Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
The Dark Secret of ICT Trading
پست 1ساعت پیش جیکوب پراپ تریدر 5 میلیون دلاری
🔸Channel ID: @learning_Lit_Algorithm
🔹Group ID: @community_LIT
پست 1ساعت پیش جیکوب پراپ تریدر 5 میلیون دلاری
🔸Channel ID: @learning_Lit_Algorithm
🔹Group ID: @community_LIT
❤5⚡2👍1🔥1
تمام دوره ها و مدرسینی که ادعا میکنند Concept جدیدی از سبک ICT را دارند ارائه میکنند و هر روز اسم جدیدی روی آموزش های مایکل میذارند فقط برای گذاشتن دوره و درآمدزایی اینکار را میکنند.
قبلا مایکل این هشدار را داده که وقتی فضای مجازی را ترک کنه و دیگه آموزشی ارائه نکنه سیلی از این افراد راه میوفته.
آنچه نیاز هست را مایکل در همه آموزشهاش گفته.
Lit
algo
smc
crt
همه شون بی چون چرا از ict اومدن و ict زبون واقعی چارته.
میشه هم اضاف کرد که هر کدوم از اون سبک ها رو یکی از کانسپت های سبک ICT ریز شدن و با تغییر اسم مفاهیم مارکتینگ کردن ول در واقع تمام مفاهیم ارایه ها مال ای سی تی هستش.
قبلا مایکل این هشدار را داده که وقتی فضای مجازی را ترک کنه و دیگه آموزشی ارائه نکنه سیلی از این افراد راه میوفته.
آنچه نیاز هست را مایکل در همه آموزشهاش گفته.
Lit
algo
smc
crt
همه شون بی چون چرا از ict اومدن و ict زبون واقعی چارته.
میشه هم اضاف کرد که هر کدوم از اون سبک ها رو یکی از کانسپت های سبک ICT ریز شدن و با تغییر اسم مفاهیم مارکتینگ کردن ول در واقع تمام مفاهیم ارایه ها مال ای سی تی هستش.
❤31👍10🔥3😁3⚡1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ALCHEMIST x ICT Concepts: The Forex Strategy That Changed My Trading Forever!
LIT
MSNR
LIT
MSNR
❤5👍2😐2🔥1
دقیقاً. چیزی که خیلیها اشتباه میکنن اینه که فکر میکنن استراتژی یعنی ستاپ ورود؛ درحالیکه استراتژی یعنی مجموعهای از قوانین که با شخصیت، سبک زندگی و روان خودت هماهنگه.
اگر بخوام کاملتر و خودمونیتر بگم:
خیلیا میگن «استراتژیتو آموزش بده.»
واقعیت اینه که فقط ستاپ ورود و خروج نیست که سود میده؛ آدمیه که پشت اون استراتژیه.
مثلاً یکی با ترید ۱ دقیقهای حال میکنه، توی چند ثانیه تصمیم میگیره و از هیجان بازار انرژی میگیره.
یکی دیگه اگر بره تایم ۱ دقیقه، بعد از ۱۰ دقیقه ذهنش قفل میکنه و شروع میکنه به اورترید.
یکی دوست داره معاملهش نهایتاً تا ۱ ساعت بسته بشه. نمیتونه شب با پوزیشن باز بخوابه یا چند ساعت منتظر نتیجه بمونه.
یکی دیگه کاملاً برعکسه؛ معامله رو باز میکنه، استاپ و تارگت رو میذاره، میره سر کار، میخوابه، فرداش برمیگرده. حتی اگر ۲۴ ساعت یا بیشتر هم معامله باز باشه، از نظر روانی مشکلی نداره.
یکی با وینریت ۶۰٪ و ریسک به ریوارد ۲ راحتتره؛ چون باختهای پشت سر هم کمتر میبینه.
یکی دیگه وینریت ۴۰٪ با ریسک به ریوارد ۵ رو ترجیح میده؛ چون میدونه هر برد، چند باخت رو جبران میکنه و از نظر ذهنی با این مدل کنار اومده.
یکی فقط روزی یک معامله میتونه انجام بده و بهترین نتیجه رو میگیره.
یکی اگر کمتر از پنج معامله در روز داشته باشه، احساس میکنه چیزی از بازار جا مونده.
حتی میزان سرمایه، ساعت خواب، شغل، صبر، تمرکز، استرس، مسئولیتهای زندگی و هدف مالی، همگی روی استراتژی مناسب تأثیر دارن.
به همین دلیله که دو نفر میتونن دقیقاً یک چارت، یک ستاپ و یک نقطه ورود رو ببینن، ولی آخر ماه یکی سودده باشه و یکی ضررده.
از دیگران «دیدگاه» بگیر، نه «نسخه آماده».
بازار به کسی پول نمیده که بهترین استراتژی دنیا رو داره؛
به کسی پول میده که بتونه استراتژی خودش رو بدون تغییر و با انضباط اجرا کنه.
اگر بخوام کاملتر و خودمونیتر بگم:
خیلیا میگن «استراتژیتو آموزش بده.»
واقعیت اینه که فقط ستاپ ورود و خروج نیست که سود میده؛ آدمیه که پشت اون استراتژیه.
مثلاً یکی با ترید ۱ دقیقهای حال میکنه، توی چند ثانیه تصمیم میگیره و از هیجان بازار انرژی میگیره.
یکی دیگه اگر بره تایم ۱ دقیقه، بعد از ۱۰ دقیقه ذهنش قفل میکنه و شروع میکنه به اورترید.
یکی دوست داره معاملهش نهایتاً تا ۱ ساعت بسته بشه. نمیتونه شب با پوزیشن باز بخوابه یا چند ساعت منتظر نتیجه بمونه.
یکی دیگه کاملاً برعکسه؛ معامله رو باز میکنه، استاپ و تارگت رو میذاره، میره سر کار، میخوابه، فرداش برمیگرده. حتی اگر ۲۴ ساعت یا بیشتر هم معامله باز باشه، از نظر روانی مشکلی نداره.
یکی با وینریت ۶۰٪ و ریسک به ریوارد ۲ راحتتره؛ چون باختهای پشت سر هم کمتر میبینه.
یکی دیگه وینریت ۴۰٪ با ریسک به ریوارد ۵ رو ترجیح میده؛ چون میدونه هر برد، چند باخت رو جبران میکنه و از نظر ذهنی با این مدل کنار اومده.
یکی فقط روزی یک معامله میتونه انجام بده و بهترین نتیجه رو میگیره.
یکی اگر کمتر از پنج معامله در روز داشته باشه، احساس میکنه چیزی از بازار جا مونده.
حتی میزان سرمایه، ساعت خواب، شغل، صبر، تمرکز، استرس، مسئولیتهای زندگی و هدف مالی، همگی روی استراتژی مناسب تأثیر دارن.
به همین دلیله که دو نفر میتونن دقیقاً یک چارت، یک ستاپ و یک نقطه ورود رو ببینن، ولی آخر ماه یکی سودده باشه و یکی ضررده.
از دیگران «دیدگاه» بگیر، نه «نسخه آماده».
بازار به کسی پول نمیده که بهترین استراتژی دنیا رو داره؛
به کسی پول میده که بتونه استراتژی خودش رو بدون تغییر و با انضباط اجرا کنه.
❤17👍6🔥1🤯1
🐇آموزشLIT🔮
دقیقاً. چیزی که خیلیها اشتباه میکنن اینه که فکر میکنن استراتژی یعنی ستاپ ورود؛ درحالیکه استراتژی یعنی مجموعهای از قوانین که با شخصیت، سبک زندگی و روان خودت هماهنگه. اگر بخوام کاملتر و خودمونیتر بگم: خیلیا میگن «استراتژیتو آموزش بده.» واقعیت اینه…
اشتباه اکثر تریدرها اینه که دنبال استراتژی میگردن؛ درحالیکه مشکلشون استراتژی نیست.
مشکل اینه که دارن با قوانینی معامله میکنن که برای ذهن خودشون ساخته نشده.
هر استراتژی یه هزینه روانی داره…
یکی هزینهش صبره.
یکی تعداد زیاد باخته.
یکی نگه داشتن معامله برای چند روزه.
یکی هم سرعت تصمیمگیری.
سود مال کسی نیست که بهترین استراتژی رو پیدا کرده؛
مال کسیه که هزینه روانی استراتژیش رو میتونه پرداخت کن
مشکل اینه که دارن با قوانینی معامله میکنن که برای ذهن خودشون ساخته نشده.
هر استراتژی یه هزینه روانی داره…
یکی هزینهش صبره.
یکی تعداد زیاد باخته.
یکی نگه داشتن معامله برای چند روزه.
یکی هم سرعت تصمیمگیری.
سود مال کسی نیست که بهترین استراتژی رو پیدا کرده؛
مال کسیه که هزینه روانی استراتژیش رو میتونه پرداخت کن
❤13👍5🔥1🤔1
مثلاً یه منتور LIT روی تایم ۱ و ۵ دقیقه معامله میکنه.
تمام ستاپش بر پایه Inducement، Liquidity و ورودهای سریعه. یعنی باید توی چند ثانیه یا چند دقیقه چارت رو بخونی، ساختار رو تشخیص بدی، نقدینگی رو ببینی و بدون تردید تصمیم بگیری.
حالا اگه کسی نتونه با این سرعت تحلیل کنه، مشکل از استراتژی نیست؛ مشکل اینه که ذهنش برای این سبک تصمیمگیری ساخته نشده.
شاید همون شخص روی تایم ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعت فوقالعاده باشه؛ چون برای رسیدن به بهترین تصمیم، به زمان بیشتری نیاز داره.
از اون طرف، یه نفر فقط دیلی و ۴ساعته ترید میکنه.
ممکنه بهترین ستاپ هفته فقط یکبار تشکیل بشه و معامله ۲۴ تا ۷۲ ساعت باز بمونه.
اگر کسی نتونه چند ساعت یا چند روز منتظر تشکیل ستاپ بمونه، یا بعد از ورود هر ۵ دقیقه چارت رو چک کنه، استاپش رو جابهجا کنه، زود سودش رو ببنده یا از ترس برگرده، مشکل از استراتژی نیست؛ مشکل از ناسازگاری اون سبک با روانشه.
سرعت تصمیمگیری، میزان صبر، تحمل بلاتکلیفی، تحمل باخت، نیاز به هیجان، و حتی اینکه چند ساعت میتونی یک معامله باز رو تحمل کنی، همگی بخشی از استراتژی هستن؛ نه چیزهایی جدا از اون.
به همین دلیله که یک استراتژی ممکنه برای یک نفر شاهکار باشه و برای نفر کناریش کاملاً شکست.
استراتژی مناسب، استراتژیای نیست که بیشترین سود رو روی کاغذ بده؛ استراتژیایه که ذهن تو اجازه بده سالها بدون تغییر اجراش کنی.
تمام ستاپش بر پایه Inducement، Liquidity و ورودهای سریعه. یعنی باید توی چند ثانیه یا چند دقیقه چارت رو بخونی، ساختار رو تشخیص بدی، نقدینگی رو ببینی و بدون تردید تصمیم بگیری.
حالا اگه کسی نتونه با این سرعت تحلیل کنه، مشکل از استراتژی نیست؛ مشکل اینه که ذهنش برای این سبک تصمیمگیری ساخته نشده.
شاید همون شخص روی تایم ۱۵ دقیقه یا ۱ ساعت فوقالعاده باشه؛ چون برای رسیدن به بهترین تصمیم، به زمان بیشتری نیاز داره.
از اون طرف، یه نفر فقط دیلی و ۴ساعته ترید میکنه.
ممکنه بهترین ستاپ هفته فقط یکبار تشکیل بشه و معامله ۲۴ تا ۷۲ ساعت باز بمونه.
اگر کسی نتونه چند ساعت یا چند روز منتظر تشکیل ستاپ بمونه، یا بعد از ورود هر ۵ دقیقه چارت رو چک کنه، استاپش رو جابهجا کنه، زود سودش رو ببنده یا از ترس برگرده، مشکل از استراتژی نیست؛ مشکل از ناسازگاری اون سبک با روانشه.
سرعت تصمیمگیری، میزان صبر، تحمل بلاتکلیفی، تحمل باخت، نیاز به هیجان، و حتی اینکه چند ساعت میتونی یک معامله باز رو تحمل کنی، همگی بخشی از استراتژی هستن؛ نه چیزهایی جدا از اون.
به همین دلیله که یک استراتژی ممکنه برای یک نفر شاهکار باشه و برای نفر کناریش کاملاً شکست.
استراتژی مناسب، استراتژیای نیست که بیشترین سود رو روی کاغذ بده؛ استراتژیایه که ذهن تو اجازه بده سالها بدون تغییر اجراش کنی.
❤18👍6😁1🤯1🏆1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ALCHEMIST x ICT CONCEPTS : I Scalped Every Day Using Alchemist Strategy... Here's What Happened
❤3⚡2👍1🔥1😐1
اگر بخواهم فقط بر اساس منابع معتبر (کتابهای روانشناسی معاملهگری و مقالات پژوهشی) جواب بدهم، ژورنال معاملاتی مهمترین ابزار پیشرفت یک تریدر است؛ حتی مهمتر از یاد گرفتن یک ستاپ جدید.
دلیلش این است که حافظه انسان قابل اعتماد نیست. ذهن معمولاً بردها را بزرگتر و اشتباهات را کوچکتر به یاد میآورد. ثبت کردن معاملات باعث میشود تصمیمها به جای احساس، بر اساس داده بررسی شوند. پژوهشها در حوزه روانشناسی تصمیمگیری و عملکرد معاملهگران نیز نشان میدهند که «بازتاب (Reflection)» و بررسی سیستماتیک عملکرد، با تصمیمگیری بهتر و نتایج پایدارتر ارتباط دارد.
اگر ژورنال ننویسی چه اتفاقی میافتد؟
نمیفهمی سودها از مهارت بوده یا شانس
ممکن است ۱۰ معامله سودده داشته باشی، اما ندانی همه آنها از یک ستاپ خاص بودهاند یا فقط بازار آن هفته روند خوبی داشته است.
ضررها را فراموش میکنی
مثلاً هر بار بعد از دو استاپ، وارد Revenge Trade میشوی؛ ولی چون ثبت نکردهای، فکر میکنی این اتفاق فقط یک بار افتاده است.
مدام دیدگاهت را عوض میکنی
امروز میگویی FVG بهترین ستاپ است.
هفته بعد میگویی Order Block.
ماه بعد سراغ مدل دیگری میروی.
در حالی که هیچ دادهای نداری که نشان دهد کدام واقعاً برای تو سودآورتر بوده است.
نقاط قوت خودت را نمیشناسی
شاید ستاپ London Session برایت ۷۰٪ وینریت داشته باشد، اما New York فقط ۴۰٪.
بدون ژورنال این الگوها دیده نمیشوند.
اشتباهات تکرار میشوند
بدون ثبت و مرور، مغز همان خطاها را بارها تکرار میکند. تحقیقات درباره خودنظارتی (Self-monitoring) نشان میدهد که صرف ثبت و بازبینی رفتار، احتمال اصلاح آن را افزایش میدهد.
حرفهایها چه میگویند؟
کتاب Trading in the Zone تأکید میکند که موفقیت پایدار نتیجه داشتن فرآیند ثابت و بررسی مداوم عملکرد است، نه پیشبینی بازار.
همچنین Brett Steenbarger در کتاب The Daily Trading Coach توضیح میدهد که معاملهگران موفق زمان زیادی را صرف مطالعه رفتار خودشان میکنند؛ زیرا الگوهای موفقیت و شکست در رفتار شخصی آنها پنهان است.
نتیجه
تریدری که ژورنال ندارد، معمولاً این جمله را زیاد میگوید:
«فکر میکنم این ستاپ خوبه.»
اما تریدری که ژورنال دارد میگوید:
«در ۱۲۰ معامله، ستاپ AMD در سشن لندن ۶۴٪ وینریت، میانگین ۲.۱R و Profit Factor برابر با ۱.۸ داشته؛ ولی در سشن نیویورک فقط ۴۵٪ وینریت داشته است.»
این تفاوت بین حدس زدن و تصمیمگیری بر اساس داده است؛ و دقیقاً به همین دلیل تقریباً تمام معاملهگران حرفهای، صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای پراپ از ژورنال برای ارزیابی عملکرد استفاده میکنند.
دلیلش این است که حافظه انسان قابل اعتماد نیست. ذهن معمولاً بردها را بزرگتر و اشتباهات را کوچکتر به یاد میآورد. ثبت کردن معاملات باعث میشود تصمیمها به جای احساس، بر اساس داده بررسی شوند. پژوهشها در حوزه روانشناسی تصمیمگیری و عملکرد معاملهگران نیز نشان میدهند که «بازتاب (Reflection)» و بررسی سیستماتیک عملکرد، با تصمیمگیری بهتر و نتایج پایدارتر ارتباط دارد.
اگر ژورنال ننویسی چه اتفاقی میافتد؟
نمیفهمی سودها از مهارت بوده یا شانس
ممکن است ۱۰ معامله سودده داشته باشی، اما ندانی همه آنها از یک ستاپ خاص بودهاند یا فقط بازار آن هفته روند خوبی داشته است.
ضررها را فراموش میکنی
مثلاً هر بار بعد از دو استاپ، وارد Revenge Trade میشوی؛ ولی چون ثبت نکردهای، فکر میکنی این اتفاق فقط یک بار افتاده است.
مدام دیدگاهت را عوض میکنی
امروز میگویی FVG بهترین ستاپ است.
هفته بعد میگویی Order Block.
ماه بعد سراغ مدل دیگری میروی.
در حالی که هیچ دادهای نداری که نشان دهد کدام واقعاً برای تو سودآورتر بوده است.
نقاط قوت خودت را نمیشناسی
شاید ستاپ London Session برایت ۷۰٪ وینریت داشته باشد، اما New York فقط ۴۰٪.
بدون ژورنال این الگوها دیده نمیشوند.
اشتباهات تکرار میشوند
بدون ثبت و مرور، مغز همان خطاها را بارها تکرار میکند. تحقیقات درباره خودنظارتی (Self-monitoring) نشان میدهد که صرف ثبت و بازبینی رفتار، احتمال اصلاح آن را افزایش میدهد.
حرفهایها چه میگویند؟
کتاب Trading in the Zone تأکید میکند که موفقیت پایدار نتیجه داشتن فرآیند ثابت و بررسی مداوم عملکرد است، نه پیشبینی بازار.
همچنین Brett Steenbarger در کتاب The Daily Trading Coach توضیح میدهد که معاملهگران موفق زمان زیادی را صرف مطالعه رفتار خودشان میکنند؛ زیرا الگوهای موفقیت و شکست در رفتار شخصی آنها پنهان است.
نتیجه
تریدری که ژورنال ندارد، معمولاً این جمله را زیاد میگوید:
«فکر میکنم این ستاپ خوبه.»
اما تریدری که ژورنال دارد میگوید:
«در ۱۲۰ معامله، ستاپ AMD در سشن لندن ۶۴٪ وینریت، میانگین ۲.۱R و Profit Factor برابر با ۱.۸ داشته؛ ولی در سشن نیویورک فقط ۴۵٪ وینریت داشته است.»
این تفاوت بین حدس زدن و تصمیمگیری بر اساس داده است؛ و دقیقاً به همین دلیل تقریباً تمام معاملهگران حرفهای، صندوقهای سرمایهگذاری و شرکتهای پراپ از ژورنال برای ارزیابی عملکرد استفاده میکنند.
❤9👍4⚡2
🐇آموزشLIT🔮
اگر بخواهم فقط بر اساس منابع معتبر (کتابهای روانشناسی معاملهگری و مقالات پژوهشی) جواب بدهم، ژورنال معاملاتی مهمترین ابزار پیشرفت یک تریدر است؛ حتی مهمتر از یاد گرفتن یک ستاپ جدید. دلیلش این است که حافظه انسان قابل اعتماد نیست. ذهن معمولاً بردها را بزرگتر…
فرض کنید دو ماه معامله کردهاید و در پایان سود کردهاید. بدون ژورنال فقط میدانید سود کردهاید؛ اما نمیدانید کدام ستاپ بیشترین سود را ساخته، کدام اشتباه بیشترین ضرر را ایجاد کرده یا چند بار قوانینتان را نقض کردهاید. ژورنال به این سؤالها پاسخ میدهد
❤12👍4⚡2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Key Level Hit inside the 10 AM Reversal Window | DR/IDR Price Action Breakdown
❤3👍3🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Continuation Purges — This Is How The Market Actually Moves
❤3👍3🔥1
اگر احساس میکنی بعد از کمی سود سریع معامله را میبندی، اما وقتی وارد ضرر میشوی مدام امیدوار میمانی، مشکل از استراتژی تو نیست؛ از نحوه کارکرد مغز انسان است.
مغز ما برای بقا تکامل یافته، نه برای معامله در بازارهای مالی.
از دید مغز، یک سود کوچک یعنی «شکار را به دست آوردی؛ از دستش نده.»
اما یک ضرر یعنی «هنوز ممکن است اوضاع برگردد؛ کمی بیشتر صبر کن.»
به همین دلیل، بیشتر افراد سودهایشان را زود قطع میکنند و ضررهایشان را بیش از حد نگه میدارند.
روانشناسان به این پدیده گریز از زیان (Loss Aversion) میگویند.
تحقیقات نشان میدهد درد از دست دادن، از نظر روانی تقریباً دو برابر لذت به دست آوردن احساس میشود. به همین دلیل، مغز حاضر است برای فرار از پذیرفتن یک ضرر، ریسکهای بزرگتری را بپذیرد.
جالب اینجاست که بازار هیچ اهمیتی به احساسات تو نمیدهد.
این بازار نیست که تو را مجبور میکند سودت را زود ببندی یا ضررت را نگه داری؛ این واکنش طبیعی مغز توست.
به همین دلیل، تریدرهای سودده کسانی نیستند که احساسات ندارند.
آنها فقط تصمیمهای مالی را به مغز غریزیشان واگذار نمیکنند.
در بازار، هرچه رفتارت طبیعیتر باشد، احتمال اینکه نتیجهای معمولی بگیری بیشتر است.
گاهی سودآوری، یعنی یاد گرفتنِ رفتار کردن برخلاف چیزی که مغزت در لحظه به تو میگوید.
مغز ما برای بقا تکامل یافته، نه برای معامله در بازارهای مالی.
از دید مغز، یک سود کوچک یعنی «شکار را به دست آوردی؛ از دستش نده.»
اما یک ضرر یعنی «هنوز ممکن است اوضاع برگردد؛ کمی بیشتر صبر کن.»
به همین دلیل، بیشتر افراد سودهایشان را زود قطع میکنند و ضررهایشان را بیش از حد نگه میدارند.
روانشناسان به این پدیده گریز از زیان (Loss Aversion) میگویند.
تحقیقات نشان میدهد درد از دست دادن، از نظر روانی تقریباً دو برابر لذت به دست آوردن احساس میشود. به همین دلیل، مغز حاضر است برای فرار از پذیرفتن یک ضرر، ریسکهای بزرگتری را بپذیرد.
جالب اینجاست که بازار هیچ اهمیتی به احساسات تو نمیدهد.
این بازار نیست که تو را مجبور میکند سودت را زود ببندی یا ضررت را نگه داری؛ این واکنش طبیعی مغز توست.
به همین دلیل، تریدرهای سودده کسانی نیستند که احساسات ندارند.
آنها فقط تصمیمهای مالی را به مغز غریزیشان واگذار نمیکنند.
در بازار، هرچه رفتارت طبیعیتر باشد، احتمال اینکه نتیجهای معمولی بگیری بیشتر است.
گاهی سودآوری، یعنی یاد گرفتنِ رفتار کردن برخلاف چیزی که مغزت در لحظه به تو میگوید.
❤18⚡3🔥2
بزرگترین دشمن یک معاملهگر، بازار نیست؛ فشارهاست.
فشار اینکه دوستت سود کرده و تو جا ماندهای.
فشار تورم و هزینههای زندگی.
فشار اینکه باید سریع پول دربیاوری.
فشار مقایسه شدن با دیگران.
اما بازار برای هیچکدام از این فشارها اهمیتی قائل نیست.
وقتی با فشار معامله میکنی، دیگر ستاپ را اجرا نمیکنی؛ احساساتت معامله میکنند. معاملهگر حرفهای یاد گرفته قبل از اجرای هر معامله، تمام این فشارها را کنار بگذارد و فقط به قوانین ستاپ پایبند بماند.
سود پایدار، نتیجه اجرای درست ستاپ است؛ نه نتیجه فشار زندگی.
فشار اینکه دوستت سود کرده و تو جا ماندهای.
فشار تورم و هزینههای زندگی.
فشار اینکه باید سریع پول دربیاوری.
فشار مقایسه شدن با دیگران.
اما بازار برای هیچکدام از این فشارها اهمیتی قائل نیست.
وقتی با فشار معامله میکنی، دیگر ستاپ را اجرا نمیکنی؛ احساساتت معامله میکنند. معاملهگر حرفهای یاد گرفته قبل از اجرای هر معامله، تمام این فشارها را کنار بگذارد و فقط به قوانین ستاپ پایبند بماند.
سود پایدار، نتیجه اجرای درست ستاپ است؛ نه نتیجه فشار زندگی.
👍12⚡4❤2😁1
🐇آموزشLIT🔮
بزرگترین دشمن یک معاملهگر، بازار نیست؛ فشارهاست. فشار اینکه دوستت سود کرده و تو جا ماندهای. فشار تورم و هزینههای زندگی. فشار اینکه باید سریع پول دربیاوری. فشار مقایسه شدن با دیگران. اما بازار برای هیچکدام از این فشارها اهمیتی قائل نیست. وقتی با فشار…
کنترل استرس، ترس و طمع با حرف زدن به دست نمیآید؛ با تکرار اجرای درست ستاپ به دست میآید.
تا زمانی که به ستاپ خودت اعتماد نداشته باشی، هر کندل باعث استرس میشود، هر اصلاح باعث ترس و هر حرکت سریع باعث طمع.
راهحل این نیست که احساساتت را از بین ببری؛ راهحل این است که آنقدر ستاپت را تمرین و تکرار کنی که تصمیمهایت بر اساس قانون باشد، نه احساس.
هر بار که فقط با کامل شدن ستاپ وارد معامله میشوی، حد ضرر را جابهجا نمیکنی و به پلن پایبند میمانی، در واقع ذهن خودت را آموزش میدهی.
معاملهگر حرفهای کسی نیست که استرس، ترس یا طمع ندارد؛ کسی است که با وجود این احساسات، باز هم ستاپش را دقیق اجرا میکند.
تا زمانی که به ستاپ خودت اعتماد نداشته باشی، هر کندل باعث استرس میشود، هر اصلاح باعث ترس و هر حرکت سریع باعث طمع.
راهحل این نیست که احساساتت را از بین ببری؛ راهحل این است که آنقدر ستاپت را تمرین و تکرار کنی که تصمیمهایت بر اساس قانون باشد، نه احساس.
هر بار که فقط با کامل شدن ستاپ وارد معامله میشوی، حد ضرر را جابهجا نمیکنی و به پلن پایبند میمانی، در واقع ذهن خودت را آموزش میدهی.
معاملهگر حرفهای کسی نیست که استرس، ترس یا طمع ندارد؛ کسی است که با وجود این احساسات، باز هم ستاپش را دقیق اجرا میکند.
👍12❤4🔥2
اگر بخواهیم کاملاً واقعبینانه و بر اساس تحقیقات علمی و تجربه معاملهگران حرفهای صحبت کنیم، باید بین باور شخصی و عامل مؤثر بر عملکرد تفاوت قائل شویم.
واقعیت اول: بازار هیچ هویتی را نمیشناسد.
بازار نمیداند که شما:
مسلمان هستید یا نیستید.
دعا میکنید یا نمیکنید.
ورزشکار هستید یا نیستید.
ثروتمند هستید یا فقیر.
مرد هستید یا زن.
قیمت فقط بر اساس عرضه و تقاضا حرکت میکند و به هویت یا اعتقادات معاملهگر واکنشی نشان نمیدهد.
⸻
واقعیت دوم: تنها چیزی که در بلندمدت اهمیت دارد، داشتن «مزیت آماری (Edge)» است.
در ترید، سود پایدار زمانی به دست میآید که یک سیستم معاملاتی داشته باشید که در تعداد زیادی معامله، امید ریاضی مثبت ایجاد کند.
به بیان ساده:
اگر ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ معامله انجام دهید و قوانینتان مزیت داشته باشد، در بلندمدت سود میکنید.
اگر مزیت نداشته باشید، حتی اگر چند معامله اول سود کنید، احتمالاً در بلندمدت سرمایه خود را از دست میدهید.
این همان چیزی است که معاملهگران حرفهای به آن Edge میگویند.
⸻
واقعیت سوم: روانشناسی مهم است، اما جایگزین استراتژی نیست.
بسیاری تصور میکنند:
«اگر ذهنم قوی شود، سود میکنم.»
این تصور کامل نیست.
ترتیب درست این است:
داشتن ستاپ
مدیریت ریسک
اجرای منظم
کنترل احساسات
اگر بهترین روانشناسی دنیا را داشته باشید ولی سیستم شما سودده نباشد، در نهایت ضرر میکنید.
⸻
واقعیت چهارم: دعا و باور مذهبی چه نقشی دارند؟
از دید علمی، دعا یا باور مذهبی مستقیماً احتمال موفقیت یک معامله را تغییر نمیدهد.
اما ممکن است برای بعضی افراد باعث شود:
استرس کمتر شود.
عجله نکنند.
آرامتر تصمیم بگیرند.
نظم بیشتری داشته باشند.
اگر این اتفاق بیفتد، غیرمستقیم میتواند عملکرد را بهتر کند، نه اینکه خود دعا قیمت بازار را تغییر دهد.
همین موضوع درباره مدیتیشن، ورزش یا خواب کافی نیز صدق میکند.
⸻
واقعیت پنجم: ورزشکار بودن
تحقیقات نشان دادهاند که ورزش منظم معمولاً باعث بهبود:
تمرکز
کنترل هیجان
کیفیت خواب
تصمیمگیری
میشود.
اما هزاران ورزشکار وجود دارند که در ترید شکست میخورند، چون ستاپ و مدیریت ریسک ندارند.
⸻
واقعیت ششم: بزرگترین دلیل شکست معاملهگران
مطالعات و گزارشهای کارگزاریها نشان میدهد بیشتر معاملهگران به این دلایل شکست میخورند:
نداشتن برنامه معاملاتی
ریسک بیش از حد
جابهجا کردن حد ضرر
معامله احساسی
معامله بیش از حد (Overtrading)
نداشتن مزیت آماری
نه به دلیل اینکه دعا نکردهاند یا ورزش نکردهاند.
⸻
فرمول واقعی موفقیت در ترید
اگر بخواهیم واقعبین باشیم:
ستاپ سودده + مدیریت سرمایه + انضباط + اجرای مداوم + ثبت و بررسی معاملات = شانس موفقیت در بلندمدت
اگر یکی از اینها حذف شود، احتمال موفقیت بهشدت کاهش پیدا میکند.
جمعبندی
اگر دو معاملهگر دقیقاً یک ستاپ، مدیریت ریسک و انضباط یکسان داشته باشند و تنها تفاوتشان این باشد که یکی دعا میکند و دیگری نه، یا یکی ورزشکار است و دیگری نیست، هیچ شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد صرفاً این تفاوتها باعث سودآوری بیشتر در بازار میشود. آنچه نتایج بلندمدت را تعیین میکند، داشتن مزیت آماری واقعی و اجرای منظم و بدون تخلف آن است. باورهای شخصی و عادتهای سالم میتوانند به برخی افراد کمک کنند آرامتر و منظمتر عمل کنند، اما جایگزین یک سیستم معاملاتی سودده نیستند.
واقعیت اول: بازار هیچ هویتی را نمیشناسد.
بازار نمیداند که شما:
مسلمان هستید یا نیستید.
دعا میکنید یا نمیکنید.
ورزشکار هستید یا نیستید.
ثروتمند هستید یا فقیر.
مرد هستید یا زن.
قیمت فقط بر اساس عرضه و تقاضا حرکت میکند و به هویت یا اعتقادات معاملهگر واکنشی نشان نمیدهد.
⸻
واقعیت دوم: تنها چیزی که در بلندمدت اهمیت دارد، داشتن «مزیت آماری (Edge)» است.
در ترید، سود پایدار زمانی به دست میآید که یک سیستم معاملاتی داشته باشید که در تعداد زیادی معامله، امید ریاضی مثبت ایجاد کند.
به بیان ساده:
اگر ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ معامله انجام دهید و قوانینتان مزیت داشته باشد، در بلندمدت سود میکنید.
اگر مزیت نداشته باشید، حتی اگر چند معامله اول سود کنید، احتمالاً در بلندمدت سرمایه خود را از دست میدهید.
این همان چیزی است که معاملهگران حرفهای به آن Edge میگویند.
⸻
واقعیت سوم: روانشناسی مهم است، اما جایگزین استراتژی نیست.
بسیاری تصور میکنند:
«اگر ذهنم قوی شود، سود میکنم.»
این تصور کامل نیست.
ترتیب درست این است:
داشتن ستاپ
مدیریت ریسک
اجرای منظم
کنترل احساسات
اگر بهترین روانشناسی دنیا را داشته باشید ولی سیستم شما سودده نباشد، در نهایت ضرر میکنید.
⸻
واقعیت چهارم: دعا و باور مذهبی چه نقشی دارند؟
از دید علمی، دعا یا باور مذهبی مستقیماً احتمال موفقیت یک معامله را تغییر نمیدهد.
اما ممکن است برای بعضی افراد باعث شود:
استرس کمتر شود.
عجله نکنند.
آرامتر تصمیم بگیرند.
نظم بیشتری داشته باشند.
اگر این اتفاق بیفتد، غیرمستقیم میتواند عملکرد را بهتر کند، نه اینکه خود دعا قیمت بازار را تغییر دهد.
همین موضوع درباره مدیتیشن، ورزش یا خواب کافی نیز صدق میکند.
⸻
واقعیت پنجم: ورزشکار بودن
تحقیقات نشان دادهاند که ورزش منظم معمولاً باعث بهبود:
تمرکز
کنترل هیجان
کیفیت خواب
تصمیمگیری
میشود.
اما هزاران ورزشکار وجود دارند که در ترید شکست میخورند، چون ستاپ و مدیریت ریسک ندارند.
⸻
واقعیت ششم: بزرگترین دلیل شکست معاملهگران
مطالعات و گزارشهای کارگزاریها نشان میدهد بیشتر معاملهگران به این دلایل شکست میخورند:
نداشتن برنامه معاملاتی
ریسک بیش از حد
جابهجا کردن حد ضرر
معامله احساسی
معامله بیش از حد (Overtrading)
نداشتن مزیت آماری
نه به دلیل اینکه دعا نکردهاند یا ورزش نکردهاند.
⸻
فرمول واقعی موفقیت در ترید
اگر بخواهیم واقعبین باشیم:
ستاپ سودده + مدیریت سرمایه + انضباط + اجرای مداوم + ثبت و بررسی معاملات = شانس موفقیت در بلندمدت
اگر یکی از اینها حذف شود، احتمال موفقیت بهشدت کاهش پیدا میکند.
جمعبندی
اگر دو معاملهگر دقیقاً یک ستاپ، مدیریت ریسک و انضباط یکسان داشته باشند و تنها تفاوتشان این باشد که یکی دعا میکند و دیگری نه، یا یکی ورزشکار است و دیگری نیست، هیچ شواهد علمی معتبری وجود ندارد که نشان دهد صرفاً این تفاوتها باعث سودآوری بیشتر در بازار میشود. آنچه نتایج بلندمدت را تعیین میکند، داشتن مزیت آماری واقعی و اجرای منظم و بدون تخلف آن است. باورهای شخصی و عادتهای سالم میتوانند به برخی افراد کمک کنند آرامتر و منظمتر عمل کنند، اما جایگزین یک سیستم معاملاتی سودده نیستند.
👍12❤6🔥3