اوریون نبولا
161 subscribers
88 photos
75 videos
2 files
2 links
🌒اوریون نبولا :🌘
اوریون نبولا زیباترین سحابی نزدیک به ماست...
جایی که ۴۶۰۰ میلیون سال پیش خورشید متولد شد...

برای خودم مینویسم نه شما !


👇فحشی سخنی
https://telegram.me/HarfBeManBot?start=MzAyMDI2MTI3
Download Telegram
توی فیلم interstellar وقتی گروه فضانوردا میخواستن دنبال یه سیاره ی قابل سکونت بگردن یکی از گزینه ها سیاره ای به اسم میلر بود .
این سیاره اونقدر به سیاه چاله نزدیک بود که پدیده اتساع زمانیِ بسیار وحشتناکی داخلش رخ میداد و طبق قانون نسبیت خاص انیشتین هر یک ساعت روی این سیاره معادل هفت سال زمینی میگذشت .
سکانس غریب و جالبی بود اون لحظه ...
فضانوردا میدونستن هر ثانیه که کارشون بیشتر طول بکشه ماه ها از عمرزمینی شون از دست خواهد رفت ...
من سر اون سکانس یاد خودم افتادم ...
اونا از زمین رفته بودن سیاره میلر ...
ولی برا من فرق میکرد .
من قبلِ اینکه باشی هرروزمو وسطِ اون سیاره گذروندم
اون موقعا یه ساعتش اندازه ۷ سالِ الان بود ...
مگه میگذشت اصن ...
من نجوم نخوندم
از فیزیک هم سر در نمیارم
ولی میدونم وقتی تو فیلم اون یارو فضانورده میگفت توی این سیاره یه ساعت اندازه هفت ساله زمینه ینی چی
میفهمم وقتی دانشمندا میگن زمان تحت شرایط خاصی ممکنه کند تر بگذره منظورشون چیه !
من با تمام وجودم اتساع زمانی رو حس کردم !
اونا این قانوناشونو با فرمول اثبات میکنن من با تو ...
@letshide❣♾
توی ادبیات فارسی همیشه یه سوال چالشی بین شعرا مطرح بوده که بدترین درد چیه؟ (ازنظر روحی)
پاسخ های زیادی مثل عشق ، فراق و ... داخل اشعار و آثار شعرا هست ولی یکی از بهترین جواب ها که خودش تبدیل به یک مفهوم در ادبیات شد این بود که بدترین درد بی دردیست !
اینکه روح انسان اونقدر سنگ بشه که دردی رو تجربه نکنه ، از دیدن صحنه های غمگین دلش به درد نیاد ، و بطور کلی روحش هیچ دردی رو احساس نکنه .
یکی از قوی ترین پاسخ ها به این سوال اینه که بی دردی بدترین درده.
ولی خواستم بگم این مفهوم علاوه بر بعد عرفانی و روحی در بعد جسمی هم وجود داره !
افردا مبتلا به سندرم سیپا توانایی درک احساس درد و تعریق کردن رو ندارن !
از این سندرم تا الان فقط ۶۰ مورد گزارش شده که یکی از آن ها در ایران موجود هست !
اینکه دردی رو حس نکنیم بنظر لذت بخش میاد .
ولی اینطور نیست !
درست مثل بعد روحی این بی دردیِ جسمانی هم برای جسم بدترین درده .
آسیب رساندن ناخواسته به بدن توی این افراد شایعه و معمولا از طریق جویدن لب ها و انگشتان و زبان ایجاد میشه و حتی ممکنه اونقدر ادامه پیدا کنه که منجر به قطع عضو بشه !
کودکان مبتلا به سیپا به طور متناوب مجروح یا سوزانده می شن چون یاد نمی گیرن از فعالیت دردناک اجتناب کنن !
بنظرم از هر دردی ترسناک تره شرایطشون ...
شاید واقعا اون شاعر راست میگفت که بدترین درد بی دردیست !
و شاید هم برای جسم و هم برای روح !

👇کلیپ زیر صحنه هایی مربوط به سریال دکترهاوسه که راجب سندرم سیپاست .
توی این سکانس فردی که بخاطر مشکل پاش هرروز درد میکشه (دکترهاوس) با فردی که هیچ دردی رو تجربه نمیکنه روبرو میشه و تضاد جالبیه .
کدوم سخت تره واقعا ؟
بی دردی یا همیشه درد داشتن؟
کلیپ جالبیه ببینید
@letshide✨
Taijin Kyofusho
The Evpatoria Report
قضیه از این قراره که سال 2003 "شاتل فضایی کلمبیا" که توسط ناسا برای تحقیقات به فضا فرستاده شد هنگام بازگشت به جو زمین دچار آتش سوزی میشه و هر هفت فضانورد داخلش میمیرن
مکالمه‌ی رادیویی اول آهنگ توسط ناسا ضبط شده که از یه جایی ببعد یک طرفه میشه و ‌‌‌..
Columbia, Houston, UHF comm check ...
سوای این داستانا موسیقیِ بسیارشنیدنی ایه
@letshide🪐
این که در خانه ات کاغذی پیدا کنی که دعا نویسی و طلسم در آن نگاشته شده ترسناک نیست.
موضوع ترسناک تر کسی است که تا این حد از تو متنفر است در خانه ات رفت و آمد میکند !
@letshide
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Still alive !
on fire again🔥
به بازی برمیگرده این بازیکن👊🏾
@letshide🔝
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من آدم شلوغ کردن نبودم
آدم همه چیز را نشان دادن و گفتن ...
من آن بیت شاملو بودم که "نور را در پستوی خانه نهان باید کرد " و تو خود آن نور ...
من درباره تو به آن ها نگفته بودم
اما آن ها تو را دیدند که در چشمانم شنا میکنی ...
من درباره تو به آن ها نگفته بودم
اما آن ها تو را در کلمات نوشته شده ام دیده بودند ...
دیگر منی در کار نبود
تو ...
پنهان کردنی نبودی
حداقل برای من ...
@LetsHide❣♾
میخوام براتون از تکنولوژی بگم ...
از بشری که هرروز داره کارای عجیب تری ازش سر میزنه !
در مورد سرمازیستی یا cryonics تا حالا شنیدین؟
توی این فرایند عجیب و غریب بدن انسان ها رو منجمد می کنند تا در سال های آینده به زندگی بگردند !
معمولا افرادی که بیماری های لاعلاج دارن اکثر داوطلبان این کارو تشکیل میدن .کسایی که علم امروز راهی برای درمانشون نداره به این امید که دانش پزشکی در آینده بتونه بیماریشون رو از بین ببره به این نوع عجیب از آینده نگری رو میارن .
یا شایدم کسایی که از الان دنیا نا امیدن تصمیم میگیرن یخ بزنن و روزی که همه چی بهتر شد برگردن !
این پروسه عجیب و غریب فعلا فقط در اختیار امریکا و روسیه اس.
انگار تا الان حدود ۳۰۰ نفری تو این دو کشور برای منجمد شدن داوطلب شدن و بدنشون رو به این یخچال ها سپردن تا در آینده از حیات یخچالیشون دوباره به این زندگی برگردن .
پروتکل دقیق این روشو نمی دونم ولی بصورت کلی توی این تکنولوژی بدن انسان ابتدا به تدریج سرد میشه . پمپاژ خون و اکسیژن رسانی رو دستگاه هایی که عمل قلب رو تقلید می کنند انجام میدند و قلب از مدار خارج میشه .
داروهای مختلفی ام تزریق میکنن تا خون انعقاد پیدا نکنه و سلول ها نمیرن .
درنهایت خون از بدن خارج میشه و با تزریق مواد خاصی به داخل رگ ها عملا بدن انسان منجمد میشه و داخل محفظه های نیتروژن مایع قرار میگیره ... به امید آینده !
فردی که این اقدام روش صورت بگیره می میره ولی بخاطر منجمد شدن ، بدنش فاسد نمیشه .
میدونین قسمت عجیب این تکنولوژی چیه؟؟
بشر هیچ دانشی برای برگردوندن این بدن ها نداره !!
در حال حاضر می تونیم عملا آدم هارو با این روش عجیب و کاملا داوطلبانه بکشیم و منجمدشون کنیم ولی نمی تونیم برشون گردونیم !
و عجیب تر اینکه عده ی زیادی برای این امید دیوانه وار داوطلب میشن و این نوع غریب از مرگ رو به جون می خرن و حتی بابتش هزینه گزافی هم پرداخت می کنن!
این بدن ها منجمد میشن به امید اینکه در آینده علم راهی برای دوباره زنده کردنشون پیدا کنه !
افرادی که داوطلب میشن کاملا آگاهند که در حال حاضر هیچ روشی برای برگردوندنشون نیست !
اون ها انتخاب می کنند ..
بنظرم باید خیلی نا امید باشی که سمت همچین مرگی بری !
ولی از طرفی هم باید خیلی امیدوار باشی که زندگیت رو سر آینده ای که هیچیش معلوم نیست قمار کنی !
در مورد سرمازیستی نمیخوام نتیجه گیری خودمو بنویسم و به خودتون واگذار میکنم !
بنظرتون چه مفهومی پشتش قایم شده؟ آدمی که سمتش میرن یه افسرده ی بشدت نا امیده یا یه دیوونه ی امیدوار؟
یا شایدم همون خصلت های اجدادی و تاریخیِ تمدن ما یعنی طمع و میل به جاودانگی پشت این قضیه اس ؟
خودتون بگین!
@LetsHide❄️
Et Si Tu N Existais Pas
Joe Dassin
اگر تو وجود نمی داشتی من چه بودم به جز نقطه ای ؟
- اسم این آهنگ "اگر تو وجود نمی داشتی" است !
لامصب و بی نظیر است🔒
@letshide❣♾
فیلم منطقه ۹ یا district9 توی ژانر علمی تخیلی واقعا فیلم منحصر به فردیه.
منطقه ۹ با اکثر فیلمای دیگه ای که راجب بیگانه ها ساخته شده تفاوت داره.
خبری از ابرقهرمان های ماورایی برای فتح نژاد بیگانگان نیست .
برعکس بقیه فیلمای این سبک، بیگانه ها موجوداتی خون خوار و شیطانی نشان داده نمی شن بلکه درست مثل خود انسان ها ماهیتی خاکستری دارن و توی منطقه ۹ حتی این انسانه که تاریک تره.
روایت جذابی داره حوصله سر نمی بره پرحرفی نمی کنه .
از همون نقطه شروع قوی و جذابه .
برخلاف خیلی از فیلمای مشابه لازم نیست مخاطب صبر کنه تا فیلم وارد داستان اصلی بشه .
پشت ظاهر علمی تخیلی فیلم نکته های سیاسی انتقادی مهمی مثل ماجرای جداسازی نژادی و آپارتاید افریقا گنجونده شده که فیلم رو با ارزش تر میکنه.
چهارتا نامزدی اسکار هم داره فیلم
ببینیدش ضرر نمی کنید👽
@letshide📽
اوریون نبولا
گویند پریان جرعه ای از آب چشمه ی حیات نزد سلیمان آوردند ... سلیمان را تردید بود در نوشیدنش . خارپشت گفت " اگر دانی خویشان و عزیزانت ماندگارند و سلطنتت جاوید است و گرد سپید پیری بر موهایت نمی نشیند بنوش ... و اگر نمی دانی منوش که پشیمان خواهی شد ... سلیمان…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارل چاپک، نویسنده‌ی صاحب نام چک در نمایشنامه‌ ای ماجرای الینا ماکروپولوس را نقل می‌کند که در ۴۲ سالگی اکسیر جاودانگی را می‌نوشد و عمری طولانی می‌یابد. الینا در ۳۴۲ سالگی فرسوده و ویران است. او در طول این سال‌های بلند هر آنچه را که آزمودنی‌ست آزموده است، زندگی چیز تازه‌ای برای او ندارد، همه چیز در فرآیندی تکراری غبار ملال گرفته است. و هنگامی که دوباره اکسیر را به او عرضه می‌کنند تا با نوشیدن آن به عمرش تداوم ببخشد، از نوشیدن آن سرباز می‌زند. و سرانجام باقی‌مانده اکسیر را نابود می‌کند تا انسان‌ها از نعمت مرگ محروم نمانند.
#ملال_جاودانگی
@letshide✨
و نور مرگِ سیاهی است !؟
نه باور نمی کنم !
من رابطه نور و سیاهی را جور دیگری می بینم !
نور هرگز سیاهی را نمی کُشد ..
و سیاهی هرگز از نور متنفر نیست
وگرنه اجازه نمی داد لکه ای از نور در دریایی از سیاهی جولان بدهد !
کدام شبِ ظلمانی است که جلوی تابش ستارگان خُرد را بگیرد ؟
مگر ظلمانی ترین شب ها نیستند که بیشترین جولان را به ستاره ها می دهند ؟ که برقصند که بدرخشند ...
کدام آسمانِ آبی با ستاره مهربان بوده است ؟
کدام خورشید؟
نه باور نمیکنم !
تاریکی عاشق نور است ...
که غرق شود ...
لکه ای از نور را جلوه دهد
اجازه بدهد آن لکه تمامش را فرا بگیرد .. نابود شود !
هرگز سیاهی از این نابودی غمناک نیست .
سیاهی در نور فنا می شود .
همانگونه که عطار آخرین مرحله عشق را فنا می داند
سیاهی خوب عاشقی کردن بلد است .
چرا می گویید سیاهی مرگ نور است؟
شب کدام ستاره را پنهان کرده است ؟
شب کدام ستاره را کشته است؟
کاش می دانستید ..
خورشید قاتلِ محض ستاره است !
سیاهی عاشق نور است ...
میدانی
من خود سیاهی محض بوده ام
ظلمانی ترین شب!
قیرگون ترین انسان !
من می دانم که شب عاشق ستاره است
من بهتر از هرکسی می فهمم که تاریکی جان می دهد برای نور !
منی که تاریک ترین بوده ام ...
حالا دیگر چیزی از آن تاریکی محض نمانده است ...
حالا تو لکه نورِ زیبا تمام آن سیاهی را درنوردیده ای !
چگونه می شود تورا دوست نداشت؟
تویی که ظلمانی ترین را روشن ساختی !
و آن را نابود کردی !
من این نابودی و فنا را دوست دارم
اگر به دست تو باشد
اگر تو تمامم را فرابگیری !
@letshide❣♾
اوریون نبولا
و نور مرگِ سیاهی است !؟ نه باور نمی کنم ! من رابطه نور و سیاهی را جور دیگری می بینم ! نور هرگز سیاهی را نمی کُشد .. و سیاهی هرگز از نور متنفر نیست وگرنه اجازه نمی داد لکه ای از نور در دریایی از سیاهی جولان بدهد ! کدام شبِ ظلمانی است که جلوی تابش ستارگان خُرد…
تو برای من مثال نقضی هستی بر اینکه انسان ها هم می توانند دوست داشتنی باشند !
مثل آن قانون فیزیکی که برای همه صدق میکند ولی برای یکی استثنا دارد .
هرچقدر هم علم بخواهد پیشرفت بکند
هرچقدر هم انسان پیشرفت کند
تو مثال نقضی
تو استثنائی
تولدت مبارک دوست داشتنی ترین موجود از ناخوشایند ترین گونه خلقت❤️
این شاهکار دانمارکیو از دست ندین !
ببینین چجوری فقط با یه کاراکتر و یه اتاق و یه تلفن چه محتوای کامل و هیجان انگیزی میشه خلق کرد !
یه فیلم تقریبا جنایی ناب که توش نه خبری از انفجار و پرده سبزه نه هیچی !
فقط یه آدمه و تلفنش !
کاری که خیلی از کارگردان های بودجه محور و اسمیه هالیوود شاید هیچ وقت نتونن بسازن !
@letshide📽
🎬پرده اول
📄سناریوی اول :
طناز پشت تلفن درحالی که بغض صدایش را فرا گرفته از ترسش نسبت به رعایت نکردن مردم به صدرا می گوید و اینکه کرونا وسواسی اش کرده و دارد دیوانه می شود.
📄سناریو دوم :
ایرج شوهر طناز که عاشق برنامه های شبکه جم و بفرمایید شام است در مهمانیِ خانه ی پدرِ صدرا جامعه مدنی ایران را برای همه نقد می کند و راجب عدم محدودیت سرعت در بعضی از بزرگراه های آلمان که در ماهواره شنیده است سخنرانی کرده و فرهنگ رانندگی آلمانی هارا با مردم خودش مقایسه می کند !
صدرا خودش را با گوشیش سرگرم می کند تا بیشتر از این چرت و پرت نشنود!
ایرج بارها هنگام پخش گزارشات مسافرت مردم در قرنطینه به مردم فحاشی کرده است.
ایرج حتی سواد آکادمیک ندارد !
📄سناریوی سوم
فرزاد عموی صدرا ویدیوی کذبی را که در گروه دوستان قدیمی راجب اعترافات یک پزشک به زیرمیزی هایش می بیند در تمام گروه هایش فوروارد میکند ! فرزاد حتی بلد نیست پیام را دوباره در گروه دوستان قدیمی فوروارد نکند !
فرزاد هم مثل ایرج جهان بینی چندش آوری را از ماهواره و کانال های تلگرامی کسب کرده است.
او هم شاکی همیشگی فرهنگ پایین مردم در بحران کروناست!
ترکیب فرزاد و ایرج در مجالس خانوادگی برای صدرا تهوع آور است !
📄سناریوی چهارم
مرتضی دوستِ صدرا وقتی اورا می بیند از او گله می کنند که اصلا نیستی و چقدر تو بی معرفتی ! او هرجا می رود از صدرا به عنوان ادمی عجیب که علاقه ای ندارد در کارش دخالت کنی  و دوست دارد تنها باشد یاد می کند.
مرتضی پشت ماشینش جملات قشنگی راجب رفاقت نوشته است!
🎬پرده دوم :
📄سناریو اول
اینستا را که باز می کنی عکس های طناز و ایرج که قرنطینه را دور زده و مسافرت کرده اند می بینی ! آخر طناز به این سفر نیاز داشته است ! بیوی اینستاگرام طناز جمله ای راجب کتابخوانی است !
اوحتی دوران تحصیل کتاب های درسی اش را هم کامل نخوانده است.
📄سناریو دوم :
ساعت دو صبح ایرج بعد اتمام عروسی دستی روی شانه صدرا می زند و می گوید دکتر بیا بریم عروس کشون یه شب هزار شب نمی شه . بوی گندِ الکلِ دهان ایرج خفه اش می کند ! صدای بوق ممتد ایرج آن هم نصف شب صدرا را یاد مردم آلمان و فرهنگ رانندگیشان می اندازد !
📄سناریوی سوم
صدرا پدرش را می بیند که پشت تلفن حالش خراب شده است ! گوشی را از پدرش می گیرد و می بیند عمو فرزادش است !با فرزاد بحث می کند و چشمانش را روی همه چیز می بیند .عمو فرزاد بخاطر فقط چند صد هزار تومان سر پدر صدرا کلاه گذاشته بود !صدرا پشت تلفن یاد کلیپ زیرمیزیِ پزشکان می افتد .
کارت عروسی عموفرزاد به خانه پدر صدرا هم می رسد . پدر صدرا کارت را ضدعفونی می کند و آن را می خواند ...
مکان : تالارِ ....
مجلس؟الان؟
منظره سورئالی شکل می گیرد !صدرا خنده تلخی می زند.یاد نقد های اجتماعی فرزاد از رعایت نکردن پروتکل های بهداشتی توسط مردم می افتد !
📄سناریوی چهارم
مرتضی حافظه بلندمدت خوبی ندارد و یادش نمی آید که خودش باعث فاصله گرفتن صدرا شده و هیچ واکنشی به شادی ها و غصه های صدرا نداده است.
صدرا می داند که مرتضی چند ماه قبل از همه چیز آگاه بوده و چه حرف هایی پشت سرش زده است.
تابش آفتاب داغ وسط خیابان باعث می شود صدرا چشمان مرتضی را که به او زل زده است از دور ببیند.
مرتضی برای اینکه به صدرا تبریک نگوید سرش را پایین می اندازد و راهش را کج می کند .
صدرا در دلش به اینکه همه اورا عجیب می دانند خنده اش می گیرد!
#اسامی_فرضیست
ولی در فلسفه هر فرضی احتمال واقعی بودن دارد !
@letshide
بقول دوست روان شناس عزیزی برای جامعه گریزها یه مرحله فراتر از جامعه گریزی هست که دیگه از جامعه متنفر نیستن
بلکه از خودشون متنفرن که داخل این جامعه زندگی می کنن !
بد مرحله ایه !
یه چیزی مث سیامک انصاری تو برره
هیچی نمیفهمی
فقط وامیسی نیگا میکنی
ملتم می خندن
یه کمدیه سیاه سیاه سیاه !!!
#سیامک_انصاری_ترین
@letshide