردهام. این روزها به شرایطی رسیدهام که ادامه نوشتن این نکات در کانال مقدور نیست. در اوج بیاخلاقیها و نابرادریها پیامهای گرم عزیزان نگذاشت خسته شوم و نوشتم. اما دیگر نمیشود ادامه داد.
همچنان به نقد اعتقاد دارم. با نگاه تیزبینانه، گذشته را بخوانیم و از مسوولین توضیح بخواهیم و امید زیادی دارم که این راه ادامه پیدا کند.
دعایم کنید.
خداحافظ
جعفر شیرعلینیا(28آذر96)
https://t.me/jafarshiralinia
Telegram
اتاق آینده / شیرعلینیا
دعوتيد به خواندن درباره آینده
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
ارتباط با مدير كانال:
@jafarshiraliniaa
Forwarded from محمود صادقی
سوال_از_وزير_كشور_در_خصوص_علل_تعلل.m4a
6.2 MB
@drmsadeqi
🔹سوال دكتر محمود صادقى از وزير كشور در خصوص علل تعلل وزارت كشور در بررسي موضوع واگذارى املاك در شهرداري تهران
🔹سوال دكتر محمود صادقى از وزير كشور در خصوص علل تعلل وزارت كشور در بررسي موضوع واگذارى املاك در شهرداري تهران
Forwarded from مجمع دیوانگان (Amir Ali Nasrollah Zadeh)
تیشه نماینده مجلس به ملیت و روح ملی
#A 166
https://t.me/divanesara/655
آرمان امیری @ArmanParian- هفته گذشته، چهار نماینده کرد استان ارومیه، از واگذار نشدن پستهای مدیریتی به کردها در استان ارومیه گلایه کردند. در واکنش به این انتقاد، نادر قاضیپور، نماینده ارومیه اظهارات عجیب و حتی تکاندهندهای بر زبان آورد. ایشان کردها را در استان ارومیه یک «اقلیت قومی» خواندهاند و مدعی شدهاند: «ساکن شدن گروهی از اقلیتها در آذربایجان غربی و افزایش تعداد آنها هیچگاه به معنای داشتن مسئولیت و به اختیار گرفتن مدیریت استان نبوده و نخواهد بود».
چنین اظهاراتی را اگر هر ناظر خارجی بشنود، باید تصور کند که ایران کشوری است فدرالی، که اتفاقا تقسیماتاش بر پایه قومیتگرایی بناشده است. چیزی شبیه همان نسخهای که در یوگوسلاوی پیچیده شد و در نهایت به جنگهای شدید و نسلکشیهای فجیع قومی میان صربها، بوسنیاییها و کرواتها انجامید. چه کسی باور میکند کسی که به این سادگی بخش قابل توجهی از شهروندان استان ارومیه را «غیرخودی» قلمداد میکند، از نظر قوانین ما، نه تنها نماینده تمامی مردم این شهر و این استان، بلکه نماینده تمام مردم ایران به حساب میآید؟
جالب اینکه آقای قاضیپور تلاش کردهاند جانب عدالت را هم رعایت کنند و به مصداق آنکه «ظلم بالسویه عدل است»، در حوزه دیگری هموطنان آذری زبان کشور را نیز پیشاپیش از حق مدیریت در استان تهران محروم ساختهاند: «با وجود جمعیت حداقل چهل درصدی ترک زبان در تهران پایتخت ایران اسلامی، نمیتوان مانند برخی نمایندگان مجلس ادعای تصاحب و مدیریت داشت». برای نگارنده جای این پرسش باقی است که اگر هر شخص دیگری، مدعی شده بود که ترکها حق ندارند در استان تهران سمت مدیریتی به دست بیاورند چه بلوا و آشوبی در کشور به پا میشد؟
تکلیف قوانین و تقسیمبندیهای کشور ما که مشخص است و صحبتهای قاضیپور مشخصا هیچ پایه حقوقی و قانونی ندارد. اما به باور نگارنده، خطر اصلی که شیوع این قومگرایی به دنبال دارد، نه در نقض برخی قوانین و تقسیمبندیهای کشوری، بلکه در نابودی هویت ملی، و روح ملی ایرانیان است. سالها است که میدانیم و هشدار میدهیم که برخی دشمنان در صدد «ایرانستان» کردن «ایران» هستند. برای هیچ کس جای تردیدی باقی نمانده که چندین دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی بیگانه در حال دامن زدن به تحرکات قومی هستند تا از این طریق یکپارچگی ملی ایران را متزلزل کرده و زمینههای متلاشی کردن این ملت و تجزیه کشور را فراهم کنند. اما چه کسی میتوانست حتی به ذهناش خطور دهد که رادیکالترین و افراطیترین و گستاخانهترین تعابیر قومگرایانه را، نه یک تجزیهطلب و یا پانترک و پانکرد افراطی، بلکه نماینده مجلس بر زبان بیاورد؟
قومیتگرایی، یکی از بزرگترین انحرافات بحران فرهنگی است. وقتی بنیانهای هویتی یک کشور دچار تزلزل میشوند، وقتی حاکمیت از تکیه بر بنیان هویت ملی سر باز میزند یا به دلیل ناکارآمدیاش شهروندان را به انزوا و ناامیدی میکشد، طبیعتا جامعه تودهای شده و پیوندهای اجتماعیاش متزلزل شود. چنین جامعهای آبستن درافتادن در تلههای هویت کاذب است. شهروندی سرخورده از نقشآفرینی اجتماعی و انسان سرخورده از سرکوبهای سیاسی و اجتماعی، با پیوستن به گنگهای هویتطلب خلاءهای اجتماعی و شخصیتی خود را به خطرناکترین شکل سرپوش میگذارد. سالها قبل، اروپای بحران زده از جنگ جهانی گرفتار وضعیت مشابهی بود.
در وضعیت بحرانی جامعه اروپایی، نژادگرایی فاشیستها و نازیها خیلی زود توانست تودههای سرخورده را بسیج کند. آنها که از تشکیل پیوندهای سازنده اجتماعی ناامید شده بوند، حول اتحادهایی شکل گرفته از «نفرت» و «دیگری ستیزی» جمع شدند. نتیجه فاجعه نژادگرایی نفرتپراکن نیمی از جهان را به نابودی کشاند و دهها میلیون کشته بر جای گذاشت. جهان غربی از آن فجایع درس عبرتی گرفت تا امروزه هرگونه اظهاراتی که مصداق نفرتپراکنی یا دامن زدن به جدالهای نژادی نزدیک شود ممنوع شده و حتی از جانب ارشدترین سیاستمداران نیز با پیگرد قانونی مواجه شود.
ما نیز سرنوشت یوگوسلاوی را دیدهایم. ما سرنوشت جنگهای قومی در سوریه را دیدهایم. ما کشور متلاشی شدهای مثل لبنان را در پیش چشم داریم که سه پاره شده و هویت متحد یک ملت را از دست داده است. ما فرجام نسلکشیهای قومی در رواندا، دارفور و حتی عراق (فاجعه «انفال») را دیدهایم. حالا و در شرایطی که سایه شوم قومیتگرایی، بیش از هر زمان دیگر یکپارچگی اجتماعی و روح ملی ایرانیان را تهدید میکند، چطور میتوانیم از تریبون «خانه ملت» چنین تحریکاتی را تحمل کنیم؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
#A 166
https://t.me/divanesara/655
آرمان امیری @ArmanParian- هفته گذشته، چهار نماینده کرد استان ارومیه، از واگذار نشدن پستهای مدیریتی به کردها در استان ارومیه گلایه کردند. در واکنش به این انتقاد، نادر قاضیپور، نماینده ارومیه اظهارات عجیب و حتی تکاندهندهای بر زبان آورد. ایشان کردها را در استان ارومیه یک «اقلیت قومی» خواندهاند و مدعی شدهاند: «ساکن شدن گروهی از اقلیتها در آذربایجان غربی و افزایش تعداد آنها هیچگاه به معنای داشتن مسئولیت و به اختیار گرفتن مدیریت استان نبوده و نخواهد بود».
چنین اظهاراتی را اگر هر ناظر خارجی بشنود، باید تصور کند که ایران کشوری است فدرالی، که اتفاقا تقسیماتاش بر پایه قومیتگرایی بناشده است. چیزی شبیه همان نسخهای که در یوگوسلاوی پیچیده شد و در نهایت به جنگهای شدید و نسلکشیهای فجیع قومی میان صربها، بوسنیاییها و کرواتها انجامید. چه کسی باور میکند کسی که به این سادگی بخش قابل توجهی از شهروندان استان ارومیه را «غیرخودی» قلمداد میکند، از نظر قوانین ما، نه تنها نماینده تمامی مردم این شهر و این استان، بلکه نماینده تمام مردم ایران به حساب میآید؟
جالب اینکه آقای قاضیپور تلاش کردهاند جانب عدالت را هم رعایت کنند و به مصداق آنکه «ظلم بالسویه عدل است»، در حوزه دیگری هموطنان آذری زبان کشور را نیز پیشاپیش از حق مدیریت در استان تهران محروم ساختهاند: «با وجود جمعیت حداقل چهل درصدی ترک زبان در تهران پایتخت ایران اسلامی، نمیتوان مانند برخی نمایندگان مجلس ادعای تصاحب و مدیریت داشت». برای نگارنده جای این پرسش باقی است که اگر هر شخص دیگری، مدعی شده بود که ترکها حق ندارند در استان تهران سمت مدیریتی به دست بیاورند چه بلوا و آشوبی در کشور به پا میشد؟
تکلیف قوانین و تقسیمبندیهای کشور ما که مشخص است و صحبتهای قاضیپور مشخصا هیچ پایه حقوقی و قانونی ندارد. اما به باور نگارنده، خطر اصلی که شیوع این قومگرایی به دنبال دارد، نه در نقض برخی قوانین و تقسیمبندیهای کشوری، بلکه در نابودی هویت ملی، و روح ملی ایرانیان است. سالها است که میدانیم و هشدار میدهیم که برخی دشمنان در صدد «ایرانستان» کردن «ایران» هستند. برای هیچ کس جای تردیدی باقی نمانده که چندین دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی بیگانه در حال دامن زدن به تحرکات قومی هستند تا از این طریق یکپارچگی ملی ایران را متزلزل کرده و زمینههای متلاشی کردن این ملت و تجزیه کشور را فراهم کنند. اما چه کسی میتوانست حتی به ذهناش خطور دهد که رادیکالترین و افراطیترین و گستاخانهترین تعابیر قومگرایانه را، نه یک تجزیهطلب و یا پانترک و پانکرد افراطی، بلکه نماینده مجلس بر زبان بیاورد؟
قومیتگرایی، یکی از بزرگترین انحرافات بحران فرهنگی است. وقتی بنیانهای هویتی یک کشور دچار تزلزل میشوند، وقتی حاکمیت از تکیه بر بنیان هویت ملی سر باز میزند یا به دلیل ناکارآمدیاش شهروندان را به انزوا و ناامیدی میکشد، طبیعتا جامعه تودهای شده و پیوندهای اجتماعیاش متزلزل شود. چنین جامعهای آبستن درافتادن در تلههای هویت کاذب است. شهروندی سرخورده از نقشآفرینی اجتماعی و انسان سرخورده از سرکوبهای سیاسی و اجتماعی، با پیوستن به گنگهای هویتطلب خلاءهای اجتماعی و شخصیتی خود را به خطرناکترین شکل سرپوش میگذارد. سالها قبل، اروپای بحران زده از جنگ جهانی گرفتار وضعیت مشابهی بود.
در وضعیت بحرانی جامعه اروپایی، نژادگرایی فاشیستها و نازیها خیلی زود توانست تودههای سرخورده را بسیج کند. آنها که از تشکیل پیوندهای سازنده اجتماعی ناامید شده بوند، حول اتحادهایی شکل گرفته از «نفرت» و «دیگری ستیزی» جمع شدند. نتیجه فاجعه نژادگرایی نفرتپراکن نیمی از جهان را به نابودی کشاند و دهها میلیون کشته بر جای گذاشت. جهان غربی از آن فجایع درس عبرتی گرفت تا امروزه هرگونه اظهاراتی که مصداق نفرتپراکنی یا دامن زدن به جدالهای نژادی نزدیک شود ممنوع شده و حتی از جانب ارشدترین سیاستمداران نیز با پیگرد قانونی مواجه شود.
ما نیز سرنوشت یوگوسلاوی را دیدهایم. ما سرنوشت جنگهای قومی در سوریه را دیدهایم. ما کشور متلاشی شدهای مثل لبنان را در پیش چشم داریم که سه پاره شده و هویت متحد یک ملت را از دست داده است. ما فرجام نسلکشیهای قومی در رواندا، دارفور و حتی عراق (فاجعه «انفال») را دیدهایم. حالا و در شرایطی که سایه شوم قومیتگرایی، بیش از هر زمان دیگر یکپارچگی اجتماعی و روح ملی ایرانیان را تهدید میکند، چطور میتوانیم از تریبون «خانه ملت» چنین تحریکاتی را تحمل کنیم؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Telegram
مجمع دیوانگان
تیشه نماینده مجلس به ملیت و روح ملی
#A 166
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
#A 166
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
.
Radio Bourgeois #4 - Cryptocurrencies
Behzad Tabibian, Mohamad Machine-Chian
در چهارمین برنامه رادیو بورژوا بهزاد طبیبیان و محمد ماشینچیان راجع به #کریپتوکارنسیها یا #ارزهای_دیجیتال گفتگو میکنند.
از مقدمات شروع کردیم و تا عمقی که وقت اجازه میداد پیش رفتیم.
از مقدمات شروع کردیم و تا عمقی که وقت اجازه میداد پیش رفتیم.
گواهینامه رانندگی در نروژ http://www.vatanema.com/2018/03/15/%DA%AF%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B1%D9%88%DA%98/
وطن ما
گواهینامه رانندگی در نروژ - وطن ما
روند گرفتن گواهینامه در نروژ بسیار طولانی و پر هزینه است. بطور متوسط ۶ ماه زمان لازم دارد و چیزی حدود ۳۰ هزار کرون نروژ هزینه روی دست شما می گذارد.