You can't just leave it on a cliffhanger.
(نمیشه که توی این نقطهی حساس داستان ولش کنی!)
(نمیشه که توی این نقطهی حساس داستان ولش کنی!)
❤1
این ماه کامل آخری که داشتیم و بهش میگفتیم ماه آبی، به خاطر رنگش نبود. به خاطر این بود که دومین ماه کامل توی یک ماه تقویمی و یا سومین ماه کامل یک فصل سهماهه بود که بهجای سهبار، چهار بار ماه کامل داشت.
این اتفاق کمیابیه و هر دو، سه سال یک بار میفته.
اینه که از همین Blue moon یه اصطلاح توی انگلیسی داریم:
Once in a blue moon
که یعنی rarely یا به ندرت، چیزی که کم پیش میاد. مثال:
I saw her only once in a blue moon. She was always busy back then.
این اتفاق کمیابیه و هر دو، سه سال یک بار میفته.
اینه که از همین Blue moon یه اصطلاح توی انگلیسی داریم:
Once in a blue moon
که یعنی rarely یا به ندرت، چیزی که کم پیش میاد. مثال:
I saw her only once in a blue moon. She was always busy back then.
👍2❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینجا بحث رابین و تد سر چیه؟
Literally و figuratively
حالا چرا درست نیست اگه یه جاهایی از قید literally استفاده کنیم؟ رابین اینجا میگه:
It's literally driving me crazy
به معنای واقعی کلام داره دیوونهام میکنه
و اگه واقعا در حال از دست دادن عقل و منطقتون نباشید، گفتن این جمله درست نیست😂
مثالهای زیادی از این اشتباه رایج توی فیلمها هست که توی یه عبارت ِ کنایی یا figurative که معنایی فراتر و متفاوتتر از لغات جمله داره، از literally استفاده میکنن. مثلا اینکه بگیم:
It has literally been ages since I last saw you!
به معنی واقعی کلام سالها از آخرین باری که دیدمت میگذره، درست نیست.
و یه سوال پرتکرار دیگه که زیاد میشنوم اینه که چجوری بگیم 《به نسبت ِ ...》 یا 《در مقایسه با...》. اینجا کاربردش رو میبینید. رابین میگه:
That's nothing compared to your thing of singing...
در مقایسه با عادت خوندن تو هیچی نیست
پس میشه از compared to استفاده کرد. یا اینکه اگه بخوایم به طور کلی بگیم یه چیزی کموبیش/به نسبت وجود داره میتونیم از قید relatively استفاده کنیم. مثلا:
This book is relatively easy.
Literally و figuratively
حالا چرا درست نیست اگه یه جاهایی از قید literally استفاده کنیم؟ رابین اینجا میگه:
It's literally driving me crazy
به معنای واقعی کلام داره دیوونهام میکنه
و اگه واقعا در حال از دست دادن عقل و منطقتون نباشید، گفتن این جمله درست نیست😂
مثالهای زیادی از این اشتباه رایج توی فیلمها هست که توی یه عبارت ِ کنایی یا figurative که معنایی فراتر و متفاوتتر از لغات جمله داره، از literally استفاده میکنن. مثلا اینکه بگیم:
It has literally been ages since I last saw you!
به معنی واقعی کلام سالها از آخرین باری که دیدمت میگذره، درست نیست.
و یه سوال پرتکرار دیگه که زیاد میشنوم اینه که چجوری بگیم 《به نسبت ِ ...》 یا 《در مقایسه با...》. اینجا کاربردش رو میبینید. رابین میگه:
That's nothing compared to your thing of singing...
در مقایسه با عادت خوندن تو هیچی نیست
پس میشه از compared to استفاده کرد. یا اینکه اگه بخوایم به طور کلی بگیم یه چیزی کموبیش/به نسبت وجود داره میتونیم از قید relatively استفاده کنیم. مثلا:
This book is relatively easy.
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
To stick up for sb: to support sb (specially in an argument)
Coudn't care less:
اصلا اهمیت نمیدادم😂
Take sb's side: to defend them, to support them in a disagreement
Get sb's way: to get what sb wants
(She can get her way: she can get what she wants.)
Coudn't care less:
اصلا اهمیت نمیدادم😂
Take sb's side: to defend them, to support them in a disagreement
Get sb's way: to get what sb wants
(She can get her way: she can get what she wants.)
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Kidnap (verb) : to take sb away without their consent/permission
آدمربایی
Elope (verb): used when two people get married without telling anyone
Throw sb a party: planning and holding the event
Blindfold (n.): چشمبند
Ransom (n.): the money that is asked in exchange for setting sb free
آدمربایی
Elope (verb): used when two people get married without telling anyone
Throw sb a party: planning and holding the event
Blindfold (n.): چشمبند
Ransom (n.): the money that is asked in exchange for setting sb free
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Elderly: an adjective to describe an old person
Break it to sb: to tell someone about something unpleasant that will affect or upset them
Example: Who's going to break the news to John? I don't have the heart to tell her.
Cracking jokes: telling jokes
Fingers crossed: a phrase to show that you're hoping for things to work out/get better
حالت ِ "گوش شیطون کر" خودمون رو داره😂
Rally (verb): gather strength, get stronger, get better
Rebel (in this video it's a verb): to rise against
شورش، مقاومت کردن
Break it to sb: to tell someone about something unpleasant that will affect or upset them
Example: Who's going to break the news to John? I don't have the heart to tell her.
Cracking jokes: telling jokes
Fingers crossed: a phrase to show that you're hoping for things to work out/get better
حالت ِ "گوش شیطون کر" خودمون رو داره😂
Rally (verb): gather strength, get stronger, get better
Rebel (in this video it's a verb): to rise against
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Freak out (phrasal verb): to lose emotional control
Lose sb's mind: to get really angry and furious/really stressed/go crazy
(Example: Mary is losing her mind! She has so much to do!)
Blessing (n.): a good thing, like a gift from god and universe :)))
This wasn't suopposed to happen:
قرار نبود اینجوری بشه.
هرچند to be supposed to با مفهوم "باید" هم استفاده میشه.
Other examples: She's not supposed to tell us the news!
نباید بهمون خبرها رو بگه.
کلا از be supposed to به این معنی میتونید استفاده کنید.
Lose sb's mind: to get really angry and furious/really stressed/go crazy
(Example: Mary is losing her mind! She has so much to do!)
Blessing (n.): a good thing, like a gift from god and universe :)))
This wasn't suopposed to happen:
قرار نبود اینجوری بشه.
هرچند to be supposed to با مفهوم "باید" هم استفاده میشه.
Other examples: She's not supposed to tell us the news!
کلا از be supposed to به این معنی میتونید استفاده کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
We could use a pep talk right now.
دیدین قبل یه کار سخت یا اجرای مهم یا مصاحبه، با خودتون صحبت میکنین که ترستون بریزه؟ یا کاری که مربیها قبل مسابقه میکنن و با ورزشکارها صحبت میکنن تا قویتر و نترستر حاضر شه؟
اونجور توصیهها رو بهش میگن pep talk
(A speech to make sb more enthusiastic and courageous)
و یه کاربرد دیگه هم اینجا میبینید
We could use a...
یه وقتهایی به جای اینکه بگید یه چیزی ایدهی خوبیه یا از نیازهاتونه میتونید بگید
I could use + چیزی که مد نظرتونه
Examples:
-Do you want any help?
+I guess so. I could really use some advice now.
دیدین قبل یه کار سخت یا اجرای مهم یا مصاحبه، با خودتون صحبت میکنین که ترستون بریزه؟ یا کاری که مربیها قبل مسابقه میکنن و با ورزشکارها صحبت میکنن تا قویتر و نترستر حاضر شه؟
اونجور توصیهها رو بهش میگن pep talk
(A speech to make sb more enthusiastic and courageous)
و یه کاربرد دیگه هم اینجا میبینید
We could use a...
یه وقتهایی به جای اینکه بگید یه چیزی ایدهی خوبیه یا از نیازهاتونه میتونید بگید
I could use + چیزی که مد نظرتونه
Examples:
-Do you want any help?
+I guess so. I could really use some advice now.
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
These are some examples of how a pep talk goes:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا گلوریا از یه کلمهای استفاده میکنه، Shallow
همونطور که deep برای دریا به معنی ِ با عمق زیاد استفاده میشه، برای شخصیت و افکار عمیق هم کاربرد داره و به همون ترتیب، shallow که به معنای کمعمقه برای انسانهای سطحی هم به کار میره.
البته superficial هم کلمهای با معنای مشابهه که میشه استفاده کرد.
Superficial (adj.): existing or occurring at or on the surface.
همونطور که deep برای دریا به معنی ِ با عمق زیاد استفاده میشه، برای شخصیت و افکار عمیق هم کاربرد داره و به همون ترتیب، shallow که به معنای کمعمقه برای انسانهای سطحی هم به کار میره.
البته superficial هم کلمهای با معنای مشابهه که میشه استفاده کرد.
Superficial (adj.): existing or occurring at or on the surface.
❤2
آنچه در تصویر میبینید، زمین یا ground ئه😂 ولی خب این تنها معنی ممکن براش نیست. خیلی اصطلاحات و کاربردهای دیگهای هم داره که قراره چندتاش رو با هم بررسی کنیم.
مثلا وقتی والدین یه بچه بهش میگن:
You're grounded
اینجا اتفاقی که داره میفته خیلی به زمین ارتباطی نداره و یه جور تنبیهه که به طرف اجازه نمیده به جز مدرسه و خونه جایی بره و فعالیت اجتماعیای برای مدتی داشته باشه.
مثلا:
مثلا وقتی والدین یه بچه بهش میگن:
You're grounded
اینجا اتفاقی که داره میفته خیلی به زمین ارتباطی نداره و یه جور تنبیهه که به طرف اجازه نمیده به جز مدرسه و خونه جایی بره و فعالیت اجتماعیای برای مدتی داشته باشه.
مثلا:
❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا هیلی داره راجع به همین قضیه و این تنبیه از سمت پدر و مادرش صحبت میکنه:
❤2
یه سری اصطلاح دیگه هم با ground داریم. مثلاً میتونیم به جای 《به دلیلِ》 یا 《on account of...》از عبارت 《on the ground of》یا 《on the grounds that...》 استفاده کنیم.
مثلا:
Many critics have objected to the project on the grounds that it would be too costly.
(Note: اینجا
object
مفهوم شیء و یا مفعول نداره و هممعنی complain و اعتراضه)
یا یه عبارتی هست cut the ground from under که یعنی to suddenly stop supporting somebody یا اینکه یهویی دست از حمایت از کسی بردارید یا یهجوری زیر پاش رو خالی کنید.
مثال:
Congress cut the ground from under the President
که با همین معنی، اصطلاح
pull the rug out from under
هم استفاده میشه.
کلی عبارت و اصطلاح دیگه هم هست :))
5) Ground rules: basic rules
قوانین اولیه
6) Common ground: shared interests, beliefs or opinions
منافع و عقاید مشترک
مثلا:
The Whigs and the Tories rarely found any common ground.
7) gain (verb) ground: become more accepted or popular
پیشرفت کردن، مقبول شدن
مثلا:
This new technology has been gaining ground all over the world.
8) middle ground: somewhere in between
منطقهی 《نه این و نه آن》😂، جبههی وسط دو جبههی مخالف
Example:
I'm trying to find a middle ground between the two political parties.
9) the high ground/the moral high ground: to be morally superior
این رو وقتی استفاده میکنیم که حس میکنیم/کسی حس میکنه از لحاظ اخلاقی و با معیارهای انسانی در وضعیت بهتریه. مثلا:
She believes she has the moral high ground on this issue
اون فکر میکنه که راجع به این مسئله اخلاقیتر عمل کرده.
مثلا:
Many critics have objected to the project on the grounds that it would be too costly.
(Note: اینجا
object
مفهوم شیء و یا مفعول نداره و هممعنی complain و اعتراضه)
یا یه عبارتی هست cut the ground from under که یعنی to suddenly stop supporting somebody یا اینکه یهویی دست از حمایت از کسی بردارید یا یهجوری زیر پاش رو خالی کنید.
مثال:
Congress cut the ground from under the President
که با همین معنی، اصطلاح
pull the rug out from under
هم استفاده میشه.
کلی عبارت و اصطلاح دیگه هم هست :))
5) Ground rules: basic rules
قوانین اولیه
6) Common ground: shared interests, beliefs or opinions
منافع و عقاید مشترک
مثلا:
The Whigs and the Tories rarely found any common ground.
7) gain (verb) ground: become more accepted or popular
پیشرفت کردن، مقبول شدن
مثلا:
This new technology has been gaining ground all over the world.
8) middle ground: somewhere in between
منطقهی 《نه این و نه آن》😂، جبههی وسط دو جبههی مخالف
Example:
I'm trying to find a middle ground between the two political parties.
9) the high ground/the moral high ground: to be morally superior
این رو وقتی استفاده میکنیم که حس میکنیم/کسی حس میکنه از لحاظ اخلاقی و با معیارهای انسانی در وضعیت بهتریه. مثلا:
She believes she has the moral high ground on this issue
اون فکر میکنه که راجع به این مسئله اخلاقیتر عمل کرده.
❤2
Roses
Jenna Raine
0:15
Don't go rain on my parade
To rain on sb's parade: to do sth to ruin or spoil sb's plans, specially if these plans are important to them
حال کسی رو گرفتن
Lyrics
Don't go rain on my parade
To rain on sb's parade: to do sth to ruin or spoil sb's plans, specially if these plans are important to them
Lyrics
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روم به دیوار ولی در مواجهه با اطلاعات اشتباه لازم دونستم بیام بگم :)))
بچهها baby daddy میشه پدر بچهاتون که الان دیگه باهاش نیستید. توی پاپکالچر و فرهنگ عامه اصلا بار معنایی رمانتیک و قشنگی هم نداره.
بچهها baby daddy میشه پدر بچهاتون که الان دیگه باهاش نیستید. توی پاپکالچر و فرهنگ عامه اصلا بار معنایی رمانتیک و قشنگی هم نداره.
👍1
Lemon squeezy -آموزش زبان و مکالمه🍋
روم به دیوار ولی در مواجهه با اطلاعات اشتباه لازم دونستم بیام بگم :))) بچهها baby daddy میشه پدر بچهاتون که الان دیگه باهاش نیستید. توی پاپکالچر و فرهنگ عامه اصلا بار معنایی رمانتیک و قشنگی هم نداره.
و اینجا میبینید که توضیح داده معمولا ترکیب توهینآمیزیه و برای توصیف آدم بیمسئولیتی به کار میره که حتی در مراقبت از فرزندی که دیگه با مادرش ارتباط نداره مشارکت چندانی نمیکنه. :)))
خلاصه که هر چیزی میبینید، take it with a grain of salt و خودتون هم یهخُرده دیگه توی منابع معتبر بگردید یا بپرسید.
خلاصه که هر چیزی میبینید، take it with a grain of salt و خودتون هم یهخُرده دیگه توی منابع معتبر بگردید یا بپرسید.
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بچهها سوال چندلر از ریچل رو پایین ویدیو میبینید.
-You graduated magna cum laude, right?
خب graduate و graduated رو که میدونیم میشه فارغالتحصیل شدن. Magna cum laudeچطور؟ یه نکته اینه که خیلی از کلمات و اصطلاحات فضای آکادمیک از زبان لاتین موندگار شدن و magna cum laude یه عبارت لاتین به معنای with high praise و همراه با افتخار و تمجید زیاده و دستهی بالاتری از cum laude است که یعنی با افتخار و همزمان در دستهبندی پایینتری نسبت به summa cum laude قرار میگیره که میشه با بالاترین افتخار.
-You graduated magna cum laude, right?
خب graduate و graduated رو که میدونیم میشه فارغالتحصیل شدن. Magna cum laudeچطور؟ یه نکته اینه که خیلی از کلمات و اصطلاحات فضای آکادمیک از زبان لاتین موندگار شدن و magna cum laude یه عبارت لاتین به معنای with high praise و همراه با افتخار و تمجید زیاده و دستهی بالاتری از cum laude است که یعنی با افتخار و همزمان در دستهبندی پایینتری نسبت به summa cum laude قرار میگیره که میشه با بالاترین افتخار.
🔥1
Lemon squeezy -آموزش زبان و مکالمه🍋
بچهها سوال چندلر از ریچل رو پایین ویدیو میبینید. -You graduated magna cum laude, right? خب graduate و graduated رو که میدونیم میشه فارغالتحصیل شدن. Magna cum laudeچطور؟ یه نکته اینه که خیلی از کلمات و اصطلاحات فضای آکادمیک از زبان لاتین موندگار شدن و…
شاید پیشوند summa شما رو یاد کلمهی summit و قله بندازه و باید بگم که اگه این ریشههای کلمات و ارتباطهای معناییاشون کمکم براتون آشنا بشه -که خیلیهاشون از زبان لاتین میاد- زبان هم راحتتر میشه و هم شگفتانگیزتر. :)
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Make your move:
به معنای کلی، اقدام کردن. اینجا بحث اقدام واسه نزدیکتر شدن به ریچل بود که جویی معتقده راس خیلی طولش داده و حالا دیگه وارد friend zone شده.
حالا friend zone کجاست؟ منطقهای که در اون افراد از جنس مخالف صرفا یه دوست معمولی محسوب میشن و هیچ حساب رمانتیکی روشون باز نمیشه :))))
[حالا اینکه خود مفهوم friend zone چقدر بحثبرانگیز شده و خیلیها معتقدن اصلا نباید کلمهای براش داشته باشیم، بماند]
ولی خب friend zone به عنوان فعل هم استفاده میشه البته با یه - بین دو بخشش، یعنی:
Friend-zone
مثال:
Rachel has friend-zoned Ross
دقت کنید که توی کلمهی friend-zone به خودی خود این مفهوم نهفتهاس که شما به طرف مقابل احساس عمیقتری از یه دوستی ساده دارید و از این حالت رفاقتی خوشتون نمیاد😂
به معنای کلی، اقدام کردن. اینجا بحث اقدام واسه نزدیکتر شدن به ریچل بود که جویی معتقده راس خیلی طولش داده و حالا دیگه وارد friend zone شده.
حالا friend zone کجاست؟ منطقهای که در اون افراد از جنس مخالف صرفا یه دوست معمولی محسوب میشن و هیچ حساب رمانتیکی روشون باز نمیشه :))))
[حالا اینکه خود مفهوم friend zone چقدر بحثبرانگیز شده و خیلیها معتقدن اصلا نباید کلمهای براش داشته باشیم، بماند]
ولی خب friend zone به عنوان فعل هم استفاده میشه البته با یه - بین دو بخشش، یعنی:
Friend-zone
مثال:
Rachel has friend-zoned Ross
دقت کنید که توی کلمهی friend-zone به خودی خود این مفهوم نهفتهاس که شما به طرف مقابل احساس عمیقتری از یه دوستی ساده دارید و از این حالت رفاقتی خوشتون نمیاد😂