چند سالی بود با هم رفیق بودیم
انقدر رفیق بودیم که حتی اگر مدرسه هم تعطیل بود باید همدیگر را می دیدیم...
انقدر رفیق بودیم که ساندویچ کالباس مدرسه را با هم نصف کنیم ...
چند وقتی بود بینمون شکراب شده بود ...
دیگر هیچ چیز مثل گذشته نبود...
نه دوست بودیم نه دشمن...
تا اینکه خیلی اتفاقی شنیدم به دروغ به معلممان می گوید که فلانی وقت امتحان تقلب می کند...زنگ آخر به او گفتم که حرف هایش را شنیدم... اولش قبول نکرد ولی وقتی باور کرد دعوایمان شد...
بدجور دعوایمان شد...
ولی من نمی خواستم دعوا کنم... او رفیقم بود...
از او کتک خوردم... فقط نگاهش می کردم و او را به عقب هول می دادم...
دعوا که تمام شد، وقتی به خانه رفتم، در اتاق را قفل کردم و تا شب بیرون نیامدم...
رو به روی آینه ایستادم و به غرورم فکر کردم... به اینکه چرا او را نزدم... به اینکه اگر من هم او را زده بودم حالا انقدر عصبی نبودم و آرامش داشتم... به انتقام فکر کردم...
آفتاب که بیرون زد کوله ام را برداشتم و رفتم به سمت مدرسه... نه برای درس... برای انتقام...
تمام مدت به جای گوش کردن به درس، به انتقام فکر می کردم...
مدرسه که تمام شد وقتی از کنارم رد شد لبخند زد... خونم به جوش آمد... این بار من او را زدم... زدم...
وقتی به خانه رفتم تمام لحظه های رفاقتمان جلوی چشمم بود...
ساندویچ های نصفه ی کالباس جلوی چشمم بود...
من مانده بودم و یک بغض سنگین که تا صبح بیدار نگه م می داشت...
همان شب بود که فهمیدم انتقام گرفتن آرامش نمی آورد... انتقام گرفتن خوشحالم نمی کند...
انتقام هیچ چیزی را درست نمی کند...
فهمیدم من آدم انتقام گرفتن نیستم...
کاش بودم ....🤦🏻♂
@letshide
انقدر رفیق بودیم که حتی اگر مدرسه هم تعطیل بود باید همدیگر را می دیدیم...
انقدر رفیق بودیم که ساندویچ کالباس مدرسه را با هم نصف کنیم ...
چند وقتی بود بینمون شکراب شده بود ...
دیگر هیچ چیز مثل گذشته نبود...
نه دوست بودیم نه دشمن...
تا اینکه خیلی اتفاقی شنیدم به دروغ به معلممان می گوید که فلانی وقت امتحان تقلب می کند...زنگ آخر به او گفتم که حرف هایش را شنیدم... اولش قبول نکرد ولی وقتی باور کرد دعوایمان شد...
بدجور دعوایمان شد...
ولی من نمی خواستم دعوا کنم... او رفیقم بود...
از او کتک خوردم... فقط نگاهش می کردم و او را به عقب هول می دادم...
دعوا که تمام شد، وقتی به خانه رفتم، در اتاق را قفل کردم و تا شب بیرون نیامدم...
رو به روی آینه ایستادم و به غرورم فکر کردم... به اینکه چرا او را نزدم... به اینکه اگر من هم او را زده بودم حالا انقدر عصبی نبودم و آرامش داشتم... به انتقام فکر کردم...
آفتاب که بیرون زد کوله ام را برداشتم و رفتم به سمت مدرسه... نه برای درس... برای انتقام...
تمام مدت به جای گوش کردن به درس، به انتقام فکر می کردم...
مدرسه که تمام شد وقتی از کنارم رد شد لبخند زد... خونم به جوش آمد... این بار من او را زدم... زدم...
وقتی به خانه رفتم تمام لحظه های رفاقتمان جلوی چشمم بود...
ساندویچ های نصفه ی کالباس جلوی چشمم بود...
من مانده بودم و یک بغض سنگین که تا صبح بیدار نگه م می داشت...
همان شب بود که فهمیدم انتقام گرفتن آرامش نمی آورد... انتقام گرفتن خوشحالم نمی کند...
انتقام هیچ چیزی را درست نمی کند...
فهمیدم من آدم انتقام گرفتن نیستم...
کاش بودم ....🤦🏻♂
@letshide
شورلت از ماشین جدیدش رونمایی کرد. این ماشینهای اسپورت باید تا اونجایی که میشه به سطح زمین نزدیک باشند. اما این زیادی اسپورت بودن توی خیابونهای پر دست انداز شهری مشکل ایجاد میکنه. برای همین یک قابلیت جدید بهش اضافه کردن.. وقتی میرسی به سرعتگیر میتونی شاسی رو یکمی بیاری بالاتر تا گلگیر به آسفالت نخوره. خود ماشین یادش میمونه کی این کار رو کردی و با جیپیاس میدونه دقیقا کجا بود. دفعه بعد که دوباره خواستی از همونجا رد شی، خودش شاسی رو میاره بالاتر!
خیلی استعاریه نه؟ ماشینها دارند تربیت میشن، ولی انسان هنوز به تربیت مقاومت نشون میده. یک بار بهش بگی چاله کجاست و چه کاری خطاست، کافی نیست. باید هر دفعه بش گوشزد کنی، خودش تشخیص نمیده! ماشینها دارند یاد میگیرند سرشون به سنگ نخوره ... ولی انسان اصرار داره تا درد خوردن سنگ به سر رو بچشه....
چرا؟
@letshide
خیلی استعاریه نه؟ ماشینها دارند تربیت میشن، ولی انسان هنوز به تربیت مقاومت نشون میده. یک بار بهش بگی چاله کجاست و چه کاری خطاست، کافی نیست. باید هر دفعه بش گوشزد کنی، خودش تشخیص نمیده! ماشینها دارند یاد میگیرند سرشون به سنگ نخوره ... ولی انسان اصرار داره تا درد خوردن سنگ به سر رو بچشه....
چرا؟
@letshide
انّا حملنا الحزن ٲعواما و ما طلع الصباح
ما سالها اندوه را بر دوش کشیدیم...
و صبح طلوع نکرد...
#محمود_درويش ✒️
@letshide🌥🌑
ما سالها اندوه را بر دوش کشیدیم...
و صبح طلوع نکرد...
#محمود_درويش ✒️
@letshide🌥🌑
جایی نوشته بود انسان و شامپانزه چیزی حدود ۹۹/۴ شباهت ژنتیکی دارن ...
پیچیده ترین کاری که یک شامپانزه میتونه انجام بده چیه؟
شاید بشه گفت حل کردن یه پازل بسیار ساده و یاد گرفتن چندتا آوای ابتدایی برای ارتباط برقرار کردن با بقیه شامپانزه ها .
اونوقت پیچیده ترین کاری که ما انسان های خردمند انجام دادیم چی بود ؟
چمیدونم قدم گزاشتن روی ماه یا
ساخت تلسکوپ هابل یا رسیدن به فرمول e=mc2
خیلی جالبه برام
چیزی که یک موجود رو از حل کردن یک پازل ساده به ساخت تلسکوپ هابل و پاگذاشتن روی کرات دیگه میرسونه فقط توی یک درصد ژنتیک ماست.
این همه تفاوت فقط توی یک درصد؟؟؟
میدونین کجای قضیه جالب تر و وحشتناک تره؟
فرض کنین یه جایی از این عالم موجوداتی باشن که همون یک درصد برتری ای ک ما به شامپانزه ها داریم
اون ها این یک درصد برتری رو نسبت به ما داشته باشن !
اونوقت ساختن تلسکوپ هابل براشون مثل پازلایی میمونه ک شامپانزه ها حل میکنن ...
یا شایدم بچه هاشون توی کلاس اول ابتدایی فرمول ماده انرژی انیشتین و کوانتوم سیاهچاله ای استیون هاوکینگ رو درک کردن ...
و چقدر ترسناک عجیب و جالب خواهد بود اگرموجودی وجود داشته باشه ک فقط یک درصد از نظرژنتیکی ازما تکامل یافته ترباشه ...
@letshide
پیچیده ترین کاری که یک شامپانزه میتونه انجام بده چیه؟
شاید بشه گفت حل کردن یه پازل بسیار ساده و یاد گرفتن چندتا آوای ابتدایی برای ارتباط برقرار کردن با بقیه شامپانزه ها .
اونوقت پیچیده ترین کاری که ما انسان های خردمند انجام دادیم چی بود ؟
چمیدونم قدم گزاشتن روی ماه یا
ساخت تلسکوپ هابل یا رسیدن به فرمول e=mc2
خیلی جالبه برام
چیزی که یک موجود رو از حل کردن یک پازل ساده به ساخت تلسکوپ هابل و پاگذاشتن روی کرات دیگه میرسونه فقط توی یک درصد ژنتیک ماست.
این همه تفاوت فقط توی یک درصد؟؟؟
میدونین کجای قضیه جالب تر و وحشتناک تره؟
فرض کنین یه جایی از این عالم موجوداتی باشن که همون یک درصد برتری ای ک ما به شامپانزه ها داریم
اون ها این یک درصد برتری رو نسبت به ما داشته باشن !
اونوقت ساختن تلسکوپ هابل براشون مثل پازلایی میمونه ک شامپانزه ها حل میکنن ...
یا شایدم بچه هاشون توی کلاس اول ابتدایی فرمول ماده انرژی انیشتین و کوانتوم سیاهچاله ای استیون هاوکینگ رو درک کردن ...
و چقدر ترسناک عجیب و جالب خواهد بود اگرموجودی وجود داشته باشه ک فقط یک درصد از نظرژنتیکی ازما تکامل یافته ترباشه ...
@letshide
زندگی برای من بیشتر از اینکه شبیه شعرهای شکسپیر عاشقانه و دوست داشتنی باشه شبیه تابلوهای سالوادور دالیه ...
گنگ و نا مربوط ...
اگه یه آدم تو شعرهای شکسپیر گم بشه بالاخره میتونه خودشو از یه قبرستونی پیدا کنه ولی کسی که تو تابلوهای دالی گم میشه دیگه راهی برای پیدا شدن نداره باید همونجا بمونه تا همه چیز تموم بشه ...
من خودمو بدجوری گم کردم
مثل تابلوهای دالی
فک کن یه پل جلوته و قراره ازش عبورکنی ... وقتی میرسی وسطش یه لحظه برمیگردی و پشت سرتو نگاه میکنی ...
میبینی پشت سرت هیچی نیست ! هیچی هیچی ...
جلوتو نگاه میکنی میبینی جلوتم هیچی نیست ...
حالا باید چه غلطی بکنی؟
فقط یه راه میمونه که خودتو از پل بندازی پایین ولی اون پایین اونقدر جنازه تلنبار شده که اجازه سقوط رو ازت میگیره ...
من سالهاست روی همچین پلی ام
ادما تو همچین موقعیتی ناچار میشن به آسمون نگاه کنن .
وای اگه از آسمون هم جوابی نشنون ...
اونوقته که دیگه چاره ای جز پریدن ندارن ...
#این_فکرا_چیه_نصف_شبی
#بگیر_بخواب_فردا_امتحان_داری
@letshide🕸
گنگ و نا مربوط ...
اگه یه آدم تو شعرهای شکسپیر گم بشه بالاخره میتونه خودشو از یه قبرستونی پیدا کنه ولی کسی که تو تابلوهای دالی گم میشه دیگه راهی برای پیدا شدن نداره باید همونجا بمونه تا همه چیز تموم بشه ...
من خودمو بدجوری گم کردم
مثل تابلوهای دالی
فک کن یه پل جلوته و قراره ازش عبورکنی ... وقتی میرسی وسطش یه لحظه برمیگردی و پشت سرتو نگاه میکنی ...
میبینی پشت سرت هیچی نیست ! هیچی هیچی ...
جلوتو نگاه میکنی میبینی جلوتم هیچی نیست ...
حالا باید چه غلطی بکنی؟
فقط یه راه میمونه که خودتو از پل بندازی پایین ولی اون پایین اونقدر جنازه تلنبار شده که اجازه سقوط رو ازت میگیره ...
من سالهاست روی همچین پلی ام
ادما تو همچین موقعیتی ناچار میشن به آسمون نگاه کنن .
وای اگه از آسمون هم جوابی نشنون ...
اونوقته که دیگه چاره ای جز پریدن ندارن ...
#این_فکرا_چیه_نصف_شبی
#بگیر_بخواب_فردا_امتحان_داری
@letshide🕸
آدم ها را راحت حذف می کنم و همیشه متهم بوده ام به قساوت.
اما کسی نمی داند هیچ مرگی ناگهانی نیست...
آدم ها یک مرتبه از چشم هم نمی افتند...
به تدریج...
آرام آرام...
مثل قطره قطره آب شدن یک گلوله برفی بزرگ.
و بعد، ناگهان، یک روز رخ می دهد.
عاقبت یک روز کسی برایم تمام می شود، و دیگر هرگز نمی توانم به او فرصت دوباره ای بدهم.
فرقی هم ندارد، دوست، یار، دلبر، همکار، رفیق دیرین.
انکارش می کنم، طوری که انگار هرگز نبوده.
و بعد شورش می کند که چرا یک مرتبه؟!
و حاضر نیست ببیند که یک مرتبه نبوده، و در تمام این سالها و روزها با اره ای کند و سمج در حال بریدن ریشه ها بوده.
و بین رفیق ها، مشخصا کسی را که ناسپاس است راحتِ راحت می کُشم، یا کسی را که دورو و دروغگوست، و همانطور که هم پیاله بدگوهای توست دم از رفاقتی باشکوه می زند، یا کسی را که برایت می میرد و خوب می دانی تمامش اداهای مسخره است، یا کسی را که تنها به اندازه منافعش رفیق است.
این ترسناک ترین بخش وجود من است، این که هرگز نمی توانم به کسی که از او سلب اعتماد کرده ام یا درهای دلم را به رویش بسته ام، فرصت دوباره ای بدهم.
یاد گرفته ام آدمی که یک بار تو را به مرزهای جنون می رساند، می تواند بارها و بارها این کار را تکرار کند، بدون این که یاد بگیری مقابله کنی.
پس، متبرک باد دوری و دوستی.
یا دوری و دشمنی.
متبرک باد دوری، که در این قبیله نام دیگرش تنهایی است.
متبرک باد تنهایی، در سخت ترین روزها، و سخت ترین شب ها.
@letshide🎭
اما کسی نمی داند هیچ مرگی ناگهانی نیست...
آدم ها یک مرتبه از چشم هم نمی افتند...
به تدریج...
آرام آرام...
مثل قطره قطره آب شدن یک گلوله برفی بزرگ.
و بعد، ناگهان، یک روز رخ می دهد.
عاقبت یک روز کسی برایم تمام می شود، و دیگر هرگز نمی توانم به او فرصت دوباره ای بدهم.
فرقی هم ندارد، دوست، یار، دلبر، همکار، رفیق دیرین.
انکارش می کنم، طوری که انگار هرگز نبوده.
و بعد شورش می کند که چرا یک مرتبه؟!
و حاضر نیست ببیند که یک مرتبه نبوده، و در تمام این سالها و روزها با اره ای کند و سمج در حال بریدن ریشه ها بوده.
و بین رفیق ها، مشخصا کسی را که ناسپاس است راحتِ راحت می کُشم، یا کسی را که دورو و دروغگوست، و همانطور که هم پیاله بدگوهای توست دم از رفاقتی باشکوه می زند، یا کسی را که برایت می میرد و خوب می دانی تمامش اداهای مسخره است، یا کسی را که تنها به اندازه منافعش رفیق است.
این ترسناک ترین بخش وجود من است، این که هرگز نمی توانم به کسی که از او سلب اعتماد کرده ام یا درهای دلم را به رویش بسته ام، فرصت دوباره ای بدهم.
یاد گرفته ام آدمی که یک بار تو را به مرزهای جنون می رساند، می تواند بارها و بارها این کار را تکرار کند، بدون این که یاد بگیری مقابله کنی.
پس، متبرک باد دوری و دوستی.
یا دوری و دشمنی.
متبرک باد دوری، که در این قبیله نام دیگرش تنهایی است.
متبرک باد تنهایی، در سخت ترین روزها، و سخت ترین شب ها.
@letshide🎭