بیشتر تریدرها نه به خاطر نداشتن استراتژی، بلکه به خاطر نداشتن استمرار شکست میخورند. تحقیقات روانشناسی عملکرد نشان میدهد افرادی که روی اجرای فرآیند تمرکز میکنند، در بلندمدت نتایج پایدارتری نسبت به کسانی دارند که فقط به سود هر معامله فکر میکنند.
اگر روزی فقط ۱ تا ۲R مثبت و هفتهای ۳ تا ۴ معامله باکیفیت داشته باشی، در واقع در حال انجام کاری هستی که اکثر معاملهگران از پس آن برنمیآیند: صبر. بازار به کسی پول نمیدهد که بیشتر معامله کند؛ به کسی پول میدهد که بهتر انتخاب کند.
موفقیت در ترید حاصل یک برد بزرگ نیست؛ حاصل صدها تصمیم درست و تکرارشونده است. هر بار که به پلن خود پایبند میمانی، حتی اگر نتیجه آن معامله ضرر باشد، در حال تقویت مهمترین عضله یک تریدر حرفهای هستی: انضباط.
همانطور که روانشناس برجسته، Angela Duckworth، در تحقیقات خود نشان داده است، «استمرار و پشتکار بلندمدت» اغلب از استعداد مهمتر است. در ترید نیز برنده نهایی کسی نیست که بهترین تحلیل را دارد؛ کسی است که میتواند هفتهها، ماهها و سالها با نظم و آرامش، همان کارها را تکرار کند.
اگر روزی فقط ۱ تا ۲R مثبت و هفتهای ۳ تا ۴ معامله باکیفیت داشته باشی، در واقع در حال انجام کاری هستی که اکثر معاملهگران از پس آن برنمیآیند: صبر. بازار به کسی پول نمیدهد که بیشتر معامله کند؛ به کسی پول میدهد که بهتر انتخاب کند.
موفقیت در ترید حاصل یک برد بزرگ نیست؛ حاصل صدها تصمیم درست و تکرارشونده است. هر بار که به پلن خود پایبند میمانی، حتی اگر نتیجه آن معامله ضرر باشد، در حال تقویت مهمترین عضله یک تریدر حرفهای هستی: انضباط.
همانطور که روانشناس برجسته، Angela Duckworth، در تحقیقات خود نشان داده است، «استمرار و پشتکار بلندمدت» اغلب از استعداد مهمتر است. در ترید نیز برنده نهایی کسی نیست که بهترین تحلیل را دارد؛ کسی است که میتواند هفتهها، ماهها و سالها با نظم و آرامش، همان کارها را تکرار کند.
❤12⚡6👍4
اگر بخواهیم از تحقیقات دانشگاهی و دادههای معتبر نگاه کنیم، تقریباً در هیچ حرفهای همه افراد به سطح بالای موفقیت نمیرسند. اما دلیلش فقط «ساعت تمرین» نیست.
۱. قانون ۱۰,۰۰۰ ساعت واقعاً چه میگوید؟
پژوهشهای Anders Ericsson نشان دادند که افراد نخبه معمولاً هزاران ساعت «تمرین هدفمند» انجام دادهاند.
اما بعدها مطالعات بزرگتر نشان دادند:
تمرین مهم است، اما همه چیز نیست.
در موسیقی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تفاوت عملکرد را توضیح میدهد.
در شطرنج حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد.
در ورزش و کسبوکار حتی کمتر.
یعنی دو نفر ممکن است هر دو ۵۰۰۰ ساعت تمرین کنند، اما نتایج کاملاً متفاوتی بگیرند.
⸻
۲. چرا همه موفق نمیشوند؟
دانشمندان معمولاً چند عامل را مطرح میکنند:
الف) ریزش طبیعی (Attrition)
در هر مسیر سخت، افراد به مرور حذف میشوند.
مثال:
از ۱۰۰ نفر که بدنسازی را شروع میکنند، بخش زیادی ظرف یک سال رها میکنند.
از ۱۰۰ نفر که ترید را شروع میکنند، بسیاری بعد از ضررهای اولیه کنار میکشند.
از ۱۰۰ دانشجوی پزشکی، همه جراح برجسته نمیشوند.
دلیل اصلی:
فشار روانی
کمبود انگیزه بلندمدت
ناتوانی در تحمل تأخیر پاداش
⸻
ب) توزیع عملکرد انسانها نابرابر است
در بسیاری از حوزهها پدیدهای شبیه اصل پارتو دیده میشود:
تعداد کمی از افراد بخش بزرگی از نتایج را تولید میکنند.
تعداد کمی از نویسندگان اکثر فروش کتابها را دارند.
تعداد کمی از ورزشکاران مدالها را میگیرند.
تعداد کمی از معاملهگران بخش بزرگی از سود بازار را میسازند.
این به معنی باهوشتر بودن مطلق نیست؛ اغلب ترکیبی از:
استعداد
تمرین
محیط
فرصت
استمرار
است.
⸻
۳. در ترید چه اتفاقی میافتد؟
ترید از سختترین حرفههای دنیا محسوب میشود چون:
رقیب شما افراد حرفهای و مؤسسات مالی هستند.
بازخورد فوری و همراه با پول واقعی است.
فشار روانی بسیار بالاست.
به همین دلیل درصد موفقیت پایین است.
اما نکته مهم:
اکثر افراد به خاطر کمبود دانش شکست نمیخورند.
بیشتر به خاطر:
ریسک بیش از حد
عدم نظم
تغییر مداوم استراتژی
انتظارات غیرواقعی
نداشتن صبر برای ساخت مهارت
شکست میخورند.
⸻
۴. برای رسیدن به مهارت بالا معمولاً چقدر زمان لازم است؟
اعداد تقریبی تحقیقات یادگیری مهارت:
سطح
ساعات تمرین هدفمند
مبتدی
۰ تا ۱۰۰ ساعت
متوسط
۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت
خوب
۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ ساعت
حرفهای
۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰+ ساعت
نخبه
۱۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰+ ساعت
نکته مهم:
کیفیت ساعتها مهمتر از تعداد ساعتهاست.
۱۰۰۰ ساعت تمرین هدفمند میتواند از ۵۰۰۰ ساعت تمرین بیبرنامه ارزشمندتر باشد.
⸻
۵. چیزی که تحقیقات واقعاً نشان میدهند
موفقیت در اکثر حرفهها از فرمولی شبیه این پیروی میکند:
موفقیت = استعداد × تمرین هدفمند × استمرار × محیط مناسب × مدیریت روان
اگر یکی از این عوامل صفر شود، نتیجه به شدت افت میکند.
۱. قانون ۱۰,۰۰۰ ساعت واقعاً چه میگوید؟
پژوهشهای Anders Ericsson نشان دادند که افراد نخبه معمولاً هزاران ساعت «تمرین هدفمند» انجام دادهاند.
اما بعدها مطالعات بزرگتر نشان دادند:
تمرین مهم است، اما همه چیز نیست.
در موسیقی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تفاوت عملکرد را توضیح میدهد.
در شطرنج حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد.
در ورزش و کسبوکار حتی کمتر.
یعنی دو نفر ممکن است هر دو ۵۰۰۰ ساعت تمرین کنند، اما نتایج کاملاً متفاوتی بگیرند.
⸻
۲. چرا همه موفق نمیشوند؟
دانشمندان معمولاً چند عامل را مطرح میکنند:
الف) ریزش طبیعی (Attrition)
در هر مسیر سخت، افراد به مرور حذف میشوند.
مثال:
از ۱۰۰ نفر که بدنسازی را شروع میکنند، بخش زیادی ظرف یک سال رها میکنند.
از ۱۰۰ نفر که ترید را شروع میکنند، بسیاری بعد از ضررهای اولیه کنار میکشند.
از ۱۰۰ دانشجوی پزشکی، همه جراح برجسته نمیشوند.
دلیل اصلی:
فشار روانی
کمبود انگیزه بلندمدت
ناتوانی در تحمل تأخیر پاداش
⸻
ب) توزیع عملکرد انسانها نابرابر است
در بسیاری از حوزهها پدیدهای شبیه اصل پارتو دیده میشود:
تعداد کمی از افراد بخش بزرگی از نتایج را تولید میکنند.
تعداد کمی از نویسندگان اکثر فروش کتابها را دارند.
تعداد کمی از ورزشکاران مدالها را میگیرند.
تعداد کمی از معاملهگران بخش بزرگی از سود بازار را میسازند.
این به معنی باهوشتر بودن مطلق نیست؛ اغلب ترکیبی از:
استعداد
تمرین
محیط
فرصت
استمرار
است.
⸻
۳. در ترید چه اتفاقی میافتد؟
ترید از سختترین حرفههای دنیا محسوب میشود چون:
رقیب شما افراد حرفهای و مؤسسات مالی هستند.
بازخورد فوری و همراه با پول واقعی است.
فشار روانی بسیار بالاست.
به همین دلیل درصد موفقیت پایین است.
اما نکته مهم:
اکثر افراد به خاطر کمبود دانش شکست نمیخورند.
بیشتر به خاطر:
ریسک بیش از حد
عدم نظم
تغییر مداوم استراتژی
انتظارات غیرواقعی
نداشتن صبر برای ساخت مهارت
شکست میخورند.
⸻
۴. برای رسیدن به مهارت بالا معمولاً چقدر زمان لازم است؟
اعداد تقریبی تحقیقات یادگیری مهارت:
سطح
ساعات تمرین هدفمند
مبتدی
۰ تا ۱۰۰ ساعت
متوسط
۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت
خوب
۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ ساعت
حرفهای
۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰+ ساعت
نخبه
۱۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰+ ساعت
نکته مهم:
کیفیت ساعتها مهمتر از تعداد ساعتهاست.
۱۰۰۰ ساعت تمرین هدفمند میتواند از ۵۰۰۰ ساعت تمرین بیبرنامه ارزشمندتر باشد.
⸻
۵. چیزی که تحقیقات واقعاً نشان میدهند
موفقیت در اکثر حرفهها از فرمولی شبیه این پیروی میکند:
موفقیت = استعداد × تمرین هدفمند × استمرار × محیط مناسب × مدیریت روان
اگر یکی از این عوامل صفر شود، نتیجه به شدت افت میکند.
❤12👍3🔥2⚡1
قانون ۸۰/۲۰ یا اصل پارتو (Pareto Principle) میگوید:
در بسیاری از سیستمها، حدود ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ علل به وجود میآید.
این اصل توسط Vilfredo Pareto مطرح شد؛ او مشاهده کرد که حدود ۸۰٪ زمینهای ایتالیا در اختیار ۲۰٪ مردم است.
نکته مهم
این قانون یک قاعده تجربی است، نه یک قانون ریاضی یا طبیعی. یعنی قرار نیست همیشه دقیقاً ۸۰ و ۲۰ باشد. گاهی:
۷۰/۳۰
۹۰/۱۰
۹۵/۵
هم دیده میشود.
⸻
در ترید
اغلب مشاهده میشود:
۲۰٪ معاملهها، ۸۰٪ سود سال را میسازند.
۲۰٪ اشتباهات، ۸۰٪ ضررها را ایجاد میکنند.
۲۰٪ ستاپها، بیشترین بازدهی را دارند.
مثلاً اگر در سال ۲۰۰ معامله انجام دهی، ممکن است فقط ۲۰ تا ۴۰ معامله بخش عمده سودت را بسازند.
⸻
در کسبوکار
۲۰٪ مشتریان، ۸۰٪ درآمد را تولید میکنند.
۲۰٪ محصولات، ۸۰٪ فروش را دارند.
⸻
در یادگیری
۲۰٪ مفاهیم، ۸۰٪ نتایج را میدهن
در بسیاری از سیستمها، حدود ۸۰٪ نتایج از ۲۰٪ علل به وجود میآید.
این اصل توسط Vilfredo Pareto مطرح شد؛ او مشاهده کرد که حدود ۸۰٪ زمینهای ایتالیا در اختیار ۲۰٪ مردم است.
نکته مهم
این قانون یک قاعده تجربی است، نه یک قانون ریاضی یا طبیعی. یعنی قرار نیست همیشه دقیقاً ۸۰ و ۲۰ باشد. گاهی:
۷۰/۳۰
۹۰/۱۰
۹۵/۵
هم دیده میشود.
⸻
در ترید
اغلب مشاهده میشود:
۲۰٪ معاملهها، ۸۰٪ سود سال را میسازند.
۲۰٪ اشتباهات، ۸۰٪ ضررها را ایجاد میکنند.
۲۰٪ ستاپها، بیشترین بازدهی را دارند.
مثلاً اگر در سال ۲۰۰ معامله انجام دهی، ممکن است فقط ۲۰ تا ۴۰ معامله بخش عمده سودت را بسازند.
⸻
در کسبوکار
۲۰٪ مشتریان، ۸۰٪ درآمد را تولید میکنند.
۲۰٪ محصولات، ۸۰٪ فروش را دارند.
⸻
در یادگیری
۲۰٪ مفاهیم، ۸۰٪ نتایج را میدهن
❤10👍2🔥1
«از بازار حقوق ماهانه نگیر؛ اجازه بده بازار در چرخههای خودش به تو پول بده.
❤14⚡1👍1🔥1
🐇آموزشLIT🔮
«از بازار حقوق ماهانه نگیر؛ اجازه بده بازار در چرخههای خودش به تو پول بده.
ترید ابزار ساخت ثروت است، نه ابزار تأمین هزینههای ماهانه زندگی.
دلیلش ساده است:
بازار به تو حقوق ثابت نمیدهد.
بازار قرارداد استخدامی با تو ندارد.
ممکن است ۳ ماه فوقالعاده باشد و ۲ ماه تقریباً خنثی.
برای همین بسیاری از معاملهگران موفق در سالهای اول، یک منبع درآمد دیگر دارند.
چرا داشتن بیزنس یا شغل کنار ترید مفید است؟
وقتی اجاره خانه، قسط، مخارج زندگی و فشار مالی از ترید تأمین شود:
مجبور میشوی معامله بگیری.
ستاپهای ضعیف را هم وارد میشوی.
اورترید میکنی.
بعد وارد لوپ ضرر میشوی.
اما وقتی درآمد دیگری داری:
فقط ستاپهای A+ را میگیری.
صبورتر میشوی.
کمتر تحت فشار روانی هستی.
اجازه میدهی مزیت آماری سیستم کار خودش را بکند.
⸻
تفاوت بیزنس و ترید
بیزنس
درآمد نسبتاً قابل پیشبینیتر
رشد آهستهتر
نیاز به زمان و مدیریت
ترید
درآمد نامنظم
نوسان بالا
مقیاسپذیری فوقالعاده
مثلاً ممکن است یک بیزنس ۳۰۰۰ دلار در ماه ثابت بدهد، اما یک تریدر حرفهای در یک ماه ۱۰ هزار دلار و ماه بعد ۵۰۰ دلار سود داشته باشد.
⸻
چیزی که بسیاری از تریدرهای بزرگ انجام دادهاند
خیلی از معاملهگران موفق ابتدا:
شغل داشتند.
سرمایه جمع کردند.
چند سال ترید را کنار کار اصلی انجام دادند.
وقتی چندین سال سوددهی پایدار داشتند، تماموقت وارد ترید شدند.
آنها معمولاً برعکس تازهکارها عمل کردند.
تازهکار میگوید:
«میخواهم از ماه بعد فقط از ترید زندگی کنم.»
حرفهای میگوید:
«اول ثابت میکنم میتوانم چند سال سودده باشم، بعد به ترید بهعنوان شغل اصلی نگاه میکنم.
دلیلش ساده است:
بازار به تو حقوق ثابت نمیدهد.
بازار قرارداد استخدامی با تو ندارد.
ممکن است ۳ ماه فوقالعاده باشد و ۲ ماه تقریباً خنثی.
برای همین بسیاری از معاملهگران موفق در سالهای اول، یک منبع درآمد دیگر دارند.
چرا داشتن بیزنس یا شغل کنار ترید مفید است؟
وقتی اجاره خانه، قسط، مخارج زندگی و فشار مالی از ترید تأمین شود:
مجبور میشوی معامله بگیری.
ستاپهای ضعیف را هم وارد میشوی.
اورترید میکنی.
بعد وارد لوپ ضرر میشوی.
اما وقتی درآمد دیگری داری:
فقط ستاپهای A+ را میگیری.
صبورتر میشوی.
کمتر تحت فشار روانی هستی.
اجازه میدهی مزیت آماری سیستم کار خودش را بکند.
⸻
تفاوت بیزنس و ترید
بیزنس
درآمد نسبتاً قابل پیشبینیتر
رشد آهستهتر
نیاز به زمان و مدیریت
ترید
درآمد نامنظم
نوسان بالا
مقیاسپذیری فوقالعاده
مثلاً ممکن است یک بیزنس ۳۰۰۰ دلار در ماه ثابت بدهد، اما یک تریدر حرفهای در یک ماه ۱۰ هزار دلار و ماه بعد ۵۰۰ دلار سود داشته باشد.
⸻
چیزی که بسیاری از تریدرهای بزرگ انجام دادهاند
خیلی از معاملهگران موفق ابتدا:
شغل داشتند.
سرمایه جمع کردند.
چند سال ترید را کنار کار اصلی انجام دادند.
وقتی چندین سال سوددهی پایدار داشتند، تماموقت وارد ترید شدند.
آنها معمولاً برعکس تازهکارها عمل کردند.
تازهکار میگوید:
«میخواهم از ماه بعد فقط از ترید زندگی کنم.»
حرفهای میگوید:
«اول ثابت میکنم میتوانم چند سال سودده باشم، بعد به ترید بهعنوان شغل اصلی نگاه میکنم.
❤11👍5🔥1😐1
🐇آموزشLIT🔮
ترید ابزار ساخت ثروت است، نه ابزار تأمین هزینههای ماهانه زندگی. دلیلش ساده است: بازار به تو حقوق ثابت نمیدهد. بازار قرارداد استخدامی با تو ندارد. ممکن است ۳ ماه فوقالعاده باشد و ۲ ماه تقریباً خنثی. برای همین بسیاری از معاملهگران موفق در سالهای اول،…
بسیاری از معاملهگران قدیمی معتقدند:
«بازار بهترین فرصتها را به کسی میدهد که مجبور به معامله کردن نباشد.»
چون وقتی برای پرداخت قبضها به سود این ماه نیاز داری، تصمیمهایت دیگر بر اساس تحلیل نیست؛ بر اساس نیاز مالی است
در بلندمدت هم جالب است که بسیاری از ثروتمندترین معاملهگران دنیا بخش بزرگی از سرمایهشان را از ترید ساختهاند، اما بخش زیادی از جریان نقدی زندگیشان از سرمایهگذاریها، شرکتها و کسبوکارهای دیگر آمده است؛ چون ترید برای ساخت سرمایه عالی است، اما لزوماً بهترین ابزار برای تولید درآمد ماهانه قابل پیشبینی نیست
«بازار بهترین فرصتها را به کسی میدهد که مجبور به معامله کردن نباشد.»
چون وقتی برای پرداخت قبضها به سود این ماه نیاز داری، تصمیمهایت دیگر بر اساس تحلیل نیست؛ بر اساس نیاز مالی است
در بلندمدت هم جالب است که بسیاری از ثروتمندترین معاملهگران دنیا بخش بزرگی از سرمایهشان را از ترید ساختهاند، اما بخش زیادی از جریان نقدی زندگیشان از سرمایهگذاریها، شرکتها و کسبوکارهای دیگر آمده است؛ چون ترید برای ساخت سرمایه عالی است، اما لزوماً بهترین ابزار برای تولید درآمد ماهانه قابل پیشبینی نیست
❤14👍2⚡1🏆1
بله، این یکی از مهمترین سوءتفاهمها در بین معاملهگران خرد است که فکر میکنند بازار همیشه یک سیستم کاملاً مکانیکی و تکرارشونده است.
اگر به نوشتهها و صحبتهای معاملهگران بزرگ و نویسندگان معتبر نگاه کنیم، تقریباً همه آنها تأکید میکنند که بازار عناصر مکانیکی دارد اما کاملاً مکانیکی نیست.
دیدگاه معاملهگران بزرگ
George Soros
سوروس نظریه Reflexivity را مطرح کرد. او معتقد بود قیمتها فقط بازتاب واقعیت نیستند، بلکه خودشان روی واقعیت اثر میگذارند. به همین دلیل بازار یک سیستم پویا و تطبیقی است و نمیتوان آن را مانند یک ماشین ثابت مدلسازی کرد.
او در کتاب The Alchemy of Finance توضیح میدهد که رفتار شرکتکنندگان بازار دائماً ساختار بازار را تغییر میدهد.
⸻
Mark Douglas
در کتاب Trading in the Zone بیان میکند که:
هر معامله نتیجهای نامطمئن دارد، حتی اگر مزیت آماری وجود داشته باشد.
این یعنی الگوها تکرار میشوند اما هر بار دقیقاً به یک شکل ظاهر نمیشوند.
⸻
Paul Tudor Jones
او بارها گفته است که بازارها دائماً در حال تغییر هستند و استراتژیای که امروز سودده است ممکن است چند سال بعد کارایی خود را از دست بدهد.
⸻
Ray Dalio
دالیو بازار را یک «ماشین اقتصادی» میداند، اما تأکید میکند که این ماشین تحت تأثیر احساسات، سیاستهای پولی، نقدینگی و رفتار انسانها قرار دارد؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت همیشه خروجی یکسانی تولید کند.
⸻
دیدگاه کتابهای مایکروساختار بازار
در حوزه آکادمیک و مایکروساختار بازار، کتابهایی مانند:
Trading and Exchanges
Market Microstructure Theory
توضیح میدهند که قیمت حاصل تعامل بین:
سفارشات مؤسسات
نقدینگی
بازارسازها
معاملهگران خرد
اخبار و اطلاعات جدید
است.
وقتی شرکتکنندگان تغییر میکنند، رفتار بازار نیز تغییر میکند. بنابراین بازار یک Complex Adaptive System (سیستم پیچیده تطبیقی) است، نه یک الگوریتم ثابت
اگر به نوشتهها و صحبتهای معاملهگران بزرگ و نویسندگان معتبر نگاه کنیم، تقریباً همه آنها تأکید میکنند که بازار عناصر مکانیکی دارد اما کاملاً مکانیکی نیست.
دیدگاه معاملهگران بزرگ
George Soros
سوروس نظریه Reflexivity را مطرح کرد. او معتقد بود قیمتها فقط بازتاب واقعیت نیستند، بلکه خودشان روی واقعیت اثر میگذارند. به همین دلیل بازار یک سیستم پویا و تطبیقی است و نمیتوان آن را مانند یک ماشین ثابت مدلسازی کرد.
او در کتاب The Alchemy of Finance توضیح میدهد که رفتار شرکتکنندگان بازار دائماً ساختار بازار را تغییر میدهد.
⸻
Mark Douglas
در کتاب Trading in the Zone بیان میکند که:
هر معامله نتیجهای نامطمئن دارد، حتی اگر مزیت آماری وجود داشته باشد.
این یعنی الگوها تکرار میشوند اما هر بار دقیقاً به یک شکل ظاهر نمیشوند.
⸻
Paul Tudor Jones
او بارها گفته است که بازارها دائماً در حال تغییر هستند و استراتژیای که امروز سودده است ممکن است چند سال بعد کارایی خود را از دست بدهد.
⸻
Ray Dalio
دالیو بازار را یک «ماشین اقتصادی» میداند، اما تأکید میکند که این ماشین تحت تأثیر احساسات، سیاستهای پولی، نقدینگی و رفتار انسانها قرار دارد؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت همیشه خروجی یکسانی تولید کند.
⸻
دیدگاه کتابهای مایکروساختار بازار
در حوزه آکادمیک و مایکروساختار بازار، کتابهایی مانند:
Trading and Exchanges
Market Microstructure Theory
توضیح میدهند که قیمت حاصل تعامل بین:
سفارشات مؤسسات
نقدینگی
بازارسازها
معاملهگران خرد
اخبار و اطلاعات جدید
است.
وقتی شرکتکنندگان تغییر میکنند، رفتار بازار نیز تغییر میکند. بنابراین بازار یک Complex Adaptive System (سیستم پیچیده تطبیقی) است، نه یک الگوریتم ثابت
❤7👍2
بهطور کلی ستاپها در تایمفریمهای پایین بیشتر نقض میشوند.
دلیل اصلی:
در تایمهای پایین (1M، 5M، 15M) حجم پول کمتری برای جابهجا کردن قیمت لازم است.
نویز بازار و نوسانات تصادفی بیشتر است.
جریان سفارشات کوتاهمدت میتواند بهراحتی باعث فیکاوت، استاپهانت و شکستهای کاذب شود.
در مقابل:
تایمفریمهای بالاتر (4H، Daily، Weekly) حاصل تجمیع حجم بسیار بیشتری از معاملات هستند.
برای نقض یک ساختار یا ستاپ در این تایمها، سرمایه و فشار خرید/فروش بسیار بیشتری لازم است.
به زبان ساده:
هرچه تایمفریم پایینتر → ستاپهای بیشتر، اما خطا و نقض بیشتر.
هرچه تایمفریم بالاتر → ستاپهای کمتر، اما پایداری و اعتبار بیشتر
دلیل اصلی:
در تایمهای پایین (1M، 5M، 15M) حجم پول کمتری برای جابهجا کردن قیمت لازم است.
نویز بازار و نوسانات تصادفی بیشتر است.
جریان سفارشات کوتاهمدت میتواند بهراحتی باعث فیکاوت، استاپهانت و شکستهای کاذب شود.
در مقابل:
تایمفریمهای بالاتر (4H، Daily، Weekly) حاصل تجمیع حجم بسیار بیشتری از معاملات هستند.
برای نقض یک ساختار یا ستاپ در این تایمها، سرمایه و فشار خرید/فروش بسیار بیشتری لازم است.
به زبان ساده:
هرچه تایمفریم پایینتر → ستاپهای بیشتر، اما خطا و نقض بیشتر.
هرچه تایمفریم بالاتر → ستاپهای کمتر، اما پایداری و اعتبار بیشتر
❤10🤔2👍1