CHALLENGES`
1 subscriber
139 photos
18 videos
77 links
Chanel= @liminallll
Download Telegram
سلام عزیزک لینا

مدتی میشه که باهم حرف نزدیم روباه دوست داشتنی من،شاید میشه گفت زمان زیادی از آخرین باری که حتی همدیگه رو دیدیم میگذره،درسته؟
تقریبا شده ۲ سال و خورده ای که دیگه نیستی
دوسالی که باعث شد دلتنگی من کمتر نه،بلکه حتی بیشتر از قبل هم بشه شدت این دلتنگی انقدر زیاد شد که در اخر من رو تبدیل کرد به روحی سرگردان که در گوشه به گوشه‌ی این شهر به دنبال تو میگرده
تویی که خیلی وقته من رو به باد فراموشی سپردی و خاکستر خاطراتی که باهم داشتیم رو در اقیانوس بی رحم زندگی ریختی و من رو به موج های بی رحم دریا سپردی
دریایی که من رو در خودش غرق کرد و در اعماق تاریکی خودش برد تا دیگر اثری از من در زندگی تو نمونه
و تو بدون هیچ رحمی،بدون اینکه دستت رو سمت من دراز کنی تا من رو از این تاریکی نجات بدی من رو به حال این موج های خشن سرنوشت تنها گذاشتی تا من رو از تو دور بکنه
ای کاش میدونستی که هرشب به عکسات نگاه میکنم و با عکسات درد و دل میکنم،ای کاش میدونستی که چندبار برات نوشتم و پاک کردم ،چندبار به سرم زد تا فقط بیام بهت پیام بدم که چقدر دلتنگت شدم یا حتی بگم که من نمیتونم مثل تو بی رحم باشم که فقط به جلو نگاه کنم و حتی ذره ای به عقب برنگردم
اما هردفعه به خودم یاداوری کردم که چطور من رو ول کردی و چطور قلبی که فقط متعلق به تو بود رو شکوندی
روباه مکارِ من،تو جوری تنهام گذاشتی که انگار من ساده‌ترین اتفاق زندگیت بودم
طوری من رو بین اتفاقات روزمره زندگی ات گم کردی که انگار از اول هم منی تو زندگی تو وجود نداشته طوری که انگار هیچوقت نبودم
ولی برای من،تو اصلا اینطور نیستی عزیزکم چون برای من مهم نیست چقدر ازت دور باشم یا حتی مهم نیست که چقدر قلبم رو شکونده باشی تو در هر شرایطی و در هر لحظه از زندگی همیشه در ذهن و قلب شکسته لینات به یادگار میمونی
🍓1
Where's My Love
Syml
Did you run away?
Did you run away?
I don't need to know
But if you ran away, if you ran away, come back home
Just come home

3:17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام خرس گنده‌ی رایان

انگاری که مثل همیشه انتخاب من تو هستی،تویی که حتی انتخاب شدی که برای این نامه با تمام احساساتی که بهت دارم برات بنویسم
البته نمیدونم چی میتونم بنویسم یا حتی نمیدونم چی بنویسم تا بتونم احساسات عجیبی که در وجودم ایجاد کردی رو توصیف کنم
احساساتی که نه به دوستی نزدیکه و نه به عشقی که همه ازش حرف میزنن
خیلی پیچیده اس ،انقدر پیچیده که حتی کلمات هم نمیتونن توصیف درستی ازش داشته باشن تا بتونن نشون بدن، چقدر میتونه بازگو کردن احساساتی که حتی خودت هم نمیدونی چی هستش سخته
یا شاید هم من برای بازگو کردن واقعیت به اندازه ای قدرتم رو جمع نکردم که دست از انکار کردن بردارم تا ان را با صدای بلند فریاد بزنم
اما میدونی چیه خرسک من؟
با وجود تمام این احساسات عجیب غریب با وجود تمام انکار ها، هنوز هم میتونم بگم که وجود تو،آغوش تو،حتی گرفتن دستای تو بهم حس زندگی کردن میده
حسی که توی هیچ آغوشی، توی هیچ دستی نتونستم پیداش کنم،تو انگار از اول هم خاص بودی،به چشمم،به قلبمم حتی به نفس های که وقتی کنارت بودم می‌کشیدم هم حس خاصی میدادی
مثلا وقتی کنارم بودی نفسام تند میشد ،ضربان قلبم غیرنرمال میشد
بخاطر همین همیشه وقتی بهم میرسیدی و میدیدی رایانت مثل همیشه داره تند تند نفس میکشه میپرسیدی چرا انقدر تند تند نفس میکشم
و من هربار میخندیدم و میگفتم"هیچی ، فقط فکر کنم قلبم دیوونه شده"
حرفمم درست بودا!
نه اینکه دروغ گفته باشم ،قلبم انقدر دیوونه وار میزد که باعث میشد همه چیز از کنترل خارج بشه دستام شروع میکرد به یخ کردن و حتی نمیتونستم به چشمات نگاه بکنم
میدونی که،من آدم خجالتی هیچوقت نبودم
برعکس خیلی میتونستم آدم شلوغی باشم یا حتی پرحرف
ولی وقتی به تو می‌رسیدم انگار همه چی فرق می‌کرد انگار هرچیزی که در اون زمان برام میتونست ممکن باشه با دیدن تو غیرممکن میشد
خرسک من،من شناگر خیلی خوبیم ولی نمیدونم چرا هروقت به تو میرسم و در اون چشم ها غرق میشم، دست و پام سِر میشه طوری که انگار تمام وجودم تبدیل به یه تیکه گوشت شده که نمیتونه خودش رو حرکت بده
اون چشم ها طوری من رو در خودش غرق میکنه که من حتی متوجه نمیشم چطور غرق در آن چشم ها میشم
میدونی خرسک من ،غرق شدن من فقط مختص چشمات نیست بلکه حتی در اغوشت که مثل یه مکان امن برام هستش هم، میتونه به راحتی من رو غرق در خودش کنه،غرقی که هیچ غریق نجاتی نمیتونه من را از آن نجات بده چون هیچکدوم از آن غریق نجات ها نمیدونن،نمیدونن که چقدر اغوش های تو آرامش بخشه،نمیدونن آغوش های تو برای من حکم بهترین آغوش های دنیا رو داره
آغوشی که با هیچ چیز عوضش نمیکنم
حتی اگر منجر به خفه شدنم در احساسات پیچیده ای که بهت دارم بشه
❤‍🔥1
More Than Friends
Isabel Larosa
My heart's racin' now, I just can't take a breath
I'm catchin' you starin' again
I swear all this shit isn't just in my head
I know that we're more than
Friends, friends, friends
I know that we're more than
Friends, friends, friends

0:56
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید روزی اگر بتوانم با کودکی که در درونم رهایش کرده ام حرف بزنم این اهنگ پخش شود
روزی که میتوانم تصور کنم که ناباور به دختر گریانی که جلوی من ایستاده و هق هق می‌کند نگاه میکنم
دختر کوچکی که بخاطر تمام زمان هایی که رهایش کرده ام مرا سرزنش میکند و مرا بخاطر نبودن هایی که باید در کنارش می بودم بازخواست میکند
و من،من فقط قرار است در مقابلش سکوت کنم ، اشک بریزم و با شنیدن صدای هر هق هق از سوی او، ریشه های قلبم کنده شود
میتوانم تصور کنم که قرار است چقدر دردناک باشد،روبه‌رو شدن با هستیِ پنج ساله ای که تمام مدت به دنبالش گشته ام و حالا،حالا که پیدایش کرده ام حتی نمیتوانم قدمی به سویش بردارم
ولی شاید،شاید در آن زمان بتوانم تمام قدرتم را در وجودم جمع کنم و دیگر نگذارم از دستانم فرار کند
شاید با همان قدرت کم،قدمی سمتش بردارم تا بتوانم دستانم را سمتش دراز کنم تا ان دستان کوچک پر از زخم و یخ زده اش را بگیرم و غرق در بوسه اش کنم
شاید توانستم محکم او را در اغوش بگیرم و با صدای بلند گریه کنم و اشک بریزم و بهش بگویم چقدر متاسف هستم که تنهایش گذاشته ام
شاید توانستم بهش بگویم که در ان زمان که تصمیم به رها کردنش گرفته بودم، چقدر ترسیده بودم،چقدر درمانده و رنجیده از گذشته تلخی که داشتم بودم
شاید توانستم بهش بگویم که بعد از رفتن از کنار او چطور گرما و شادی از زندگی ام پر کشید و سرمای نبودنش تمام زندگی ام را فرا گرفت
و شاید،فقط شاید او هم مرا درک کرد و متقابل تن خسته ام را در آغوش گرفت
شاید او هم از تنهایی اش برایم گفت، از زمان هایی که کابوس میدید ولی نتوانست مرا صدا بزند تا اغوشم را به رویش باز کنم و در اغوشش بگیرم گفت
شاید بهم گفت که او هم دلتنگم شده است،دلتنگ زمان هایی که وقتی خسته از همه چیز میشد و در گوشه ای تاریک از قلبم خودش را قایم میکرد تا من دوباره او را پیدایش کنم و تن کوچکش را در اغوشم بگیرم شده
شاید او هم بگوید که مثل من چه روز ها مثل ماهي که از آب خارجش کردن برای اغوش آشنای من تقلا کرده است
شاید من را بخاطر تمام کار هایی که باید برایش میکرده ام ولی نکرده ام ببخشد
شاید من را بخاطر تمام آن زمان هایی که نیاز بهم داشت ولی نبودم ،زمان هایی که حتی مادری نداشت که او را صدا بزند تا در اغوشش بگیرد و بغلش کند و بهش بگوید همه چیز درست میشود ببخشد
و شاید او هم بفهمد که من هم مثل او بودم،مثل او بدون آغوش بزرگ شدم
آغوشی که هردو نیاز داشتیم به یکدیگر بدهیم ولی هیچوقت نتوانستیم آن را داشته باشیم چون من نتوانستم قوی باشم نه برای خودم و نه برای او و نه برای ما
من در آن زمان درمانده و بی تعلق از همه چیز و همه کس بودم،خسته از تمام اتفاقات بودم فکر میکردم دیگر اینجا ته خط من است،منی که حتی نگاهی به پشت سرم نکردم تا ببینم هستی کوچولو با دستان کوچکش ،انگشت کوچکم را در دست گرفته و سرش را روی پهلوی ام گذاشته و سعی بر آرام کردن من دارد
ندیدم،ندیدم که او هم مثل من بود،ندیدم که او هم مثل من نیاز داشت تا او را متقابل در اغوش بگیرم تا بهش بگویم من اینجا هستم کوچولوی من‌...
ولی میدانی چیه هستی جانِ من؟
اگر روزی تو را ببینم قسم میخورم محکم بغلت میکنم آنقدر محکم که معلوم نشود که این زخم ها روی بدن من است یا روی تو...
قسم میخورم دیگر تنهایت نمی‌گذارم حتی اگر روحم از جسمم بیرون رود و تنم را سرد کند
ولی می‌دانم...
می‌دانم که تو مرا نمیبخشی
می دانم که دیگر پیدا نمی‌شوی
می دانم که هیچوقت نمی‌توانی مرا بخاطر اینکه تو را از خودم و از تمام لحظاتی که می‌توانستیم با یکدیگر داشته باشیم محروم کرده ام ببخشی
ولی دخترک بی پناه من...من هنوز هم اینجا هستم،درست در همان جایی که دستانت را رها کردم تا بروی، درست همینجا ایستاده ام تا تو را دوباره در اغوشم بگیرم و گرمای وجودت را حس کنم،هنوز هم در این سرمای طاقت فرسا اینجا هستم تا تو را پیدا کنم،تا دوباره تو را حس کنم تمامِ قلب و روح من...

نامه ای از طرف هستیِ ترسو و دلتنگ شده‌یِ تو...
💔4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ممنون که تا الان صبور بودید و منتظر موندید
مرسی که تو این چالش شرکت کردید
امیدوارم تونسته باشم احساسات و حرف هایی که دوست داشتید بشنوید یا حتی بخونید رو براتون تو نامه هایی که به دستتون رسیده ادا کرده باشم
اگر کسی جا موند حتما بهم تو ناشناس بگه
لطفا نامه هاتون دوست داشته باشید
با عشق نوشتمشون
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM