Learning Learn
89 subscribers
69 photos
21 videos
1 file
97 links
اینجا رو راه انداختم تا هرچیزی که یاد دارم و یاد می‌گیرم رو در دسترس بقیه هم قرار بدم
خوشحالم که یه سری به اینجا زدی رفیق
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بله درسته کل این ویدیو با هوش مصنوعی درست شده
دمتون گرم دنبال می‌کنید ❤️
#هوش_مصنوعی

🆙 @learninglearn
چند تا سایت کاربردی برای علاقمندان به پایتون :

PRACTICE PYTHON
تمرینهای واقعی با توضیحات و پاسخ ها لینک تمرینها و سوالات مختلف پایتون برای حل کردن مخصوص مبتدی ها

PYNATIVE
تمرین کوییز و اجرا آنلاین کدبیش از ۳۸۵ سوال و چالش تمرین از ساده تا متوسط همراه با ویرایشگر آنلاین

PYCHALLENGER
یادگیری پایتون با درسهای کوتاه و همراه با تمرین های کاربردی با محیط قابل اجرا در مرورگر

PYTHON FREE LABS (LABEX)
تمرینهای تعاملی برای تقویت مهارتهای برنامه نویسی و رقابتهای جذاب با برنامه نویس های دیگه

LEARN2CODE PYTHON
تمرینهای تعاملی و بدون نیاز به ثبت نام صدها تمرین رایگان برای تقویت مفاهیم مختلف پایتون

دمتون گرم دنبال می‌کنید ❤️
#برنامه_نویسی #پایتون

🆙 @learninglearn
❤‍🔥1
Forwarded from TechTube 𝕏 تک توب
در شرایط بحرانی و هنگامی که اینترنت بین الملل خیلی کند میشه یا اینترنت به شکل ملی درمیاد، مسنجرهای عادی طبیعتا کار نمیکنن. برای حل این مشکل، پیش از این مسنجر غیرمتمرکز ماتریس رو معرفی کرده بودیم. اما این مسنجر معایب خودشو داره که یکی از اونها کند شدن و نیاز به منابع سرور بالا هست که به خصوص در هنگام هجوم کاربران به اونها خودشو نشون میده.

برای رفع این مشکلات، حالا میشه از مسنجر غیرمتمرکز Delta Chat استفاده کرد که بر مبنای پروتکلهای ایمیل (IMAP و SMTP) بنا شده و هر شخصی میتونه برای اون سرور بالا بیاره و این سرورها عمدتا فقط نقش واسط انتقال دهنده پیام رو ب به عهده دارن و پیامهارو ذخیره نمیکنن. در نتیجه منابع بسیار کمی نیاز داره و با افزایش کاربران کند نمیشه و برای سرورهای اون فقط به سرور مجازی با یک هسته، یک گیگ رم و 10 گیگ فضا برای چند هزار نفر نیازه. علاوه بر این از رمزنگاری end-to-end استفاده میکنه، بنابراین حتی صاحب سرور هم نمیتونه از محتوای پیامها خبردار بشه.

یکی از این سرورهای دلتاچت که در ایران هست سرور tiiiz.ir هست که توسط سازندگان سرور wiiz.ir (سرور ایران ماتریس) ساخته شده و حتی در زمان قطع شدن اینترنت بین الملل هم کار میکنه.

برای استفاده از اون فقط کافیه اپ دلتاچت رو از اینجا برای دستگاه مدنظرتون دانلود کنید ولی اون رو باز نکنید. بعد از اون به سایت tiiiz.ir برین و روی دکمه ساخت حساب کلیک کنید. در صفحه باز شده یک اسم انتخاب و روی Agree and Create Profile کلیک کنید. حالا اپ دلتاچت اماده هست.

برای اینکه بقیه بتونن پیداتون کنن، روی ایکون بارکد در بالای صفحه کلیک کنید، دکمه Link رو بزنین و Copy to Clipboard رو انتخاب کنید و این لینک رو برای افراد مدنظرتون بفرستین. اونها هم بعد از طی کردن مراحل بالا، میتونن با کلیک روی این لینک پروفایل شمارو پیدا کنن و بهتون پیام بفرستن.

در دلتاچت امکان ایجاد گروه هم فراهم شده تا در هنگام قطعی نت کماکان بتونین با بقیه در ارتباط باشین. مثلا از این لینک میتونید وارد گروه گویبان بشید.

📍 @TechTube
Forwarded from Learning Learn
فهرستی از سایت‌های جایگزین در زمینه‌های مختلف
از جمله چت، پلتفرم‌های آپلود، فیلم، موسیقی، کتاب، رزرو نمایشی، برنامه‌ها و بازی‌ها، وضع هوا، جستجو، هوش مصنوعی، نقشه و ترجمه. لینک‌هایی نیز برای دانلود نرم‌افزارها و منابع آموزشی
آخرین بروزرسانی بهمن ۱۴۰۴
دمتون گرم دنبال می‌کنید ❤️
#اینترنت_آزاد_برای_همه

🆙 @learninglearn
#چپ‌هراسی ؛
آخرین سنگر بی‌استدلالی

✍️: #قاسم_قره_داغی

در فضای سیاسی امروز، واژه «چپ» به شکلی عجیب و نگران‌کننده از یک مفهوم نظری و تاریخی به یک ناسزا تقلیل یافته است. این تقلیل، بیش از آنکه درباره چپ چیزی بگوید، درباره بحران فهم سیاسی ماست. ما با نسلی از مخالفان جمهوری اسلامی روبه‌رو هستیم که خود را دشمن استبداد می‌دانند، اما در زبان و روش، همان سازوکار حذف و تحقیر را بازتولید می‌کنند. هر مخالفتی که با روایت مسلط آن‌ها همخوان نباشد، به سرعت «چپ» خوانده می‌شود؛ فقط به‌عنوان برچسبی برای بی‌اعتبارسازی.
مسئله این نیست که همه جریان‌های چپ بی‌نقص بوده‌اند. تاریخ قرن بیستم، از اقتدارگرایی شوروی تا تجربه‌های شکست‌خورده سوسیالیسم دولتی، پرونده‌ای پیچیده و گاه تاریک پیش روی ما می‌گذارد. اما آنچه امروز رخ می‌دهد، نقد مستند آن تجربه‌ها نیست؛ بلکه تحریف یک سنت فکری چندصدساله و فروکاستن آن به یک فحش خیابانی است. این رفتار، نشانه نخواندن تاریخ است، نه نشانه عمق تحلیل.
تناقض وقتی عریان‌تر می‌شود که می‌بینیم بسیاری از کسانی که «چپ» را ناسزا می‌دانند، خود در کشورهایی زندگی می‌کنند که ستون‌های اصلی نظم اجتماعی‌شان بر دوش جنبش‌های کارگری و احزاب سوسیال‌دموکرات بنا شده است؛ کشورهایی چون کانادا، آلمان، سوئد، فرانسه یا بریتانیا. ساختار دولت رفاه، بیمه‌های اجتماعی، نظام‌های درمان همگانی، آموزش عمومی گسترده، قوانین ضدتبعیض و حقوق کار، حاصل توافق نخبگان سرمایه‌دار نبود؛ بلکه نتیجه‌ی دهه‌ها اعتصاب، زندان، سرکوب و مبارزه نیروهایی بود که در زمان خود «چپ» نامیده می‌شدند.
این دستاوردها از آسمان نیفتاده‌اند. هشت ساعت کار در روز، تعطیلات آخر هفته، مرخصی با حقوق، حداقل دستمزد، بیمه بیکاری، بازنشستگی، ممنوعیت کار کودکان، ایمنی محیط کار، حق اعتصاب و حق تشکیل اتحادیه، همگی محصول کشمکش‌های سخت اجتماعی بوده‌اند. آموزش عمومی و دانشگاه‌های یارانه‌ای، واکسیناسیون سراسری، درمان همگانی، مسکن اجتماعی، مالیات تصاعدی بر ثروت‌های کلان و مهار انحصار شرکت‌های بزرگ، همه در بستر منازعه میان سرمایه و کار شکل گرفته‌اند. حتی بسیاری از حقوق مدنی که امروز بدیهی می‌پنداریم – از حق رأی عمومی طبقات کارگر و زنان تا قوانین ضدتبعیض نژادی و جنسیتی – بدون فشار جنبش‌های عدالت‌خواه به رسمیت شناخته نمی‌شدند.
عجیب آنجاست که ما از بیمه بیکاری استفاده می‌کنیم، از درمان عمومی بهره می‌بریم، از آزادی تجمع دفاع می‌کنیم و از حقوق اقلیت‌های جنسی در غرب سود می‌بریم، اما همزمان «چپ» را منشأ ویرانی معرفی می‌کنیم؛ گویی این ساختارها محصول خیرخواهی ذاتی بازار آزاد یا لطف دولت‌های محافظه‌کار بوده است. این دوگانگی، فقط یک تناقض نظری نیست؛ نشانه نوعی گسست آگاهی تاریخی است.
در سطحی عمیق‌تر، ما با بحران فهم طیف‌های سیاسی روبه‌رو هستیم. تجربه شخصی ما در بحث‌های روزمره نشان می‌دهد که بسیاری از کسانی که دیگران را «چپ» خطاب می‌کنند، خود در عمل از سیاست‌های بازتوزیعی، حمایت‌های اجتماعی و محدودسازی قدرت سرمایه دفاع می‌کنند؛ یعنی دقیقاً همان مؤلفه‌هایی که در ادبیات علوم سیاسی در حوزه چپ می‌گنجند. هنگامی که آن‌ها را به انجام آزمون تعیین گرایش سیاسی در سایت:
https://www.politicalcompass.org/test/fa?page=1

هدایت می‌کنیم، نتایج غافلگیرکننده است. برخی با تعجب سکوت می‌کنند، برخی نتیجه را انکار می‌کنند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد مسئله، نه صرفاً اختلاف نظر، بلکه ناآگاهی از جایگاه واقعی خود در نقشه سیاست است.
برچسب «چپول» در این میان، بیش از آنکه حمله به یک جریان فکری باشد، ابزار ساده‌سازی ذهنی است؛ روشی برای فرار از گفت‌وگوی پیچیده. ما به جای آنکه درباره نسبت دولت و بازار، عدالت و آزادی، دین و سیاست یا مدل‌های توسعه بحث کنیم، به یک واژه تحقیرآمیز پناه می‌بریم. این همان منطق دوگانه‌سازی است که هر نظام تمامیت‌خواهی برای حذف مخالف به کار می‌برد: یا با ما، یا علیه ما. اگر ما واقعاً مخالف جمهوری اسلامی و هر شکل از دیکتاتوری هستیم، باید نخست این منطق را در زبان و ذهن خود بشکنیم.
نقد چپ، ضروری و مشروع است. همان‌گونه که نقد راست، لیبرالیسم یا سلطنت‌طلبی نیز ضروری است. اما نقد، با فحاشی تفاوت دارد. نقد، بر پایه مطالعه و تحلیل تاریخی استوار است؛ فحاشی، بر پایه خشم و هویت‌سازی. ما اگر مدعی بلوغ سیاسی هستیم، باید بتوانیم هم از خطاهای تاریخی جریان‌های چپ سخن بگوییم و هم سهم آن‌ها را در گسترش حقوق اجتماعی انکار نکنیم. حذف یکی به سود دیگری، تحریف تاریخ است.
اگر قرار است آینده‌ای متفاوت بسازیم، باید از شرم ناآگاهی عبور کنیم و پیش از هر برچسبی، تاریخ بخوانیم. بسیاری از بدیهیاتی که امروز با آن زندگی می‌کنیم، نتیجه خون و زندان کسانی است که زمانی «چپ» نامیده می‌شدند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه شجاعت سیاسی، بلکه بی‌انصافی تاریخی است.
Forwarded from چکیدا | Chekida
🌱 حرف از توسعه‌ی فردی در این اوضاع شاید یه جوک به‌نظر بیاد؛ اما به‌نظرم تنها کاریه که بیشتر از همیشه باید پیگیری کنیم...

🔹 وقتی اقتصاد بیماره و کسی حتی فرداش رو نمی‌دونه، اتفاقا باید داشتن روتین‌هایی مثل ورزش، کتاب‌خوندن، توسعه فردی که ما رو به زندگی متصل نگه می‌دارن رو جدی‌تر بگیریم...

وقتی نمی‌تونی قیمت ارز فردا رو کنترل کنی، اما انتخاب می‌کنی که صبح‌ها تختت رو مرتب کنی، ۱۰ دقیقه کتاب بخونی یا ۲۰تا دراز نشست بری، درواقع داری یه پیام خیلی مهم رو به ناخودآگاهت می‌فرستی...

اون پیام اینه: «شاید جهان در بیرون دیوانه شده باشه، اما در این شعاع یک‌متریِ من، هنوزم نظم، اراده و قانونِ من حاکمه.» این روتین‌ها لنگرهای روانیِ ما هستن که جلوی شناور شدنِ ما در دریای اضطراب رو می‌گیرن...

وقتی همه‌چیز در تعلیق هست، داشتن چیزی که قطعی و ثابت باشه (مثل همون ۱۰ دقیقه مطالعه) شما رو به زندگی متصل نگه می‌داره. این کارها یادآوری می‌کنن که ما یه قربانیِ منفعل نیستیم...

هیچ‌کس آینده رو نمی‌دونه و ابهام تا اطلاع ثانوی، تنها نقطه‌ی قطعی زندگیِ ماست. اما یه چیز کاملا روشنه: چه طوفان فردا تموم بشه و چه سال‌ها طول بکشه، شما در پایان، همون آدمی نیستی که اول بودی...

یا به انسانی تلخ، شکسته و بی‌تفاوت تبدیل خواهی شد، یا به شخصیت آب‌دیده، عمیق و غیرقابل نفوذ و انتخاب این دو مسیر در دست همون کارهای کوچیکیه که همین امروز در خلوتِ اتاقت انجام می‌دی!

(از صفحه‌ی اینستاگرام کیان زرعکانی - هم‌بنیان‌گذار چکیدا)
‏می‌گـویند قـرار است اینترنـت را به همان دورانِ باشکوهِ « فیلترینـگِ همه‌ جانبه امـا متصل » برگردانند!
و عده‌ای ساعتهـاست با هیجانِ یک کاشف، منتظرِ این فتح‌الفتوح نشسته‌اند.
خنـده‌دار نیست؟
مـا به جایی رسیده‌ایم که برای بازپس‌گیریِ «قفسهـای قبلیمـان » هم باید جشنِ شکرگزاری بگیریم.
در این میـان، لشـکرِ همیشه در صحنه‌ی پیروانِ چشم‌بسته هم راه افتاده‌اند؛
همانهـایی که بلندگویِ بحرانسـازان شده‌اند تا دامنِ خودشان در این بازیِ کثیف « سفیـد » بماند. با وقاحتی تاریخی در چشممان زل می‌زنند و می‌گویند؛
« قطعی در کار نبود، ما فقط اینترنت را آنطـور که خودمان می‌خواستیم تعریف کردیم! »
شمـا بگویید، به کسی که فرقِ اقیانوسِ بیکـرانِ شبکه‌ی جهانی را با تُنگِ آبِ راکدِ « اینترانـت » نمی‌داند، چه می‌توان گفت؟
جز یک پوزخندِ زهرآگین؟
اما دردِ اصلی، این عروسکهـای خیمه‌شب‌بازیِ « سفیدپـوش » نیستند؛ درد اینجاست که بدیهی تریـن حقِ یک شهروند، حالا تبدیل به یک « دستاوردِ استراتژیک » و منتی بزرگ بر سرِ مـا شده است.
مـردمـی که در تمامِ این سالهـا پایِ این جغرافیا خـون داده‌اند، چرا باید تاوانِ توهمات و تصمیماتِ کورِ عده‌ای را با جان و مال و روانشان بدهند؟
آقـایان و خـانم هـایِ انحصارطلبِ « سفیدنشین » !
مـا می‌دانیم که بحرانسـازی، شغلِ شماست تا پایه‌های لرزانِ صندلی هایتان را بتن‌ریـزی کنید. اما ظرفیتِ این کش‌ و قوسهـای مشمئزکننده مدتهـاست که پاره شده.
شهروندِ ایـرانـی نمی‌تواند یک چشمش به مـرزهـا باشد تا کشورش از هم نپاشد، و چشمِ دیگرش با اضطراب به دستِ شما باشد که کِی دوباره کلیدِ اکسیژنِ زندگـیِ روزمره‌اش را قطع می‌کنید.
هنوز وصل نشـده، دلهره‌ی « بـحرانِ بعدی و قطعیِ بعدی » مثل خوره به جانمان افتاده.
این داستان، دیگر خنده‌دار نیست؛ بوی خفـگی می‌دهد.
مـردمِ ایران شایسته‌ی این تحقیرِ سیستماتیک نیستند. شأنِ این مـردم، دست‌ و پـا زدن در بـاتلاقِ گرانی، فساد و التماس برای « بدیهیاتِ زنـده بودن » نیست.
آنهـا شهروندانِ این خاکند؛ استوار و ریشه‌دار.
این حقیقت را روی دیوارِ برجهـای جایگاه تان حک کنید؛
مهم نیست چقدر لباسِ « سفید » قدرت و رانت به تن کنید و در خفا بازی گردانی کنید؛
در نهایت، این مـردم هستند که در زمینِ این مرزوبوم برنده می‌مانند. جایگاهِ پوشالی و پر از هیاهوی شمـا، هرگز حریفِ ریشه‌های عمیق و اصالتِ یک « شهروندِ ایرانی » نخواهد شد.
منبع: { آدریـن }
دمتون گرم دنبال می‌کنید ❤️
#اینترنت_آزاد_برای_همه

🆙 @learninglearn
1
Forwarded from برنامه نویسی به شرط خنده | Developer funs (P ᴰᵉᵛᵉˡᵒᵖᵉʳ)
چرا از duckduckgo استفاده کنیم؟

⚡️سرویس جستجو داک‌داک‌گو بسیار توامند هستش و حریم خصوصی رعایت می‌کنه ( تو فارسی برای جستجو فیلم خوب نیست)
⚡️سرویس AI رایگانش فوق‌العاده است هم برای chat AI با مدل های متنوع و هم برای ساختن تصویر ( نمونه تصویر پست توسط این سرویس ساخته شده)

آدرس جستجو گر و AI این سرویس:

https://duckduckgo.com/
https://duck.ai/


پ.ن: من یکی از طرفداران پروپا قرص این سرویس هستم و از سال ۲۰۱۵ جستجو‌گر پیش فرض من هستش، دلایلش رو کامل اینجا توضیح دادم

@devefun ✉️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from گاهنامه مدیر(دکتر مهدی صانعی) (مهدی صانعی)
روزی که فهمیدم بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام، تلاش برای کنترل دیگران بود!

🔴اگر بخواهم صادق باشم، تا چند سال پیش فکر می‌کردم آدم منطقی و مسئولیت‌پذیری هستم. اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بخش زیادی از انرژی زندگی‌ام صرف یک کار بیهوده می‌شد؛ تلاش برای تغییر دادن دیگران!
https://t.me/gahname_modir
🟢من محسن هستم. مدیر میانی یک شرکت خدماتی. از آن آدم‌هایی که همیشه برای همه چیز برنامه دارند و دوست دارند همه چیز طبق انتظارشان پیش برود؛ اما مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شد!

🔵هر وقت یکی از اعضای تیمم کارش را درست انجام نمی‌داد، عصبانی می‌شدم. اگر همسرم با من موافق نبود، ناراحت می‌شدم. اگر دوستم به تماس‌هایم جواب نمی‌داد، دلخور می‌شدم. در ذهنم همیشه یک جمله تکرار می‌شد: «اگر این آدم‌ها درست رفتار کنند، زندگی من خیلی بهتر می‌شود.»

🔸تا اینکه یک اتفاق ساده، اما تکان‌دهنده رخ داد.

🟤یک روز در شرکت جلسه مهمی داشتیم. هفته‌ها برای آن زحمت کشیده بودم. اما در جلسه، یکی از همکارانم اطلاعات را اشتباهی ارائه کرد و نتیجه کار آن چیزی نشد که انتظار داشتم.

🔹وقتی جلسه تمام شد، آن‌قدر عصبانی بودم که احساس می‌کردم فشار خونم بالا رفته است.

🟠در مسیر برگشت به خانه فقط غر می‌زدم. به همکارم، به مدیرم، به شرایط شرکت و حتی به ترافیک.

♦️شب هنگام، همسرم که چند دقیقه به حرف‌هایم گوش داده بود، گفت: «محسن، تا حالا دقت کردی تقریباً همیشه یک نفر دیگر مقصر ناراحتی‌های توست؟!»

🔺این جمله مثل یک پتک روی سرم فرود آمد.

🟡چند روز بعد در یک دوره آموزشی با نظریه‌ای آشنا شدم که توسط روانپزشک یک معروف(ویلیام گلاسر)، ارائه شده بود: تئوری انتخاب.

🟣در ظاهر، مفهوم آن خیلی ساده بود: «ما تقریباً هیچ کنترلی روی رفتار دیگران نداریم؛ اما می‌توانیم رفتار و واکنش خودمان را انتخاب کنیم.»

⚫️اول فکر کردم این هم یکی از همان حرف‌های انگیزشی است که در عمل کاربردی ندارد. اما هرچه بیشتر مطالعه کردم، بیشتر متوجه شدم که پشت این نظریه، سال‌ها پژوهش روان‌شناختی وجود دارد.

⚪️گلاسر معتقد بود تمام رفتارهای ما برای ارضای پنج نیاز اساسی شکل می‌گیرند: بقا، عشق و تعلق، قدرت یا احساس ارزشمندی، آزادی و تفریح.

🔻ناگهان خیلی از رفتارهای اطرافیانم برایم قابل فهم شد.

🔴مثلاً آن همکار من که همیشه روی نظر خودش پافشاری می‌کرد، شاید به دنبال احساس ارزشمندی بود. یا همسرم که از کم‌توجهی من ناراحت می‌شد، در واقع نیازش به عشق و تعلق ارضا نمی‌شد.

🟢اما مهم‌ترین کشف من چیز دیگری بود. فهمیدم هر وقت سعی می‌کنم دیگران را کنترل کنم، رابطه‌هایم آسیب می‌بینند.

🔵چند وقت بعد فرصتی پیش آمد تا این موضوع را در عمل امتحان کنم. یکی از کارکنان تیمم پروژه‌ای را با تأخیر تحویل داد. در گذشته احتمالاً جلسه‌ای پر از انتقاد و سرزنش برگزار می‌کردم. اما این بار از خودم پرسیدم: «هدف من چیست؟ حل مسئله یا تخلیه عصبانیت؟»

🟤این سؤال همه چیز را عوض کرد. به جای سرزنش، درباره موانع کار صحبت کردیم. راه‌حل پیدا کردیم و پروژه ظرف چند روز جمع شد. جالب اینجا بود که نه تنها نتیجه بهتر شد، بلکه رابطه کاری ما هم قوی‌تر شد.

🟠در خانه هم اتفاق مشابهی افتاد. قبلاً وقتی همسرم از چیزی ناراحت می‌شد، بلافاصله شروع به دفاع از خودم می‌کردم. اما بعد از آشنایی با تئوری انتخاب، بیشتر گوش می‌دادم و کمتر قضاوت می‌کردم. نتیجه شگفت‌انگیز بود. بسیاری از بحث‌هایی که قبلاً ساعت‌ها طول می‌کشید، در چند دقیقه حل می‌شد.

🟡البته تئوری انتخاب به این معنا نیست که همه چیز را بپذیریم یا هیچ انتظاری از دیگران نداشته باشیم. بلکه می‌گوید تمرکزت را از چیزی که نمی‌توانی کنترل کنی، به چیزی منتقل کن که در اختیار توست.

🟣امروز هنوز هم با چالش‌های کاری و خانوادگی روبه‌رو می‌شوم. هنوز گاهی عصبانی می‌شوم یا ناامید می‌شوم. اما یک عادت جدید پیدا کرده‌ام. هر وقت اتفاق ناخوشایندی رخ می‌دهد، از خودم می‌پرسم: «الان چه چیزی تحت کنترل من است؟» شاید باورتان نشود، اما همین یک سؤال ساده کیفیت زندگی مرا تغییر داده است.

⚫️فهمیده‌ام آرامش از تغییر دادن دیگران به دست نمی‌آید؛ از مدیریت انتخاب‌های خودمان به دست می‌آید. اگر بخواهم تئوری انتخاب را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: «از روزی که دست از مدیریت کردن آدم‌ها برداشتم و روی مدیریت خودم تمرکز کردم، هم روابط بهتری ساختم و هم آرامش بیشتری پیدا کردم.»
و این احتمالاً مهم‌ترین درسی است که در تمام سال‌های زندگی‌ام یاد گرفته‌ام.
📣📣📣
*بازنشر پیام = گسترش دانایی*
🔊🔊🔊
👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام
https://t.me/gahname_modir
🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام
https://t.me/rahname_modir
👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله
https://ble.ir/gahname_modir
👩‍💻سایت
http://gahnamemodir.ir/
🧑‍💻اینستاگرام
www.instagram.com/gahname_modir
1
📚 ۱۰ درس کلیدی از کتاب قدرت عادت (The Power of Habit) اثر چارلز دوهیگ

موفقیت افراد و سازمان‌ها، بیش از آنکه نتیجه تصمیم‌های بزرگ باشد، حاصل عادت‌های کوچکی است که هر روز تکرار می‌شوند.
🔹 ۱. عادت‌ها آینده ما را می‌سازند. بخش بزرگی از تصمیم‌ها و عملکرد روزانه، محصول عادت‌هاست نه اراده.
🔹 ۲. هر عادتی قابل تغییر است. تغییر آسان نیست، اما با شناخت سازوکار عادت، کاملاً امکان‌پذیر است.
🔹 ۳. هر عادت از سه بخش تشکیل شده است: محرک (Cue)، رفتار (Routine) و پاداش (Reward).
🔹 ۴. برای تغییر رفتار، ابتدا محرک‌ها را شناسایی کنید. بسیاری از رفتارهای ما واکنشی به محیط، احساسات یا موقعیت‌های تکراری هستند.
🔹 ۵. رفتار جدید را جایگزین رفتار قدیمی کنید، نه اینکه فقط آن را حذف کنید.
🔹 ۶. پاداش، موتور تکرار عادت‌هاست. اگر رفتار جدید پاداش مناسبی نداشته باشد، دوام نخواهد آورد.
🔹 ۷. ساده‌تر کردن عادت‌های خوب و سخت‌تر کردن عادت‌های بد، احتمال موفقیت را چند برابر می‌کند.
🔹 ۸. شکل‌گیری عادت زمان می‌برد، اما تثبیت آن به تکرار مستمر نیاز دارد.
🔹 ۹. هیچ نسخه واحدی برای همه وجود ندارد. هر فرد و هر سازمان باید سیستم مناسب خود را طراحی کند.
🔹 ۱۰. عادت‌ها اجتماعی هستند. فرهنگ سازمانی، تیم و اطرافیان، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری رفتارهای فردی و سازمانی دارند.

💡 درس مهم کتاب برای کارآفرینان و مدیران:
سازمان‌های موفق، صرفاً با استراتژی برنده نمی‌شوند؛ بلکه با ساختن عادت‌های درست در تصمیم‌گیری، اجرا، یادگیری و همکاری تیمی مزیت رقابتی پایدار ایجاد می‌کنند.

Join us: @Entrepreneurship_Articles
1
در شرایط فعلی پیشنهاد نمی‌کنم بلکه از همه دوستایی که اینجا دارم خواهش می‌کنم کتاب انسان در جستجوی معنا (ویکتور فرانکل) رو از فردا نه بلکه از همین الآن شروع کنید به خوندن
قطعا بعدش از خودتون تشکر خواهید کرد
👍2