مشغله زیاد شاید به شما احساس مهم بودن دهد اما وقتی برنامه ی روزانه ی شما کاملاً پر باشد دیگر فرصتی برای تفکر و تعمق، رشد فردی و تمرین دادن قوای روحی خود برایتان باقی نمی مانند.
تقویت عضلات روحی اغلب بیشتر به «بودن» و کمتر به «انجام دادن» نیاز دارد. مثلاً تمرین ذهن آگاهی به یک تلاش آگاهانه نیاز دارد (ذهن آگاهی یک تکنیک است که کمک می کند در زمان حال بمانید و اجازه ندهید افکار نگران کننده در مورد آینده یا خاطرات گذشته به شما غلبه کنند). شما نمی توانید نتیجه ی تلاش تان را فوراً ببینید و حتی ممکن است به خاطر «مؤثر» نبودن احساس گناه کنید.
اما هر کسی می تواند در برنامه ی شلوغ روزانه اش جایی برای تقویت عضلات روحی خود باز کند، البته اگر این مسأله برای آن شخص یک اولویت باشد. اگر اینگونه باشد، شما در همه ی جنبه های زندگی بیشتر احساس مؤثر بودن خواهید کرد.
🍃 @leanstrategy
تقویت عضلات روحی اغلب بیشتر به «بودن» و کمتر به «انجام دادن» نیاز دارد. مثلاً تمرین ذهن آگاهی به یک تلاش آگاهانه نیاز دارد (ذهن آگاهی یک تکنیک است که کمک می کند در زمان حال بمانید و اجازه ندهید افکار نگران کننده در مورد آینده یا خاطرات گذشته به شما غلبه کنند). شما نمی توانید نتیجه ی تلاش تان را فوراً ببینید و حتی ممکن است به خاطر «مؤثر» نبودن احساس گناه کنید.
اما هر کسی می تواند در برنامه ی شلوغ روزانه اش جایی برای تقویت عضلات روحی خود باز کند، البته اگر این مسأله برای آن شخص یک اولویت باشد. اگر اینگونه باشد، شما در همه ی جنبه های زندگی بیشتر احساس مؤثر بودن خواهید کرد.
🍃 @leanstrategy
"خدای من! افزایش کارایی در یک ارکستر! "
دانش آموخته جوان و مشتاق MBA در مقطعی زمانی فرصتی برای پیادهسازی آموختههایش یافت. قرار بود جوانِ مشتاق گروهی که آشنایی قبلی با آنها نداشت انتخاب و راهکارهایی برای بهبود کارایی آن گروه ارائه کند. او برای این کار گروه ارکستر سمفونیک را انتخاب کرد و پس از برخی مطالعات اولیه، در اولین کنسرت شرکت کرد. او، مطابق با روشهای تحلیلی که در دانشکده آموخته بود، این تحلیلها را ارائه کرد:
۱. عجیب بود که چهار نوازنده قرهنی مدتی طولانی کاری انجام نمی دادند؛ لذا باید تعداد قرهنیها کاهش یابد و کار نواختن قرهنی به طور یکنواخت در تمام مدت کنسرت تقسیم شود. در این صورت دیگر آنها بیکار نخواهند بود.
۲. همه بیست ویولن نتهای یکسانی را می نواختند. این تکرار ضروری به نظر نمی رسد، لذا کارکنان این بخش را می توان کاهش داد.
۳. فرسودگی و کهنهبودن تجهیزات نیز مسئلهای است که به بررسی نیاز دارد. ویولن ویولننواز اصلی چندصد سال قدمت دارد. اگر استهلاک سالانه این ویولن را در نظر بگیریم، ارزش فعلی آن صفر است و نیاز است که با ابزاری مدرن و بهروز جایگزین شود.
۴. تلاش زیادی برای نواختن نتهای سریع سهلاچنگ صرف می شد که بهنظر غیر ضروری است. پیشنهاد می شود همه نتها به مشابهترین دولاچنگ تغییر یابند. در این صورت می توان از افراد تازهکار و ناوارد نیز بیشتر استفاده کرد.
۵. در نهایت به نظر می رسد برخی قطعات موسیقی در کنسرت بیش از حد تکرار می شوند؛ بنابراین باید بسیاری از آنها حذف شوند. این تکرار هیچ ارزش افزودهای ایجاد نمی کند. پیشبینی میشود در صورت حذف قطعات تکراری، زمان کنسرت از دو ساعت به بیست دقیقه کاهش یابد؛ در این صورت به زمان تنفس در میانه کنسرت نیز نیازی نخواهد بود.
به راستی تجویزهای این تحلیلگر برای ارکستر خندهدار نیست؟
کتاب: قصههای شب برای مدیران
نویسنده: هنری مینتزبرگ
به کوشش امین ترابی
منبع:هنر مدیریت
🍃 @leanstrategy
دانش آموخته جوان و مشتاق MBA در مقطعی زمانی فرصتی برای پیادهسازی آموختههایش یافت. قرار بود جوانِ مشتاق گروهی که آشنایی قبلی با آنها نداشت انتخاب و راهکارهایی برای بهبود کارایی آن گروه ارائه کند. او برای این کار گروه ارکستر سمفونیک را انتخاب کرد و پس از برخی مطالعات اولیه، در اولین کنسرت شرکت کرد. او، مطابق با روشهای تحلیلی که در دانشکده آموخته بود، این تحلیلها را ارائه کرد:
۱. عجیب بود که چهار نوازنده قرهنی مدتی طولانی کاری انجام نمی دادند؛ لذا باید تعداد قرهنیها کاهش یابد و کار نواختن قرهنی به طور یکنواخت در تمام مدت کنسرت تقسیم شود. در این صورت دیگر آنها بیکار نخواهند بود.
۲. همه بیست ویولن نتهای یکسانی را می نواختند. این تکرار ضروری به نظر نمی رسد، لذا کارکنان این بخش را می توان کاهش داد.
۳. فرسودگی و کهنهبودن تجهیزات نیز مسئلهای است که به بررسی نیاز دارد. ویولن ویولننواز اصلی چندصد سال قدمت دارد. اگر استهلاک سالانه این ویولن را در نظر بگیریم، ارزش فعلی آن صفر است و نیاز است که با ابزاری مدرن و بهروز جایگزین شود.
۴. تلاش زیادی برای نواختن نتهای سریع سهلاچنگ صرف می شد که بهنظر غیر ضروری است. پیشنهاد می شود همه نتها به مشابهترین دولاچنگ تغییر یابند. در این صورت می توان از افراد تازهکار و ناوارد نیز بیشتر استفاده کرد.
۵. در نهایت به نظر می رسد برخی قطعات موسیقی در کنسرت بیش از حد تکرار می شوند؛ بنابراین باید بسیاری از آنها حذف شوند. این تکرار هیچ ارزش افزودهای ایجاد نمی کند. پیشبینی میشود در صورت حذف قطعات تکراری، زمان کنسرت از دو ساعت به بیست دقیقه کاهش یابد؛ در این صورت به زمان تنفس در میانه کنسرت نیز نیازی نخواهد بود.
به راستی تجویزهای این تحلیلگر برای ارکستر خندهدار نیست؟
کتاب: قصههای شب برای مدیران
نویسنده: هنری مینتزبرگ
به کوشش امین ترابی
منبع:هنر مدیریت
🍃 @leanstrategy