اوریون نبولا
160 subscribers
88 photos
75 videos
2 files
2 links
🌒اوریون نبولا :🌘
اوریون نبولا زیباترین سحابی نزدیک به ماست...
جایی که ۴۶۰۰ میلیون سال پیش خورشید متولد شد...

برای خودم مینویسم نه شما !


👇فحشی سخنی
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzAyMDI2MTI3
Download Telegram
بر رِواقِ مُدوّرِ دوران
می‌نویسیم و هر چه باداباد
مردِ این قصه‌ی تهمتَن‌کُش
شرفش را به نان نخواهد داد

من مُریدِ پَیمبرِ دردم
از نَه‌مَردان اَمان نمی‌گیرم
با روانِ گرسنه می‌میرم
صِله از سفلگان نمی‌گیرم

سَرِ من گرمِ سربه‌داری‌هاست
خاکِ من غیرتِ علف دارد
سگِ سَم‌خورده‌ی ترانه‌ی من
به پلنگانتان شرَف دارد

بر رِواقِ مُدَوّرِ دوران
سرِ من سر‌به دار خواهد ماند
دگران می‌روند و می‌آیند
خشمِ من ماندگار خواهد ماند

می‌زند تازیانه پی‌درپی
بوسه بر دست و پای دربندم
میله‌ها را به سُخره می‌گیرد
بندیِ سربلندِ لبخندم

آسمانی دوباره خواهم ساخت
بر بلندای بامِ آزادی
سرنوشتِ فرشتگانش را
می‌سپارم به دستِ فرزندم

پسرِ من بزرگ خواهد شد
غزلِ ناسروده خواهد خواند
آسمان را به خاک خواهد ریخت
در قفایِ زمانه خواهد راند

من پلنگِ بُرّنده دندانم
از شغالان قفا نخواهم خورد
سفره‌ام از گرسنگی سبز است
نان به نرخِ شما نخواهم خورد

گر چه باغِ درخت مُرده‌ی من
سرخوش از میوه‌های بُن‌بستی است
سروِ آزاده‌ام که می‌داند
فخرِ آزادگان تهی‌دستی است

ببرِ مازندرانم و نامم
چون تَبارم زبان‌زد دنیاست
عقبِ استخوان نمی‌گردم
دُم تکاندن طریقتِ سگ‌هاست

گر چه ناشادمان و ناخرسند
گرچه نومیدوار و مأیوسم
از برای دو پاره نانِ سیاه
دستِ هر سفله را نمی‌بوسم

سرِ من گرم ِسر‌به‌داری‌هاست
خاکِ من غیرت علف دارد
سگِ باغِ درختْ‌مرده‌ی من
به بهارِ شما شرف دارد

#علی_اکبر_یاغی_تبار

@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرا به هیچ بدادی و من هنوز برآنم ...
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم ...
شجریان و هیچی دیگه اصن🖤
@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در لحظه ای خاص از درد یا بیداد
هیچکس نمی تواند برای هیچکس کاری کند ...
رنج تنهاست ...
#البر_کامو
@letshide
اوریون نبولا
Lara Fabian – Je Taime
accord, il existait D'autres fasons de se quitter
قبول، راه های دیگری هم برای جدایی وجود داشت
Quelques eclats de verre Auraient peut-нtre pu nous aider
چند جرعه مشروب شاید می توانست کمکمان کند
Dans ce silence amer, J'ai dйcidй de pardonner
در این سکوت تلخ، تصمیم گرفتم ببخشمت
Les erreurs qu'on peut faire А trop s'aimer
خطایی که به خاطر زیادی عشق از ما سر می زند
D'accord la petite fille En moi souvent te reclamait
قبول، دخترک درون من همواره تو را می خواست
Presque comme une mиre, Tu me bordais, me protegeais
شبیه یک مادر، دورم می گشتی و مراقبم بودی
Je t'ai volй ce sang Qu'on aurait pas dы partager
خوبی را از تو به یغما بردم که نباید در آن سهمی می داشتم
А bout de mots, de rнves Je vais crier
در نهایت واژه ها و رویاهایم فریاد می کنم
Je t'aime, je t'aime
دوستت دارم، دوستت دارم
Comme un fou, comme un soldat
مثل یک دیوانه، مثل یک سرباز
Comme une star de cinema
مثل یک ستاره ی سینما
Je t'aime, je t'aime
دوستت دارم، دوستت دارم
Comme un loup, comme un roi
به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه
Comme un homme que je ne suis pas
به سان انسانی که من نیستم
Tu vois, je t'aime comme ca
می دانی، من این گونه دوستت دارم
D'accord, je t'ai confie Tous mes sourires, tous mes secrets
قبول، تمام لبخندها و رازهایم را به تو سپردم
Meme ceux, don't seul un frиre Est le gardien inavouй
حتی آنهایی را که فقط یک برادر می تواند نگهبانشان باشد
Dans cette maison de pierre
در این خانه سنگی
Satan nous regardait danser
شیطان رقص ما را تماشا کرد
J'ai tant voulu la guerre De corps qui se faisaient la paix
نزاعی را می خواستم که به صلح ختم شود
Je t'aime, je t'aime
دوستت دارم، دوستت دارم
Comme un fou, comme un soldat
مثل یک دیوانه، مثل یک سرباز
Comme une star de cinema
مثل یک ستاره ی سینما
Je t'aime, je t'aime
دوستت دارم، دوستت دارم
Comme un loup, comme un roi
به سان یک گرگ، به سان یک پادشاه
Comme un homme que je ne suis pas
به سان انسانی که من نیستم
Tu vois, je t'aime comme ca
می دانی، من این گونه دوستت دارم
Tu vois, je t'aime comme зa
می دانی، من این گونه دوستت دارم

@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دادگاهی میخواهم
با دادستانی بی رحم ...
یک قاضی سنگدل ...
چکشش را محکم بکوبد و حکم کند ..
محکومم کند به مرگ ...
به جرم تباه کردن زندگی خودم ...
@letshide
Name Bar
Ehsan Afshari
احسان افشاری
شعر که نیست یک فیلم نامه است❤️

@letshide
بغض هایی که گلویش را جهنم کرده بود و این جهنم دوستش می داشت ...

زندگانی درد هایش را دمادم کرده بود و این دمادم دوستش می داشت ...

خودخوری.. افسردگی ... بی یاوری .. خامی

راه حلِ مشکلاتش را ندانم کرده بود و این ندانم دوستش می داشت

قرص های وقت و بی وقتی که تنها همدمش بودند ...

ناخوشی ها را مصمم کرده بود و این مصمم دوستش میداشت

صادقِ افسرده ای که وقت مردن بوفِ کورش را

لایِ اشعارش مجسم کرده بود و این مجسم دوستش می داشت؟

می پرید و از هرآنچه دوستش می داشت دل می کند ....

پنجره راه فرارش را فراهم کرده بود و این فراهم ....
@letshide
کرگدن درواقع یک نمایشنامه سه پرده ایه .
ماجرا رو زیاد نمی خوام شرح بدم ولی بنظرم این کتاب یکی از بهترین تجربه های خوندنتون حساب خواهد شد .
و به جرئت یکی از قوی ترین نمایشنامه های نوشته شده ی دنیاست.
ماجرا تو یک شهر کوچیک فرانسه اتفاق می افته
این کتاب یکی از نمادین ترین آثاریه که من تا بحال خوندم.
یونسکو توی این اثر به بی نظیر ترین و نمادین ترین شکل ممکن در مقابل همرنگ شدن با جماعت ، موافق بودن با اکثریت و ترسِ دراقلیت بودن موضع میگیره .
آیا ما اگه جزو کاراکتر های این نمایشنامه بودیم میتونستیم در مقابل کرگدن ها بایستیم ؟
بخش کوچکی از پایان این کتاب :

" وای بحال آن که بخواهد اصالت خودش را حفظ کند ... بسیارخوب ، بدرک! درمقابل همه تان از خودم دفاع میکنم
در مقابل همه تان !
من آخرین نفرِ آدمیزادم
و تا آخر همین جور میمانم
من تسلیم نمی شوم "

بطور کلی خوندن نمایشنامه حس بسیار خوبیه دیگه چه برسه به همچین شاهکاری.
این نمایشنامه زود پیش میره و به لطف ترجمه جلال ال احمد خیلی وقتتون رو نخواهد گرفت.
کرگدن بار ها درسراسر دنیا از جمله ایران روی صحنه رفت
از این نمایشنامه بعنوان نگین‌تئاترهای دنیا یاد می شه
ازدستش ندید

فایل پی دی اف کتاب👇
@letshide
ما باید حقیقت را می‌گفتیم...
و حقیقت این بود:
«نه، اصلاً حالم خوب نیست.»

هیچکداممان نمی‌دانیم چطور با گفتن این حقیقت کنار بیاییم ...
ما راه‌های دیگری برای بیان آن پیدا کردیم...
و از هر جایگزین دیگری استفاده کردیم ...
گند همه‌چیز درآمد!
اما ما فقط می‌خواستیم صادق باشیم...
اینبار حال هیچ کدام ما خوب نیست
تو باورکن🖤
@letshide
Field
Evgeny Grinko
موسیقی را واسطه کنیم برای تمآاام ناگفته ها ...
🖤🎵🔒
@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Monster under the bed
Then monster in the mirror now ...
آیا‌ما ترسناک تر از ترس هایمان‌ نبودیم ؟
@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من تنها موندم اما بهترین مرد روی زمین بهم پناه داد...
اون یه آدمکش بود
بهترین آدمکش شهر
اما امروز صبح مرد
و اگه شما بهم کمک نکنید منم امشب میمیرم
اوریون نبولا
Sting – Shape of My Heart
ترجمه متن آهنگ و بررسی
He deals the cards as a meditation
And those he plays never suspect
He doesn’t play for the money he wins
He doesn’t play for respect

او به عنوان مدیتیشن ورق بازی می کند
و آنهایی که با او بازی می کنند هرگز مشکوک نمی شوند
او برای پولی که می برد بازی نمی کند
او برای بدست آوردن احترام ( اعتبار ) بازی نمی کند
( استینگ خود درباره این قسمت آهنگ می گوید: در فیلم لئون چنین حالتی دارد او برای بدست آوردن پول آدم نمی کشد شغلش برایش یک جنبه ای غیر مادی دارد طوری که در صحنه ای از فیلم خود را نظافتچی معرفی می کند کسی که کثیفی ها را از بین می برد. )
He deals the cards to find the answer
The sacred geometry of chance
The hidden law of a probable outcome
او ورق بازی می کند تا جواب را پیدا کند
هندسه مقدس شانس
قانون پنهان یک نتیجه احتمالی
( استیک در مصاحبه سال ۱۹۹۳ چنین توضیح داد: می خواستم درباره یک ورق باز، یک قمار باز آهنگ بسازم که به خاطر بردن قمار نمی کند بلکه به خاطر دریافتن چیزی چنین کاری می کند. او می خواهد به منطق عرفانی شانس پی ببرد. او فیلسوف است برای پول یا بردن بازی نمی کند او فقط می خواهد به قانون پی ببرد – می خواهد منطقی که در شانس است را پیدا کند.
The numbers lead a dance
اعداد منجر به یک رقص
( اعداد ( کارت ها ) او را مجذوب خود کرده )
I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
می دانم که پیک شمشیر یک سرباز هستند
می دانم که گشنیزها صلاح های جنگ هستند
می دانم که الماس ها ( خشت ) در این هنر به معنای پول هستند
اما این شکل دل ( قلب ) من نیست
( استینگ توضیح می دهد: کارت های ورق در واقع از کارت های تاروت استخراج شده اند و هزاران سال قدمت دارند و شکل کارت ها – خشت به معنای پول، گشنیز یعنی صلاح، پیک یعنی سرباز و دل به معنای عشق است – مرا بیشتر درگیر این بازی کرد. شکل کارت دل مانند قلب انسان نیست بنابراین اینجا بین واقعیت و فانتزی تضاد به وجود می آید. )
He may play the jack of diamonds
He may lay the queen of spades
He may conceal a king in his hand
While a memory of it fades
او ممکن است با سرباز خشت بازی کند
او ممکن است بی بی پیک را بگذارد
او ممکن است یک شاه در دستش پنهان کند
در حالی که یاد آن محو می شود
( کارش که ورق بازی است را به خوبی بلد است و نیازی به یاد آوری ندارد. پول، اصلحه، سرباز و عشق همه این عناصر را در فیلم لئون می بینیم و همین آهنگ را زیباتر می کند. )
I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
می دانم که پیک شمشیر یک سرباز هستند
می دانم که گشنیزها صلاح های جنگ هستند
می دانم که الماس ها ( خشت ) در این هنر به معنای پول هستند
اما این شکل دل ( قلب ) من نیست
That’s not the shape, the shape of my heart
این شکلش نیست، شکل دل ( قلب ) من نیست
( استینگ در مصاحبه با بیلبورد: همه می دانیم که شکل کارت دل در ورق بازی درست مانند قلب انسان نیست، اما در تمام مدت قمار درست مانند این است که اینها یکسان هستند. در فیلم Léon: The Professional نیز لئون سعی
دارد به ماتیلدا نشان دهد آن چیز که نشان می دهد نیست و شخصی متفاوت است. )
And if I told her that I loved you
You’d maybe think there’s something wrong
I’m not a man of too many faces
The mask I wear is one
و اگر به او بگویم که دوستت دارم
شاید فکر کنی مشکلی وجود دارد
من مرد چند چهره ای نیستم
ماسکی که می پوشم یکی است
( لئون با چنین مشکلی دست و پنجه نرم می همیشه یک فرد خونسرد است که در کشتن آدم ها حرفه ای است اما این تنها یک ماسک است و در زیر آن او عاشق ماتیلدا است.
Those who speak know nothing
And find out to their cost
آنهایی که حرف می زنند هیچ چیز نمی دانند
و به بهای خودشان می فهمند
Like those who curse their luck in too many places
And those who fear are lost
مانند کسانی که خیلی جاها شانس خود را نفرین کرده اند
و کسانی که می ترسند می بازند
( به عبارت دیگر کسانی که خیلی به شانس خود ناسزا می گویند، بیش از حد روی آن
روی آن متکی هستند. و کسی که از شانسش می ترسد بازی را می بازد. )
I know that the spades are the swords of a soldier
I know that the clubs are weapons of war
I know that diamonds mean money for this art
But that’s not the shape of my heart
می دانم که پیک شمشیر یک سرباز هستند
می دانم که گشنیزها صلاح های جنگ هستند
می دانم که الماس ها (خشت ) در این هنر به معنای پول هستند
اما این شکل دل ( قلب ) من نیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر نامجو ای که رد میکنین و نمی زارین گوش کنم
یکی از جون هام کم میشه🖤🥀

@letshide