This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
݂
݁💓 ݁ ⭐️ . ݁ ݂ 🌼 ݁
∩,,∩ ,,,∩
݁ . (。>ヮ<) ᵕ ᵔ˶)💓 ݁ ݂
🌼 /⌒ づ⊂⌒ヽ .
݂ ݁💓 . ݁ ݂⭐️
݁
∩,,∩ ,,,∩
݁ . (。>ヮ<) ᵕ ᵔ˶)
݂ ݁
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
شیائولی یک دستش رو محکم روی پشت اسب گذاشته بود و حس میکرد دیگه حتی نمیتونه نفس بکشه. تمام بدنش از شدت خشمی که توی سینهاش جمع شده بود، داشت منفجر میشد.
اون هیولای وجودش بیرحمانه وسوسهاش میکرد: ”برو جلو! پسش بگیر و برش گردون! قایمش کن، جایی که هیچکس نتونه پیداش کنه!“
سرش پر از همهمه بود. عقل و منطقش، زیر هجوم کینه، خشم و اشتیاقی که نسبت به ونیو داشت، کمکم داشت از هم میپاشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
⚔️ : ”آهوان این دنیا پر از خواستههاییه که هیچوقت بهشون نمیرسیم و جداییهایی که تحملشون از توانمون خارجه، چرا این همه خودت رو عذاب میدی؟ وقتی زمان رها کردنه باید رهاش کنی بره.”
🐦🔥 : ”داگه من اصرار دارم که به زور بهش برسم.”
🐦🔥 : ”داگه من اصرار دارم که به زور بهش برسم.”
وقتی که سونگچین داگه شیائولی رو آهوان صدا میکرد یعنی نه به عنوان زیردست بلکه به عنوان برادر بزرگترش داشت نصیحتش میکرد، کسی که رمان رو خونده میدونه شیائولی اینجاهاش چه عذابی کشیده و حتی کایندا پنیکاتک هم بهش دست داد :( تحمل رها کردن ونیو رو نداشت ولی در آخر باز هم بخاطر ونیو رهاش میکنه تا بره...
عاشق وقتهایی هستم که شیائولی رو ’آهوان’ و ’هوانآر’ صدا میزنن، ونیو تو چپترهای اکسترای ناول دیگه همهاش آهوان صداش میزنه امیدوارم تو سریالم حداقل یکبار آهوان صداش کنه.