اوریون نبولا
160 subscribers
88 photos
75 videos
2 files
2 links
🌒اوریون نبولا :🌘
اوریون نبولا زیباترین سحابی نزدیک به ماست...
جایی که ۴۶۰۰ میلیون سال پیش خورشید متولد شد...

برای خودم مینویسم نه شما !


👇فحشی سخنی
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzAyMDI2MTI3
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از اینجا مث غریبه برین ...🚶🏻‍♂
از این شهر واسه همیشه برین ...🕊
@letshide⚜
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آنکه تصمیم گرفت آتشِ بلوا باشد ..‌.
وسطِ مَغلطه در مَغلطه تنهآ باشد ...
@letshide⚜
زندگی برای من بیشتر از اینکه شبیه شعرهای شکسپیر عاشقانه و دوست داشتنی باشه شبیه تابلوهای سالوادور دالیه ...
گنگ و نا مربوط ...
اگه یه آدم تو شعرهای شکسپیر گم بشه بالاخره میتونه خودشو از یه قبرستونی پیدا کنه ولی کسی که تو تابلوهای دالی گم میشه دیگه راهی برای پیدا شدن نداره باید همونجا بمونه تا همه چیز تموم بشه ...
من خودمو بدجوری گم کردم
مثل تابلوهای دالی
فک کن یه پل جلوته و قراره ازش عبورکنی ... وقتی میرسی وسطش یه لحظه برمیگردی و پشت سرتو نگاه میکنی ...
میبینی پشت سرت هیچی نیست ! هیچی هیچی ...
جلوتو نگاه میکنی میبینی جلوتم هیچی نیست ...
حالا باید چه غلطی بکنی؟
فقط یه راه میمونه که خودتو از پل بندازی پایین ولی اون پایین اونقدر جنازه تلنبار شده که اجازه سقوط رو ازت میگیره ...
من سالهاست روی همچین پلی ام
ادما تو همچین موقعیتی ناچار میشن به آسمون نگاه کنن .
وای اگه از آسمون هم جوابی نشنون ...
اونوقته که دیگه چاره ای جز پریدن ندارن ...
#این_فکرا_چیه_نصف_شبی
#بگیر_بخواب_فردا_امتحان_داری
@letshide🕸
آدم ها را راحت حذف می کنم و همیشه متهم بوده ام به قساوت.
اما کسی نمی داند هیچ مرگی ناگهانی نیست...
آدم ها یک مرتبه از چشم هم نمی افتند...
به تدریج...
آرام آرام...
مثل قطره قطره آب شدن یک گلوله برفی بزرگ.
و بعد، ناگهان، یک روز رخ می دهد.
عاقبت یک روز کسی برایم تمام می شود، و دیگر هرگز نمی توانم به او فرصت دوباره ای بدهم.
فرقی هم ندارد، دوست، یار، دلبر، همکار، رفیق دیرین.
انکارش می کنم، طوری که انگار هرگز نبوده.
و بعد شورش می کند که چرا یک مرتبه؟!
و حاضر نیست ببیند که یک مرتبه نبوده، و در تمام این سالها و روزها با اره ای کند و سمج در حال بریدن ریشه ها بوده.
و بین رفیق ها، مشخصا کسی را که ناسپاس است راحتِ راحت می کُشم، یا کسی را که دورو و دروغگوست، و همانطور که هم پیاله بدگوهای توست دم از رفاقتی باشکوه می زند، یا کسی را که برایت می میرد و خوب می دانی تمامش اداهای مسخره است، یا کسی را که تنها به اندازه منافعش رفیق است.
این ترسناک ترین بخش وجود من است، این که هرگز نمی توانم به کسی که از او سلب اعتماد کرده ام یا درهای دلم را به رویش بسته ام، فرصت دوباره ای بدهم.
یاد گرفته ام آدمی که یک بار تو را به مرزهای جنون می رساند، می تواند بارها و بارها این کار را تکرار کند، بدون این که یاد بگیری مقابله کنی.
پس، متبرک باد دوری و دوستی.
یا دوری و دشمنی.
متبرک باد دوری، که در این قبیله نام دیگرش تنهایی است.
متبرک باد تنهایی، در سخت ترین روزها، و سخت ترین شب ها.
@letshide🎭
Oy Yarê
Hozan Dîno
میگه که :
ای یار، ای دوست
ستارە شبهای تاریک
امید قلبهای سرد
نبینم کە از من دورباشی
🖤🔒🎵
@letshide
Put on a happy face 🤡
@letshide :):
تو تاریکی
او و دوستانش
بده دستاتو خودم میشم ریشه ی تو...🍂
[حس جالب و خاصی داره این یکی]
🖤🎼🔒
@letshide🥀
یه روایت جالب هست که میگه
معاويه وقتی كه فرستاده علیّ بن أبی طالب در شام بود، در حالى كه روز چهارشنبه بود گفت اعلام برگزاری نماز جمعه كنيد!
اعلام نماز جمعه كردند و مردم آمدند و در روز چهارشنبه نماز جمعه خواند!
احدى هم به او اعتراض نكرد...
معاویه در خفا نماينده على را خواست و به او گفت:
«برو به على بگو با صد هزار شمشيرزن به سراغ تو مى آيم كه چهارشنبه را از جمعه تشخيص نمى دهند! به على بگو حساب كار خودت را بكن ...»

چقدر در سراسرِ تاریخ جاریِ این روایت ...
بنظرم همیشه تاریخ بیشتر از این که از ظلم ستمگران آسیب دیده باشه ‌.
از جهالت و سکوت عوام ضربه خورده.
صدالبته که جهالتی اگر نبود فرصتی هم برای زورگویی وجود نمی داشت ...
شاید بهمین خاطره که از دید خیلی از بزرگان ستمگری و ستم پذیری یکسان شمرده شده !
@letshide
کمانچه امامیار حسنف
دلبریم
همه در دل من
جایی برای خود داشتند
حال که آنجا
کشور تو بود...
.
#علی_لیدار
تکنوازی کمانچه از #امامیار_حسنف
#موسیقی_بشنویم🎼🔒🖤
@letshide⚡️
Channel name was changed to «💫 اوریون نبولا 💫»
Channel photo updated
اوریون نبولا
Channel name was changed to «💫 اوریون نبولا 💫»
🌒اوریون نبولا (صورت فلکی شکارچی) :🌘
اوریون نبولا زیباترین سحابی نزدیک به ماست ...
محل تولد ستاره های کهکشان کوچک ما ...
جایی که ۴۶۰۰ میلیون سال پیش خورشید متولد متولد شد ...
لفت ندین ...
من قول فروش اعضای بدن شماها رو به یک خریدار انسان دادم.💀👻
@letshide☠😁
ما خودمان خواستیم در آخر مسیر هم صحبت مردم شویم ...
همان جایی که جز خدا و ما هیچ کسی را نمی شناسند ...
ما خودمان خواستیم صاحب حال بد انسان ها باشیم...
همان هایی که حال خوبشان را در بانک و فروشگاه و شاید گل فروشی جا گذاشته اند !
ما خودمان خواستیم همیشه نقاب لبخند بر چهره داشته باشیم و همه چیز را خوب جلوه دهیم تا درد اضافه نباشیم بر آلام مریض ...
ما خودمان خواستیم بی خوابی هایمان در پیشوند "دکتر" خلاصه شود تا مردم راحت بنشینند تعداد مریض ها را در حق ویزیت ضرب کنند و حاصل را با درآمدشان مقایسه کنند ...
ما خودمان خواستیم گونه نادری از آدمیزاد باشیم که نه تنها جایزالخطا نیست بلکه خطا برای او کاملا ممنوع بوده و عوارض خطرناکی برای او و سایر همکارانش دارد !
ما خودمان خواستیم سکوت کنیم تا درآمدمان را مکروه کنند، مسئول تمام فرار های مالیاتی شویم و بی استعداد ها را سهمیه بندی کنند تا یکی یکی همکار ما شوند
ما خودمان خواستیم اینگونه مظلوم باشیم تا مادران در ذهن کودکانشان از ما یک جلاد بسازند ....
ما خودمان خواستیم جوانیمان به بطالت نگذرد اما حالا فهمیدیم برای گذران ایام جوانی باطل تر از درس و کتاب و امتحان در دنیا وجود ندارد
شاید این همه تلاش می توانست از ما یک قهرمان بسازد روی سکوی المپیک یا یک سوپر استار در سینما شاید هم یک خواننده مطرح روی استیج
اما ما خودمان خواستیم همه این تلاش ها خلاصه شود در یک واژه مقدس به نام "پزشک"
و عجیب واژه مسولیت زایی است این واژه پزشک
چه شب هایی که نه به خاطر امتحان و ترس از نمره بلکه فقط به خاطر جان مریض هایمان بیدار ماندیم و آنقدر خواندیم که نفهمیدیم ماه کی آسمانش را به خورشید داده است...
چه راهی را که نرفته ایم ...
خورشید چراغ راهمان ...
روز ❤️پزشک❤️ مبارک

#پزشک_خوبم_زیاده
#بخدا_زیاده

@letshide☀️
Paeez
Kankash Ft 10D
گفتن همه چی حل میشه دیدی نشد ؟🥀🍂
🖤🎵🔒
@letshide✨
شیخ ما (منصور حلاج) دلتنگ یار بود. به خانه یار رسید، قدش به پنجره نرسید.
سر خویش برید و زیر پا نهاد و قدش برسید!
معشوق تماشا کرد...
#تذكره_الاوليا
@letshide🥀
دیگر اکنون دیری و دوری ست
کاین پریشان مرد ...
این پریشانِ پریشانگرد
در پس زانوی حیرت مانده، خاموش است ...
لیک در ژرفای خاموشی
ناگهان بی اختیار از خویش می‌پرسد
کآن چه حالی بود؟
آنچه می‌دیدیم و می‌دیدند
بود خوابی، یا خیالی بود؟
خامش، ای آواز خوان! خامش
در کدامین پرده می‌گویی؟
وز کدامین شور یا بیداد؟
با کدامین دلنشین گلبانگ، می‌خواهی
این شکسته خاطر پژمرده را از غم کنی آزاد؟
چرکمرده صخره‌ای در سینه دارد او
که نشوید همت هیچ ابر و بارانش
پهنه ور دریای او خشکید...
کِی کند سیراب جود جویبارانش؟
با بهشتی مرده در دل،‌کو سر سیر بهارانش؟
خنده؟ اما خنده‌اش خمیازه را ماند
عقده‌اش پیر است و پارینه
لیک دردش درد زخم تازه را ماند ...

امروز سالمرگِ استاد اخوان ثالث بود🖤
روزی که شاعرِ زمستان رفت🥀❄️

@letshide✨