I was so proud of my son Aegon during that bardic speech and his son Sunfyre🥹
جدی انقدر چرتوپرت میگن فنای هاتد که ایکاش رینیرا و اگان باهم با اژدهاهای خوشگلشون همهشون رو به آتیش میکشیدن
🔥1
اپیزود The Dragon in Winter یه قسمت عجیب و دوقطبی بود. از اون قسمتایی که یه نیمهی بزرگش میتونه جزو بهترین صحنههای کل سریال باشه و نیمهی دیگهش جزو mehترینها. در کل اپیزود خوبی بود و دوستش داشتم امیدوارم قسمت آخر هم همینقدر honourable باشه.
سکانس ایموند و توهمش از آلیسنت توی هرنهال رو داشتیم که واقعا چرا؟😭✨
این دومین باریه که سریال یه صحنهی اینسست مادر و پسر بین ایموند و آلیسنت میسازه اونم وقتی که هیچکدومشون پایهای توی کتاب "Fire & Blood" ندارن. واقعا باید پرسید چرا سازندهها اینقدر روی این مسئله پافشاری میکنن؟ نه فقط ناراحتکننده و بیمزهست، بلکه داره شخصیت ایموند رو هم مسطح و کمعمق میکنه دیگه انگار کل هویت و انگیزهش تبدیل شده به "کمپلکس مادری"، در حالی که فصلهای اول و دوم ازش یه آدم پیچیده و ترسناک ساخته بودن. آلیسنت هم همینطور. انگار نویسندهها نمیدونن باهاش چیکار کنن که ✌️منفورتر✌️ بشخ پس هی میندازنش تو موقعیتهای تحقیرآمیز که اکثرا بعدش دیگه هیچوقت بهشون اشاره نمیشه.
صحنهی بازیگری خوبه یوان میچل و اولیویا کوک واقعا دارن تمام تلاششون رو میکنن و عالی هم هستن ولی کل خط داستانی هرنهال داره فقط درجا میزنه.
پسرم در برابر سربازای وفادار به رینیرا خودش رو پادشاه واقعی معرفی میکنه، همونی که هایسپتون تاجگذاریش کرده و حاضر نیست جلوی "ادعای دروغین" رینیرا زانو بزنه. درست همون لحظه، سانفایر از پشت درختها ظاهر میشه. اژدهایی که همه فکر میکردن بعد از نبرد روکس رست مرده، زنده مونده و صدای صاحبش رو شنیده و اومده نجاتش بده. نصف صورتش سوخته، دقیقا مثل صورت خود اگان، و این تقارن بصری فوقالعادهست.
تام گلین-کارنی توی این صحنه احتمالا بهترین اجراش توی کل سریال رو داره حتی بهتر از اون پارت بعداز مرگ پسرش جهریس. اینجا واقعا حس میکنی سریال بالاخره داره به اگان بهعنوان یه شخصیت واقعی احترام میذاره و نه فقط یه پادشاه ضعیف و بیاراده.
تام گلین-کارنی توی این صحنه احتمالا بهترین اجراش توی کل سریال رو داره حتی بهتر از اون پارت بعداز مرگ پسرش جهریس. اینجا واقعا حس میکنی سریال بالاخره داره به اگان بهعنوان یه شخصیت واقعی احترام میذاره و نه فقط یه پادشاه ضعیف و بیاراده.
نبرد اژدهاها هم من به عنوان یک فن واقعا دوست داشتم و جالب بود ولی از من بپرسید، میگم که مشکلاتی هم داشت. رینا با شیپاستیلر داره دنبال وگار میگرده که دیمون و کاراکسس پیداش میکنن، بعد رینیرا و آدام هم میرسن و یه نبرد چهار-اژدهایی راه میفته. از نظر بصری بزرگترین صحنهی اژدهایی سریاله، ولی حس میکنم خیلی توخالیه. بیشتر شبیه یه اکشن دیجیتال به نظر میاد تا صحنهای که واقعا براش زمینهچینی احساسی شده باشه. رابطهی رینا و شیپاستیلر تقریبا از قسمت اول فصل هیچ صحنهی صمیمانهای نداشته پس وقتی الان قراره اینقدر بزرگ و پرهیجان جلوه کنه و ببعی دزد رم کنه برای نجات رینایی که داره سعی میکنه خودش رو آزاد کنه، حس نمیکنی اون وزن احساسی رو داره.
در کل اگه یه صحنه خفن پر از هرجومرج میخواستن، میتونستن همون بودجه و زمان رو صرف صحنههایی مثل فیشفید یا نبرد هانیواین کنن✨
در کل اگه یه صحنه خفن پر از هرجومرج میخواستن، میتونستن همون بودجه و زمان رو صرف صحنههایی مثل فیشفید یا نبرد هانیواین کنن✨
راجع به پارت رینیرا و میساریا هم من دوستش داشتم چون این دوتا از رومن امپایرهای من هستن. تنها مشکلش سفیدشویی مجدد دیمون بود.
در کل ما که لذت بردیم😔🤝✨
در کل ما که لذت بردیم😔🤝✨
قسمت آخر باید نبرد اول تامبلتون رو نشون بده، جایی که خیانت اولف میتونه کل موازنهی قدرت رو به هم بزنه. الان گرینز با سانفایر، اولف و سیلورویینگ دارن به رینیرا نزدیک میشن، در حالی که قبلا رینیرا ۶ به ۱ برتری داشت.
شخصا به این قسمت ۸.۵ میدم و نمرهی imdb هم بار آخر که چک کردم همین نمره بود.